تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار با 55 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سید غضنفر، شهید شب زنده دار :

جانباز تجسم عینی ایثار، مردانگی و از خودگذشتگی است جانباز کسی است که به قصد جهاد و قرب الی الله از دنیا رسته است و برای نجات جامعه خود از چنگال اهریمن بی ایمانی، جهاد می کند و جان شیرین را در طبق اخلاص قرار می دهد.

جانبازان، سالکانی هستند که در طی طریق، از کاروان شهادت جا مانده اند و خدای سبحان چنین مقرر داشته است که مرغ روحشان چند صباحی دیگر در قفس تن و در حصار خاک باقی بماند. وجود این سفیران نور و روشنایی در میان ما، که وجودشان بوی بهشت و رحمت و رنگ عشق و شهادت دارد، غنیمتی بزرگ و از رحمت های الهی است. هر شهید جانبازی است که تمام وجود خویش و تمامت هستی اش را تقدیم داشته است. از سوی دیگر، هر جانباز، شهید زنده ای است که در میان ماست و در حسرت وصال، به سر می برد و در اشتیاق پرواز به ملکوت و اتصال به حق می سوزد.

می خواهیم از جانبازی بگوییم که اگر چه به ظاهر سالم است اما صبوری و استقامتش حرف ها برای گفتن دارد. راستی آنگاه که خسته اید و شب ها بی خوابی کشیده اید، و آن لحظه که چشمانتان از فرت بی خوابی توان ایستادن ندارد، خواب را چند می خرید؟

خواب، رؤیایی شیرین در دل خستگی ها، آرامشی بعد از طوفان و معجونی است در رگ های بیداری، اما برای کسی که روزگاری در زیر صدای تانک و توپ و گلوله سر می نهاد و چشمانش در هم فرو می نشست تا خستگی اش را در رؤیایی شیرین دور از خانه معنا کند امروز سال است که شبهایش مرده و رؤیای شبانه اش در والفجر جا مانده است.

مردی از جنس بیداری

سید غضنفر موسوی متولد در روستای رهیز بخش پادنا از توابع شهرستان سمیرم است؛ بازنشسته وزارت کشوری، متاهل و دارای فرزند، پسر و سه دختر که در حال حاضر بازنشسته است. وی از سال تا در جبهه کردستان و جنوب به عنوان مسؤول تدارکات، مکانیک، پشتیبانی، راننده، مسؤول خدمات، مسؤول تعاونی مسکن، راهیان کربلا و مسؤول تشریفات استانداری بوده است.

در عملیات های سقوط خرمشهر، هویزه، تپه های الله اکبر، آزادی سوسنگرد، بستان، فتح المبین، بیت المقدس، آزادسازی فکه و دشت عباس و در آخر هم والفجر شرکت داشته است.

وی در سال در عملیات والفجر شیمیایی و دچار مشکلات اعصاب و روان شد و سرانجام طی درمان های متعدد و با شوک برقی از تیرماه دچار بی خوابی شد و امروز سال است که چشمانش شبانه روز بیدار است؛ بعد از جنگ علاوه بر کار در اداره، مغازه اتوکشی را نیز فعال کرد و در همان اهواز ساکن شد و بعد از بازنشستگی به زادگاهش در روستای رهیز پادنا از توابع شهرستان سمیرم برگشت و به کار کشاورزی در کنار فرزندش پرداخت.

خانه ای زیبا در لابه لای درختان نهفته بود، باغچه ای از سبزیجات و گل های زیبا و ماکیانی که پرورانده بود و با صدایی دلنشین نغمه سر می دادند گوشه گوشه حیات دلربایش پوشیده از داروهای گیاهی بود که از دل کوه دنا چیده شده بود.

سید غضنفر از بیداری شبانه روزی و مرگ شب هایش که گذشت و از کمبود وقت گلایه داشت که با بیداری تمام وقت، باز هم وقت کم می آورد و از برنامه ریزی دقیق و وقت شناسی تا دیدن برنامه های شبکه قرآنی و کارهای منزل، رفتن به کوه دنا،کشاورزی، کار ساختمانی منزل جدید تا درست کردن ترشی که چشم نواز سفره مهمانپذیر سید است و در دل نیمه شب که رؤیای شیرین شبانه چشم های خفته ما را نوازش می کند او برای لحظه لحظه بیداریش با انجام کارهای مفید نمی گذارد ثانیه هایش را مرگ خاموش فرا گیرد.

از کودکی تا خدمت سربازی

سید غضنفر موسوی می گوید «از بدو کودکی زمان ورود سپاه دانش به این منطقه خاطراتم را به یاد دارم که به طور فهرست وار عرض می کنم. تا کلاس پنجم ابتدایی در روستای رهیز درس خواندم و برای ادامه تحصیل باید به شهر می رفتم؛ منطقه ما حدود سال پیش زیر خط فقر زندگی می کردند؛ اینجا نه حمام بود نه بهداشت و نه جاده پدران ما در این منطقه دستشان خالی بود نان خالی هم نداشتند و مجبور بودند برای کار به ماهشهر، خرمشهر، اهواز، آبادان، مهشور و هندیجان بروند تا در طول یا ماه هر کاری می توانند انجام دهند و برگردند بر روی زمین هایی که در اختیار خان بود کار کنند. مردم رعیت خان بودند و فقط در طول شش ماه می توانستند کشاورزی کنند و ماه بیکار بودند.

یکسال به عنوان نوکر خانواده ای برای درس خواندن به شهرضا رفتم اما نتوانستم ادامه بدهم؛ مردم روستا برای خرید سالی یک بار به شهر می آمدند و من با دیدن زن عمو در بازار با وی به روستا برگشتم و پدر از من خواست تا برای کار کردن با او به محمره (خرمشهر) بروم.

خواهرش آنجا زندگی می کرد از صبح روزی که به آنجا رسیدیم با پدر به دنبال کار گشتیم و از یکی از آشنایانی که آنجا مغازه سوپر مارکت داشت سراغ گرفتیم؛ یک مغازه اتوکشی لاله روبروی مغازه بود صدا زد علی رشتی شاگرد نمی خوای؟با برانداز کردن من قرار شد همانجا مشغول کار شوم.

با حقوق روزی قران موفق شدم در طول دوسال نصف مغازه را از صاحبش بخرم و در منزل یکی از آشناها ماندگار شوم؛ تا اینکه زمان خدمت فرا رسید و خدمت من در نوده گنبده کابوس و آزادشهر بود که سرانجام خدمتم در آباده تمام شد و به خرمشهر برگشتم».

دوران بعد از خدمت

سید غضنفر جوان پرتلاش و خستگی ناپذیر پادنایی از روزهای بعد از خدمت و شروع کار در خرمشهر این چنین می گوید: «در این چند سال تجربه کاری زیادی از جمله آشپزی، رانندگی، مکانیکی و. .. کسب کردم و با توجه به اینکه نمی خواستم زیر بار ظلم بروم در زمان شاگردی سختی زیادی کشیدم. بعد از پایان خدمت به خرمشهر برگشتم و مغازه اتوکشی را که فروخته بودم دوباره خریدم و شبانه روز کار می کردم. حالا روزی صد لباس با دست می شستم و بالای پشت بام پهن می کردم و همزمان دنبال کار می گشتم.

مسوؤل هیأت مهدیه، رحمان گلابی و مسوؤل هیأت قائمیه آقای اکبریان که خیاط بود و با خرج هیأت برای بچه های هیأت زن می گرفتند. با کمک دوستم شهید قیم که عضو هیأت قائمیه خرمشهر بود به صنایع مجتمع فولاد پهلوی معرفی شدم و با قبولی در امتحان ورودی به نمایندگی خرمشهر رفتم.

تابستان سال شاه برای سخنرانی به اهواز آمد و با حالت متکبرانه ای سخنرانی کرد؛ با شروع انقلاب، اعلامیه خوان حضرت امام در مسجد خرمشهر شدم و اعلامیه حضرت امام را بین دو نماز می خواندم. استوار طاهری پاسبان و ساواکی بود که من بعد از خواندن اعلامیه کنار ایشان می نشستم و نمی دانستم. زمانی گذشت و یک روحانی گفت باید همه مسلح شوید به بازار خرمشهر رفتم و یک چاقو خریدم؛ روز عید قربان در خرمشهر تعداد زیادی شهید شدند».

شروع جنگ و حضور در جبهه

موسوی از شروع جنگ و حضور در جبهه می گوید: «از شهریور که جنگ شروع شد به عنوان مسوؤل تدارکات وارد جبهه شدم و کسی که به من کمک می کرد شهید بهنام محمدی بود. من و بهنام کارمان این بود که تدارکات را از مسجد جامع خرمشهر تحویل می گرفتیم و به بچه ها در جبهه می رساندم.

من در جبهه بودم که خداوند یک جفت رحمت به نام های فاطمه و زهرا به من داده بود و من هم از دخترها خبر نداشتم؛ بعد اتمام مأموریت مرخصی گرفتم و برای دیدن فرزندانم به خانه آمدم؛ زهرا حالش خوب نبود او را به بیده بردم و با آمبولانس راهی بیمارستان سمیرم کردم زهرا بستری شد و من به خانه برگشتم. صبح دیدم مادرم دست خالی به خانه آمد گفتم: مادر، زهرا کجاست؟ گفت: زهرا بعد از نماز تمام کرد، یک خانم سمیرمی کمکم کرد همانجا دفنش کردم و آمدم. من هم به جبهه برگشتم و همچنان از قبر بی نشان دخترم زهرا بی خبر هستم».

مروری گذرا بر اجرای عملیات والفجر

قبل از آغاز جنگ، بخش اروندکنار با اقدامات خرابکارانه از سوی گروه های ضدانقلاب و خلق عرب وابسته به رژیم بعث عراق، نظیر انفجار دی در دبستان روستای صحنه بخش اروندکنار و انفجار بهمن در مدرسه سیروس شهر اروندکنار روبه رو بود. در این ایام دشمن به تحرکات گسترده ای در ساحل غربی اروندرود و مقابل اروندکنار دست زد و علاوه بر افزودن استحکامات خود در منطقه در خرداد یک گردان توپخانه را در منطقه فاو و مقابل شهر اروندکنار به همراه واحدهای رزمی متعدد مستقر کرد تا علاوه بر کنترل مصب اروندرود بر شهرهای روستاهای ایران مسلط شود.‎

در دوم تیر و دهم شهریور نیز نیروی دریایی ارتش عراق ناوگان جنگی خود را در این منطقه متمرکز کرد که به نظر می رسید همه این تحرکات برای کنترل بر اروندرود بوده است. ‎

مهم ترین پاسگاه های ایران در بخش اروند کنار پاسگاه های مینوحی، سعدونی، نهرعلی شیر، نهرابتر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *