تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال شامل 58 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدیریت فرهنگی در عصر پساانسان‌گرایی و بیودیجیتال :

پست اومانیسم، انقلاب بیوتکنولوژی، انسان بیو دیجیتال و سایبورگ مفاهیمی هستند که درباره آینده انسان به کار می روند. در عصر ما دیگر انسان فقط با داشته های بیولوژیک خود تنها نیست. بلکه انواع و اقسام ابزارهای تکنولوژیکی که هر روز در حال گسترش هستند، در پی کمک به او و ارتقای توانمندی های او هستند. این وضعیت موجب شده که طبیعت انسان با ابزارهای تکنولوژیکی در همه تنیده شوند و شرایط جدیدی را پدید آورند. شرایطی که روزبه روز تشدید نیز خواهد شد. در هم تنیدگی عرصه زیستی و عرصه دیجیتال، دو امتیاز را با خود به همراه دارد: یکی توانمندتر شدن نسل های جدید انسانی با کمک تکنولوژی و دیگری گسترش ارتباطات. اما ویژگی دیگری نیز وجود دارد که این ویژگی برای دنیای سرمایه داری بسیار حائز اهمیت است و آن عبارت است از: کنترل شدیدتر انسان ها.

فرانسیس فوکویاما در کتاب «آینده فرا انسانی ما: پیامدهای انقلاب بیوتکنولوژی» بر این باور است که در آستانه ورود به آینده ای فرا انسانی هستیم که در آن فناوری به ما قدرتی می بخشد که با آن گوهر تغییرناپذیر انسانی را به تدریج تغییر دهیم. او همچنین در این کتاب سناریوهایی که ممکن است طی نسل های آینده رخ دهد را بررسی می کند. توانمندتر شدن نسل های جدید انسانی از طرفی موجب شده عرصه تعلیم و تربیت عمومی فربه تر و قدرتمندتر از دوران گذشته شود و حتی در مواردی بهتر و مؤثرتر از عرصه تعلیم و تربیت رسمی عمل کند.

نهادها و ساختارهای فرهنگی رسمی در مسیر کلیشه و در حال تکرار خود و روزبه روز در حال مصنوعی تر شدن هستند. در سوی دیگر کنش گران و بازیگران عرصه فرهنگ به صورت انفجاری در حال تزایدند. نکته مهم اینجاست که در این شرایط کنش گری مردم نقش ویژه ای پیدا کرده و گاهی حتی مهم تر و اثرگذارتر از کنش مدیران فرهنگی و نهادهای فرهنگی است که امکانات بسیاری نیز دارند. از طرفی گسترش ارتباطات و وسایل ارتباطی تا حد زیادی مفهوم مرز جغرافیایی را به چالش کشیده است و مانند گذشته در درون یک مرز جغرافیایی مشخص نمی توان اهداف فرهنگی را دنبال نمود.

موضوع حائز اهمیت و پرسش اصلی برای این شرایط جدید این است که آیا مفهوم فرهنگ و مدیریت فرهنگی در حال تغییر است؟ برای پذیرش و تعامل با این شرایط جدید بهترین نوع عملکرد چیست؟ در گذشته که تنها با یک قلمرو جغرافیایی مشخص روبه رو بودیم درک صحیحی از فرهنگ و مدیریت فرهنگی نداشتیم و در این عرصه موفق نبودیم، حال که در دوران جدید مرزهای سایبری نیز ایجاد و با قلمرو جغرافیایی ممزوج شده اند، آیا به مانند گذشته می خواهیم با عدم درک صحیح از شرایط اقدام نماییم یا بهتر است در این دوره از ابتدا مختصات میدان پیش روی مان را دقیق بشناسیم؟

نظریاتی که سعی در تفسیر شرایط جدید دارند

همان طور که اشاره شد یکی از ویژگی های این دوره جدید، کم رنگ شدن مرزهای جغرافیایی و شکل گیری مرزهای جدید است. یکی از نظریات جالب توجه که به درک این شرایط می تواند کمک کند نظریه کنش گر- شبکه (ANT) برونو لاتور است. این جامعه شناس فرانسوی معتقد است در گذشته جوامع را با موقعیت جغرافیایی شان می شناختیم و هر قوم و نژاد و ملیت را بر اساس محدوده جغرافیایی که در آن زندگی می کردند به صورت جامعه الف، جامعه ب، جامعه ج و…نام گذاری می کردیم. اما گسترش ارتباطات موجب شده دیگر همه افرادی که در یک جا زیست می کنند، از لحاظ اندیشه و سبک زندگی مشابه نباشند و حتی گاهی درون یک خانواده تفاوت های فرهنگی پررنگی دیده می شود.

بنابراین بهتر است بر اساس کنش مشابه، افراد را در یک گروه قرار دهیم. به این شکل که ببینیم کدام افراد در مکان های مختلف به دلیل یکی بودن اندیشه و اهدافشان، کنش مشابهی دارند و شبکه ای از این کنش گران را ترسیم نماییم و بر این اساس جامعه الف، جامعه ب، جامعه ج و… را نام گذاری نماییم. به عنوان مثال برای فهم ساده این نکته اگر مردم جهان را به دو دسته از لحاظ اندیشه تقسیم نماییم، صرف نظر از موقعیت جغرافیایی با دو جامعه که اندیشه و کنش مشابه دارند مواجه خواهیم بود.

برونو لاتور این نظریه را برای درک بهتر از شرایط جدید ارائه کرده است و حتی سخن از این واقعیت به میان می آورد که علم جامعه شناسی کنونی توان تفسیر این شرایط را در آینده نخواهد داشت و نیاز به تأسیس علم جامعه شناسی جدیدی خواهیم داشت.

از طرفی نگاه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر این که در آینده به قدری تکنولوژی بر تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی حاکم خواهد شد که دیگر این تکنولوژی است که فرهنگ را با خود می آورد و فرهنگ های گذشته را نابود خواهد کرد. بنابراین مفهوم فرهنگ را کمرنگ و یا حتی شاید آن را از بین خواهد برد. این نگاه نیز صرف نظر از این که آن را درست یا غلط بدانیم چشم انداز دیگری را پیش روی ما قرار می دهد و سعی دارد با این تفسیر، درکی از شرایط آینده ایجاد نماید.

دوگانه چالشی

از بین رفتن یا دست کم کمرنگ شدن مرز جغرافیایی درباره اندیشه و فرهنگ، چالشی امنیتی را نیز با خود به همراه دارد. لحظه ای در نظر بگیرید که در سال های گذشته چه تعداد از مردم کشور ما تمایل به سبک زندگی غربی پیدا کرده اند. از آن طرف نیز تعدادی از مردم در کشورهای اروپایی و آمریکایی به دین اسلام گرایش پیدا کرده اند. وقتی این اتفاق می افتد و انسان ها راه و سبک زندگی خود را انتخاب می کنند، مواجه می شوند با برخی از قوانین کشورشان که باب میلشان نیست و با اندیشه و سبک زندگی جدیدشان مغایرت دارد.

در نتیجه شرایط زندگی در کشور خود را سخت می بینند و تمایل به مهاجرت پیدا می کنند. مهاجرت رایج ترین راه حلی است که انسان ها در این شرایط انتخاب می کنند. اما برخی از افراد نیز همیشه وجود دارند که به هیچ عنوان مهاجرت را نمی پذیرند و معتقدند متعلق به کشورشان هستند و هویت ملی شان را دوست دارند. هویت ملی شان (ملیت) منطبق با فضای زیست جغرافیایی شان است اما هویت فرهنگی شان (اندیشه، سبک زندگی، آن چه ارزش و آن چه ضد ارزش می پندارند) منطبق با محدوده و سرزمین جغرافیایی که در آنجا زندگی می کنند نیست.

در نتیجه چالشی به نام دوگانه هویت ملی و هویت فرهنگی (یا اندیشه ای) شکل می گیرد که در حال حاضر نیز شکل گرفته و در حال افزایش است. حال این پرسش پدید می آید که درصورتی که با گذشت زمان این تفاوت ها پررنگ تر و عمیق تر شود و به درگیری های اجتماعی منجر شود، این مسیر تا تجزیه و تغییر مرزهای جغرافیایی نیز پیش خواهد رفت و بحران های اجتماعی را به بحران های امنیتی تبدیل خواهد کرد. در این صورت چه راه حلی برای این مسئله وجود دارد؟ چه باید کرد تا عاقبت این مسیر این گونه رقم نخورد؟

یکی از نکاتی که در این مواقع بیان می شود این است که ما نباید بر فرهنگ ملی خود اصرار بورزیم و باید جهانی شدن و فرهنگ و اندیشه ای که دنیا دارد به سمت آن حرکت می کند را بپذیریم. اشکال این سخن در آن است که به این نکته توجه نمی شود که مسیر فرهنگی کنونی که در دنیا در حال ترویج است، آزادانه و از سوی مردم انتخاب نشده است. بلکه رسانه های گسترده و قدرتمند با بودجه های هنگفت که همگی متعلق به جریان سرمایه داری هستند در حال ترویج نوع مشخصی از سبک زندگی و اندیشه هستند.

کسانی که این سبک زندگی را می پذیرند یا از مهندسی پشت صحنه آن بی خبرند و یا سبک زندگی دیگری را نمی شناسند و تصورشان این طور است که این است و جز این راه دیگری نیست. حل شدن در این سبک زندگی، منافع ملی و حتی منافع فردی ما را نیز تأمین نمی کند اما توسط رسانه و هنر مدام در حال زیبا جلوه داده شدن است. اشکالات بی شمار این سبک زندگی و پیامدهای مخرب آن تفصیل زیادی می طلبد که از موضوع این نوشته خارج است.

تفاوت در تعریف مفهوم مرز

به نظر می رسد یکی از راه های فهم بهتر شرایط پیش رو، ارائه تعریفی جدید از مفهوم مرز است. علاوه بر مرز جغرافیایی، مرزهای هویتی گوناگونی مانند مرزهای اندیشه ای و مرزهای زبانی وجود دارند که می توان به آن ها توجه و تأکید بیشتری صورت داد. پیرامون مرز زبان این مثال را می توان مطرح نمود که در شرایط گسترده شدن ارتباطات، افراد و گروه هایی که چه از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی و چه از طریق شبکه های تلویزیونی قصد تأثیرگذاری بر افکار و سبک زندگی مردم یک کشور مشخص را دارند، به وسیله زبان است که می توانند با مخاطب آن کشور ارتباط برقرار کرده و توجه او را به خود معطوف کنند.

بنابراین زبان، خود یک مرز مهم است که برای ورود به حوزه فرهنگی و اندیشه ای یک جامعه می بایست از آن عبور کرد و از طریق آن در حریم اندیشه و فرهنگ یک جامعه اقدامات موردنظر را صورت داد. زبان یکی از مؤلفه های مهم هویتی است که جای خوشوقتی است که در تاریخ کشور ما از آن پاسداری شده است. حال آنکه کشورهایی مانند هند و ترکیه که زبان و خط خود را به فراموشی سپردند، یکی از مؤلفه های هویتی و یکی از سدهای موجود بر سر راه نابو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *