تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فاطمه زهرا (س) الگوی حضور اجتماعی – سیاسی زن مسلمان :

۱) طرح مسأله

در مقام دفاع از جایگاه زن و تامین شأن مناسب وی، برخی با الهام از آموزه های نظری فلاسفه یونان، نفی کامل تفاوت میان حوزه های فعالیت زن و مرد را لازم و ضروری انگاشته و بی توجه نسبت به ضرورت اهتمام به پی ریزی هویتی زن، صرفاً بر تشابه کامل جنسیتی و تحقق اصل مساوات تأکید نموده اند. در برابر این منطق تشابه محور، اسلام همسو با سایر ادیان الهی با عنایت به حکمت الهی در آفرینش و کمال نوع انسان، بر تناسب محوری و طرح تکالیف ناظر به حقوق متفاوت به رغم توجه به مشابهت ها و همسانی ها در اصول و غایات تأکید دارد. در این آموزه که بر محور تناسب میان تکوین و تشریع استوار است، تعالی، کمال، آرامش و امنیت روانی زنان در افقی فراتر از ابعاد مادی تصور می گردد. در نتیج چنین بینشی، تکالیف اختصاصی ناظر به ویژگی های خاص مردان (نظیر وجوب جنگ و جهاد) شامل حال زنان نمی شود و برعکس، در تکالیف ناظر به توانمندی های انسانی مشترک میان آن دو (نظیر حساسیت نسبت به اوضاع پیرامونی) تمایز اساسی میان زن و مرد وجود ندارد.

الگوی رفتاری پیامبر اعظم (ص) در تبیین تکلیف مداری زن و مرد در امور مشترک ناظر به هویت انسانی، حضور همگان در عرصه سیاسی را ایجاب می نمود و گرچه در زمینه حضور زنان رعایت ضوابط و حدودی به لحاظ حفظ شأن و مقام انسانی آنان مورد تاکید بود، اما این مسأله تغییری در اصل موضوع «حضور» ایجاد نمی کرد. در دوران پس از پیامبر با استناد به اصول ذوقی چون استحسان، مشابهت حقوقی با هدف تامین برابری زن و مرد در زمینه هایی مثل ارث، شهادت و… دنبال شد تا با جلب نظر عامه، از حساسیت های ناشی از فقدان مشروعیت نظام سیاسی کاسته گردد و بدین گونه با کاهش میزان حضور ناظر به کارکرد ساختار سیاسی که فارغ از جنسیت متوجه همگان بود، امت اسلام به مصیبتی گرفتار آمد که شناخت قبح و ناپسندی آن، گام نخست جهت برون رفت از آن به شمار می آمد.

مقاومت علی بن ابیطالب (ع) در راستای آگاه سازی امت اسلام از عمق انحراف ایجاد شده و تبیین کوتاهی آنان در قیام به تکلیف الهی نظارت بر روند امور جامعه شاید شائبه مخاطب قرار گرفتن صرف مردان را در پی می داشت و برکناری زنان از این مهم را به بهانه تفاوت ساختار طبیعی، موجه جلوه می داد.

بررسی الگوی رفتاری حضرت زهرا (س) و ایستادگی وی در برابر ظلم وجور عهد «پسا نبوی» (با رعایت همه ضوابط دینی خاص زنان) و حضور دلاورانه او در عرصه عمومی، حساسیت نسبت به امور پیرامونی که از حق انسانی زن مسلمان ناشی می شود را به نمایش می گذارد و ضرورت اتخاذ سیاست حضور زن و مرد در حوزه عمل سیاسی برای حفظ اصالت آموزه های آیین نبوی در همیشه تاریخ را آشکار می سازد

۲) ضرورت حضور اجتماعی در آیات الهی

دین از آن جهت که بشر را با دید جمعی می نگرد و برای انسان یک هویت جمعی قائل است، یک سلسله وظایفی را به عنوان مسائل اجتماعی مطرح می کند و دین داران را به انجام آن وظایف فرا می خواند. آنها که از نبوغ برخوردار نیستند، یا تک اندیشند، خطوط کلی اجتماعی را درک نمی کنند یا اگر خطوط کلی جامعه را درک کردند، توان نثار و ایثار ندارند، لذا در صحنه اجتماع قدم نمی نهند. اگر کسی اهل قیام و اقدام بود، معلوم می شود که هم مسأله هویت اجتماعی بشر را خوب درک کرده و هم لزوم فداکاری برای گرامیداشت هویت جمعی را خوب تحصیل کرده است. بر این اساس، قرآن کریم در آیه ۶۲ سوره نور، مؤمنین راستین را چنین معرفی می کند: «انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امرٍ جامعٍ لم یذهبوا حتی یستاذنوه»؛ مضمون آیه به این معنا است: (مؤمنین راستین کسانی هستند که هم از نظر عقیده به خدا و پیامبرش معتقدند و هم از نظر درک مسائل اجتماعی و هوش جمعی، جامعه را خوب می شناسند و در مسائل جمعی همواره حضور دارند و منزوی نیستند).

«امر جامع»، همان مسائل جمعی یک نظام است. مثلا نماز جمعه یک امر جامع است، تظاهرات علیه طغیان و استکبار، حضور در انتخابات، تأیید رهبری و مسئولین اسلامی، تأیید خدمتگزاران راستین، امر به معروف عمومی و نهی از منکر جمعی و صدها نمونه از این قبیل همه «امور جامع» هستند؛ لذا خداوند می فرماید مؤمنین راستین کسانی هستند که در هیچ امر جامع رهبرشان را تنها نمی گذارند و بدون کسب اجازه از مقام رهبر، صحنه را ترک نمی کنند؛ قصه «حنظله» غسیل الملائکه که به اجازه رسول خدا (ص) موقتا صحنه جنگ را ترک کرده بود، در ذیل همین بخش از آیات آمده است: «فاذا استاذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئتَ منهم و استغفر لهم الله إن الله غفور رحیم» (نور، ۶۲) آنگاه اگر کسی معذور بود و به اذن مقام رهبری صحنه را ترک کرد، باز هم فضیلتی را از دست می دهد. از این رو، ذات اقدس اله به فرستاده اش (ص) دستور می دهد که تو برای آنانی که با «عذر» صحنه را ترک می کنند و با کسب مجوز و اعلام عذر در صحنه نمی آیند، استغفار کن. از این تأکید مشخص می شود که اگر کسی موفق نشد در یک مساله اجتماعی حضور پیدا کند، از فیضی بی بهره مانده است که باید با استغفار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ترمیم شود.

۳) مبانی قرآنی حضور اجتماعی زنان

آنچه بیان شد، نموداری از وظیفه جمعی افراد جامعه است که قرآن آن را ترسیم می کند و در این بخش فرقی بین زن و مرد نیست. از مهمترین مواردی که در آن وظیفه جمعی بر دوش زن و مرد سنگینی می کند، برپایی عدالت است که فراتر از تلاش مردان، نیازمند توانایی های زنان نیز می باشد؛ چرا که زنان نیز می توانند در این امر، در جنبه های فکری، شخصیتی و اجتماعی مؤثر باشند. بی تردید نقش های ویژه ای که بر مبنای جنسیت استوار شده است، نمی تواند مانع انجام نقش های عمومی شود.

در دیدگاه اسلام هرگز نقش انسانی زن در زندگی اجتماعی کوچک شمرده نمی شود؛ اما در چگونگی شرکت زن در مسائل اجتماعی، نظریات گوناگونی ابراز شده است. آیا زن می تواند به عنوان اهرمی در خدمت عدالت قرار گیرد و آیا اسلام، چنین نقشی را برای زن جایز شمرده است؟

به نظر می رسد اسلام چنین نقشی را برای زن تحریم نکرده است؛ زیرا استدلال تمامی افرادی که با نقش زن در بُعد اجتماعی مخالفند، بر پایه مسائل اخلاقی استوار است. آنان بر این عقیده اند که شرکت زن در کار و یا مسائل اجتماعی، موجب انحطاط اخلاقی او می شود و هر عملی که فساد اخلاقی او را به دنبال داشته باشد، در نگرش اسلام حرام است.

برخی نیز در مقام نفی حضور اجتماعی سیاسی زن به خدشه دار شدن اخلاق عمومی از رهگذر حضور زنان تمسک جسته اند؛ در حالی که اگر غرایز درونی بتواند انسان را به انحراف بکشاند، بی تردید میان مرد و زن، هیچ تفاوتی وجود ندارد و از سوی دیگر جوهره عقل، تلاش و ایمان نیز در مرد و زن یکسان است؛ بنابراین چنین ادعایی هیچ مبنای فکری خاصی ندارد و یا بر مبنای آماری خاصی استوار نیست، بلکه به موازات فساد اخلاقی زنان، انحرافات مردان نیز قابل توجه است.

گذشته از بعد اخلاقی بعضی در نفی ضرورت حضور زنان در عرصه عمومی به برخی دلایل نقلی نیز توسل جسته اند؛ اما اگر به راستی اسلام نقش زن را محدود می کند و او را برای رهبری مناسب نمی داند، پس چگونه است که خداوند در قرآن، به معرفی زنی می پردازد که فرمانروایی سرزمینی را به عهده دارد و طایر اندیشه اش در مدیریت و برخورد با مسائل، از مردان، بلند پروازتر است؟: «انه من سلیمان و انّه بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمْ أَلّا تَعْلوا علیّ و اتونی مسلمین قالت یا أیها الملأ افتونی فی امری ما کنت قاطعه امراً حتی تشهدون» ([ملکه سبا] گفت: ای سران [کشور] نامه ای ارجمند برای من آمده است که از طرف سلیمان است و [مضمون آن] این است: به نام خداوند بخشنده مهربان، بر من بزرگی مکنید و مرا از در اطاعت درآیید. [ملکه سبا] گفت: ای سران [کشور] در کارم به من نظر دهید که بی حضور شما [تا کنون] کاری را انجام نداده ام ) (نمل، ۳۲ -۳۰).

چنین زن فرمانروایی، هرگز استبداد در رأی ندارد. هنگامی که نامه سلیمان بر او رسید، بزرگان مملکت خود را گِرد آورد و نامه را که تهدیدی برای آنان شمرده می شد، برای همه خواند و به آنها گفت: پیشنهادات خود را ابراز کنید، من مستبد نیستم و نمی خواهم ایده خود را به شما بقبولانم، هر چند فرمانروای شما هستم، اما در چنین مواردی که سرنوشت مردم را رقم می زند، باید با اندیشمندان مشورت شود تا رأیی مناسب ابراز گردد. مردان در پاسخ او گفتند: «قالُوا نحْنُ اُولوا قوه وَ اُولوا بأس شدید و الْاَمْر اِلَیْکِ فَانْظُری ماذا تَأمُرینَ» (گفتند: ما سخت نیرومند و دلاوریم، [ولی] اختیار کار با توست، بنگر چه دستور می دهی؟) (نمل، ۳۳) آنان نیروی بدنی خود را به او عرضه کردند، اما او نیازمند قدرت بدنی آنها نبود، بلکه در پی بهره مندی از نیروی فکر و اندیشه آنان بود. با این وجود، هنگامی که سران قوم او را تنها گذاردند و او در اضطراب و پریشانی نظر دادن فرو رفت، غرق در اندیشه شد و پس از مدتی گفت: «اِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَهً اَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أعِزَّهَ اَهْلِها اَذِلَّهً وَ کَذلِکَ یَفْعَلوُن وَ اِنّی مُرْسِلَهٌ اِلَیْهِمْ بهَدیَّهٍ فناظِرَهُ بِمَ یَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ». (پادشاهان چون به شهری در آیند، آن را تباه و عزیزانش را خوار می گردانند و این گونه می کنند و [اینک] من ارمغانی به سویشان می فرستم و می نگرم که فرستادگان [من] با چه چیز بازمی گردند) (نمل، ۳۵- ۳۴).

ملکه سبا با همه زنانگی خویش به خوبی با شرایط آشناست. او اینک در پی آن است که دریابد آیا سلیمان (ع) پیامبر است و یا یکی از پادشاهان می باشد؟ اگر پادشاه باشد، شیوه برخورد مناسب با خود را می طلبد و اگر پیامبر باشد، باید از زاویه دیگری به شرایط نگریست. ملکه سبا با چنین بینشی برای حضرت سلیمان (ع) هدیه فرستاد. سلیمان (ع) نیز در پی فرجام این ماجرا بود. هنگامی که هدیه به سلیمان (ع) رسید و پس از مدتی ملکه سبا به ویژگی های سلیمان پی برد و مدتی در فضای حکومت سلیمان ماند، بی آنکه چون زنی متعصب که با چنگ و دندان از میراث پادشاهی خود دفاع می کند، به جنگ با سلیمان برخیزد، حقیقت را دریافت و با تمام وجود گفت: «… اسلمت مع سلیمان للّه رب العالمین» (و [اینک] با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم) (نمل، ۴۴)

بی شک مقصود قرآن از ترسیم چنین تصویری، طرح و توضیح حکم شرعی نیست، بلکه در دل خود، مفهومی پسندیده را می پرورد و آن اینکه زن نیز می تواند به موازات مرد، پیش رود و به گونه ای طبیعی رهبری امّتی را به دست گیرد.

در اسلام، زنان چون مردان در بیشتر مسایل اجتماعی پایگاه و جایگاهی مناسب دارند و از حرکت های اجتماعی و فعالیت های گروهی منع نگردیده اند؛ بلکه طبق تعالیم مسلم قرآن، مسئولیت های اجتماعی به طور یکسان متوجه مرد و زن است؛ چه آنکه در آئین توحیدی اسلام زن همپای مرد، تکامل پذیر و اوجگرا است و در پرتو شناخت و عمل به معراج می رود و به تعالی ممکن برای نوع انسانی دست می یابد. در این نیز تردیدی نیست و آیات قرآنی نسبت به آن صراحت دارد. قرآن هر گاه از کمالات و ارزش های والایی که انسان ها بدان می رسند، سخن می گوید، زنان را نیز همدوش و همسان مردان مطرح می کند:

«ان المسلمینَ و المسلماتِ و المؤمنینَ و المؤمنات و القانتینَ و القانتاتِ و الصادقین و الصادقاتِ و الصابرینَ و الصابراتِ و الخاشعینَ و الخاشعاتِ و المتصدقین و المتصدقاتِ و الصائمینَ و الصائماتِ و الحافظین فروجَهُم و الحافظاتِ و الذاکرین الله کثیراً و الذاکراتِ اَعدّ الله لهم مغفره و اَجراً عظیماً» (احزاب، ۳۵).

در این آیه کریمه، اسلام و ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع، صوم، خویشتن داری، پاکدامنی و ذکر کثیر و… برای مرد و زن برابر آمده و اثبات شده است که هر یک از دو جنس می توانند به این مقامات دست یابند و در تکامل و عروج یکسان باشند و به مقامات بالای قرب و معنویت برسند.

«فاستجابَ لَهُم ربهُم اَنّی لا اُضیعُ عملَ عامِلٍ منکم من ذکرٍ او انثی بعضکم مِنْ بعضٍ» (آل عمران، ۱۹۵).

«و مَنْ یَعمَل من الصالحات من ذکر اَوْ اُنثی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنه و لا یُظلمون نقیراً» (نساء، ۱۲۴).

«من عمل صالحاً من ذکر اَو انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوه طیبه و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» (نحل، ۹۷).

«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم» (توبه، ۷۱ ).

در این فرمود خداوند، زنان چون مردان دارای مسئولیت بزرگ سرپرستی، ولایت و مدیریت اصلاحی می باشند؛ از این رو، به هدایت‏گری و امر به معروف و بازدارندگی از زشتی ها و ناهنجاری ها می پردازند.

با گستردگی مفهوم منکر و معروف در اسلام، گستره دخالت های اجتماعی زن روشن می شود. بنابراین در همه عرصه هایی که مردان می توانند دخالت کنند، زنان نیز می توانند دخالت کنند و مسائل سیاسی و حکومتی در راس هرم مسائل اجتماعی قرار دارد و زنان نیز چون مردان باید در آن دخالت کنند و نقش داشته باشند.

به استناد چنین شواهدی این تعبیر که در موازنه «حق» و «تکلیف» روی هم رفته، زن و مرد با هم فرق می کنند و یا این که زنان حقوق کمتری نسبت به مردان یا مردان وظایف بیشتری نسبت به زنان دارند، تعبیر بسیار جاهلانه ای است. قرآن کریم به طور صریح در این مورد می فرماید: «لَهُنّ مثلُ الذی عَلَیهن» (بقره، ۲۲۸ ) «لَهُنّ»، اشاره به حقوق و «علیهنّ» اشاره به تکالیف می کند. حقوق زن به همان اندازه ای می باشد که تکالیف اوست. برای زنان و به نفع آنان، حقوق بسیاری وضع شده و هرگز کمتر از تکالیف آن ها نیست. همان گونه که در سیره رفتاری حضرت فاطمه آشکار است، حقوق زنان همان قدر است که وظیفه آن هاست.

با این همه، هرچند تفاوتی بین زن و مرد به لحاظ هویتی وجود ندارد، اما نباید این مسأله را به دیگر شئون تسری داد؛ چه آن که همان گونه که در این مجال هویت زن از رهگذر حق برابرحضور اجتماعی پاس داشته می شود، برابری جویی در سایر عرصه ها نه تنها به چنین هدفی معطوف نیست، بلکه چه بسا به هدم و ضعف شخصیت و هویت زن هم تمام شود. از این رو، تفاوت میان این دو جنس در برخی از احکام و مقررات اعتباری به هیچ وجه به معنای برتری شخصیت و منزلت یکی بر دیگری نیست؛ بلکه به این معنا است که زن و مرد در عین این که هر دو انسان دارای شخصیت انسانی هستند، دوگونه انسانند با دو نوع خصلت ها و دوگونه روانشناسی که طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است. طبیعت از این دوگونگی ها، هدف حکیمانه ای داشته است. شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که این دو جنس در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند (جوادی آملی، ۱۳۶۹: ص۲۹۵). الکسیس کارل نیز درضرورت حفظ تفاوت های طبیعی زن و مرد به منظور پاسداشت هویت انسانی هر یک می گوید: «… به علت عدم توجه به این نکته اصلی و مهم است که طرفداران نهضت زن فکر می کنند که هر دو جنس می توانند یک قسم، تعلیم و تربیت یابند و مشاغل و اختیارات و مسئولیت های یکسانی به عهده گیرند. زن در حقیقت در جهات زیادی با مرد متفاوت است. یکایک سلول های بدنش و هم چنین دستگاه های عضوی و مخصوصاً سلسله عصبی، نشانه جنس او را بر روی خود دارند… نبایستی برای دختران جوان نیز همان طرز فکر و همان نوع زندگی و تشکیلات فکری و همان هدف و ایده آلی را که برای پسران جوان در نظر می گیرند، معمول داریم. متخصصین تعلیم و تربیت باید اختلافات عضوی و روانی جنس مرد و زن و وظایف طبیعی ایشان را در نظر داشته باشند و توجه به این نکته اساسی در بنای آینده تمدن ما حائز کمال اهمیت است» (کارل، ۱۳۵۴: صص۱۰۴-۱۰۱).

۴) فاطمه (س)، اسوه حضور فراجنسیتی معطوف به هویت

آدمی را از ابعاد گوناگونی می توان تحلیل کرد و زن و مرد را شناخت. یک وجهه تحلیل، وجهه و هویت انسانی یا «وجهه روانشناختی انسان شناختیِ» اوست و وجهه دیگر، وجهه و هویت اجتماعی یا «وجهه جامعه شناختی» اوست.

در «وجهه فردی، انسانی و روان شناختی»، به هویت انسانی، شخصیت فردی و جریان روانشناختی شخصیت و زندگانی فرد توجه می شود و ابعاد معرفتی، عقیدتی، اخلاقی و رفتاری، جنبه های به هم پیوسته قابل بررسی و تحلیل در برآورد وجهه فردی و انسانی می باشند. در «وجهه اجتماعی و جامعه شناختی» هم به نقش، رسالت، جایگاه و مسئولیت اجتماعی آدمی و جریان تغییر و تحول در ابعاد ساخت اجتماعی، ساخت سیاسی، ساخت اقتصادی و فرهنگی و نیز رفتار اجتماعی جامعه و سلوک اجتماعی آدمی نظر افکنده می شود. ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی وجوه به هم پیوسته و قابل بررسی در برآورد وجهه اجتماعی آدمی اند. «زن» را و «مرد» را نیز می توان از این دو وجهه تحلیل کرد و شناخت.

نگرش نسبت به زنان، به سه گونه شناخت عمده می انجامد:

۱- گروهی که زن را به عنوان یک شی ء می دانند که بر این اساس ملعبه مرد است (نه جامعه مردان) و نقشی هم در حیات جامعه ندارد.

۲- گروهی که نقش زن را بی بها و فقط در جهت فساد می دانند که با این نگرش، زن در خدمت تاریخ مردانه است.

۳- گروهی که زن را به عنوان یک شیء گرانبها می نگرند که در این صورت، زن دارای دو ویژگی رشد استعداد و دوری از ابتذال و بهره گیری مردان است و این نگرش، متعالی ترین نگاه نسبت به زنان می باشد.

بر اساس این تقسیم بندی، دیدگاه های مختلف عرضه شده در زمینه مشارکت سیاسی اجتماعی زنان را می توان در سه بخش خلاصه نمود: در دیدگاه سنتی با پافشاری بر تفاوت های بیولوژیک بین زن و مرد و بر اساس نوعی تقسیم کار سنتی بین زنان و مردان، اصولاً حوزه فعالیت زن به عرصه خصوصی (خانه) خلاصه و محدود می گردد و سهمی برای فعالیت آنان در عرصه عمومی باقی نمی ماند؛ در دیدگاه دوم بر حضور بی قید و شرط زنان در تمام سطوح اجتماعی، سیاسی و حکومتی تاکید می شود؛ دیدگاه سوم با رد دو دیدگاه بالا، برحضور و مشارکت فعالانه زنان در زمینه های مختلف لکن با رعایت ضوابطی که شأن زن را تضمین نماید، تأکید دارد.

بررسی سیره رفتاری فاطمه زهرا (س) و تلاش و مجاهدت آن بزرگوار در راستای حفظ گوهر وجودی زن، به خوبی تجلی نگرش نوع سوم را به نمایش می گذارد. شناخت و تحلیل مشی سیاسی – اجتماعی دخت گرامی پیامبر اسلام (ص) الگویی در بردارنده مجموعه ای از شاخصه های گزارشگر پدیده مورد شناخت، در ارتباطی وثیق و منسجم با یکدیگر، مدل یا طرح تحقیق و شناخت خاصی است که می تواند در مقام حفظ هویت در عرصه حضور مورد گرته برداری قرارگیرد؛ چه آن که اگر الگوی شناختی مزبور بخواهد به قصد و غرض شناخت نقادانه وضعیت موجود و ارائه اصول و شیوه ها و کیفیت گذار و تحول و رشد از وضعیت موجود به مطلوب طراحی و تدوین شود، در بردارنده شاخصه های وضعیت مطلوب پدیده مورد شناسایی نیز هست. در تحلیل های انسان شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی، الگوها، طرح ها و چارچوبه های شناخت های مزبور، در بردارنده مجموعه اوصاف مطلوب فردی و اجتماعی یا شاخصه های تحلیل و تبیین وضعیت مطلوب فردی و اجتماعی پدیده انسانی مورد نظر می باشد. الگوی «نقد وضعیت موجود پدیده های انسانی» نیز الگوی «هدایت و رشد فردی و اجتماعی به سوی وضعیت مطلوب» هردو از الگوی «وضعیت مطلوب» با توجه به عناصر محیطی و عملکردها و رفتار موجود انسانی اجتماعی، استنباط می شوند.

الگوی وضعیت مطلوب که البته جنبه توصیه ای و ارزشی در برابر وضعیت موجود دارد را می توان از نمونه های متعالی انسانی، اجتماعی عینی بر گرفت؛ همان طور که می توان از دیدگاه های فرضی و آرمانی و تخیلی، استنباط نمود. اوصاف و ویژگی های مطلوب برگرفته شده را می توان در قالب یک الگوی شناختیِ خاص نظام بخشید و الگویی از انسان نمونه در هر دو وجهه فردی و اجتماعی پیشنهاد کرد.

گرایش به الگو و پیروی از مُد نیاز بشری است که در جهت کمال گرایی و تکامل طلبی به طور فطری در درون انسان ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازی» می نامد. از این رو، مشاهده می کنیم که نیاز به الگو و الگودهی به نسل ها، در آموزه های دینی به طور آشکار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفی الگوها و اسوه های «مثبت» و «منفی» می پردازد و اسوه های مثبت ثابتی را مطرح می کند که در تمام عصرها و برای همه نسل ها قابل اتّکا و پیروی در عمل هستند.

در معرفی الگو، آن نوع رفتارهای اجتماعی به عنوان «مدل» یا «راهنمای عملی» مدّ نظر قرار می گیرند که از دیدگاه اسلام، در قرآن و روایات (آموزه های دینی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام) به عنوان نمونه و الگوی عملی معرفی شده اند. رمز ماندگاری الگوها «زنده بودن تفکر و اندیشه الگوهای مطرح شده»، «همسویی سیره و سخن آنان با فطرت انسان ها»، «یکسان بینی جهان بینی و آرمان ها» و «شناخت پیروان آنان» قابل توجه و حایز اهمیت است. هر قدر این شناخت وسیع تر و عمیق تر باشد، بهتر می توان محتوای پیام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن ها در جهت رسیدن به سعادت و تکامل و تحقق ارزش های فطری و الهی بهره برد.

«زن الگو»، در درون خویش به جریان فکری و روحی عمیقی دست یافته است و به پایگاه شناختی، اعتقادی و روحی و رفتاری درست و راستی بر اساس تعالیم و آموزه های دین رسیده است. در اندرون تربیت شده است، خود را، خداوند را، هستی را، جهان را و جامعه و تاریخ را و راه کمال و سعادت و نیکبختی را و پیام آوران و راهبران الهی را شناخته است، آرمان های بلند انسانی و اجتماعی دین را دریافته است، دیانت حق را پذیرفته و نقش و رسالت خویش را در رابطه با خداوند و در برابر خود، دین، تمامی هستی، جامعه و تاریخ، خودآگاه شده است. «زن الگو» بر پایه این شناخت های خودآگاهانه عمیق: «باور و ایمان به خداوند»، «راه تا کمال و سعادت»، «پیام آوران و راهبران انبیایی» و «آدمیت خویش» و «فرجام اخروی»، در اندرون روح و روان و قلب خود به بار نشسته است و زندگانی و سلوک خویش را بر پایه آن خودآگاهی ها و شناخت ها و این باورها و عقیده ها و این اخلاقیات و ایمان شکل بخشیده است.

وجهه انسانی «زن الگو» این گونه و در این فرایند «شناختی»، «ایمانی» و «رفتاری» شکل می گیرد. «زن» تربیت یافته در چارچوب این الگوی انسانی، بسان فاطمه (س) حضوری انسان ساز و جامعه ساز در عرصه جامعه و مدیریت اجتماعی دارد. حضرت زهرا (س) که در بطن مسائل سیاسی جامعه و بحران ها رشد کرده و تربیت یافته بود و بر اساس آموزه های نبوی رسالت دفاع از حق و حقیقت را فراتر از قالب های جنسیتی بر دوش خویش احساس می کرد، با بصیرت و آگاهی عمیق نسبت به توطئه ای که هویت انسانی جامعه را هدف قرار داده بود، هشیارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت یک سیاست مدار آگاه و مدافع حریم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّی و فعال یافت و رهبری دفاع از امامت به عنوان دژ مستحکم حافظ آموزه های ناب نبوی را بر عهده گرفت. محیط پس از رحلت پیامبر (ص) به سمتی سیر کرده بود که نخستین نشانه های انحراف آن در خصوص زنان نمودار گشت و این در واقع برگشت به سنت های جاهلی محیط مکه مکرّمه بود.

بدین سان فاطمه زهرا (س) با حضور خویش ضمن به چالش گرفتن باورهای جاهلانه تفکیک جنسیتی عرصه عمومی از عرصه خصوصی، در جهت بازیابی هویت انسانی جامعه مسلمانان گام در مسیری بس سخت و دشوار نهاد. البته پیامبر، (ص)، در این زمینه به حضرت زهرا، (س)، هشدار لازم را داده بودند؛ چنان که هنگام رحلت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *