تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی فرهنگی امام حسن مجتبی (ع) :

مقدمه

فرهنگ هر اجتماع از شناسه های اصلی آن به شمار می رود. تکیه و افتخار بسیاری از کشورها و ملت ها، به فرهنگ غنی و پرمایه شان است. داشتن همین پشتوانه قوی باعث اعتماد به نفس در آن ها شده در برخوردهای سیاسی- اجتماعی و تقابل های فرهنگی، ملت ها را در برابر آسیب ها و شکست ها ایمن می کند. البته کشورهایی هم پیدا می شوند که به سبب احساس خلأ فرهنگی، فرهنگ های سایر ملت ها و کشورها را به نام خود ثبت می کنند و می خواهند از قِبَلِ این تقلب فرهنگی برای خود، شأن و منزلتی به دست آورند.

اسلام به عنوان یک دین فرهنگی و یک فرهنگ دینی، در جامعه انسانی ظهور یافت و از آن زمان تاکنون باگذشت سالیان متمادی و عبور از نسل ها هم چنان به عنوان فرهنگی غنی و باارزش در میان سایر مذاهب، فرهنگ ها و آیین ها خودنمایی می کند. آن ها که قدر این گوهر گران قدر را می دانند، با تلاش سعی دارند غبار نادانی ها را از روی آن بشویند و آن ها که کینه ای از آن به دل دارند، دنبال لکه دار کردن این تابلوی اثرگذار و ماندگار هستند. البته افرادی نیز با زیرکی، آنچه را که آیین پاک احمدی به عنوان فرهنگ اسلامی به بشریت عرضه داشته است، به نام ملت و کشور و مذهب خود اعلام می کنند و با سوءاستفاده از غفلت مسلمانان، به کسب شأن منزلت برای خود می پردازند.

حال باید دید فرهنگی که ملت ها از آن به افتخار یاد می کنند، چگونه شکل یافته است و سرچشمه های آن از کجا آغاز می شود و چگونه می توان به غنا و ارزش آن افزود؟ فرهنگی که از سرچشمه های پاک خدایی نشأت گرفته، اگر به صورت درست به آن پرداخته شود، می تواند نسل ها را یکی پس از دیگری، با استواری به رشد برساند.

اسلام از ابتدای ظهور، در میان محیطی رخ نشان داد که از فرهنگ و تمدن، نشان چندانی نداشت. از آن جا که اسلام دین جاویدان است، فرهنگ و تمدن خود را از نو بنا نهاد و از ریشه به ساختن فرهنگ اسلامی پرداخت. برای رشد این فرهنگ تازه مولود، پیامبر اسلام (ص) و معصومان (علیهم السلام) بنابر اقتضای محیط و موقعیت خود، به تلاش هایی در این زمینه پرداختند تا بتوانند آنچه را که اسلام به عنوان یک دین کامل برای بشر هدیه آورده، به صورت نظری و عملی به تصویر بکشند و آن را به صورت فرهنگ اسلام در میان مسلمانان گسترش دهند.

قدرت و عظمت فرهنگ اسلامی چنان گیرا و فراگیر است که در هرکجا به صورت درست رونمایی شود، از آن استقبال می شود و جای خود را در میان سایر فرهنگ ها باز می کند و بر آن ها اثر می گذارد. به همین دلیل، قدرت های سلطه گر برای این که مانع نفوذ فرهنگ اسلامی شوند که با منافع دنیایی و استعماری شان در تضاد است، به تخریب چهره اسلام و فرهنگ غنی آن پرداخته اند. ازاین رو، مهم ترین وظیفه مسلمانان این است که فرهنگ اسلام را خوب درک کنند و به صورت درست به گسترش آن بپردازند. برای رسیدن به نتیجه مطلوب در این زمینه، بررسی سیره معصومان (علیهم السلام) بهترین راه است؛ زیرا ایشان نه تنها تمام رفتار و کردارشان مطابق فرهنگ اسلام بود، بلکه خود به فرهنگ سازی در این زمینه می پرداختند؛ یعنی با روش های مناسب، فرهنگ اسلام را در جامعه اجرا می کردند و به دیگران آموزش می دادند. شناسایی سبک و روش فرهنگی ائمه (علیهم السلام) این امکان را به مسلمانان می دهد که هریک از آن ها علاوه بر مقابله با تهاجم فرهنگی، خود نیرویی برای دفاع از فرهنگ اسلام و سربازان دلیر جنگ نرم در رویارویی با دشمنان فرهنگی باشند.

در این مقاله، تلاش شده است تا با کمک از تاریخ و روایات، به نقش فرهنگی و فعالیت های فرهنگ ساز امام حسن (ع) در ساختن فرهنگ غنی اسلام اشاره گردد و گوشه هایی از فعالیت های فرهنگی ایشان بیان شود. از آن جا که ایشان در آغازین مراتب سلسله امامت قرار دارند، نقش حضرت نیز اثرگذارتر و پررنگ تر و سیره و سبک زندگی فرهنگی ایشان ناب و زلال تر خواهد بود. امام در دوران صدر اسلام می زیستند و تحت تربیت و تعلیم سه معصوم قرار داشتند: پیامبر اسلام (ص) حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) که از بنیان گذاران فرهنگ اسلام بودند. داشتن این جایگاه و منزلت فرهنگی، این امکان را به ایشان داده بود که به صورت مستقیم، فرهنگ ناب اسلام را از پیامبر (ص) که با وحی مرتبط بودند، دریافت کنند و هم چنین با روش های درست تربیتی اسلام پرورش یابند. به این ترتیب هم روش درست تربیت و هم فرهنگ ناب اسلام را مشاهده کردند و هم در محیطی رشد یافتند که همه به فکر گسترش فرهنگ اسلام بودند. با توجه به این موارد، بررسی سبک زندگی فرهنگی امام مجتبی (ع) مفید است.

در کتاب های تاریخی و سیره که به زندگی امام مجتبی (ع) پرداخته اند، هر چند از جهت تعداد و محتوا مظلومیت امام مشهود است، ولی بیش ترین موضوعی که در این کتب مشاهده می شود، توجه به مسائل سیاسی زمان امام است و به امور فرهنگی و اقدامات ایشان در این زمینه به صورت اختصاصی توجه نشده است. برای رسیدن به سبک زندگی فرهنگی ایشان باید به این سؤال ها پاسخ داد:

۱. روش فرهنگ ساز امام چه بوده است؟

۲. ایشان برای فرهنگ سازی چه اقداماتی انجام می دادند؟

برای پاسخ به این سؤالات، مطالب در دو قسمت آمده است: اقدامات علمی و فرهنگی.

بررسی مفاهیم

۱. سیره

سیره در لغت از سیر آمده و به معنای رفتن است. معانی درگیر آن عبارتند از: حالت و وضع طبیعی،

[۱]

سنت و روش و هیأت،

[۲]

مذهب، روش و کردار.

[۳]

نکته ای که در مورد سیره باید به آن اشاره کرد این است که وزن فعله در زبان عرب، بر نوع دلالت دارد به این معنا که سیره بر نوع رفتار اشاره می کند.

سیرت در فارسی نیز به معنای سیره و خلق وخو و عادت نیز آمده است.

[۴]

در اصطلاح، سیره را چنین معنا کرده اند: این واژه، نوع رفتار و سبک و متد و معیار «سیر» را بیان می کند.

[۵]

سیره عبارت است از: سبک و اسلوب و متد خاصی که افراد صاحب اسلوب و سبک و منطق در سیر خودشان به کار می برند.

[۶]

سیر یعنی رفتن، رفتار، ولی سیره یعنی نوع و سبک رفتار.

[۷]

از آنچه در معنای لغوی و اصطلاحی آمده، می توان گفت: سیره یعنی روش و نوع رفتار که به صورت اصول کلی بر زندگی افراد حاکم است. البته به اعتقاد شهید مطهری بسیاری از مردم هیچ سبکی در زندگی خود ندارند.

۲. فرهنگ

مفهوم دیگری که در اینجا لازم است در مورد آن بحث شود، فرهنگ به معنای علم تربیت و تربیت و عقل، تدبیر و چاره و

[۸]

همچنین به معنای آداب و رسوم است.

[۹]

برای فرهنگ تا آن جا که جست وجو شد معنای اصطلاحی خاصی نیامده، گویا معنای لغوی و اصطلاحی آن یکی است. منظور از سیره فرهنگی امام مجتبی (ع)، رفتارهایی است که ایشان برای رشد و ارتقای تربیت اسلامی انجام دادند و به عنوان سیره ایشان ثبت شده که در ادامه به آن پرداخته می شود.

الف) سیره علمی- فرهنگی

همان طور که در تعریف فرهنگ آمده، منظور علم و تعلیم و تربیت است. با این تفسیر هر کاری که برای رشد علمی و گسترش تعلیم و تربیت در جامعه صورت بگیرد، به ارتقا و رشد فرهنگی آن جامعه کمک کرده است.

در زندگی امام مجتبی (ع) موارد بسیار دیده می شود که به روش های مختلف، به گسترش علم و تعلیم و تربیت در جامعه می پرداختند. روش های علمی ایشان عبارت بودند از:

۱. پاسخ به سؤالات

یکی از بهترین روش های تعلیم و تربیت، پاسخ دادن به پرسش هایی است که در جامعه وجود دارد. به این صورت که پاسخ هایی درست به شبهات و پرسش ها داده شود و سطح علم و فرهنگ در میان عموم مردم بالا رود. اگر به سؤالات پاسخ درست داده نشود، افکار عمومی با شبهات و پرسش های بی پاسخ درگیر می شود و از فعالیت درست خود و حرکت به سمت کمال بازمی ماند. فرقی نمی کند که سؤال در چه زمینه ای باشد: اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره. مهم این است که پاسخی برای پرسش خود داشته باشند؛ در غیر این صورت دین را پاسخ گوی نیازهای خود نمی دانند.

برپایه بسیاری از روایات، امام حسن (ع) به سؤالات مختلف مردم پاسخ می دادند. برای نمونه، شخصی وارد مسجد شد و افرادی را دید که از پیامبر اسلام (ص) روایت نقل می کنند. جلو رفت و پرسید:

«أَخْبِرْنِی عَنْ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ؟» فَقَالَ نَعَمْ أَمَّا الشَّاهِدُ فَیوْمُ الْجُمُعَهِ وَ أَمَّا الْمَشْهُودُ فَیوْمُ عَرَفَهَ فَجُزْتُهُ إِلَی آخَرَ یحَدِّثُ فَقُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ. فَقَالَ نَعَمْ أَمَّا الشَّاهِدُ فَیوْمُ الْجُمُعَهِ وَ أَمَّا الْمَشْهُودُ فَیوْمُ النَّحْرِ فَجُزْتُهُمَا إِلَی غُلَامٍ کأَنَّ وَجْهَهُ الدِّینَارُ وَ هُوَ یحَدِّثُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ فَقَالَ نَعَمْ أَمَّا الشَّاهِدُ فَمُحَمَّدٌ (ص) وَ أَمَّا الْمَشْهُودُ فَیوْمُ الْقِیامَهِ أَمَا سَمِعْتَهُ یقُولُ

(یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناک شاهِداً)

[۱۰]

وَ قَالَ تَعَالَی

«ذلِک یوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِک یوْمٌ مَشْهُودٌ

»

[۱۱]

سَأَلْتُ عَنِ الْأَوَّلِ فَقَالُوا ابْنُ عَبَّاسٍ وَ سَأَلْتُ عَنِ الثَّانِی فَقَالُوا ابْنُ عُمَرَ وَ سَأَلْتُ عَنِ الثَّالِثِ فَقَالُوا الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) وَ کانَ قَوْلُ الْحَسَنِ أَحْسن

؛

[۱۲]

«مرا از شاهد و مشهود خبر می دهی؟» گفت: «بلی اما شاهد پس روز جمعه است و مشهود روز عرفه.» از آن جا گذشتم و آمدم پیش دیگری که او نیز حدیث نقل می کرد. گفتم: «مرا از شاهد و مشهود با خبر می کنی؟» گفت: «بلی اما شاهد روز جمعه است و مشهود روز نحر»، از آن جا نیز عبور کردم و آمدم نزد جوانی که گویا روی او طلای سرخ بود و از رسول الله (ص) روایت می فرمود. پیش رفتم و گفتم: «مرا از شاهد و مشهود خبر می دهی؟» گفت: «بلی اما شاهد پس محمد (ص) است و مشهود روز قیامت. آیا نشنیده ای که حق تعالی فرموده (یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناک شاهِداً) ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذارکننده؛ و دیگر فرمود (ذلِک یوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِک یوْمٌ مَشْهُودٌ) همان روزی است که مردم در آن جمع می شوند، و روزی که همه آن را مشاهده می کنند.» بعد درباره اولی سؤال کردم گفتند: «ابن عباس است»، و از دومی پرسیدم گفتند: «ابن عمر است»، و درباره سومی سؤال کردم گفتند: «حسن بن علی بن ابی طالب (ع) است و گفتار حسن (ع) احسن بود.» در این ماجرا نقش امام حسن (ع) در پاسخ گویی درست به خوبی مشاهده می شود. بیانی که با دلیل همراه است و استواری کلامش دل نشین، نشان از آن دارد که علم امام به علم الهی متصل است و ایشان به اسرار دین و دنیا آگاه هستند و هرآن چه که بیان می کنند، از سرچشمه علم لدنی است، ازاین رو بر دل ها اثر می گذارد و زمینه رشد فکری را در جامعه فراهم می کند.

در جای دیگر از امام در مورد سکوت سؤال شد فرمودند:

هُوَ سِتْرُ الْعَمَی وَ زَینُ الْعِرْضِ وَ فَاعِلُهُ فِی رَاحَهٍ وَ جَلِیسُهُ آمِنٌ

؛

[۱۳]

پرده ایست بر کوری و نادانی و آرایشی است برای آبرو. شخص خاموش آسوده است و هم نشین او از او در امان.

امام در این جا فواید اجتماعی سکوت را بیان می کنند. که باعث حفظ آبرو و آسایش مردم است.

در نمونه دیگر، مردی از اهل شام از امام سؤال می کند و ایشان جواب می دهند:

کمْ بَینَ الْحَقِ وَ الْبَاطِلِ وَ کمْ بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ کمْ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ… فَقَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی (ع) بَینَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ أَرْبَعُ أَصَابِعَ فَمَا رَأَیتَهُ بِعَینِک فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیک بَاطِلًا کثِیراً فَقَالَ الشَّامِی صَدَقْتَ قَالَ وَ بَینَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ دَعْوَهُ الْمَظْلُومِ وَ مَدُّ الْبَصَرِ فَمَنْ قَالَ لَک غَیرَ هَذَا فَکذِّبْهُ قَالَ صَدَقْتَ یابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ وَ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ مَسِیرَهُ یوْمٍ لِلشَّمْسِ تَنْظُرُ إِلَیهَا حِینَ تَطْلُعُ مِنْ مشرق ها وَ تَنْظُرُ إِلَیهَا حَتَّی تَغِیبَ فِی مغرب ها قَالَ الشَّامِی صَدَقْتَ و.. . فَقَالَ الشَّامِی أَشْهَدُ أَنَّک ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ

؛

[۱۴]

شامی پرسید: «میان حق و باطل چقدر است و فاصله میان آسمان و زمین چه میزان است و چقدر میان مشرق و مغرب فاصله دارد؟ و…» امام حسن (ع) فرمود: «فاصله بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت است؛ پس آنچه با دو دیده ات مشاهده کردی همان حق است و آنچه با دو گوش خود می شنوی بسیارش باطل است.» شامی گفت: «راست گفتی». فرمود: «و فاصله بین آسمان و زمین به اندازه مد بصر (طول نگاه) و دعای مظلوم مضطر است. پس هر کس پاسخی جز این به تو داد تکذیبش کن.» گفت: «راست گفتی ای زاده رسول خدا.» فرمود: «و فاصله بین مشرق و مغرب مسیر یک روزه خورشید از طلوع تا غروب است.» مرد شامی گفت: «راست فرمودی… شهادت می دهم که تو به حق زاده رسول خدایی.»

تنوع سؤال ها از امام و پاسخ های درست و گیرای ایشان، از گستره علم الهی حضرت حکایت می کند. علمی که در تمام عرصه ها به نحو اکمل در نزد ایشان حاضر بود. البته علم و دانایی، علاوه بر بالا بردن سطح دانش و آگاهی مردم، تأییدی بر صلاحیت و شایستگی امام برای امامت و رهبری است که دوست و دشمن را به اقرار وامی دارد.

۲. مواعظ

موعظه کردن یکی دیگر از راه های گسترش فرهنگ اسلامی است. اگر از این فرصت به خوبی استفاده شود، رشد چشم گیری در فرهنگ جامعه پدید می آید. در روایت آمده:

«المواعظ حیوه القلوب»؛

[۱۵]

” اندرزها، موجب زندگی دل هاست.” اگر در جامعه موعظه کردن به صورت مستمر و مناسب صورت بگیرد، نتیجه ای که به جا می ماند، زنده ماندن روح و جان و حیات واقعی در آن جامعه است. نصیحت مانند آب روان، در میان قشرهای جامعه در حرکت است و در مسیر خود هر آن کس که قابلیت پندپذیری داشته باشد، تطهیر می کند و موجب پاکی درون او می شود. امام علی (ع) می فرمایند:

«المواعظ صقال النّفوس و جلاء القلوب»؛

[۱۶]

” اندرزها زداینده چرکی از جان ها و جلادهنده دل هاست.” با توجه به خاصیت غفلت زدایی و بیدارگری موعظه می توان از آن به عنوان عاملی برای بالندگی فرهنگی استفاده کرد. امام علی (ع) می فرمایند:

«بالمواعظ تنجلی الغفله»؛

[۱۷]

” به وسیله اندرزها زنگار غفلت و بی خبری از دل ها زدوده شود.” وقتی با موعظه، غفلت و بی خبری از جامعه دور گردد آگاهی جای آن را می گیرد که همان رشد فرهنگی جامعه است.

امام مجتبی (ع) نیز از این فرصت استفاده می کردند و به فراخور حال و موقعیت افراد، به موعظه می پرداختند. گاهی موعظه را با سرزنش همراه می کردند و گاهی با ملایمت به نکات اخلاقی اشاره داشتند و گاهی نیز درباره امور اجتماعی مواردی را تذکر می دادند؛ اما در تمامی موارد خیرخواهی امام نسبت به مخاطبان مشترک است. در یکی از این موارد امام خطاب به معاویه که امام علی (ع) را در مسجد سبّ می کرد، چنین می فرماید:

ویلک یا معاویه أنت الّذی تسبّ أمیرالمؤمنین علیا (ع)؟!

أما و اللَّه لَئِنْ رَأَیتَهُ یوْمَ الْقِیامَهِ وَ مَا إِنْ أَظُنُّک تَرَاهُ لَتَرَینَّهُ کاشِفاً عَنْ سَاقٍ یضْرِبُ وُجُوهَ الْمُنَافِقِینَ ضَرْبَ غَرِیبَهِ الْإِبِلِ

؛

[۱۸]

وای بر تو ای معاویه! تو امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) را سبّ می کنی؟ به خدا سوگند اگر روز قیامت بشود، او را خواهی دید- هرچند گمان ندارم که تو را لیاقت آن باشد که دیده ات بر او افتد- که دامن بر کمر زده و بر روی منافقان می زند آن سان که اشتران غریب را از آب دور کنند.

امام حسن (ع) به تناسب رفتار ناشایست معاویه، با شدت به موعظه پرداختند و از این طریق علاوه بر نهی از این کار، افکار عمومی را هم نسبت به جایگاه امام علی (ع) آگاه کردند.

در جای دیگر می فرمایند:

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَمْ یخْلُقْکمْ عَبَثاً وَ لَیسَ بِتَارِککمْ سُدًی کتَبَ آجَالَکمْ وَ قَسَمَ بَینَکمْ مَعَایشَکمْ لِیعْرِفَ کلُّ ذِی لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ وَ أَنَّ مَا قُدِّرَ لَهُ أَصَابَهُ وَ مَا صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یصِیبَهُ قَدْ کفَاکمْ مَئُونَهَ الدُّنْیا وَ فَرَغَکمْ لِعِبَادَتِهِ وَ حَثَّکمْ عَلَی الشُّکرِ وَ افْتَرَضَ عَلَیکمُ الذِّکرَ وَ أَوْصَاکمْ بِالتَّقْوَی وَ جَعَلَ التَّقْوَی مُنْتَهَی رِضَاهُ

[۱۹]

بدانید که خدا شما را بیهوده نیافریده، و خودسر رها ننموده، اجل ها (و عمرها) تان را مقدر کرده، روزی ها را میانتان قسمت فرموده، تا هر خردمندی مقام خود را بشناسد و بداند هر آسیبی مقدر شده، به او خواهد رسید و هر چه تقدیر نشده، نخواهد رسید. خداوند معاش شما را به عهده گرفته تا برای عبادت آسوده خاطر باشید؛ به شکر و حق شناسی ترغیب فرموده، یاد خود را واجب کرده، شما را به پرهیزگاری سفارش نموده که تقوا نهایت خشنودی اوست.

در این جا امام به نکاتی اشاره می کنند که دربردارنده مفاهیم بلند اعتقادی و اخلاقی است. بیان و گسترش این گونه مطالب، روح دینی و اخلاقی را در جامعه به حرکت درمی آورد و باعث ارتقای آگاهی های مردم می شود که امید می رود علاوه بر آگاهی، افراد جامعه به آن پای بند نیز باشند.

امام مجتبی (ع) در کلام دیگر چنین می فرمایند:

لَا أَدَبَ لِمَنْ لَا عَقْلَ لَهُ وَ لَا مُرُوَّهَ لِمَنْ لَا هِمَّهَ لَهُ وَ لَا حَیاءَ لِمَنْ لَا دِینَ لَهُ وَ رَأْسُ الْعَقْلِ مُعَاشَرَهُ النَّاسِ بِالْجَمِیلِ وَ بِالْعَقْلِ تُدْرَک الدَّارَانِ جَمِیعاً وَ مَنْ حَرُمَ مِنَ الْعَقْلِ حَرُمَهُمَا جَمِیعاً.

[۲۰]

کسی که عقل نداشته باشد ادب ندارد، و کسی که همت نداشته باشد جوانمردی ندارد. و حیا نیست برای کسی که دین ندارد. اصل عقل معاشرت نیکو با مردم است انسان به وسیله عقل، به تمام هر دو جهان می رسد و هر کس عقل نداشته باشد، از تمام هر دو جهان محروم است.

بیان این موارد، راه و روش زندگی در کنار دیگران را می آموزد و کلیدهای رسیدن به آرامش، در عین زندگی با دیگران را نشان می دهد تا با به کار بستن آن ها، اجتماع مسلمانان از آرامش و نشاط برخوردار باشد.

۳. خواندن خطبه

ایراد خطبه روش دیگری است که می توان از آن برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه استفاده کرد. وعظ و خطبه رابطه نزدیکی با هم دارند. خطبه جنبه عمومی دارد و برای تعداد زیادی ایراد می شود، ولی وعظ عام است و به صورت فردی و جمعی ممکن است شکل بگیرد. خطبه های امام مجتبی (ع) وجود دارد در موضوعات مختلف ایراد شده و در آن ها مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. امام در یکی از این خطبه ها که به درخواست معاویه صورت گرفت، چنین می فرمایند:

أَیهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یعْرِفْنِی فَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ ابْنُ سَیدَهِ النِّسَاءِ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ أَنَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ أَنَا ابْنُ نَبِی اللَّهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِیرِ أَنَا ابْنُ الْبَشِیرِ النَّذِیرِ أَنَا ابْنُ مَنْ بُعِثَ رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ أَنَا ابْنُ مَنْ بُعِثَ إِلَی الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَنَا ابْنُ خَیرِ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَا ابْنُ صَاحِبِ الْفَضَائِلِ أَنَا ابْنُ صَاحِبِ الْمُعْجِزَاتِ وَ الدَّلَائِلِ أَنَا ابْنُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ أَنَا الْمَدْفُوعُ عَنْ حَقِّی أَنَا وَ أَخِی سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ أَنَا ابْنُ الرُّکنِ وَ الْمَقَامِ أَنَا ابْنُ مَکهَ وَ مِنًی أَنَا ابْنُ الْمَشْعَرِ وَ عَرَفَاتٍ

؛

[۲۱]

ای مردم! هر کس مرا شناخته که شناخته و هر کس مرا نمی شناسد پس بداند که من حسن فرزند علی، فرزند بانوی زنان عالم فاطمه دختر رسول خدا، فرزند رسول خدا، فرزند سراج منیر، فرزند بشیر نذیر، فرزند رحمه للعالمین، فرزند کسی که بر جن و انس برانگیخته شده، فرزند بهترین مردمان بعد از رسول خدا، فرزند صاحب فضایل، فرزند صاحب معجزات و دلایل، فرزند امیرمؤمنان هستم؛ و من کسی هستم که از حقم باز داشته شده ام. من و برادرم، دو آقای جوانان اهل بهشت هستیم، و من زاده رکن و مقامم، و من زاده مکه و منی، مشعر و عرفاتم.

حضرت در این خطبه، به معرفی خود می پردازد، البته نه از باب این که کسی ایشان را نمی شناسد؛ بلکه با بیان مطالب فضایل خاندان نبوت را مرور می کنند تا این فضایل در تاریکی حیله گری معاویه به فراموشی سپرده نشود، زیرا معاویه چنان گستاخانه به جایگاه پیامبر (ص) تکیه زده بود که گویا این منصب از جانب خدا برای او مهیا شده یا این که میراث پدری او بوده است. از طرفی با جسارت تمام، دستور داده بود به صورت رسمی، بر سر منابر به ساحت امیرمومنان (ع) اهانت کنند. در چنین فضایی، لازم بود که امام به توصیف خاندان پاک خویش بپردازند تا با یادآوری آن، مردم از غفلت و گمراهی خارج شوند و با زنده نگه داشتن یاد و خاطره پدر و جد بزرگوار خویش، مانع این شوند که چهره اصلی اسلام از یادها برود و نگذارند اسلامی که معاویه به مردم معرفی کرده، به اسم اسلام اصیل برای نسل های بعدی باقی بماند.

با توجه به منابع تاریخی و روایی، می توان گفت امام از این فرصت نیز برای آگاهی بخشی به عامه مردم استفاده کردند و کوشیدند با گفتار خود، تأثیر فرهنگی لازم را بر جامعه داشته باشند.

۴. احتجاج و مناظره

مناظره از روش هایی است که برای کشف حقایق و بالا بردن آگاهی از آن استفاده می شود. در سیره معصومان استفاده از این روش به صورت فراوان مشاهده می گردد که از آن ها با عنوان احتجاجات یاد شده است. در سیره امام مجتبی (ع) نیز این روش وجود داشته و در مواردی که ایشان موقعیت را مناسب و این روش را تاثیرگذار می دیدند، از آن استفاده می کردند.

در یکی از این بحث ها که بین معاویه و امام حسن (ع) رخ داد، معاویه بر منبر رفت و بر امام علی و امام حسن (ع) ناسزا گفت. امام در جواب او چنین پاسخ دادند:

أَیهَا الذَّاکرُ عَلِیاً أَنَا الْحَسَنُ وَ أَبِی عَلِی وَ أَنْتَ مُعَاوِیهُ وَ أَبُوک صَخْرٌ وَ أُمِّی فَاطِمَهُ وَ أُمُّک هِنْدٌ وَ جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ وَ جَدُّک حَرْبٌ وَ جَدَّتِی خَدِیجَهُ وَ جَدَّتُک قُبَیلَهُ فَلَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی أَخْمَلِنَا ذِکراً وَ أَلْأَمِنَا حَسَباً وَ شَرِّنَا قَوْماً وَ أَقْدَمِنَا کفْراً وَ نِفَاقا

؛

[۲۲]

ای یادکننده علی، منم حسن و پدرم علی است و تویی معاویه و پدر تو صخر مادر من فاطمه بود و مادر تو هند جد من رسول اللَّه است، جد تو حرب، و جده من خدیجه است و جده تو قبیله لعنت خدای تعالی بر هر کدام از ما که نامش گمنام تر و حسب و نسبش پست تر و قوم و قبیله اش بدتر و مقدم در کفر و نفاق است.

امام در این مناظره، علاوه بر این که آداب مناظره را رعایت کرده اند، با بیان جایگاه هر دو طرف بدون هیچ پیش داوری و قضاوتی، به اذهان عمومی یادآور می شوند که ناسزا شایسته کسی است که بد باشد و بدیش ریشه در خاندان و اصل و نسبش داشته باشد.

در مناظره دیگر، در برابر گزافه گویی های برخی، امام به گونه ای رفتار می کنند که در نهایت، آنچه حاصل می شود به ضرر مدعیان است. ماجرا چنین بود:

صعد عمرو المنبر فذکر علیا و وقع فیه، ثم صعد المغیره بن شعبه فحمد الله و أثنی علیه وقع فی علی. ثم قیل للحسن بن علی: اصعد. فقال: لا أصعد و لا أتکلّم حتّی تعطونی إن قلت حقّا أن تصدّقونی و إن قلت باطلا أن تکذّبونی. فأعطوه. فصعد المنبر، فحمد الله و أثنی علیه، فقال: بالله یا عمرو و أنت یا مغیره، تعلمان أنّ رسول الله (ص) قال: لعن السّائق و الرّاکب؟ أحد هما فلان؟ قالا: اللّهمّ نعم، بلی. قال: أنشدک الله یا معاویه و یا مغیره، أ تعلمان أنّ رسول الله (ص) لعن عمراً بکل قافیه قال لعنه؟ قالا: اللّهمّ بلی. قال: أنشدک الله یا عمرو و أنت یا معاویه بن أبی سفیان، أ تعلمان أنّ رسول الله (ص) لعن قوم هذا؟ قالا: بلی. قال الحسن: فإنی أحمد الله الذی وقعتم فیمن تبرّأ من هذا.؛

[۲۳]

عمرو عاص بر منبر رفت و از امام علی (ع) بدگویی کرد؛ سپس مغیره منبر رفت و حمد و ثنای خدا به جا آورد و از علی بدگویی کرد سپس به حسن بن علی گفته شد که منبر برو. آن حضرت فرمود: «من منبر نمی روم و سخن نمی گویم تا به من قول دهید که اگر حق گفتم، تصدیقم کنید و اگر باطل گفتم، تکذیبم کنید.» قول دادند. پس بر منبر رفت و ثنای خداوند به جا آورد و فرمود: «تو را به خدا سوگند، ای عمرو و ای مغیره! آیا می دانید که رسول خدا (ص) آن را که از پی شتر بود، (معاویه) و آن را که بر شتر سوار بود (ابوسفیان) لعن فرمود که یک نفرشان فلانی است؟» گفتند: «آری به خدا» فرمود: «ای معاویه ای مغیره! شما را به خدا سوگند می دهم، آیا می دانید که رسول عمروعاص را در بیتی که سرود یک لعنت فرستاد؟» گفتند: «آری به خدا.» فرمود ای عمروعاص و تو ای معاویه فرزند ابوسفیان! شما را به خدا سوگند می دهم، آیا می دانید که رسول خدا قوم این (مغیره) را لعنت کرد.» گفتند: «آری.» فرمود: «پس سپاس می گویم خدا را که شما از کسی بد گفتید که از همه این ها مبرَاست.

در این مناظره امام از خصم و طرف مقابل، بر راستی گفتار خود اقرار می گیرند و از این طریق حقایقی را بازگو می کنند که حاکی از منفور و ناحق بودن دشمنان ایشان است که خود را محق و دارای جایگاه و منزلت می دانستند.

آنچه تا این جا مطرح شد، رفتارهای علمی امام برای بالا بردن سطح فرهنگی جامعه بود که می توان از آن به عنوان سبک زندگی علمی- فرهنگی امام یاد کرد. ایشان با پاسخ گویی مناسب، خطبه، موعظه و مناظره، از طریق علمی بر افکار عمومی تأثیر می گذاشتند و بنابر ظرفیت افراد و موقعیت مکانی و زمانی و هم چنین میزان آگاهی های طرف مقابل و جایگاه اجتماعی و فرهنگی آن ها، از روش مناسب با او استفاده می کردند. این سبک زندگی، الگویی است تا متخصصان جامعه، با آگاهی و تخصص با استفاده از روش های گوناگون و مناسب، با هرکسی به زبان خودش و متناسب با فهم و درکش گفت وگو نمایند و از هر راهی برای بالا بردن آگاهی افراد استفاده کنند و خود را بدون مسئولیت در قبال وضعیت فرهنگی جامعه ندانند.

ب) سیره عملی- فرهنگی

زمانی که گفتار جامه عمل می پوشد و به رفتار تبدیل می شود، تأثیرگذارتر است و آن را تأیید می کند.

این تأثیرگذاری در امور فرهنگی بیش تر و رفتار بسیار بااهمیت تر از گفتار است. بر همین اساس، هر فرهنگی که بزرگانش خود عامل به آن باشند، فراگیرتر و ماندگارتر به ثمر می نشیند. در برخی موارد شاید هیچ گفتاری وجود نداشته باشد و فقط رفتار رهبران، به عنوان سندی برای برقراری یک فرهنگ کافی بوده است. ازاین رو، می توان رفتارهای فرهنگی را به نوعی فرهنگ نانوشته دانست که در روان انسان ها ثبت می شود و ثبات بیش تری نیز دارد. در فرهنگ اسلامی نیز این مطلب صادق است. رفتارهای فرهنگی ائمه اطهار که تماماً بر اساس دین و بر اوامر الهی مبتنی است، سند معتبری برای فرهنگ اسلامی به شمار می آیند که با گذشت قرن های متمادی هم چون شاخص بر تارک تاریخ می درخشند و گذر زمان نمی تواند بر آن ها خدشه ای وارد کند. سیره عملی امام حسن (ع) نیز از این ویژگی برخوردار بود. این مبحث در دو قسمت مطرح می شود.

۱. زندگی شخصی

منظور از زندگی شخصی، رفتارهای امام حسن (ع) در زندگی شخصی ایشان است که به عنوان رفتار تأثیرگذار و فرهنگ ساز در تاربخ ثبت شده است؛ از جمله:

۱- ۱- زهد و ساده زیستی

بی رغبتی به دنبا از شاخصه های اصلی فرهنگ اسلام است. زیرا محبت و علاقه به دنیا، سرمنشأ تمام بدی ها و گناهان است. امام صادق (ع) می فرمایند:

«حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کلِ خَطِیئَهٍ.»

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *