تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی شامل 42 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عبادت و اخلاص در عمل شرط بندگی :

وقتی به ما گفتند برای بیرون آمدن از تنهایی هر وقت خواستید حرف بزنید نماز بخوانید، چون «الصَّلَاهُ خَیْرُ مَوْضُوعٍ» است: «فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَکْثَر».[۱] هر وقت خواستید مخاطب باشید و حرف خوبی بشنوید قرآن بخوانید. این توفیق را ائمه(علیهم السلام) فراسوی ما نصب کردند و به ما دادند که اگر خواستیم حرف بزنیم با او حرف بزنیم و اگر خواستیم حرفی بشنویم حرف او را بشنویم. در قرائت قرآن گرچه ما حرف می‌زنیم، ولی گوینده اوست. او می‌‌گوید منتها به زبان ما. حرف، حرف اوست، ما خودمان انشا نمی‌کنیم. بنابراین اگر خواستیم متکلّم باشیم، نماز و اگر خواستیم مخاطب باشیم، قرآن.

یکی از مسائل مهمی که در قیامت مطرح است این است که بعضی‌ها با چهره شفاف و روشن می‌آیند، بعضی‌ها با چهره سیاه و تاریک. وقتی گفته می‌شود چهره، منظور صورت نیست؛ گاهی از تمام هویت انسان به صورت یاد می‌کنند، می‌گویند: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلی‏ رَبِّها ناظِرَهٌ،[۲]این «وجوه»، نه یعنی صورت. گاهی از تمام هویت انسان با سَر یاد می‌کنند، می‌گویند سرشماری کردند. گاهی از تمام هویت انسان به گردن یاد می‌کنند می‌گویند «عتق رقبه» کردند. گاهی از تمام هویت انسان به چشم یاد می‌کنند، می‌گویند اینها جزء عیون جامعه هستند. این «وجه» به معنای صورت نیست، آن چشم به معنای این حدقه خاص نیست، آن سر در سرشماری به این بخش خاص بدن نیست، چه اینکه رقبه در عتق رقبه گردن نیست. وقتی فرمود: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلی‏ رَبِّها ناظِرَهٌ، برخی‌ها هستند که صدر و ساقه هویت آنها خوشحال است، هیچ رنجی در جریان بدن و هویت آنها نیست.

در قرآن کریم فرمود: بعضی‌ها این چنین هستند. آنکه قرآن ناطق است به نام امام صادق (سلام الله علیه)، هم طبق نقل مرحوم کلینی در کافی، هم طبق نقل مرحوم ابن بابویه قمی در امالی،[۳]امام صادق(سلام الله علیه) که ایام شهادتش گذشت، از وجود مبارک پیامبر (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) نقل کرد، فرمود: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَبْلُغْهُ‏»؛[۴]دعای پیغمبر یقیناً مستجاب است و این دعا مخصوص به مخاطبان آن حضرت در سرزمین خیف منا نبود. این سخنرانی را حضرت در منا ایراد کردند، اختصاصی به آن مخاطبین نداشت. فرمود: هر کسی این سه عنصر محوری را حفظ کند، ـ إن‌شاءالله ـ در قیامت با یک چهره، یعنی با تمام قامت بشّاش و شاداب و خوشحال محشور می‌شود. «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً»، این نشان می‌دهد که آنچه در قرآن آمده: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ، منظور صورت نیست، بلکه منظور تمام هویت است؛ زیرا وجود مبارک حضرت در منا نفرمود: «نضّر الله وجه من کذا و کذا»؛ فرمود: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً»، آن مخاطب بفهم که قدر حرف را می‌داند، حرف‌فهم است، یک؛ در ضابطه فکرش تحلیل می‌کند، دو؛ عمل می‌کند، سه؛ به جامعه منتقل می‌کند، چهار. فرمود: یک چنین مخاطبی در قیامت بشّاش می‌آید؛ این دعای پیغمبر است: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَبْلُغْهُ».

این بیان نورانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که در پایان نهج البلاغه آمده است و بخش قابل توجّهی هم در سخنان آن حضرت با کمیل مطرح است، این است که دل ظرف علم است. اگر با خیال شما این ظرف را پر کردی، به ظرف خود اهانت کردی. به قلبت اهانت کردی. می‌دانید حقیقت ما همان قلب ماست. وقتی به قلب خود خیانت بکنیم، به خودمان خیانت کردیم. این است که در اوایل سوره مبارکه «بقره» دارد: یُخادِعُونَ اللّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ مَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ[۵]همین است. کسی خودش را فریب می‌دهد و نمی‌داند. فرمود: اگر کسی این سخنان را گوش بدهد و این را در ظرف دل جاسازی کند، آن قدر بفهمد که بتواند سخن بگوید یا بنویسد یا با بنان، یا با بیان، وقت را تلف نکند، آن عُرضه را داشته باشد که حرف فهمیده را به جامعه منتقل کند: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً» که این سه تا کار را بکند.

در منا مهم‌ترین مطالب عرضه می‌شود. آن مطالب چیست؟ فرمود: «ثَلَاثٌ لَا یُغِلُّ» ـ هم به «ثلاثی مزید» ضبط شد، هم به «ثلاثی مجرد» ـ. «عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَبْلُغْهُ»، فرمود: خدا آن انسانی را که این حرف‌ها را بشنود و در عقلش جا بدهد و به دیگران منتقل کند، در قیامت بشّاش می‌آید. آن سه امر چیست؟ «إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ»؛ فرمود: هر کاری را که ما انجام می‌دهیم، دیگر نگوییم: خدا هست «ولی»! خدا هست «اما»! خدا دیگر «ولی و اما» قبول نمی‌کند. در بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف» دارد: وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکُون؛[۶] تنها غدّه بدخیم، ما آن شرک است. فرمود: خیلی‌ها مشرک هستند؛ منتها نمی‌دانند هر کار خیری که می‌کنند دلشان می‌خواهد یک نام از ایشان برده بشود یا نام ایشان اوّل باشد همین بازی‌هایی که هست. وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکُون، وقتی از امام(علیه السلام) سؤال کردند که چگونه اکثر مؤمنین مشرک‌ هستند؟ فرمود همین که می‌گویند: «لَولا فَلانٌ لَهَلَکْتُ»[۷]اوّل خدا، دوم فلان! مگر خدای اوّلی است که دومی داشته باشد؟! اگر فلان کس نبود من تلف می‌شدم! اگر فلان کس نبود مشکل من حلّ نمی‌شد! عرض کرد پس چگونه بگوییم؟ فرمود: خدا را شکر که از فلان راه مشکل ما را حلّ کرد. همه مجاری قدرت او هستند. هر کسی در هر نشئه‌ای کاری انجام می‌دهد، به اذن خداست. ما بگوییم اوّل خدا دوم فلان شخص! یا خودم بودم؛ خود را در برابر خدا قرار دادم، یا دیگری را در برابر خدا قرار دادن، این بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف» است: وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکُون. چرا گفتند اگر کسی یک «لا اله الا الله» در قیامت بگوید در بهشت به روی او باز است؛ اما کدام زبان است که بگوید. مگر هر کسی آن توفیق را دارد که هنگام مرگ بگوید «لا اله الا الله»؟! زمان حیاتمان، زمان زندگی‌مان توحید را باید قبول کنیم. فرمود آن سه اصل: یکی، «إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ»؛ دوم: «وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ». شاید در بعضی از سال‌های گذشته این: «وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ» معنا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *