تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفی، نقد و بررسی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر (ع) :

سوگواری برای اسو فضایل

بـه طـور مـسلم از عوامل مؤثر و آموزنده ای که جامعه و خصوصا نسلجوان را به سوی معارف دینی و افتخارات معنوی سوق مـی دهد و عزت واحیای هویت آنان را تحکیم می بخشد و روح ایمان و ایثار و را در اعماق قلوبشان می رویاند، معرفی ابعاد زنـدگی اسوه های فضایل و مکارم اسـت و اسـتمداد از اراده های نیرومند و همت طلایه داران معنویت رویش ارزشها را در جامعه تسریع بخشیده و سنت های پسندیده را ترویج می کند. به علاوه روی آوردن به حماسه های راستین، اراده ها را پر صلابت می کند وحضرت علی اکبر(ع) یکی از چهره هایی است که با شایستگی، اصـالت، لیاقت و فضیلت آفرینی به فرازین قله های کرامت، صعود نمود. همان جوانی که در بوستان عترت نشو و نمو یافت و خاندانش حافظ سرّ خداوند و جانشینان بر حق آخرین فرستاد الهی و ذری او هستند. پدرش سبط رسول خدا(ص)، خـامس آل عـبا، از مخصوصین آیه تطهیر و سید جوانان بهشت است. مادرش لیلی دختر ابن مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است که به قول حارث بن خالد مخزومی: او(لیلا) و والدینش وفادارترین قریش در حفظ پیمان هستند، و عـموهایش از تـیر ثقف می باشند.[۱] شرایط خانوادگی و محیط پرورش علی اکبر(ع) پاکیزه ترین و عالی ترین مکان بود، وی تحت عنایت ویژ پدر و در پرتو توجهات عمویش امام حسن(ع) و در دامان مادرش لیلی پرورش یافت. با ولادتش رایحه عطر آگین رسول اکرم(ص) در فـضای خـان سومین فروغ امامت بیش از پیش استشمام گردید. به دلیل پیوستگی معنوی، عاطفی و روحی مصطفای پیامبران با امام حسین(ع) خصوصیات ظاهری و برخی خصلت های اخلاقی آن سرور عالمیان به فرزند امام سوم، یعنی عـلی اکـبر انـتقال یافت و او به عنوان آینه تمام نـمای پیـامبر اکـرم (ص) مشهور گردید در خلق، خلق و نطق در عصر خویش شبیه ترین افراد به جدش حضرت محمد(ص) بود.

حضرت علی اکبر(ع) به عبادت و راز و نیاز بـا خـداوند عـشق می ورزید و در راه رضایت پروردگار در جهت برآوردن نیاز و حاجات بـندگان خـدا کوشا و مجدّ بود، ایمان استوار و صلابت معنوی ناشی از انس را با حق شجاعت، شهامت و اقتداری ویژه به وی داده بود. او در طریق مـعرفت و حـکمت بـه کمالاتی نایل و چشمه های حقایق در اعماق وجودش جاری گشته بود. محدثی بـنام بود و از جدّش روایت نقل می کرد.[۲] بیانات حضرت سید الشهداء(ع) در موقعیت های گوناگون در وصف این جوان وارسته و فداکار و نیز عبارات ارزشـمندی کـه در مـتن زیارات متبرکه مختص اوست، دیده می شود و بر اساس آنها عظمت مـقام و خـصال حمیده اش تأیید شده است، بیانات ائمه هدی(ع) در روایات مستند که طی آنها را به پاکی و طهارت نفس سـتوده اند مـقام والای ایـن جوان را به اثبات می رساند و شأن و منزلتش را تأیید می کند.[۳]

علی اکبر از سه جـهت حـیات مـعنوی و زندگی ملکوتی دارد: یکی آنکه فرزند امام حسین (ع)، برادر امام سجاد(ع) و شبیه رسول اکرم(ص) و گـلی مـعطر در گـلستان علوی است، دوم: اهل معرفت، خرد و حکمت است و بر اثر عبادت و ارتباط با خداوند مـسیر حـق را در رکاب امامت در نوردید و سوم آن که در راه احیای دین و حمایت از حریم ولایت و ستیز با شقاوت و مـحو سـتم بـه فیض شهادت رسید و حیات طیبه و زندگانی جاویدان را به شکلی عالی و ارزنده از آن خویش ساخت.

بدون شـک هـر شیو هنری،حماسی و ادبی که بتواند سیمای پرابهت شخصیت هایی چون علی اکبر را بـه جـامعه مـعرفی کند مطلوب بوده و هر گونه تلاشی در راستای احیای فرهنگ فضیلت و شهادت می تواند سودمند، آموزنده و اثر گـذار بـاشد. البته نباید این نکته را فراموش کرد که سخن گفتن از چهره های ملکوتی و انسانهای پاک و وارسـته روش وسـبک خاصی را می طلبد و برای اجرای این برنامه ها باید با حقیقت قیام علی اکبر، الفبای فداکاری، راه هدف و مـقام او آشـنا بـود، بر پایی سوگواری به طرق گوناگون برای حماسه آفرینانی چون وی یاد آور شـعائر شـعورآفرین و مقدمه ای برای تقرب به خداوند و نزدیک ترین وسیله برای شستشو دادن روح و روان خویش در چشمه فضیلت و نوشیدن جرعه های حیات بخش از جویبار بـا صـفای اهل بیت عصمت و طهارت(ع)خواهد بود، همچنین دست اندر کاران برنامه های سـوگواری اعـم از پدید آورندگان متن سوگنامه ها، مجریان، هنرمندان و… باید خـود آراسـته بـه صفاتی باشند که حضرت علی اکبر(ع) و امثال او بـرای تـرویج آن جام شهادت نوشیدند.

قرآن با صراحت تمام می گوید: انما یتقبل الله من المـتقین.[۴] و بـه قول شاعر:

در این راه جز مرد راعـی نـرفت

آن شـد کـه دنـبال داعی نرفت

مپندار سعدی که راه صـفا

توان رفت جز در پی مصطفا

فراموش نکنیم که حضرت علی اکبر(ع) در صـف سـپاهیانی قرارداشت که حضرت امام حسین (صـرفا به آرایش نظامی آنـان و روی آوردن به تاکتیک های جنگی نپرداخت بـلکه ایـمان، عشق و عاطفه را با یکدیگر در آمیخته و هم آنان را در سرکوبی خصم درون و منکوب ساختن دشمنان موفق ساخته بـود، هـم توصیه های ائمه هدی و تلاشهای علمای شـیعه در بـرپایی سـوگواری برای شهیدان کـربلا در ایـن جهت بوده که ما از ایـن شـعل مقدس جان می گیریم و رنگ عاشورایی یافته و با این صبغ آسمانی احساس مسئولیت نموده و در اندیش، عـمل و رفـتار پیام رسان کربلا باشیم. باید نیک دانـست کـه کتاب کـربلا بـر رواق تـاریخ شکوهمند اسلام می درخشد همان کـتابی که شیرازه اش را با خون بسته اند و تمام اوراقش نیز در بحر خون شناورند و همواره در شبی تیره و کویری آمیخته بـه اخـتناق ستاره هایش روشنایی می بخشد و هر کدام از آنـان ازسـینه های پر صـلابت خـود حـماسه و ایمان را فریاد مـی کنند و قـفل غفلت را از دل های تیره که بر اثر گناه زنگ زده اند باز می کنند، عطر این شکوفه های سرخ که در شـوره زار طـف روئیـده اند مشام جان ها را مشک فشان می کنند. سخن گفتن از ایـن قـبیل قـبله، ایـمان را نـوید مـی دهد، همان قبیله ای که روی افق های ایمان فکر می کند و در آروزی بارور شدن جوانه ها و روئیدن ریشه ها لحظه شماری می کند.

از واقعه خوانی تا تعزیه

مصائب جانگداز حضرت امام حسین(ع) و اولاد و اصحابش در طول تاریخ شیعه هـمواره به صور گوناگون و در قالب های متنوع ارج نهاده شده است و یکی از مهم ترین عوامل برپایی و بزرگداشت مجالس تعزیت و عزاداری برای آن فداکاران نینوا تأکید و سفارش ائمه اطهار(ع) می باشد و بنا بر آنچه روایات و متون تاریخی مـعتبر گـواهی می دهند آن ستارگان درخشان نیز خود بر اقام این مراسم اهتمام می ورزیده اند.

این عزاداری ها بنا به مقتضیات زمان و مکان، سیاست های حکام وقت،آداب و رسوم مردم و سنت های قومی و امکانات موجود و میزان علاقه های مردم در اشکال نـوحه خـوانی، پرده خوانی، نقالی، دسته گردانی، سینه زنی، زنجیر زنی حضور خود را اعلام کرده اند. قرائن نشان می دهد واقعه خوانی از صورت بیان وقایع همچون داستان گویی و از یـک مـتن نثر ساده، به صورت نظم و گـفتگو و مـحاوره منظوم تغییر شکل داده و همین روند ساختمان نمایشی تعزیه را با شکل کنونی خود پدید آورده است، یعنی در ابتدا واقعه خوان یا تعزیه دار ضمن بیان واقعه، اجرای نـقش تـمامی شخصیت ها را خود عهده دار بوده اسـت امـا با گذشت زمان، واقعه خوانان متعدد شده و هر کدام نقش یکی از اشخاص را خوانده و سپس این خوانندگان به پوشیدن لباس شخصیت ها، حمل سلاح، صورت سازی و نیز بهره بردن از وسایل لازم در صحن تعزیه مبادرت نموده و بـه ایـن ترتیب تعزیه سیر تکاملی خود را پیموده و به حالت امروزی خود رسیده است.

این واقعه ها به چند بخش منقسم می گردند، نخستین بخش آن پیش واقعه است که پیش آگهی لازم را به شنونده و مـخاطب انـتقال می دهد، دومین بـخش، متن اصلی واقعه را تشکیل می دهد و در بخش پایانی نوحه برای سینه زدن، لعن فرستادن بر اشقیا و توسل به ارواح مطهر و مـعصومین مشاهده می گردد، این سه جزء واقعه را کاملا می توان در نسخه های تعزیه بـه وضـوح دیـد. در مجالس اولیه و در بدو امر ذکر مصائب کربلا به صورت نثر بوده که کتبی از این حیث چه مخلوط و چـه مـطبوع کم نیست. به مرور زمان برای تأثیر بیشتر، از سوی شاعران صاحب ذوق شرح مجالس بـه صـورت شـعر تجلی کرده است و نظمی در خور و دلنشین حادثه و واقعه را تشریح و تبیین می کرده که گذشت زمان نقش بـزرگی دراین تحولات داشته است. آقای صادق همایونی از تعزیه پژوهان معاصر از بررسی چندین بـیاض و اشعار مندرج در آن ها نـتیجه مـی گیرد که خواندن واقعه خود تعزیه تلقی می شده در اصطلاح تعزیه خوانی در حقیقت همان واقعه را شامل می گردیده و لفظ تعزیه با گذشت زمان مترداف واقعه شده است.[۵]

اما در خصوص متون تعزیه ها و چگونگی تدوین و تنظیم آنها باید خاطر نـشان نمود عوامل گوناگونی در پدید آمدن آنها دخالت داشته اند، دست اندر کاران این نسخه ها به جای مراجعه به متون اصیل و توجه به سیر عملی اهل بیت(ع) و آشنایی با فلسفه قیام کربلا به مـنابعی اسـتناد کرده اند که آغشته به تحریف و مضامین سست و بی پایه بوده اند، همچنین از افسانه ها و اسطوره هایی قبل از اسلام و آداب و رسوم ایرانی تأثیر پذیرفته اند، اشخاصی کم سواد نیز در این متون دست برده اند و اشعاری را بدانها افزوده و یا کـم کـرده اند و در این برنامه به ارزشهای دینی، دیدگاههای سازنده ائمه و توصیه های علمای شیعه توجه نداشته اند البته از شرایط نامطلوب اجتماعی و تلقی عوامانه از جهان و کیفیت حیات انسانی در عصری که می زیسته اند متأثر بوده اند، آنهایی هـم کـه بضاعت فرهنگی و علمی و توانایی لازم برای غنا بخشی این متون را داشته اند و مفاهیم ارزشمند را درک می کرده اند، یا از این برنامه ها دور نگاه داشته می شدند و یا این که اعمال نظر سلاطین و حکام داخلی که از روشنی و آگـاهی مـردم، مـدام مدام در هراس به سر مـی برده اند، آنـان را از ایـن اصلاحات و تحولات باز می داشته است، این روند از یک سو بر کیفیت تعزیه و از سوی دیگر بر تلقی مردم از آن اثر منفی گذاشته است تـا جـایی کـه خاصیت انتقال مفاهیم رشد دهنده و حماسه آفرین را به مـستمعین سـلب کرده و آنچه به اجرا در می آمده نه تنها از فرهنگ قرآن و عترت فاصله داشته بلکه در مواقعی در تعارض و تباین با فلسفه اسلامی و اهـداف مـقدس ایـن آیین بوده است.

در یک نسخه خطی از تعزیه حضرت علی اکبر(ع)، امـام حسین(ع) پس از گریستن و وداع با اهل بیت خود، بر ذوالجناح سوار می شود ودر این حال این مصرع را بر زبان جاری مـی سازد.

«بـس اسـت جور فلک بیش از این میازارم»!!؟

یا آن که از زبان آن سید شهیدان در همین تـعزیه آمـده است:

باید که جان سپارم خواهر به زیر شمشیر

حکم قضا چنین شد،تقدیر را چه تـدبیر!!؟

و در جـایی از زبـان علی اکبر(ع) گفته شده است:

به تنگ آمده جانم از زندگانی خویش

بـه حـیرتم مـن بیدل ز سخت جانی خویش!!؟

اگر چه شاعر در صدد بوده تا با آوردن این مـضامین در مـتن تـعزیه میزان مصیبت و بار اندوه را سنگین و غلیظ کند و دل شنونده و بیننده را به تأثر و سوز و گداز وا دارد ولی بیان ایـن گـونه مفاهیم از زبان امام حسین(ع) و فرزندش نه تنها غیر ممکن است بلکه خلاف می باشد و کـیفت قـضا و قـدر و فلسفه مرگ و زندگی در جهان بینی خاندان عصمت و طهارت با آنچه که در این سروده ها مـطرح شـده، مغایرتی آشکار و غیر قابل اغماض دارد.

در همین نسخ تعزیه، ادعا شده است بعد از شـهادت قـاسم، امـام حسین(ع) مشاهده کرد که کسی جز علی اکبر (ع) را ندارد، در این وقت اهل بیت خود را فرا خواند و خـطاب بـه آنان فرمود:

ای بانوان حرم خواهران من برادران، فرزندان و اصحابم کشته شدند، امـروز نـوبت مـن است که جان را فدا کنم. حضرت زینب(ع) وقتی این سخن را شنید، به سوی برادر شتابان رفـت و دسـت بـر گردن امام انداخت و زار زار می گریست و می گفت:

ای کربلا و بلا روز مرا کردی شب

از بهر حسین روا نـکرده مـطلب

در چشم عدو برادرم خوار شده

ای کرب و بلا خاک به فرق زینب؟!

و در حالی که امام مشغول وداع بـا اهـل بیت(ع) بود یکی از اشقیا درحالی که جام آبی بر دست داشت بـه سـوی حضرت آمد، چون سکینه سراز خیمه بـیرون کـرد و نـظرش به جام آب افتاد که آن ملعون در دست داشت، گـریه کنان نـزد مادرش-شهر بانو- رفت و از تشنگی نالید و گفت:

مادر به خدا که جان مـن سـوخت

از تشنگی استخوان من سوخت

آن مـرد بـبین که آب دارد

بـرگو ز بـرای مـن بیارد

مادرش در جواب او گفت:

آبی کـه بـه دست آن جوان است

او هم ز گروه کوفیان است

علی اکبر(ع)که دید سـکینه دامـان مادر گرفته و آب می خواهد هر دو دست بـر سر زد و پیش دوید و دسـت خـواهرش را به سوی خود کشید و گـفت بـیا تا من تو را نزد بابام ببرم شاید چاره ای کند، سپس سکینه را در آغوش گرفت و بـه خـدمت پدر آمد و عنان مرکب آن حضرت را گـرفت و گـفت:

شـوم فدای تو ای سـرو گـلشن ایجاد

پیاده شو کـه عـلی اکبر فدایت باد

ز یک طرف حرمت جامه سیه در بر

ز داغ قاسم و عباس دست ها بر سـر

ز یـک طرف علی اصغر فتاده غش کـرده

سـکینه سوخته از بـس کـه العـطش کرده

امام در جواب عـلی اکبر از وی خواست فغان نکند و سکینه را پهلوی بابایش بنشاند و به سوی مدینه برود و خواهر خود را بیش از ایـن در انـتظار مگذارد. علی اکبر نپدیرفت و عرض کرد:

بـابا بـه خـدایت کـه دگـر تاب ندارم

بـگذار کـه جان را به فدایت بسپارم

چون امام بی قراری فرزند را دید ناچار به شهادت او رضایت داد. آنچه که در ایـن تـعزیه روایـت شده در متون تاریخی مربوط به کربلا و نـیز کـتب مـقتل کـه اعـتباری دارنـد دیده نمی شود و اصولا دلیل جنگیدن علی اکبر با اشقیا حمایت از ساحت مقدس امامت و پاسداری از ارزشها بوده نه آن که هدف اصلی او به دست آوردن قطره ای آب برای سکینه باشد.

شناسایی شبیه نـامه های حضرت علی اکبر(ع)

در مورد چگونگی مبارزات و شهادت حضرت علی اکبر(ع) چندین مجلس تعزیه نوشته شده که با یکدیگر به لحاظ محتوا و سبک تفاوت هایی دارند. تعزیه نامه هیجدهم مجموعه نسخه های الکساندرخودزکو(۱۸۰۴-۱۸۹۱) ایران شـناس اهـل لهستان که به زبان فارسی هم ترجمه شده به شهادت حضرت علی اکبر(ع) تعلق دارد.[۶] پس از خودزکو(خوچکو) سرلوئیس پلی (COLONEL SIR LEWISPELLY) ایران شناس انگلیسی در دور ناصر الدین شاه از طریق شنیدن،۳۷ مجلس تعزیه را جمع آوری کرد که مـجلس هـفدهم آن به شهادت حضرت علی اکبر اختصاص دارد. یاد آور می شود وی که از سال ۱۸۶۳ میلادی به بعد مدت یازده سال در جنوب ایران زندگی کرد و چنان از نمایش های محرم متأثر شد کـه اثـری دو جلدی در این باره نوشت بـه نـام شبیه خوانی حسن(ع) وحسین(ع) نوشت که در سال ۱۸۷۹ میلادی در لندن چاپ گردید. گوبینو این مجالس تعزیه را از زبان سنتی رایج فارسی به انگلیسی مصنوع دور ویکتوریایی ترجمه کـرد.[۷]

اولیـن امریکایی که نخستین مـقاله در دربـار تئاتر ایرانی نوشت ساموئل گرین و یلز بنجامین سفیر امریکا در ایران می باشد که در زمستان سال ۱۸۸۲ میلادی توسط کشتی عازم ایران گردید و به حضور ناصر الدینشاه رسید.[۸] شرح مفصل او از تکیه دولت برای مطالعه و بررسی تـعزیه از اهـمیت وافری برخودار است، او نه تنها سفیر بلکه نویسنده چندین کتاب دربار هنر عصر خود در اروپا و امریکا بود و وصف وی از تئاتر مذهبی ایران به لطف تحصیلاتش در هنر و نقد نویسی، ابعاد مختف و مهم کار او را آشـکار مـی سازند.[۹]

وی با چـنین دیدگاهی گزارشی از مجلس شبیه خوانی علی اکبر که خود شاهدش بوده آورده که در بخشی از آن آمده است:

«…شبیه عـلی اکبر با آواز رسا و بسیار تاثر انگیزی اشعاری را خواند. صدای او فوق العـاده حـزن انـگیز بود. شبیه علی اکبر با کسب اجازه روانه ساحل رود خانه فرات شد و صدا و فریاد گریه و شیون از گوشه و کـنار تـکیه بلند شد.. در این موقع اسب سفید رنگ و زیبایی وارد صحن تکیه شد شبیه علی اکبر بـا شـبیه امـام حسین و شبیه زینب خداحافظی کرده و سوار این اسب شد تا به مأموریت خطرناک خود برای آوردن آب از رود فرات برود. هنوز شبیه علی اکبر با اسب خود چند قدمی جلو نرفته بـود که ناگهان از اطراف چـند نـفر مسلح بر اسب و پیاده ظاهر شدند و به تعقیب شبیه علی اکبر پرداخته و دور سکوی وسط تکیه به اسب دوانی پرداختند.. پس از چند دور اسب دوانی و زد و خورد با شمشیر شبیه علی اکبر در حالی که بـه وسیله اعراب بدوی و شمشیر، به دست (اشقیا) محاصره شده بود از یکی از راههای خروجی تکیه بیروت رفت و دیگر به صحن تکیه باز نگشت زیرا بر اثر ضربات شمشیر از اسب فرو غلتیده بود…»[۱۰]

اوژن اوین (Eugene Aubin) نـویسنده مـورخ و سیاستمدار فرانسوی که از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۷ م. سفیر فرانسه در ایران بود، از تعزیه هایی که در آن زمان در ایران اجرا می شده گزارشی تهیه کرده است، وی می گوید در هفتمین روز از ماه محرم تعزیه شهادت علی اکبر به نمایش در آمد[۱۱]

ویـلهلم لیـتن (Wilhelm Litten) ایران شناس آلمانی پانزده مجلس تعزیه را گرد آورده که عینا تحت عنوان نمایش در ایران به کوشش فردریک روزن در سال ۱۹۲۹ میلادی در ایران چاپ شده است، یان ریپکا که این مجموعه را مورد بررسی قرار داده می گوید چـهارده مـجلس از این مجموعه مربوط به سالهای ۱۸۳۱ -۱۸۳۴ میلادی است، در مجموعه لیتن مجلس شهادت علی اکبر دیده نمی شود ولی در برخی از این مجالس شبیه علی اکبر(ع)، حضور دارد به عنوان نمونه در تعزیه ذبح اسماعیل(ع) توسط ابراهیم (ع) گریزی بـه کـربلا زده مـی شود و ماجرای شهادت علی اکبر گوشزد مـی گردد.[۱۲]

در مـجموعه انـریکو چرّولی هزار و پنجاه و پنج نسخه خطی تعزیه یعنی بزرگترین مجموعه تعزیه در جهان دیده می شود، این نسخه ها طی سال های ۱۹۵۴-۱۹۵۰ م. توسط انریکو چرولی (Enrico cerulli) سفیر ایـتالیا در ایـران جـمع آوری و به کتابخانه واتیکان در ایتالیا اهدا شده است، اگر چـه ایـن شبیه نامه ها از سوگ آدم تا غم بنی آدم سخن می گویند اما محور اساسی تمامی این نسخه ها شهیدان کربلاست، در این مجموعه عظیم چندین مـجلس در خـصوص حـضرت علی اکبر دیده می شود:

شماره ۴۹، با عنوان «شهادت علی اکـبر» به زبان ترکی که محرّر یا کاتب آن غلام حسین شرف زاده است.

شماره ۱۵۱، با نام «آب آوردن زنان و شهادت علی اکـبر» کـه کـاتب آن مشخص نمی باشد.

شماره ۲۰۹، با نام«مجلس شهادت علی اکبر» (دختر مـصری) آمـدن فردی عرب به نزد علی اکبر (علی اکبر در عالم رویای دختر مصری)[۱۳]:کاتب محمد حسین آقا

شـماره ۲۴۹، نـام مـجلس «جنگ نمودن علی اکبر با اشقیا»، محرر: نامشخص

شماره ۳۰۶، نام مجلس، مـحمد حـنفیه (آمـدن علی اکبر به جانب فاطمه صغری در مدینه)، ورود مدینه، کاتب آن محمد کاظم جعفر آقا برزی در یـکی از روسـتاهای دمـاوند است.

شماره ۳۳۷، نام مجلس: «وفات سدیف غلام علی اکبر». این نسخه در اصفهان نوشته شـده اسـت.

شماره ۳۶۹، نام مجلس: «خواب دیدن فاطمه صغری علی اکبر را» (و درد دل گفتن به یکدیگر و تـصدق دادن بـه سـائل، محل تحریر اصفهان بوده است.

شماره ۴۷۷، نام مجلس: «شبیخون زدن حضرت عباس و علی اکبر و قاسم» (بـه لشـکر ستم در شب عاشورا بدون اطلاع امام حسین(ع) و حاضر شدن آنان به علم امـامت) مـکان تـحریر: اصفهان

شماره ۵۰۶، نام مجلس: «علی اکبر» (جدید است و با دیگر نسخه ها تفاوت دارد)

شمار ۵۴۳، نام مجلس: عـلی اکـبر (مضمون این مجلس با دیگرنسخه ها متفاوت است) و در مازندران تحریر گردیده است.

شـماره ۶۴۰، نـام مـجلس: شهادت علی اکبر. غلامحسین صابری باهمکاری علی آقا صابری این مجلس را در کاشان تحریر نموده اند.

شـماره ۷۱۱، نـام مـجلس، شهادت علی اکبر، این نخسه به زبان ترکی است و میر غم در مسجد خالد آبـاد ورامـین تحریر کرده است.

شماره ۱۰۴۰، نام مجلس: شهادت علی اکبر با فدایی خود یعنی غلام ترک. اصل ایـن نـسخه مربوط به اردبیل است که احمد رضایی در تهران از روی آن نسخه ای تهیه کرده اسـت.

شـماره ۱۰۴۹، نام مجلس: شهادت علی اکبر که در اردبـیل بـه زبـان ترکی نوشته شده است.

شماره ۱۰۵۴، آب آوردن علی اکبر کـه حـسین کریمی فرزند مشهدی ابراهیم محرر آن می باشد. این مجلس هم به زبان ترکی تنظیم شـده است.[۱۴]

آنـدره ژیج ویرث که در سال ۱۳۵۵ ه‍.ش در شـیراز نظاره گر تـعزیه حضرت عـلی اکـبر(ع) بوده در معرفی این شبیه نامه نـوشته اسـت: در تعزیحضرت علی اکبر(ع) خطابه از طریق پیش در آمد کرنازنانی که از پشت بیت(حسینیه) یـا راه عـبور (دروازه تکیه) وارد می شوند شکل می گیرد. همسرایی آغـازین نوازندگانی که از طریق بـیت وارد مـی شوند بر سکوی نمایش حسینیه خوانده مـی شود. ایـن نوازندگان در صفی جدا از هم تنها معرف اولیا هستند. همنوایی آنان به صورت خطابه ای رثـائی و فـرازبان ارائه می شود ولی مخالف خوان ها در حالی کـه پیـکره های بـی حرکت ایفا گران نقش اهـل بـیت امام حسین(ع) را نبود مـی انگارند بـیت او را مخاطب قرار می دهند…»[۱۵]

علاوه بر شبیه نامه هایی که بدان ها اشاره کردیم و برخی از اروپاییان از آنـها گـزارشی ارائه داده اند مجالس ذیل شناسایی شـده اند:

۱- مـجلس شهادت حـضرت عـلی اکـبر(ع)که در سروستان -از توابع استان فـارس- اجرا می گردد و صادق همایونی آن را در کتاب فرهنگ مردم سروستان آورده است.

۲- مجلس تعزیه حضرت علی اکـبر کـه در بخش خور از توابع شهرستان نائین خوانده مـی شود و آقـای دکـتر مـرتضی هـنری آن را در کتاب «تعزیه در خـور» درج کـرده است.

۳- مجلس تعزیه شهادت حضرت علی اکبر که در آبادی در بند سر واقع در پنجاه کیلومتری تهران بـه نـمایش در مـی آید و آقای حسن صالحی راد در کتابی تحت عنوان مـجالس تـعزیه آن را ضـبط کـرده اسـت.

۴- مـجلس تعزیه شهادت شاهزاده علی اکبر که به همراه تعزیه شهادت غلام ترک در تهران توسط شرکت نسبی کانون کتاب در سال۱۳۳۰ ه‍.ش چاپ شده است.

۵- مجلس تعزیه شهادت علی اکـبر سرود سید مصطفی میر عزا که در مناطق کویری ایران از جمله کاشان، بادرود و زواره مورد استفاده تعزیه خوانان قرار می گیرد و استاد حاج سید عبد العلی فنا توحیدی (برادراستاد محیط طباطبایی) نسخه ای منقح و اصـلاح شـده از آن را تحریر نموده که رونوشتی از آن را در اختیار نگارنده قرار داده اند.

۶- مجلس تعزیه شهادت حضرت علی اکبر که در منطقه اردبیل اجرا می شود و استاد دکتر جابری عناصری در آثار و مقالات خویش نمونه هایی ازآن را معرفی کرده اند.

۷- مجلس تـعزیه شـهادت علی اکبر که در منطقه کیار از توابع شهرستان شهر کرد خوانده می شود و نگارنده آن را تدوین و تنظیم کرده ام و نسخه ای از آن را در اختیار دارم.

۸- مجلس تعزیه دختر مصری و شهادت حـضرت عـلی اکبر سروده شده توسط محمد عـلی رجـایی زفره ای که توسط فرزند فاضلش محمد حسن رجایی زفره ای استنساخ گردیده است.

۹- مجلس تعزیه شهادت علی اکبر نسخه شهرستان کازرون که یکی از پژوهشگران این مـنطقه (مـهدی مظلوم زاده) به تنظیم و تـدوین آنـ مبادرت نموده است.

۱۰ – مجلس تعزیه شهادت علی اکبر که در شهرستان اراک اجرامی گردد.

ارزیابی نسخه ها

به روایت سرایندگان متون تعزیه، علی اکبر با آن قامت رعنایش، مشعل شبستان نکویی، دارای اقلیم خوبرویی و فرمانده سپاه کـشور جـوانان کوی شهادت، سر خط نوخطان لوح سعادت، سرو بوستان شیدایی و گل گلستان زیبایی است. علی اکبر در جهت فراهم سازی همراهان پدرش برای هجرت به مکه از مدینه در تب و تاب است، هنگامی که بنا شد ایـن سپاه مـقدس از مکه بـه سوی کوفه رهسپار شوند و مقرر گردید در زمین نینوا خیمه بزنند و برای جانبازی مهیا گردند، امام حسین به چـاووش کربلا یعنی حضرت علی اکبر مه لقا فرمود که در کوچه های مکه نـدا کـند و اصـحاب و انصار را خبر نماید که عزم هجرت داریم هر کس که عشقباز کربلاست به قافله عاشقان خدا بپیوندد. اکـبر مـلک سیما چاووش وار ندا داد که

کی موالی، موسم فصل بهار کربلاست

لاله باید چید هـر کـس داغـدار کربلاست

کرده عزم کربلای پر بلا بابم حسین

موسم یاری است،هر کس جان نثار کـربلاست

چون خیمه های ابا عبد الله خارستان کربلا را به گلستان مبدل نمود حضرت علی اکـبر (ع)در کنار عموی علمدارش ابـوالفضل و پسـر عمویش حضرت قاسم، زره بر تن، شمشیر بر دست و کلاهخود بر سر، نگهبان خیم مطهر سومین فروغ امامت شدند.[۱۶]

تقریبا در تمامی نسخه های تعزیه حضرت علی اکبر(ع) قبل از آغاز متن اصلی، سرودی سوزناک دیده می شود کـه به پیش خوانی یا در آمد موسوم است، نوع این اشعار که به صورت همسرایی توسط تعزیه خوانان به اجرا در می آید صرف نظر از محتوای آن بیانگر آن است که تعزیه از نوحه خوانی و گزارش واقعه الهام گـرفته و شـکل تکامل یافته ای از نوحه ها در متن تعزیه توسط منظومی که در همسرایی خوانده می شود.[۱۷] از نظر محتوا و پیام متن منظومی که در همسرایی خوانده می شود، می توان آن را در یک سرود بزمی نامید در حالی که این گونه اشـعار بـاید حال و هوای رزمی و حماسی داشته باشند و احتمالا تعزیه نویسان برای ایجاد غم و اندوه و افزایش تأثر در عزاداران به این شیوه روی آورده اند. نمونه ای ازپیش خوانی در این تعزیه:

نوجوان من مهربان مـن

داده ای زینت قد و بالا را

من به قربان طاق ابرویت

نامزد مانده دختر عمویت

مشک می ریزد تار گیسویت

می کنی مجنون ام لیلا را[۱۸]

چگونگی آغاز تعزیه در شبیه نامه های مذکور با یکدیگر تفاوت های بارزی دارنـد. در مـجلس تـعزیه ای که در منطقه چهار محال و بـختیاری اجـرامی شود پس از هـمآورد طلبی یکی از اشقیا، حضرت امام حسین(ع) از خواهر زینب می خواهد تا علی اکبر را فرا بخواند و در آن لحظات آخر سیمای فرزند را مشاهده کند و به جـدال بـا سـتمگران بپردازد که علی اکبر در این دیدار از پدر رخصت رزم مـی گیرد و پس از گـفتگوهای طولانی با پدر، مادر و عمه اش و روبرو شدن با خواهرش سکینه به صحن جنگ می رود و به شهادت می رسد.

در نسخه ای که استاد دکـتر جـابر عـناصری معرفی کرده در سپیده دم عاشورا امام با قوت و با توسل بـه حضرت پروردگار و در راه ایمان و عشق جاودان به دستان مبارک خود کفن بر قامت علی اکبر می پوشاند و از خداوند می خواهد ایـن قـربانی را از او بـپذیرد، علی اکبر پس از آن که برای جنگیدن با گروه اشقیا از پدر اذن می گیرد با حـضرت قـاسم(ع) روبرو می شود: حضرت قاسم:

کجا رواست که من زنده باشم ای اکبر؟

روی به جانب میدان لشکر کافر

دمی بـایست کـه تـا من شوم فدای حسین

که تشنه کشتن من گشته است واجب عـین

در مـجلس تـعزیه ای که در شهرستان سروستان مورد استفاده شبیه خوانان قرار می گیرد، شبیه امام حسین (ع)از خواهرش زینب می خواهد کـه ام لیـلا -مـادر علی اکبر- را به نزد او حاضر کند او نیز می آید و اعلام می کند که حاضر است نـوجوانش را قـربانی عزاداری حسینی کند با وجود اشکالات فراوان که در متون این تعزیه نامه ها مشاهده مـی گردد و غـیر قـابل اغماض است می توان محاسنی در آنها مشاهده کرد:

۱- شبیه علی اکبر به عنوان جوانی کـه شـوق شهادت دارد برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در برابر صف اشقیا قرار مـی گیرد و هـویت خـاندان خویش را در مقابل اشرار و سپاه باطل مشخص می کندو نفرت خویش را از ظلم و بی عدالتی اعلام می دارد:

ایا ظـالمان ز حـق بی خبر

برون رفته از دین خیر البشر

هر آن کس شناسد شناسد مرا

هـر آن نـاشناسی شـناسد مرا

منم آن جه جدم رسول خداست

که سر خیل و سر حلق انبیاست

منم آن که بـر سـروران سـرورم

شبیه پیمبر علی اکبرم

۲- از جنبه های جالب و پر جاذبه در این مجالس آن است که اشـقیا به خـوبی اولیا اعتراف دارند و به تکریم مقام حریم آل طهار می پردازند و بر فرماندهان و حاکمانی که از آنان برای جـنایت کـربلا دستور گرفته اند لعن و نفرین می فرستند و این نکته موید آن است که افراد مخالف خـوان هم خـویش را شیعه عزادار می دانند و می خواهند به نحوی از نـقش نـفرت بـار اصلی خویش فاصله گیرند، شمر در آغاز تعزیه حـضرت عـلی اکبر(ع) خطاب به امام حسین(ع):

ای سومین امام به حق ای ولی حق

ای قدر تو ربـوده ز ارض و سـما سبق

الحق حقی و حق ز تـو دانـیم ما تـمام

جـد تـو حق و باب و برادر حق و تو حـق

لیـکن بهای خون تو را می خرد یزید

زر می کند نثار به لشکر،طبق طبق

شـبیه ابـن سعد:

عراقی، شامی و کوفی، سپاه مـلحد کافر

محب آل بوسفیان و خـصم آل پیـغمبر

به این خیل سپه مـامور از نـزد یزیدم من

در این صحرا بنای جنگ داریم با دشمن

۳- علی اکبر(ع) با قـرآن انـس وافری داشته و این کتاب آسـمانی و کـلام وحـی را که بر جـدش نـازل گردیده نیکو تلاوت مـی کرده و گـویند چون دل امام حسین(ع) برای صوت قرآن رسول اکرم (ص) تنگ می گشت به جوانش می فرمود: علی جـان بـرایم قرآن بخوان تا محظوظ گردم.[۱۹]

اهـل خـیام حرم امـام حـسین(ع) در زمـان وداع امام با علی اکـبر(ع) قرآن بر سر می گیرند و به دعا می پردازند و در حالی که قرآن بر دست گرفته اند از توجه حضرت حـق بـه آن شیر بیشه میدان شجاعت یاد مـی کنند و آن راهـی مـهلکه جـنگ را بـدرقه می نماید و با هـم فـریاد می دارند:

الله اکبر این دم،رود به میدان

او را محافظت کن یا رب به حق قرآن

این جاست که از بـاب تـذکر روزهـایی که علی اکبر در مدینه با قرآن الفت داشـته اسـت خـطاب بـه وی مـی گویند:

کـتاب و رحل و قرآنت برم بهر رفیقانت

به قربان قلمدانت، برو آهسته آهسته

علی اکبر جواب می دهد:

کتاب و رحل قرآنم ببر بهر رفیقانم

الا ای بهتر از جانم، روم آهسته آهسته[۲۰]

۴- یـکی از علائم نمادین در این تعزیه سینه زنی شبیه علی اکبر است که از حضار در مجلس می خواهد با او در این برنامه همگام باشند. آندره ژیچ ویرث بارزترین نمونه برای شناخت ساخت نمایش تعذیه را همین علامت نشانه شـناختی مـی داند و می نویسد:

«…این عمل[سینه زنی] تدریجا صورت نشانه ادایی و نمایشی به خود می گیرد و به حرکت و بیان صوتی بازیگران منجر می گردد. پس ازآن که سینه زنی از حالت دستور صحنه ای به علامتی نمایشی تبدیل می شود رفته رفـته سـراسر حسینیه را در بر می گیرد تا این که به صورت عمل نمادین هم تماشاگران را یکپارچه نموده و آنها را به شرکت کنندگان در تعزیه تبدیل می سازد در این لحظه نـوای سـینه زنی گسترده حسینیه بر صحنه حـاکم مـی شود و به عنوان زمینه ای قدرتمند منجر به حرکت نمایش و سوگواری شبیه خوانان می شود اکنون حسینیه صحنه گرداناست…»[۲۱]

۵- حضرت علی اکبر(ع) به هنگامی که روبروی صف مـخالفان قـرارمی گیرد به نصیحت آنان مـی پردازد:

خـوش دلی ای شمر دون از بهر ملک و مال ری

وعده اش در آخرت هم آتش سوزاستی

دل مبند بر مال دنیا ای لعین زشت خو

ناامید در آخرت از سای طوباستی

شافع روز جرا باشد محمد بالیقین

صاحب خالق عظیم و سـرّ مـا اوحی ستی…

۶- با وجود آن که حضرت زین العابدین(ع) از لحاظ سنی کوچکتر از اوست به دلیل مقام امامتش علی اکبر او را تکریم می کند:

تو امامی و شوم من چاکرت

تو علی مرتضی مـن قـنبرت

کن مـرخص تا شوم قربان تو

جان کنم ایثار جسم و جان تو

آنچه رأی تو بود کن به فدایت تـکرار

من کمینه بنده ام، چاکرم و خدمتکار

آنچه دلخواه تو باشد بمن زار بـگو

کـه ز حـکم تو تخلف نکنم یک سر مو…

۷- ضمن آن که در مجالس تعزیه مربوط به پیامبران که قبل از تاریخ کربلا مـی باشد یـادی از شهیدان کربلا می شود، مصایبی که بر آن فرستادگان الهی می رود در مقابل حوادث المناک کـربلا کـوچک جـلوه داده می شود. در مجلس تعزیه یوسف(ع) وقتی یعقوب از وضع فرزندش خبری نمی یابد و از بابت فقدان او در تب و تاب است جـبرئیل حادثه کربلاو خصوصا شهادت علی اکبر (ع) را به وی نشان می دهد و چون یعقوب این وضع نـاگوار را مشاهده می کند غم جـدایی فـرزند را به بوت فراموشی می سپارد:

ای خداوند کریم لا یزال

از غم یوسف بدم دل پر ملال

لیک داغ این جوان هاشمی

برد داغ یوسفم را از نظر

شیعیان نالید هر دم زار زار

از برای اکبر نسرین عذار

در مجلس تعزیه حضرت ایوب (ع) نیز ماجرای شـهادت علی اکبر به ایوب تذکر داده و او با دیدن حوادث کربلا ناگواری های خویش رافراموش می کند و می گوید:

خدا به داد اسیران کربلا برسد

خدا به داد شهیدان نینوا برسد

چه حال داشت خدا،مادر علی اکبر

در آن دمـی کـه جوانش روانه شد به سفر

در تعزیه جرجیس، پیک آسمانی از آن نبی می خواهد که از میان دو انگشت وی به وقایع کربلا بنگرد او در ضمن مشاهد آن رویدادهای تأسف بار احوال و مشخصات هر کدام از شهیدان کـربلا را مـی پرسد از جمله به جبرئیل می گوید:

بگو ز کیست همان نعش همچو قرص قمر؟

او جواب می دهد: شبیه رسول خدا علی اکبر

۸- در تعزیه علی اکبر(ع) از زندگی پیامبران الهام گرفته شده وحضرت علی اکبر به اسـماعیل(ع) ذبـیح و یوسف(ع) تشبیه گردیده است. علی اکبر به هنگامی که می خواهد عازم میدان جنگ شود، داستان ابراهیم خلیل را گوشزد می کند:

علی اکبر: پدر جان مطلبی دارم به پایت

امام: بگو بابا شود جـانم فـدایت

عـلی اکبر: حدیثی از خلیل الله دارم

امـام: حـدیث را بـگو ای گل عذارم

علی اکبر: پسر کرد از وفا قربان معبود

امام: از این گفتار،بر گو چیست مقصود

علی اکبر: تو هستی چـون خـلیل الله ثانی

امام: علی اکبر تو هم آرام جانی

عـلی اکـبر: بود این جا منی و من ذبیحم

امام: بلی باشد یقین و هم صریحم…

علی اکبر: جان پدر خلیل خدا مگر

آگـه نـئی چـو کرد با نوجوان پسر

تو چون خلیل من چه ذبـیح از قفای تو

اذنم بده که جانم بنمایم فدای تو..

امام حسین خطاب به علی اکبر:

بر مشام پدرت، حـال رسـد بوی فراق

من چو یعقوب،تو چون یوسف گل پیرهنی

عـلی اکـبر:

خوب تقریر نمودی تو کلام کهنی

من چو یوسف تو چو یعقوب کشند محنی

و در جای دیـگر:

ای بـه درگـاه تو یوسف ز غلامان حقیر

غم چه داری ز برای کمی یار و نصیر

ام لیلی:

یـا حـسین آن یـوسف کنعانی من رفت رفت

آن عصای پیری من از کف من رفت رفت

نمونه دیگر: گـریه کن ای شـیعه هر صبح و مسا

بهر اکبرم یوسف کرب و بلا

۹- حضرت امام حسین(ع) درباره علی اکـبر(ع) فـرموده اند: اللهم اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خلقا وخـلقا و مـنطلقا بـر سولک محمد(ص) کنا اذا اشتقنا الی وجه رسولک نظرنا الی وجهه[۲۲]: یعنی خدایا گواه گواه باش بـر ایـن قوم که جوانی به جنگ آنان شتافت که از نظر خلق،خلق و گفتار شبیه ترین افـراد بـه پیـامبرت بود، عادت ما بر این بود هر گاه شوق دیدار پیامبرت را می یافتیم به چهره او مـی نگریستیم. ایـن فرمایش امام حسین(ع) در خصوص سیمای حضرت علی اکبر (ع) مورد الهام تعزیه سرایان قـرار گـرفته و در مـتون تعزیه ها راه یافته است. امام وقتی جوانش را مشاهده می کند می گوید:

به به از این رو که چون روی مـحمد مـی کند

دهـر آرایی کند چو شمس در نصف النهار

و چون علی اکبر به محضر پدر مـی رسد و پس از عـرض سلام به تکریم امام می پردازد، امام در پاسخ فرزندش می گوید:

السلام ای که به رخ شبه رخ جد مـنی

در شـجاعت تو چو بابم شه خیبر شکنی

و در نمونه ای دیگر شبیه امام خطبا بـه شـبیه علی اکبر(ع) گفته است:

بر سلام تو عـلیک ای نـور چـشم حیدری

ای که از روی تو تابد بر تـو پرتـو پیغمبری

و در حالی که علی اکبر می خواهد به میدان رود بابش او را موردخطاب قرار می دهد و مـی گوید:

زبـان حال کنون ای شبیه پیـغمبر

کـفن بپوش بـه تـن، نـوجوان علی اکبر

علی اکبر در مقابل گـروه اشـقیا خود را این گونه معرفی می کند:

ای گروه ظالمان من نور چشم حیدرم

شـبه خـیر المرسلینم یادگار حیدرم

گروه مخالفان نـیز در خصوص شباهت علی اکـبر(ع) بـا هم گفتگویی دارند:

یابن سعد از چـیست پیـمبر به میدان آمده؟

ابن سعد: نیست پیغمبر ولی شبیه پیامبر آمده

شمر: یکی است شـبه مـصفطی ای مرد سپاه عالمین

ابن سـعد:شـبه پیـغمبر علی اکبر گـل بـاغ حسین

آشفتگی در اشعار و مـضامین و تـحریفات آشکار

۱- فاصله گیری از منابع مستند و معتبر به عنوان مراجع اصیل در تدوین شبیه نام عـلی اکـبر و نیز عدم توجه به سیر اهـل بـیت و روی آوردن بـه مـتون مـخدوش و دخالت دادن آداب و رسوم ایرانی آنهم سنت های قبل از اسلام به این تعزیه نامه ها، به شدت مجالس تعزیه حضرت علی اکبر(ع) را همچون دیگر مـتون تـعزیه آغشته به آفت های زیادی نموده و چون دسـت انـدر کـاران مـی خواسته اند صـرفا در مردم تاثر ایـجادکنند از اهـداف اصلی سوگواری که با هاله ای از قداست و معنویت توام است، غافل گردیده اند و به عنوان زبان حال خاندان عـترت اشـعاری را مـورد توجه قرار دادند که نه تنها بی پایه و اسـاس هـستند و کـتب مـستند مـهر تـائید بر آنها نمی زنند بلکه خلاف منطق امامان شیعه و ضد عقل و خرد سالم می باشد و نوعی اعتقادات خرافی، وهن انگیز و ذلت بار را ترویج می کند. حقایق مسلم تاریخی و نیز روایاتی که سـیر امام حسین (ع) را ترسیم نموده اند تاکید دارند که آن حضرت در بحرانی ترین شرایط همان شکیبای محتسبی است که حتی یک کلمه در خلاف مسیر هدایت قرآنی از زبان مبارکش خارج نمی شود و به رغم مصائب هولناکی که در پیـش روی اوست و در حساس ترین مراحل توام با خطر، لحظه ای آشفتگی در سیمای با صلابت او مشاهده نمی گردد و در این مواقع نیز سخنان و رفتارش از عطوفت و مهربانی و آرامش موج می زند اما در تعزی حضرت علی اکبر از زبان حضرت زیـنب (ع) ایـن اشعار خطاب به امام خوانده می شود:

برادر تو هرگز بدین سان نبودی

بدین سان هراسان و نالان نبودی

به مکه اگر می نمودی تو مـسکن

در ایـن دشت این گونه ویلان نـبودی

و چـون زینب می بیند شرایط آشفته و نگران کننده است به برادرمی گوید:

گفتم که میا ز مکه بیرون

عرضم نشنیدی ای گل نور

در نسخ تنظیم شده توسط میر عـزا نـیز شبیه زینب می گوید:

زیـنب بـیچاره دادخواه ندارد

رو به که آرد که جز تو شاه ندارد

هر چه بگفتم مبر مرا به غریبی

شمر لعین حرمتم نگاه ندارد

آن وقت از زبان امام خطاب به خواهرش گفته می شود:

شـده وقـتی که گردی خوار و رسوا

میان کوچه ها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *