تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) شامل 82 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرقه های خرافی (تصوف و وهابیت) :

با اندک دقتی در آئین های بشر دیروز و امروز در می یابیم که در کنار هر عقیده ای، عده ای کاسه داغتر از آش شده و با دقت های موشکافانه در قوانین آنان و یا توجه به ظواهر آنها، کانون جدیدی خلق نموده و عده ای را در زیر پرچم خود جمع کرده اند.

در بین آئین های هندو، مرتاضان هندی دوره های ریاضت چندین ساله را بر خود هموار می سازند، اینان معتقدند اتحاد انسان با خدا از طریق ریاضت ممکن است.

گنوس در آئین مسیحیت، معتقد به وحدت وجودند و تمام موجودات را تراوش هائی از وجود واقعی و اصیل می شمرند. وجود در اعتبارات آنها دارای قوس صعود و درک و کشف و شهود و نیز قوس نزول یعنی عالم ماده است.

وهابیت در مذهب حنبلی از فرق اهل تسنن نیز به حفظ ظواهر و دوری از تعقل و تدبر بسنده کرده و هر آنچه دین در آن لفظ صریح و روشن ندارد، بدعت می شمارد. این عده علائم وحدانیت الهی را سنبل شرک می خوانند. دایره شرک در این عقیده چنان وسیع است که خواسته یا ناخواسته اعمال و سخنان خودشان را هم در بر می گیرد.

از قرن دوم هجری، که نشر علوم اسلامی رواج یافت، عده ای با الهام از اصحاب صُفَّهّ[۱] گوشه عزلت گزیدند و از مظاهر دنیوی جدای و خود را به زهد و تقوا به مردم معرفی کردند.

اینان لباس های خشن می پوشیدند، از محلّلات الهی استفاده نمی بردند و ریاضتی را بر خود هموار می ساختند. و البته صوفیان خود را به آن زمان متصل می داند.

به هر حال در تمام آئین های گذشته که مورد اقبال مردم قرار گرفته اند، عده ای بوده اند که با پس و پیش افتادن خواسته اند خود را از جماعت خارج کنند تا مورد توجه قرار گرفته و اهداف پلیدشان را عملی سازند.

دو گروهی که در این مبحث مورد بررسی قرار می گیرند، تصوف و وهابیت هستند.

وحدت جامعه اسلامی

اساس تفرقه در دین شیطانی است و دین واحد و شریعت واحده کما اینکه در بیان حضرت امیر علیه السلام گذشت امکان تفرقه ندارد و لذا وجود روش های متعدد و فرقه های گوناگون نشان دهنده این است که جز یکی از آنها راه باطل جسته اند و یا حداقل از صراط مستقیم دور شده اند. اینک به برخی از تبعات فاسد فرقه گرائی توجه کنید.

۱- از بین بردن اتحاد مسلمانان

مسلمانان بیش از همه ادیان محتاج اتحادند، چرا که اسلام آخرین دین الهی است و همه آئین های دیگر، خود را در مقابل آن می بینند. علاوه اینکه اسلام برخلاف برخی مذاهب چون یهود که تبلیغ را جایز نمی داند، تبلیغ و ترویج دین را در سر لوحه دستورات خود قرار داده است. همچنین اسلام به تکامل دل انسان می اندیشد و ظواهر را ابزار رسیدن به آن معرفی می کند. براین اساس، همواره ظاهر طلبان در مقابل این دین قرار داشته اند. گاهی در برابر مسجد پیامبر مسجد ضرار ساختند، و زمانی در مورد اصول و فروع دین به منازعه با هم بپا خواستند، برخی نیز به حفظ ظاهر اکتفا کردند و خانقاه را به جای مسجد و در مقابل آن بنا کردند تا به این وسیله اتحاد مسلمانان را برهم زنند و عده ای با تمسک به عقائد خشن برخی، خشونت را شعار اسلام خواندند.

۲- با دین علیه دین

مشرکان قریش در مقابل اسلام، زمانی که تنها سه پیرو (رسول اللَّه، علی، خدیجه علیهم السلام) بیشتر نداشت، نتوانستند کاری انجام دهند. نیز مستکبران عالم سالیان سال و قرن های متمادی با استضعاف ملل اسلامی نتوانستند تزلزلی در دین ایجاد نمایند. دشمنان اسلام، تنها راه مقابله با دین اسلام و امواج خروشان آن را در این دیدند که با لباس دین محتویات دین را بزدایند، روزی با چهره فرزند عبدالوهاب، روحیه خشن و خشکی از مذهب حنابله (از فرقه های چهارگانه اهل سنت) ساختند و روزی به وسیله تصوف آئینی بی محتوا از شیعه.

ظاهربینی در اخبار

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، ظهور متصوفه را چنین پیش بینی فرموده است:

«یکونُ فی آخِرِ الزَّمانِ قومٌ یلْبَسُونَ الصُّوفَ فی صَیفِهِمْ و شِتائِهِمْ، یروْنَ انَّ لَهُمُ الْفَضْلَ بِذلِک عَلی غَیرِهِمْ اوُلئِک تَلْعَنُهُمُ الْمَلائِکهُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ»[۲]

در آخر الزّمان گروهی خواهند آمد که لباس هائی از موی بز یا پشم شتر چه در تابستان و زمستان می پوشند و گمان می کنند به این وسیله فضلی بر دیگران یافته اند. ملائک آسمانها و زمین آنها را لعن می کنند.

سفیان ثوری (سفیان ابن سعیدابن مسروق) معروف به «ابو عبد اللَّه الثوری» گاهی به خدمت امام صادق علیه السلام می رسید و کسب فیض می کرد و گاهی نیز بر امام اعتراض می کرد و با لباس پشمینه زهد خود را جلوه می داد.

روزی به امام صادق علیه السلام معترض شد که لباس های تو از پارچه خوبی است و چنین لباسی را پدران تو نپوشیده اند. امام وی را به جانبی کشید و جامه خود را کنار زد و لباس زیرین را نشان داد، و فرمود: لباس زیر برای خود و لباس رو برای حفظ آبروست و آنگاه لباس کهنه سفیان را بلند کرد و لباس نرمی که زیر آن پوشیده بود به وی نشان داد.

مرحوم کلینی رضوان اللَّه علیه در کافی روایتی مفصل از احتجاجات امام علیه السلام با چند تن از صوفیان و از جمله سفیان نقل کرده است که ما ترجمه آنها را در این مقوله بیان می کنیم.

«روزی سفیان، امام صادق علیه السلام را دید که لباس های سفیدی چون پوسته داخلی تخم مرغ پوشیده بود. سفیان به حضرت گفت: اینها لباس شما نیست، حضرت در پاسخ وی فرمود: آنچه می گویم بشنو که اگر وقت مرگت بر سنّت پیامبر و با حقانیت و بدون بدعت از دنیا روی برای تو خیر است. پیامبر در دوران تنگی می زیست، غالب مردم همه با غذاهای خشن می زیستند، و پیامبر خدا چون این صنف از مردم بسر می برد.

اما وقتی سطح زندگی مردم بالا آمد، برترین مردم نیکوکارانند، مؤمنانند، مسلمانانند نه تبهکاران و منافقان و کافران. به خدا سوگند از روزی که نیک و بد را شناخته ام، صبح و شامی نگذشته که حقّی از مردم در اموالم باشد و مالی نیست که برخلاف دستور پروردگارم صرف کرده باشم.

سفیان قانع شد و رفت ولی روز دیگر با گروهی از تبار خودش بازگشت، آنها گفتند: سفیان دلایلی برای عقیده اش نیاورد و ما با دلیل آمده ایم، امام فرمود: دلایل شما چیست؟

آنها گفتند: قرآن می فرماید: اموال خود را انفاق کردند در حالیکه بدان نیازمند بودند، می فرماید: غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر خورانیدند. یکی از آنها جهالت را به آخر رسانید و گفت: شما می گوئید: از اموال مردم چیزی سهم ماست تا خودتان بهترین را استفاده کنید!!

امام فرمود: بیهوده ها را وانهید، آیا شما ناسخ و منسوخ قرآن را متوجه هستید؟

محکم و متشابه قرآن را می دانید؟ گفتند: چیزی و نه همه اش را می دانیم.

امام علیه السلام فرمود: این گرفتاری از همین جا و نیز از جهالت شما به احادیث نبوی، برای شما پیش آمده است.

سپس فرمودند: آیاتی که در ایثار و اطعام خواندید صحیح است ولی در پی آن خداوند دستور فرمود که: برخود و عائله خود زیان نرسانند، در میان عائله چه بسا افراد ضعیفی هستند.

پیامبر خدا به کسی که چیزی آورده بود تا انفاق کند فرمود: به پدر و مادرش، سپس خود و عیالش، سپس برادران مؤمن، آنگاه همسایگانش و در نهایت کارهای عام المنفعه بدهد.

و نیز در مورد کسی که همه اموال خود را قبل از مرگ بخشید، فرمود: اگر می دانستم نمی گذاشتم در قبرستان مسلمانان دفن شود، بچه های صغیر را گذاشته تا گدائی کنند!

قرآن می فرماید: انفاق که می کنید اسراف نکنید، و نیز می فرماید: خداوند اسرافکاران را دوست ندارد. همچنین پیامبر می فرماید: دعای عده ای مستجاب نمی شود از جمله آنهاکسی است که خداوند ثروتی به وی دهد و او همه را خرج کند و دعای طلب روزی نماید، خدا می فرماید: مگر روزی فراوان به تو ندادم چرا میانه روی نکردی.

روزی پیامبر هفت مثقال طلا را بین مستمندان تقسیم کرد، بعد از پایان کار سائلی آمد و درخواست نمود و او چیزی نداشت، سائل ملامت کرد، پیامبر از تهیدستی خویش غمگین شدند، خداوند با آیه ای به وی فرمود: نه دست خود را چون زنجیر بر گردن آویز و نه چنان باز کن که به حسرت نشینی.

ابوبکر در پایان عمر اموالش را وصیت کرد و گفت: تازه این هم زیاد است و خدا تنها همین مقدار را خواسته است. به سلمان گفتند: تو با این زهد چرا به فکر تأمین معاش یکسالی؟ شاید فردا مردی. فرمود: شما چرا امید زندگی من ندارید و فقط مرگ مرا می بینید، آیا اگر زاهدی بگوید من چیزی ندارم و نفقه عیال را ندهد به آنها ستم کرده است یا نه؟ عمل او عادلانه است یا ظالمانه؟ بگوئید عادلانه است بر مسلمانان ستم کرده اید، بگوئید ظالمانه است خود را محکوم ساخته اید. اگر مردم همه بر عقیده شما باشند و از مال دیگران چیزی نگیرند، صدقاتی چون کفارات، نذورات، زکوات به چه کسانی داده شود.

به نظر شما سلیمان بن داود علیهما السلام که از خداوند سلطنتی خواست که به احدی داده نشده است، چگونه آدمی است؟ حضرت یوسف چطور؟ ذوالقرنین که خداوند سلطنت مشرق و مغرب به وی عطا کرد چطور؟

شما بجای این کارتان سراغ علم و دانش روید، جهالت را برای اهلش واگذارید که اهل جهل بسیارند و اهل علم اندک و خداوند می فرماید: بالاتر از هر صاحب علمی، عالمی است».[۳]

حضرت امیر علیه السلام عالم نمایان را چنان تفسیر فرموده که بعد از یکهزار و چند صد سال، مصداق آنها را در صوفیان و وهابیانی می بینیم که خود را عالم دهر تصور می کنند و همه خلایق را کور از چشم دل می پندارند:

«وَ آخَرُ قَدْ تَسَمّی عالِماً وَ لَیسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ اضالیلَ مِنْ ضُلّالٍ وَ نَصَبَ للِنَّاسِ اشْراکاً مِنْ حَبائِلِ غُروُرٍ، وَ قَوْلِ زوُرٍ، قَدْ حَمَلَ الْکتابَ عَلی آرائِه، وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلی اهْوائِه، یؤَمِّنُ النَّاسَ مِنَ العَظائِمِ وَ یهَوِّنُ کبیرَ الْجَرائِمِ، یقُولُ: اقِفُ عِنْدَ الشُّبُهاتِ وَ فیها وَقَعَ، وَ یقُولُ اعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَینَها اضْطَجَعَ، فَالصُّورَهُ صُورَهُ انْسانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوانٍ، لایعْرِفُ بابَ الْهُدی فَیتِّبِعَهُ وَ لابابَ الْعَمی فَیصُدَّ عَنْهُ وَ ذلِک (فَذلِک) مَیتُ الْاحْیاءِ»[۴]

دیگری خود را عالم می خواند در صورتی که عالم نیست. یک سلسله نادانیها را از جمعی نادان فرا گرفته، و مطالبی گمراه کننده از گمراهان یاد گرفته، دام هائی از طناب های غرور و دروغ بر سر راه مردم افکنده، قرآن را مطابق امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد، و حقّ را به هوسها و خواهش های دلش تفسیر می کند، مردم را از گناهان بزرگ ایمنی می بخشد و آنها را در نظرها سبک جلوه می دهد. می گوید: از ارتکاب شبهات اجتناب می کنم اما در آنها غوطه ور است. می گوید: از بدعتها کناره گرفته ام ولی در آنها غلط می زند. چهره او چهره انسان و قلب او قلب حیوان است. راه هدایت را نمی شناسد که از آن راه حرکت کند، و به طریق خطا پی نبرده تا آن را مسدود نماید. پس او مرده ای بین زندگان است.

اعمال صوفیان

اینک نمونه هائی از اعمال و دستورات برخی که خود را از جمله صوفیان دانسته اند و منتسب به آنها می نمایند، برای پی بردن به پوچی بنیان های اعتقادی و عملی آنان بیان می کنیم.

۱- گل نبک بستن

سالک می بایست با تعظیم و احترام در برابر قطب که عالی ترین مقام صوفیان است بایستد و پنج انگشت دست چپ را از هم باز کرده و در مقابل گوش راست قرار دهد، و انگشت بزرگ پای راست را روی انگشت بزرگ پای چپ بگذارد.

۲- سر سپردن

سالک در مرحله اول تشرّف به محضر قطب می بایست پنج چیز که عبارتند از یک گردو، یک شاخه نبات، یک دستمال، یک انگشتر و یک سکه پول که هر کدام به ترتیب کنایه از سرسپردن، شیرینی تشرّف، گذشت از لباس و افتادن در کمند وحدت، حلقه غلامی گوش و گذشت از مال می باشد با خود به حضور قطب آورد.

پیر دلیل به وی دستور می دهد که پنج غسل به نیت غسل اسلام، ایمان، توبه، تشرّف و زیارت بنماید، سپس دستمال را در گردن سالک می اندازد و او را به سوی قطب می کشاند. او می بایست به امر پیر، در مسیر تشرّف سه بار در مقابل قطب سر بخاک مالد و وقتی به قطب رسید، سر دو زانو، و سر شانه های قطب را ببوسد، سپس هر دو تمام بندهای لباس را پاره کنند و ناف را به هم بمالند، پس از آن قطب وردی به سالک می آموزد و دستوراتی به وی می دهد و می گوید: تو پیوند حقیقت خورده ای و در حال خواب و بیداری مشغول ذکری.

۳- سماع

سماع به تعبیر صوفیان آرامش دل و غذای روانی سالک است و حالتی از جذبه و اشراف و فناء و نیستی است و موجب نشاط قلبی و روحی می گردد. این جذبه و نشاط گاهی موجب حرکات موزون چون رقص و کف می شود و گاهی باعث حرکات ناموزون و اضطراب می گردد. در این حال بزرگ جلسه که یا قطب و یا مرشد و یا پیر دلیل است نزد او می آید و با لمس بدن او، آرامش به او می دهد.

۴- دیگ جوش

مراسم دیگ جوش از مراسم عمومی است. در این مراسم می بایست حداقل بیش از پنج نفر شرکت جویند. سالک یا نائب او حیوا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *