تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام با 77 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فضایل اخلاقی حضرت علی اکبر علیه السلام :

۱. مقدمه

جوانان امروز در جوامع اسلامی نیازمند الگویی محبوب هستند که از آن الگوبرداری کنند. از ایـن رو امـروزه نیاز به الگویی شایسته و بایسته در تمامی سطوح احساس می شود. اما هر الگویی شایسته پیروی نیست؛ بلکه آن الگو باید تمامی ابعادِ رفتاری اش با دین اسلام هم خوانی داشته باشد. یکی از ایـن الگـوهای شایسته، حضرت علی اکبر(ع) فرزند بزرگوار امام حسین(ع) است. ایشان از نظر فضایل اخلاقی، در اوج بزرگی بود. او به رغم امام نبودن، فضایلی داشت که به واقع او را از زمینیان جدا ساخته بود. حضرت علی اکبر(ع) از اسـتوانه های اصـلی واقـع عاشورا در سپاه امام حسین(ع) بـود. ایـشان بـر حق مداری و دفاع از اسلام تا پای جان تأکید کرد و با شهادت خویش فضایل اخلاقی بسیاری را برای آیندگان به ودیعه گذاشت.

آدمی در درازای زندگی خـود فـرصت هایی انـدک دارد که باید آن ها را با ارزش بشمارد؛ چرا که او تـنها یـک بار در این گیتی زندگی می کند. از این رو برای همان یک بار که دیگر برنمی گردد، باید یک الگوی بایسته اخلاقی برگزیند که بـا آن بـه سـرمنزل مقصود برسد. از همین رو نوشتار حاضر می کوشد در این مجال کوتاه، بـه سبب شایستگی و بایستگی حضرت علی اکبر(ع) او را به عنوان یک الگوی برتر به جامعه اسلامی پیشکش کند.

دربار پیشینه این مـوضوع، مـقالات و کـتاب هایی نگاشته شده است؛ از جمله «نگاهی بر زندگانی و شهادت علی اکبر(ع)»، نوشت مـرتضی حـسینی، مجله سخن تاریخ، زمستان ۱۳۸۵، ش۱؛ «حضرت علی اکبر(ع)»، اثر سید حسین ارسطوجاهی، مجله هلال، فروردین ۱۳۵۰، ش۱۱۰». اما این آثـار، تـنها بـخشی از این موضوع را بررسی کرده اند؛ چراکه اولاً چندین موضوع را در یک مقاله گنجانده اند و دیگر ایـن که فـضایل اخـلاقی حضرت علی اکبر(ع) را تنها از یک بُعد بررسی کرده اند؛ اما مقاله پیش رو می کوشد این موضوع را بـر اسـاس تـطبیق واقعیات تاریخی با روایات، بررسی نماید.

۲. فضایل اخلاقی

«فضایل» جمع «فضیله»، به معنای درجـ بـزرگی و برتری و امتیاز، و برخلاف پستی و عیب است (بستانی، ۱۳۷۵: ۶۶۶). «رذیله» که جمع آن «رذایل» است، بـه مـعنای پسـتی و فرومایگی است که ضد واژه «الفضیله» است (همو).

واژه «اخلاق»، جمع «خُلُق» به معنای خوی و طـبع اسـت که وقتی می گویند: «سَیِّی الخُلْقِ»، یعنی بداخلاق؛ «سُوءُ الخُلْق» یعنی بداخلاقی؛ «سَهْلُ الخـُلْقِ» یـعنی نـرم خوی و خوش طبع (همو: ۳۷۲). بنابراین می توان گفت منظور از فضایل اخلاقی همان درجه و بزرگی خوی طبیعی یک فـرد اسـت.

۲-۱. شبیه ترین فرد به اخلاق نبوی

رسول خدا(ص) در بالاترین قله های سجای اخلاقی قـرار داشـت. از هـمین رو خداوند متعال می فرماید:

(وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ(؛ (قلم: ۴)

و به یقین تو بر بلندای سجایای اخـلاقی عـظیمی قـرار داری.

از جمله افرادی که در برخی از متون دینی به همین صفات تشبیه شده، حـضرت علی اکبر(ع) است که می گویند این فضایل اخلاقی را از رسول خدا(ص) به ارث برده بود. ایشان از لحاظ صورت و سیرت اخـلاقی کـاملاً به رسول خدا(ص) شباهت داشت، به طوری که نقل شده است هر وقت کـسی مـشتاق دیدار رسول خدا(ص) می شد به چهر مـبارک حـضرت علی اکبر(ع) نگاه می کرد. حتی این شباهت اخلاقی حـضرت علی اکبر(ع) به اخلاق رسول خدا(ص) در میدان جنگ، زمانی که امام حسین(ع) می خواست ایشان را بـه مـیدان بفرستد نمایان شد که فـرمود:

اللَّهـُمَّ اشْهَدْ عـَلی هـَؤُلاءِ الْقـَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النـَّاسِ خـَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ محمد(ص)، کُنَّا إِذَا اشْتَقْنا إِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا إِلی وَجْهِهِ، اللَّهُمَّ امْنَعْهُمْ بـَرَکاتِ الْأَرْضِ، وَ فَرِّقْهُمْ تَفْریقاً، وَ مَزِّقْهُمْ تَمْزیقاً، وَ اجْعَلْهُمْ طـَرائِقَ قِدَداً، وَ لا تُرْضِ الْوُلاهَ عَنْهُمْ أَبـَداً، فـَإِنَّهُمْ دَعَوُونا لِیَنْصُرُونا ثُمَّ عَدَوا عـَلَیْنا یـُقاتِلُونَنا؛ (بحرانی، ۱۴۰۷: ۲۸۵؛ عسکری، ۱۴۱۰: ۳/۱۲۲؛ لجنه الحدیث، ۱۴۱۶: ۵۵۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۵/۴۳؛ یعقوب، ۱۴۱۸: ۳۲۸ )

خدایا! بر این گروه ستمگر گواه بـاش کـه اینک جوانی به مبارزه بـا آنـان مـی رود که از نظر صـورت و سـیرت و گفتار، شبیه ترین مردم بـه رسـول تو، حضرت محمد( است. ما هر زمان که مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم، به چـهره او مـی نگریستیم. خدایا! برکات زمین را از آنان دریغ دار و اجـتماع آنـان را پراکنده و مـتلاشی سـاز و آنـان را گروه های مختلف و متفاوتی قـرار ده و والیان آن ها را هیچ گاه از آنان راضی مگردان! که اینان ما را دعوت کردند تا به یـاری مـا برخیزند، ولی اینک ستمکارانه به جنگ بـا مـا بـرخاستند.

ایـن مـوضوع که آن حـضرت(ع) در اخـلاق کاملاً شبیه رسول خدا(ص) است در روایتی دیگر چنین نقل شده است که حضرت علی اکبر(ع) پس از عبدالله بن مـسلم بـن عـقیل به مبارزه پرداخت و سپس امام حسین(ع) گـریست و فـرمود:

اللَّهـُمَّ کـُنْ أَنـْتَ الشـَّهِیدُ عَلَیْهِمْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمُ ابْنُ رَسُولِکَ وَ أَشْبَهُ النَّاسِ وَجْهاً وَ سَمْتاً بِه؛ (صدوق،۱۳۷۶: ۱۶۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۴ /۳۲۱؛ قمی، ۱۴۱۴: ۳/۳۲۶ )

خداوندا! تو بر این قوم شاهد باش که اکنون پسر پیامبرت و شبیه ترین مـردم به او از جهت چهره و سیما و از جهت روش و منهاج و خوی و اخلاق به پیکار با آنان رفته است.

۲-۲. بصیرت دینی

بصیرت به معنای بینایی دل است. راغب گوید: «به درک قلب، بصیرت و بصر (بر وزن فرس) گـویند». ایـن معنا، مرادف معرفت و درک است و همان است که از صحاح و اقرب الموارد نقل شد که یکی از معانی بصر، علم است. طبرسی در آی (أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلی بَصِیرَهٍ أَنَا) (یوسف / ۱۰۸)، آن را معرفت و بینایی دل بـرشمرده اسـت. از این روست که برخی بصیرت را عقل و زیرکی معنا کرده اند (قرشی، ۱۳۷۱: ۱/۱۹۵).

بصیرت، از بارزترین فضایل اخلاقی و عامل شکوفایی بسیاری از این فضایل است؛ چرا که با بـصیرت، انـسان به درک از حقایقی دست می یابد کـه انـسان بی بصیرت، از این فضایل بی بهره است. بنابراین می توان گفت بصیرت، فضیلتی اخلاقی است که همان درک حقایق است و البته عاملی برای شکوفایی دیگر فضایل به شـمار مـی رود. حضرت علی اکبر(ع) نمون بـارز بـصیرت است که آن هم در راه کربلا، هنگامی که کاروان امام حسین(ع) به منزلگاهی به نام «ثعلبیه» رسید، به وقوع پیوست. در آن جا بود که امام حسین(ع) درحالی که سر بر روی زانو نهاده بود، انـدکی بـه خواب رفت و وقتی بیدار شد، فرمود:

سَمِعتُ هاتِفاً یَقولُ: أنتُم تُسرِعونَ وَ المَنایا تُسرِعُ بِکُم إلَی الجَنَّهِ؛ (حلی، ۱۴۰۶: ۴۴، کلامه(ع) فی الثعلبیه؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۴/۳۶۷، باب ۳۷)

شنیدم هاتفی می گوید: شما می شتابید و مرگ، شما را به سوی بـهشت مـی شتاباند.

در این هـنگام، حضرت علی اکبر(ع) سؤالی بسیار تأمل برانگیز پرسید:

یا أبَه! أفَلَسنا عَلَی الحَقِّ؟ (همان منابع)

پدر جان! آیا ما بر حـق نیستیم؟

حضرت(ع) پاسخ داد:

بَلی یا بُنَیَّ وَ الَّذی إلَیهِ مَرجِعُ العِبادِ…؛ (همان منابع)

آری پسـرم! بـه آن خـدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما در راه حقّ و عدالت و در اندیشه نجات و آزادی مردم و زنده ساختن حقوق پایمال شده آنان و شـرایط و روابـط آزادمنشانه و خداپسندانه هستیم و برای خدا این رنج ها را به جان می خریم.

حضرت علی اکبر(ع) پرسـید:

یـا أبـَه! إذَن لا نُبالی بِالمَوتِ؛ (همان منابع)

در این صورت پس چه باک از مرگ پرافتخار و شهادت در راه خدا؟!

آن حضرت با ایـن سؤال، بصیرت دینی خویش را آشکار کرد؛ چرا که با پرسش از برحق بودن، هـم حاضران را متوجه برحق بـودن اهـل بیت (ع) کرد و این نمونه ای از بصیرت دینی آن حضرت(ع) به شمار می آید.

۲-۳. عزت نفس

عزت، اسم مصدر، به معنای بزرگی، والایی و حمایت نفس است (بستانی، ۱۳۷۵: ۶۰۸). عزت نفس به عنوان یک فضیلت اخلاقی، آن جا اهمیت پیدا می کند کـه انسان در برخورد با دشمن از مسیر خود برنگردد و آرمان های خویش را رها نسازد؛ چرا که اگر فردی عزت نفس نداشته باشد، در لحظ برخورد با دشمن، تمامی اهداف خویش را وا می نهد. این عمل زمانی که او رهـبر یـک گروه باشد، یک رذیلت اخلاقی به شمار می رود؛ چرا که در زمان حساس، به دلیل نداشتن عزت نفس، تمامی گروه خویش را به کام مرگ و تباهی می کشاند؛ اما انسان با عزت نفس آن چنان مـحکم اسـت که حتی اگر با لشکری از دشمن برخورد کند، از هدف خویش بازنمی گردد. این جاست که عزت نفس به عنوان یک فضیلت جلوه گر می شود. حضرت علی اکبر(ع) هنگامی که در میدان نبرد، با لشکری انبوه از دشـمن مـواجه شد، لحظه ای درنگ نکرد و حتی در برابر پیشنهاد یزدیان که «تو از مایی، پس به ما ملحق شو!» ایستاد و فرمود:

لقرابه رسول الله أحق ان ترعی من قرابه یزید بن معاویه؛ (ابی نـصر، ۱۴۱۳: ۳۰، أولاد الإمـام أبـی عبد الله الحسین بن علی الشـهید(ع))

بـرای مـن خویشاوندی با رسول خدا شایسته تر از خویشاوندی با یزید بن معاویه است.

پس از این سخن، ایشان به میدان نبرد رفت و به حـالت رجـز فـرمود:

أنَا عَلی بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی

نَحْنُ وَ بـَیْتِ اللَّهِ اوْلی بِالنَّبِی

وَاللَّهِ لَا یَحْکُمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِی

أَطْعَنُکُمْ بِالرُّمْحِ حَتّی یَنْثَنی

أَضْرِبُکُمْ بِالسَّیْفِ أَحْمی عَنْ أبی

ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمِی عـَلَویّ[i]

(صـدوق، ۱۳۷۶: ۱۶۲، المـجلس الثلاثون؛ حلی، ۱۴۰۶: ۶۸)

همین ماجرا را ابن عساکر در کتاب خویش این گونه نـقل می کند:

مردی از شامیان، علی اکبر، فرزند حسین(ع) را که مادرش آمنه، دختر ابو مُرّه بن عُروه بن مسعود ثقفی بـود و مـادر آمـنه نیز دختر ابوسفیان بن حَرب (جد یزید) بود، فراخواند و گـفت: تـو بـا امیر مؤمنان [یزید]، خویشاوندی داری و به او نزدیکی. اگر بخواهی، ما به تو امان می دهیم و بـه هـرکجا که دوست داشتی برو! علی اکبر گفت: «بدان که به خدا سوگند رعایتِ خـویشاوندی پیـامبر خـدا (ص)، لازم تر از رعایت خویشاوندی ابوسفیان است». سپس به او هجوم بُرد و چنین سرود: من علی، پسـر حـسین بن علی ام. به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر(ص) نزدیک تریم. (نک: ابـن عساکر، ۱۴۱۴: ۳۲۵ )

از ایـن رو مـی توان گفت عزت نفس، آن فضیلت اخلاقی است که انسان را از عقب نشینی درباره هدف والا بازمی دارد؛ چرا که انـسان بـابصیرت هرگز عزت نفس و اهداف ولای خویش را رها نمی کند؛ بلکه با شجاعت بسیار، در این مـسیر و بـرای رسـیدن به آن اهداف گام برمی دارد. بر اساس روایت فوق، حضرت علی اکبر(ع) با آن که با لشـکر انـبوه دشـمن روبه رو بود، اما آنی عزت نفسش را دست نداد و در میدان ایستاد و جنگید و با ایـن کـار خویش، جلوه ای از اخلاق محمدی به منصه ظهور نهاد.

۲-۴. ایثارگری

یکی از جلوهای ایثارگری در شب عاشورا رخ داد؛ آن زمان کـه دشـمنان آب را بر اهل بیت(ع) بستند. در این زمان بود که امام حسین(ع) فرزند خویش حـضرت علی اکبر(ع) را با سی تن در پی آب فرستاد. آنان با ایـثارگری در آن شـب رفـتند و توانستند آب بیاورند. همین موضوع را شیخ صدوق(ره) در کـتاب أمـالی چنین بازگو می کند:

وَ أَرْسَلَ عَلِیّاً ابْنَهُ(ع) فِی ثَلَاثِینَ فَارِساً وَ عِشْرِینَ رَاجِلًا لِیَسْتَقُوا الْمـَاءَ وَ هـُمْ عَلَی وَجَلٍ شَدِیدٍ وَ أَنْشَأَ الْحسین(ع)… ثـُمَّ قَالَ لِأَصـْحَابِهِ قـُومُوا فـَاشْرَبُوا مِنَ الْمَاءِ یَکُنْ آخِرَ زَادِکُمْ وَ تـَوَضَّئُوا وَ اغـْتَسِلُوا وَ اغْسِلُوا ثِیَابَکُمْ لِتَکُونَ أَکْفَانَکُم؛ (صدوق، ۱۳۷۶: ۱۵۶-۱۵۷)

امام حسین(ع) در شب عاشورا حضرت علی اکبر(ع) را بـا سـی سوار و بیست پیاده فرستاد که چـند مشک آب با نهایت تـرس و بـیم آوردند. سپس حضرت( به یـاران فـرمود: از این آب بیاشامید که آخرین توش شماست و وضو بسازید و غسل کنید و جامه های خود را بـشویید کـه کفن های شما خواهد بود.

در ایـن روایـت، ایـثارگری آن جا اتفاق افـتاد کـه حضرت علی اکبر(ع) دز شب عـاشورا زمـانی که امام حسین(ع) به ایشان فرمود با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *