تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 104 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت از سوی امام باقر علیه السلام :

با مرگ عبدالملک بن مروان و حجاج بن یوسف، خشونت و اقتدار حکومت بنی امیه کاهش یافت. آغاز امامت حضرت باقر (ع) هم زمان با این ایام بود که فشارها و سخت گیری ها کاهش یافت و امکان مناسب تری برای فعالیت های آموزشی فراهم آمد. با آغاز حکومت عمر بن عبدالعزیز و تا زمان قدرت گرفتن هشام بن عبدالملک، برخورد با شیعیان شکلی آرام تر به خود گرفت و امکان فعالیت تربیتی و آموزشی برای امام باقر (ع) فراهم شد. بدین ترتیب، حرکت تربیتی که با امام سجاد (ع) آغاز شده بود[۱] در عصر امام باقر (ع) فرصت مناسبی برای توسعه و تعمیق خود یافت. اولین استفاده از این آموزه را در فرقه «کیسانیه» می توان ردیابی کرد (نوبختی، ۱۴۰۴: ۲۶). پس از آنان، اولاد عباس نیز مدعی وصایت شدند (همو: ۳۰ – ۳۶) و با انتخاب القاب حضرت مهدی (ع) برای خود، راه تازه ای برای سوء استفاده از گرایش ها و باورهای مردم آزمودند؛ راهی که بعضی از نوادگان امام مجتبی(ع) نیز در مقابله با عباسیان در پیش گرفتند (بلاذری، ۱۳۹۴: ج۳، ۷۸؛ اصفهانی، ۱۳۸۵: ۲۱۷).

ضعف حکومت اُموی و کم شدن فشارها این امکان را برای امام باقر (ع) فراهم کرد که فعالیت های گسترده ا ی را در عرصه آموزش سامان دهد. مدرسه امام باقر (ع) موفق به تربیت نسل تازه ای از دانشمندان شیعه، متناسب با نیازهای عصر جدید شد؛ عصر پرسش ها و شبهات؛ پرسش هایی که در بستر ضعف فرهنگی مسلمانان می رویید و از چالش اندیشه ها و فرهنگ های مسلط آن روزگار با فرهنگ مسلمین تغذیه می شد.

عصر امام باقر (ع) آغازی بر دور شکوفایی فوق العاد جامع شیعه است. پیامبر (ص) او را «باقر العلوم» نامید؛ از این رو که او به سبب نیاز آتی در رویارویی با اندیشه های یونانی، ایرانی و. . . به آموزشی متفاوت از علوم انبیا روی آورد؛ او آن چه را که رسول آورده بود می شکافت، لایه های تازه ای از علم دین را عرضه می داشت، پاسخ هایی را که جامع اسلامی به آن نیاز داشت از عمق پیام رسول استنباط کرده و راه وصول به این همه را نیز به حاملان علم شیعه می آموخت.

آموزه های اولی اسلام در برابر اندیشه های ساده مشرکان و حرف های نه چندان پیچیده اهل کتاب عرضه شده بود. اما اکنون اندیشه های عمیق یونانی و ایرانی و پیام های رمزآلود هندی در برابر اندیشه اسلامی رخ می نمود و تبیینی تازه و ژرف اندیشی متفاوتی در اندیشه های الهی را نیاز داشت. اگرچه اندیشه اسلامی ظرفیت پاسخ گویی به همه نیازها تا روز قیامت را دارد، ولی این اندیشه به صورت لایه لایه عرضه شده و برای رسیدن به عمقی بیشتر، شکافند علمی چون امام باقر (ع) را طلب می کرد. باقر العلوم (ع) به لایه های زیرین اندیشه اسلامی پرداخت و در تمام عرص فقه _ از عقاید و معارف تا اخلاق و احکام _ به نوآوری پرداخت. در عرص عقاید و معارف، نه تنها اعتقادات ناب دینی را تبیین کرد، بلکه به توضیح لایه هایی از معارف دینی اقدام کرد که پاسخ گوی نیاز این دوره بود. کلامی که در آموزش های امام باقر و فرزندش (ع) القا می شد، همانند آموزش های رسول خدا(ع) و جانشینان او رکنی از تربیت دینی است و نوعی حرکت فکری و روحی را برای افراد به ارمغان می آورد. اما در عصر صادقین(ع) اصول و قواعد این اندیشه و استدلال های ظریف و دقیقی که در ورای تک تک مفاهیم و گزاره های دینی نهفته است، آموزش داده می شد. این آموزش ها ذهن شاگردان را سازمان می دهد؛ ذهنیّتی که به آنان امکان پاسخ گویی به هر شبهه تازه را فراهم می آورد. این ذهنیّت حاصل نوع آموزشی است که در آن، فرد با تمامی وجود درگیر سؤالات اساسی شده و حرکت فکری خود را با پرسش های دقیق آغاز می کند. [۲]در این روش پیش از ارائه پاسخ، ذهن با پرسش و درگیری با موضوع آماده شده و مطالب بی محابا به ذهن مخاطب ریخته نمی شود. در آموزش های صادقین (ع) توجّه به آموزش اصول و قواعد اندیشه دینی و استدلال ها و حکمت ها برجستگی خاصی دارد. در این شیوه، نه تنها ظرایف و لطایف قرآنی[۳] و روایی آموخته شده، بلکه چگونگی تحصیل این نکات نیز توضیح یافته است (نک: مشرق موعود، ش۲۲).

این آموزش ها همراه با فضای باز گفت‏و‏گوی با استاد، استفاده از شیوه کارگاهی جدل و نقد شیوه استدلال شاگردان، به تربیت رجالی می انجامد که در برابر هر حریفی و در هر عرصه ای توان مقابله دارند و قدرت کلام را در دو چهره تبیین گر و مدافع به رخ می کشند (برای نمونه نک: کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۱۳، ۸۷ و ۱۷۲؛ صدوق؛ ۱۳۹۸: ۲۲۰؛ کشی، ۱۴۰۹: ۲۵۶ و ۲۶۶). شاگردان گاه با حضور در مواجه امام با صاحبان مذاهب و فرق می توانند در شیوه و محتوای مباحث کلامی نکات بسیاری بیاموزند (کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۷۲ و ۷۸). در این جایگاه، استاد به جای درگیری مستقیم خود با صاحبان شبهه و سؤال، می تواند شاگردان را به رویارویی با آنان بفرستد[۴] و خود تنها مشکل گشایی کرده و در حل دشواری ها از شاگردان خویش پشتیبانی کند. [۵]شاگردان نیز در صحنه عمل با مشکلات و پرسش های واقعی آشنا شده و توانمندی هایشان محک می خورد.

در بررسی روایات صادقین (ع) باید به تفاوت های عصر این دو امام نیز توجه داشت. امامت حضرت باقر (ع) در دوره فتور حکومت اموی است و دلیل چندانی برای تقیه نیست، اما امام صادق (ع) با آخرین خلیفه مقتدر اموی _ یعنی هشام بن عبدالملک _ و با دو خلیفه خونر‏یز عباسی، ابوالعباس سفاح و منصور هم عصر است. فضای گفت وگوی حضرت صادق (ع) آکنده از حساسیت حکومت هاست و پیچیده گویی و تقیه، لازم ادامه حرکت شیعی در این دوره ها به شمار می رود. تفاوت دیگر در قلّت و کثرت شیعیان است. اصحاب امام باقر (ع) جمعی محدودتر ولی خالص ترند، اما عصر امام صادق (ع) دور پرشماریِ شیعیان و همراه شدن با ناخالص ها و ناخالصی هاست. همین نکته موجب می شود فهم سخنان امام صادق (ع) محتاج به دقت ها و ظرافت های بیشتری باشد.

آخرین تفاوت در پدیدار شدن آل عباس است؛ قدرت طلبان تازه ای که با آل علی (ع) نسبتی نزدیک دارند و از بسیاری از اسرار باخبرند. اینان از معارف شیعی آگاهند و آماد سوء استفاده از هر آموزه ای به ویژه آموزه «مهدویت» هستند. توجه به حضور و حساسیت عباسیان در فضای صدور یا تدوین کتب حدیث[۶] می تواند به تحلیل های متفاوتی بینجامد. باید به این نکته توجه داشت که عباسیان و داعیان از اواخر دوره حضرت امام باقر (ع) کار خود را آغاز کردند؛ حرکتی که در دوره امام صادق (ع) به بار نشست.

در ادامه به محورهای سخنان امام باقر (ع) دربار آموزه های مهدویت اشاره می کنیم و بر نکات پرتکرار و متفاوت در هر یک تأکید خواهیم کرد. فراوانی روایات صادقین(ع) سبب می شود برای تنظیم مناسب تر به دسته بندی محتوایی تازه ای بر اساس مقطع زمانی مورد توجه در کلام روی آوریم. مأخذ و مرجع اصلی در این بخش، کتاب معجم احادیث امام مهدی (ع) است که به شمار صفحات آن در میان پرانتز اشاره شده است. تقریباً تمامی روایات امام باقر (ع) در جلد چهارم و بخش کوچکی از روایات در جلد پنجم این کتاب قرار گرفته است. البته روایات تفسیری امام باقر (ع) در حوزه مهدویت در مجلدی مستقل و در کنار سایر روایات تفسیر ائمه اطهار (ع) گردآوری شده است.

محورهای بحث در سخنان امام باقر (ع)

۱- تولد، نام و نسب، ویژگی ها

امام باقر (ع) در چند روایت از مخفی بودن ولادت امام مهدی (ع) سخن گفته (۳۳۷ – ۳۴۰) و در تعدادی از روایات به توصیف ظاهری امام مهدی (ع) پرداخته اند ( ۳۵۱ – ۳۵۵). در روایات امام باقر (ع) کمتر به نام مهدی (ع) اشاره شده[۷] و حتی در مواردی، اجتناب امام از ذکر نام ایشان مشهود است (۳۴۱ و ۳۵۱). در یک روایت از درج امام و عملکرد او در پیمان و میثاقی خبر داده که از همگان گرفته شده است؛ میثاق مندرج در آیه ۱۷۲ سوره اعراف (۳۷۷). در روایتی دیگر نیز به ویژگی مشهور مادر امام مهدی (ع) اشاره شده است: ابن سیده الإماء فرزند سرور کنیزان (۳۵۷). تأکید بر مخفی بودن ولادت مهدی (ع) دو اثر در شیعه داشته است؛ اول، آمادگی برای چنین شرایطی و دور ماندن از شک و تردید؛ دوم، در اختیار گذاردن علامتی برای تشخیص درست تا جایی که مدعیان حتی در ادعای مهدویت موسی و اسماعیل _ فرزندان امام صادق (ع) _ نتوانستند موفقیت چندانی به دست آورند. توصیف ظاهری مهدی (ع) و خبر دادن از ویژگی مادر او، در خود تأکیدی بر قطعیت موعود و همچنین احاطه امام باقر (ع) دارد و جایگاه او را بر مخاطب معلوم می کند. این توصیفات می تواند علامتی را نیز در اختیار مخاطبان و آیندگان بگذارد. روایت به قرار گرفتن مهدی (ع) در مضمون میثاق توحید و ربوبیت، و درج امامت در مضمون توحید اشاره دارد و این که ادامه توحید و حاکمیت پروردگار، پذیرش امامتی است که روشنگر حکم پروردگار در تمامی حادثه هاست.

۲- غیبت

توجه به حکمت غیبت در روایات بسیاری دیده می شود. در این روایات از ترس از کشته شدن (۳۴۶)، بیعت نکردن با گردن کشان زمانه (۳۴۸)، تحول در روحی حاکم بر جامعه[۸] (۳۹۹ – ۴۰۲)، غربال شدن (۳۱۹ – ۳۲۱ ) و همچنین نیاز به طی شدن دوره هایی در جامعه انسانی و حصول برخی تغییرات (۳۱۹ – ۳۲۱، ۳۹۹ – ۴۰۲ و… ) به عنوان دلایل غیبت نام برده شده است. همچنین در قالب بیان آثار غیبت نیز به نکاتی اشاره شده ( ۳۴۸ – ۳۵۰) که می توان از آن به عنوان بخشی از حکمت های غیبت یاد کرد. امام در این سخنان از یک سو تداوم امامت آشکار را ناممکن و از سوی دیگر غربال شدن شیعیان و حصول نوعی بلوغ اجتماعی را لازمه قیام و ظهور امام دانسته است. این بیانات، عقلانیت غیبت را روشن می کند و اشاره به حرکت هایی دارد که برای رسیدن به ظهور و قیام باید شکل گیرد. توضیح وجه عقلانی غیبت، شبهه ها را می زداید و افق پیش روی فرد و جامعه شیعه را روشن می کند. این بخش از سخنان حضرت باقر (ع) به نکات ظریفی نیز اشاره دارد که باید در بحثی مستقل به آن پرداخت. انحراف دیگری که در این کلمات مورد توجه خاص قرار گرفته، بحث تعیین وقت برای ظهور است. در این روایات، هر گونه وقت گذاری به صراحت باطل به شمار آمده و گویند چنین سخنی تکذیب شده است (۳۹۳ به بعد ). فراهم آمدن شرایط ظهور حجت خدا وابسته به پایمردی مؤمنان و تحول در فضای فکری مردم است و برای چنین اموری نمی توان وقت تعیین کرد. در برخی روایات معتبر، از سال هفتاد به عنوان موعدی خبر داده شده که خداوند برای زمان حکومت ائمه (ع) تعیین کرده بود، اما با کشته شدن امام حسین (ع) پروردگار بر اهل زمین غضب کرد و آن را تا سال صد و چهل به تأخیر انداخت. این موعد نیز به سبب کشف اسرار ائمه از سوی یاران ایشان منتفی شد و خداوند پس از آن در نزد ائمه (ع) زمانی را برای حکومت تعیین نکرد. این سخن را با مروری بر تاریخ ائمه نیز می توان تأیید کرد؛ زیرا حرکت اجتماعی شیعه پس از رسول خدا (ص) بعد از وقفه ای که با تسلط اولیه بنی امیه حاصل شد، روندی صعودی داشت و تأمل در شرایط اجتماعی جامعه شیعه نشان می دهد که تداوم حرکت حسینی می توانست با داشتن مهلتی بیشتر برای رشد به قیام بینجامد[۹] که با کوتاهی و بی مهری یاران و خشونت دشمنان سرانجامی نیافت.

پس از امام حسین (ع)، امام سجاد (ع) آغازگر حرکتی تازه بود که در طول ده ها سال به گستردگی و وسعتی خاص رسید (کشی، ۱۴۰۹: ۱۲۳). [۱۰]این حرکت با فترت و زوال بنی امیه فرصتی استثنایی یافت، اما سستی یاران امام در پایبندی بر توصیه اکید آن حضرت بر تقیه، موجب شد حرکت شیعی گرفتار محدودیت های حاکمان و طمع ورزی دوستان شده و راه بر تشکیل حکومت ولایی بسته شود. شرایط تاز دیگر با تعیین زمانی برای قیام همراه نبود و همه چیز موکول به پایمردی مؤمنان و تغییر ذهنیت مردم شد. این منطق است که روایات دیگر حضرت باقر (ع) دربار بی فایدگی قیام های پیش از ظهور را توضیح می دهد. امام به برخی یاران خویش فرمان خانه نشینی و همراهی نکردن با کسانی را می دهد که به قیام مسلحانه علیه حکومت برمی خیزند. امام نه تنها این تحرکات را بی فایده می داند، [۱۱] بلکه از بی پایگی و بی هدفی افرادی از خاندان خبر می دهد که اقدام به قیام می کنند. [۱۲]منع از همراهی با قیام های بی سرانجام همراه با تأکید بسیار بر انتظار فرج و نشان دادن رفتارهای درست در عصر غیبت است (۳۲۲، ۳۲۳، ۳۲۵، ۳۲۸ – ۳۳۱، ۳۱۶، ۳۲۶ و ۳۲۷). امام باقر (ع) تصویری عمیق از مفهوم انتظار فرج می نمایاند که در آن انتظار، بخشی از دین است، نه صرف حالتی در روح و روان مؤمن. انتظار به مثابه آمادگی و آماده سازی شرایط برای ظهور، مهم ترین عمل در عصر غیبت به شمار می رود؛ عملی که خود، فرجی است برای مؤمن در رسیدن به هدف و سطحی متفاوت در زندگی که خود از هر پیروزی و فرجی مهم تر است. آموزش این نکته که اگر انتظار فرج به معنای نارضایتی از شرایط سخت و ابتلائات عصر غیبت باشد، نوعی دنیاطلبی را در خود دارد و اگر مؤمن خود را در چنین شرایطی متضرر احساس می کند، در حقیقت نقش خویش در این دنیا و اهمیت ابتلا و غربال شدن ها (طوسی، ۱۴۱۱: ۳۳۹؛ نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۱۳؛ کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۳۷۰) را نیافته که اگر کسی با دوری از محضر معصوم بتواند فشارهای فکری، روانی و اجتماعی را تحمل کرده، به آمادگی و آماده سازی ادامه دهد، برتر از کسانی است که محضر امام را درک می کنند و در رکاب او می جنگند.

یکی از شیوه های بیان معارف مهدوی، اشاره به سنت هایی است که هم سان با پیامبران الهی در حق امام مهدی (ع) نیز جریان یافته است (۳۵۷ و ۳۵۹ – ۳۶۳) که از ظرافت های این شیوه، در مقال پیشین سخن گفته شد (نک: مشرق موعود، ش۲۷: ۵-۲۵). امام باقر (ع) در چند روایت به سنت هایی اشاره دارد که هم سان با پیامبرانی چون موسی، عیسی، یوسف، یونس (ع) و محمد (ع) در حق امام مهدی (ع) نیز جاری شده است (برای مطالع کامل ترین بیان در این باره، نک: صدوق، ۱۳۹۵: ج۱، ۳۲۷). امام باقر (ع) برخی نکته های عصر غیبت را همانند سایر معصومین ( تکرار می کند: اصلاح امر مهدی (ع) در یک شب (۳۵۷ و ۴۴۶) و همچنین شهادت بر امامت آن حضرت، توسل به او و دعای برای او (۱۹ – ۲۴) که پیش تر از آثار این بیانات گفتیم. [۱۳]

۳- عصر نزدیک به ظهور

در کتب روایی شیعه و اهل سنت روایات بسیاری می توان یافت که از اوضاع روزهای آینده خبر می دهند؛ روایاتی که از آن ها به روایات ملاحِم و فِتَن تعبیر شده و مؤلفان بسیاری به تصنیف پیرامون آن ها پرداخته اند.

بخش بزرگی از این روایات وضعیت زمانی مشخصی نسبت به قیام مهدی (ع) ندارند، اما بخشی دیگر از عصری خبر می دهند که به قیام مهدی (ع) می انجامد. روایات اخیر، بخش مهمی از آموزه های مهدوی را تشکیل می دهد. این روایات در حقیقت گزارشی از وقایعی است که پیش از ظهور حجت خدا رخ خواهند دارد؛ وقایعی که با رخ دادن آن ها می توان ظهور امام مهدی (ع) را توقع داشت و علایم ظهور به شمار می روند.

از بیان علایم ظهور توسط ائمه (ع) هم مصون‏سازی مسلمانان نسبت به جریان های انحرافی حاصل می گردد و هم احاطه و جایگاه امامان شیعه گوشزد می شود. این علایم گاه در آسمان و زمین و خارج از فضای اجتماعی، و گاه حادثه هایی اجتماعی هستند. پرتکرارترینِ علامت های دسته اول در منقولات حضرت باقر (ع) ندای آسمانی است؛ ندایی که مهدی (ع) به همگان معرفی می شود و آغاز قیام او را اعلام می کند و برای هیچ کس تردیدی باقی نمی گذارد (۳۱۷، ۳۶۲، ۳۶۷، ۳۸۲، ۴۲۷، ۴۲۹ _ ۴۳۱ و۴۳۳). این بیانات افزون بر ارائه علامتی مطمئن و حتمی برای ظهور، راه را بر مدعیان مهدویت می بندد؛ زیرا ساختن صیحه ای آسمانی که در گوش همه نشسته و برای همگان مفهوم باشد، حتی امروزه نیز خارج از اختیار آدمی است.

داعیان عباسی در دوره امام باقر (ع) کار خود را آغاز کردند و سوء استفاده از مفاهیم مهدوی، از جمله آموزه هایی است که در تبلیغات عباسیان مورد توجه خاص بود. استفاده از برخی القاب مهدی (ع) مانند سفاح، منصور و مهدی برای سلاطین عباسی حکایت از این توجه دارد. ارائه علایمی تقلید و جعل نشدنی می تواند دست مدعیان را در فریبکاری ببندد و شیعیان را با نشانه هایی همراه کند و تشخیص حق و باطل را سهل نماید. در منقولات امام باقر (ع) از میان علایم اجتماعی، خروج سفیانی بسیار مورد توجه است. نام، مشخصات ظاهری (۴۱۸ )، نقطه آغاز حرکت (۳۶۲)، درگیری های پیش از آن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *