تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 92 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عجله و شتاب در قرآن کریم :

برای هر کار مقدماتی است که اگر فراهم نگردد،اقدام به آن کار بی نتیجه خواهد ماندو اگر فراهم گردد و اقدام نشود و فرصت ها از دست برود،باز هم بی نتیجه خواهدماند.افراد هوشیار و مدیر و مدبر کسانی هستند که با صبر و حوصله در انتظار فراهم شدن مقدمات می باشند که بعد از فراهم شدن،بدون درنگ اقدام به انجام کار می کنند و تا رسیدن به مقصود از پای نمی نشینند.

به همین دلیل «عجله و شتاب»به معنی اقدام کردن به کارها،قبل از این که زمینه ها ومقدمات لازم آن کار فراهم شود، از صفات رذیله شمرده شده و«صبر»و بردباری که نقطه مقابل آن است از فضایل اخلاقی بشمار می آید.(البته «صبر»شاخه های دیگری نیزدارد که به موقع به آن اشاره خواهد شد.)

خسارات عظیمی که از ناحیه شتابزدگی بی مورد،دامن افراد یا اجتماع را می گیرد،بیش از آن است که به حساب اید. قرآن مجید به عنوان یک برنامه جامع زندگی،همه انسان ها را به «صبر»و بردباری و پرهیز از«عجله و شتاب »دعوت می کند و با اشاره به داستان های انبیاء و سرگذشت رهبران بزرگ جامعه انسانی،زیان های عجله و ثمرات شیرین صبر و بردباری را آشکار می کند. با این اشاره به سراغ قرآن مجید می رویم و با بیان سرگذشت پیامبران پیشین که این مساله در زندگی آنها نقش مؤثری داشته است،آغاز می کنیم:

۱- قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُک عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا قَالَ إِنَّک لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا وَکیفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلا أَعْصِی لَک أَمْرًا (کهف،۶۶ تا ۶۹)

۲-وَهَلْ أَتَاک نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ. ..وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکعًا وَأَنَابَ (ص،۲۱-۲۴)

۳- فَاصْبِرْ لِحُکمِ رَبِّک وَلا تَکنْ کصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَی وَهُوَ مَکظُومٌ لَوْلا أَنْ تَدَارَکهُ نِعْمَهٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِینَ (قلم،۴۸ تا ۵۰)

۴- وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یقْضَی إِلَیک وَحْیهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا (طه،۱۱۴)

۵- خُلِقَ الإنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکمْ آیاتِی فَلا تَسْتَعْجِلُونِ (انبیاء،۳۷)

۶- وَیدْعُ الإنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیرِ وَکانَ الإنْسَانُ عَجُولا (اسراء،۱۱)

۷- وَیسْتَعْجِلُونَک بِالسَّیئَهِ قَبْلَ الْحَسَنَهِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّک لَذُو مَغْفِرَهٍ لِلنَّاسِ عَلَی ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّک لَشَدِیدُ الْعِقَابِ (رعد،۶)

۸- وَلَوْ یعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُمْ بِالْخَیرِ لَقُضِی إِلَیهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِینَ لا یرْجُونَ لِقَاءَنَا فِی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ (یونس،۱۱)

۹- وَیقُولُونَ مَتَی هَذَا الْفَتْحُ إِنْ کنْتُمْ صَادِقِینَ – فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ (سجده، ۲۸،۳۰)

۱۰- فَاصْبِرْ کمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کأَنَّهُمْ یوْمَ یرَوْنَ مَا یوعَدُونَ لَمْ یلْبَثُوا إِلا سَاعَهً مِنْ نَهَارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یهْلَک إِلا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ (احقاف،۳۵)

ترجمه

۱-حضرت موسی علیه السلام به او گفت:«آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده ومایه رشد و صلاح است،به من بیاموزی؟»-گفت:«تو هرگز نمی توانی با من شکیبایی کنی!و چگونه می توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی،شکیبا باشی؟!»-حضرت موسی علیه السلام گفت:«به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری با فرمان تومخالفت نخواهم کرد»

۲-آیا داستان شاکیان،هنگامی که از محراب(داود)بالا رفتند،به تو رسیده است؟!-درآن هنگام که(بی مقدمه)بر او وارد شدند و او از دیدن آنها وحشت کرد،گفتند:«نترس،دو نفرشاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده،اکنون در میان ما به حق داوری کن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدایت کن!-این برادر من است،او نود و نه میش دارد و من یک بیش ندارم!اما او اصرار دارد که این یکی را هم به من واگذار کن و در سخن بر من غلبه کرده است!»-(داود)گفت:«مسلما او با درخواست یک میش تو برای افزون آن به میشهایش،بر توستم نموده و بسیاری از شریکان(و دوستان)به یکدیگر ستم می کنند،مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند،اما عده آنان کم است!»داوود دانست که ما او را(با این ماجرا)آزموده ایم،از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نموده و به سجده افتاده و توبه کرد.

۳-اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهی(یونس)مباش(که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولی شد) درآن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند،در حالی که مملو از اندوه بود -و اگر رحمت خداوند به یاریش نیامده بود(از شکم ماهی) بیرون افکنده می شد،در حالی که نکوهیده بود!-ولی پروردگارش او را برگزید و از صالحان قرار داد!

۴-…پس نسبت به(تلاوت)قرآن عجله مکن،پیش از آن که وحی آن بر تو تمام شود،وبگو: «پروردگارا!علم مرا افزون کن!»

۵-(آری)انسان از عجله آفریده شده ولی عجله نکنید،به زودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد.

۶-انسان(بر اثر شتابزدگی)بدی ها را طلب می کند،آن گونه که نیکی ها را می طلبد و انسان همیشه عجول بوده است!

۷-آنها پیش از حسنه(و رحمت)از تو تقاضای شتاب در سیئه(و عذاب)می کنند،با این که پیش از آنها،بلاهای عبرت انگیز نازل شده است!و پروردگارت نسبت به مردم- با این که ظلم می کنند- دارای مغفرت است،(و در عین حال)پروردگارت دارای عذاب شدید است!

۸-اگر همان گونه که مردم در به دست آوردن «خوبی»ها عجله دارند،خداوند در مجازاتشان شتاب می کرد،(به زودی)عمرشان به پایان می رسید(و همگی نابود می شدند)،ولی کسانی را که ایمان به لقای ما ندارند،به حال خود رها می کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند!

۹-آنان می گویند:«اگر راست می گویید،این پیروزی شما کی خواهد بود؟!»…حال که چنین است،از آنها روی بگردان و منتظر باش،آنها نیز منتظرند(تو منتظر رحمت خدا و آنهاهم منتظر عذاب او!)

۱۰-پس صبر کن آن گونه که پیامبران «اولو العزم»صبر کردند و برای(عذاب)آنان شتاب مکن! هنگامی که وعده هایی را که به آنها داده می شود،ببینند،احساس می کنند که گویی فقط ساعتی از یک روز(در دنیا)توقف داشتند.این ابلاغی است برای همگان،آیا جز قوم فاسق هلاک می شوند؟!

تفسیر

در نخستین بخش از آیات،سخن از داستان حضرت خضر علیه السلام و حضرت موسی علیه السلام است،البته قرآن تعبیر به «خضر»نکرده،بلکه تنها به عنوان «عبدا من عبادنا، بنده برگزیده ای از بندگان ما»از او یاد کرده است.

این داستان را همه خوانندگان،کم و بیش شنیده اند.آنچه در این جا برای ما اهمیت دارد،این است که حضرت موسی علیه السلام در یک ماموریت ویژه ای،به دنبال فراگیری بخشی از علوم، نزد حضرت خضر علیه السلام آمد،علومی که با آنچه تا آن روز از طریق وحی دریافته بود، متفاوت بود.علومی که مربوط به اسرار و حقایق مخفی جهان و زندگی انسان ها بود که باید پیامبر اولو العزمی همانند حضرت موسی علیه السلام لا اقل بخشی از آن رافرا گیرد تا دیدگاهایش در مسایل انسانی و اجتماعی کمی شفافتر گردد.

حضرت خضر در برابر درخواست حضرت موسی علیه السلام گفت:که تو صبر و تحمل دربرابر کارهای من نداری،زیرا از عمق قضایا آگاه نیستی،ولی حضرت موسی علیه السلام قول داد که صبر و تحمل و بردباری را پیشه کند و از عجله و شتاب بپرهیزد.حضرت خضر علیه السلام با او شرط کرد که اگر به دنبال من می آیی،باید هر چه را می بینی،سکوت کنی، هر چند ظاهرا کار زننده ای باشد و بدان حکمتی دارد که من به موقع،تو را از آن آگاه می کنم. «فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا…- قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلا تَسْأَلْنِی عَنْ شَیءٍ حَتَّی أُحْدِثَ لَک مِنْهُ ذِکرًا[۱]

به این ترتیب حضرت خضر علیه السلام اصرار داشت که روح صبر و بردباری را در برابرمسایل مختلف در حضرت موسی علیه السلام پرورش دهد و او را از«عجله و شتاب » (مخصوصا عجله در قضاوت،آن هم در مورد کارهای مردان بزرگ)باز دارد.

با این قول و قرار، آنها به راه افتادند و در مسیر خود ناچار بودند با کشتی از دریابگذرند.در میان دریا حضرت موسی علیه السلام با تعجب دید که حضرت خضر علیه السلام مخفیانه کشتی را سوراخ می کند.حضرت موسی علیه السلام از این کار برآشفت و زبان به اعتراض گشود و هنگامی که حضرت خضر علیه السلام پیمان خود را با او یادآورد شد،در مقام عذرخواهی برآمد.

باز به راه خود ادامه دادند،ناگهان حضرت خضر علیه السلام دست به کار عجیب تری زد و نوجوانی را که بر سر راه خود دید،به قتل رسانید،در این جا،فریاد حضرت موسی علیه السلام بلندتر شد که چرا انسان بی گناهی را کشتی،این چه کار زشتی بود که انجام دادی؟!

حضرت خضر علیه السلام بار دیگر،پیمان خود را یادآور شد.حضرت موسی علیه السلام دندان برجگر گذاشت و مجددا در مقام عذرخواهی برآمد و گفت: اگر بار سوم اعتراض کنم،حق داری از من جدا شوی.

باز به راه افتادند تا به شهری رسیدند که مردمی بسیار«بخیل »داشت و کمترین پذیرایی را از میهمانان تازه وارد نکردند،ولی با نهایت تعجب حضرت خضر علیه السلام شروع به مرمت دیواری نمود که در حال سقوط بود.حضرت موسی علیه السلام که در بدو نظر،این کار را ابلهانه می دید،بار دیگر در حالی که تمام عهد و پیمان خود را به فراموشی سپرده بود،به خروش آمد و زبان به اعتراض گشود.

در این جا حضرت خضر علیه السلام در حالی که اسرار هر سه کار خود را برای او شرح می داد، و حقایق جالبی را که از نظر حضرت موسی علیه السلام پنهان بود، برایش بیان می کرد و حضرت موسی علیه السلام را به جهان تازه ای از اسرار زندگی انسان ها وارد می ساخت، اعلام جدایی کرد و حضرت موسی علیه السلام نیز در حالی که کوله باری از معرفت را با خود حمل می کرد با حضرت خضر علیه السلام خدا حافظی کرد و وداع گفت.

حضرت خضر علیه السلام به او گفت: «اگر کشتی را سوراخ کردم،به این دلیل بود که می خواستم آن را ظاهرا از کار بیندازم،زیرا حاکم ستمکاری وجود داشت که هرگاه کشتی سالمی رامی یافت مصادره می کرد.من خواستم صاحبان این کشتی که گروهی بینوا بودند، کشتی خود رااز دست ندهند.

دیگر این که اگر آن نوجوان را کشتم،به خاطر این بود که او جوانی بی ایمان و خطرناک وسرکش بود که کم کم پدر و مادر خویش را نیز به کفر و بدبختی می کشاند.خدا می خواست، این جوان هرزه بی مصرف ستمگر را از آنها بگیرد و فرزندی با ایمان و مهربان به آنها عطاکند.

اما تعمیر آن دیوار در حال سقوط،به خاطر آن بود که در زیر آن،گنجی متعلق به دو کودک یتیم بود که پدر صالح و با ایمانشان برای آنها ذخیره کرده بود،خدا می خواست آنها به حد رشدبرسند و گنج خود را استخراج کنند.من این کارها را از پیش خود نکردم،بلکه همه به فرمان حق بود.[۲]

اگر حضرت موسی علیه السلام در قضاوت خویش عجله نمی کرد،به یقین بیشتر از علم ودانش حضرت خضر علیه السلام بهره مند می شد، ولی «عجله و شتاب »او سبب شد که بیش از سه خوشه از آن خرمن دانش بر نگیرد.

در دومین بخش از آیات مورد بحث،سخن از آزمون بزرگ دیگری نسبت به یکی از پیامبران بزرگ الهی است که او هم به خاطر شتابزدگی و عجله در قضاوت از سوی خداوند مورد مؤاخذه قرار گرفت.

داستان این بود که روزی دو نفر نزد حضرت داود علیه السلام حضور یافتند که یکی از آنهااز دیگری شکایت داشت.شاکی می گفت:این برادر من نود و نه میش دارد و من یکی بیش ندارم، ولی او اصرار دارد که این یکی را هم از من بگیرد و در سخن نیز بر من غلبه کرده است، « ِانَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَهً وَلِی نَعْجَهٌ وَاحِدَهٌ فَقَالَ أَکفِلْنِیهَا وَعَزَّنِی فِی الْخِطَابِ حضرت داود علیه السلام پیش از آن که تحقیق بیشتری کند،به داوری مقدماتی نشست وگفت:«به یقین او با درخواست یک میش تو برای افزودن به میش هایش به تو ستم کرده است،. .. لَقَدْ ظَلَمَک بِسُؤَالِ نَعْجَتِک إِلَی نِعَاجِهِ… »[۳]

این جا بود که حضرت داود علیه السلام به ترک اولی خود پی برد«و دانست که ما او را با این ماجرا امتحان کردیم،در مقام استغفار برآمد و به سجده افتاد و توبه کرد،. .. وَظَنَّ دَاوُدُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکعًا وَأَنَابَ»[۴]

این ماجرا با تمام شاخ و برگ هایش که این جا جای بحث آن نیست(و در تفسیر نمونه مشروحا آورده ایم)باز این حقیقت را بیان می کند که «عجله و شتاب» در کارهامخصوصا«عجله در قضاوت »و داوری مایه سرافکندگی و ایجاد مشکلات در زندگی فردی و اجتماعی است.

در سومین بخش از آیات،سخن از پیامبر بزرگ دیگری است که لحظه ای درمسؤولیت عظیم خود سهل انگاری کرد و گرفتار ترک اولی گردید و خداوند او را به خاطر این کار تحت فشار قرار داد.

داستان این است که حضرت یونس علیه السلام مدت ها همانند پدری مهربان و دلسوز به تبلیغ و هدایت قوم خویش پرداخت،ولی در برابر منطق حکیمانه اش چیزی جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نشنید.تنها گروه اندکی که شاید از دو نفر تجاوز نمی کرد(یک عابدو یک عالم)به او ایمان آوردند.سرانجام از آنها تقریبا مایوس شد و به پیشنهاد مردعابد،آنها را نفرین کرد،نفرین او مستجاب شد و به او وحی آمد که در فلان روزعذاب الهی فرا می رسد،هنگامی که زمان عذاب نزدیک شد،حضرت یونس علیه السلام بدون آن که بار دیگر اتمام حجت کند تا شاید قومش در این واپسین لحظات به خود آیند و راه توبه را پیش گیرند،همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت،ولی مرد عالم در میان آنها ماند و به ادامه تبلیغ پرداخت.

این تبلیغات همراه با احساس نزدیک شدن لحظات عذاب،تحولی بنیادین در روح آن جمعیت ایجاد کرد،همراه آن عالم به درگاه خدا روی آوردند و به توبه نشستند وراه ایمان و توحید پیش گرفتند و خداوند آنها را نیز بخشید،ولی حضرت یونس علیه السلام رابه خاطر عجله و ترک اولی مورد سرزنش و تحت فشار قرار داد.

قرآن در این زمینه خطاب به پیامبر اسلام می گوید:«(در تقاضای عذاب برای امتت،عجله مکن)و مانند صاحب ماهی(ی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *