توضیحات
فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره عبادی اخلاقی حضرت زینب (س) :
مقدمه:
در آفاتی تیره و عصری ظلمانی و در جو خون و هراس که هر نوع عاطفه و دغدغه های وجدانی در دشمن مرده بود و جز قساوت و بی رحمی از وجودش نمی بارید، تازیانه حق از آستین زنی شجاع به در آمده و پیکر سفاکترین رژیم زمان را می نوازد. و پرچم ادامه نهضت را به دوش می کشد و بدون هیچ ترس و تزلزلی بر دشمن می تازد و شربت به اصطلاح پیروزی را بر کام او به زهری کشنده مبدل می سازد. سفیر کربلا آنچنان در تاریخ قد بر می افرازد که حتی کسانی که دین ندارند در برابر آزادگی و صلابت بی نظیر حضرت زینب (س) سر تعظیم فرود می آورند. این همه شگفتیها از آثار زنی آگاه و مسول است که در دامن اسلام با اندیشه و فرهنگ اسلامی پرورش یافته است.
کتابهای زیادی از گذشته تاکنون در مورد سیره و زندگی آن حضرت نگاشته شده است. از جمله کتب، کتاب زینب کبری (س) فریادی بر اعصار نوشته اسماعیل منصوری لاریجانی است که در سال ۱۳۶۹ به چاپ رسیده است و به سه فصل زندگانی فردی و مبارزات و قیام و اسارت زینب کبری (س) تقسیم می شود و کتاب دیگر به نام نمونه های ایثار حضرت زینب (س) نوشته آیت اله سید محمد تقی مدرس می باشد که در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است و به مبحث ویژگیهای فردی واخلاقی و سیاسی می پردازد.
لذا در این مقاله نیز ما بر آنیم تا گذری داشته باشیم بر زندگی آن بزرگ زن اسلام حضرت زینب کبری (س).
در بخش اول این مقاله گذری کوتاه بر چگونگی ولادت و دوره کودکی و تربیت آن حضرت آورده شده است و در بخش دوم سیره عبادی آن حضرت مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش آخر سیره فردی اخلاقی حضرت زینب (س) در طول تاریخ مورد بررسی واقع شده است که امیدواریم بتوانیم با نوشتن این مقاله، خدمتی ناچیز به اهل بیت (ع) کرده باشیم.
بخش اول: ولادت و کودکی حضرت زینب (س)
سال دوم هجرت فاطمه زهرا با امیرالمومنین (ع) ازدواج نمود. رسول خدا بعد ازعقد ازدواج و پیش از مراسم دست به دعا برداشته فرمود:
(اللهم. .. ارزقنا ذریه طاهره طیبه مبارکه و اجعل فی ذریتها البرکه)[۱]
(بار الها: به اینان فرزندان پاکیزه و پاک سرشت و مبارک مرحمت فرما رحمت و برکاتت را در این خاندان قرار ده.)
پیامبر در حضور (علی و فاطمه) ضمن عرض تبریک به آنان از خداوند مسئلت داشت که:
(جمع الله سملکما و جعل نسلکما مفاتیح الرحمه و معادن الحکمه.)[۲]
(خداوند دلهای شما را به هم نزدیک نموده ازهر گونه اختلاف و اختراق باز دارد، فرزندان و نسلتان را کلیدهای رحمت و معادن حکمت و دانش قرار دهد.)
دعای پیامبر به اجابت رسید، خداوند متعال به این زوج فرزندانی مرحمت نمود که جهان را نور ساختند و توده های مردم را به شاهراه هدایت رهنمون گردیدند، و زینب یکی از این فرزندان بود.
دوران بارداری فاطمه علیها السلام به زینب علیها السلام
جبرئیل امین در مواقعی که به خدمت رسول خدا می رسید، کم و بیش از فرزندان حضرت زهرا خبر می دادو می گفت که سرنوشت حسن، حسین و زینب چه خواهد شد، آثاز حزن و اندوه در چهره آن حضرت نمایان می شد و به تدریج زهرا (س) نیز از آنها با خبر می گشت.
فاطمه زهرا (س) از طریق پیک وحی و توسط پدرش می دانست دخترش زینب چه روزگار پر دردسری را درپیش دارد و چه سان در برابر او خاندان عصمت و طهارت را یکی پس از دیگری مسموم و اسیر و شهید خواهند کرد، بنابراین در دوران بارداری به زینب، پیوسته محزون و گرفته بود، گاه از شدت تاثر گریه می کرد ولی می دانست در مقابل تقدس الهی جز تسلیم و رضا به قضای او نمی توان کاری کرد. فاطمه خرد و اسوه صبر بوده، مصیبت های بسیار چشیده، و این استواری و استقامت را برای زینب و دیگر فرزندانش به ارث نهاد.[۳]
الف: ولادت
انتظار دردناک ترین دقایق زندگی انسانها است، گاهی چنان انسان غرق در لحظات آن می شود که گوئی خود را فراموش کرده و در دنیای دیگری می اندیشد. خاندان وحی همه و همه انتظار نوزاد فاطمه (س) را می کشیدند ولی پدر فاطمه اطهر بیش از دیگران در انتظار دیدار دلبندش دقیقه شماری می کرد.
روز پنجم جمادی الاول روز پنجم یاششم هجرت بود، خاطرات زندگی خاتم پیامبران و صحنه های زندگی مسلمانان زیر بنای تاریخ با عظمت اسلام را می ریختند که خداوند بر انتظار فاطمه، عزیز رسول خدا نقطه اتمام نهاد و دختری به کانون اسلامی عنایت فرمود، علی و فاطمه نگهبانان میراث رسالت خدا در آینده که دارای دو پسر بودند دختر دوست داشتنی چون زینب برایشان نعمت خوبی بود.
خبر تولد نوزاد فاطمه (س) به پیامبر خدا (ص) رسید، رسول خدا (ص) برای دیدار او به منزل دختر عزیزش فاطمه تشریف فرما شدند به دختر خود فاطمه فرمود: (دخترم، فاطمه جان نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم). فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه می فشارد و بر گونه های دوست داشتنی او بوسه می زند و آنگاه به پدر بزرگوارش داد، پیامبر دلبند زهرای عزیزش را در آغوش کشیده صورت خود را به صورت او گذاشته و اشک می ریخت، فاطمه (س) ناگهان متوجه این صحنه شد در حالی که شدیداً ناراحت این صحنه بود از پدر پرسید پدر چرا گریه می کنی؟!
رسول خدا (ص) فرمود: (گریه ام به خاطر این است که پس از مرگ من و تو این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت، او با چه مشکلات دردناکی روبه رو می شودو چه مصیبت های بزرگی را به خاطررضای خداوند با آغوش باز استقبال می کند)[۴]
پس از چند دقیقه که آرام اشک می ریخت و نواده عزیزش را می بوسید، گاهی نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومی که رسالتی بزرگ را عهده دار می شد خیره خیره می نگریست، خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ای پاره تن و روشنی چشمانم (فاطمه جان) هر کسی که بر زینب و مصائب او بگرید ثواب گریستن کسی را به او می دهند که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند.[۵]
ب: زینت پدر
زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است که خداوند برای دختری انتخاب کرد، که با انجام رسالت خویش زینت بخش تاریخ شد و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت. و این است که نام زینب در تاریخ کربلا که تاریخ جاودانگی اسلام و تشییع است، به خاطر فداکاریهایش، زیبا، درخشان و جاودانی آن حضرت.
مراسم نامگذاری این ولایت را در تاریخ این گونه می خوانیم:
هنگام ولادت زینب کبری (س) چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست کرد که نامی برای فرزندشان انتخاب کند:
علی (ع) در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمی گیرم، صبر می کنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی (ع) شنید فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند درباره آنان تصمیم می گیرد.
بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد که خداوند سلام می رساند و می فرماید: نام این دختر را زینب بگذار که این نام را در لوح محفوظ نوشته ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود: توصیه می کنم که همه این دختر را احترام کنند، که او مانند خدیجه کبری است.[۶]
یعنی همان گونه که فداکاریهای خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمر بخش بود، ایثار صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ج: القاب و کنیه ها
القاب زینب کبری سلام الله علیها عبارتند از:
۱- الصدیقه الصغری ۲- العقیل ۳- عقیله بنی هاشم ۴- عقیله الطا لبین ۵- العارفه
۶- الموثقه ۷- العالمه ۸- الفاضله ۹- الکامله ۱۰- عباده آل علی ۱۱- علیا مخدره
۱۲- راضیه ۱۳- عالمه غیر معلمه ۱۴- عفیفه و. .. ومهمترین آنها که زینب کبری است.
کنیه های زینب:
۱- ام کلثوم ۲- ام عبدالله ۳- ام الحسن ۴- ام المصائب ۵- ام الرزایا ۶- ام النوائب و. ..[۷]
د: دوران کودکی
انسان در دوره کودکی به بازی و همبازیهایش علاقه خاصی دارد و گاهی در اثر شدت علاقه، خواب و خوراک و حضور پدر و مادر را فراموش می کند، از این رو اسلام دستور می دهد که سعی کنید همبازی بچه های خود باشید و با آنان همچون کودکان بازی کنید.
هنگامی که زینب بزرگ شد با برادرش حسین انس گرفت، و همراه با او برد. هر گاه حسین را از او دور می کردند گریه می کرد، و چون پیش او باز می گشت آرام می گرفت. زینب یا با حسین بازی می کرد یا به چهره و قد و قامت او خیره می شد. گویا از همان دوره کودکی جدایی برادرراتحمل نمی کرد!
این دلبستگی به قدری شدید بود که حتی تعجب مادرش فاطمه زهرا (س) را بر می انگیخت، از این رو موضوع را به رسول خدا گزارش کرد. آن حضرت چون این سخن را بشنید آه سوزناکی کشید و با چشم اشکباری فرمود:
(ای دختر من وای عزیز دلم! این دختر با حسین رازها دارد، و در سفر کربلا هزاران درد و رنج را تحمل خواهد کرد.)[۸]
و: پرورش زینب
در مسایل تربیتی سه عامل وراثت، محیط و مربی موثر است. زینب هر سه عامل را دارا بود. خانواده ای بی نظیر و سر چشمه همه فضائل انسانی، محیط تربیتی زینب بود. او همچون ماه تابان از پنج خورشید عالم افروز نور می گرفت و از هر کدام بهره می جست و بر تکامل خویش می افزود. مربیان زینب بزرگترین مربیان بشر بودند و هر روز و هر ساعت جدیدترین درسهای تقوی و فضیلت را از منبع وحی دریافت می کردند و در اختیار او می گذاشتند. بناباین زینب با ذکاوت والا از مربیان معصوم الهام گرفت، و حوادث بزرگ تاریخی را تجربه کرد و انقلاب های مختلف عصر پدر و مادر و برادران را شاهد بود. تلخی هایی که چشید از او انسانی مقاوم ساخت. بنابراین پس از شهادت مادرش پرستار پدر گردید، برای برادرانش مادری کرد و از هیچ کوششی در رساندن حق و گسترش اهداف مقدس اسلام کوتاهی نکرد. خانواده زینب آنچنان بود که هر لحظه ساکنانش را به کمال و دانش و تقوی سوق می داد، و پیوسته خوشه های تازه فضائل انسانی به بار نشست. حتی فضه خادمه اهل بیت به برکت این خانواده و مربیان آن به کمالات عالیه ای رسید که خلیفه دوم در فضیلت او می گوید:
(یک رشته موی آل ابی طالب فقیه تر و داناتر از تمام (قبیله عدی) است).[۹]
حضرت امام محمد باقر (ع) می فرماید:
(ما تکلَّم الحسین بین یدی الحسن اعظاما له)
امام حسین (ع) به جهت تعظیم و احترام برادر بزرگش امام حسن حتی یک کلمه در مورد مسایل خاص حرف نزد.
زینب در کنار چنبن انسانهایی وارسته زندگی کرد و آنچنان پرورش یافت که شایسته ادامه دادن راه اجداد و خانواده پاکش کشت.
چند خاطره از حضرت زینب (س)
سراسر زندگی درخشان حضرت زینب (س) همچون زندگی مادرش حضرت زهرا (س) پر از خاطرات سازنده و هدفدار است، به عنوان نمونه، نظر شما را به چند فراز از خاطرات او در دوران کودکی جلب می کنیم.
۱- تعبیر خواب وحشتناک زینب (س)
اگر حضرت زینب (س) در سال پنجم هجرت، متولد شده باشد حدود پنج سال در عصر پیامبر (ص) زیسته است.
روزی در همین دوران کودکی به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد:
ای رسول خدا و ای جد بزرگوار! شب گذشته خواب هولناکی دیده ام، آمده ام برای شما بازگو کنم؛ در خواب دیدم طوفان سختی برخواست و جهان را تاریک ساخت، از شدت ناراحتی از این سو و آن سو پرتاب شدم و در آنجا درخت بزرگی را دیدم، به آن درخت چسبیدم، طوفان آن شاخه را نیز قطع کرد، سپس به شاخه دیگری نیز چسبیدم، آن نیز شکست، سپس به شاخه چسبیده به همدیگر، چسبیدم، طوفان آن را نیز در هم شکست، سرانجام وحشت زده از خواب پریدم.
رسول خدا (ص) که به تعبیر این خواب آگاهی داشت، بسیار متاثر شد و گریه سختی کرد آنگاه آن خواب را چنین تعبیرنمود، خطاب به زینب (س) فرمود:
ای نور دیده! آن درخت بزرگ، جد تو رسول خدا (ص) است که به زودی طوفان اجل، او را از پای در آورد، وآن شاخه نیرومند که نخست به آن چسبیدی مادرت می باشد، شاخه بعدی که به آن آویختی، دو برادرت حسن و حسین (ع) هستند، که طوفان اجل آنها را از کنار تو جدا نماید، و تو به فراق آنها مبتلا شوی و دنیا به نظرت تاریک گردد و سیاه پوش گردی، در غم سوگ آنها بنشینی.
نیز روایت شده: که روزی زینب (س) آیات قرآن را تلاوت می کرد، حضرت علی (ع) نزد او آمد، ضمن پرسشهایی، با اشاره و کنایه، گوشه هایی از مصائب زینب (س) را که در آینده رخ می داده، به آگاهی او رسانید.
زینب (س) عرض کرد: من قبلا این حوادث را که برایم رخ می دهد، از مادرم شنیده بودم.[۱۰]
به این ترتیب حضرت زینب (س) در همان سالهای کودکی، دریافت که در آینده با غم ها و رنج های سهمگین روبه رو می شود، باید با صبر و شهامت، خود را آماده کند و سختیها را بر خود هموار سازد.[۱۱]
جز موارد فوق، موارد دیگر مانند حدیث ام یمین و. .. مصاب آینده زینب (س) را به او خبر داده بودند.
۲- زبان یکتا گو، دو نمی گوید
روزی زینب (س) در دوران کودکی، دردامن پدر ارجمندش حضرت علی (ع) نشسته بود، علی (ع) با لطف و نوازش مخصوص، دخترش را آموزش می داد، در این هنگام علی (ع) به زینب (س) رو کرد و فرمود:
(دخترم! بگو: یک.)
زینب (س) گفت: (یک)
علی (ع) فرمود: بگو (دو)
زینب (س) سکوت کرد، علی (ع) فرمود: دخترم چرا ساکت هستی؟ صحبت کن، بگو: (دو) زینب با شیرین زبانی ویژه ای عرض کرد: پدر عزیزم! زبانی که به گفتن (یک) حرکت و عادت نموده، چگونه کلمه دو بگوید؟
(منظور زینب (س) یکتای خدا بود، که تمام ذرات وجودش به توحید الهی گواهی می داد.)
آری با اینکه: علی (ع) از عدد دو پرسید: ولی زینب (س) درآن لحظه متوجه وجدانیت خدا گردید، زبانش از گفتن دو، باز ایستاد.
حضرت علی از پاسخ عمیق دختر ش، بسیار مسرور شد، او را به نشانه محبت، تقدیر و تجلیل به سینه اش چسباند و بمن دو چشمانش را غرق در بوسه ساخت.[۱۲]
بخش دوم: سیره عبادی حضرت زینب (س)
شکی نیست که بزرگترین وسیله برای تقرب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و کمال، عبادت و بندگی در پیشگاه مقام او است و هر کس به هر مرتبه و مقامی که رسید از این راه رسید و این آیه در قرآن کریم بسیار جالب است که اساسا هدف خلقت را عبادت ذکر کرده و می فرماید:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ.[۱۳]
نیافریدم جن و انس را جز برای آنکه مرا بپرستند!
و البته عبادت خدا صرفا به خواندن چند رکعت نماز و یا انجام سایر عبادتهای بدنی و مالی نیست، بلکه معنای عبادت چنانچه علمای لغت ذکر کرده اند غایت خضوع و تسلیم و اظهار ذلت در پیشگاه خدای تعالی است که نماز و روزه و سایر اعمال مصادیقی است از آن مفهوم کلی و راهی است برای رسیدن به آن مقام عالی که به دستور شرع مقدس و رهبران اسلام باید انجام داد.
و این را باید دانست که عبادت دو جنبه دارد: جنبه فعل و جنبه ترک، و به همان گونه که در مداوای یک بیمار پرهیز از غذاهای مضر مهمتر از انجام کارهای لازم و خوردن دارو است، در باب عبادت و رسیدن به کمال انسانیت هدف خلقت، ترک گناه مهمتر از به جا آوردن و عبادتهای بدنی و مالی است، و از همین رو در روایات آمده که فرموده اند:
ان اشد العباده الورع [۱۴]
یعنی سخت ترین عبادت، ورع و پارسائی از گناه است.
و یا فرموده اند:
افضل العباده العفاف [۱۵]
یعنی بهترین عبادت ها پاکدامنی و پارسائی است.
باری دامنه این بحث وسیع است و ما به همین چند جمله اکتفا کرده و شاهد این سخن را سیره عبادی بانوی قهرمان داستان کربلا حضرت زینب کبری (س) را برای خواننده محترم می آوریم:
الف: نماز شب و شب زنده داری حضرت زینب (س)
از نیشابوری یکی از مورخین نقل شده که گفته است:
زینب در فصاحت و بلاغت و پارسائی و عبادت همانند پدرش علی (ع) و مادرش فاطمه (س) بود.
و از برخی مورخین دیگر نقل شده که: تهجد و شب زنده داری زینب (س) در تمام مدت عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم، که از حضرت سجاد (ع) روایت شده که فرمود: در آن شب عمه ام زینب را دیدم در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
و مرحوم بیرجندی در کبریت احمد گوید: از برخی مقاتل معتبره از امام سجاد (ع) نقل شده که فرمود: عمه ام زینب با تمام مصیبتهائی که بر او وارد شده بود از کربلا تا شام هیچگاه نوافل خود را ترک نکرد.
و نیز روایت کرده که چون امام حسین (ع) برای وداع زینب آمد از جمله سخنانی که به او گفت این بود که فرمود:
«یا اختاه لا تنسینی فی صلاه اللیل»
خواهر جان مرا در نماز شب فراموش نکن.
و درباره شب عاشورای زینب (س) از کتاب مثیر الاخوان از فاطمه دختر امام حسین (ع) نقل شده که درباره حضرت زینب گوید:
«و اما عمتی زینب فانها لم تزل قائمه فی تلک الیله ای عاشره من المحرم فی محرابها تستضیث الی ربهاف و ماهدات لنا عین و لا سکنت لنازخره»
یعنی: و اما عمه ام زینب، پس وی همچنان در آن شب در جایگاه عبادت خود ایستاده بود و به درگه خدای تعالی استغاثه می کرد، و در آن شب چشم هیچیک از ما به خواب نرفت و صدای ناله ما قطع نشد.
و از حضرت سجاد (ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود:
«ان عمتی زینب کانت تودی صلواتها من قیام، الفرائض و النوافل، عند مشیر نامن اللوفه الی الشام، و فی بعض المنازل تصلی من جلوس لشده الجوع و الضعف منذ ثلاث لیال، لانها تقسم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال، لان القوم کانوایدفعون لکل واحد منا رعنفا واحدا من الخبز فی الیوم و الیله»
همانا عمه ام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیرها از کوفه به شام ایستاده می خواند، و در بعضی از منزلها نشسته نماز خواند و این هم به جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذائی را که به او می دادند میان اطفال تقسیم می کرد، چونکه آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمی دادند.
این بود نمونه و گوشه ای از عبادتهای بدنی و انجام نماز واجب و نافله زینب، و ضمنا بزرگترین خصلت نیکی که در یک انسان وجود دارد ایثار و مقدم داشتن دیگران بر خود است، که از این حدیث مقام ایثار زینب (س) نیز معلوم می شود که چگونه سه شبانه روز به گرسنگی صبر می کند و سهم غذای خود را به اطفال خردسال و معصوم امام (ع) می دهد!
از این جنبه که بگذریم خود همین مسافرت تاریخی و تحمل آن همه مرارتها و مصیبتهائی که در طول تاریخ بشریت کم نظیر و یا بی نظیر است.
و قیام در برابر طاغوتها ستمگران زمان و رسوا ساختن و محکوم کردن آنها، با آن سخنان نافذ و خطبه های آتشین که اظهار هر جمله اش احتمال خطبه هائی جانی برای خود او و دیگران داشت.
و درک رشد دادن به مردم جاهل و نادان و یا بزدل و ترسوئی که یکسره خود را دربرابر یاغی زمان باخته، و یا با مشتی درهم و دینار سعادت ابدی و آخرت خود را به دنیای ناپایدار و لذت زودگذر جهان فانی فروخته بودند. ..
و بیدار کردن مردم بی درک که گول تبلیغات دستگاه دیکتاتوری بنی امیه را خورده و امام حسین (ع) را به عنوان اخلالگر، لازم القتل می دانستند. ..
و رساندن پیام مقدس حجت زمان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) که جنایتکاران کوفه و شام خیال کردند آن ندای مقدس را در میان شنهای تفتیده نینوا خاموش کردند، به اقصی نقاط جهان. .. حتی به گوش یهودیان و مسیحیان و بیگانگانی که در مجلس یزید برای تماشا یا تبریک آمده اجتماع کرده بودند. ..
و خلاصه انجام یک سلسله رسالتهای الهی و تاریخی که پشت مردان جهان در حمل آن خم می شود و از عهده شان خارج بود. ..
هر کدام از آنها عبادت بزرگی بود که این بانوی بزرگوار و تربیت شده مکتب علی و زهرا (س) انجام آن را به عهده گرفت، و غایت خضوع و تسلیم خود را بدین وسیله به پیشگاه مقدس پروردگار خویش اظهار نمود.[۱۶]
فواد کرمانی شاعر معاصر درباره تسلیم و رضای زینب می گوید:
تسلیم و رضا نگر که آن دخت بتول
در مقتل گشتگان چو فرمود نزول
شکرانه سرود که ای خداوند جلیل
قربانی ما به پیشگاه تو قبول
و آن شاعر دیگر در مدح وی سروده:
زورق ایمان به وی شناخته ساحل
کشتی عرفان ز وی فراشته لنگر
فخر سماواتیان و دختر حیدر
بانوی عصمت و راست فاطمه مادر
ب: توحید خالص
نقل شده که: حضرت زینب (س) از پدر پرسید: «پدر جان! آیا ما فرزندانت را دوست داری»
علی (ع) فرمود: «آری البته، چگونه شما را دوست ندارم، با اینکه میوه دل من هستید؟»
زینب (س) عرض کرد: «پدر عزیزم در دل دو دوستی جمع نمی شود، دوستی خالص برای خدا است، لطف و مهربانی برای ما است»
زینب (س) با این بیان به توحید خالص فعلی، اشاره کرد، که همان انقطاع و دلبستگی خالص برای خدا است، ولی دوستی نسبت به فرزندان، دوستی ظاهری و به معنی مهربانی است، نه دوستی حقیقی که باید منحصر به خداوند یکتا و بی همتا باشد، منظور علی (ع) نیز همین دوستی بود که با بیان زینب (س) در آن سن و سال، توضیح داده شد.
آری کسی که در کنار پنج تن آل عبا (ع) در زیر سایه پیامبر (ص) و علی (ع)، و در آغوش فاطمه (س)، در کنار حسن و حسین (ع) نشو و نما کرده، چرا چنین نباشد!
حضرت علی (ع) با طرح این گونه سوالات، می خواست مقام زینب (س) را در همان دوران کودکی، به دیگران معرفی کند.
ج: زهد زینب (س)
زهد به معنی بی رغبتی به دنیا است، زهد در مسیر بندگی و عبادت اولین مرحله است، یعنی تا انسان دل از اغیار خالی نکند هرگز طعم ایمان را نمی چشد، امام صادق (ع) در این زمینه فرمودند:
حرام علی قلوبکم ان تعرف حلاوه الایمان، حتی تزهه فی الدنیا![۱۷]
درک شیرینی ایمان بر دل شما حرام است تا اینکه به دنیا بی رغبت شوید.
آنهائیکه به معرفت کمال رسیدند در حقیقت زهد را سرمایه اولیه خود قرار دادند، از اینکه می بینیم پیامبران (ص) و امامان (ع) ما در بی میل به دنیا ضرب المثل شدند، بدان جهت است که آنان، از همه کس به معرفت الهی تشنه تر بودند و منزلی جز بارگاه حق تعالی نمی شناختند.
روزی پیامبر (ص) اندوهگین از خانه بیرون رفت، فرشته ای که کلیدهای خزانه های زمین در دستش بود نزد او آمد و گفت: ای محمد اینها کلیدهای خزانه های زمین است، پروردگارت به تو می گوید: باز کن و هرچه خواهی از زمین برگیر، بدون آنکه چیزی از مقام و منزل تو در نزد من کاسته شود.
رسول خدا (ص) فرمود:
دنیا خانه کسی است که خانه ندارد، و آنکه عقل ندارد برای دنیا جمع می کند.[۱۸]
فرشته گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث ساخته، من این سخن را از فرشته ای در آسمان چهارم شنیدم، زمانی که کلیدها را به من دادند.
مومن به دنیا همانند وسیله و ابزاری نظر دارد، لکن نه آن ابزاری که از دست دادن آن باعث ناراحتی او شود. حالت مومن نسبت به دنیا علی السویه است، یعنی اگر چیزی از دنیا به دست آورد شاد نمی شود و اگر چیزی را هم از دست بدهد غمگین نمی گردد، این مطلب را خداوند متعال در قرآن مجید چنین آورده است:
لِکیلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکمْ.[۱۹]
تا بر آنچه که از دست شما رفته افسوس نخورید و به آنچه به شما رسیده شادی نکنید.
حال که معیار زهد این است، انسان باید در خوراک و پوشاک به چیزهایی قناعت کند که از دست دادن آن موجب تاثر و ناراحتی او نگردد، و آن مسیر نخواهد رشد مگر آنکه انسان به دنیا بی میل شود. کسی که به دنیا بی علاقه شده، تبعا به آثار و علائق دنیایی نیز بی میل خواهد شد.
البته زهد مفهومی فراتر از آنچه گفته شد دارد، چرا که زاهد هرچه بارش از دنیا سبک باشد، شتاب و حرکت او به سوی خدا بیشتر است و هرچه از دنیا دور گردد، شادمانی او افزونتر می شود. از اینروست که امام صادق (ع) فرمود:
ما اعجب رسول الله (ص) شیئی من الدنیا الا ان یکون فیها جائحا فائفا.
رسول خدا (ص) را جز گرسنگی و خوف، چیزی از دنیا مسرور نمی ساخت و خوشش نمی آورد به طوری که ملاحظه می شود اثر سازنده و تربیتی زهد آن است که
هرچه دنیا از انسان فاصله گیرد بر شادمانی او افزوده گردد، یعنی اگر روزی گرسنه است و غذاگیرش نیامد ناراحت نباشد، و اگر لباس او مندرس و کهنه است به همان قناعت کرده و به لباس نو میل پیدا نکند، نمونه هایی از این قبیل آثار و علائم زهد هستند که هر کس از آن برخوردار است باید به خود ببالد.
لازم به ذکر است که بین زهد و قرب الهی تناسب مستقیم وجود دارد، یعنی هر کس زاهدتر است به خدا نزدیکتر است، و هرکس میل به دنیا دارد به نسبت میلش از قرب خدا دور است، حال که فلسفه زهد این است مسلما باید پیامبران (ص) و امامان معصوم (ع) از پیش کسوتان زهد باشند، چرا که آنان محض قرب الهی اند و هیچ حجابی بین آنها و خداوند سبحان و تعالی وجود ندارد. و در این راستا معمای ساده زیستی پیشوایان ما نیز حل می شود از اینکه در تاریخ می خوانیم، حضرت علی (ع) نان جو تناول می کرد یا حضرت زهرا (س) چادرش از لیفه خرما بود، این بدان معنا نیست که آنها چیزی نداشتند. بلکه برای خود نمی خواستند، نداشتن و نخواستن دو مقوله جدا از هم می باشند.[۲۰]
خاندان اهل بیت (ع) افراد فقیری نبودند تا سر بار دیگران شوند، بلکه همواره از حاصل دست رنج خود می خورند و به دیگران نیز می دادند، و حتی همنوعان را برخود مقدم می داشتند وهرگز از حریم زهد و تقوا پا را فراتر نمی گذاشتند.
زینب کبری (س) در خانه ای نشو و نما کرد که زهد به عنوان اولین و اصلی ترین پایه اخلاق و ایمان در آن حاکم بود، زینب (س) از خرد سالی شاهد بود که پدرش همواره غذای خود را به افراد یتیم و بی چیز می داد و مادرش نیز لباسهای نو و سالم خود را به فقراء می بخشید، و هم او می دید که پدرش جز نان جوین سبوس نگرفته نمی خورد، و مادرش تا پاسی از شب لباسهای کهنه را وصله می زد.
بارها برای زینب (س) اتفاق افتاده بود که شام شب آنها را سائل طلب می کرد و والدینش با کمال میل به او می بخشیدند و جملگی شب دراز را با شکمی گرسنه به صبح می رساندند، و بالاخره دختر علی (ع) می دید که فرش منزل آنها از پوست گوسفند است، و روزها بر آن شتر علف می خورد، و شبها فرش آنها بود. آری زینب (س) زهد را در شمار و الفاظ فرا نگرفت بلکه به طور عملی در خانه ای محقر و بی ریا لذت زهد را چشیده و به نقش سازنده آن در تکامل اخلاق و معنویت، علم پیدا کرده بود.[۲۱]
برای زهد زینب (س) شواهدی موجود است که ذیلا به مواردی از آن اشاره می شود:
الف- استقامت در برابر حوادث
زینب (س) از آغاز زندگی اش با غمها و مصائب هم آغوش بود، شاید مصیبتهای دردناک و جانکاهی که بر او وارد شد، اندکی به ماروی می آورد قالب تهی می کردیم، لکن زینب (س) نه تنها ضعف و سستی در برابر حوادث از خود نشان نداد بلکه عکس العمل او بسیار طبیعی بود، و هرگز عاطفه ها و علاقه ها بر نیروی عقل وایمان او غلبه پیدا نکرده اگر او زنی ناز پرورده و راحت طلب بود، تاب تحمل این همه مصائب و دردها را در دوران زندگی پرمخاطره اش نداشت.
سفیر کربلا از ایام کودکی در میدان زهد با انواع رنجها و غم ها خو گرفته بود، تا جائی که مصیبت را نعمت، و بلاء را رحمتی از سوی حق تعالی می دانست، و آنگونه خود را در مقابل حوادث دنیا با زهد بیمه کرد که، اگر کوهها متلاشی و زمین ها از هم می شکافتند در اداره مستحکم او خللی وارد نمی گشت.
آری، کاربرد عملی زهد در کوران زندگی همین است که سپری آهنین در برابر حوادث و بلاهای سخت پیش آمده برای انسان باشد. روح بلند زینب (س) در کوره زهد آن چنان آبدیده شد که در طوفان بلاء و مصائب نه تنها تیره نگشت بلکه جلاء و صلابت او به مراتب بیتشر گردیده، و آنچه که این بانوی بزرگوار در صحرای کربلا از خود ظاهر ساخت در حقیقت گوشه ای از عظمت روح و همت والای او بوده است
ب- روحیه ای شکست ناپذیر
در سفر اسارت از کوفه تا شام، بارها شاهد بودم که عمه ام زینب (س) غذای خود را هم بین کودکان تقسیم می نمود و خودش از شدت گرسنگی و ضعف نماز شب را نشسته می خواند، و در ایام سفر هیچگاه نماز شب او ترک نشد.
براستی آیا کسی جز زینب (س) می توانست، با مشاهده آن همه صحنه های دلخراش و فشارهای سخت و درونی و بیرونی از پا در نیاید، و زبان به لعن و نفرین نگشاید و از همه مهمتر آن چنان حالات روحی خود را حفظ کند که حتی از اعمال مستحبی خود دست بر ندارد.
یقینا درک صلابت و استقامت کم نظیر و بی سابقه زینب (س) کار مشکلی است، مشکل از آن جهت که عقل آدمی جز حیرت و شگفتی در این مقال به چیزی نمی رسد و در مقابل حرکات اعجاز آمیز زینب (س) زانوی تسلیم و عجز بر زمین می کوبد غالبا ما زینب کبری (س) را به لفظ قهرمان می خوانیم، لکن به علت قهرمانی او کمتر اندیشیدیم جهات برجسته و تحسین بر انگیز زندگی دختر علی (ع) فکر انسان را به واقعیتی معطوف می دارد شاید رمز عظمت و سربلندی حضرت زینب (س) در همین نهفته باشد، و آن اینکه: روح زینب (س) در برابر هیچ حادثه ای نشکست وقتی انسان در مقابل کوچکترین حادثه روزگار می لغزد و حالات او به طرز محسوسی تغییر می کند، اگر منصفانه ضعف و ناتوانی خود را در آئینه مقاومت شیرزن کربلا، ببیند آنگاه پی خواهد برد که مفهوم روح زینب (س) نشکست یعنی چه.
لکن این مطلب پاسخ سوال را تامین نمی کند، باید علت مقاومت و صلابت روح زینب (س) در چیزی دیگر جستجو کرد.
محققا وقتی انسان به عظمت صفات و اسماء الهی پی ببرد بهت زده می شود، و در آن وادی پای عقل را چو بین دیده و در حرارت تمنا و خیرگی تماشا به یکباره می سوزد، تبعا اراده ای که در این آتش صیقلی شود شکست ناپذیر خواهد بود. از آنجا که حضرت زینب (س) تالی معصومین است، قطعا از قرب حضور و مکاشفت اسماء و صفات باری تعالی بی واسطه برخوردار است، فلذا اراده او را هیچکس و هیچ چیز نمی تواند بشکند، مگر خدا.
من فدای آن مس همت پرست
کوبه غیر کیمیا نارد شکست
البته این لیاقت را حضرت زینب (س) به بهای زهد و ریاضت مستمر تحصیل کرده است. ممکن است گفته شود اهل بیت (س) از اول مورد عنایت خاص خداوند متعال بوده اند گرچه این حرف درستی است، لکن حفظ افاضات الهی قابلیت می خواهد خداوند متعال بدون استثناء جوهری را در انسان قرار داده که اگر در مسیر صحیح خود به فعلیت در آید همه خداجو وحق پرست می شوند، لکن لغزیدن و به خطا رفتن، بسیاری از انسانها را از این نعمت الهی محروم می کند. در این رهگذر اهل بیت عصمت (ع) و اولیاء الله با رعایت اصول و شرایط بندگی خود را از گزند آفت ها حفظ کردند، اگر آنها نیز قابلیت لازم را در حفظ افاضات و الطاف الهی از خود نشان نمی دادند قطعا فرقی با سایر انسانها نداشتند.
قدر مسلم، هرچه انسان کامل تر باشد آسیب پذیری او بیشتر است، و از این جهت است که اهل الله به مراقبه و تزکیه نفس بیش از دیگران محتاج هستند.
مثلا همین زهدی که اکنون متعرض آن هستیم پایه واساس بندگی است، منتهی رعایت آن از سوی خاندان عصمت و طهارت (ع) به حدی مشهود است که هر کدام در نوع خود ضرب المثل شدند، خصوصا درخشش زهد در فراز و نشیب زندگی حضرت زینب (س).[۲۲]
د: استجابت دعا
پیامبر اسلام «دعا» را اسلحه مومن نامیده است، در بیانی دیگر آن حضرت دعای
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.