تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح با 53 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سخنان امام حسن (ع) از آغاز خلافت تا هنگام صلح :

سخن امام حسن (ع) با مردم کوفه در آغاز امامت

ای مردم! تقوای الهی پیشه سازید. ما امیران و اولیای شما هستیم و ما خاندانی هستیم که خداوند دربار ما فرموده: خداوند اراده کرده است که از شما خاندان رجس و پلیدی را دور گرداند، و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

[۱]

ای مردم! دنیا خانه بلاء و آشوب است، و آنچه در آن است زائل و نابود می گردد.

(تا آن جا که فرمود): و من با شما بیعت می کنم به این که با هر که جنگیدیم بجنگید، و با هر که صلح کردم صلح کنید. مردم گفتند: شنیده و اطاعت می کنیم، ای امیرالمومنین امرت را بیان نما.

[۲]

سخن امام حسن (ع) بعد از بیعت با ایشان

ما از حزب خداییم -که پیروز می باشیم- و از خاندان و نزدیکان پیامبر هستیم. ماییم اهل بیت پاک و پاکیزه رسول خدا و یکی از دو یادگار گرانبهایی که او از خود به جای گذاشت. ما یادگار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بعد از کتاب خداییم که بیان هر چیز در آن است و باطل از پیش و پس در آن داخل نشده و همه چیز به آن باز می گردد.

پس تفسیر قرآن در اختیار ماست. ما هرگز در بیان مفاهیم قرآن اشتباه نمی کنیم، بلکه حقایق آن را آشکار می سازیم. پس از ما فرمان برید -که فرمانبری از ما بر شما واجب است- زیرا به اطاعت خدا و پیامبرش مقرون می باشد.

و خداوند می فرماید: «ای ایمان آورندگان از خدا و رسول او و صاحبان امر از بیان خود پیروی کنید و اگر در چیزی اختلاف نمودید، آن را به خدا و رسولش بازگردانید (النساء: ۵۸) و اگر به پیامبر و صاحبان امر از میان خودشان رجوع دهند کسانی که حقایق را از قرآن استنباط می کنند شما را آگاه خواهند ساخت.»

(

النساء: ۸۳)

و شما را بر حذر می دارم از اینکه فریاد شیطان را بشنوید، که دشمن آشکار شماست و از دوستان شیطان نباشید، که خداوند درباره آنان فرمود: «شیطان رفتار آنان را برایشان زینت داد و گفت: امروز هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد و من شما را پناه می دهم ولی چون آن گروهها نمودار شدند، شیطان به پیروان خود پشت کرد و گفت: من از شما بیزارم و من چیزی را می بینیم که شما نمی بینید.»

(الانفال: ۴۸)

آنگاه است که پشت ها را آماج نیزه ها و پیکرها را در معرض شمشیرها و تیرها و بنیان ها را عرص شکست ها می سازید. پس کسی که از پیش ایمان نیاورده، ایمانش به او سودی نمی بخشد و از کردارش خیری نمی بیند، و خدا داناتر است.

[۳]

تحریض اصحاب به جنگ

روایت شده: هنگامیکه معاویه به سوی عراق آمد و به پل «منبج» رسید، منادی ندا کرد و همه را دعوت به اجتماع نمود، هنگامی که مجتمع شدند امام بالای منبر رفت، و پس از حمد و ثنای الهی فرمود:

اما بعد، خداوند فرمان جهاد را بر بندگانش نگاشت، اگر چه آنان را ناخوشایند باشد و به مجاهدان مؤمن فرمود: صبر کنید، که خداوند با صابران است.(الانفال: ۴۶) ای مردم! به خواست و آرمانتان نمی رسید، مگر آنکه بر آن چه ناخوشایند می شمارید، صبر کنید. به من خبر رسیده که معاویه دانسته است که به سوی او حرکت کرده ایم. او هم به جانب ما آمده است. -خدا شما را ببخشاید- همگی به سوی «نُخَیله» قرارگاه ارتش است، حرکت کنید تا بنگرید چه می شود.

راوی گوید: امام در بیان این کلمات بود، در حالیکه از نقض پیمان مردم در هراس بود.

[۴]

مذمت اصحاب بخاطر عدم اهتمام به جهاد

به خدا سوگند ما هرگز در مبارزه با مردم شام پشیمانی و تردیدی نداریم، ما اکنون با دشمن با سلامت و صبر می جنگیم. پس سلامت، با دشمنی و صبر، با ناراحتی مخلوط شده است و شما آن روز که (در جنگ صِفّین) همراه ما بودید، دینتان پیشاپیش دنیایتان بود، ولی امروز دنیایتان دین شما را به پشت سر افکنده است و ما برای شما و شما برای ما بودید؛ اما اکنون دشمن ما شده اید.

و در برابر دو گروه از کشته شدگان قرار دارید: کشته هایی که در صِفّین بودند و بر آنان می گریید و کشته هایی که در نهروان خواستار انتقام آنهایید، گریه کننده خوار است و انتقامجو خواستار انتقام است

و معاویه ما را به کاری می خواند که در آن عزتی نیست. اکنون اگر برای مرگ آماده اید، بر او حمله می بریم، و با ضربه های شمشیر بر او فرمان می رانیم. و اگر خواهان زندگی هستید دعوتش را می پذیریم و به درخواستش رضایت می دهیم.

هنوز سخنان امام پایان نیافته بود، که از همه سوی لشکر فریاد برآمد: زنده می مانیم، زنده می مانیم.

[۵]

حیله اصحاب به امام حسن

روایت شده: هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) رحلت فرمود، مردم نزد امام حسن (ع) آمده و گفتند: تو خلیفه و جانشین پدرت می باشی، و ما پیرو تو و شنونده فرامین تو هستیم. ما را به امرت آشنا نما.

امام فرمود: به خدا سوگند دروغ گفتید و به کسی که از من بهتر بود، وفا نکردید. چگونه به من وفا می کنید؟ و چگونه به شما مطمئن باشم در حالیکه به شما اعتمادی ندارم؟ اگر راست می گویید، موعد من و شما پادگان مداین است. به آنجا بیایید.

امام سوار شد و هر که قصد داشت، با ایشان سوار شد و بسیاری ماندند و به گفتار خود وفا نکردند و همچنانکه به امیرالمؤمنین (علیه السلام) مکر زدند، به ایشان نیز حیله نمودند.

امام برخاست و فرمود: به من حیله زدید، همچنانکه با کسی که قبل از من بود نیز حیله زدید. با کدام پیشوایی بعد از من می خواهید بجنگید؟ با کافر ستمکاری که به خدا و رسولش یک لحظه ایمان نیاورده است؟ اسلام را نه او و نه بنی امیه ظاهر نساختند، مگر از ترس شمشیر و اگر از بنی امیه فقط یک پیرزن فرتوتی باقی نماند، دین خدا را به انحراف می کشاند و اینگونه پیامبر خبر داده است.

آنگاه شخصی که از کِنده بود را همراه چهار هزار سرباز به سوی معاویه فرستاد و فرمود تا در «انبار» چادر بزنند، و تا دستور او نیامده، کاری نکنند -آنگاه ذکر می کند که معاویه او را تطمیع کرد و به سوی خود خواند، تا آنجا که گوید: این خبر که به امام رسید برخاست و فرمود: این کندی به سوی معاویه رفته و به من خیانت نموده است، همواره به شما خبر داده ام که وفا در شما نیست و بنده دنیایید. من مرد دیگری را جای او قرار می دهم و می دانم که همانند او عمل می کند و خداوند را در مورد من و شما مراقبت نمی کند.

پس امام مردی از قبیله «مراد» را همراه چهار هزار نفر به سوی معاویه فرستاد و پیشاپیش مردم آمد و از او تأکیدات محکمی گرفت. ولی خبر داد که همانند فرد گذشته خیانت می کند. اما او سوگندهای محکمی خورد که پایدار می ماند. امام فرمود: او خیانت می کند -سپس خیانت او به امام را ذکر می کند.

[۶]

هنگام پیوستن اصحاب به معاویه

با پدرم مخالفت کردید تا اینکه تحکیم را پذیرفت، در حالیکه خواستار آن نبود. آنگاه بعد از واقعه تحکیم شما را به نبرد با شامیان برانگیخت، باز امتناع ورزیدید، تا اینکه به سرای دیگر شتافت. آنگاه شما با من بیعت کردید که با هر که سازش کنم سازش کنید و با هر که جنگیدم بجنگید. اما به من خبر رسیده که بزرگان شما به معاویه پیوسته و با او بیعت کرده اند. شما را شناختم، پس مرا در دین و جانم فریب ندهید.

[۷]

سخن امام حسن (ع) در اندرزی کوتاه به کوفیان

ای مردم! خداوند شما را به پیشینیان ما هدایت کرد و خونهای شما را به گروه دیگری از ما حفاظت نمود و برای این امر زمان چندی است و دنیا در اختیار افرادی قرار می گیرد و خداوند به پیامبرش فرمود: «و نمی دانی، شاید این امر آزمایشی و بهره مندی اندکی برای شما باشد» (الانبیا:۱۱۱).

[۸]

سخن امام حسن (ع) با لشکرش

در ساباط

روایت شده: هنگامی که معاویه به سوی عراق رفت، امام آماده نبرد شد و مردم را دعوت به جهاد کرد. آنان از آن خودداری کردند. امام حرکت کرد تا به ساباط رسید و در آنجا شب را گذراند. بامداد روز بعد خواست اصحاب خود را امتحان نماید و اطاعتشان را نسبت به خود بداند، تا دوستانش از دشمنانش شناخته شوند و با آگاهی به نبرد با معاویه برخیزد. دستور داد که مردم را فراخوانند. هنگامیکه مردم اجتماع کردند، بر فراز منبر رفت و چنین گفت:

سپاس خدای را سزاست هرگاه ستایشگری او را سپاس گوید و شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نمی باشد هر گاه شاهدی بر آن گواهی دهد و گواهی می دهم که محمد بنده و رسول اوست. او را به حق ارسال کرد و بر وحیش امین شمرد.

اما بعد، سوگند به خداوند امید دارم که به لطف و منت پروردگار بهترین اندرزگوی بندگانش باشم و هرگز کینه ای از هیچ مسلمانی به دل نمی گیرم و نسبت به کسی اراده بد و نیت ناروایی ندارم و شما آنچه را که در هماهنگی و یگانگی ناخوش دارید، بهتر است از پراکندگی و تفرقه ای که دوست می دارید. آنچه من درباره شما می دانم و می خواهم، از خواست خود شما بهتر است. پس نافرمانی مرا نکنید و رأی مرا ناچیز نشمارید. خداوند من و شما را ببخشاید و ما را به آن چه خواست و خشنودی اوست، هدایت فرماید.

(راوی گوید): مردم به یکدیگر نگاه کردند و گفتند: قصدش از این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *