توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیاست های مزوران? اموی برای تحریف واقع? کربلا و روشنگری های حضرت زینب (س) :
مقدمه
عاشورای حسینی، از بزرگ ترین وقایع تاریخ بشری است که تأثیرات فراوانی بر افکار و رفتار مردم، حوادث و نهضت های تاریخی داشته است. این نهضت عظیم، تجسم مفاهیم و ارزش های والایی چون جهاد در راه خدا، امر به معروف و نهی از منکر، حقانیت تشیع، مبارزه با نفس پرستی، توکل و… بود؛ امّا از آن جا که بنای چنین مفاهیمی، ریشه های دنیاستیزی و ظلم اموی را مورد هدف قرار می داد، دنیاپرستان دین ستیز را دچار رعب و وحشت نمود؛ به گونه ای که آنان را بر آن داشت که با سیاست های مزورانه به تحریف واقع عاشورا دست یازند و درصدد برآیند که این واقع عظیم را کم رنگ و شکست خورده جلوه دهند؛ امّا عاشورا یک نهضت بود که باید تا همیش تاریخ زنده می ماند و برای زنده ماندن فلسف این قیام خونین، باید از تحریف آن حادثه، ممانعت به عمل می آمد. این وظایف خطیر را تنها کسی می توانست بر عهده گیرد که دارای ویژگی های خاص آن باشد. ویژگی هایی چون ایمان راسخ، قدرت ایثار فوق العاده، صبر و بردباری در حد کمال، علم و آگاهی همراه فصاحت و بلاغت بیان، قدرت روح و تسلط بر نفس و تیزبینی که هم آنها در شخص زینب کبری(ع) جمع شده بود.
در این مقاله، مشخص می شود که چگونه بنی امیه قصد داشتند واقع عاشورا را به نفع خود و برای بر حق جلوه دادن کشتار آل پیامبر(ص) منحرف گردانند و به گونه ای دیگر جلوه دهند و در این راستا از هر فرصتی برای کم رنگ یا بی اثر شدن فرهنگ عاشورا، این سرمای بزرگ اسلامی – انسانی، نهایت استفاده را می کردند.
در این میان، رسالت اسیران خاندان نبوت – شاهدان مصیبت عظمی کربلا – این بود که عاشورا را از خطر تحریف مصون نگه دارند و نگذارند دست تحریفگران بر دامان پاک آن برسد. در این صورت بود که اهداف عاشورا و شعارهای آن، می توانست چون چراغی روشن در راه خیل عظیم مشتاقان حق و عدالت قرار گیرد. آن چه در قیام و حرکت امام حسین(ع) اهمیت بسیار دارد، نقش حضرت زینب(ع) است که بدون آن، قیام، نتیجه نمی داد. موج وسیع تبلیغات دشمن، فرهنگ ضدارزشی مردم آن زمان، فاصل شهرها و کندی انتشار اخبار در بین آنها و حاکمیت دشمن و انزاوای اهل بیت (ع)، شرایط نامناسبی بود که حضرت زینب(ع) برای ابلاغ پیام خویش درگیر با آنهاست.
خون امام حسین(ع) هدفدار است و پیام دارد و ابلاغ آن بر دوش زینب(ع) است. بنابراین در مقابل شرایط دشوار فوق، وظیف رساندن پیام خون امام(ع) و اصحاب ایشان، تبیین خلافت رسول خدا(ص) و امام (ع) و معرفی چهر واقعی بنی امیه، بر عهد اوست. زینب(ع) باید از تحریف حادث کربلا به وسیل دشمن جلوگیری کرده و از جوشش خون شهیدان برای ریشه کن کردن بنی امیه سود جوید. در کنار این مسئولیت ها، زینب، کاروان سالار خیل اسیران است، باید از جان امام زین العابدین (ع) حفاظت کند و در عین حال، زنان و کودکان را به نحوی کنترل نماید که از هر گونه عمل و حرکتی که نشان ضعف است، اجتناب نمایند.
علل تحریفات عاشورا
در طول تاریخ، وقایعی که به ادیان و مذاهب، مرتبط و از قداست ویژه ای برخوردار بوده، توسط مخالفان، ملحدان و منافقان برای انکار و امحای حقیقت، بیشتر دچار تحریف شده اند؛ زیرا مخالفان کوشیده اند تا وقایع دینی را آن طور که خود می خواهند در جهت تحکیم پایه های قدرت خویش توجیه نمایند. قیام خونین کربلا نیز از این قاعده مستثنی نبوده است؛ به گونه ای که حکومت فاسد اموی با مشروع جلوه دادن حاکمیت خویش توانستند مردم سست عقل عراق را علیه فرزند پیامبر(ص) خویش بشورانند و او را غریب و تشنه کام بر لب فرات به شهادت برسانند. آنان از نیت اصلاح گرایان امام حسین(ع) به خوبی آگاه بودند و می دانستند که وی قصد دارد تا با تحریفاتی که پس از مرگ پیامبر(ص) در دستگاه رهبری، خلافت اسلام و میان مردم پیش آمده بود بجنگد و اسلام راستین را بار دیگر در میان جامعه رواج دهد. این امر امویان و جیره خواران اموی را به شدت نگران ساخت؛ به گونه ای که هر کدام به سهم خویش، مقدمات قیامِ به ظاهر شکست خورد امام حسین(ع) و کشته شدن وی در صحرای کربلا را فراهم آوردند و از آن پس کوشیدند این قیام را شکست خورده و خود را صاحب حق جلوه دهند.
دستگاه اموی، سعی داشت قیام امام حسین(ع) را به ایستادن در برابر خلیف به ظاهر مشروع و واجب الاطاعه، تنزل دهد تا حرکت آن حضرت را خروج، طغیان و بغی که حکم آن سرکوبی و مرگ است، تلقی کنند؛ این که در برخی اقوال، کاروان اسرای اهل بیت(ع) را خارجی خطاب می کردند به معنای بیگانه نبود؛ بلکه مقصودشان این بود که خاندان اهل بیت در برابر حکومت حق و مشروع خروج کرده اند.
این تحریف به گونه ای بود که وقتی مسلم بن عقیل در کوفه قیام کرد، اشراف کوفه به خواست عبیدا لله بن زیاد، برای متفرق کردن مردم از اطراف مسلم، جلو آمدند؛ چراکه مسلم از حکومت و خلیفه اطاعت نکرد و چنین کاری از دست دادن موقعیت و هلاکت جان، اموال و نوامیس شان را به دنبال داشت؛ لذا ایستادن همراه با مسلم در کنار امام حسین(ع) را مساوی با هلاکت برای آنها قلمداد کردند.
عبیدالله بن زیاد بعد از دستگیری جناب مسلم(ع) در مقابل جمع اشراف و بزرگان کوفه به ایشان گفت: «تو آمدی و میان مسلمانان تفرقه افکندی، جمع آنها را به هم زده و مردم را به جان هم انداختی»؛ یعنی در واقع این حرکت را بر هم زدن وحدت مسلمانانی می دانست که بر خلیفه ای اجماع و بیعت کرده اند.
آنان بر تفکرات نابخردان خویش تا جایی اصرار ورزیدند که پرده های حریم پیامبر(ص) را پاره و پرده نشینان خانه اش را آوار کوه و بیابان کردند و در برابر دیدگان نامحرمان در هر کوی و برزن حرکت دادند و با این کار می خواستند از نورافشانی حقیقت واقع عاشورا ممانعت کنند؛ امّا آنان غافل بودند که حسین(ع) آبروی تاریخ است و قیامش هرچند به ظاهر شکست خورده و صدایش در گلو خفه گردیده، خود گواهی بر بی شرمی خاندان اموی و صداقت آل رسول(ص) است.
حضرت زینب(ع)، پیام رسانی و افشاگری
وقتی حادثه برخاست، تحریفات نیز آغاز می شود. در این زمان، غیر از یادآوری در زنده ماندن حق و رسوایی باطل، برای خنثی کردن نقشه های پیروان باطل، باید توطئه ها را افشا کرد و به تبیین جنایات پرداخت تا آن چه اتفاق افتاده است، در پس پرد کتمان باقی نماند (محدثی، ۱۳۷۹: ۱۹۰). افشاگری همیشه در روشن ساختن اذهان نسبت به واقعیات و بسیج مردم علیه باطل، کارساز بوده است در حادث کربلا، یکی از رسالت های بازماندگان حادثه، افشاگری علیه دشمن بود و ضربه زدن به رژیم اموی، از طریق تبیین آن چه در کربلا گذشت؛ زیرا پس از قیام امام حسین(ع) کسانی که به ناروا بر مسند قدرت و ریاست تکیه داشتند، بر این بودند که هدف های نخستین و ارزش های متعالی که در شعارهای نهضت عاشورا مطرح شده بود را در اذهان مردم به دست فراموشی بسپارند؛ کوته فکران و جاهلان دنیاگرای اموی به خوبی می دانستند که اگر عاشورا به عنوان یک فرهنگ در میان جامعه نهادینه شود همچون سدی محکم و بنیادین، مسیر مطامع نامشروعان را مسدود خواهد کرد. شاید یکی از دلایلی هم که سبب شد امام حسین(ع) که از قبل، از افکار نازل بنی امیه آگاهی داشت در حرکت خویش از مدینه به مکه، سپس به کربلا، زنان و کودکان را هم به همراه آورد، آن بود که اینان در دوران اسارت به عنوان شاهدان صحن جنایت و مظلومیت اهل بیت، دیده های خود را برای مردم بازگو کنند تا آن وقایع، پشت پرد ابهام نماند.
پیام رسانی و افشاگری از اهداف اصلی نهضت عاشورا بوده است که بر این مطلب شواهد و قرائن عدیده ای وجود دارد، پاسخ امام حسین(ع) به اطرافیان مبنی بر این که «ان الله شاء ان یراهن سبایا» دلیل بر آن است که خداوند بدین وسیله می خواسته نهضت عاشورا زنده بماند.
همان گونه که جریان خون شهیدان در عاشورا، عمیق ترین اثر را در افشای ماهیت حاکمیت استبدادی و شاهان بنی امیه بر جای نهاد، ضرورت داشت که عمق آن اثر به درستی تبیین شود؛ تبیین خون شهیدان آینه داری عاشورا و ابلاغ پیام کوفه، زمین آماده برای ابلاغ پیام بود. مردمی عهدشکن و سست عنصر که به تعبیر امیر مؤمنان (ع) با هر بادی به سویی می رفتند. سخنان زینب(ع) هر کلمه اش مثل خون شهیدان عاشورا، برنده و تعیین کننده بود (مهاجرانی، ۱۳۷۷: ۲۹۳).
حضرت زینب و دیگر زنان با استفاده از طبع ادبی که در قوم عرب جلوه گر است، با فصاحت و بلاغت ضمن استفاده از مهم ترین عناصر تبلیغاتی، یعنی به وسیل ایراد خطبه، سرودن شعر و روایت حدیث و نیز برپایی مراسم سوگواری برای ذکر مصائب سیدالشهدا و نقل حوادث کربلا در انتقال احکام اسلامی، نقل گفتار، رفتار و فضایل معصومین و اهل بیت عصمت و طهارت و نیز پیام رسانی نهضت زنده نگه داشتن یاد اهل بیت(ع) داشته اند و به این وسیله با تأثیر بر مردان و زنانی که در کربلا حضور نداشته اند، زمینه سازی های لازم برای قیام های آتی و متزلزل نمودن حکومت امویان نقش مهمی داشته اند. گفتنی است این زنان با تأسی بر امامان بر حق خویش، در پاسداری و حراست از دین اسلام و جلوگیری از محو شدن آن در فضای انحرافی که حکومت بنی امیه برای دین ایجاد کرده بود، نقش خود را ایفا می نمودند (یزدان پناه قره تپه، ۱۳۸۷: ۸۵ – ۸۶).
با روشنگری های زینب(ع) دیر زمانی نمی گذرد که حقیقت قیام امام حسین(ع)، روشن و فلسف پیمان شکنی و نقض عهد معاویه آشکار می شود؛ چراکه او به هر جا وارد می شد طبق آیات قرآن استدلال می کرد و قبایح اعمال آنان را بیان و پیامدهای ظلم و بیداد آنان را بازگو می کرد و از توبیخ و سرزنش آنان، واهمه به دل راه نمی داد و با اتکا به ایمان و اعتقاد به وعد الهی و فهم پوکی و حباب گونگی ستم، هر موقعیتی را برای روشنگری، هدایت و شستن زنگار تبلیغات دشمن مغتنم می شمرد. این اقدام، آموزش و آزمونی برای ماست تا دریابیم مسئولیت و مأموریت در هیچ شرایط و موقعیتی تعطیل پذیر نیست.
سخنان حضرت زینب(ع) پس از شهادت سالار شهیدان و خطبه های آن حضرت در بازار کوفه و در بارگاه ابن زیاد و دربار یزید در شام، چنان قوی و تکان دهنده بود که همگان را به حیرت واداشت و مسلمانان را از خواب غفلت بیدار کرد. وی رسالت خویش را – که زنده کردن دین جدش بود – به نیکی انجام داد و سیاست های مزوران حکومت اموی را در سرپوش گذاشتن بر واقعه و مسخ جریان کربلا و به تبع، فراموشی آن از سوی مردم را برای خفتگان، تبیین نبود تا غبار تحریف را از واقع کربلا بزداید و لحظه لحظ آن را چون خورشید در آسمان دین و آیین، روشن و منور سازد. در ادامه، تحریفات بنی امیه و روشنگری های بانوی سخنور کربلا، به ترتیبِ وقایع، از عاشورا تا مدینه، بررسی و تبیین می شود.
عاشورا، آغاز افشاگری
در روز عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله(ع)، رسالت بزرگ زینب کبری(ع) آغاز می شود. وی به خوبی می دانست که برنامه ریزان تبلیغاتی دشمن منتظرند تا کوچک ترین واکنش و سخنی را بیابند که نشانه ای از ضعف و یا پشیمانی خانواد پیامبر(ص) باشد؛ آنان برای تضعیف روحی اسیران در همان ابتدا آنها را از مقابل بدن های قطعه قطعه شد شهدا عبور می دهند تا با دیدن عزیزان خویش همه چیز را تمام شده بیابند و صدایشان در گلو خفه شود؛ فارغ از این که این دیدار اولین جرقه را در کلام دختر قهرمان علی(ع) و فاطمه(ع) ایجاد می کند؛ بدین سبب در اولین اقدام روشنگران خود با نگاه به پیکر امام حسین(ع) می گوید: «خدایا! این قربانی را قبول کن» و با این سخن که از رضا و تسلیم راستین وی در برابر مشیت پروردگار نشان دارد، فصلی جدید از حادث خونبار کربلا رقم می خورد.
حضرت زینب(ع) وقتی پریشان احوالی حضرت زین العابدین(ع) را بر بلاتکلیفی و رها ماندن اجساد شهدا می بیند، می فرماید:
پسر برادرم! آن چه می بینی نالان نباش. به خدا سوگند این پیمانی است از پیامبر خدا به جد و عمو و پدر تو. خداوند از مردم پیمان گرفته است، مردمی از همین امت که فرعون های زمین آنها را نمی شناسند؛ امّا فرشتگان آسمان با آنها آشنایند. آنان این پیکرهای پاره پاره را جمع می کنند و در این دیار و بر فراز مرقد حسین(ع) پرچمی می افرازند که هرگز کهنه نخواهد شد و در گذر روزها و سال ها آسیب نمی بیند. (قنبری همدانی، ۱۳۸۲: ۲۳۴)
در غروب عاشورا با نگاه به میدان جنگ و اجساد شهیدان می گوید:
ای پیامبر! فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند؛ این حسین(ع) است که در هامون فتاده است، در خون غلتیده است و پیکر او پاره پاره است. ای پیامبر! دختران تو اسیر شده اند و باد صبا بر آنها می وزد. (مهاجرانی، ۱۳۷۷: ۲۷۸)
روشنگری های حضرت زینب(ع) در کوفه
اکنون عاشورا پایان یافته بود و وظیف پیام آوران عاشورا، اسیران دشت کربلا، به ویژه زینب(ع) صیانت از آن بود. پیام شهیدان کربلا یعنی جاودانگی وحی و اسلام و حفاظت از کتاب آسمانی پیامبر خاتم(ص) برای ابدیت تاریخ بشری باید حفظ می شد.
عبیدالله زیاد از وضع کوفه باخبر بود و به خوبی می دانست در آن شهر، شیعیان علی(ع) جای دارند و از امام حسین(ع) دعوت کرده بودند؛ بنابر این ممکن است ورود اسیران برای حکومت وقت، مشکلی فراهم سازد؛ به این جهت در اولین اقدام، ده هزار نفر نیروی نظامی را بسیج کرده بود تا اوضاع را زیر نظر گیرند و حمل سلاح را در میان مردم ممنوع کنند و چنین وانمود نمایند که اسیران روم و دیلم را می آورند و اهل بیت پیامبر(ص) را با نام خارجی وارد شهر کنند (بابازاده، ۱۳۸۱: ۱۱۰).
پیش از آن که کاروان اسرا به کوفه برسد، سرهای شهیدان را به کوفه فرستاده بودند. آنان می خواستند صبح روز دوازدهم یک نمایش قدرت و پیروزی بر پا کنند. عبور سرهای شهیدان و کاروان اسیران در برابر چشمان مردم کوفه برای آن بود که بدانند دیگر هیچ شعله ای از فریاد و مقاومت در برابر حکومت یزید باقی نمانده است (مهاجرانی، ۱۳۷۷: ۲۸۸).
مردم کوفه با نامه های فراوان، امام حسین(ع) را دعوت کردند به کوفه بیاید و آنان نیز با تمام توان از وی حمایت کنند. سپس همان مردم در مقابل زینب(ع) قرار گرفتند. وی برای بیان حقایق عاشورا در این مکان آزاردهنده – که یادآور رنج های دوران حکومت پدر بزرگوارش بود – تصمیم گرفت با زبان پدرش علی(ع) با آنان سخن گوید و سند رسوایی حکومت یزید در حادث دردناک کربلا را امضا کند.
حضرت زینب(ع) مستقیماً با مردم سخن گفت. او زبان آنها را می شناخت. پیش تر آن مردم را آزموده بود و هنوز بدعهدی کوفیان با پدر از خاطرش پاک نشده بود. بی پروا آنان را قاتلان حسین و خانواد پیامبر(ص) معرفی کرد. او کوچه و بازار کوفه و حالات و رفتار مردم را تکیه گاه تبلیغ و روشنگری قرار داد و با برشمردن ویژگی های مردم کوفه، آنها را وابستگان و تابعان آل زید و ابوسفیان معرفی نمود و با ذکر این جمله «شما به پیامبر(ص) ایمان آوردید و با این گناه بزرگ، دوباره آن را گشودید» به آنها گفت که وجود این خصایص و صفات ناشایست در شما به تبع بریده شدن از اهل بیت پیامبر(ص) است (موسوی خرم آبادی، ۱۳۸۶: ۹۹).
وی بی پروا آنان را مورد خطاب قرار داد و با منطق آتشین و پر معنای خود فریاد برآورد:
ای مردم کوفه، ای اهل فریب و خدعه، آیا بر ما می گریید؟ هنوز چشم های ما گریان است و ناله های ما خاموش نگردیده است. مَثَل شما، مَثَل زنی است که رشته های خود را می بافت و سپس باز می کرد. شما به پیغمبر ایمان آوردید و ریسمان ایمان خود را محکم کردید؛ امّا با این گناه عظیم، دوباره آن را گشودید. در شما جز چاپلوسی، شرّ، فساد، نخوت، بغض، تملق کنیززادگان و با دشمنان غمازی کردن نیست (ابن طاووس، ۱۳۷۲: ۱۷۶)
به این ترتیب دخت گرامی حضرت علی(ع) با بیان حقیقت وجودی و شخصیتی مردم کوفه، آنان را رسوا و شرمنده کرد. تبیین و روشنگری مردم شناسانه، جامعه شناسانه و هنرمندان رفتار مردم از ویژگی های درخشان این خطابه است. زدودن لایه های تحریف و تبلیغ دشمن علیه اسیران که خارجی هستند، در متن خطبه معلوم می شود (سنگری، ۱۳۸۸: ۵۴۸).
سخنان گرم و کوبنده و رسواگر حضرت زینب(ع)، مسیر فکری کوفیان را متحول ساخت. رخسار شرمنده و خجلت و ندامت آنها، حکایت ها داشت (موسوی خرم آبادی، ۱۳۸۶: ۱۰۵). وی آن چنان صحن طراحی شده به دست مزدوران یزید و ابن زیاد را دگرگون می کند که گویی قیامت برپا می شود، به گونه ای که چون نادمان صحرای قیامت، انگشت حسرت به دندان می گزند و از کرد خویش پشیمان می شوند.
از سوی دیگر، مزدوران عبیدالله و دیگر دژخیمان و درندگان نینوا، نسبت به انقلاب و شورش مردم، سخت بیمناک شدند. آنان تصور کردند، تنها قدرتی که می تواند به سخنان زینب(ع) خاتمه دهد و او را آرام سازد، دیدن سر مطهر برادرش است. سر آن حضرت را مقابل محمل قرار دادند. زینب(ع) محمل را روشن کرد، فضای جان را معطر دید، سر از کجاوه در آورد و چنین به درد دل پرداخت:
یا هلالاً، لما استَمَّم کَمالاً
غاله خشفه فَابدا غروباً
ما توهّمتُ یا شَقیق فؤادی
کانَ هذا مقدّراً مکتوباً
یا اَخی، فاطِمِ الصغیره
کَلِمّها کاد قَلبها ان یذوبا
رئا یکی از فنون بلاغت در شعر است. در رئای زینب(ع)، نکت بلاغتی دقیق و عمیقی نهفته است. سر برادر را به هلال و ماه نو تشبیه می کند؛ زیرا مردم، او را جست وجو کرده و با انگشت به هم نشان می دادند که بالای نیزه نمایان بود. این ماه نو، امیدبخش عهدی تازه در تاریخ اسلام است؛ زیرا پس از آن که بر اثر سیاست شوم بنی امیه، محیط اسلامی، شب ظلمانی شده بود، با شهادت امام حسین(ع) دوره ای تازه آغاز شد و تاریخ اسلام را روشن ساخت (همو: ۱۰۶).
بلاغت و شیوایی و شهامت و توانایی آن را جز با همین عبارت نتوان ادا کرد که از زبان علی(ع) دُرفشانی شده است، گله و انتقاد و موعظه و ارشاد، موشکافی اخلاق فاسد و اسباب فساد در آن به وجه بلیغی بیان شده است. این خطبه که در برابر دشمنان خونخوار از حنجر زنی اسیر و گرفتار بیرون آمده است، اگر از سرداری نیرومند و امپراتوری ارجمند نیز نقل می شد، مای بسی شگفت و خیره کننده خطیبان زیردست بود. آن را جز با کرامت مقام شامخ ولایت زینب(ع) نتوان توجیه کرد (قمی، ۱۳۷۴: ۵۰۴ – ۵۰۵).
سید بن طاووس در لهوف می گوید:
اهل بیت در خطابه ها و سخن رانی ها از حضرت ختمی مرتبت(ص) به رسول یا نبی یا جد یاد می کردند و درود می فرستادند؛ امّا در این جا حضرت زینب کبری چنین می گوید: «الحمدُ لله و الصَّلوه علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیبینَ الأخیار؛ حمد مختص خداست و درود بر پدرم محمد(ص) و خاندان برگزید او». (ابن طاووس، ۱۳۷۲: ۱۷۶)
مقصود حضرت آن است که همه به هوش باشید! ما فرزندان پیامبریم و من دختر رسول خدایم. با ای
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.