تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) شامل 22 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرط شهید مدافع حرم برای شفاعت کردن نزد امام حسین(ع) :

شهید مدافع حرم، حسین محرابی، ۳۰ شهریور سال ۱۳۵۶ در نیشابور متولد شد و در تاریخ ۱۰ آذر سال ۱۳۹۵ در حلب سوریه بال در بال ملائک گشود و به شهادت رسید. در فرازی از وصیت نامه شهید حسین محرابی می خوانیم:

«همسرم، فرزندانم را یار و یاور امام مظلومم حضرت مهدی(عج) قرار بده و تا غیبت ایشان گوش به فرمان نائب بر حقش امام خامنه ای باشید؛ یک دست لباس و پوتین برای محمد مهیار خریده ام، به محض اینکه لباس ها برایش کمی اندازه شد، اسلحه مرا بردارد. هر خانمی که چادر به سر کند و عفت ورزد، و هر جوانی که نماز اول وقت را در حد توان شروع کند، اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امام حسین(ع) خواهم کرد و او را دعا می کنم؛ باشد تا مورد لطف و رحمت حق تعالی قرار گیرد. من مانند کسی هستم که سوار تاکسی شده و به مقصد می رسم ولی پولی ندارم، از خدا خجالت می کشم، ولی به لطف و رحمت خدا امیدوارم.

فرزندانم! زینب و فاطمه، با حیا و حجاب مرا یاری کنید؛ بدانید که حیا از حجاب کمتر نیست. و فرزند کوچکم محمد مهیار! تو نذر مولایم، مولای تنهایم حضرت صاحب الزمان(عج) هستی، خودت را برای یاری امامت آماده کن و بدان که مولایمان بزودی تشریف می آورند؛ ان شاء الله با پاکی و نمازت، با حیا و نجابتت ایشان را یاری کن؛ گوش به فرمان امام خامنه ای داشته باش.»

صدایش می لرزد وقتی از خاطره دیدارش با سردار شهید سپهبد سلیمانی در هتل استقلال تهران می گوید؛ دیداری که تابستان امسال برای خانواده های شهدای مدافع حرم تدارک دیده شده بود و زینب، دختر شهید مدافع حرم حسین محرابی در آن ازدحام، توانسته بود برای لحظاتی خود را به سردار برساند و او را به خانه شان در مشهد دعوت کند. سردار هم درخواستش را پذیرفت و صبح روز عرفه، مهمان زینب و فاطمه شد، سردار شهید قاسم سلیمانی مهمان آن ها شد و راضی شان کرد که برای شهادتش دعا کنند و زینب وار، حافظ راه شهدای مدافع حرم باشند.

حاج قاسم، نظم حفاظت را برای در آغوش گرفتن فرزندان شهدا، به هم ریخت

زینب از همان دیدار تهران که زمینه ساز مهمانی سردار در خانه شان شد، شروع به تعریف می کند، این که سردار چگونه همه بچه های شهدا را، فرزند خودش می دانست و دلشان را به حضور خود گرم می کرد. او می گوید: آن روز وقتی که سردار وارد سالن شد، تمام نظمی که در سالن برقرار کرده بودند به هم ریخت، بچه ها از جا پریدند و از میان صندلی ها به سمتش دویدند، نگاهش پدرانه بود و فرزندان شهدا این را می فهمیدند، او محافظ های زیادی داشت اما نظم حفاظت نظامی را کلا به هم زده بود و مشغول به آغوش کشیدن بچه های کوچک شهدا بود و با فرزندان شهدا عکس می گرفت.

او ادامه می دهد: این صحنه را که دیدم، از ته دل شادمان شدم، از یک گوشه سالن به او نزدیک شدم تا از این همه محبتش به بچه های شهدا تشکر کنم، صدایشان زدم «حاج قاسم، حاج قاسم»، او هم پاسخ داد«بیا جلو، جانم؟» وقتی به او رسیدم، انگشترش نظرم را جلب کرد، بدون مقدمه گفتم«حاج قاسم می شود انگشترتان را به من بدهید؟» ایشان سرشان را پایین انداختند و لبخند زدند، دوباره گفتم«میشه انگشترتون رو به من بدید؟» پرسید «از کدام شهر آمدی؟» من هم خودم را معرفی کردم و گفتم از مشهد آمده ام، او انگشترش را در آورد و به من داد و گفت «انگشترم را به تو می دهم اما باید حق آن را ادا کنی!»

زینب می گوید: از این حرف متعجب شدم، از ایشان پرسیدم «ح

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *