تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان شامل 80 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهدای شاخص ماه مبارک رمضان :

«نورٌ علی نور» که می ‌گویند، همین است؛ اینکه خدا در مهمانی ‌اش متاع وجودت را خریدنی ببیند و با زبان روزه و سبکبال ‌تر از هر زمان دیگری، لباس شهادت بر تنت بپوشاند و خودش میزبان افطارت باشد. به گواهی اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران، بیش از ۱۴ هزار و ۷۰۰ نفر از شهدای دوران دفاع مقدس با شهد شیرین شهادت افطار کردند. به این فهرست نورانی باید شهدای رمضانی مبارزات انقلاب و ترور اوایل دهه ۶۰ را هم اضافه کرد. اما در این میان، از کنار نام شهدای مظلومی که در ایام ماه مبارک در شهرها قربانی بمباران یا موشکباران ناجوانمردانه دشمن شدند هم نباید به سادگی گذشت؛ سفره افطار مردم دزفول در خرداد با خون ۴۴ شهید رنگین شد. شهروند روزه‌دار در راهپیمایی روز قدس در اندیمشک در خرداد به خاک و خون کشیده‌ شدند و بمباران ایستگاه قطار هفت تپه خوزستان در اردیبهشت ، ۷۰ قربانی روزه ‌دار برجاگذاشت. در این مجال، با مرور داستان زندگی و حماسه چند شهید شاخص رمضانی همراه شوید. خلاقیت و مهارت سید علی اندرزگو در تغییر چهره و هویت، ۱۴سال نیروهای ساواک را ناکام گذاشت.

شهید «سید علی اندرزگو مبارز هزار چهره!»

تولد: ۱۸ رمضان سال ۱۳۱۸/ شهادت: ۱۹ رمضان مصادف با ۲ شهریور ۱۳۵۷. سرنوشت سید علی درست از ۱۶ سالگی تغییر کرد؛ از وقتی با حاج «صادق امانی» و اهالی گروه «فداییان اسلام» آشنا شد. سید نوجوان از همان موقع،‌ لباس مبارزه علیه حکومت به تن کرد و ۸ سال بعد در درگیری ‌های ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ برای اولین بار دستگیر و زندانی شد. مشارکت در ترور «حسنعلی منصور»، نخست‌وزیر وقت،‌ در سال ۱۳۴۳ را اما باید نقطه عطف فعالیت‌های مبارزاتی او دانست، اتفاق پر سر و صدایی که باعث شد گوش ساواکی‌ ها با نام سید علی اندرزگو آشنا شود و بعد از آن در هر ماجرای ضد حکومتی دنبال او بگردند. البته هر چه می‌گشتند، کمتر پیدا می ‌کردند چون سید شجاع قصه ما، یک مهارت خاص داشت؛ تغییر چهره و هویت.

فرار به آغوش امام (ره)

«بخارایی»، «هرندی»، «نیک نژاد» و «امانی»، عوامل اصلی ترور منصور با تلاش ‌های همه ‌جانبه ساواک دستگیر شدند و دادگاه نظامی هم حکم به اعدام آن‌ها داد اما دست ماموران به سید علی اندرزگو نرسید. مدت ها طول کشید تا ساواک توانست رد او را که مخفیانه در شهر قم زندگی می‌ کرد، بزند. اما درست زمانی که ماموران آماده دستگیری‌ اش بودند، سید علی باز هم آن‌ها را ناکام گذاشت و فرار کرد و این بار خودش را به عراق رساند. تعقیب و گریزها هر چقدر سخت بود، اما اقامت در عراق برای سید حسابی شیرین شد وقتی توانست با امام خمینی (ره)، رهبر محبوب و در تبعیدِ نهضت ملاقات کند. شاید همین دیدارها هم بود که باعث شد سید علی برای مبارزه علیه حکومت پهلوی مصمم‌تر شود و دوباره هوای وطن به سرش بیفتد.

یک گذرنامه با هویت جعلی، همان چیزی بود که توانست در سال ۱۳۴۵ او را به ایران برگرداند. مستقر شدن سید در قم همان و ازسرگرفتن فعالیت ‌های انقلابی همان. سید توانست ۴ سال به همین شیوه و با نام و نشانی جدید در کنار انقلابیون فعالیت کند اما بالاخره شست ساواکی‌ ها خبردار شد که کسی که در آسمان‌ ها دنبالش می ‌گشتند، کنار گوششان در قم آزادانه مشغول فعالیت علیه حکومت است.

همه فکر می‌ کردند کار این به ‌اصطلاح خرابکار دیگر تمام است اما مهارت در تغییر چهره، دوباره به کار سید علی آمد و کمک کرد او با نام و هویتی تازه، زندگی جدیدی را در تهران شروع کند. محله «چیذر»، هم پای او را به مدرسه علمیه باز کرد و هم شریک زندگی‌اش را سر راهش قرار داد. یک جمله، سرنوشت او و «کبری سیل سه پور» را در سال ۱۳۴۹ به هم پیوند زد. سید گفت: «من طلبه‌ای هستم که نه کسی را دارم و نه مال و منالی. اگر می‌ توانی نان طلبگی بخوری، بسم‌الله.» عروس خانم هم پذیرفت.

از مشهد تا افغانستان، از عربستان تا سوریه و لبنان!

تعقیب و گریزهای ساواک و سید علی اندرزگو و خلق شخصیت و چهره‌های جدید توسط او همچنان ادامه داشت، زندگی در ظاهر ماجراجویانه اما به‌شدت هدفمندی که پای او را در سال حتی به افغانستان هم رساند. مشهد، مقصد بعدی سید بود و با اقامت طولانی در آنجا، توانست تحصیلات حوزوی ‌اش را هم ادامه دهد. سید علی با زیرکی و شجاعتش چنان ماموران ساواک را به سخره گرفته ‌بود که در همان سال‌ها موفق شد بی ‌هیچ مشکلی ۲ بار به حج برود!

نوبت دومِ عمره برای سید اما با طرح و نقشه ‌ای خاص همراه بود. او از عربستان به عراق رفت و در نجف یک بار دیگر توانست به ملاقات امام خمینی (ره) برود. اما این پایان ماجرا نبود. هیچ‌کس نمی ‌دانست سید علی اندرزگو چه در سر دارد که به خاطرش حاضر است مخاطرات سفر به سوریه و لبنان را هم به جان بخرد. وقتی او در لبنان در یک دوره آموزش نظامی شرکت کرد، معلوم شد برای آینده مبارزاتش علیه رژیم، برنامه ویژه ‌ای دارد.

۱۹ رمضان، پایان با شکوه ۱۴ سال مبارزه مخفیانه

این بار بازگشت مخفیانه طلبه شجاع و خستگی ‌ناپذیر داستان ما به ایران، با اوج‌گیری مبارزات انقلابی مردم در ماه رمضان مصادف شده بود. هیچ‌ کس نمی ‌دانست سید با یک تصمیم سرنوشت‌ساز به وطن برگشته؛ ترور شاه. ماموران ساواک هم که دیگر نمی ‌خواستند مقهور زیرکی اندرزگو شوند، قم و مشهد و تهران و تمام اشخاصی را که ممکن بود با او ارتباط داشته ‌باشند، دائماً زیر نظر داشتند. بیست و سوم ماه مبارک رمضان، روز بزرگی بود که سید برای اجرای هدف مهمش برای خود تعیین کرده‌بود. همه ‌چیز اما در روز هجدهم ماه مبارک تغییر کرد. در این روز سید علی در تماس تلفنی با یکی از دوستانش در تهران، به او خبر داد که فردا افطار، مهمان او خواهد بود؛ غافل از اینکه این مکالمه، شنونده دیگری هم دارد؛ ساواک.

غروب فردا، سید علی وقتی سر قرار رسید که ماموران ساواک محل را محاصره کرده ‌بودند. زنده به دست ساواک افتادن، بدترین اتفاق برای سید بود. پس طوری از مخفی گاهش بیرون آمد که ماموران تصور کردند مسلح است و قصد تیراندازی دارد. اینطور بود که برای روانه کردن رگبار گلوله به سوی او تردید نکردند. سید اما در آخرین لحظات هم داغ بر دل ساواکی‌ ها گذاشت. او با آخرین رمق‌هایش، چند برگ از نوشته‌ های محرمانه دفترچه یادداشتش را در دهان گذشت و فرو داد تا به دست ساواک نیفتد. نزدیک اذان مغرب بود که سید علی به آرزویش رسید و در نوزدهم ماه رمضان سال ۱۳۵۷، با شهادت افطار کرد تا اولین شهید رمضانی نهضت امام خمینی (ره) لقب بگیرد.

امام (ره) خبر شهادتش را داد

همسر شهید «اندرزگو» می‌ گوید: «تا مدت ‌ها نمی‌ دانستیم آقا شهید شده است. منتظر بودیم با امام (ره) به ایران برگردد. وقتی امام آمد، ما را خدمت ایشان بردند. امام (ره) خبر شهادت او را به ما دادند. باور نمی‌کردم، ولی امام تأیید کردند و فرمودند: سید بزرگوار شهید شده است.» بعدها «تهرانی»، شکنجه ‌گر ساواک، شیوه شهادت سید علی اندرزگو را بازگو کرد و مزار او را در قطعه بهشت زهرا (س) به خانواده ‌اش نشان داد.

شهید «محمد نوژه»

تولد: ۱۳۲۴/ شهادت: ۲۳ رمضان مصادف با ۲۵مرداد سال ۱۳۵۸- شکست حصر پاوه

از تگزاس تا پایگاه شکاری همدان

دیپلم ریاضی در دبیرستان و بعد، استخدام در نیروی زمینی ارتش، ظاهر ماجرا بود. محمد،‌ عشق پرواز داشت و عاقبت هم پایش به کابین خلبان رسید. همین‌که دوره‌های آموزش نظامی را گذراند، درخواست انتقال به نیروی هوایی داد و به آرزویش رسید. دانشکده پرواز اما پله اول برای پسر با انگیزه داستان ما بود و در قدم بعد برای تکمیل دوره خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته جت شکاری، به یک پایگاه هوایی در ایالت تگزاس آمریکا اعزام شد. محمد نوژه در بازگشت به کشور، به یکی از خلبانان زبده و شجاع پایگاه سوم شکاری همدان تبدیل شد.

افطاری در آسمان، با طعم شهادت

انقلاب تازه داشت جان می ‌گرفت که گروهک ‌های ضد انقلاب در نقاط مختلف آشوب به ‌راه ‌انداختند تا به خیال خود با پشت‌گرمی حامیان خارجی‌ شان، نقشه تجزیه ایران را به اجرا درآورند. شهر پاوه، یکی از نقاطی بود که قربانی خیانت این افراد شد. روز ۲۳ مرداد خبر رسید هواداران مسلح حزب دموکرات کردستان با انواع سلاح ‌ها به شهر پاوه حمله کرده ‌اند. مقاومت اهالی بومی شهر، نیروهای ژاندارمری و پاسداران نتوانست حریف توپخانه مهاجمان شود و اینطور بود که یک روز بعد، پیام سقوط پاوه به مرکز فرماندهی مخابره شد. همین پیام کافی بود تا یک هیئت عالی ‌رتبه از پایتخت برای بررسی اوضاع و اتخاذ تصمیم به پاوه اعزام شود؛ گروهی متشکل از دکتر مصطفی چمران (معاون نخست وزیر و وزیر دفاع وقت)، تیمسار سرلشکر ولی‌الله فلاحی (فرمانده نیروی زمینی) و ابوشریف (معاون عملیاتی سپاه).

پایگاه سوم شکاری همدان هم یکی از واحدهای کمکی در این غائله بود. سرگرد محمد نوژه ازجمله خلبانان پایگاه سوم بود که برای سرکوب این خائنان داوطلب شد و بااینکه می ‌دانست مأموریت پرواز بر فراز پاوه محاصره‌ شده می ‌تواند بی ‌بازگشت باشد، در پذیرش آن تردید نکرد. مرداد ماه آن سال با ماه مبارک رمضان مصادف شده ‌بود و همه مدافعان شهر پاوه از جمله خلبان نوژه با زبان روزه به جنگ خرابکاران ضد انقلاب رفته ‌بودند. مأموریت سرگرد خلبان محمد نوژه و ستوان یکم خلبان «بشیر موسوی» (کابین عقب) مشخص شد؛ پشتیبانی از بالگردهای نیروی زمینی ارتش و ستون اعزامی کرمانشاه به پاوه. او با هواپیمای اف ۴ و با شکستن دیوار صوتی، عرصه را بر مهاجمان مسلح تنگ کرد تا زمینه حضور نیروهای خودی فراهم شود. عملیات با موفقیت انجام شد اما هواپیما در هنگام انجام گشت‌ های هوایی هدف آتشبار عناصر ضد انقلاب قرار گرفت و از کنترل خارج شد و در ادامه به کوه اصابت کرد. هواپیمای خلبان شجاع پایگاه سوم شکاری در منطقه قشلاق بین پاوه و روانسر سقوط کرد و سرگرد خلبان محمد نوژه با زبان روزه به شهادت رسید. بعد از شهادت محمد نوژه، پایگاه سوم شکاری همدان به نام او نامگذاری شد و همین موضوع باعث شد کودتای ناکام یک سال بعد در این پایگاه، به نام کودتای نوژه معروف شود.

نگوییم کودتای «نوژه»، بگوییم کودتای «نقاب»

حدود یک ‌سال بعد از شهادت خلبان محمد نوژه،‌ پایگاه سوم شکاری همدان، به کانون اخبار داغی تبدیل شد که از یک عملیات خائنانه خبر می ‌دادند. ماجرا از این قرار بود که گروهی از عناصر خود فروخته در نیروی هوایی که قصد آسیب ‌زدن به نظام نوپای جمهوری اسلامی را داشتند، در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۵۹ دست به کودتایی زدند که در قالب آن قرار بود از محل این پایگاه شکاری در همدان به نقاط حساس و امنیتی تهران حمله کنند و به ‌این ‌ترتیب زمینه را برای کودتای نظامی فراهم کنند.

با توجه به اینکه این پایگاه شکاری بعد از شهادت خلبان محمد نوژه به نام شهید نوژه تغییر نام داده ‌بود، کودتای نافرجام ضدانقلاب در سال ۱۳۵۹ هم به همین نام معروف شد، طوری که هنوز هم در نقل روایت از این کودتا در رسانه‌ها و افکار عمومی،‌ از این کودتا با نام کودتای نوژه نام برده می ‌شود که این موضوع، جفای بزرگی در حق این خلبان شهید است که جان خود را در راه دفاع از تمامیت ارضی و امنیت این سرزمین فدا کرد. متاسفانه کمتر کسی این شهید بزرگوار را می ‌شناسد، تا جایی که یک‌بار در یک دانشگاه از یکی از سرداران دفاع مقدس پرسیده ‌بودند: «چرا شهید نوژه می‌خواست علیه انقلاب کودتا کند؟!» این ماه رمضان و سی و نهمین سالگرد شهادت محمد نوژه، بهترین زمان برای تصحیح این اشتباه است. برخی از عوامل دستگیر شده در جریان کودتای «نقاب» در پایگاه شکاری شهید نوژه. خوب است بدانید آن کودتای نافرجام، عملیات «نقاب» نامگذاری شده ‌بود و به لطف خدا و با هوشمندی مدافعان امنیت کشور، قبل از اجرا لو رفت و اغلب عوامل آن دستگیر شدند.

شهید محراب آیت الله «محمد صدوقی»

تولد: سال ۱۲۸۸/ شهادت: ۱۰ رمضان مصادف با ۱۱ تیر سال – بعد از اقامه نماز جمعه

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

جدش، آخوند ملا «محمدمهدی کرمانشاهی»، از چهره ‌های درخشان روحانیت در زمان قاجار بود که افشاگری و ظلم ستیزی ‌اش عاقبت باعث شد فتحعلی شاه او را از کرمانشاه به یزد تبعید کند. شاه خوش ‌خیال قاجار اما نمی‌دانست با این کار، نهالی را در شهر مومنان می‌ کارد که در طول زمان، درخت تناوری می ‌شود و مخالفان حکومت‌

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *