تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان در زمان عباسیان :

مقدمه

اضمحلال و فروپاشی حکومت بنی امیه و روی کار آمدن عباسیان (که بیش از پنج قرن در صحن سیاسی و اجتماعی جهان اسلام حضور پر فراز و نشیبی داشتند) تأثیر مهمی بر وضعیت کلی جهان اسلام گذاشت، به طوریکه امروزه پس از گذشت سال ها، برخی از آثار آن هنوز قابل مشاهده است. حکومت عباسیان و تداوم طولانی آن و حضور عناصر نژادی و عقیدتی مختلف در ساختار حاکمیت و نیز تحولات پیش آمده در چارچوب حکومتی و سیاسی، سبب تغییر اساسی در جامع اسلامی شد. مشارکت عوامل مختلف مذهبی، سیاسی و اجتماعی در کسب قدرت، تثبیت و تداوم حکومت عباسیان اهمیت بررسی این دوران را دوچندان میکند. زیرا به عقیده بسیاری، ایجاد حکومت عباسی بیعت صرف با یک خلیفه یا انتقال حکومت از خاندان امویان به عباسیان نبود بلکه تحولات ایجادشده (خصوصا در مراحل نخست ) حاکی از نوعی انقلاب در تاریخ اسلام است [۱]. یکی از جریان های تأثیرگذار در جهان اسلام، علویان بودند که تحت عنوان شیعه [۲] یا علوی خوانده شدند و عموما (صرف نظر از گرایش های مختلف ) بنا به اصل انتخاب امام (ع)، بر اساس نص و اعتقاد به حکومت آرمانی شیعه، همواره با حکومت های وقت مخالفت ورزیدند و همواره در پی حکومت فردی از اهل بیت (ع) بودند. در فاصل به قدرت رسیدن عباسیان و ضعف حکام اموی، فرصت مناسبی برای تجدید ساختار و قوای علویان فراهم شد و عباسیان نیز با بهره گیری از محبوبیت خاندان علوی و جایگاه رفیع آنان نزد مسلمانان و حتی غیرمسلمانان، کوشیدند از ظرفیت علویان در رسیدن به قدرت استفاده کنند. همین امر پس از به قدرت رسیدن عباسیان، منشأ یکی از اختلاف های اساسی میان این دو جریان شد. در این بین، گروهی از علویان مسیر قیام و حرکت های آشکار مسلحانه را در پیش گرفتند و گروهی دیگر (که به طور خاص در این نوشتار از لفظ شیعه برای آنان استفاده شده است ) نیز به تبعیت از امام رضا (ع) تحت امر حضرت بودند و مسیر ولایت را در پیش گرفتند. امام رضا (ع) با سه خلیف عباسی (هارون الرشید، امین و مأمون ) هم عصر بودند و به طور کلی اوضاع سیاسی و خلافت عباسی در دوران زندگانی امام رضا (ع) با آشفتگی های فراوان ی همراه بود. گستردگی سرزمین های اسلامی و بروز شورش ها و قیام های فراوان که به طور خاص توسط علوبان انجام می شد از ویژگی های این دوره است . یکی از مسائل اساسی و پرسش های اصلی در این مقطع نوع مواضع امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان است که در این مقاله کوشیده می شود با نگاهی کلی به شرایط سیاسی ، تاریخی عصر عباسی و نیز وضعیت علویان، از رفتار امام رضا (ع) در قبال حرکت های سیاسی علویان، برخی اصول استخراج شود.

شرایط سیاس ، تاریخی خلافت عباسی

عباسیان در شرایطی به قدرت رسیدند که سوء تدبیر حکام اموی و تأکید آنان بر نژادگرایی، [۳] انحصارطلبی (کوفی، ۱۴۰۶ق، ج ۴: ۳۵۳) و انحراف عقیدتی [۴] (زیدان، ۱۳۸۶: ۲۴۳) موجب شکل گیری اعتراض ها و قیام های جدی علیه آنان شده بود. حرکت های اعتراضی علیه امویان در چند دسته صورت می گرفت که در یک دسته بندی کلی بدین صورت قابل ارائه هستند:

۱) قیام برای دستیابی به خلافت (نظیر حرکت امام حسین (ع)، عبدالله بن زبیر، مروان بن حکم)؛

۲) قیام های علویان (نظیر حرکت مختار و توابین )؛

۳) قیام های خوارج؛

۴) قیام والیان بر ضد حکومت؛

۵) قیام و عصیان علیه ظلم و ستم (نظیر حرکت های مرجئه، زنگیان، مغیره بن شعبه ).

با هم اینها عمده حرکت های اعتراضی علیه امویان از سوی علویان (به خصوص پس از شهادت امام حسین (ع)) صورت گرفت. حرکت و شهادت امام حسین (ع) نقط عطفی در جریان قیام و مقابله با سیاست و حکومت امویان محسوب میشد و تأثیر عمیقی بر جامع اسلامی گذاشت. از یک سو ماهیت حکومت اموی را بر مردم آشکار کرد و از سوی دیگر حس خون خواهی و نیز تلاش برای احیای حق غصب شده امامت، باعث برانگیخته شدن قیام های علویان شد و حرکت های اعتراضی گسترده ای به نام خون خواهی امام حسین (ع) یا در استمرار آن به وقوع پیوست.

به جز قیام مردم مدینه (واقع حره ) که در ظاهر ارتباطی با حرکت امام حسین (ع) نداشت (هر چند که درست یک سال بعد از واقع کربلا اتفاق افتاد)، اکثر حرکت های اعتراضی توسط علویان صورت گرفت[۵]که مهم ترین آنها عبارت اند از:

۱) قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در سال ۶۴ هجری در عین الورده؛

۲) قیام مختاربن ابوعبید ثقفی در سال ۶۶ هجری در عراق؛

۳) قیام زید بن علی بن الحسین (ع) در سال ۱۲۱ هجری در کوفه؛

۴. قیام یحیی بن زید در سال ۱۲۵ هجری در خراسان (کریمیان، ۱۳۶۴: ۵۹).

هر یک از قیام های یادشده ضربه های سنگینی را بر حکومت اموی وارد آورد و در اضمحلال امویان نقش بسزایی داشت. [۶]در این شرایط عباسیان به واسط آگاهی از جایگاه والای علویان در نزد عام مردم (اعم از مسلمان و غیرمسلمان ) با طرح شعار محوری «الرضا من آل محمد(ص )» کوشیدند از اعتبار علویان (و به طور خاص اهل بیت پیامبر (ص )) حداکثر استفاده را ببرند. [۷]عباسیان با بهره گیری از این شعار توانستند خود را در پوشش علویان پنهان کنند و از محبوبیت آنها نزد مسلمانان و به طور خاص ایرانیان (اصفهانی ، ۱۹۷۱م : ۱۹۸) استفاده کنند. آنان با ادعای خون‏خواهی خاندان پیامبر(ص ) و واگذاری حکومت به آل محمد (ص ) توانستند حمایت بسیاری از مسلمانان را که خواستار تفویض خلافت و رهبری جامع اسلامی به خاندان پیامبر (ص ) بودند، جلب کنند. هر چند که عباسیان با استفاده ابزاری از محبوبیت و مشروعیت خاندان پیامبر (ص ) و حمایت ایرانیان، توانستند قدرت را در دست بگیرند اما گذشت زمان و [۸]آشکار شدن هویت واقعی آنان نزد حامیان (که برخی از آنان خلافت عباسی را مقدس می پنداشتند ) (هولت ، ۱۳۸۷، ج ۱: ۱۵۷) سبب شد این دو نیرو- علویان و ایرانیان – به مخالفان و دشمنان اصلی عباسیان تبدیل شوند و نیروهایی که پیش از این در جهت کمک به آنان گام برداشته بودند، به مخالفان اصلی حکومت تبدیل شدند. نگاهی به قیام هایی که به طور خاص در دوره اول حکومت عباسیان [۹] شکل گرفته، نقش علویان و ایرانیان (در قالب گروه ها و فرق مختلف ) را در مخالفت با آنان به روشنی آشکار می سازد.

در مورد اختلاف میان روابط عباسیان و علویان ذکر این نکته ضروری است که عباسیان از همان ابتدای امر در دعوت مردم و رابط خود با علویان، حسن نیت نداشتند. دلیل این مدعا، جریان بیعت (مخالفان امویان ) با نفس زکیه در سال های ۱۲۶ و ۱۲۹ است که عباسیان (از جمله سفاح و منصور) با نفس زکیه بیعت کردند[۱۰] در حالیکه بر اساس شواهد مسلم تاریخی، دعوت خود را پیش از این (در سال صدم ) آغاز کرده بودند [۱۱]و برای خود، فعالیت و تشکیلات مستقلی (مخفی [۱۲] و آشکار[۱۳]) داشتند. هر چند عباسیان تمام تلاش خود را برای پنهان کردن اهدافشان (در رابطه با علویان ) به کار بستند[۱۴] اما اندکی تأمل در منابع تاریخی [۱۵]، سوء نیت آنان را (در رابطه با علویان ) حتی پیش از رسیدن به قدرت آشکار می سازد. اتحاد و همکاری علویان و عباسیان حتی پیش از سقوط دشمن مشترک به جبهه گیری علیه یکدیگر تبدیل شده بود (الله اکبری، ۱۳۸۱: ۹۳).

وضعیت علویان در زمان عباسیان

حرکت های سیاسی علویان

پس از آغاز و تثبیت خلافت عباس، از آنجایی که هویت و هدف عباسیان آشکار شد و علویان و پیروان آنان دریافتند که مورد سوء استفاده قرار گرفتند، تقابل میان این دو جریان شکل جدی تری به خود گرفت و اعتراض و مخالفت علویان در قالب جنبش ها و حرکت های مختلفی شکل گرفت. به عبارتی «وضع شیعه، از انقراض دولت اموی و روی کار آمدن بنی عباس ، کوچک ترین تغییری پیدا نکرد جز اینکه دشمنان بیدادگر وی تغییر اسم دادند» (طباطبایی ، ۱۳۶۲: ۲۸ ).

در مورد دلیل حرکت های سیاسی علویان باید به دو نکته اشاره کرد که به نظر می رسد این نکات در تمام حرکت های علویان، به نوعی به عنوان عوامل اصلی حرکت مطرح بودند: نخست، آشکار شدن سوء استفاده از نام و محبوبیت علویان؛ دو، علویان (به طور کلی ) به وجوب تعیین امام (ع) بر اساس نص اعتقاد دارند و بر پای چنین مبنایی همواره با مشروعیت حکومت هایی که بر اساس روش های استخلاف، استیلا، انتخاب و … بنا نهاده شدند، اختلاف دارند و همواره در جستجوی حکومت آرمانی امام معصوم هستند. بر اساس این مبنا، حرکت ها و قیام های شیعیان علیه خلفا و حکومت های وقت قابل توجیه به نظر می رسد. اگر بخواهیم به طور کلی حرکت های اعتراضی و مبارزاتی علویان را دسته بندی کنی، دو جریان کلی و بارز قابل ملاحظه است: جریان نخست، خود را به عنوان اولاد علی بن ابیطالب محق حکومت و خلافت می دانستند و در پی مبارزه و قیام مسلحانه و به دست آوردن حکومت ، به هر وسیله ای بودند. نمون شاخص این جریان، عبدالله بن حسن و فرزندان وی هستند که برای به دست آوردن حکومت در زمان امویان و عباسیان تلاش های بسیاری کردند و سرانجام توسط عباسیان قلع و قمع شدند. اما جریان دو، جریانی است که تحت کنترل، رهبری و هدایت امامان شیعه است. [۱۶]از ویژگیهای شاخص این جریان ، سیاست ورزی آمیخته با عقلانیت، درایت و دیانت است که ضمن حفظ اصول و مواضع اساسی، مخالفت و مبارزه خود را با ابزارها و روش های مختلف ابراز داشته و با آنکه (بر اساس شواهد تاریخی)، همواره تحت شدیدترین فشارها بودند اما توانستند در زمان ها و مکان های مختلف، با بهره گیری از تاکتیک های مختلف، مسیر واحدی را طی کنند. در دوره نخست عباسیان ، رهبری این جریان به عهده امام صادق (ع)، امام کاظم (ع) و امام رضا بود.

خلافت منصور و قیام نفس زکیه

شرایط علویان در دوران خلفای عباسی با فراز و نشیب هایی همراه بود که تنش و درگیری همواره یکی از شاخص های اساسی آن است. در زمان سفاح، عباسیان برخورد جدی با علویان نداشتند، حتی اصفهانی این طور نقل کرده که سفاح هیچ یک از علویان را نکشت [۱۷] (۱۳۸۰: ۱۹۴ ). البته شاید بتوان گفت هنوز عباسیان امیدوار بودند که علویان از حق خود چشم پوشی کنند. اما در زمان خلافت منصور و قیام فرزندان عبدالله بن حسن (محمد۴ و ابراهیم )، رویارویی آشکار آغاز شد. این قیام که سرانجام با شکست علویان[۱۸]همراه شد شرایط را بر تمامی آنان دشوار کرد. به عنوان نمونه هر چند که امام صادق و پیروان ایشان در این قیام شرکت نکردند[۱۹] اما پس از شکست نفس زکیه[۲۰] شرایط بر هم علویان به شدت سخت شد. [۲۱]منصور پس از قیام محمد و ابراهی، قصد اخراج و تبعید خاندان علوی را از مدینه گرفت و چنان وحشتی در دل این خاندان ایجاد کرد که نقل شده است: «. . . در این مدت انتظار می کشیدیم دستور قتل ما از جانب منصور صادر شود » (همان: ۳۴۴). حوادث پس از آن و سخت تر شدن شرایط برای شیعیان و افزایش فشارهای منصور بر آنان، نشان داد که تندروی و خروج از خط ولایت امام معصوم نه تنها مشکلات را حل نکرد بلکه باعث افزایش مشکلات نیز شد.[۲۲]به عبارت، این قیام منجر به ستم و خشونت بیشتر علیه علویان شد. منصور پس از احضار امام صادق (ع) با سیاستی که حضرت در مقابل منصور به کار بردند، [۲۳] دستور داد علویان را به مدینه بازگردانند. در زمان منصور، علویان در سخت ترین شرایط و فشارهای فراوان بودند تا جایی که حتی نقل شده امکان نقل حدیث را نداشته و فقط به کتابت آن اکتفا می کردند (کلین ، ۱۳۶۲، ج ۱: ۶۸) و اصحاب امام صادق (ع) به منظور صیانت خود از گزند منصور مجبور بودند به طور کامل تقیه کنند[۲۴] و مواظب باشند کوچک ترین بی احتیاطی از آنان سر نزند. [۲۵]تأکیدهای مکرر امام صادق (ع) بر تقی، خود دلیل آشکاری بر وجود چنین فشار سیاسی بود. [۲۶]خطر هجوم بر شیعه چنان نزدیک بود که امام (ع) برای حفظ آنا، ترک تقیه را مساوی با ترک نماز اعلام فرمودند (جعفریا، ۱۳۸۶: ۳۶۰- ۳۵۹). در زمان منصور، فشارها به حدی رسید که امام صادق (ع) برای حفظ جان امام کاظم (ع) و جلوگیری از تعرض حکومت به ایشان (به عنوان جانشین امام (ع))، علاوه بر امام کاظم (ع) و فرزندشان عبدالله، منصور عباسی را وصی خود قرار دادند (همان: ۳۷۹).

تأسیس سازمان وکالت

از جمله حرکت های سیاسی علویان که به طور خاص توسط شیعیان انجام شد تشکیل سازمان وکالت بود که دارای نقش و کارکرد چندگان مذهبی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی بود. بر اساس شواهد تاریخی،[۲۷] امام صادق (ع)، مؤسس سازمان وکالت است. دلایل تأسیس این سازمان به شرایط حاکم بر آن زمان بازمی گردد.

شیعیان امامیه در آن زمان با رقبای داخلی در جناح بندیهای شیعه روبرو بودند.

فرزندان امام حسن (ع) به رهبری عبدالله بن حسن، ادعای ریاست بر شیعه و مهدویت محمد نفس زکیه را داشتند. عباسیان با تأسیس سازمان دعوت، در پی اهداف سیاسی خود بودند و سعی در جذب هر چه بیشتر پیروان داشتند. این وضعیت اقتضا می کرد که امام صادق (ع) نیز با تأسیس سازمان منظمی، ابتکار عمل را به دست گیرد. در این شرایط بیم آن می‏رفت که علاوه بر جریان های موجود، جریان های التقاطی نیز به تدریج پدید آیند و عده دیگری را جذب خود کنند. گسترش شیعیان، پراکندگی آنان و دشواری ارتباط مؤثر با امام صادق (ع)،[۲۸] استبداد حاکم و لزوم وجود یک سازمان مخفی برای تبلیغ و ارتباط با شیعیان از جمله عوامل مؤثر در شکل گیری چنین سازمانی به شمار میرفت.

خلافت هادی و قیام حسین بن علی بن حسن

پس از منصور، به واسط شرایط سخت و ضربه های اساسی که بر پیکره علویان وارد شده بود، شاهد حرکت و قیام قابل توجهی نیستیم. در زمان هادی، سیاست های نسبتا معتدل [۲۹] مهدی در قبال علویان پایان یافت و هادی، سیاست های سخت گیرانه ای بر آنها وضع کرد. وی مقرری و هدایای آنان را قطع کرد، بر آنان جاسوس گماشت و به کارگزارانش دستور داد علویان را تحت نظر گرفته و بر آنان سخت گیرند. فشارهای وارده، سبب قیام علویان شد (اصفهانی ، ۱۳۸۰: ۴۲۹) و به رهبری حسین بن علی بن حسن [۳۰] (شهید فخ ) بپا خاستند. [۳۱]علویان در این قیام هم، شکست خوردند و این حادثه برای علویان چنان سخت بود که گفته شده [۳۲] پس از حادث کربلا، حادثه ای بزرگ تر از فخ [۳۳] نبود (ابراهیم حسن، ۱۳۷۳، ج ۲: ۱۳۹- ۱۳۸). بر اساس شواهد تاریخی، این قیام هم ، به دستور امام (ع) نبوده و در جریان دعوت و بیعت با حسین بن علی، امام کاظم (ع) با وی بیعت نکردند (اصفهانی، ۱۳۸۰: ۴۳۰). در مورد علت بیعت نکردن امام (ع) با وی، حوادث پیش آمده نشان داد که اقدام امام (ع)

از روی پاره ای از مصالح بوده که گوشه ای از آن پس از شهادت حسین بن علی بر همگان آشکار شد. به عنوان نمونه آمده است: «موسی بن عیسی ، شش تن از اسیران را که چهار تن آنان از مردم کوفه بودند، به بغداد آورد. هادی از موسی خواست، آن اسیران را پیش چشم وی مُثله کند. . . » (اللیثی، ۱۳۸۷: ۲۸۳ ).

در ماجرای قیام حسین بن علی، نقل شده هنگامی که سر حسین و اسیران را نزد هادی بردند، وی به فرزندان امیرالمؤمنین توهین کرد و هنگامی که به نام مبارک امام کاظم رسید، گفت : «به خدا قسم، حسین به دستور او قیام کرد، علاقه به موسی بن جعفر او را بر این کار واداشت زیرا او رهبر و بزرگ تر این خانواده است. خدا مرا بکشد اگر او را زنده بگذارم » (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۸: ۱۵۱).

ظاهرا در آن مجلس، هادی چنان غضبناک میشود که تهدید به نبش قبر امام صادق (ع) می‏نماید که فردی به نام «ابو یوسف یعقوب بن ابراهیم قاضی» وی را آرام نموده و با ذکر تفاوت مرام و مسلک شیعیان امامی با شیعیان زیدی، به او یادآوری میکند که امام و فرزندانشان اعتقاد به خروج علیه خلفا را ندارند (خسروی، ۱۳۷۷: ۱۳۷).

خلافت هارون و تشکیل دولت ادریسیان

در میان خلفای عباسی بعد از منصور، هارون الرشید سخت گیرترین و ظالم ترین خلیفه نسبت به علویان و ائم شیعه بود. در زمان وی، فشار بر علویان افزایش یافت و شیعیان با به شهادت رسیدن امام کاظم (ع) در شرایط بسیار سختی قرار گرفتند. در کتاب زندگانی سیاسی امام رضا (ع)، هارون الرشید این گونه توصیف شده است:

– به تعبیر خوارزمی «شجره نبوت را برچید و نهال امامت را از ریشه برکند»؛

– «از خدا نمیترسید. رفتار او با بزرگان علی (ع) که فرزندان دختر پیامبر خدا (ص ) بودند، بدون داشتن هیچ گناهی دلیل ناترسی از خدای تعالی است. . . »؛

– به ریشه کن کردن علویان و پیروان ایشان سوگند خورد و گفت : «تا کی وجود خاندان علی بن ابی‏طالب را تحمل کنم، به خدا سوگند به طور قطع، آنها را می‏کشم و حتما پیروانشان را به قتل می‏رسانم. به یقین چنین و چنان میکنم . . . »؛

– زمانی‏که خلافت به او رسید به سبب تنفر و عداوت با طالبیان، دستور اخراج تمام آنان را از بغداد به مدینه صادر کرد؛

– وی بر علویان بسیار سخت گیر بود، قدم به قدم ایشان را تعقیب می‏کرد و می‏کشت؛

– «… به والی مدینه دستور داد باید هر یک از علویان، دیگری را ضمانت کند»؛

-در پیگرد آل ابیطالب و کسانی از ایشان که نامدار و بزرگوار بودند، سخت و حریص بود؛

-فرزندان فاطمه (س ) و پیروانشان را می کشت. . . (مرتضی عاملی، ۱۳۶۵: ۸۴)؛

-دستور داد مرقد امام حسین (ع) را شخم زده و درخت سدر آنجا را قطع کنند (مجلسی ، ۱۴۰۳ق ، ج ۴۵: ۳۹۸).

دستگاه خلافت عباسی پس از به شهادت رساندن امام کاظم (ع)، درصدد بود تا امام رضا (ع) را نیز به شهادت برساند. شدت ظلم به ایشان تا آنجا بود که هارون هم به این امر اذعان می کند (همان، ج ۴۹: ۱۱۳). از جمله مسائلی که شرایط سخت زمان هارون الرشید را نشان می دهد، مسئل اعلام امامت امام رضا (ع) است . از زمانی که ایشان اعلام امامت کردند، جاسوسان و دشمنان اهل بیت (ع)، همواره در پی به دست آوردن فرصتی برای دشوار کردن اوضاع برای امام (ع) و علویان بودند. با بررسی منابع تاریخی و حدیثی شیعه، به نظر می رسد در دوره امامت امام رضا (ع) (در زمان هارون )، قیام مهمی از سوی علویان علیه دستگاه حکومت صورت نگرفت که به طور قطع خشونت بی رحمانه و بی شمار و نیز کنترل شدید تحرک علویان از عوامل دخیل در این امر بود. هارون با علم به محبوبیت و مقبولیت امام کاظم (ع) و به خاطر هراسی که از ایشان داشت، امام (ع) را در زندان محبوس و شهید کرد. قیام های علویان که پیش از این به عنوان جدی ترین خطر برای دستگاه خلافت مطرح بود و آگاهی مردم (که بر اثر مجاهدت ائمه (ع) و فعالیت های فرهنگی و مذهبی و روشنگران ایشان حاصل شده بود ) سبب شد تا خلفای عباسی از زمان هارون در برخورد با ائمه (ع)، سیاست فریب کارانه ای پیشه کنند. از همین رو، هنگامی که امام کاظم در زندان هارون به شهادت می رسند، [۳۴] وی شاهدانی را حاضر می کند که شهادت دهند امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند (طبرسی، ۱۳۹۰: ۴۱۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۸: ۲۱۲). پس از شهادت امام کاظم (ع)، شیعیان (علی‏رغم مخالفت عباسیان )، تشییع جنازه باشکوهی برای حضرت ترتیب دادند (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۸: ۲۲۸).

هارون از ترس شعله ور شدن حرکت های اعتراضی علویان، (پس از شهادت امام کاظم (ع))، تصمیم گرفت از فشار بر شیعیان بکاهد و حتی در پاسخ کسانی که وی را به قتل امام رضا (ع) تحریک می‏کردند، [۳۵] چنین میگوید: «بس نیست برای تو آنچه نسبت به پدرش انجام دادیم، میخواهی هم اینها را بکشم » (همان، ج ۴۹: ۱۱۳).

البته باید این نکته را اضافه کرد که در عین حال شرایط آن چنان دشوار بود که امام رضا (ع) تقیه پیشه میکردند. پس از شهادت امام کاظم (ع) برای اینکه از شدت فشار هارون بر امام (ع) و شیعیانشان کاسته شود، تا سال ۱۸۷ امامتشان را به طور علنی اعلام نکردند و در [۳۶]مدینه فعالیتی که باعث جلب توجه عمومی شود، نداشتند (اعلام الهدایه، ۱۴۲۲ق: ۶۹). به عنوان نمونه نقل شده که پس از شهادت امام کاظم (ع)، ایشان به بازار رفته و چند حیوان خریداری کردند، جاسوسان هارون این اقدام امام (ع) را به وی گزارش دادند[۳۷] که از جانب امام رضا (ع) (و اقدام ایشان علیه حکومت ) آسوده خاطر باشد.

از آغاز دولت عباسی سرانجام در زمان هارون، نخستین دولت مستقل علویان در مغرب (ادراسه ) شکل گرفت (ترمانینی، ۱۳۸۵، ج ۱: ۸۱). هر چند هارون از خطر این دولت به شدت هراسان شد[۳۸] اما به دلیل دوری راه و درگیریهای داخلی، از این کار صرف نظر کرد و به پیشنهاد یحیی برمکی (اصفهانی، ۱۳۸۰: ۴۷۳) تصمیم به ترور رهبر این جنبش (ادریس )[۳۹] گرفت. اما با ترور ادریس (ابن اثیر، ۱۳۷۱، ج ۱۰: ۳۹) یاران وی، نوزاد متولد نشده ادریس را به رهبری گزیدند و ادریس دوم، بنیان گذار واقعی دولت ادریسیان است و پس از امویان اندلس، دومین دولت مستقلی است که از پیکره عظیم خلافت عباسی جدا شد (خضری، ۱۳۷۸: ۴۵ ).

علویان در زمان خلافت امین

برخی معتقدند در زمان خلافت امین (که سراسر آشوب و درگیری بود)، فرصتی مناسب برای قیام علویان فراهم شد، اما شاید بتوان دلایل قیام نکردن علویان علیه دستگاه حکومت را بدین شرح بیان کرد:

– تجرب شکست های متعدد علویان باعث شد آنان از اقدام شتاب زده خودداری کنند و شاید در این مدت در حال ارزیابی نتیج منازعه میان امین و مأمون بودند تا پس از اینکه سرانجام کار مشخص شد، (در مقابل حریفی که تازه از میدان نبرد آمده و نیاز به بازسازی دارد) دست به قیام بزنند؛

– در این زمان اختلاف های مذهبی و فرقه ای میان علویان (با هدایت و حمایت هدف دار خلفای عباسی) افزایش یافت و این امر، عاملی بازدارنده برای اتحاد و اجتماع علویان محسوب میشد؛

– در نتیج فشار زیادی که در این سال ها و به طور خاص در دوره هارون الرشید بر علویان وارد شد، علویان پراکنده شده و درگیر مشکلات فراونی بودند، در نتیجه قدرت سازمان دهی و تشکیلاتی آنان کاهش یافت.

گرایش ها و فرقه های علویان

در زمان سه پیشوای اول از پیشوایان اهل بیت (ع) (حضرت علی (ع)، امام حسن و امام حسین (ع)) هیچ گونه انشعابی در میان معتقدان به ولایت و امامت حضرت علی (ع) به وجود نیامد؛ اما پس از شهادت امام سوم (ع)، اکثریت شیعه [۴۰] به امامت حضرت علی بن الحسین (امام سجاد(ع)) قائل شدند و اقلیتی معروف به «کیسانیه »، محمدبن حنفیه، پسر سوم حضرت علی (ع) را امام دانستند و معتقد بودند وی، پیشوای چهارم و همان مهدی موعود است که در کوه رضوی غایب شد و روزی ظاهر می شود. بعد از خلافت امیرالمؤمنین (ع)، عناوین دیگری نیز به علویان داده شد که برخی از آنها از سوی مخالفان اهل بیت (ع) برای توهین و تحقیر شیعیان به کار میرفت و برخی از القاب هم در نتیج برخی از تحولات در تاریخ شیعه به کار گرفته شد. [۴۱]پس از رحلت امام سجاد(ع)، اکثریت شیعه به امامت فرزندش امام محمدباقر (ع) معتقد شدند و اقلیتی به زید شهید که پسر دیگر امام سجاد(ع) بود گرویدند و به «زیدیه » موسوم شدند. پس از رحلت امام محمدباقر (ع)، شیعیان وی به فرزندش امام جعفرصادق (ع) ایمان آوردند و پس از رحلت آن حضرت، اکثریت، فرزندش امام موسی کاظم (ع) را امام هفتم دانستند و جمعی، اسماعیل پسر بزرگ امام ششم (ع) را که در حال حیات پدر بزرگوار خود، درگذشته بود امام گرفتند، از اکثریت شیعه جدا شدند و به نام «اسماعیلیه » معروف گشتند.

برخی نیز پسر دیگر آن حضرت، «عبدالله افطح » و بعضی، فرزند دیگرش «محمد» را پیشوا گرفتند و بعضی در خود آن حضرت توقف کرده آخرین امامش پنداشتند. پس از شهادت امام موسیکاظم (ع)، اکثریت شیعه، فرزندش امام رضا (ع) را امام هشتم دانستند و برخی در امام هفتم (ع) توقف کردند که به «واقفیه » معروف هستند. پس از امام هشتم (ع) تا امام دوازدهم (ع) که نزد اکثریت شیعه «مهدی موعود » است انشعاب قابل توجهی به وجود نیامد. به جز دو فرق «زیدیه » و «اسماعیلیه »، سایر فرقه های منشعب که در برابر اکثریت شیعه قرار گرفتند، در اندک زمانی منقرض شدند. به عقیده زیدیه ، هر فاطمی نژاد، عالم، زاهد، شجاع و سخی که به عنوان قیام به حق خروج کند می تواند امام باشد (طباطبایی، ۱۳۶۲: ۳۷-۳۲).

اکنون پس از ذکر مطالب بالا، به طور خاص به یکی از فرقی پرداخته می شود که از زمان امام رضا (ع) به وجود آمد. یکی از اختلاف هایی که در میان شیعیان در زمان امامت امام رضا (ع) به وجود آمد، پیدایش فرقه ای به نام واقفیه بود. در زمان حضرت، به دلیل وجود ادل روایی گسترده، مقبولیت ایشان در میان شیعیان و برتری بی نظیر علمی، اجتماعی و اخلاقی ایشان، بیشتر اصحاب امام کاظم (ع)، امامت امام رضا (ع) را پذیرفتند. البته درس هایی که شیعیان از دوران قبل آموخته بودند و اختلاف هایی که میانشان بر سر شناخت امام پس از شهادت امام صادق (ع) به وجود آمد، سبب شد اصحاب در موضوع شناخت امام دقت و احتیاط بیشتری به خرج دهند و قبل از شهادت امام کاظم (ع) درباره شناخت امام بعدی اصرار ورزند. با وجودی که در مورد شهادت امام کاظم (ع) آورده شده «شهادت موسی بن جعفر(ع) مشهورتر از این است که احتیاج به روایت داش ته باشد، زیرا کسی که مخالف رحلت او باشد منکر یک ضروری و مطلب بدیهی شده و شک در فوت آن جناب، موجب شک در وفات تمام ائمه (ع) می شود » ( مجلسی ، ۱۴۰۳ق، ج ۴۸: ۲۵۱)؛ برخی از اصحاب ضمن انکار وفات حضرت، ادعای زنده بودن ایشان [۴۲] و انکار نص درباره امام بعدی را مطرح کردند و فرقه ای به نام «واقفیه » شکل گرفت. در مورد حقیقت شکل گیری چنین فرقه ای، ظاهرا اموال فراوانی نزد برخی اصحاب جمع شده بود و زمانیکه امام (ع) در زندان بودند، آنان این اموال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *