توضیحات
فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات، محتوای خود را در قالب 68 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معنویت و و لایت راه نجات :
دو تا راه داریم که «مانعه الخلو» است نه «مانعه الجمع»؛ یکی راه درس و بحث است که حوزه و دانشگاه مسئول این کار هستند که با علم حصولی و استدلال راه دارد. یکی راه تهذیب نفس است، نه تنها برای رفتن به بهشت، بلکه دیدن بهشت. رفتن به بهشت خیلی مهم نیست، دیدن بهشت مهم است. آن بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) در نهج البلاغه که متأسفانه این خطبهای که تقریباً بیست صفحه است، سید رضی(رضوان الله تعالی علیه) این را در هفت، هشت صفحه نقل کردند، بخشی را هم ارباً اربا کردند؛ حالا چه مصلحت بود، شاید بخشی را هم اصلاً نقل نکردند. آن خطبهای که حضرت در اوصاف متقیان سخنرانی میکند و مستمع آن خطبه در پایان خطبه جان میدهد و حضرت فرمود: من میدانستم که پایان این نحوه حرف زدن، آن نحوه جان دادن هم هست؛ چون خودش را قبلاً معرفی کرده بود، فرمود: من یک سخنرانی عادی نیستم یک خطیب و مبلّغ عادی نیستم، من اگر وارد بشوم: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»؛ شما را میبرد چه اینکه برد. فرمود: یا سیل از من میریزد یا اگر من ساکت هستم و حرفی نمیزنم و نمیبارم، شما توان آن را ندارید که به اوج من بار یابید. هم «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»، هم «وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر» شما ببینید در این دامنه دماوند هم زندگی میکنید، این قله دماوند آن قدر مرتفع است که کمتر پرندهای توان آن را دارد که روی اوج آن بنشیند. فرمود فکر هیچ کسی به اوج من نمیرسد؛ مثل اینکه هیچ پرندهای روی قله دماوند نمینشیند، «وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر» و اگر بخواهم علیگونه سخن بگویم، سیل شما را میبرد: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»؛ چه اینکه در جریان خطبه همّام همین طور بود.
متأسفانه یا حالا طبق حکیمانه مرحوم سید رضی این خطبه را ارباً اربا کرده است. چند سطر این خطبه در خطبههای بیست و سی و اندی بعد است، آنجا که وجود مبارک حضرت امیر دارد: «قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ حَتَّی دَقَّ جَلِیلُهُ … وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ …»؛[۱] طوری که به هر حال خیلی از چیزها «بَرَقَ لَهُ لامِع کَثِیر الْبَرْق»؛ خیلی از چیزها را میبیند. بهشت رفتن خیلی مهم نیست، بهشت دیدن مهم است. آنهایی که بهشت را دیدند نه امام بودند نه پیغمبر؛ شاگردان ائمه بودند؛ مثل حارثه بن زید که مرحوم کلینی(رضوان الله تعالی علیه) آن را در جلد دوم کافی نقل کرد.[۲]فرمود: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»، دو تا راه دارد؛ این راه دوم راه حوزه و دانشگاه نیست، راه نماز شب است و مسجد است و حسینیه است و راه ناله که «سِلَاحُهُ الْبُکَاء»[۳] اگر گفتند شما جهاد کنید جهاد نفس، این جهاد نفس با اشک شبانه است. در قرآن کریم فرمود درست است در همه اوقات ذات اقدس الهی إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ[۴] است؛ اما إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً؛[۵]پایان شب و نماز شب یک نشئه جدایی است. خدا إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ است یعنی چه؟ یعنی دعا را میشنود؟ همه حرفها را غیبت را هم میشنود! «بکلّ شیء سمیع» است. سمع دو تا معنا دارد: یک معنای لغوی دارد؛ یعنی کسی که حرف میزند ما میشنویم. یک حرف معنای اجتماعی و ادبی دارد؛ میگوییم او حرف ما را میشنود. فلان پسر حرف پدر را نمیشنود؛ یعنی گوش نمیدهد؛ یعنی ترتیب اثر نمیدهد. وقتی ما در جملههای خودمان میگوییم: سَمیعُ الدُّعاءِ است، نه یعنی دعا را میشنود، یعنی گوش به حرف داعی میدهد. او عنایت دارد؛ مثل اینکه کسی با هم آشنا نیستند میگوید او حرف ما را نمیشنود؛ یعنی ترتیب اثر نمیدهد. خدا آشناست و به حرف ما ترتیب اثر میدهد. او سَمیعُ الدُّعاءِ است.
این خدا به ما فرمود شما ناله بکنید من میشنوم. یک وقت است آدم حرف میزند او میفهمد، یک وقت ناله میکند او میفهمد. ناله بیمار به یک نحو است، ناله وامدار یک نحو است، ناله جاهل یک نحو است، ناله عالم یک نحو دیگر است. او اختلاف اصوات را، عجیج وحوش را بیان نورانی حضرت امیر در نهج این است که این صداهای گوناگون پرندهها و وحشیها را او میشنود، فلان حیوان گریه میکند چه میخواهد؟ نالهای که گربه دارد چه میخواهد؟ نالهای که سگ دارد چه میخواهد؟ نالهای که فلان حیوان حرامگوشت یا حلالگوشت دارد چه میخواند؟ آن صدایی که گوسفند میگوید چیست؟ این بیان نورانی حضرت است در نهج که فرمود: «یَعْلَمُ عَجِیجَ الْوُحُوشِ فِی الْفَلَوَاتِ … وَ اخْتِلَافَ النِّینَانِ فِی الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ»،[۶]در این اقیانوسها میبینید میلیونها حیوان حرکت میکنند، ماهیها حرکت میکنند. در راه، جاده پلیس ممکن است به آسانی بفهمد که این ماشین از کدام راه آمده، با چه سرعتی آمده؛ چون خاک است و علامت دارد؛ اما در دریا کدام ماهی آمده با چه سرعتی آمده نر بوده یا ماده بوده، از چه راهی آمده به کجا رفته، فرمود اینها همه را او میداند. «اختلاف»؛ یعنی رفت و آمد، «نینان» هم جمع نون است. وَ ذَا النُّونِ[۷] که در باره «یونس» گفته شد همین است. «وَ اخْتِلَافَ النِّینَانِ فِی الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ»؛ رفت و آمد تمام ماهیها را در اقیانوسها او میداند که چند تا ماهی آمدند، با چه سرعتی آمدند، از کجا آمدند و به کجا رفتند و برای چه آمدند، این خداست!
این خدا سَمیعُ الدُّعاءِ است. آن بیان نورانی حضرت امیر در آن خطبه که فرمود: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل»، فرمود کاری بکنید که بهشت را ببینید. تلاش شما این نباشد که بهشتی بشوید، «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُون».[۸]اینها که اینجا نشستهاند گویا بهشت را میبینند گویا جهنم را میبینند. این راه باز است. این راه با درس و بحث حوزه و دانشگاه هم جمع میشود؛ منتها درس و بحث علم حصولی است و مفهوم است و ذهن. شهود یک علم حضوری است که تهذیب نفس میطلبد. خاصیت حسینیهها و مسجدها و ایام وفات و شهادتهای ائمه(علیهم السلام)، نشر این گونه از معارف است.
امام جواد(سلام الله علیه) یک بیان نورانی دارد، این بیان پیداست که راه مدرسه و حوزه و دانشگاه نیست. در مسافرتی عدهای سفره پهن کردند غذایشان را خوردند، خواستند سفره را جمع کنند؛ فرمود: شما در این همه پرندههایی که دیدند، شما میخواهید این سفره را جمع کنید برای چه؟ شما غذایتان را خوردید بقیه را بگذارید برای اینها که دیدند، اینها حق دارند. این امام جواد است. آن وقت کشوری که به نام این امام جواد است میشود در آن بیکار باشد؟ فقیر باشد؟ گرسنه باشد؟ فرمود: یا در خانه غذا بخور یا اگر در بیابان غذا خوردی این سفره را پهن کردی، بقیه برای دیگران است. دستور رسمی امام جواد بود، فرمود اینها هم حق دارند. این امام جواد را که کسی بشناسد کسی رفته در مدینه خدمت حضرت گفت من مشکلی دارم. والی این شهر سجستان باید مشکل مرا حلّ کند. آن هم شیعه بود به نام حسین بن عبدالله نیشابوری. چون نیشابور و آن فلات بعد از عبور وجود مبارک امام رضا (سلام الله علیه) شیعه خالص بودند. این حسین بن عبدالله نیشابوری والی آن سجستان بود. او شنید که این شخص رفته مدینه خدمت امام جواد، مشکل خودش را با حضرت در میان گذاشت آن حضرت نامهای نوشته برای والی که مشکل این شخص را حلّ کن! شما ببینید در تاریخ دارد این حسین بن عبدالله نیشابوری دو فرسخ رفته به استقبال این نامه، که امام من برای من نامه نوشته! چرا ما این گونه نباشیم؟ دو فرسخ رفتن آن روز کار آسانی نبود. این والی رسمی سجستان بود. همین که شنید امام جواد برای او نامه نوشته که مشکل فلان شخص را حلّ کن! گفت امام وقتی برای من نامه بنویسد، من منتظر باشم که این شخص نامه را نزد من بیاورد؟! دو فرسخ به استقبال این نامه رفت.[۹] ما چرا این گونه نباشیم؟ ما چرا به این فکر نباشیم که غیر از درس و بحث راه دیگر هم هست؟ راه مسجد هم هست، راه حسینیه هم هست، چرا به این فکر نباشیم؟ چرا حوزهمان را مسجد نکنیم؟ چرا دانشگاهمان را مسجد نکنیم؟ چرا با این راه زندگی نکنیم؟ این با عمل ما سازگار است. یکی از بیانات نورانی امام جواد(سلام الله علیه) این است که «مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ»؛[۱۰]این به همه ما میگوید که مواظب این فضای مجازی باشید. این فضا، فضای حقیقی است فضای مجازی نیست، چون سیم حقیقت نیست که بیسیم بشود مجاز، یا چهره تلویزیون و شیشه حقیقت نیست تا بیشیشه بشود مجاز. هر جا اندیشه نقل و انتقال میشود فضا، فضای حقیقی است. این فضا، فضای حقیقی است. این بیان نورانی امام جواد است: «مَنْ أَصْغی إِلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ کانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْلیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلیسَ»؛[۱۱] کسی که کتابی را میخواند، صحنهای را میبیند، فیلمی را میبیند، حرف کسی را گوش میدهد، دارد او را عبادت میکند. اگر او از خدا و پیغمبر میگوید این در حقیقت خدا و پیغمبر را عبادت کرده، اگر او از هوا و زمین و آسمان و بیهوده سخن میگوید، دارد ابلیس را عبادت میکند. آن وقت انسان مطالعاتش مشخص میشود صرفِ وقتش مشخص میشود. پایان کار هم خیلی روشن نیست که چه وقت است.
وجود مبارک امام جواد؛ اینها موحّد تام هستند، اگر ذات مقدس پدر بزرگوارش فرمود کلمه «لا اله الا الله» را خدا قلعه خود میداند دژ میداند. این «یاء» یای ملکیت نیست، یای مسئولیت است. فرمود: «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»،[۱۲] نه «مِلکی». قلعه من است؛ یعنی دژ من است من هم دژبان هستم. اگر دژی و قلعهای دژبانش «الله» باشد که کسی نمیتواند به او آسیبی برساند؛ لذا با «فاء تفریع» و تعبیر دیگر دارد که هر کس اینجا آمد محفوظ است. یک وقت میگوییم لِلَّهِ مُلْکُ السَّماوَاتِ وَ الأرْضِ، این یک معناست. آسمان مختصّ به خداست، زمین مختصّ به خداست، درست است. یک وقت تعبیر این است که قلعه اوست: «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»؛ یعنی دژ من است، یعنی من دژبان هستم؛ لذا با «فاء تفریع» فرمود: «فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»، یا «فَمَنْ قَالَهَا أَمِنَ مِنْ عَذَابِی». آن وقت امامت و ولایت هم شرط ورود به اوست. اگر ذات مقدس رسول گرامی و امیرالمؤمنین(علیهما آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: من شهر علمم و تو درِ این شهر هستی، تقریباً بیست و هفت هشت تا روایت است. بعضی: «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ»[۱۳] است؛ بعضی: «أَنَا مَد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.