تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مهدویت و جهانی شدن :

مقدمه

درباره آینده بشر دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. گروهی معتقدند که؛ فساد و شر و بدبختی لازمه جدا نشدنی حیات بشری است و به خاطر پیشرفت حیرت آور صنایع و سلاحهای مخرب، بشر به دست ساخته های خویش محکوم به فنا می باشد. اما طرفداران ادیان مسئله آینده جهان را روشن می بینند و با اندیشه پیروزی نهایی و تشکیل مدینه فاضله و یک حکومت جهانی بر اساس قسط و عدل – که آرزوی دیرینه ملت ها و فرهنگهاست -، جهان را از آن خود، و پیروزی نهایی را با خود می بینند. در اسلام نیز، توجه به آینده و تشکیل حکومت جهانی بر اساس رهبری حضرت مهدی (عج)، بخصوص در میان شیعیان جایگاه خاصی می دارد، به گونه ای که بحث «انتظار» و تفکر مهدویت بصورت قسمتی از زندگی آنان عجین شده است. این در حالی است که روند تحولات سریع در زمینه های گوناگون علم و صنعت و دانش و کشاورزی و…سبب شد تا همه چیز دیگر در سطح جهانی نگریسته شود و بالاخره در دهه ی خود، پس از جامعه فرا صنعتی و فرا مدرن که بعنوان پیش در آمد محسوب می شوند، مفهوم «جهانی شدن» رایج گردد و مفهوم مسلط دوران معاصر باشد. هدف از این مقاله رویکرد و تفسیر به هر یک از دو پدیده، جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) تمایز و مقایسه بین آن دو، در وهله اول می باشد، بیان مبانی حکومت حضرت (ع) زمینه های ایجاد شرایط بهتر برای حضور حکومت حضرت (ع)، آثار و پیامد ها و اهداف حکومت، و راهکارها و وظایف مسلمان، دومین هدف برتری است که مقاله به آن می پردازد.

گفتار اول: جهانی شدن؛ تفسیر ها و رویکرد ها

۱- تعریف «جهانی شدن»

تعریف واحد و مورد اجتماع از جهانی شدن وجود ندارد. اختلاف و تفاوت در تعریف این واژه، همانند سایر مفاهیم تا حدی از ویژگی مفاهیم و مدالیل در علوم انسانی و اجتماعی نشأت می گیرد. جهانی شدن همانند بسیاری از واژه ها و مفاهیم دالّ شناور و تهی است که به مدلول معینی ارجاع نمی دهد. نکته دیگر در مطالعه این مفهوم، زواید دید پژوهشگران به این مقوله است. از این منظر، تعاریف مختلف را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:

الف ) تعریف جهانی شدن از منظر اقتصاد سیاسی بین الملل؛

ب ) تعریف جهانی شدن از منظر سیاست بین الملل؛

ج ) تعریف جهانی شدن با عنایت به فرهنگ ها و تمدن بشری. البته طبقه بندی مذکور به معنای تفکیک کامل ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در بحث جهانی شدن نیست، زیرا در دنیای کنونی حوزه های سه گانه یاد شده آنچنان در هم تنیده و به هم متصل اند که در عمل، امکان تفکیک با مشکل مواجه می سازد. این امر بدان معناست که پدیده جهانی شدن را نمی توان به عنوان مقوله تک بعدی مورد مطالعه قرار داد. برخی جهانی شدن را غربی شدن تفسیرمی کنند و بر این باورند که این مفهوم ادامه اندیشه های افرادی چون دورکیم و ماکس و بر در رابطه با تکامل جامعه مدرنیزه غربی است. دسته دیگر جهانی شدن را مترادف با آمریکایی شدن می دانند و ماهیت آن را با تحمیل الگوی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آمریکا بر سایر کشورها توضیح می دهند. دسته ای هم حوزه وسیعتر را برای آن در نظر گرفته، جهانی شدن را با گسترش و توسعه سرمایه داری جهانی تحلیل می کنند. در این نگاه جهان شدن، فرایند تاریخی است که در انقلاب صنعتی قرن نوزده ریشه دارد. مارتین آلبرو در تعریف جهانی شدن می گوید: جهانی شدن فرایندی است که بر اساس آن همه مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر جهانی با هم پیوند می خورند. برخی از نویسندگان تلاش می کنند تا میان دو مفهوم جهانی شدن و جهان سازی تفکیک نمایند. از این منظر، جهانی سازی بعنوان پروژه ای از قبل طراحی و هدایت شده مطرح می گردد و در ورای آن عاملیت و اراده انسانی نهفته است. در حالیکه بر اساس جهانی شدن ما با فرایندی طبیعی و غیر ارادی روبه رو هستیم.

۲- پیشینه تاریخی جهانی شدن:

کاربرد واژ «جهانی، در ادبیات سیاسی و دارای قدمت طولانی است، اما اصطلاح جهانی شدن، جهانی کردن ، و جهان گرایی قدمت چندانی ندارد و تنها پس از حدود سال ۱۹۶۰ رواج یافت. کاربرد این مفهوم به شکل امروزی به دهه هشتاد باز می گردد. در مورد پیشینه تاریخی جهانی شدن عمدتاً سه احتمال یا فرضیه را می توان مطرح کرد:

۱- جهانی شدن فرایندی است که ریشه در تاریخ اجتماعی بشر دارد و بنابراین، از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته و در عصر حاضر شتاب بیشتری به خود می گیرد؛

۲- جهانی شدن همراه با نو گرایی ( مدرنیزاسیون ) و توسعه سرمایه داری شکل گرفته و اخیراً از شتاب ناگهانی و بیشتری برخوردار شده است؛

۳- جهانی شدن فرایند متأخر و همراه با سایر فرایند های اجتماعی نظیر فرا صنعیت شدن فرا نوگرایی یا شالوده شکنی سرمایه داری است (واترز،۱۳۷۹،صص۱۳-۱۴).رابرتسون که خود از نخستین نویسندگان این موضوع به شمار می آید، بر این باور است که جهانی شدن چیز تازه ای محسوب نمی شود، بلکه تاریخ آن به زمان نو گرایی و ظهور سرمایه داری بر می گردد. نو گرایی فرایند جهانی شدن را خلق نمی کند، بلکه آن را تسریع می نماید. بنابراین آن چه امروزه بعنوان جهانی شدن مطرح است فرایند تاریخی می باشد با این تفاوت که جهانی شدن کنونی ماهیت واکنشی بودن دارد؛ بدین معنا که جهان از وضعیت «در درون خود بودن » به حالت «بودن برای خود» تبدیل شده است. (طاهری،۱۳۷۹)«آنتونی گید نز» از دیگر پژوهشگرانی است که جهانی شدن را با وضعیت مدرنیزم پیوند می زند. به نظر وی، جهانی شدن امری جز حرکت شتاب آلود مدرنیته نیست. وی جهانی شدن را حاصل جمع مجموعه ای از لوازم و پیامد های جامعه مدرن می داند که در بستر این جامعه شکل می گیرد. وی معتقد است که جامعه مدرن باویژگیهای نظیر نظام سرمایه داری وتولید کالا، صنعت گرایی، کنترل دولت ازطریق تکنولوژی وتمرکز برابزارهای صنعتی برای کنترل وهدایت، بصورت طبیعی به سوی جهانی شدن حرکت میکند. بنابراین گیدنز، برخلاف رابرتسون جهانی شدن را نتیجه مستقیم نواگرایی می داند، زیرا هریک ازپویایی های سه گانه نوگرای دارای گرایشهای جهانی کننده درروابط اجتماعی است. تفکیک زمان – مکان، ازجاکندن وانعکاسی بودن به مفهوم روابط پیچیده ای بین فعالیتهایی محلی وتاثیر متقابل درفاصله های دور است واین مهمترین خصلت جهانی شدن محسوب می شود(واترز،۱۳۷۹)دریک جمع بندی کوتاه می توان گفت که درمورد پیشینه تاریخی جهانی شدن عمدتاً دو دیدگاه کلی مطرح است: ۱- دیدگاهی که جهانی شدن را بعنوان پدیدها کاملاً جدید وبی بدیل تلقی میکند و۲- دیدگاهی که آن را شکل جدیدی اززندگی دربستر جامعه صنعتی، مدرن یا فرامدرن می داند. با لطبع، درچارچوب رویکرد نخست الزاماً به نفی طبیعی بودن آن نمی انجامد ومجال لازم برای طرح فرضیه پروژه بودن آن رانیز منتفی نمی سازد، درحالیکه درچارچوب تلقی دوم اساساً احتمال پروژه بودن آن منتفی است زیرا جهانی شدن یکی ازمراحل حرکت تدریجی دتکاملی جهان صنعتی ومدرن به سوی درهم نوردیدن مرزهای ملی میباشد.

۳- عوامل جهانی شدن:

درمورد عوامل مؤثربرجهانی شدن وبه تعبیر دیگر عوامل مؤثربر شکل گیری وتحقق وضعیت مرسوم به جهانی شدن، دیدگاه های متفاوت واحیاناَ متناقض ارائه شده است . برای ارائه گزارش منسجم ازدیدگاههای موجود دراین زمینه، مجموع این نظریه ها را دردوطبقه کلی میتوان بیان نمود:

۱-نظریه های تک علّی

۲-۲- نظریه ها وتفاسیر چند علّیتی

دیدگاه تک عاملی:

والراشتاین ازجمله نویسندگانی است که با تحلیل تک عاملی به بررسی جهانی شدن پرداخته است. درتلقی والراشتاین که عمدتاً ازمنظر اقتصادی وبه خصوص اقتصادبین المللی به تحلیل می پردازد، جهانی شدن به جهانگیر وفراگیر شدن اقتصاد سرمایه داری تفسیر میشود، بنابراین توسعه وفراگیری نظام سرمایه داری عامل اصلی پدید آوردن مقوله جهانی شدن می باشد. جیمز روزنا ازدیگر نظریه پردازان دربحث جهانی شدن برروابط فراملی یا فراملی شدن روابط تاکید دارد ومیگوید: تحولات پویا که حاصل نوآوریهای تکنولوژیک بوده وباپیشرفت ارتباطات وحمل ونقل تقویت شده، تشکل ها ی جدی را به صحنه آورده است وتلاش این متشکل ها ونهادهای نوبرای دسترسی به منابع خارجی یا تعامل با همگنان خود در خارج از کشور موجب تشدید و گسترش پویایی جهانی شده است. وی از سیاست فرا بین المللی یاد کرده، سر آغاز آن را توسعه تکنولوژی می داند. فن آوری جدید ویژگی هایی دارند که عبارتند از:

۱- فرا صنعتی شدن در جمعیت توسعه تکنولوژی میکرو الکترونیک که فواصل مکانی و زمانی سیاره زمین را کاهش داده و امکان جابجایی سریع افراد، عقاید و منابع را در سراسر جهان فراهم کرده است؛

۲- ظهور مسائل جدید که حل آن فراتر از اقتدار هر یک از دولتهاست؛

۳- کاهش توانایی دولتها برای حل مشکلات بر اساس موازین ملی؛

۴- ظهور تشکل های فرعی جدید و نیرومند در جوامع ملی؛

۵- افزایش سطح تخصص، آموزش و تقویت واکنش شهروندان در قبال اقتدار دولت که ضربه پذیری آنان را کاهش داده است (واترز،۱۳۷۹)

دیدگاه چند عاملی:

دسته دوم نظریه ها، ریشه ها و عامل جهانی شدن را با رویکرد چند عاملی مورد تحلیل قرار می دهند. در ذیل به نظریات برخی پژوهشگران در این زمینه، اشاره می شود:

آنتونی گیدنز: گیدنز جهانی شدن را از منظر ابعاد مختلف نظام دولت – ملت، نظم نظام جهانی، تقسیم بین المللی کار و اقتصاد سرمایه داری جهانی مطرح می کند. به نظر گیدنز، جهانی شدن فرایند پیچیده ای است که از عوامل متعدد تاثیر پذیرفته است. وی مجموعه ای از این عوامل را در ذیل عنوان مدرنیته توضیح می دهد. به نظر او، مدرنیته در دل خود برخی گرایشهایی را حمل می کند که تمایل به جهانی شدن دارد، بنابراین جهانی شدن نتیجه مستقیم نو گرایی است (Giddense،۱۹۹۰،۲۱)

رونالد رابرتسون: وی همانند گیدنز جهانیشدن را با مدرنیته و نوسازی عصر جدید مرتبط می داند و به نظر رابرتسون جهانی شدن ماهیت چند بعدی دارد و فهم چنین پدیده ای مستلزم رویکرد چند بعدی و همه جانبه و کثرت گرا می باشد. وی معتقد است جهانی شدن برخی از ابعاد زندگی مدرن را جهانی و جهانشمول کرد، هر چند روند های متعارضی را در خود پرورش داد. فهم نظام جدید جهانی مستلزم رویکرد چند بعدی و کثرت گرا است که در آن هویت های فرهنگی متعدد سازمانی، محلی، ملی، بین المللی و فراملی همانند عناصر مقوم جهانی هنوز فرایند تجلی هستند. (Rabertson،۱۹۸۹،۶۸)

۴- ماهیت جهانی شدن:

در مورد ماهیت جهانی شدن عمدتاً دو دیدگاه نسبتاً رایج مطرح شده است: عده ای ماهیت آن را بعنوان یک فرایند طبیعی و برخاسته از جوامع صنعتی و پسا صنعتی غرب می دانند. در چنین حالتی، تلقی بدبینانه یا قضاوت ارزشی آن منتفی است. گفته می شود جهانی شدن همانند سیستم های گذشته نظیر صنعتی شدن، مدرن شدن و فرا مدرن شدن سیستم و مفهوم جدیدی برای دنیای کنونی است.

در دیدگاه دیگر، جهانی شدن مقوله کاملاً جدیدی است که الزاماً با دنیای صنعتی و پسا صنعتی جوامع توسعه یافته ارتباط نمی یابد، بلکه امری تصنّعی و هدایت شده است که غرب آن را در راستای خواستها و منافع خویش تعقیب و هدایت می نماید، بنابراین جهانی شدن با مفاهیمی چون استعمار جدید و امپرالیستی فرهنگی و اقتصادی ارتباط پیدا می کند. تفاوت دو دیدگاه در مورد ماهیت جهانی شدن، دو نوع تلقی نسبت به سیاست بین الملل و مسائل جهانی را به همراه خواهد داشت. در حالیکه در دیدگاه نخست جهانی شدن به عنوان فرایند ناشی از گسترش فزاینده ازتباطات و تکنولوژی اطلاعات تلقی می شود، در دیدگاه دوم بعنوان پروسه ای هدایت شده که مترادف با غربی سازی است، مطرح می گردد. طبیعی است پذیرفتن هر یک از دیدگاهها و رویکردهای مزبور، نگاه ما به این مقوله و نحوه تعامل با آن را تحت تأثیر خواهد گذارد.

اگر بخواهیم ماهیت جهانی شدن را در دیدگاه های اندیشمندان این حوزه بررسی کنیم، می بینیم که رونالدرابرتسون جهانی شدن را «گسترش تجدد از جامعه به جهان و گسترش ویژگیهای محوری تجدد در مقیاس جهانی» می داند و مسیر جهانی شدن را در تقسیم تاریخ جهانی در پنج مرحله ترسیم می کند:

۱- مرحله بدوی یا اولیه ( ۱۴۰۰ – ۱۷۵۰)

۲- مرحله نخستین (۱۷۵۰ – ۱۸۷۵ )

۳- مرحله جهش ( ۱۸۷۵ – ۱۹۲۵ )

۴- مرحله تلاش برای کسب سلطه ( ۱۹۲۵ – ۱۹۶۹ )

۵- مرحله عدم قطعیت ( ۱۹۶۹ -۱۹۹۲ ).

گیدنز توسعه جوامع جدید و جهانی شدن را با هم مرتبط می داند. به اعتقاد او: نو گرایی و مدرنیزم دارای ویژگی های پویایی است که گرایش های جهانی کننده در روابط اجتماعی دارد. از جمله این ویژگیها که برای جامعه مدرن بیان می کند عبارتند از:

۱- نو سازی مستلزم نظام سرمایه داری تولید کالا می باشد؛

۲- نوگرایی متضمن صفت گرایی، یعنی چند برابر شدن تلاش انسانی است؛

۳- در نوگرایی کنترل هماهنگ دولت از طریق تکنولوژی جدید وجود دارد؛

۴- تمرکز کنترل بر ابزار های سرکوب در یک نظم، نظام صنعتی است.

در تلقی گیدنز هر یک از ویژگیهای مزبور دارای پویایی و تمایل به سوی جهانی سازی است.

والراشتاین مهمترین ویژگیهای نظام جهانی را: پویایی داخلی نظام، خود کفایی مادی، تقسیم کار گسترده در آن و تنوع فرهنگی می داند. وی شکلهای سه گانه نظام های جهانی را چنین مطرح می کند:

۱- امپراطوری های جهانی که در آن فرهنگهای متنوع و متعدد تحت یک حکومت توحید می شوند؛

۲- اقتصاد های جهان با یک نظام اقتصادی مشترک یکپارچه می شوند؛

۳- سوسیالیسم جهانی.

نظریه دهکده جهانی مک لوهان، با تأکید بر نقش ارتباطات و انفجار اطلاعات، تکنولوژی ارتباطی جدید را سبب فشردگی جهان و گسترش الگوهای اقتصادی و فرهنگی در سطح جهان میداند. از دیدگاه مک لوهان، اصل تعیین کننده نقش رسانه ها است که فرهنگ از طریق آن منتقل می شود. (تافلر،۱۹۹۰، ۳۴)

۵- ابعاد جهانی شدن:

جهانی شدن سیاست:

منظور از جهانی شدن سیاست کم رنگ شدن مرزهای ملی و فرو ریختن باورها و تصورات سنتی و کلاسیک از مفاهیم سیاسی نظیر حاکمیت، منافع ملی و غیره است. جهانی شدن سیاست اهمیت دولتهای ملی را بی اعتبار نمی داند، اما آینده را به سوی فربه شدن این حاکمیت ها تفسیر نمی کند. دیوید هلد از نظریه پردازان جهانی شدن سیاست، برای فهم این فرایند از سطح روابط غیر سیاسی بین جامعه ای شروع می کند و سپس بحث ها را گام به گام تا تضعیف دولت – ملت و سرانجام، استقرار حکومت جهانی به جای دولت ملی به پیش میبرد. این مراحل را دیوید هلد چنین توضیح می دهد:

۱- افزایش روابط اقتصادی و فرهنگی موجب کاهش قدرت و کار آیی حکومتها در سطح دولت – ملت می گردد. حکومت ها دیگر کنترل روی نفوذ و ورود اقلام اقتصادی از ورای مرزهای ملی ندارند.

۲- ظهور سازمانهای فراملی و غیر حکومتی (NGO) بیش از پیش قدرت دولتها را کاهش می دهد و اختیارات حکومت را محدود می سازد.

۳- اغلب حوزه های سنتی مسئولیت دولت و کار ویژه های حکومت های ملی باید در ارتباط با معیار ها و هنجارهای بین المللی هماهنگ و تعریف شود. دولتهای ملی نمی توانند امنیت ملی، منافع ملی و تهدیدات ملی را آنگونه که می خواهند، بدون توجه به علایق و منافع دیگر بازیگران بین المللی، تعریف کنند.

۴- نکته سوم مارایک گام در محدودسازی اختیارات و حاکمیت ملی به پیش می برد. دولتها ناگزیرند حاکمیت خود را در قالب واحد های سیاسی بزرگتر مانند جامعه اروپا، آ سه آن، اپک، نفت و. .. تعریف نمایند. و بالاخره، در درون سازمانهای جهانی و منطقه ای حاکمیت ملی کشورها تضعیف می گردد و کنترل حکومتها در رخداد ها و حوادث سیاسی ملی و منطقه ای کاهش می یابد. (Held،۱۰۷)

جهانی شدن فرهنگ:

گفته می شود جهانی شدن فرهنگ به این معناست که امروزه در اثر رشد و چشمگیر رسانه های ارتباطی جمعی و تکنولوژی اطلاعات، به هم پیوستگی فزاینده فرهنگی در سراسر جهان به وجود آمده است؛ به بیان دیگر، جهانی شدن فرهنگ به امکان تعامل و درک بیشتر فرهنگها از همدیگر و فراهم شدن زمینه های جذب بیشتر اشاره دارد. در مجموع دیدگاهها، می توان سه تفسیر یا قرائت از جهانی شدن فرهنگ را رد یابی کرد:

۱- استفاده از شبکه های اطلاعات و فرهنگی برای بین المللی کردن فرهنگ های ملی، قومی و مذهبی: در این تلقی که نزدیک به تعریف قبلی است، شبکه های اطلاعاتی ابزاری است که فرهنگهای محلی و ملی را بین المللی نموده، آن را در اختیار جوامع جهانی قرار می دهد. در این حالت، جهانی شدن فرهنگ به سوی جهان چند فرهنگی حرکت می کند. شرایط جدید این فرصت را برای فرهنگهای ملی، مذهبی و قومی به وجود آورده که بر تعداد مخاطبان خود بیفزاید و علاقمندان جدیدی ایجاد کند.

۲- گسترش فرهنگ جهانی فرهنگهای مسلط از طریق بازارهای جهان: در این تفسیر جهانی شدن مترادف با امپرالیسم فرهنگی، هژمونی جهانی و یا آمریکایی شدن جهان مطرح می گردد. جهانی شدن فرهنگی به مفهوم حرکت به سوی الگوی فرهنگی واحد یکپارچگی فرهنگی جهان می باشد.

۳- بین المللی شدن و همگونگی فرهنگی طبق ارزشها و زبانهای ملل توسعه یافته: در این تلقی، جهانی شدن فرهنگ الزاماً به مفهوم گسترش فرهنگ مسلط نیست، اما بصورت طبیعی روند ایجاد شده به استیلای فرهنگ ملل توسعه یافته و عقب نشینی یا تضعیف دیگر فرهنگها می انجامد.

جهانی شدن اقتصاد:

جهانی شدن اقتصاد که به نظر غالب متفکران مسائل جهانی، وجه غالب جهانی شدن را تشکیل می دهد. خاستگاه اصلی و اولیه جهانی شدن اقتصاد تجارت است. از زمان صنعتی شدن، تجارت جهانی به مفهوم مبادله کالا و خدمات در میان ملت – دولتها به سرعت گسترش یافته است. بطوریکه بین سالهای ۱۸۰۰ -۱۹۱۳ تجارت جهانی از سه درصد به ۳۳ درصد رشد داشت. جهانی شدن اقتصاد معلول دودسته عامل داخلی و خارجی است. کاهش فاصله های اقتصادی در اثر رشد و توسعه تکنولوژی جدید، انعطاف پذیری کشورها در مقابل مبادلات خارجی و سهولت جریان حمل و نقل و دست یابی به جریان انتقال کالا، سرمایه و خدمات از مهمترین متغیرهای داخلی مؤثر بر جهانی شدن محسوب می گردد. عوامل خارجی مؤثر بر این فرایند به تغییرات بنیادی در نظام اقتصادی جهان، ورود بازیگران جدید در عرصه اقتصادی و افول تدریجی هژمونی اقتصاد امریکا اشاره دارد.

۶- رویکرد ها و پیامد های جهانی شدن:

الف ) آثار منفی جهانی شدن:

۱- جهانی شدن اصول اقتصاد لیبرال و زوال یا کم رنگ شدن اصول اقتصاد ملی:

جهانی شدن با ترویج و گسترش اقتصاد لیبرال، بازار آزاد و تجارت بین المللی، الگوی تولید و مصرف را در کشورهای ملی با چالش جدی مواجه می سازد. این امر موجب می گردد تا اقتصاد ملی کشورهای در حال توسعه در وضعیتی خطیر و اجتناب ناپذیر قرار گیرد. این وضعیت در واقع، الگوی نظام اقتصادی وابستگی یا تقسیم کار بین المللی را تداعی می کند که در نهایت، کشور های جنوب و در حال توسعه را در یک نقطه غیر قابل بر گشت قرار می دهد. علاوه بر این، الگوی مصرف و تولید سرمایه داری لیبرال در بیشتر موارد بستر ها ویژگیهای فرهنگی و ارزشی متناسب با خود را نیز بر دیگر جوامع تحمیل می کند.

۲- تحمیل دموکراسی هدایت شده غربی:

همچنان که فوکو یاما و عده ای از پژوهشگران منسوب به اندیشه لیبرالیسم متذکر می شوند، اقتصاد لیبرال با گسترش خود نوعی لیبرالیسم سیاسی را نیز در پی دارد، و این امر در کشورهای د حال توسعه با دموکراسی هدایت شده نمود می یابد. بصورت طبیعی، اندیشه لیبرالیسم سیاسی و دموکراسی غربی با بیشتر فرهنگها ونظام ارزشی سایر ملتها تعارض دارد. در این حالت، نوعی مواجهه فرهنگی و ارزشی میان فرهنگ غربی و فرهنگ دینی را در جوامع شاهد خواهیم بود.

ماکس و بر ضمنت تاکید پذیری این الگو از سوی دیگر جوامع، اظهار می دارد که پذیرش الگوی سرمایه داری، پذیرش نهاد ها، کردارها، ساختار ها و تجویزات غربی نیز در پی خواهد بود. (دهشیدی،۱۳۷۶)

۳- فرسایش اقتدار کشورها:

اقتدار سیاسی ملتها در درون مرزهای جغرافیایی با کم رنگ شدن مرزهای ملی از سویی، و تضعیف مبانی اقتدار سیاسی از سوی دیگر رنگ می بازد، جنبه های رنگ باختن این اقتدار تقریباً تابع سه وجه کلی هستند:

نخست، موضوع دفاع، یعنی حفظ امنیت در اجتماع برابر خشونت: دوم، دارایی و امور مالی، یعنی نگهداری از پول به عنوان ابزار مطمئن برای داد و ستد، واحد محاسبه و منبع ارزش اقتصادی و سوم، تأمین رفاه.

۴- به چالش کشیدن مفاهیم ملی:

مفاهیمی چون هویت ملی، وحدت ملی، منافع ملی و توسعه ملی در عصر وابستگی فزاینده متقابل کشورها، ضمن آنکه در چار چوب مرزهای ملی تعریف می شود، تحت تأثیر جدی روابط بین الملل نیز قرار دارد، بنابراین تفسیر این مفاهیم در عصر کنونی نمی تواند الزامات بین المللی را از نظر دور کند، زیرا روند جهانی شدن بر هویت ملی از ابعاد مختلف تأثیر دارد. از این رو چالش هویتی یکی از آثار و نتایج ناشی از جهانی شدن به شمار می آید.

ب) آثار مثبت جهانی شدن:

۱- تقویت همگرایی و همکاری چند جانبه:

جهانی شدن از طریق ایجاد تعامل شناختی و فرهنگی در میان جوامع می تواند آینده همگرایی و همکاری بین المللی را تقویت کند؛ به بیان دیگر، جهانی شدن با ویژگیهای تکنولوژی و ارتباطی خود زمینه های تعامل و همکاری را فراهم می آورد.

۲- تقویت چند صدایی و تکثرگرایی:

در این تلقی، جهانی شدن الزاماً به معنی یکسان سازی فرهنگها و باورها و در نهایت، تک صدایی و مرکز گرایی نمی باشد، بلکه از درون آن تعدد، تکثر و پلورالیسم سیاسی و فرهنگی سر بر می آورد. با چنین رویکردی، می توان به یک نتیجه مثبت جهانی شدن دست یافت. در پر تو اطلاعات، ارتباطات و تکنولوژی اطلاعات که در عصر جهانی شدن وجود دارد، مجال بروز برای هویت های محلی فراهم می آید و صداهایی که قبلاً توان انعکاس پژواک خود را در عرصه جهانی نداشت، اینک مجال انعکاس می یابد(هیشری،۱۳۷۹)

۳- تقویت هویت ملی:

این مقوله گر چه بصورت پارادوکس جلوه می کند، اما فرایند جهانی شدن در درون خود تمایلات و خواهشهای ملی و محلی را تقویت می کند. البته تقویت هویت ملی در فرایند جهانی شدن بیشتر حالت واکنشی و انعکاسی دارد. ملتها با استفاده از تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی جدید تلاش می کنند تا هویت های ملی شان را استحکام بخشیده از استعاله شدن در درون فرهنگ و هویت جهانی شده باز دارند.

۷- موافقان و مخالفان جهانی شدن:

موافقان جهانی شدن:

موافقان جهانی شدن ضمن یاد آوری آثار مثبت شدن، دلایل زیر را مطرح می کنند:

الف) جهانی شدن فرایندی ناشی از وابستگی متقابل کشورها بخصوص اقتصاد های ملی است. سرعت و عمق این وابستگی به گونه ای است که دولتهای ملی توان کنترل اقتصادی خود را از دست می دهند.

ب) گسترش و توسعه تکنولوژی و ارتباطات بر درک و فهم ما از خود و جهان تأثیر می گذارد. این درک جدید نوعی آمشتی و همسویی میان جوامع ایجاد نموده، موجبات همگرایی بیشتر جهانی را فراهم می آورد.

ج) جهانی شدن فرهنگ به مفهوم ایجاد زمینه های بروز برای فرهنگ های ملی است و این فرصتی طلایی برای صداهایی است که توان انتقال خودبه دیگر نقاط جهان را نداشته است.

د) از طریق جهانی شدن، فرهنگها و هویتها به تجانس و تقارب بیشتر می رسند. این امر سبب کاهش اختلافات فرهنگی و فکری میان جوامع و افراد می شود.

هـ) جهانی شدن زمینه های شکل گیری جامعه مدنی جهانی را از طریق جنبش های اجتماعی و سیاسی فراملی فراهم می آورد. وفاداری های محلی و ملی افراد و جوامع از دولتها به نهاد های فراملی منتقل می شود.

و) شاهد شکل گیری یک فرهنگ ریسک هستیم؛ یعنی مردم جهان احساس می کنند خطر اصلی ای که با آن مواجه اند، آلودگی و ایدز است و اینکه دولتها تنهایی قادر به مقابله با ریسک نیستند.

ی) بالاخره اینکه جهانی شدن نوعی فرهنگ جهانی وطنی را گسترش می دهد که در اثر آن افراد جهانی می اندیشند و این جهانی اندیشی به نوبه خود به انسانی اندیشیدن را توسعه می دهد که به سود تمام جوامع بشری است (سجادی،۱۳۸۳،صص۱۵-۲۰)

مخالفان جهانی شدن:

مهمترین گزاره های مورد استناد مخالفان را در محور های زیر می توان خلاصه کرد:

الف) جهانی شدن آثار و پیامد های ناموزون دارد، آنچه در فضای جدید مورد توجه است، عمدتاً ناظر به بخش کوچکی از سیاره زمین، یعنی کشورهای صنعتی و توسعه یافته می شود و الا در بیشتر جوامع از ارتباطات، رسانه ها وفضای جدید کمترین اثر مثبتی مشاهده نمی شود. بنابراین، جهانی شدن تنها بخشی اندک از جوامع بشری را تحت پوشش خود قرار میدهد.

ب) جهانی شدن احتمالاً آخرین مرحله امپرالیسم غربی است که در ظاهری آراسته و موجه ارزش ها و فرهنگ غربی در دیگر جوامع ترویج می کند.

ج ) در فرایند جهانی شدن تعداد اندکی برنده، و اکثریت بازنده هستند. تکنولوژی همراه با جهانی شدن بصورت طبیعی منابع اقتصادی کشورهای توسعه یافته و غنی را بر منافع کشورهای در حال توسعه و فقیرتر ترجیح می دهد، بنابراین جهانی شدن نه تنها حالت امپرالیستی دارد، بلکه دارای ماهیت استثماری است.

د) جهانی شدن همچنیان که ارتباطات و انتقادات مثبت و سازنده را تسهیل می کند، اقدامات منفی کارتلهای مواد مخدر، تروریست های بین المللی و سندیکاهای تبهکاری را نیز آسان می سازد.

هـ ) وجود تضاد در بطن جهانی شدن از دیگر گزاره های مورد استناد مخالفان است؛ بدین معنا که جهانی شدن، ازیک سو بر رقابت بازار تأکید می کند و زمینه ورود بازیگران جدید اقتصادی را فراهم می کند، و از سوی دیگر، تأکید دارد تا رقابت کنندگان با معیارهای غربی به مدیریت اقتصادی پرداخته، ارزش های غربی را بپذیرند(سجادی،۱۳۸۳،صص۲۱-۲۲)

گفتار دوم: حکومت جهانی اسلامی حضرت مهدی (عج)

سؤالی که در این میان مطرح است این است که، آیا نیازمندیهای بشر به دین در عصر تکنولوژی اطلاعات و جهانی همچنان به عنوان یکی از خواسته ها و نیازمندی های عمومی باقی است؟

باید اذعان داشت گسترش و ترویج اندیشه های لیبرال و دمو کراسی غربی تا اندازه ای نقش و جایگاه دین را کم رنگ می کند، اما به هر حال رفاه اجتماعی انسانها مقوله ای است که تا اندازه زیادی به مفاهیمی چون عدالت و مسئولیت های اخلاقی انسان گره می خورد. لذا در آینده بشر نیز دین نقش مهمی خواهد داشت.

کارل یوزف می گوید: عدالت جهانی، مصلح جهانی وظایفی اند که به تمام انسانها مربوط می شود و این وظایف نباید تنها به عهده سیاست مداران و اقتصاد دانان گذاشته شود. در عصر جهانی شدن اقتصاد، اینترنت و بازار های پولی، دین ها مسئولیت ویژه ای به منظور رفاه عمومی انسانها به عهده دارند، زیرا انسانها برخی پرسشهایی را مطرح می کنند که پاسخ آنها از عهده اقتصاد دانان خارج است. … این نویسنده جایگاه اسلام در عصر جهانی شدن را چنین توضیح می دهد: نقش دین اسلام در عصر جهانی شدن کاملاً به این بستگی دارد که در مقابل مسائل مهمی از جمله صلح جهانی و عدالت جهانی چه نکاتی را دنبال می کند. مردم سالاری، حقوق بشر، نفی زور، استقرار صلح و عدالت و رفاه عمومی برای بشر از جمله مسائلی است که تاثیر مستقیم و زیادی بر نقش اسلام خواهد گذاشت(روزنامه ایران، ۱۲/۱۰/۱۳۸۰)بنابراین می توان به نقش دین مخصوصاً دین اسلام (ان الدین عندالله الاسلام)، در فرایند جهانی شدن و آینده بشریت متصور شد، و از انجا که اسلام آینده را به جهانی شدن حکومتی واحد و فراگیر که در آن آمال بشر در ایجاد مدینه فاضله تحقق می یابد، لذا در این مقال ما ابتدا بر هویت اسلامی در جهانی شدن، و سپس به حکومت واحد جهانی حضرت مهدی اشاره می شود.

۱- اسلام و جهانی شدن؛ فرصت ها و تهدیدها:

جهانی شدن به عنوان یک سکه دورویی از سویی تهدید زا است و هم فرصت آفرین، جنبه های تهدید زایی جهانی شدن نسبت به جوامع اسلامی و فرهنگ دینی را می توان در بهره گیری از قدرت تکنولوژیکی، اقتصادی و سیاسی غرب برای ترویج ایده های لیبرالیسم و آموزه های تجدد غربی عنوان کرد که این تنها یک طرف قضیه است. از طرف دیگر، ماهیت جهانی شدن صرفاً به تراکم فضا و زمان (space – Time) محدود نیست، بلکه با تشدید آگاهی درسطح جهانی همراه است.

اسلام و فرصت های جهانی شدن:

دین اسلام بنا به ماهیت جامع و فراگیر و با عنایت به ویژگیهای بشری و انسانی که دارد و عمدتاً انسان را صرف نظر از تعلقات خونی، زبانی و سرزمینی مورد خطاب قرار می دهد، از توانمندی برتری برای جهانی شدن برخوردار می باشد. برخی از پژوهشگران مسائل اسلامی در پاسخ اینکه اسلام دارای چه زمینه ها و ویژگیهایی برای جهانی شدن می باشد، مهمترین ویژگیهای اسلام را در محورهای زیر بیان کرده اند:

۱- اصول و ارزشهای اسلام دارای ماهیت عالم و جهانی است؛

۲- اسلام، جهان و انسان را به عنوان مجموعه ای واحد مورد توجه قرار داده، عدالت اجتماعی را از این منظر برای کل جوامع بشری دنبال می کند؛

۳- در اسلام تنوع زبانی، قومی و مذهبی در شکل عالی مورد تأیید و پذیرش است؛

۴- مخاطبان اسلام فراملی، فرا قومی و فرا زمانی هستند و بنابراین، کم و بیش در تمام قاره های جهان می توان پیروان این دین را شناسایی کرد.

شهید مطهّری می فرماید: «بدون شک ایدئولوژی اسلام از نوع اول ( جهانشمول )، و خاستگاه آن فطرت انسان است. لهذا مخاطب اسلام «الناس=عموم مردم» است. نه طبقه یا گروه خاصی. .. مخاطب اسلام تنها محرومان ومستضعفان هستند جامعه نیستند، همچنانکه حامیان خود را تنها از این طبقه جلب نکرده است. اسلام حتی از میان طبقاتی که به نبرد به آنها پرداخته، با تکیه بر نیروی مذهب یک طرف، و فطرت انسانی انسان از طرف دیگر، به گواهی تاریخ سر باز گرفته است »(مطهری،ج۲،صص۵۹-۶۱)علامه طباطبایی د ر مورد جهانی شدن تعالیم اسلام می فرماید: « کاوش عمیق در اصول کائنات نشان می دهد که انسان نیز به عنوان جزئی از کائنات، در آینده به غایت و کمال خود خواهد رسید. آنچه در قرآن آمده است که استقرار اسلام در جهان امری شدنی و لا بدَّ منه است، تعبیر دیگری است از این مطلب که انسان به کمال تام خود می رسد »)طباطبایی،ج۴،صص۱۳۲-۱۳۳)بنابراین ازآنجائیکه تعالیم اسلامی بر اساس فطرت آدمی است و کمال انسانس نیز با مورد توجه قرار دادن تعالیم آسمانی اسلام مد نظر قرار می گیرد، جهانی شدن تعالیم اسلام معنی و مفهوم پیدا می کند.

چالش های جهانی شدن در برابر اسلام:

ایده پایان تاریخ توکویاما، بی رقیب بودن اندیشه لیبرال را بعنوان ایدئولوژی جذاب، کار آمد و مثبت مورد تأکید قرار می دهد، اما در مقابل ایده برخورد تمدنهای هانتینگتن، اسلام و تمدن اسلامی را جایگزین رقیب کمونیزم دوره جنگ سرد در مقطع پس از فروپاشی اتحاد شوروی معرفی می کند. رقیب بودن تمدن و فرهنگ اسلامی برای تمدن غرب و ایدئولوژی لیبرالیسم تنها در نظریه هانتینگتن خلاصه نمی شود، بلکه بسیاری از اندیشمندان غربی و حتی توده های مردم، فرهنگ و تمدن اسلام را رقیب غرب می دانند. این امر احتمالاً بر آمده از ویژگیهای اسلام و توانمندیهای درونی آموزه های اسلامی است. برخی از ویژگیهای اسلام این مکتب را بعنوان ایده ای جامع و همگانی و در نتیجه، شامل مجموعه ای از مقررات فراگیر قانونی و اخلاقی برای سازماندهی به زندگی جمعی و فردی معرفی می کند. برخی از نویسندگان علاوه بر پویایی و جامعیت آموزه های سیاسی – اجتماعی اسلام، دو عامل دیگر که موقعیت اسلام را به عنوان رقیب ترجیحی برای غرب تقویت می کند، مطرح می کنند، نخست اینکه اسلام آیینی است که دیگران را به سوی خود فرا خوانده و پیروزی و استیلای جهانی را باور دارد. در اینجا ماهیت جهانشمولی اسالم و نیز حقانیت این دین آسمانی به عنوان تنها راه سعادن جوامع بشری مورد توجه قرار می گیرد. دوم اینکه از سالهای پیش اسلام به عنوان خصم و رقیب غرب مطرح بوده است، بنابراین « اسلام با این بار تاریخی خود نامزدی است آرمانی برای دشمنی تازه که خلأ ناشی از فرو پاشی کمونیسم را پر کند. آنچه تمایل به دشمن دیدن اسلام را تقویت می کند، این فرضیه است که ویژگی و بی تابی اسلام به خصوص در هم آمیختگی فرض پدیده های دنیایی و روحانی لزوماً عملی می شود و اسلام را در برابر دگرگونی نفوذ ناپذیر می سازد و آن را به مخالف و رقیب اصلی انسان گرایی سکولار تبدیل می کند »(هانتر،ص۲۰). بنابراین آنچه اسلام را به عامل مهم ستیزه جویی تبدیل می کند، ترکیبی از اهمیت استراتژیکی سرزمین های اسلامی و قابلیت نمایان آن به عنوان نظام اعتقادی و چارچوبی است که می توان برای هدایت در زندگی این جهان و در آخرت به آن رجوع کرد.

از نظر فرهنگ و اندیشه اسلامی، مهمترین آثار منفی هژمونیک شدن فرهنگ غرب را از طریق فرایند جهانی شدن در محور های زیر می توان بیان نمود:

۱- تفکیک عقیده اسلامی از حیات سیاسی و اجتماعی اسلام و جوامع اسلامی؛

۲- نشر تفکر الحادی به عنوان بدیل و جایگزین عقیده اسلامی؛

۳- محو اخلاق اسلامی از طریق دعوت، گسترش و ترویج ابالی گری؛

۴- تمجید و تنزیه فرهنگ مادی غرب و تسفیه فرهنگ اسلامی و در نهایت، دعوت به سوی فاصله گرفتن از فرهنگ اسلامی(عبدالله حسان، ص۲۰)

جهانی شدن فرهنگ مادی غرب در عرصه اجتماع و روابط اجتماعی آثار منفی ای را در جوامع اسلامی بر جا می گذارد که مهمترین آن عبارتند از:

۱- تغییر و دگرگون نمودن مفهوم ازدواج و روابط خانوادگی؛

۲- ترویج غرب گرایی در میان جوانان مسلماغن و منعزل کردن آنها از فرهنگ اسلامی؛

۳- الگو ساختن انسان غربی در روابط اجتماعی.

خلاصه، اگر جهانی شدن با سلطه گرایی غرب پیش تازد، و خطر حذف یا استحاله تفکر دینی باشد، بدیهی است تعارض واستراتژی مقاومت به میان خواهد آمد.

۲- حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عج):

گفتیم که تعالیم اسلامی چون بر اساس فطرت آدمی است و کمال انسانی نیز با مورد توجه قرار دادن تعالیم اسلامی مد نظر قرار می گیرد، جهانی شدن تعالیم اسلامی معنی پیدا می کند. آنچه که از تعالیم قرآنی و اندیشه مهدویت شیعی درباره احتمال تحقق این امر از نظر عینی و عملی بر می آید این نکته است که مسیر نهایی حرکت تاریخ به سوی جهانی شدن اسلام و حکومت به دست امام دوازدهم شیعیان حضرت مهدی (عج) می باشد.

حکومت واحد جهانی حضرت مهدی (عج) در حقیقت، پاسخی است به نگرانی بشر از آینده خود. شیعیان آینده ی روشنی را برای زندگی خود پیش بینی می کنند و امید به زندگی در قالب « انتظار فرج » به زندگی شیعیان معنا و گرمی می بخشد. یک شیعه هیچ گاه نسبت به آینده خود نگران نیست و چنانچه دیگر متدیّنان نیز نسبت به آینده شان نگران نمی باشند وآینده ی بشر را تحت لوای مصلح کل، روشن می بینند، ولی آموزه های شیعی این امتیاز را دارد که از روشنی و وضوح فراوان برخوردار است.

با دقت در دعوت و آموزه های اسلام، معلوم می گردد که هدفش متحد کردن ملتها و برداشتن دیوار امتیازات و اعتبارات لغو و بی اثر و بر قرار کردن کلمه واحد و همکاری و ارتباطی است که ریشه و پایه آن، کلمه توحید و ایمان و عقیده به آن است.اسلام می خواهد تمام اختلافات و جدایی ها را که به نامهای گوناگون پدیده امده، با عقیده ی توحید از میان بردارد. اختلاف طبقاتی، ملی، وطنی، جغرافیایی، مسلکی، حزبی، نژادی، زبانی همه باید از میان برود و سبب امتیاز و بخر نباشد، حتی باید اختلافات دینی هم کنار گذاشته شود و همه باید تسلیم فرمان خدا باشند: « قل تَعالَوا اِلی کلمه قموائ بَینَنا وَ بَینَکٌم. .. »(ال عمران، ۶۴)اسلام، برای بشر چنین روزی را پیش بینی کرده و تا جایی که وظیفه تشریع است، مقدمات آن را نیز فراهم ساخته و عملی شدن آن را موکول له آماده شدن زمینه کامل آن کرده است. تکامل فرد و در نتیجه ایجاد مجتمع کامل و نیز دولت و حکومت عدل در جامعه، با دو عامل اساسی تحقق پذیر است: ۱- عامل خارجی؛ ۲- عامل داخلی.

۱- عامل خارجی: آن است که هر فرد از افراد جامعه و در نتیجه مجتمع، معنای عدل و کمالی را که هدف از خلقت او در آن است، بداند، و نیز راهی را که انسان در رسیدن به آن هدف باید بپیماید، بشناسد.

۲- عامل داخلی: همان شعور بشر به این مسئولیت و هدف بزرگ است. لذا به جهت رسیدن به هدف، تحقق این عامل داخلی در وجود انسان، لازم است. این شعور به مسئولیت، تحقق پیدا نمی کند مگر به اینکه:

الف ) عقل، اهمیت اطاعت و خضوع و خشوع نسبت به خداوند را درک کند.

ب) بداند که این اطاعت، ضامن حقیقی برای سعادت خود و جامعه و ایجاد عدل مطلق در جامعه خواهد بود.

ج ) حقیقت عدل و قسط و آثار و برکات آن را بداند.

این عامل داخلی با انواع اش از چند طریق قابل پیاده شدن است:

طریق یکم – اینکه این ایمان و اخلاص، در افراد جامعه بصورت معجزه تحقق یابد که این با قانون معجزات و نیز با اختیارات انسان منافات دارد، و بشر باید به سطحی از فهم و شعور برسد تا بتواند آن هدف عالی را با رهبری الهی در خود پیاده کند.با ملاحظات حالات و خصوصیات بشر، پی می بریم که هنوز انسان به آن سطح عالی از فهم و شعور، برای رسیدن به آن هدف کامل، نرسیده است؛ زیرا بشر، از ابتدای خلقت، دو شرط اساسی از شرایط تطبیق عدل کامل را نداشته است:

۱- شناخت عدل بصورت کامل؛

۲- آمادگی برای فداکاری در راه تطبیق و پیاده کردن عدالت، بعد از شناخت آن،

اگر بر فرض، بشر شرط یکم را دارا باشد، هنوز آمادگی برای شرط دوم را پیدا نکرده است. انبیاء در طول تاریخ بشر متکفل این دو شرط بوده و مردم را به غرض اساسی از ایجاد بشر که همان عدل وحکومت عادل جهانی و الهی است بشارت داده اند: « وَ لَقَد مِن بَعدِ الذِّکر انّ اَلّارض یٌرِ ثٌها عِبادِی الصّالِحون؛ ما بعد از تورات در زبور داوود نوشتیم، که یقیناً صالحان از بندگان من، وارث زمین خواهند شد».(انبیا،۱۰۵)

حکومت جهانی که پیروزی از آن مستضعفان و صالحان و غلبه ایمان بر کفر است و حاکم آن حکومت شخصی از تبار ابراهیم و نبیره محمّد (ص) و فرزند زهرا و علی (سلام الله علیهم ) است و نام «محمد » و کنیه ی او «ابوالقاسم » و لقب او، « قائم » است.

خداوند میفرماید: « هٌوَ اَلّذی اَرسَلَ رَسٌولَهٌ بِالهٌدی و دین الحقّ لِیظهِره عَلَی الدّین کٌلّه وَ لَو کَرَهَ المٌشرکون؛ او خدایی است که رسولش را به هدایت و آئین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند اگر چه مشرکان ناخشنودند »(توبه،۳۳). منظور از پیروزی در این آیه، که به طور مشابه سه بار در قرآن تکرار گردیده است (فتح،۲۸وصف،۹وتوبه،۳۳)، پیروزی منطقی و مقایسه ای اسلام با سایر ادیان، یا غلبه عملی و خارجی بر آنها نمی باشد بلکه پیروزی برسطح جهان و تمامی زمین و منطبق با حکومت جهانی مهدی موعود می باشد. این پیروزی هنوز در جهان حاصل نشده و به فرموده امام محمد باقر (ع): « این پیروزی به هنگام قیام مهدی از آل محمد (ص) خواهد بود، آنچنان که هیچ کس در جهان باقی نمی ماند مگر اینکه اقرار به محمد (ص) خواهد کرد».خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: « وَ عَدَ اللهٌ الَّذین آمنوا فِیکٌم وَعَمِلٌو الصّالِحاتِ لِیَستَخلِفَنَّهٌم فِی الَارضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَبلِهم وَ لَیَمَکِّنَّنَ لَهًم دینَهٌم الّذِی ارتَضی لَهٌم وَلَیٌبَدِّ لَنَّهٌم مَن بَعدِ خَوفِهِم اءمَنا. ..(نور،۵۵)، در این آیه سه وعده صریح به مؤمنان داده شده است:

۱- استخلاف در زمین؛ حکومت روی زمین بعنوان نمایندگی خدا که حکومت حق و عدالت است.

۲- تمکین دین؛ نفوذ معنوی و حکومت قوانین الهی بر تمام پهنه زندگی.

۳- تبدیل خوف به امنیت؛ و برطرف شدن تمام عوامل ترس و ناامنی و جایگزین شدن امنیت کامل و آرامش در همه روی زمین(مکارم شیرازی،۱۳۸۰،ص۲۲)در تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه از امام زین العابدین (ع) نقل شده که فرمود: «هٌم و اللهِ شیعَتٌنا اَهلٌ البَیت یَفعَلٌ اللهِ ذلِکَ بِهِم عَلی یَدَی رَجٌل مِنّا وَهٌوَ مَهدِیِّ هذِهِ الامّه؛ این گروه به خدا قسم، همان پیروان ما هستند که خداوند بوسیله مردی از خاندان ما، این موضوع را تحقق می بخشد و او، مهدی این امت است ».

از این آیات و روایات به روشنی استفاده میشود که:

۱- سرانجام، صالحان اند که وارث کل زمین اند، نه شرق و غرب، جنوب یا شمال آن.

۲- افراد شایسته، جانشین پیشینیان در کل کره زمین اند و قدرتشان در همه جای عالم ظاهر می شود.

۳- دین اسلام غالب بر همه ادیان، در جای جای کره زمین حاکم خواهد شد.

۴- همه اینها در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) واقع خواهد شد.

نتیجه اینکه حکومتی که حضرت مهدی (عج)

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *