توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت شامل 69 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سرچشمه قدرت و اراده ملت :
در این که باید مسلمانان دارای تشکیلات و سازمان سیاسی باشند…در این که باید مسلمانان دارای تشکیلات و سازمان سیاسی باشند، سخنی نیست و عقل و خرد، و آیات و روایات اسلامی و ویژگی های خود احکام اسلام که بدون وجود قدرت قابل اجرا نیست، لزوم آن را ثابت کرده و روشن نموده است که وجود دولت، به صورت یک پدیده اجتماعی، اجتناب ناپذیر است. مهم در حکومت اسلامی آگاهی از شکل و نوع آن است و اسلامی که تا این حد ضرورت آن را یادآور شده است، نمی تواند در بیان شکل آن، مهر خاموشی بر لب زند و سکوت انتخاب کند.
از آن جا که دانشمندان شیعه در گذشته، همواره به حکومت های ستمگر اعتراض داشته اند و در هر زمان جبهه مخالف یا اپوزیسیون را تشکیل می دادند، به خاطر مساعد نبودن شرایط، کمتر در خصوصیات و ویژگی های حکومت اسلامی سخن گفته اند، از این جهت حکومت اسلامی برای برخی از مردم در هاله ای از ابهام باقی مانده است و نوع مردم از شنیدن نام «حکومت اسلامی»، جز شیوه حکومت خودکامه ای که امروز در برخی از کشورها به نام اسلام حکومت می کنند، چیزی درک نمی کند. و اغلب حکومت هایی که در طول تاریخ با نام اسلام تشکیل شده، حکومت سلاطین و امیران خودکامه بوده و نمی تواند بیان کننده الگوی حکومتی اسلامی باشد.
حکومت اسلامی، از ابعاد گوناگونی برخوردار است ما از میان ابعاد مختلف آن، فقط پیرامون موضوع خاصی بحث می کنیم و آن این است که:
در حکومت اسلامی سرچشمه قدرت کجا است، وقدرت در دست کیست؟ و چه کسی باید اعضای دولت را تعیین کند. آیا در حکومت اسلامی قدرت در دست فرد است، فردی که در سایه قدرت شمشیر و آتش توپخانه قدرت را در دست بگیرد؟ یا در دست اشراف و برگزیدگان و به اصطلاح غربی «اریستوکرات»ها است، که تفسیر آن گذشت.
یا در دست ثروتمندان است یعنی گروهی که به خاطر داشتن ثروت، به قدرت می رسند و زمام امور را در دست می گیرند؟ و یا این که هیچ کدام از این ها نیست، بلکه در صورتی که پیشوا و حاکمی از جانب خدا برای اداره امور منصوب نگردد، قدرت در دست مردم است و حکومتی رسمیت دارد که برگزیده مردم و یا مورد پذیرش آنان باشد و در غیر این صورت، اسلام چنین حاکمی را به خاطر تفوق طلبی و سلطه جویی مطرود شناخته است؟
مطالعات عمیق نشان می دهد که حکومت اسلامی از نوع اخیر است و در آن، قدرت در دست مردم است.
شما می توانید این مطلب را که سرچشمه قدرت در حکومت اسلامی اراده ملت مسلمان است، از دلایل زیر به روشنی به دست بیاورید.
۱.تکالیف اجتماعی در اسلام
بر خلاف نظریه فلاسفه، که جامعه وجود خارجی ندارد، و آنچه واقعیت دارد همان فرد است و اجتماع چیزی است که عقل ما آن را از انضمام افراد انتزاع می کند ـ بر خلاف این نظریه ـ اجتماع از نظر حقوقدانان، از واقعیت خاصی برخوردار است و برای خود احکام و حقوقی دارد.
هر دو نظر درباره اجتماع از نگاه خرد بسیار صحیح و استوار است، زیرا فیلسوف از دیده تکوین به مسئله می نگرد و از این دیدگاه «جامعه» واقعیتی جدا از افراد، ندارد. هرگاه پنج نفر بر سر میز غذاخوری بنشینند و غذا بخورند، نمی توان «هیئت اجتماعی» را غیر از پنج نفر، موجود دیگری خواند و گفت شش نفر، بر سر میز غذاخوری نشسته اند، و آن عبارت است از پنج نفر به اضافه هیئت اجتماعی.
ولی از نظر حقوقی که غالباً با واقعیت های عرفی سر و کار دارد «جامعه انسانی» خواه به صورت کوچک مانند «ایل» و «قبیله» و یا به صورت بزرگ مانند «ملّت یک کشور» یا «پیروان یک دین»، از یک واقعیت عقلایی و عرفی برخوردار است و برای خود تکالیف و وظایفی دارد، غیر از وظایف فردی. و تمام ملل متمدن، جامعه را از این دیدگاه به رسمیت شناخته اند.
آنگاه که اسلام از دیده حقوقی، به فرد و جامعه می نگرد، هر دو را در موقف خاص خود، به رسمیت شناخته، و تکالیفی متوجه هر دو نموده است.
همه ما، از تکالیف فردی اسلام آگاهی داریم، هر فردی باید نماز گزارد، روزه بگیرد، پیمان خود را محترم بشمارد، پدر و مادر را احترام کند و….
در عین حال اسلام یک رشته تکالیفی دارد که متوجه جامعه است و بار تکلیف را به دوش اجتماع که از دیدگاه حقوق دانان و جامعه شناسان، شخصیت حقوقی دارد، گذارده و به آنان دستور داده است که:
دست دزد را ببرند،[۱] افراد بدکار را تازیانه زنند[۲] مرزهای کشور را صیانت کنند[۳] با مشرک و منافق نبرد نمایند،[۴]با ستمگر تا سر حدّ پذیرش حق نبرد را ادامه دهن[۵]و. …
این گونه از تکالیف، که در فقه اسلامی به آن ها واجب کفایی می گویند، تکلیف جامعه اسلامی در شعاع کوچک آن روز و شعاع بزرگ امروز است. و حقیقت واجب کفایی جز این نیست که خدا، این وظیفه را از جامعه اسلامی می طلبد، به گونه ای که اگر فردی و یا گروهی قیام به وظیفه کنند و زیر بار تکلیف بروند، تکلیف محول به جامعه را، انجام داده اند و اگر همه اعضای جامعه در انجام آن کوتاهی ورزند، همه مسئول خواهند بود.
از آنجا که وظایف پیشین، متوجه جامعه اسلامی است و جامعه بدون تشکیل دولت به انجام این وظایف قادر نیست، از این جهت بر جامعه لازم است که برای تحقق بخشیدن، به دستورهای اجتماعی اسلام، دولتی تشکیل دهد و این کارها را که از وظایف جامعه است به دست دولت بسپارد زیرا در غیر این صورت جز هرج و مرج، و بر زمین ماندن وظایف اجتماعی اسلام، سرانجامی نخواهد داشت.
از این بیان می توان به دست آورد، که سرچشمه قدرت در تأسیس حکومت، جامعه اسلامی است و جامعه موظف است که دولت اسلامی را تشکیل دهد.
زیرا جامعه است که باید دست دزد را ببرد، بد کار را تازیانه بزند، با دشمن نبرد کند. اسلام که این تکالیف را از خود جامعه می خواهد، باید به خود او نیز اجازه دهد که تشکیل دولت بدهد زیرا قیام به این وظایف بدون یک سازمان و تشکیلات ممکن نیست.
۲.عقل و خرد یکی از ادلّه استنباط احکام
یکی از دلایل چهارگانه در فقه اسلام «عقل» است، عقل با روشنی کامل، حفظ نظام اجتماعی را واجب می داند. و اندیشمندان اسلام بر پایه همین حکم عقل، گفته اند که یک قسمت از حرفه ها و صنایع، واجب کفایی است. هرگاه حفظ نظام، واجب و لازم باشد و عقل حفظ نظام را از جامعه می خواهد، و از طرفی حفظ و حراست آن بدون وجود دولت نیرومند امکـان پذیر نیست. از این جهت جـامعـه اسلامی به حکم خرد برای نظـم و انضباط، و حفظ نظام باید دست به تأسیس سازمان سیاسی بزند که بتواند به تکلیف جامعـه عمـل کند و این خـود گـواه بر این است که سرچشمه قـدرت خـود ملت اسلامی است.
۳.تشکیل حکومت، پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)
پس از پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) امت اسلامی تصمیم گرفت که رئیس دولت را برگزیند و قدرت ها را از طریق گزینش به دولت اسلامی منتقل سازد. این تصمیم گواه بر این است که اگر رئیس منصوصی از جانب خدا بر مردم تعیین نشده باشد، راه منحصر به فرد در نظر آنان گزینش رئیس از طرف افکار عمومی بوده است نه راه دیگر.
آنان اگر چه در گزینش امام از طریق ملت راه خطا رفتند زیرا به حکم احادیث قطعی، پیامبر جانشین خود را تعیین کرده بود، ولی این گزینش هر چند به صورت بسیار نیم بند و خدشه دار این فایده را دارد که ثابت می کند که اگر امام تعیین شده از جانب خدا در کار نباشد، راه سومی وجود ندارد و راه، منحصر به انتخاب رئیس از طریق مردم است.(دقت فرمایید)
۴.استقلال مالی و جانی افراد
یکی از مسلمات فقه اسلامی این است که هر فردی بر مال خود تسلط دارد و این حکم مضمون حدیثی است که از پیامبر گرامی به صورت متواتر نقل شده است و آن عبارت است از:
«النّاس مسلّطون علی أموالهم».«مردم اختیار اموال خود را دارند». هدف از نقل حدیث جنبه سلبی آن است و آن این است که دیگران هیچ نوع سلطه ای بر مال مردم ندارند، هرگاه کسی بر مال کسی سلطه ای ندارد، قطعاً بر جان او نیز به طریق اولی سلطه ای نخواهد داشت.
این حدیث با مضمون لفظی خود درباره اموال و با مفهوم اولوی خود درباره جان می رساند که خداوند، به هیچ کس چنین حق و سلطه ای نداده است، که در اموال و جان مردم تصرف کند. شکی نیست که اثر قطعی هر نظام، به هر شکل و گونه ای باشد، یک نوع سلطه بر جان و مال مردم است، اخذ مالیات و محدود کردن صادرات و واردات، اعزام به جهاد و احضار به خدمت و… که لازمه حفظ نظام است یک نوع ایجاد سلطه ای از غیر، بر جان و مال ملت ا ست و خدا چنین حقی را به کسی نداده است.
ولی از طرف دیگر حفظ نظام واجب است و اجرای حدود و حفظ حقوق، و پرورش استعدادها و لیاقت ها که از فرایض اجتماعی است و اسلام آن ها را از جامعه می خواهد، بدون تشکیل حکومت ممکن نیست.
از ضمیمه کردن این دو مطلب (هیچ کس هیچ نوع سلطه ای بر جان و مال مردم ندارد، و حفظ نظام بدون ایجاد سلطه ممکن نیست) نتیجه می گیریم که تسلط هر فردی و گروهی بر اموال و نفوس مردم باید به اذن و خواست خود آنان صورت بگیرد. و هر دولتی که روی کار می آید، باید مورد انتخاب و گزینش و یا لااقل مورد پذیرش آنان باشد. تا با قانون عدم تسلط، بر مال و جان افراد سازگار باشد. از این دلایل نتیجه می گیریم که سرچشمه قدرت در تشکیل حکومت، خود ملت و اراده و خواست آنان است.
۵.اعتبار رأی مردم درانتخاب رهبر
در روایات بسیاری به رأی مردم در مسئله ولایت و رهبری ارزش و اعتبار زیادی داده شده است به عنوان نمونه:
أ.حضرت امام حسن(علیه السلام) به معاویه پیش از آنکه میان آن دو جنگ آغاز شود، نوشت: «اِنَّ عَلِّیَّاً لَمَّا مَضی سَبِیْلَهُ (رحمه اللّه علیه یوم قُبض وَ یوم یُبعث حیّاً) وَلانِی الْمُسْلِمُونَ الاْمرَ مِنْ بَعْدِهِ… فَادْخُلْ فِیْما دَخَلَ فِیهِ النّاسُ…».[۶]«پس از آنکه علی(علیه السلام) از جهان رفت (رحمت خدا بر او باد، روزی که از دنیا رفت و روزی که اسلام آورد و روزی که برانگیخته خواهد شد) مردم مرا به خلافت بر گزیدند… در آنچه مردم وارد شده اند، تو هم وارد شو…».
این عبارت حاکی است که هرگاه مسلمانان فرد لایقی را جهت امامت و پیشوایی برگزیدند، بر اقلیت مخالف نیز واجب است، با او بیعت کنند. و امام حسن(علیه السلام) معاویه را به این نکته توجه می دهد.[۷]
ب. امام صادق(علیه السلام) کسی را که به زور مردم را به فرمانبرداری خود، مجبور سازد، نکوهش می کند، آنجا که مردی به امام گفت: «چه بسا ممکن است دو نفر از یاران ما، در باره چیزی باهم اختلاف کنند و برای حل قضیه، به حکمیت یکی از شیعیان راضی شوند، آیا در این اشکالی هست؟
امام فرمود: «لَیـْسَ هـُوَ ذاکَ اِنَّما هـُوَ الَّذِی یُجْبِرُ النّاسَ عَلـی حُکْمِهِ بِالسِّیْفِ وَ السُّوْطِ»[۸] این، از آن قسم ( مذموم) نیست. آنچه مورد نکوهش است، این است که کسی مردم را به زور تازیانه و شمشیر به تبعیت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.