تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه و آثار غیبت در روایات :

مقدمه

یکی از مسلّمات دین مقدس اسلام این است که باید شخصی واجد الشرایط، عالم تر، زاهدتر، قوی تر و شجاع تر از همه ی مردم و آگاه تر به احکام دین مبین اسلام و مصون و معصوم از خطا و اشتباه و تأیید شده از عالم غیب به عنوان حجت خدا بر روی زمین وجود داشته باشد و مردم را به راه حق و سعادت و نیک بختی راهنمایی کند.

به اعتقاد شیعیان- که دارای مذهب حقه شیعه ی اثنی عشری هستند- در هیچ زمانی زمین خالی از حجّت نیست، خواه حاکم و مبسوط الید باشد یا این که در خفا، و غیبت به سر برد و موظّف به غیبت بوده و خود را از مردم پنهان نموده باشد. البتّه در صورت غیبت فیضش زیاد و همانند خورشید پس ابر می باشد و نورش شامل دین داران است، بر همه ی امور نظارت و در همه ی امور مردم تصرف می کند. «وجوده لطف و تصرفه فی الأمور لطف آخر و غیبته منّا؛ وجود امام لطف خدایی است و تصرف نمودنش در امور مردم لطف دیگری است ولی غایب بودنش از ناحیه ی اعمال ماست».

چنان که حضرت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن حدیثی طولانی فرمود: «بحجّه امّا ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج اللّه و بیناته».[۱]

برای این که دلایل و براهین خدای سبحان بی اثر نشود، زمین از حجت خالی نمی ماند یا ظاهر و آشکارا یا ترسناک و مستور و پنهان در حال تقیه است. حضرت به همین مضمون دعا می کند: «اللّهم انک لا تخلی الأرض من حجّه لک علی خلقک ظاهر أو خائف مغمور لئلا تبطل حجّتک و بیناتک».[۲]

وجود چنین مردی برای حفظ نظام ملت ضروری است و اگر وجود نداشته باشد مردم به هرج ومرج کشیده می شوند.

امامت

این پدیده (لزوم امامت و غیبت امام) پایه و اساس امامت است که همه ی مسلمین به آن قائل هستند، بلکه عقلای جهان آن را درک می کنند، اما در مذهب امامیه از اصول دین به شمار می رود و در دین مقدس اسلام از طرف پروردگار عزّ و جل تأسیس و بارها از طرف خدای متعال راجع به خلافت حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام و امامت آن بزرگوار به پیغمبر خدا سفارش شده است، ولی پیغمبر صلّی اللّه علیه و اله از ترس ترور آن حضرت و سیر قهقرایی مسلمانان، تصریح به خلافت و امامت او را به تأخیر انداخت. موقعی که به غدیر خم رسیدند جبرییل نازل شد، و آیه ای با لحن عتاب آمیز به منظور عملی شدن منویات خدای سبحان نازل کرد: یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ [۳]؛ ای پیامبر آن چه را از طرف پروردگار به سوی تو نازل شد به مردم تبلیغ کن و برسان [یعنی تو رسولی و قاصدی باید انجام وظیفه کنی ] اگر این وظیفه را انجام ندهی [تمام تلاش های بیست و سه ساله ات هدر می رود] گویا رسالت خود را انجام نداده ای.

پیغمبر خدا صلّی اللّه علیه و اله در آن هوای گرم قافله را در آن بیابان متوقف کرد، از سنگ یا از جهاز شترها منبری درست کرده و حضرت علی علیه السّلام را در آن جا به خلافت منصوب کرد و خطبه ی مفصّلی ایراد فرمود و در ضمن آن از خلافت و امامت همه ی امامان پرده برداشت. در برخی از روایت های دیگر هم دوازده امام علیهم السّلام را به نام مشخص کرده و به امامتشان تصریح نمود.

حدیث لوح حضرت فاطمه علیها السّلام

حدیث لوح حضرت صدّیقه علیها السّلام از جمله ی حدیث هایی می باشد که به طور صریح نام دوازده امام و خصوصیاتشان تا حضرت مهدی علیه السّلام را بیان کرده است.[۴]

حدیث معراج

«مفضّل عن الصّادق عن آبائه علیهم السّلام عن النّبی صلّی اللّه علیه و اله قال: لما اسری بی اوحی الی ربّی جلّ جلاله. .. فرفعت رأسی فاذا انا بانوار علی و فاطمه و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجه بن الحسن القائم فی وسطهم کانّه کوکب درّی علیهم السّلام.

قلت: یا ربّ من هؤلآء؟ قال: هؤلاء الأئمه و هذا القائم الّذی یحلّ حلالی و یحرّم حرامی و به انتقم من اعدائی و هو راحه لأولیائی و هو الّذی یشفی قلوب شیعتک من الظالمین و الجاحدین و الکافرین فیخرج اللّات و العزّی طریین فیحرقهما فلفتنه النّاس بهما یومئذ اشدّ من فتنه العجل و السّامری؛ مفضّل از امام صادق علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام از رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود: وقتی که مرا به آسمان ها بردند و سیر دادند پروردگارم به سوی من وحی فرستاد. .. پس سر بلند کردم ناگهان نور دوازده امام علیهم السّلام و نور حضرت فاطمه علیها السّلام را مشاهده کردم و حضرت حجّه بن الحسن در میان ایشان همانند ستاره ی درخشان ایستاده بود. گفتم پروردگارا این نورهای مقدّس که من می بینم چه کسانی هستند؟ فرمود: این ها امامان و پیشوایان دین اسلامند و آن که برپا خواسته است کسی است که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام خواهد کرد. به وسیله ی او از دشمنانم انتقام می گیرم و وجودش برای دوستانم موجب آسایش خواهد بود [یعنی بعد از ظهور و برقراری حکومتش دوستان خدا از جمیع ناراحتی ها آزاد می شوند.] اوست که دل های شیعیان و پیروان تو را در برابر ستم کاران و کسانی که دانسته حق را انکار می کنند و کفّار شفا می بخشد. سپس بت های بزرگ از قبیل لات و عزّی را از دل خاک تر و تازه بیرون می آورد و به آتش می کشد. در آن روز فتنه ی آن بت ها که در اسلام بعد از رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله پدید آمد از فتنه ی گوساله ی سامری سخت تر است».

نظام مقدس اسلام برای اجرای صحیح احکام خود به مردی که حکیم، عالم، سخی، زاهد، عادل و شجاع تر از همه ی مردم روی زمین باشد، نیاز دارد تا مردم را به هدایت و انجام وظیفه ی دینی وادار کند.

انتخاب امام

انتخاب مردمی غالبا اشتباه و ناصواب است، زیرا آنان از حقیقت و باطن اشخاص مطلع نیستند. پس کسی که چنین شخصی را انتخاب می کند و بر مردم حاکم و امیر می گرداند باید از باطن و حقیقت اشخاص مطلع باشد. فقط آفریننده ی انسان می تواند چنین ویژگی داشته باشد. در نتیجه این امر باید از جانب خدای عالم انجام بگیرد، زیرا که او می داند از بین مخلوقات چه کسی عظمت و لیاقت این کار را دارد.

خدای متعال امام و پیشوای مسلمانان را تعیین کرد و به وسیله ی انبیا این انتصاب را ابلاغ نمود. در اسلام این کار به دو طریق انجام گرفت:

نخست پیغمبر خاتم صلّی اللّه علیه و اله دوازده نفر را تعیین کرد نام و نشان و ویژگی های هر کدام را بیان نمود. سپس هر امامی امام بعد از خود را تعیین کرد و بالأخص به حضرت مهدی بیشتر اهمیت داده اند.

اوّل، خدای متعال در قرآن با خطاب «یا ایها الرسول» و در حدیث لوح حضرت فاطمه علیها السّلام و در حدیث معراج که بیان شدند این مهم را انجام داد.

دوم، حضرت خاتم النبیین صلّی اللّه علیه و اله در غدیر خم و مناسبت های بسیار امامت و جانشینی حضرت علی علیه السّلام را گوشزد کرد.

سوم، حضرت ائمه ی طاهرین علیهم السّلام هرکدام امام بعد از خود را تعیین کردند و بالاتفاق حضرت مهدی ارواحنا له الفداء را تعیین کرده اند که با عناوین مختلف ذکر شده است.

این مطلب در اخبار متواتر بلکه فوق تواتر از شیعه و سنّی نقل شده است. اگر کسی انصاف داشته باشد جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند. هم چنین آن حضرت را به عنوان قائم آل محمّد و مهدی این امت و امام غایب و سرّ مستور معرّفی کرده، و بیان کرده اند که وی پس از غیبت طولانی مسلما ظهور می کند و تمام زمین را پر از عدل و داد می کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده است.

«موثّقه ابی بصیر عن الصادق عن ابائه: قال قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله: المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقا و خلقا و تکون له غیبه و حیره حتّی یضلّ الخلق عن ادیانهم فعند ذلک یقبل کالشهاب الثاقب فیملأها عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا[۵]؛ رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود، حضرت مهدی از فرزندان من است، نام او نام من است و کنیه ی او کنیه ی من [یعنی کنیه اش ابو القاسم است ] از نظر خلقت و اخلاق

شبیه ترین مردم به من است. وی دوران غیبت و حیرتی دارد تا این که تمام خلق جهان از دین خود برمی گردند در این موقع وی مانند تیر شهاب می آید و زمین را پر از عدل و داد می کند همان طوری که پر از ظلم و جور شده است».

الف) فلسفه ی غیبت امام علیه السّلام

چنان که از اخبار معتبر به دست آمده است، حضرت مهدی علیه السّلام دو غیبت داشته است:

غیبت صغری: تقریبا هفتاد و اندی سال طول کشید و آن بزرگوار در آن مدّت به وسیله ی سفیران با مردم در ارتباط بودند و در آن زمان معجزه های آشکاری از آن حضرت ظاهر گردید و بسیاری از مردم در آن زمان بدین وسیله به مذهب تشیع گرویدند.

غیبت کبری: هنوز هم ادامه دارد.

امام علیه السّلام چرا غایب است و علّت و جهتش چیست؟ پاسخ این مسأله بسیار مشکل است زیرا که این مسأله مسأله ای عقلی نیست تا با براهین عقلی پاسخ داده شود و نیز عرفی هم نیست تا عرف و عقلا آن را درک کنند، بلکه این موضوع تعبّدی است باید پاسخ آن از منابع وحی و رسول خدا و اهل بیت طاهرینش علیهم السّلام اخذ شود. وقتی که به اخبار آل محمد علیهم السّلام مراجعه می کنیم می بینیم که اختلاف نظر بسیار در این باره وجود دارد. حال شماری از روایت ها را بررسی می کنیم تا ببینیم کدام دیدگاه مناسب است تا بدان روی آورد.

روایت ها دلیل غیبت را شش دسته دانسته اند:

دلیل اول- خوف و ترس

شماری از اخبار دلالت دارد که خوف و ترس باعث غیبت حضرت مهدی علیه السّلام

است که صحیحه ی أبان بن تغلب از این جمله است. «عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله لا بدّ للغلام من غیبه فقیل له و لم یا رسول اللّه. قال یخاف القتل؛ حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا فرمود، آن شخص باید غایب شود. شخصی سؤال کرد برای چه یا رسول اللّه؟ فرمود: خوف قتل وی در میان است».

روایت های زیادی بدین معنا وارد شده است.

چرا امامان دیگر نمی ترسیدند؟

رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله در این خصوص می فرماید: «حضرت مهدی از ذرّیه ی من خواهد آمد تمامی جبّاران و ستم گران و شاهان عالم را خواهد کشت و فقط یک قدرت حکم فرما خواهد بود». خلفا و سلاطین هم می خواستند او را از بین ببرند، لذا بیشتر از ترس این که این امامان مبادا مهدی باشند آنان را اذیت یا شهید می کردند.

منصور دوانیقی خلیفه ی عباسی حضرت صادق علیه السّلام را چندین مرتبه آزار داد، ولی روزی آن حضرت را احضار کرد و بعد از آن که صحبت هایشان تمام شد گفت: یا ابا عبد اللّه، یک سؤال از تو می پرسم، راستش را بمن بگو. امام صادق علیه السّلام فرمود: من به هیچ کس دروغ نگفته و نمی گویم چه رسد به تو. پرسید آیا مهدی موعود تو هستی؟

فرمود: نه. سؤال کرد: پس کیست؟ جواب داد: ششمین از فرزندان من خواهد بود. باز پرسید: آیا در زمان من می آید؟ گفت: نه. دوباره سؤال کرد: آیا در زمان فرزند من خواهد آمد؟ فرمود: نه. سپس حضرت را آزاد کرد.

از این حدیث ظاهر می شود که حاکمان می ترسیدند مبادا امام معاصرشان حضرت مهدی باشد، و براساس ترس دشمنان را قلع و قمع می کردند. البته چنان در خبرها به طور پیوسته نهمین فرزند امام حسین علیه السّلام را امام موعود معرفی شد و نشانه های آن حضرت مشخص شد که امام معهود در وجود یک نفر تجلی پیدا کرد.

لذا هر خلیفه و پادشاه در کمین بود تا او را بکشد. بنابراین بر او لازم و واجب بود که به خاطر وجوب حفظ نفس آن هم نفس شریفی که جهان به وجودش بستگی دارد، غایت باشد. در اخبار بسیار رسیده که «لو لا الحجّه لساخت الارض باهلها؛ اگر حجّت خدا بر روی زمین نباشد زمین اهلش را فرو می برد». پس ترس حضرت مهدی علیه السّلام به خاطر جان خودش نیست، بلکه تقیه ی امام علیه السّلام برای حفظ مصلحت کلّ عالم است. به همین دلیل ذکر نام آن حضرت از جانب شرع مطهّر ممنوع شده است.

پس غایب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرینش ضروری ترین واجب می باشد.

دلیل دوم- فرار از بیعت

از اهل بیت علیهم السّلام نقل شده است که آن حضرت برای این که مشغول الذمه کسی نباشد و کسی با او بیعت نکند تا در نتیجه وامدار کسی نباشد، از نظرها پنهان شده است.

«عن ابی بصیر عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال: صاحب هذا الأمر تغیب ولادته عن هذا الخلق لئلّا یکون لاحد فی عنقه بیعه اذا خرج و یصلح اللّه عزّ و جلّ امره فی لیله[۶]؛ ابی بصیر از حضرت امام صادق علیه السّلام: صاحب این امر (حضرت مهدی) ولادتش از این خلق روی زمین پنهان است تا این که وقتی که ظهور می کند هیچ کس بیعت و پیمانی در گردن وی نداشته باشد. خدای تعالی در یک شب فرج حضرت مهدی علیه السّلام را عملی می کند».

۱۱ روایت دیگر از ابی بصیر و ۱۲ روایت از جمیل و ۱۳ روایت از هشام بن سالم و ۱۴ روایت از حسن بن فضال و ۷ روایت از اسحاق بن یعقوب به این معنا نقل شده است که حضرت مهدی علیه السّلام خود می فرماید: پدران من هرکدام به گونه ای بیعت اصحاب و حتی افراد سرکش زمان خود را برگردن داشتند ولی من خروج و ظهور می کنم درحالی که بیعت هیچ کس از سرکشان و طاغوت ها برگردنم نیست.

دلیل سوم- تطابق با سایر پیامبران

«سدیر عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال انّ للقائم منّا غیبه یطول امدها، فقلت له و لم ذاک یابن رسول اللّه؟ قال: انّ اللّه عزّ و جلّ أبی الّا ان یجری فیه سنن الانبیاء علیهم السّلام فی غیباتهم و انّه لا بدّ له یا سدیر عن استیفاء مدد غیباتهم. قال اللّه عزّ و جلّ: لَتَرْکبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ [۷] ای سننا علی سنن من کان قبلکم [۸]؛ سدیر گوید: حضرت امام صادق علیه السّلام فرمود:

حضرت قائم ما غیبتی دارد که مدتش طولانی است. گفتم: یابن رسول اللّه این غیبت طولانی برای چیست؟ فرمود: همانا خدای عزّ و جلّ ابا دارد از این که سنّت های پیغمبران علیهم السّلام در غیبت هایشان را در مورد امام قائم جاری نکند و برای امام علیه السّلام چاره ای نیست جز این که دوره ی غیبت هایشان را سپری کند خدای عزّ و جلّ می فرماید: البته شما قطعا سنت های پیشینیان را خواهید گذراند».

دلیل چهارم- اتمام نقمت بر کافران

امام علیه السّلام برای کافران نقمت است و وقتی که ظهور می کند تمامی کافران را می کشد و نابود می کند مگر کسانی که ایمان بیاورند. موقعی که ظهور می کند باید در اصلاب کفار، مؤمنی نباشد چنان که شیوه ی ائمّه ی اطهار علیهم السّلام چنین بود، زیرا ایشان گویا می دیدند که مؤمنی در اصلاب کافران وجود دارد.

روایت مرسل ابن ابی عمیر و مسند ابن محبوب از ابراهیم کرخی از حضرت امام صادق علیه السّلام: «قال قلت له ما بال امیر المؤمنین علیه السّلام لم یقاتل مخالفیه فی الأوّل قال لأیه فی کتاب اللّه عزّ و جلّ لَوْ تَزَیلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً[۹] قال قلت و ما یعنی بتزایلهم؟ قال: ودایع مؤمنون فی اصلاب قوم کافرین، فکذلک القائم علیه السّلام لن یظهر ابدا حتی تخرج ودایع اللّه عزّ و جلّ فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء اللّه عزّ و جلّ جلاله فقتلهم [۱۰]؛ ابراهیم کرخی گوید: خدمت حضرت امام صادق علیه السّلام عرض کردم: چرا امیر المؤمنین علیه السّلام در مرحله ی اول با مخالفان خود نجنگید و خانه نشین شد. فرمود: به دلیل آیه ی شریفه که می فرماید: اگر زایل و برطرف شوند البتّه عذاب می کنیم کافران را به عذاب دردناک. عرض کردم: مراد از تزایل و زایل شدن چیست؟ فرمود: ودیعه ها مؤمنین هستند در صلب کافران (یعنی در صلب این کافران نطفه هایی وجود دارد که آن ها مؤمن خواهند بود و برای این که این مؤمنین و پیش از تولد کشته و نابود نشوند علی علیه السّلام دست به ذو الفقار نبرد و کفار را نکشت). فرمود: همین طور حضرت قائم آل محمّد هرگز ظاهر نمی شود تا این که امانت های خدای عز و جل از صلب کفّار خارج شوند. وقتی که آنان خارج شدند، حضرت مهدی علیه السّلام ظهور می کند. از دشمنان خدا بر هرکس که ظاهر شود و در برابرش بایستد، قد علم کند، همه را می کشد و زمین را از لوث وجود کفّار پاک می کند و عدل و داد را در روی زمین گسترش می دهد».

خانه نشینی امام علی علیه السّلام برای مؤمنین در صلب کفار

روایتی که مرحوم حاج شیخ عباس صفایی نقل کرده است این مطلب را تأیید می کند. روزی ابن عباس خدمت حضرت مولا امیر المؤمنین علیه السّلام عرض می کند: یا امیر المؤمنین مگر ذو الفقارت کند شده یا این که بازویت خسته شده است، چرا در کنج خانه نشسته ای، حقّت را گرفته اند و دست به هیچ اقدامی نمی زنی؟ فرمود: یابن عباس صبر کن خواهی دید که نه ذو الفقار کند شده و نه بازویم خسته شده است، باید صبر کرد. ابن عباس گوید همین طور در انتظار بودم و روزشماری می کردم بقدری که سرانجام مایوس شدم. با خود فکر کردم دیگر امیر المؤمنین علیه السّلام به میدان جنگ نخواهد رفت، زیراکه او حاضر نیست در لشگر مخالفان شرکت کند، قدرت را هم که از او گرفته اند. تقریبا نزدیک بیست و پنج سال گذشت و من بکلّی قضیه را فراموش کرده بودم تا این که حضرت به خلافت ظاهری رسید و جنگ صفّین پیش آمد و به طرف صفّین می رفتیم. در بین راه امیر المؤمنین بالای یک تپّه ای سوار اسب شد و به من فرمود: ابن عباس همراه من بیا. خدمتش رفتم آن حضرت خطاب به مردم دست بلند کرد و فرمود: هل من ناصر ینصرنی؟ آیا کسی هست مرا یاری کند؟ ناگهان چهار هزار جوان خود را از اسب ها پایین افکندند و شمشیرها را از نیام کشیدند و عرض کردند: یا امیر المؤمنین تا رگ های گردنمان حرکت کند و خون در رگ های ما جریان داشته باشد دست از یاریت برنمی داریم و در رکابت جان فشانی می کنیم.

امیر المؤمنین علیه السّلام به ابن عباس فرمود: این افراد را در چه سنّی می بینی؟ ابن عباس به آن جوانان نظری انداخت و پاسخ داد: این ها را در سنین بیست تا بیست و پنج سالگی می بینیم. حضرت فرمود: یابن عباس اگر آن روز ذو الفقار کند نشده بود این جوان مردان مؤمن با حقیقت فداکار در صلب پدرها یا در رحم مادرها از بین می رفتند؛ آیا حیف نبود چنین مردان باایمان و بافضیلتی بکلّی نابود می شدند؟

از این روایت معلوم می شود که آن بزرگوار در موقع برپایی غوغا در خانه اش گویا با چشم بصیرت مؤمنین را در اصلاب پدرانشان می دید. وی دست بر روی دست گذاشت تا این که ریسمان بر گردنش بستند و برای بیعت به طرف مسجد بردند.

این چهار هزار نفر نمونه ای بودند از میلیون ها مؤمنی که آن بزرگوار در اصلاب پدران می دید.

امام حسین علیه السّلام در کربلا کسی را که مؤمنی در صلبش بود نمی کشت

روایتی مرسله که در کتاب معالی السبطین از کبریت احمر از ابن ابی جمهور نقل می کند تأیید می نماید که حضرت سید الشهدا علیه السّلام کسانی را که در صلبشان از اهل ایمان قرار گرفته بود نمی کشت.

«ان الحسین علیه السّلام کان لا یقتل بعض اهل الکوفه فی حملاته مع تمکنه من قتله و یقتل بعضهم، فسئل عن ذلک، فقال: ان الّذی لا اقتله اری فی صلبه من اهل الإیمان [۱۱]؛ همانا حضرت حسین علیه السّلام بعضی از اهل کوفه را در حمله هایی که در کربلا به آن ها داشت نمی کشت با این که می توانست آنان را بکشد و بعضی دیگر را می کشت.

درباره ی این قضیه از آن حضرت سؤال شد. پاسخ داد: در صلب آن کسانی که نمی کشم از اهل ایمان می بینم».

«و عن محبوب القلوب للأشکوری و غیره عن زین العابدین علیه السّلام قال: رایت یوم عاشوراء من طعن ابی و لم یقتله ابی فلمّا انتقلت الإمامه الی علمت ان احدا من محبّینا فی صلبه [۱۲]؛ حضرت امام زین العابدین فرمود دیدم در روز عاشورا کسی نیزه ای به پدر بزرگوارم زد، ولی پدرم عکس العملی نشان نداد و او را نکشت. وقتی که امامت به من منتقل شد دانستم که یکی از دوستان ما در صلب او بوده است»!

باید نطفه ی مؤمنی در صلب کافران نباشد تا ظهور کند

ائمّه ی طاهرین علیهم السّلام برای حفظ مؤمنان و ذریه ی آنان خانه نشین شدند و در میدان جنگ کسی را که مؤمنی در صلبش بود نمی کشتند که همین خود یکی از حکمت ها و فلسفه های غیبت حضرت مهدی می باشد که اگر ظهور کند برای کافران نقمت است، باید تمامی آنان را بکشد و زمین را از لوث وجودشان پاک گرداند. لذا امام در غیبت باقی است تا مؤمنین از اصلاب کفار خارج شده و دیگر مؤمنی در صلب هیچ کافری نباشد.

آیه ی شریفه ی وَ لا یلِدُوا إِلَّا فاجِراً کفَّاراً[۱۳]؛ و نزایند جز گنهکار ناسپاس، در خصوص زمان حضرت نوح علیه السّلام هم می باشد. آن حضرت می دید که دیگر نطفه ی مؤمنین در صلب آن کافران نیست آن وقت نفرین کرد و حضرت پروردگار جل جلاله هم مستجاب نمود و آن طوفان عجیب واقع شد و تمام کافران را نابود کرد.

حدیث ابی بصیر عن ابی عبد اللّه علیه السّلام در تفسیر آیه ی وَ کذلِک نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ [۱۴]؛ و بدین گونه بنمایانیم به ابراهیم ملکوت آسمان ها و زمین را، مطلب فوق را تأیید می کند.[۱۵] زمانی که حضرت ابراهیم علیه السّلام اعماق آسمان ها و زمین را دید متوجه شد و دید یک نفر زنا می کند. نفرین کرد و آن شخص مرد و تا سه نفر زانی را نفرین کرد و هر سه مردند. «فاوحی اللّه عزّ و جلّ الیه یا ابراهیم دعوتک مجابه فلا تدعوا علی عبادی فانی لو شئت لم اخلقهم انی خلقت خلقی علی ثلثه اصناف عبدا یعبدنی لا یشرک بی شیئا فاثیبه و عبدا یعبد غیری فلن یفوتنی و عبدا یعبد غیری فاخرج من صلبه من یعبدنی؛ خدای عزّ و جل به سوی ابراهیم وحی فرستاد: ای ابراهیم دعای تو مستجاب است، پس نفرین نکن به بندگان من، همانا من بندگانم را سه طایفه آفریدم: ۱- بنده ای که فقط مرا می پرستد و هیچ شریک برای من نمی گیرد، او را ثواب و پاداش خوب می دهم. ۲- بنده ای که غیر مرا می پرستد آن هم از من فوت نمی شود. ۳- بنده ای که غیر مرا می پرستد اما من از صلب او یک خداپرست بیرون می آورم».

دلیل پنجم- امتحان و آزمایش مردم

از فلسفه ی غیبت آن حضرت امتحان مردم است تا مردم آزمایش شوند و مؤمنان بر دین مقدس اسلام و عقاید حقّه اش باقی بمانند و منافقان و مخالفان واضح و آشکار گردند.

«روی زراره بن اعین قال سمعت الصّادق علیه السّلام یقول انّ للغلام غیبه قبل ان یقوم. قلت و لم ذلک؟ قال یخاف و اشار بیده الی بطنه و عنقه ثمّ قال: و هو المنتظر الّذی یشک فی ولادته فمنهم من یقول اذا مات ابوه مات و لا عقب له و منهم من یقول قد ولد قبل وفات ابیه بسنتین لانّ اللّه عز و جل یحب ان یمتحن خلقه فعند ذلک یرتاب المبطلون [۱۶]؛ زراره گوید شنیدم حضرت صادق علیه السّلام می فرمود: حضرت مهدی پیش از قیام و ظهورش غیبتی دارد. عرض کردم: برای چه؟ فرمود، می ترسد و به شکم و گردن خود اشاره کرد. (یعنی دشمنان او را می کشند یا شکمش را می شکافند یا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *