تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ شامل 41 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منصرف شدن از ارتکاب گناه با زن نامحرم بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ :

مردی که بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ از ارتکاب گناه با زن نامحرم منصرف می گردد

۱۹۵- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مردی که توانایی ارتکاب گناه با زن نامحرمی را داشته باشد امّا بخاطر ترس از خدای عزّ وجلّ از این کار منصرف گردد. خدای متعال جهنّم را بر او حرام خواهد کرد. و او را از گزند و فزع روز قیامت در امان خواهد داشت. و او را وارد بهشت خواهد نمود[۱].

۱۹۶- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هفت گروه هستند که- در روز قیامت- در سایه رحمت الهی قرار خواهند گرفت. از جمله آنها: مردی است که زن زیبائی او را به ارتکاب گناه دعوت می نماید. امّا آن مرد- در جواب او- می گوید: من از خدا می ترسم [۲].[۳]

۱۹۷- در حدیث این چنین آمده است: سه نفر در بیابانی راه می رفتند. که یکباره طوفانی آنها را فرا گرفت.

آنها برای نجات خود به غاری که در پیش رویشان بود رفته و به آن غار پناه آوردند.

و پس از آنکه در غار مستقر گشتند. ناگهان صخره ای بر درب غار افتاده و آن را مسدود کرد.

(جاء فی حدیث): خرج ثلاث نفر یسیحون فی الأرض.

فبینا هم یعبدون اللَّه فی کهف- فی قلّه جبل- حین [حتّی ] بدت صخره من أعلی الجبل حتّی التقمت باب الکهف.

فقال بعضهم لبعض: عباد اللَّه- واللَّه- ما ینجّیکم ممّا وقعتم إلّاأن تصدّقوا اللَّه.

فهلّم ما عملتم للَّه خالصاً.

فإنّما ابتلیتم بالذنوب.

فقال أحدهم: اللّهمّ إن کنت تعلم أنّی طلبت امرأه لحسنها و جمالها.

فأعطیت فیها مالًا ضخماً. حتّی إذا قدرت علیها. و جلست منها- مجلس الرجل من المرأه- ذکرت النار. فقمت عنها فِرَقاً منک.

اللّهمّ فإرفع عنّا هذه الصخره.

فإنصدعت حتّی نظروا إلی الصدع.

ثمّ قال الآخر: اللّهمّ إن کنت تعلم أنّی استأجرت قوماً یحرثون.

کلّ رجل منهم بنصف درهم.

فلمّا فرغوا. أعطیتهم اجورهم.

فقال أحدهم: قد عملت عمل اثنین.- واللَّه- لا آخذ إلّادرهماً واحداً.

و ترک ماله عندی. فبذرت بذلک- النصف الدرهم- فی الأرض.

این سه نفر پس از آنکه از نجات خود مأیوس شدند. به همدیگر گفتند:

غیر از صداقت و راستی. چیز دیگری ما را از این مهلکه نجات نمی دهد.

بیایید تا نجات خود را- با دعا نمودن- از خدا بخواهیم. و نیت خود را خالص سازیم.

و کار نیکی را که فقط برای خدا انجام داده ایم- در حین دعاء و استغاثه- یادآور شویم. چه بسا- با این کار- بتوانیم نجات یابیم.

فأخرج اللَّه- من ذلک- رزقاً.

و جاء صاحب النصف الدرهم. فأراده. فدفعت إلیه ثمان عشره ألف.

فإن کنت تعلم إنّما فعلته مخافه منک.

فإرفع عنّا هذه الصخره.

قال: فإنفرجت عنهم حتّی نظر بعضهم إلی بعض.

ثمّ إنّ الآخر قال: اللّهمّ إن کنت تعلم أنّ أبی وامّی کانا نائمین.

فأتیتهما بقعب من لبن. فخفت أن أضعه أن تمجّ فیه هامّه.

و کرهت أن أوقظهما- من نومهما- فیشقّ ذلک علیهما.

فلم أزل کذلک حتّی استیقظا و شرباً.

اللّهمّ فإن کنت تعلم أنّی کنت فعلت ذلک ابتغاء وجهک فإرفع عنّا هذه الصخره.

فإنفرجت لهم حتّی سهل لهم طریقهم. ..

(المحاسن ج ۱ ص ۳۹۴).

(و فی الدعوات هکذا): و قال الآخر: اللّهمّ إن کنت تعلم إنّه کان لی والدان. و کنت أحلب لهما.

فأتیتهما لیله. و هما نائمان.

فقمت قائماً حتّی طلع الفجر.

فلمّا استیقظا شربا

(الدعوات للشیخ الراوندی- علیه الرحمه- ص ۴۳).

یکی از آنها گفت: خدایا تو می دانی که پدر و مادر پیری داشتم.

و کار من چوپانی بود. شب هنگام پس از بازگشت از چَرا. شیر گوسفندان را دوشیده و به والدین خود می دادم.

شبی از شبها دیر کردم و وقتی به نزد والدین خود رفتم. دیدم که آنها خواب هستند.

من در این هنگام نخواستم تا ظرف شیر را کنار آنها قرار دهم.

از ترس آنکه مبادا جانور و حشره ای داخل ظرف شیر بیفتد.

و نخواستم که آنها از خواب بیدار کنم.

(و جاء فی مصدر آخر هکذا): بینما ثلاثه رهط یتماشون. أخذهم المطر.

فأووا إلی غار فی جبل.

فبینا هم فیه. انحطّت صخره فأطبقت علیهم.

فقال بعضهم لبعض:- انظروا- أفضل أعمال عملتموها.

فسلوه بها.

لعلّه یفرّج عنکم.

قال أحدهم: اللّهمّ إنّه کان لی والدان کبیران.

و کانت لی امرأه و أولاد صغار.

فکنت أرعی علیهم.

فإذا أرحت علیهم غنمی بدأت بوالدی فسقیتهما.

فلم آت حتّی نام أبوای.

فطیبت الإناء. ثمّ حلبت. ثمّ قمت بحلّابی- عند رأس أبوی- و الصبیه یتضاغون- عند رجلی-.

مردان رحمت شده و مردان نفرین شده، ص: ۱۲۳

به همین جهت تا هنگام صبح در کنار آنها نشستم.

و آنها پس از بیدار شدن- از خواب- از آن شیر تناول کردند.

خدایا تو می دانی که من این کار را- فقط- برای رضای خاطر تو انجام دادم.

پس بر ما رحم نما. و ما را از این گرفتاری نجات ده.

در این هنگام سنگی که بر درب غار افتاده بود تکانی خورده- و به مقداری که بتوانند آسمان را ببینند- به کناری رفت.

أکره أن أبدأ بهم قبل أبوی.

و أکره أن أوقظهما من نومهما.

فلم أزل کذلک حتّی أضاء الفجر.

اللّهمّ إن کنت تعلم أنی فعلت- ذلک- ابتغاء وجهک فافرج عنّا فرجه نری منها السماء.

ففرّج لهم فرجه. فرأوا- منها- السماء.

و قال الآخر: اللّهمّ إنّه کانت لی بنت عمّ.

فأحببتها حبّاً. کانت أعزّ الناس إلی. فسألتها نفسها.

فقالت: لا. حتّی تأتینی بمأه دینار.

فسعیت حتّی جمعت مأه دینار. فأتیتها بها.

فلمّا کنت- بین رجلیها- قالت: إتّق اللَّه. و لا تفتح الخاتم إلّابحقّه.

فقمت عنها.

اللّهمّ إن کنت تعلم أ نّی فعلت- ذلک- ابتغاء وجهک فأفرج عنّا فیها فرجه.

ففرّج اللَّه لهم فیها فرجه.

و قال الثالث: اللّهمّ إنّی کنت استأجرت أجیراً ب فرق ذرّه.

فلمّا قضی عمله. عرضت علیه. فأبی أن یأخذه. و رغب عنه.

و بدین ترتیب روزنه ای- برای آنها- به سوی آسمان پدیدار گشت.

سپس دوّمین نفر آنها گفت: خدایا تو می دانی که دختر عمویی داشتم که او را بسیار دوست می داشتم.

روزی من به او پیشنهاد گناه و معصیت دادم.

و برای انجام این کار صد دینار برای او آماده کردم.

امّا هنگامی که به نزدش رفتم. و می خواستم مرتکب گناه شوم. او به من گفت:

از خدا بترس و مرتکب گناه نشو. و از راه حرام به این کار اقدام نکن.

در این هنگام من از نزد دختر عموی خود برخاسته و آن صد دینار را به او بخشیدم و از کنار او دور شدم. و دامن خود را به گناه آلوده نساختم.

خدایا تو می دانی که من بخاطر ترس از تو این گناه را ترک کردم و مرتکب این معصیت نشدم.

پس از ما رحم کن و ما را از این گرفتاری رهایی بخش.

در این هنگام. آن صخره تک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *