توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم شامل 68 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروان بن حَکَم :
مروان بن حکم، داماد عثمان و سرسلسله بنی مروان و اولین خلیفه از نسل «بنیحکم» که مروانیان به او منسوبند. او از چهرههای پلید و کثیف تاریخ است. وی مروان بن حکم بن ابیالعاص بن امیه بن عبد شمس بن عبدمناف قریشی اموی، ابو عبدالملک (مروان معروف به ابن طرید و مشهور به خیط باطل بود.)
[۱]
و مادرش آمنه بنت علقمه کنانی بود.
[۲]
در زمان رسول خدا (ص) متولد شد و به هنگام رحلت رسول خدا (ص) هشت ساله بود.
[۳]
برخی از مورخان او را از صحابه دانستهاند؛
[۴]
ولی ابن سعد او را در زمر طبقه نخست از تابعین به حساب آورده است.
[۵]
گفته میشود که وی بر جنازههای «ام حبیبه»
[۶]
و «جویریه»
[۷]
و «حفصه»
[۸]
از همسران رسولخدا، نماز خواند.
مروان در زمان پیامبر
پدرش، ابی العاص بن امیه، از استهزاکنندگان پیامبر بزرگ اسلام که مطرود آن حضرت نیز بود. «مروان» -که کنیهاش «ابو عبدالملک» بود، در سال دوم هجرت، در مکه بدنیا آمد و در شهر «طائف» بزرگ شد و سالها با خانواده خود زندگی کرد. او و پدرش به زبان رسول خدا، مورد لعنت قرار گرفتهاند و به حکم و دستور ایشان، از مدینه تبعید شدند و حق ورود به مدینه را نداشتند و با آن که عثمان برای رفع تبعید، چند مرتبه نزد رسول خدا از آنان شفاعت کرد ولی مورد قبول حضرت واقع نشد. در زمان خلافت ابوبکر، عثمان به شفاعت آنان پرداخت ولی ابوبکر گفت: من تبعیدی و رانده شده رسول خدا را به مدینه راه نمی دهم. زمان خلافت عمر بن خطاب، باز هم عثمان اقدام کرد ولی عمر نیز همان جواب ابوبکر را داد تا اینکه عثمان خود، به خلافت رسید و وسیله بازگشت مروان و پدرش را به مدینه فراهم کرد و از خاصان و دبیران او و داماد وی شد.
مروان در دوران خلافت عثمان
مروان، در حالی که طفلی بیش نبود به همراه پدرش، توسط پیامبر به سرزمین طائف تبعید شده بود تا آن که عثمان به خلافت رسید و آنها را به مدینه باز گرداند. او کاتب و رازدار پسر عمویش عثمان بن عفان بود. مردم از اعمال تبعیض آمیز عثمان ناراضی بوده و واگذاری مسئولیت به مروان را از سوی وی خطا شمرده و به او حمله کردند. مروان متهم بود که نویسند نامهای است که به گمان قیامکنندگان مصری، آن را همراه غلام عثمان یافتند؛ اما عثمان نیز آن را انکار کرد.
[۹]
وی همچنین به هنگام محاصر خانه عثمان، در کنار او جنگید. در حین درگیری، «رفاعه بن رافع انصاری زرقی» به مروان بن حکم حمله کرد و ضربتی به او زد که از پای در آمد و چون پنداشت که کشته شده، دست از او برداشت.
[۱۰]
مروان هنگام دفن عثمان که تعداد بسیار اندکی در آن حضور داشتند، بر جناز او نماز گزارد.
[۱۱]
مروان در دوران خلافت حضرت علی
پس از کشته شدن عثمان، مردم دور علی (ع) را گرفته و با او به عنوان خلیف مسلمین بیعت کردند. مروان و تنی چند از بنیامیه مانند ولید و سعید با مشاهد اوضاع مدینه، از آن جا گریخته و به عایشه در مکه ملحق شدند.
[۱۲]
مروان در طول خلافت علی (ع)، در موارد متعددی برای حضرت و یارانش مشکل ایجاد میکرد.
مروان در جنگ جمل
مروان با عایشه و طلحه و زبیر که برای خونخواهی عثمان به سمت بصره میرفتند، همراه بود. وی هدف خود را از همراهی با آنان، رسیدن به حکومت شام عنوان میکرد.
[۱۳]
هنگامیکه این گروه به بصره رسیدند، عثمان بن حنیف فرماندار علی (ع) در آن جا بود. عثمان بن حنیف، چند روزی در خانه تنها بود، تا این که طلحه و زبیر و مروان بن حکم، نیمههای یک شب سرد به همراه عدهای به نزد عثمان بن حنیف رفتند؛ آنان چهل نفر از نگهبانان عثمان را کشتند. عثمان از خانه خارج شد؛ اما مروان بر او سخت گرفت و او را دستگیر کرد و موی صورت و سر عثمان را کند.
[۱۴]
در زمان وقوع جنگ جمل، مروان فرماندهی جلوی لشگر را بر عهده داشت
[۱۵]
و به همراه عدهای دیگر از عایشه محافظت میکردند.
[۱۶]
گفته میشود تیری که باعث کشته شدن طلحه در این جنگ شد، توسط مروان پرتاب شد.
[۱۷]
وی بعد از جنگ فرار کرده و به خان «مالک بن مسمع» پناهنده شد
[۱۸]
و بعد از این که امام علی (ع) او را امان داد به مدینه بازگشت و چندی بعد به معاویه پیوست.
[۱۹]
مروان در جنگ صفین
مروان بعد از این که به معاویه در شام ملحق شد، به همراه وی در جنگ صفین بر ضد علی (ع) حضور پیدا کرد. وی پیشاپیش لشگر بر اسبی بور و چهار دست و پای سفید نشسته و شمشیر عثمان را حمایل کرده بود. وی از میان لشگر برخاست و گفت: «ای معاویه، والله که من روز جنگ جمل دل از جان برگرفته بودم و تلاش میکردم که یا کشته شوم یا پیروز شوم. چون تقدیر نبود، میسّر نشد؛ ولی اکنون عذری نمانده و میدانم که مرگ من نزدیک است. به خدا قسم که اگر علی (ع) را ببینم، با او در آویزم تا کشته شوم و از این غصّهها رها شوم.»
[۲۰]
نیز در منابع آمده است که مروان بن حکم یکی از چندین نفری بود که از سوی معاویه بر پیمان حکمیت میان سپاه شام و عراق شهادت داد.
[۲۱]
کارنامه سیاه مروان
سال هجری قمری، در دوران حکومت معاویه، چندی حاکم مدینه بود. در آن مدت در بسیاری از آشوب و فتنههای مدینه و شامات، شرکت داشت. او در وقتی که نامه یزید بن معاویه در اعلام مرگ پدرش و گرفتن بیعت از مخالفان به او رسید، از حاکم مدینه خواست تا از حسین بن علی (ع)، بیعت بگیرد و در صورت خودداری از بیعت، او را بکشد. مردم مدینه «مروان حکم» را در «واقعه حرّه» در زمان یزید از شهر مدینه بیرون کردند و علی رغم تعهدی که کرده بود و قسمی که خورده بود (که با سپاه شام باز نگردد) همراه آنان در جنگ «حره» شرکت کرد. پس از آن توسط «عبدالله بن زبیر» به شام تبعید و در شام ساکن شد. بعد از یزید در جریان کنارهگیری معاویه پسر یزید با حمایت طایفه «کلبیها» بر ضحاک بن قیس، غلبه کرد و سال هـ ق، بعد از کنارهگیری معاویه بن یزید از خلافت، مروان که آن زمان شیخ بنی امیه شناخته میشد، ادعای خلافت کرد و به خلافت رسید و مردم هم با او بیعت کردند. به نوشته برخی از تاریخنگاران، از جمله «مسعودی» او اولین کسی بود که به زور خلافت را به دست آورد، بدون اینکه رضایت جمعی مردم در کار باشد.
مروان و امام حسن (ع)
مروان در مدت زمانی که ( تا هجری) حاکم مدینه بود، هر روز جمعه بر روی منبر، علی (ع) را سب و دشنام میداد و امام حسن (ع) نیز او را از این کار منع میکرد.
[۲۲]
وی زمانی که امام حسن (ع) با دسیس معاویه به وسیل همسر آن حضرت به شهادت رسید و میخواستند ایشان را در کنار قبر رسول الله (ص) دفن کنند، ممانعت کرد. وقتی که «ابوهریره» و «ابوسعید خدری» در اعتراض به مروان به او گفتند: «آیا از دفن حسن در کنار قبر جدش ممانعت میکنی؛ در حالی که پیامبر (ص) او را سید جوانان اهل بهشت نامید؟» مروان به تمسخر به آنان جواب داد: اگر امثال شما حدیث پیامبر (ص) را روایت نمیکردند، ضایع شده بود.
[۲۳]
مروان بعد از اینکه از دفن امام در کنار قبر پیامبر (ص) جلوگیری نمود، جریان را با آب و تاب به اطلاع معاویه رساند. او میگفت: چگونه فرزند قاتل عثمان، در کنار پیامبر دفن شود؛ اما عثمان نه؟ گفته میشود مروان که در این زمان از ولایت مدینه معزول شده بود، با این اقدام خود میخواست معاویه را از خود راضی کند.
[۲۴]
مروان در دوران خلافت معاویه
وقتی معاویه خلافت را به چنگ آورد، فدک را به مروان بخشید؛
[۲۵]
ولی در سال ، خودش آن را از مروان باز پس گرفت.
[۲۶]
وی در سال هجری از سوی معاویه به فرمانداری مدینه منصوب شد
[۲۷]
و یک سال بعد به امارت حج پرداخت
[۲۸]
و در سال برای خود در مدینه کاخ باشکوهی بنا کرد.
[۲۹]
برکناری مروان از مدینه
معاویه در سال مروان بن حکم را از مدینه عزل و سعید بن عاص را به امارت آن شهر نصب نمود.
[۳۰]
علت برکناری او این بود که وقتی مروان نامه معاویه را مبنی بر بیعت گرفتن از مردم مدینه برای یزید خواند، از انجام دادن چنین کاری خودداری کرد و در نامهای برای معاویه چنین نوشت: «قوم تو از این که با یزید بیعت کنند، خودداری کردهاند.» وقتی که نامه مروان به معاویه رسید، معاویه دانست که این عدم پذیرش بیعت از طرف مروان بوده است؛ از این رو، نامهای برای مروان نوشت و وی را از استانداری مدینه بر کنار کرد و به وی خبر داد، سعید بن عاص را به جای وی به مدینه فرستاده است. وقتی که نامه معاویه به مروان رسید، بسیار ناراحت شد و نزد خانوادهاش رفت. پس از آن نزد داییهای خود که از قبیله بنی کنانه بودند، رفت.
وی با گروهی از اقوام خود و خانوادهاش روانه شام شد. وقتی که دربان کاخ معاویه عد زیاد آنان را دید، از ورود آنان جلوگیری کرد. مروان و همراهان حمله کردند و او را زدند و داخل کاخ معاویه شدند. مروان وقتی که معاویه را دید، وی را مانند گذشته خلیفه خواند و در ادامه او را ستود و نیز به خاطر برگزیدن یزید که بچه سال بود، سرزنش کرد. معاویه پس از شنیدن سخنان مروان بسیار خشمگین شد؛ ولی خشم خود را به واسطه دوراندیشی خود فرو برد. دست مروان را گرفت و از وی و خاندانش تمجید کرد. گفته میشود معاویه مقدار دریافتی وی را زیاد کرد؛ به طوری که هر ماه هزار دینار بر حقوق قبلی وی افزود و به حقوق هر یک از افراد خانواده او یکصد دینار اضافه کرد.
[۳۱]
انتصاب دوبار مروان
در سال معاویه، سعید بن عاص را از امارت و ایالت مدینه عزل و مروان را به جای او نصب نمود. علت آن این بود که معاویه به سعید نوشت که خانه مروان را ویران کند و تمام اموال او را بگیرد. سعید بن عاص به معاویه پاسخ داد که از آن خودداری میکند. بار دیگر معاویه به او نوشت و تاکید کرد؛ سعید هم هر دو نامه را نزد خود بایگانی کرد و فرمان معاویه را انجام نداد. معاویه هم او را عزل و مروان را به جای او نصب کرد و فرمان داد که مروان اموال سعید را بگیرد و خانه او را ویران کند؛ او هم عدهای کارگر را با خود همراه برد و قصد تخریب خانه سعید را نمود. سعید او را دید و گفت: «ای ابا عبدالملک آیا تو خانه مرا ویران میکنی؟» گفت: آری، زیرا امیرالمؤمنین به من چنین نوشته و اگر به تو هم مینوشت که خانه مرا ویران کنی، حتماً چنین میکردی. گفت: هرگز من چنین نمیکردم. گفت: آری به خدا سوگند تو اگر چنین دستوری داشتی خانه مرا ویران میکردی و هرگز مرا بر آن فرمان آگاه نمینمودی. سعید گفت: من درباره تو هرگز چنین نمیکردم و معاویه در این کار خواست میان من و تو دشمنی برقرار کند سپس او را بر آن دو نامه آگاه کرد. مروان گفت: به خدا سوگند تو از من بهتر هستی. آن گاه برگشت و از تخریب خانه او منصرف گردید.
[۳۲]
عزل دوبار مروان از مدینه
طبری به نقل از واقدی تاریخ عزل مروان از مدینه و انتصاب ولید از سوی معاویه را، در سال می
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.