تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام) شامل 92 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه سیاسی امام رضا (علیه السلام) :

واکاوی حیات سیاسی امام رضا(ع) و بررسی شاخص های سیاسی حاکم در عصر آن امام همام، نقشه راهی برای شناخت حقایقی است که ما را در تفکر، اندیشیدن و بازآموزی شیوه و سیره رفتاری ائمه اطهار(ع) و بهره مندی از آن رهنمون می شود.

آیا می توانیم برای مکتب سیاسی امام رضا علیه السلام تعبیر فلسفه سیاسی امام رضا علیه السلام را بکار ببریم؟

برای تبیین این مسئله ابتدا باید تعریفی از فلسفه سیاسی ارائه دهیم. فلسفه سیاسی (قید وصفی) یا فلسفه سیاست (قید اضافی) عنوان «مشیر» است. وقتی که یک متفکر یا یک مکتب بر اساس پیش فرض های خود از جامعه و زندگی سیاسی انسان ها بحث می کند و به چیستی و چرایی های آن می پردازد. پیرامون بایستگی ها و شایستگی ها و کاستی ها و نقصان های آن می اندیشد و از ضرورت قدرت، دولت و حکومت، نظم مطلوب و سیاست مطلوب می گوید و در مناسبات پیچیده در روابط اجتماعی به اهمیت و ویژگی های دین و اخلاق می اندیشد. و از عمیق ترین لایه ها و شالوده های دولت و توجیه اخلاقی آن گفتگو می کند و در مقوله شهریاری و شهروندی به رابطه الزام و اطاعت می رسد و در آیین سعادت و خوشبختی و کمال و فضیلت و خیرات و چگونگی دستیابی به آن ها تأمل می کند. و بر مبنای مطلوبیت هایی که برای انسان و جامعه انسانی دارد، نسخه مطلوب و متناسب خویش را برای جوامع انسانی و جامعه خود تجویز می کند. در این صورت چنین متفکریا چنین مکتب و آیینی، دارای فلسفه سیاسی است. بنابراین «فلسفه سیاسی» مجموعه ای از تأملات عقلانی پیرامون زندگی سیاسی است. خواه این تأملات ریشه در وحی داشته باشند یا ناشی از عقل بشری و یا تلفیقی از عقل و نقل و عرفان و اجتهاد و اعتقاد باشند. لذا فلسفه سیاسی با هر پیش فرضی از چرایی و چگونگی زندگی انسان ها در جامعه سیاسی بحث می کند. و به دنبال این است که « بهترین نوع زندگی اجتماعی» و «بهترین رژیم سیاسی» و «بهترین تعامل اجتماعی»کدام است. شاید به همین دلیل، پرسش درباره قدرت و استمرار آن و نهادهای مدنی را که با خود به همراه دارد، در تاریخ از پرسش های کلیدی فلسفه سیاسی محسوب می شود.

بر این اساس همان طوری که افلاطون یا فارابی دارای فلسفه سیاسی خاص خودشان هستند، اسلام هم دارای فلسفه سیاسی با اصول و مبانی خود می باشد. نکته مهم در فلسفه سیاسی اسلام این است که در عین جامعیت و دائمی بودن با زمان و مکان ارتباط وثیق دارد

و متناسب با شرایط فرهنگی و سیاسی در هر دوره ای ویژگی ها و عوارض خاص پیدا می کند. به این جهت امام رضا علیه السلام هم به عنوان نماینده اصیل و انحصاری اسلام در دوره خویش دارای فلسفه سیاسی بسیار غنی می باشد که برای تبیین این فلسفه، نیازمند تبیین شرایط سیاسی و فرهنگی دوره حضرت می باشیم.

لطفاً درباره شرایط سیاسی و فرهنگی دوره امام رضا (ع) و زمینه های اجتماعی و جغرافیای فکری جامعه ای که اندیشه و فلسفه سیاسی امام رضا (ع) در آن جاری شده، توضیح دهید؟

امام هشتم علیه السلام روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ ق. در مدینه متولد شده اند و در صفر سال ۲۰۳ ق. در ۵۵ سالگی به شهادت رسیدند. حضرت در سال ۱۸۳ هجری قمری عهده دار امامت شد و مدت امامتش بیست سال به طول انجامید. مدت ده سال از امامتش با دوران بیست و سه ساله خلافت هارون مقارن بودو ده ساله دومش با حکومت مأمون هم زمان شد. هم زمان با دوره دو خلیفه عباسی، یعنی هارون الرشید و مأمون عباسی است. دوره ای که از نظر سیاسی و فرهنگی از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار بود.

هارون در سال ۱۷۵ ه. ق، فرزندش محمد امین را در سن پنج سالگی، به جانشینی پس از خود معرفی کرد. هفت سال بعد، یعنی در سال ۱۸۲ ه. ق، با معرفی مأمون به جانشینی بعد از امین، در تثبیت حکومت عباسی کوشید. و در سال ۱۸۶ ه. ق، همراه فرزندانش، امین، مأمون و مؤتمن، در ایام حج، عهدنامه ای را در حضور شخصیت ها و رجال سیاسی، قضایی و نظامی به امضای دو فرزندش امین و مأمون رساند از آنان پیمان گرفت که نقض عهد نکنند. بعدها هارون، دستور داد، تا به موجب سندی، کشور پهناور اسلامی آن روز را میان امین، مأمون و مؤتمن قسمت کنند. در سال ۱۹۳ قمری، هارون برای مقابله با شورش در شهرهای خراسان به آن سامان سفر کرد، او پسرش محمد امین را در بغداد گذاشت و مأمون را که والی خراسان بود، همراه خود به خراسان برد. او توانست اوضاع آشفته خراسان را تا حدودی آرام کند، ولی نتوانست دوباره به بغداد، مرکز خلافت برگردد؛ در سوّم جمادی الاخری سال ۱۹۳ ه. ق در طوس درگذشت و دو ولیعهد را در صحنه رقابت سیاسی و قدرت تنها گذاشت. شبی که هارون درگذشت، مردم با محمد امین در بغداد بیعت کردند. از خلافت امین بیش از ۱۸ روز نگذشته بود که در صدد برآمد، مأمون را از ولایتعهدی خلع کند، و آن را به فرزندش «موسی» واگذار کند. امین پنج سال حکومت کرد.

دیری نپایید که میان امین و مأمون، نزاع بر سر قدرت در گرفت. مأمون در رویارویی با او پیروز شد و با کشتن امین در سال ۱۹۸قمری، قدرت مطلقه را به دست گرفت و متجاوز از بیست سال بر مسند خلافت تکیه زد. وی هفتمین خلیفه عباسی است و نسبت به سایرخلفای عباسی، از ویژگی های دوراندیشی، بردباری، دانش، زیرکی، شجاعت، بر تمام خلفای عباسی برتری داشت. مأمون در طول خلافت خود، با مشکلات عدیده ای مواجه بود سه مشکل اساسی مأمون عبارت بودند از:

[مشکل اول]

جلب بیعت مردم، درسرزمین پهناور اسلامی، مأمون نتوانست بیعت مردم بغداد و کوفه را به دست آورد، هم چنان که از جلب نظر اهل مدینه، مکه و بصره نیز محروم ماند، زیرا شیعیان و علویان با خاندان عباسی مخالف بودند و عباسیان و طرفداران امین هم ازقتل او ناراحت بودند.

مشکل دوم

ناآرامی ها و تجزیه طلبی های موجود، در گوشه و کنار مملکت اسلامی بود، در مدینه، محمدبن سلیمان بن داوود، قیام کرده بود در مکه، محمدبن جعفر، معروف به دیباج؛ در کوفه، ابن طباطبایی علوی قیام کرد. او مردم را به «الرضا من آل محمد» و عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و اله فراخواند. مردم کوفه دعوت او را پذیرفته به گردش جمع شدند. در ادامه قیام و نهضت «ابوالسرایا» به وقوع پیوست او هم با حکومت درگیر شد و پس از تسلط بر کوفه به نام خود سکه زد و به طور رسمی قدرت را در دست گرفت. و در شهر واسط، جعفربن محمد؛ در مداین، محمدبن اسماعیل و در ناحیشمالی حلب، نصر بن شبث، علیه مأمون دست به قیام زدند. زید بن موسی بن جعفر در بصره و ابراهیم بن موسی بن جعفر در یمن هر کدام دست به نهضتی علیه دستگاه خلا فت عباسی زدند و خلافت مأمون، بلکه حکومت عباسیان مورد تهدید جدی بود.

سومین مشکل

مشکل بزرگی که مأمون را همواره نگران می داشت، شخصیت برجسته و ممتاز و مورد توجه مردم، یعنی علی بن موسی الرضا(ع) بود که در مدینه در مرکز جامعه اسلامی حضور داشت و مأمون، به نقش سیاسی و اجتماعی و دینی امام، بیش از هر انقلاب یا نهضتی که در جریان بود، اهمیت می داد و آن را برای حاکمیت خود تهدید به شمار می آورد. به هر حال، مأمون می بایست چاره ای می اندیشد، تا این مشکلات را حل کند. البته در سال های آخر زمامداری هارون، ناآرامی ها و شورش هایی در گوشه و کنار مملکت اسلامی شروع شده بود. و از هرجا صدای مخالفت و اعتراض برمی خاست؛ از غرب کشور اسلامی از شاخ آفریقا و شامات و درمرکزحجاز و عراق و در شرق از ماوراء النهر، سمرقند، خراسان، سیستان، آذربایجان؛ همه جا ناامنی و بی ثباتی سیاسی در جامعه وجود داشت.

از نظر فرهنگی؛ سیاست درهای باز مأمون، دانشمندان و صاحب نظران را از نقاط مختلف جهان راهی مرکز خلافت اسلامی کرد و موجب بروز شبهه ها و ابهام های زیادی در اعتقادات مسلمانان گشت. بحث های کلامی از سوی جریان های گوناگون فکری به سرعت رو به رشد و توسعه نهاد و در هر زمینه نظری پدید آمد.

با توجه به این زمینه های تاریخی، ده سال از امامت امام رضا علیه السلام در دوره حکومت هارون بود، ممکن است گزارشی از این دوران را ارائه دهیم؟

حضرت در ده سالی که در دوره حکومت هارون با توجه به شرایط سیاسی – فرهنگی که بیان شد، چند کار اساسی انجام دادند:

عمده ترین وظیفه امام، انجام رسالت و وظیفه امامت و ارتباط با یاران و شیعیان بود که بعد از شهادت پدرشان توسط هارون، برای شیعیان و طرفداران اهل بیت (ع) مشکلات زیادی به وجود آمده بود.

دوم چگونگی ارتباط و تعامل با دستگاه خلافت عباسی بود که شرایط دشواری فراروی امام قرار داشت.

و سوم مواجهه فکری با عقاید و کج اندیشی ها و انحرفات در جامعه اسلامی بود.

در دوره حکومت مأمون، همین شرایط وجود داشت یا تغییر کرد؟

در دوره پنج ساله حکومت امین، موضع گیری هایی علیه امام رضا علیه السلام شد که با واکنش های حضرت مواجه شد. . امام علیه السلام از فرصت ضعف و درگیری های داخلی پیش آمده بیشترین بهره را برد و به نشر و گسترش معارف اسلامی در سطح جامعه و تحکیم پایگاه های مردمی پرداخت.

در دوره امین و دوره ده ساله مأمون، همان سه مسأله فراروی امام علیه السلام بود، اما شرایط جدیدی به وجود آمد و حرکت امام وارد فاز دیگری شد. بر خلاف ظاهر امر، امامت شیعی در آن شرایط حساس مورد هجمه جدی قرار داشت.

در بخش اول اشاره شد که وظیفه امام رضا (ع) انجام رسالت و وظیفه امامت و ارتباط با یاران و شیعیان بود در این خصوص، چه کارهای فرهنگی توسط حضرت انجام شده است؟

فعالیت های فرهنگی امام رضا علیه السلام در این عرصه بسیارگسترده است. شیعیان هم یک دست نبودند، اوج انحراف و تفرقه در بین شیعیان در همین دوران است. جریان هایی مانند غلات، مفوّضه، واقفیه، اسماعیلیه، زیدیه و مدعیان امامت وجود داشتند. حضرت در برخورد با هریک از این گروه ها، ضمن تبیین امامت خود سعی می کرد آنان را به حق رهنمون سازد. حضرت در مدینه بود و با مسافرت هایی که به کوفه و بصره و شهرهای عراق داشت با شیعیان این مناطق از نزدیک تماس داشت و حقایق را مستقیم به گوش آنان می رساند.

آیا ماجرای احضار امام به خراسان و ولایتعهدی او با این فعالیت ها ارتباط داشت؟

بله، مهمترین مشکل مأمون بعد از سرکوبی امین و قیام های مختلف و پس از تحکیم قدرت، امام رضا(ع) و شیعیان او بود. او تصمیم گرفت حضرت را از «مدینه به مرو» فراخواند و او را به ولیعهدی خویش برگزیند. این اقدام مأمون هرچند به ظاهر، غیر منتظره و ناباورانه بود و از سوی بعضی گروه ها واکنش هایی به دنبال داشت؛ لیکن به نظر خود او، مناسب ترین و سنجیده ترین طرحی بود که در آن شرایط می توانست حکومت او را از خطر سقوط حفظ، منافعش را تأمین و آینده اش را تضمین کند. مأمون نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشت وحضرت را به مرو فراخواند.

سوال: نظرات و آراء مختلف در این خصوص را بیان کنید؟

درباره هدف مأمون از طرح مسأله ولایتعهدی به امام رضا علیه السلام دلایل نظرات چندگانه وجود دارد؛

۱) مأمون اعتقادی به حضرت نداشت، اما چون حکومت خود را فاقد مشروعیت می دانست با واگذاری سمت ولایتعهدی به حضرت، برای قدرت خود منشأ دینی می تراشید.

۲) خالی کردن صحنه سیاسی کشور از وجود آن حضرت دومین نظریه ارائه شده است؛ زیرا وجود حضرت را بزرگ ترین خطر برای حکومت خود می دید. علاوه بر این که با این کار، فعالیت های حضرت را زیر نظر می گرفت، او را از زندگی اجتماعی و پایگاه های مردمی دور می ساخت و از نفوذ کلمه و محبوبیت اجتماعی امام علیه السلام می کاست. این انگیزه ها هم در سخنان مأمون و هم در بیانات امام رضا علیه السلام به چشم می خورد.

۳) تمایلات شیعی و حق گرایی سومین احتمال می باشد، منشأ این احتمال، نفاقی است که در چهره مأمون وجود داشت. عملکرد او به گونه ای بود که کسی نمی توانست به ماهیت اعتقادی وی پی ببرد. او نسبت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله اظهار ارادت می کرد و حضرت علی علیه السلام را برترین آفریده خدا پس از رسول خدا صلی الله علیه و اله می دانست و دستور داد از کسی که از معاویه به نیکی یاد کند بیزاری جویند.

۴) چهارمین نظریه و احتمال مقتضای سیاست مأمون است ولی در ارزیابی شرایط سیاسی – اجتماعی زمان خود به این نتیجه رسید که برای حفظ و دوام قدرت و حکومت خود، راهی جز جذب امام رضا علیه السلام به دستگاه خلافت و ولایتعهدی او وجود ندارد.

۵) عامل دیگر، بهره برداری از نفوذ کلمه امام علیه السلام است، مأمون سعی داشت از امام رضا علیه السلام به عنوان سپر برای جلوگیری از خشم مردم نسبت به عباسیان بهره جوید.

۶) وفای به نذر عامل دیگری برشمرده شده است؛ بعضی از محدثان شیعه مانند شیخ صدوق و برخی مورخان اهل سنت مانند ابوالفرج اصفهانی و شبلنجی این اقدام مأمون را ناشی از نذر وی می داند که اگر بر برادرش پیروز شود خلافت را به اهلش واگذار کند.

۷) ابتکار اطرافیان مأمون به عنوان نظریه هفتم مطرح است، جرجی زیدان و برخی دیگر معتقدند مبتکر و طراح اصلی این نقشه، فضل بن سهل، وزیر مأمون بود، نه خود مأمون، جرجی زیدان معتقد است او شیعه بوده و روی اعتقاد و ارادتی که به امام رضا(ع) داشته چنین اقدامی کرده است. بیهقی انگیزه فضل را سیاسی می داند و می نویسد: فضل برای آن که آثار رفتار ستمگرانه هارون نسبت به علویان را از دامن حکومت عباسی بزداید مأمون را وادار به چنین کاری کرد.

۸) جلب رضایت ایرانیان که به تشیع و دوستی علی علیه السلام و دودمانش روی آورده بودند هشتمین احتمال می باشد، مأمون که مادرش ایرانی بود و در پرتو حمایت ایرانیان به قدرت رسیده بود، مصلحت خود را در همراه داشتن آنان با خود می دید. برای این کار لازم بود خود را از نظر اعتقادی و سیاسی هماهنگ با آنان نشان دهد.

۹) آخرین احتمال فرونشاندن قیام های علویان است همواره خلفا را آزار می داد، مأمون برای مهار کردن جنبش بالنده علویان و خلع سلاح ایشان دست به این اقدام زد.

اصول اساسی فلسفه سیاسی امام رضا علیه السلام چه چیزهایی است؟

اگر بخوانیم اصول کلی فلسفه سیاسی امام رضا را به اختصار بیان کنیم باید عرض شود که فلسفه سیاسی حضرت که همان فلسفه سیاسی اسلام ناب است در پنج اصل و آیین قابل ارائه است:

۱- نخستین اصل، آیین اندیشه یا بنیادهای فکری امام (ع) است، فلسفه سیاسی حضرت ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *