تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر، محتوای خود را در قالب 39 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سرمشق فرزند برای پدر :

«برایم مصیبت مرگ فرزند خیلی سنگین بود اما درک کردن کارهای او در همان عمر کوتاه، گویی تولد دوباره من بود. این مرگ آغازی بود برای نگاهی تازه در یاری رسانی به مدرسه و عمل نیکوکارانه ای که سرمشق تازه آن را امیرحسن برایم به یادگار گذاشت». ساعت از ۱۰ شب گذشته است؛ تعدادی از مهمانان در محوطه، گرم گپ و گفت هستند؛ دیگ بزرگ آش محلی، هنوز برپاست و گرچه به آخرین ملاقه ها رسیده اما کسی دست خالی از کنارش باز نمی گردد؛ ولی بساط نان محلی جمع شده است و به جایش چای ترش در لیوان های کاغذی به مهمانان تعارف می شود.

دختر بچه ای به همراه مادرش گوشه محوطه به دیوار تکیه داده اند و هر چند دقیقه یکبار، مادر از چند خانم و آقا که در نزدیکی شان ایستاده اند، می پرسد: «این آقا نیست؟» و آنها با سر پاسخ منفی می دهند؛ لحظاتی بعد دخترچه که نگاهش به درهای سالن دوخته شده است، با هیجان فریاد می زند «مامان اومد». از فریاد هیجان زده دختر، آن چند خانم و آقا هم به درهای سالن نگاه می کنند و می گویند «بله خودش است». مادر مضطرب و نگران، دست دخترش را می گیرد و به سمت درهای سالن می دود و کمی عقب تر از جمعیتی که دور او را گرفته اند، می ایستند و نمی دانند چه کنند. حالا اضطراب مادر بیشتر شده است که ناگهان فراخوانده می شوند.

آقای حافظی از میان جمعیت، مادر و دختر را می بیند؛ مادر و دختری با لباس مندرس اما تمیز؛ جمعیت به کنار می روند و او جویای احوالات آنها و دلیل آمدنشان به این مراسم می شود. مادر در حالی که به زمین چشم دوخته است و تلاش می کند اضطرابش را پنهان کند، می گوید: «آقای دکتر، دخترم خیلی درسخون است اما مدرسه در روستا نداریم. پدرش هم فوت کرده. از شما می خوام برای بچه های ما مدرسه بسازید» دستمال کوچکی را که به شکل بقچه تاکرده است، به سمت آقای حافظی می گیرد و ادامه می دهد: «این تنها چیزیست که دارم، می دونم کمه اما می خوام برای بچه های روستا مدرسه بسازید».

آقای حافظی همان جا دستمال را باز می کند، یک جفت گوشواره و یک انگشتر ساده خودنمایی می کنند؛ دستمال را می بندد، به سمت مادر بر می گرداند و می گوید: «برایتان مدرسه می سازیم، این را برای بچه هایتان خرج کنید». مادر بغض می کند و در حالی که از گرفتن دستمال امتناع می کند، می گوید: «می خوام شریک باشیم تو ساختن مدرسه بچه هام. می خوام براشون یک کاری کرده باشم، براشون مدرسه می سازید؟». آقای حافظی قول می دهد که برای آنها مدرسه بسازند. یکی از کارکنان جامعه خیرین، از مادر، آدرس روستا را می گیرد و یکی دیگر هم، آنها را که تا آن وقت شب برای دیدن رئیس جامعه خیرین منتظر مانده اند، به روستایشان بر می گرداند.

حالا مریم ۱۷ ساله شده است؛ در رشته ریاضی درس می خواند و دو برادر کوچکش هم بچه های درسخوانی هستند؛ نه تنها دبستان، بلکه خیرین برای دانش آموزان چند روستای نزدیک آنها، خوابگاه شبانه روزی ساختند؛ اما نکته مهم تر اینکه، نام مادرش هم در بین خیرین مدرسه ساز است؛ مادر با یک انگشتر و یک جفت گوشواره، سنگ بنای مدرسه روستا را نهاده بود و حالا همه بچه های روستا باسوادند.

محمدرضا حافظی در خرداد ۱۳۰۸ در بروجرد متولد شد؛ پنج خواهر داشت و یک برادر کوچکتر؛ در سن سالگی ازدواج کرد و حاصل آن دو دختر و دو پسر است؛ گرچه حافظی در دوران زندگی اش در خانواده ای خیّر به دنیا آمده بود و خیرخواهی، خیرورزی و امور خیریه را از پدر آموخته بود اما فعالیت های مدرسه سازی او بعد از درگذشت امیرحسن و عروسش در سانحه تصادف آغاز شد.

آقای حافظی درباره فرزندش می گفت: «درباره امیرحسن و آینده او احساس می کردم چیزی برایش باقی نخواهد ماند. معمولاً امکانات مالی که در اختیار امیر قرار می دادم، بازگشتی نداشت. به او یادآوری پدرانه می کردم که امیر جان کمی به فکر آینده خودت باش. مال اندیش باش. با این که سال سن داشت، خیلی بی تعلق بود. نگران آینده زندگی اش بودم و با خود می گفتم اندوخته ای که من در سایه کار و تلاش به دست آوردم توسط شیوه کاری امیر، باد فنا شده است. تصور می کردم امیر آنها را در راه غیرصواب هزینه می کند. با این شرایطی که از امیر می دانستم برایش زندگی تشکیل دادم اما قبل از آنکه زندگی اش را آغاز کند، او و همسرش در سانحه تصادف فوت کردند».

در مراسم ختم امیرحسن و عروسش با اینکه روزهای اول سال بود مجلس ترحیم مملو از جمعیت بود؛ در مسجد حجت ابن الحسن عسکری جایی برای ایستادن نبود. همه اقوام و بستگان در حیرت بودند که حضور این جمعیت زیاد به چه دلیل بوده است. نکته قابل تأمل اینکه این جمعیت به خاطر امیرحسن آمده بودند؛ آنجا بود که پدر متوجه شد تمام کمک های مالی اش به امیرحسن در راه خیر و کمک به مردم هزینه شده است فرزندش همواره افراد بیمار و نیازمند مورد حمایت قرار می داد.

خودش می گفت: «بر مزار امیرحسن و عروسم با خدای خود عهد بستم که مدرسه ای بسازم تا نام آنها پایدار و ماندگار بماند. این تغییرها را فقط عنایت خاص خدا می دانم. ساعتی گذشت چشمانم را که پر از اشک شده بود پاک کردم. برایم مصیبت مرگ امیر خیلی سنگین بود اما درک کردن کارهای او در همان عمر کوتاه، گویی تولد دوباره من بود این مرگ آغازی بود برای نگاهی تازه در یاری رسانی به مدرسه و عمل نیکوکارانه ای که سرمشق تازه آن را امیرحسن برایم به یادگار گذاشت».

تصمیم گرفت منزل امیرحسن و مریم را بفروشد و با پول آن مدرسه بسازد؛ به سرعت کارهای اولیه را انجام داد و در بروجرد در یکی از مناطق محروم شهر، زمین وسیعی برای این کار اختصاص یافت و ساخت مدرسه ای به نام امیرحسن نذر شد. در کمتر از یک سال دبیرستان ۱۲ کلاسه زنده یاد امیرحسن حافظی در خیابان جعفری طراحی و احداث شد.

مراسم افتتاحیه خیلی باشکوه بود. همه آمده بودند. لحظه ای از فکر امیرحسن غافل نبود. سینه اش مملو از شور و احساس به بچه ها بود. هر کدام از آنها که از جلویش رد می شد به یاد نوجوانی و کودکی امیرحسن می افتاد. انگار داشت امیر حسن را در میان آنها جستجو می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *