تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی حضرت زهرا (س) در مقام انسان کامل :

۱) طرح مسأله

انسان از منظر قرآن کریم از ویژگی های مثبت فراوانی برخوردار است؛ او خلیفه خداست (ر.ک. بقره، ۳۰؛ انعام، ۱۶۵)، دارای ظرفیت علمی فوق العاده است (ر. ک. بقره، ۳۳-۳۱)، صاحب فطرت خداجوست (ر. ک. اعراف، ۱۷۳ ۱۷۲؛ روم، ۳۰)، بهره مند از عنصر ملکوتی و الهی است (ر. ک. سجده، ۹-۷)، مسئول و امانتدار خداست (ر. ک. احزاب، ۷۲؛ دهر، ۳-۲)، صاحب کرامت و شرافت ذاتی است (ر. ک. اسراء، ۷۰) از وجدان اخلاقی برخوردار است (ر. ک. شمس، ۹-۷) با یاد خدا آرام می گیرد (ر. ک. رعد، ۲۸) و قابلیت نیل به مقام اطمینان و رضوان الهی را دارد (ر. ک. فجر، ۲۸ ۲۷).

همین انسان ویژگی های منفی نیز دارد که موجبات مذمت او را فراهم می کند؛ همانند غفلت از بعد ملکوتی و پرداختن به بعد مادی خود (ر. ک. ابراهیم، ۳۴)، ناسپاسی (ر. ک. حج، ۶۶) و ترجیح منافع و لذات زودگذر (ر. ک. اسراء، ۱۱) و صفات نکوهیده دیگر که در قرآن کریم مطرح شده است.

انسان در طول زندگی خود، با اختیار و انتخاب و اراده های دمادم، به قوا و استعدادهای خویش فعلیت می بخشد و در واقع در صحنه حیات و زندگانی، ساخته می شود؛ زیرا علوم، ادراک و ملکات انسان در جانش رسوخ می کند و با او متحد می شود و انسان در یک تحول مستمر و پیوسته، در جریان «شدن» قرار می گیرد (شیروانی، ۱۳۷۶: صص۳۸-۳۵). پس انسان قابلیت و لیاقتی دارد که اگر نهال وجودش را به دست مربیان کامل و مکمل بسپارد، آن چنان عروج وجودی و اشتداد روحی پیدا می کند که حقیقت آن در مقام تمثیل، شجره طوبای الهی می شود: «اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها» (ابراهیم، ۲۵ -۲۴) (حسن زاده، ۱۳۸۴: ص۵). از آنجا که علم و عمل انسان سازند، انسان چاره ای جز تحصیل علم نافع و عمل صالح ندارد و به منظور تحصیل این دو، نیازمند دستورالعمل است و دستورالعمل انسان ساز، فقط قرآن است: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» (اسراء، ۹) (همان، ص۹) و از آنجا که پاک بودن، شرط اصلی درک قرآن است «لا یمسّه الاّ المطهّرون» (واقعه، ۷۹)، لذا انسان های کامل که صاحب مقام طهارت از غیرخدا هستند، مرجع تعلیم قرآن و اسوه علم نافع و عمل صالحند؛ از این رو شناخت انسان های کامل و ویژگی ها و مختصات آنان و نیز تحلیل وقایع حیات آنان و نوع موضعگیری آنان، معیار مناسبی برای شناخت و تمییز حق است و اساساً این نوع از بررسی ها در کشف و درک دیدگاه ها، انگیزه ها و روش های مواجهه انسان کامل با مسائل و قضایای مختلف بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

۲) تعریف انسان کامل

قرآن کریم در معرفی ترکیب ذات انسان می فرماید: «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً و بصیراً» (انسان، ۲). کلمه امشاج جمع کلمه «مشیج» به معنای مخلوط و ممزوج است (علامه طباطبایی، ۱۳۷۴: ج۲، ص۱۹۴). «امشاج» وصف نطفه است؛ به این جهت که استعدادهای اعضا و قوای انسان در آن مخلوط است و نطفه، ممزوجی است از الوان مختلفه و اشیاء مؤتلفه و اضداد متعادیه و اخلاط متباینه که هر یک را آثاری است. حب، بغض، طمع، قناعت، تواضع و تکبر، درگیری عقل و شهوت و… از آثار متعادیه در نطفه است (مغنیه، ۱۴۲۴ق: ج۷، ص۴۷۸). از همین روی انسان شایسته تکلیف است و خداوند او را در معرض آزمایش و امتحان قرار می دهد: «انا هدیناه السبیل اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً» (انسان، ۳)؛ زیرا خداوند در هر دو حال سپاس و ناسپاسی به او قدرت داده و راه را آشکار و دلایل را برایش اقامه فرموده است (طبرسی، ۱۳۷۲: ج۴، ص۴۰۸ ).

انسان کامل، کمالش در تعادل و توازن است؛ یعنی به سوی یک استعداد از میان استعدادهای فراوانش گرایش پیدا نمی کند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نمی گذارد و همه را با هم رشد می دهد و در یک وضع متعادل و متوازن به سر می برد و اساساً حقیقت عدل بر توازن و هماهنگی است و هماهنگی در اینجا معنایش این است که در عین اینکه همه استعدادهای انسان رشد می کند، رشدش، رشد هماهنگ است (مطهری، بی تا: ص ۱۹) و مجد و عظمت هر چیز به حسب کمال اوست و کمالی فوق کمال واجب الوجود بالذات متصور نیست و انسان که از جمادات و حیوانات اشرف است، هرچه در اتصاف به کمالات واجب الوجود قویتر باشد، در کمال از دیگر افراد انسان پیشتر و به مبدأ واجب الوجود نزدیکتر است و آثار وجودی او بیشتر است و چون انسان کامل مجمع اسماء و صفات واجب تعالی است، امجد و اعظم از دیگر افراد انسان است؛ زیرا که اکمل آنهاست. اسماء و صفات واجب الوجود، معانی و حقایق عینیه اند و آنکه متصف به این اوصاف حقیقیه عینیه است ولایت تکوینی دارد؛ زیرا که مفاتیح غیب باذن الله تعالی در دست اوست و قلب او خزانه اسرار و علوم الهی است و مؤید به روح القدس است و از ملک تا ملکوت مراتب انسان کامل است؛ لذا امام قافله نوع انسانی و غایت مسیر تکاملی آن و صراط مستقیم و صراط الی الله بلکه «صراط الله» است که دیگر افراد باید راه تقرب به او را سیر نمایند تا به کمال انسانی خود نائل شوند (حسن زاده، ۱۳۸۵: ص۸).

۳)مختصات انسان کامل

انسان کامل در منظر قرآن کریم، همچون سراج منیر وظیفه هدایت بشر به سوی «الله» را برعهده دارد: «و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیراً» (احزاب، ۴۶)؛ لذا قرآن کریم هر جا نامی از امامت می برد به دنبالش متعرض هدایت می شود؛ گویی که هدایت، تفسیر «امامت» است: «و جعلنا منهم ائمه یهدون بامرنا لَمّا صبروا و کانوا بایاتنا یوقنون» (سجده، ۲۴). منظور از هدایت، هدایتی است که به «امر» خدا صورت می گیرد و «امر» خدا عبارت از ملکوت عالم است (یس، ۸۳-۸۲) که امام با آن امر با خدای سبحان مواجه می شود و «امر» آن خلقتی است که طاهر و مطهر از قیود زمان و مکان و خالی از تغییر و تبدیل باشد؛ یعنی امام هدایت کننده ای است که با امر ملکوتی در اختیار خود، هدایت می کند. براساس آیه ۲۴ سجده، صبر و یقین دو عامل نیل به مقام امامتند و از آنجا که صبر به طور مطلق مطرح شده، حاکی از آن است که شایستگان مقام امامت در برابر تمامی صحنه هایی که برای آزمایش آنها پیش می آید صبر می کنند؛ لذا قرآن کریم اختصاص مقام امامت به حضرت ابراهیم (ع) را در ظهور تسلیم بی چون و چرای آن حضرت در برابر خداوند و صبر عظیم وی بر فرمان ذبح فرزند، اعلام می کند: «و اذا ابتلی ابراهیمَ ربُّه بکلمات فاَتمهنّ قال انّی جاعلک للناس اماماً…» (بقره، ۱۲۴ ). براساس عبارت «و کانوا بآیاتنا یوقنون» (سجده، ۲۴) یقین، عامل دیگر در استحقاق دریافت مقام امامت است که طبق آیه «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین» (انعام، ۷۵) عبارت است از مکشوف شدن ملکوت و باطن عالم. کوتاه سخن اینکه امام باید انسانی دارای یقین باشد، انسانی که عالم ملکوت برایش مکشوف باشد و کلماتی از خدای سبحان برایش محقق گشته باشد؛ لذا جمله «یهدون بامرنا» (سجده، ۲۴) دلالتی روشن دارد بر اینکه آنچه که امر هدایت متعلق به آن می شود، عبارتست از دل ها و اعمالی که به فرمان دل ها از اعضاء سر می زند. پس امام کسی است که باطن دل ها و اعمال و حقیقت آن پیش رویش حاضر است (علامه طباطبائی، ۱۳۷۴: صص۴۱۰-۴۰۳). قرآن کریم این مقام را منحصر در افرادی می داند که ذاتاً پاک باشند و خود، راه را بدانند و محتاج به هدایت دیگران نباشند: «ا فمن یهدی الی الحق احقّ ان یُتّبع امّن لایهدی الّا ان یُهدی» (یونس، ۳۵). از این آیه استفاده می شود که امام باید از هر ضلالت و گناهی معصوم باشد و گرنه مهتدی به نفس نخواهد بود؛ بلکه محتاج به هدایت غیر می شود و چون امام محتاج به هدایت احدی نیست، معصوم است. این معنا را آیه «قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» (بقره، ۱۲۴) تأیید می کند؛ زیرا منظور از لفظ «ظالمین» مطلق هر کسی است که ظلمی از او صادر شود، هر چند بسیار کوچک باشد؛ چه آن ظلم شرک باشد و چه معصیت، چه در همه عمر باشد و چه در ابتدا قبل از توبه؛ هیچ یک از این افراد نمی توانند امام باشند. پس امام تنها کسی است که در تمامی عمر حتی کوچکترین ظلمی را مرتکب نشده باشد (همان: ج۱، صص۴۱۴-۴۱۰) آنچنان که ثامن الحجج (ع) در تبیین مقام امامت و ویژگی های امام به آیه ۱۲۴ بقره استناد نموده و در ذیل عبارت «لا ینال عهدی الظالمین» می فرمایند: «فابطلت هذه الایه امامه کل ظالم الی یوم القیامه و صارت فی الصفوه… حتی ورثّها الله تعالی النبی فقال جل و تعالی: «ان اولی الناس بابراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی…» (آل عمران، ۶۸) (کلینی، ۱۳۸۳: ج۱، ص۱۹۹)؛ (این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل نموده و آن را مختص برگزیدگان می کند تا آنجا که خداوند آن را به پیامبر اسلام اعطا نموده و فرمود: «سزاوارترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او تبعیت نمایند و این پیامبر است»).

انسان کامل نه تنها از اعدل امزجه برخوردار است، بلکه از عیوب اخلاقی نفسانی نیز مبرّاست؛ زیرا این عیوب ناشی از نقص انسان و نقص علم است؛ در حالی که انسان کامل دارای علم لدنی است. امام رضا (ع) در ادامه فرمایشات خود در معرفی امام و تبیین مختصات انسان کامل می فرمایند: امام اقامه دین می کند و حدود الهی را به اجرا در می آورد (یقیم حدود الله) و در اقامه دین خدا و اجرای حدود الهی به بیان آنها اکتفا نکرده، بلکه در موقع مقتضی بدون هیچ مسامحه و مداهنه ای از دین خدا دفاع می کند (و یذبّ عن دین الله) او بواسطه دو ویژگی صبر و یقین از نعمت هدایتگری برخوردار است و در این هدایتگری با حکمت و موعظه حسنه و ارائه دلیل قاطع، مردم را به راه پرودگار فرا می خواند (و یدعوا الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه و الحجه البالغه)، او امین خداست (امین الله فی خلقه) و به طور مطلق از تمامی گناهان پاک است (المطهر من الذنوب و المبرا عن العیوب) و مخصوص به علم است؛ یعنی از راه موهبت و نه از راه اکتساب به همه چیز واقف است (المخصوص بالعلم). او عالمی است که در علمش جهل راه ندارد (عالم لایجهل)، قید (لا یجهل) برای تأکید بر عالم بودن امام مطرح شده است تا اثبات نماید که علم جامع، شامل و کامل مخصوص انسان کامل است و سرچشمه این علم نیز خداوند است؛ زیرا انسان کامل مظهر اسم «علیم» است. انسان کامل در جایگاه اسوه بشریت، نگهدار امت است (نظام الدین)، کانون طهارت و پاکی و زهد و تقواست (معدن القدس و الطهاره و النسک و الزهاده و العلم و العباده )، صاحب مقام عصمت (فهو معصوم) و برخوردار از تأیید، توفیق و تسدید الهی است (مویَّد موفَّق مسدَّد) و از همه خطایا و لغزش ها در امان است (قد امن من الخطایا و الزلل و العثار) تا با این دارایی، حجت و دلیل قاطع خداوند بر بندگانش باشد (همان). بر اساس عبارت (هو معصوم موید موفق مسدد… یخصه الله بذلک لیکون حجه علی عباده… ) ملاک حجیت دینی، منصب امامت نیست؛ بلکه عصمت رکن رکین حجیت دینی است و حضرت فاطمه (س) هر چند امام نیست، اما در پرتو عصمت از آسیب سهو، نسیان و خطا معصوم و در ظل طهارت از گزند گزافه گویی مصون است؛ لذا حجت خداست و قول، فعل و تقریر وی منبع حجیت دینی است، بلکه برتری آن وجود عرشی نسبت به فرزندان معصومش همان کلام نورانی وجود مبارک امام حسن عسکری (ع) است: «نحن حجج الله علی خلقه وجدّتنا فاطمه حجه علینا» (طباطبایی، ۱۳۸۶: ص۲۱۲).

۴) حضرت زهرا (س) در قرآن

عقول و افهام در شناخت حضرت زهرا (س) ناتوانند. از آنجا که انسان کامل مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است، شناخت و معرفی انسان کامل تنها برعهده خداوند و انسان کامل است؛ چنان که امام صادق (ع) در تفسیر سوره «قدر» جده معصومه خود را چنین معرفی نموده اند: «اللیله فاطمه و القدر الله فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر» (فرات کوفی، ۱۴۱۰ق: ج۱، ص۵۲۸)؛ (منظور از شب، فاطمه است و مراد از قدر، خداوند است. پس هر کس آنچنان که شایسته است فاطمه را بشناسد، شب قدر را درک نموده است). در ادامه، وجه تسمیه آن حضرت به نام مبارک «فاطمه» را چنین بیان فرموده اند: «و انها سمیت فاطمه لأنّ الخلق فُطِموا عن معرفتها» (همان )؛ (و ایشان فاطمه نام گرفته اند؛ زیرا خلق از معرفت و شناخت آن حضرت عاجزند).

براساس مبانی عقلی و نقلی منازل سیر حُبّی وجود، در قوس نزول به «لیل» و «لیالی» تعبیر می شود؛ چنانکه در معارج ظهور صعودی، به «یوم» و «ایام» تعبیر می شود. انسان کامل معصوم در نشئه عنصری به لحاظ مقام فؤادش و عروجش و به لحاظ روح عرشی اش «یوم الله» است و به لحاظ عالم جسمانی و این سویی اش «لیله القدر» است و آشنایی به مقام رفیع «لیله القدر»، پی بردن به عظمت سعه وجودی انسان کامل و شرح صدر اوست که حامل و آخذ قرآن است و لذا خلق از کنه معرفت به حضرت زهرا (س) مقطوعند (طباطبایی، ۱۳۸۶: صص ۲۲۵-۲۲۴).

بیان فضائل و راهیابی به کنه شخصیت بانوی نمونه اسلام جز با تمسک به آیات و روایات میسور نمی باشد؛ به عنوان نمونه حضرت زهرا (س) به استناد روایات فراوانی که از فریقین وارد شده، یکی از اصحاب «کساء» است که آیه «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (احزاب، ۳۳) در شأن آنان نازل شده است. این روایات بسیار زیاد و بیش از هفتاد حدیث است که بیشتر آنها از طریق اهل سنت وارد شده که از ام سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، ابن عباس، علی(ع) و حسن بن علی(ع) و تقریباً از چهل طریق نقل شده است و شیعه آن را از امیرالمومنین (ع)، امام سجاد (ع)، صادقین (ع)، امام رضا (ع)، امّ سلمه، ابوذر و دیگران و بیش از سی طریق نقل کرده است (علامه طباطبایی، ۱۳۷۴: ج۱۶، ص۴۶۵). در عرف قرآن، عبارت «اهل البیت» اسم خاص است که منظور از آن پنج تن هستند؛ یعنی رسول خدا (ص)، علی، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) و بر هیچ فرد دیگری اطلاق نمی شود (همان: ج۱۶، ص۴۶۶) آنچه که در تبیین آموزه های آیه شریفه می توان گفت این است که عبارات موجود در آیه با تأکید و تصریح، طهارت اهل بیت (ع) از جمله حضرت زهرا (س) را از هرگونه رجس و پلیدی مطرح نموده است و این طهارت، طهارت خاصی است که مفهوم آن از کلام نورانی امام صادق (ع) در ذیل آیه «و سقاهم ربهم شراباً طهورا» (انسان، ۲۱) قابل درک است. از آنجا که سبب نزول سوره انسان، حضرت علی (ع)، فاطمه و حسنین (علیهم السلام ) هستند (بحرانی، ۱۴۱۶ق: ج۵، ص۵۴۶) طهارتِ مطرح شده در آیه، مربوط به آن حضرت است: امام صادق (ع) در تبیین این طهارت فرموده اند: «یطهرهم عن کل شیء سوی الله…» (طبرسی، ۱۳۷۲: ج۱۰، ص۶۲۳) یعنی مراد از نوشاندن شراب طهور، اعطاء طهارتی خاص به آنان است که طهارت از غیرخدا است.

از آنجا که به تصریح قرآن کریم، ادراک معارف قرآنی منوط به طهارت است: «لا یمسّه الا المطهرون» (واقعه، ۷۹) حضرت زهرا (س) از همه معارف قرآنی آگاه است؛ زیرا به امر تکوینی و تخلف ناپذیر الهی مطروحه در آیه تطهیر، اراده الهی بر طهارت تام صدیقه کبری تعلق یافته و آن حضرت با این وصف خاص، عالم به معارف قرآن کریم می باشد. از همین رو یکی از مصادیق بارز آیه شریفه «و کذلک جعلناکم امه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس» (بقره، ۱۴۳) می باشد. امام صادق (ع) در ذیل این آیه فرموده اند: «نحن امه الوسط و نحن شهداء الله علی خلقه و حجته فی ارضه» (فرات کوفی، ۱۴۱۰ ق: ج۱، ص۶۱). همچنین آن حضرت فرموده اند: «… منّا شهید علی کل زمان، علی بن ابیطالب فی زمانه… و کل مَن یدعو منّا الی امرالله تعالی» (همان) عبارت انتهایی روایت، تطبیق مفهوم آیه بر مصداق را متعلق به منصب امامت نکرده، بلکه منوط به مقام عصمت و دعوت به امر الهی می کند، لذا حضرت زهرا (س) یکی از مصادیق بارز آیه ۱۴۳ بقره است؛ زیرا امت وسط «آل الله» (صلوات الله علیهم) هستند (قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ج۲، ص۱۷۷) که با انتصاب الهی، گواه بر اعمال مردمند و حضرت فاطمه (س) اصل، امّ، مرکز و محور این خاندان است و مصداق کامل «امت وسط» است. قول و فعل و تقریر آن حضرت درباره اعمال مردم، از حجیت دینی برخوردار می باشد. امام صادق در ذیل آیه «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً» (آل عمران، ۱۰۳) فرموده اند: «نحن الحبل» (همان: ج۳، ص۱۸۵). پس به حکم این آیه، ایشان ریسمان محکم الهی است که مردم به تمسک بر آن امر شده اند. اوست که محبت به پدر، همسر و فرزندان معصومش «عروه الوثقی» است که شرط انکار طاغوت و ایمان به «الله» و بقاء در دایره ایمان است: «فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لَا انْفصام لها…» (بقره، ۲۵۶).

امام باقر(ع) درباره عبارت «فقد استمسک بالعروه الوثقی» فرموده اند: «مودّتُنا اهل البیت» (همان: ج۲، ص۴۰۷ )، لذا یکی از مصادیق عروه الوثقی، مودت اهل البیت (ع) است و یکی از اعضای اهل بیت بلکه محور و اصل آن، حضرت صدیقه کبری (س) است؛ آنچنان که در روایت آمده: «سئل الصادق (ع) عن معنی حیّ علی خیر العمل، فقال خیر العمل بر فاطمه و وُلْدها» (مجلسی، ۱۴۰۴ق: ج۴۳، ص۴۴). آن حضرت سبب نزول سوره دهر، آیه تطهیر، آیه اعطاء و آیه ایثار است (بشوی، ۱۳۸۶: ص۳۵۰). سوره کوثر در شأن او نازل شده است. این سوره طبق گفتار بسیاری از مفسران در پاسخ به شماتت و تحقیر مشرکین نسبت به پیامبر اکرم (ص) در فوت فرزندان ذکور آن حضرت نازل شده است و در حقیقت بمثابه ردّ و انکار آنان در این موضوع است و از همین روی لفظ کوثر اشاره به ذریّه کثیره آن حضرت می کند که از دختر بزرگوارش فاطمه (س) است (فضل الله، ۱۴۱۹ق: ج۲۴، ص۴۴۷ ). همچنین از میان آیات فراوانی که در شأن صدیقه کبری (س) نازل شده است، می توان به آیه «ذی القربی» (اسراء، ۲۶ )، آیه «مودت» (شوری، ۲۳)، آیه «مباهله» (آل عمران، ۶۱ ) (جصاص، ۱۴۰۵ ق: ج۲، ص۲۹۵ ) آیه «اهل الذکر» (نحل، ۴۳)، آیه «صلوات» (احزاب، ۵۶) اشاره نمود (حاکم حسکانی، ۱۴۱۱ق: ج۱، صص۱۲۹-۱۲۰).

این بانوی بزرگوار، تأویل آیات فراوانی از قرآن کریم است؛ مانند: «اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیله ایهم اقرب و یرجون رحمته…» (اسراء، ۵۷) که محکمترین وسیله تقرب به خداوند را پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم السلام) معرفی می کند (همان، ص۳۴۲). همان گونه که مصداق بارز «صراط مستقیم» (فاتحه، ۶) است. او صراط مستقیم خداست که جویندگان راه حق را گمراه و سرگردان نمی کند، آنگونه که ذیل آیه «و انّ الذین لایومنون بالاخره عن الصراط لناکبون» (مومنون، ۷۴) از امیرالمومنین (ع) نقل شده است که منظور از «صراط» ولایت اهل بیت (ع) است (همان، ص۵۲۳).

فاطمه (س) مصداق «خیر البریه» (بینه، ۷) (همان: ج۲، صص۴۶۹-۴۵۹) و شاخه شجره طیبه است: «ضرب الله مثلاً کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء…» (ابراهیم، ۲۴). امام باقر (ع) در تبیین مصادیق آیه می فرمایند: «آن شجره طیبه، محمد (ص) است و فرع آن علی و میوه اش حسن و حسین و غصن و شاخه آن فاطمه و شاخه های آن غصن، ائمه از فرزندان فاطمه و برگ های آن، شیعیان و دوستداران ما اهل بیت هستند» (همان: ج۱، ص۴۰۶).

فاطمه مظهر مجاهدت در راه خداست «و الذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا» (عنکبوت، ۶۹)؛ امام باقر (ع) در مقام بیان آیه فرموده اند: «نُزِلت فینا اهل البیت» (همان، ص۵۶۸) (این آیه درباره ما اهل بیت نازل شده است). تمام تعبیراتی که در آیات قرآن کریم و لسان پیامبر و ائمه اطهار (ع) در خصوص فاطمه (س) به کار رفته است، به لحاظ پیوندهای اعتباری آن حضرت با رسول خدا و امیرالمومنین و ائمه علیهم السلام نیست؛ بلکه کمال وجودی آن حضرت است که او را متصف به این کمالات حقیقی نموده است و لذا جبرئیل که تنها بر انبیاء عظام و اولیای بزرگ نازل می شد، شرف حضور در محضر آن بانوی بزرگ را یافته و معارف و اخبار آینده را به اطلاع آن حضرت رسانده است. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: «فاطمه (س) بعد از پیامبر (ص)، ۷۵ روز زنده بود و از مرگ پدرش اندوه سختی او را گرفته بود، جبرئیل نزدش آمد و او را در مرگ پدرش نیکو تعزیت گفت و از حال پدر و مقام او و آنچه بعد از وی برای ذریه اش پیش می آید، گزارش می داد و علی (ع) آن‏ها را می نوشت» (کلینی، ۱۳۸۳: ج۲، ص۳۵۵). به حکم آیه «و ما ینطق عن الهوی» (نجم، ۳) پیامبر مکرم اسلام با معیارهای غیر الهی سخنی را بر زبان جاری نمی سازد و لذا وقتی می فرماید: «فاطمه بضعه منّی فمن أغضبها أغضبنی» (بخاری، ۱۴۰۶ق: ج۵، ص۹۱) و نیز می فرماید: «یا فاطمه اإن الله لیغضب لغضبک و یرضی لرضاک» (اربلی، ۱۳۸۱: ج۱، ص۴۵۸) در مقام معرفی معیار تشخیص حق و باطل در رضا و خشم اوست و لذا باید دانست که وقایع اتفاقیه در زمان حیات آن حضرت از امر رسالت جدا نیست و سیره سیاسی و اجتماعی و مواضع آن حضرت در قضایای مختلف، معیار تشخیص حق از باطل است.

۵) نقش حضرت فاطمه (س) در دفاع از ولایت

وجوب اطاعت از «اولی الامر» از مسلمات قرآنی است: «یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (نساء، ۵۹). امام باقر (ع) در معرفی «أولی الامر» فرمودند: «فاولی الأمر فی هذه الآیه هم آل محمد (ص)» (فرات کوفی، ۱۴۱۰ق: ج۱، ص۱۰۸)؛ امام صادق (ع) در ذیل این آیه فرموده اند: «منظور از أولی الأمر ما هستیم و آیه جمیع مومنین را تا روز قیامت به اطاعت از ما فرمان می دهد» (فیض کاشانی، ۱۴۱۵ق: ج۱، ص۴۶۲). بر این اساس، بدون شک رهبرانی که قرآن کریم اطاعت بی قید و شرط از آنان را «إلی یوم القیامه» اعلام نموده است، باید از خصوصیاتی بهره مند باشند که در جایگاهی نظیر جایگاه رسول الله (ص) قرار گیرند؛ چرا که اطاعت از رسول الله (ص) و انقیاد ظاهری و باطنی از آن حضرت امری قرآنی است: «فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکّموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی أنفسهم حرجاً مما قضیت و یسلّموا تسلیماً» (نساء، ۶۵). انقیاد مطلق با عدم عصمت سازگاری ندارد و لذا نتیجه قهری آن، این است که «اولی الامر» معصومند و براساس فرمان الهی منقاد و مطاعند. آنچنان که خداوند فرمود: «قل اطیعوا الله و الرسول… ان الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم… ذریه بعضها من بعضٍ» (آل عمران، ۳۴-۳۲). امام صادق (ع) در تبیین فرموده خداوند فرمودند: «نحن منهم و نحن بقیه تلک العتره» (قمی مشهدی، ۱۳۶۸: ج۳، ص۷۱)؛ (ما از زمره آنان هستیم و ما بازمانده آن خاندان هستیم).

پس آل ابراهیم که برگزیدگان الهی اند، آل محمد (ص) هستند که اهل اویند و واجب است کسانی که خداوند برگزیده، مطهر و معصوم و منزه از زشتی ها باشند (طبرسی، ۱۳۷۲: ج۴، ص۴۱).

آل محمد (ص) در جایگاه «صراط مستقیم»، «حبل الله» و «العروه الوثقی» وظیفه هدایت بشر را بر عهده دارند، وظیفه ای که منبعث از عصمت، طهارت و قدسیت آنان است؛ لذا قول و فعل و تقریر آن پاکان ملاک و معیار تشخیص حق از باطل در کلیه قضایای دوران حیاتشان است؛ از این رو تحلیل زندگی سیاسی هر یک از ائمه (ع) با در نظر گرفتن شرایط حاکم بر زمانشان از ضروریات اهتداء بر سبیل مستقیم الهی است. از آنجا که خطوط کلی رسالت ائمه هدی (ع) در سه محور اساسی ذیل است:

۱- حفظ و حراست از دین و وحی الهی؛ ۲- تفسیر و تبیین قانون اساسی دینی اسلام (قرآن)؛ ۳- اجرای احکام و فرامین الهی در جامعه اسلامی (طباطبائی، ۱۳۸۶: ص۲۴۱ )؛ لذا بزرگترین هدف مبارزات ائمه درجایگاه انسان کامل، تشکیل حکومت اسلامی آن هم بر پایه امامت امامِ بر حق است؛ از این رو چشمگیرترین فعالیت حضرت فاطمه (س) در ظرف زمانی خاص خود و با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزگار، اثبات امامت امیرالمومنین ( ع) به عنوان اصل اساسی دین اسلام است؛ زیرا تبعیت از صراط مستقیم امامت و دوری از راه های متفرقه و پراکنده، فرمان الهی است: «و اَنّ هذا صراطی مستقیماً فاتّبعوه و لا تتّبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله» (انعام، ۱۵۳). ولایت اهل بیت همان «نعیم» است که خداوند فرموده مردم از آن بازخواست می شوند: «ثم لتسئلُنّ یومئذٍ عن النعیم» (تکاثر، ۸) (موسوی، ۱۴۲۲ق: ص۶۸). قال الصادق (ع): «نحن الذین أنقذ الله الناس بنا من الضلاله و بصَّرهم بنا من العمی و علَّمهم بنا من الجهل» (مدرسی، ۱۴۱۹ق: ج۱۸، ص۳۲۴ ) (ما آن کسانی هستیم که خداوند به وسیله ما مردم را از گمراهی رهایی بخشید و از بی بصری بینایشان کرد و آگاهی‏شان بخشید). از آنجا که منصب امامت امری الهی است و خداوند مومنین را به اخذ بی قید و شرط از پیامب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *