توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان شامل 80 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موضع گیری های صحابه در برابر سیاست و بدعت های عثمان :
اینک نمونه هایی از این مواضع را بر می رسیم:
۱ طلحه بن عبداللّه
بلاذری آورده است که طلحه به عثمان گفت: تو بدعتهایی نو برساخته ای که مردم آنها را درگذشته ندیده اند.[۱] ثقفی در تاریخ خود و ابن اعثم در فتوح خویش چنین می آورند: طلحه به سراغ عثمان رفت و به او گفت: مردم بر ضد تو گرد آمده اند و بدعتهایی را که تو برساخته ای ودرگذشته آنها راندیده اند و به یاد نمی آورند، خوش نمی دارند. اکنون اگر بر راه آیی همین برایت بهتر است و اگر خودداری کنی هیچ کس بیش از تو در دنیا و آخرت زیانش را نخواهد دید.
[۲]روایت شده است که طلحه به مالک بن اوس گفت: ای مالک، من عثمان رااندرزدادم و او اندرزم را نپذیرفت.
او بدعت هایی برساخت و کارهایی کرد و هیچ راهی نیافت جز این که آنها را تغییر دهد. [۳]
۲ زبیر بن عوام
در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است: زبیر به مردم گفت: او را بکشید که دین شما را عوض کرده است. به زبیر گفتند: پسر تو هم اکنون بر در خانه او نگهبانی می دهد و از او دفاع می کند. گفت: بدم نمی آید که عثمان کشته شود، هرچند در آغاز فرزند مرابکشند.[۴]
۳ عبداللّه بن مسعود
در انساب الاشراف [۵]آمده است عبداللّه بن مسعود هنگامی که کلیدهای بیت المال را نزد ولید بن عقبه انداخت گفت: هر کس آیین الهی را تغییر دهد خداوند وضع اورا عوض کند و هر که برگردد خداوند بر او خشم آورد. اینک جز این نمی بینم که آن بزرگتر شما آیین را تغییر داده و برگشته است آیا سعد بن ابی وقاص را برکنار می کند وولید بن عقبه را به کار می گمارد؟ ابن مسعود پیوسته این سخن را بر زبان داشت، درست ترین سخن کتاب خد، بهترین راهنمایی، راهنمایی محمد، و بدترین چیزها نوساخته هاست و هر نوساخته دردین بدعت است، هر بدعت گمراهی و هر گمراهی در دوزخ [۶]
۴ عمار بن یاسر
مورخان آورده اند که عمار بن یاسر در نبرد صفین خطبه ایراد کرد و در خطبه خویش چنین گفت: ای بندگان خد، همراه من به پیکار مردمانی برخیزید که به ادعای خود خونخواه کسی هستند که بر خویش ستم کرده و بر شیوه ای جز آنچه خداوند درکتاب خود فرو فرستاده بر بندگان حکومت رانده است. کسانی او را کشتند که درستکار، مخالف ستم، و امر کننده به نکوییها بودند. اما اینها که اگر دنیایشان درست باشد هیچ غم ندارند، هر چند همه این دین از میان رود، گفتند: چرا او را کشتید؟ ما نیز گفتیم: برای بدعت او. [۷]در کتاب وقعه صفین گفت و گویی که میان عمار و عمرو بن عاص صورت پذیرفته آمده و در این گفت و گو بود که عمرو پرسید: چرا او را کشتید؟ عمار در پاسخ گفت: او می خواست دین ما را دیگرگون کند و ما او را کشتیم. عمرو گفت: هان ای مردم! آیا نمی شنوید؟ او به قتل عثمان اعتراف کرده است! عمار گفت: فرعون نیز پیش از تو چنین سخن بر زبان آورد، آنگاه که گفت: آیانمی شنوید؟ [۸]
۵ عمرو بن عاص
عمرو بن عاص به رغم آن که پس از کشته شدن عثمان به خونخواهی او ازمردمان یاری می طلبید، خود از انتقاد کنندگان بر عثمان بود. از او نقل شده است که چون عثمان عمار را زد گفت: این منبر پیامبر شماست. این جامه اوست و این موی اوست که هنوز ازمیان نرفته، اما شما آیین او را دیگرگون کرده و برگشته اید. عثمان از این سخن خشمگین شد تا جایی که نمی دانست چه می گوید.[۹]
۶ سعد بن ابی وقاص
ابن قتیبه سخن سعد بن ابی وقاص را درباره انگیزه های قتل عثمان نقل کرده است، که گفت: ما از دست زدن به هر اقدامی [در دفاع از او] خودداری ورزیدیم. در حالی که اگر می خواستیم آسیب را از او دور می کردیم. اما او دیگرگون شد و دیگرگون کرد وخوبی کرد و بدی کرد. اینک اگر ما کار درستی کرده ایم که درست بوده است و اگر کاری ناروا کرده ایم از خداوند آمرزش می طلبیم.[۱۰]
۷ هاشم مرقال
او به جوانی شامی گفت: تو رابا پسر عفان چه کار؟ اصحاب محمد و فرزندان اصحاب محمد و قاریان قران او را کشتند، آن هنگام که آن بدعتها برساخت و با حکم کتاب مخالفت ورزید. اصحاب محمد خود اهل دیانت و از تو و دوستان تو به چاره اندیشی در کارهای مسلمانان سزاوارترند و گمان ندارم که کار این امت و این دیانت سرسوزنی هم به تو ربطی یابد.[۱۱]
۸ مالک اشتر
در نامه ای از مالک اشتر به عثمان آمده است: از مالک بن اشتر، به خلیفه گرفتارخطاکار که از سنت نبوی کناره گرفته، و حکم قرآن را پشت سر افکنده است. . . [۱۲]. همچنین از مالک نقل شده که درباره عثمان گفت: عثمان تغییر داد وبرگشت. [۱۳]
۹ عایشه
این گفته عایشه پس از رفتار ناشایست عثمان با عمار مشهور است که گفت: چه زود سنت پیامبرتان را وانهادید. در حالی که این موی و این کفش اوست که هنوز کهنه نشده است. [۱۴] این نیز مشهور است که چون گروهی از عراقیان به مدینه آمدند [عایشه در همراهی آنان و] به خلیفه گفت: سنت رسول خدا(ص ) صاحب این کفش را واگذاشتی! [۱۵] ابوالفداء می گوید: عایشه به همراه دیگر مخالفان عثمان را می نکوهید. او پیراهن رسول خدا(ص ) را بیرون می آورد و می گفت: این موی و این جامه اوست که کهنه نشده، در حالی که دین او کهنه شده است [۱۶]. در روایت ابن ابی الحدید هم آمده است که گفت: این جامه رسول خداست که هنوز فرسوده نشده در حالی که عثمان دین او را کهنه کرده است [۱۷]. عایشه نخستین کسی بود که عثمان را نعثل [۱۸]نامید و به کشتن او فرمان داد[۱۹]
۱۰ محمد بن ابی بکر
ابن سعد، ابن عساکر، ابن کثیر، بلاذری و کسانی دیگر روایت کرده اند که محمد بن ابی بکر به عثمان گفت: ای نعثل، تو بر کدام آیینی؟ گفت: بر آیین اسلام. نعثل هم نیستم. بلکه امیر مؤمنانم. گفت: کتاب خدا را تغییر داده ای! گفت: کتاب خدا میان من و شماست. محمد بن ابی بکر پیش رفت و ریش عثمان را در دست گرفت و گفت: در روزرستاخیز از ما نمی پذیرند که بگوییم: پروردگار، ما از بزرگان و پیشوایان خود فرمان بردیم و ما را گمراه کردند. آنگاه عثمان را با دست درون اتاق تا میان سرای کشید، در حالی که وی می گفت: پسر برادر! پدر تو اهل آن نبود که ریش مرا بگیرد. [۲۰]
۱۱ کعب بن عبده
هنگامی که عثمان ادعا کرد بیش از کعب به قرآن آگاه است کعب به او گفت: ای عثمان، کتاب خدا از آن کسی است که این کتاب بدو رسیده و وی آن را خوانده است. ماتو را در قرائت آن با خود شریک کردیم. اما هرگاه آن که قرآن می خواند بدانچه در این کتاب است عمل نکند این کتاب، خود دلیلی بر ضد اوست [۲۱].
۱۲ ابوذر غفاری
از ابوذر نقل شده است که گفت: به خداوند سوگند، رخدادهایی نو پدید آمده که هیچ آنها را نمی شناسم و به خداوند سوگند، نه در کتاب خداست و نه در سنت پیامبر او. به خداوند سوگند، حقی را می بینم که خاموش می شود، باطلی را که زنده می شود، راستگویی را که به دروغگویی متهم می شود. خودخواهی و خودمحوریی را که هیچ تقوایی مانع آن نیست و درستکاری را که او را واگذاشته و دیگرانی را به جای او مقدم داشته اند [۲۲] یک بار عبدالرحمن به عثمان گفت: آنچه را درباره تو دروغ می پنداشتیم اینک راست یافتیم [۲۳]. این سخن او اشاره ای است به خبر دادن پیشین امام علی (ع ) که درروز شورا فرموده بود: من بدرستی می دانم که آنان عثمان را حکومت خواهند داد. وبدعتها و نوآوریها رخ خواهد داد. اگر بماند تو را یادآور خواهم شد و اگر کشته شود یابمیرد بنی امیه آن را پس از او در میان خود دست به دست خواهند کرد و اگر من زنده باشم مرا در همان جایی خواهی دید که اینک خوش نمی دارند [۲۴]. او همچنین به علی (ع ) گفت: اگر می خواهی شمشیر خویش بردار و من نیز شمشیرخود برمی دارم. او با آن پیمان که به من سپرده مخالفت ورزیده است [۲۵]. نتیجه گیری از آنچه گذشت بخوبی روشن می شود که صحابه از عثمان و از رفتار او ناخشنودبودند و دیدگاهی مخالف با دیدگاههای نظری و فقهی او داشتند. از همین روی او را به بدعتگذاری و نوآوری در دین متهم کردند، و گفتند: کارهایی به نام دین انجام داده که نه در کتاب خدا هست، نه در سنت پیامبر(ص ) و نه در شیوه دو خلیفه پیشین. این در حالی است که صحابه اهل فقاهت و آشنا با زبان دین بودند و بیش از هرکس دیگر با اصطلاحات مکتب و نصوص دینی و آنچه در شریعت نقل شده آشنایی داشتند. دو واژه بدعت و احداث و نوآوری که در سخن صحابه وجود دارد بر ایجادچیزی دلالت می کند که پیشتر نبوده و کسی در آیین محمدی از آن سراغ نداشته است. این تعبیر صحابه که او چیزهایی آورده که در کتاب خدا و سنت پیامبر نیست هم چنین معنایی دارد.
این در حالی است که قاعدتا کارهایی از قبیل توزیع ناعادلانه ثروت از سوی عثمان، مقدم داشتن نزدیکان و خویشاوندان و رفتارهای خطایی از این دست بدعت واحداث نامیده نمی شود، بلکه حداکثر می توان آنها را مخالفت، عدم پایبندی دینی، روی برتافتن از سیره و یا چیزی دیگر در همین سطح نامید.
اما با این همه در سخن صحابه دو واژه بدعت و احداث آمده است و بر این پایه می توان گفت: اگر اطلاق بدعت و احداث بر چنان کارها و رفتارهایی صحیح باشد، به اولویت، این واژه می بایست دیدگاههای تازه عثمان و نظریه های فقهی نوخاسته او ازقبیل تمام خواندن نماز در منی، پیش انداختن خطبه بر نماز در نماز عید و دیگردیدگاههای فقها را که پیش از این در نزد صحابه شناخته شده نبوده و حتی در رفتار خوداو هم از آن نشانی وجود نداشته است نیز دربرگیرد.
درشتی سخن صحابه در متهم کردن عثمان به بدعت و احداث و نوپردازی در دین و سپس گشودن درهای فتنه در برابر او و سرانجام قتل او بی هیچ تردیدی بر این دلالت دارد که افکار عمومی اجتهادهای وی را نپذیرفته و به ضرورت برکناری او رسیده بود وآن هنگام که تسلیم اراده امت نشد و با این سخن که جامه ای را که خداوند بر تنم پوشانده است درنمی آورم از کناره گیری خودداری ورزید، همین امت قتل او را روا دیدو چنین یافت که خون خلیفه برایش حلال است و خطابهای قرآنی نهی کننده از قتل متوجه آنان نیست، آنگاه که می گوید: کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مگربه حق مکشید [۲۶]، هر کس دیگری را نه به قصاص قتل کسی یا به ارتکاب فسادی بر روی زمین بکشد، چنان است که همه مردم را کشته است[۲۷]، و هر کس مؤمنی رابه عمد بکشد کیفر او جهنم است که همواره در آن خواهد بود و خداوند بر او خشم گیردو لعنتش کند و برایش عذابی بزرگ آماده سازد [۲۸].
مردم از این هم پیش تر رفتند و به رغم آن که می دانستند پیامبر(ص ) بر دفن مردگان مسلمان و غسل دادن و کفن کردن و نماز خواندن بر آنها و نیز بر این تاءکید فرموده که حرمت مرده به سان حرمت زنده است، بر دفن نکردن او اصرار داشتند و حتی یکی گفت: نه به خد، او را در بقیع پیامبر خدا دفن نکنید. در برابر این همه جز این نمی توانیم بگوییم که یا همه صحابه از راه درستی روی برتافته و در آنچه وظیفه داشته اند کوتاهی کرده اند، چرا که از عمل کردن به فرمان قرآن وسفارش پیامبر اکرم (ص ) خودداری ورزیده اند، و یا آن که خلیفه از راه درست فاصله گرفته و از آنچه راءی جماعت بوده بیرون رفته است. هیچ فرض سومی هم امکان ندارد. اگر بپذیریم که صحابه عادلند و هرگز بر خطا همراءی نمی شوند لازم می آید فرض دوم از دو فرض پیشگفته را قبول کنیم، بویژه آن هنگام که میان مخالفان خلیفه و شیوه اوکسانی رامی بینیم که آنها را در ردیف عشره مبشره دانسته اند، کسانی چون سعد بن ابی وقاص، طلحه، زبیر و دیگر صحابیان بزرگی همانند ابن مسعود، ابوذر و عمار که درباره عظمت و منزلت و والایی آنان احادیثی صریح رسیده است. اگر هم بگوییم ساحت خلیفه از آنچه بر او بسته اند پاک بوده است باید از آن سوی فسق و تباهی صحابه رابپذیریم.
اما اهل تحقیق آن را بر می تابند، چه، معقول تر آن است که یک فرد، با علم به این که معصوم هم نیست، خطاکار دانسته شود، نه آن که به متهم کردن بسیاری از صحابه به فسق و گمراهی حکم شود، چنین اتهامی از منطق و وجدان به دور است، بویژه آن که در میان اینان کسانی همانند ابوذر و عمار نیز هستند که به بهشت مژده داده شده اند و درباره آنها روایاتی حاکی از آن که با حق و بر حق هستند رسیده است. در تاریخ طبری (حوادث سال ۳۴) آمده است: چون سال سی و چهار فرا رسید اصحاب رسول خدا(ص ) برای یکدیگر نامه نوشتند که برخیزید و فرا آیید که اگر جهاد می خواهید نزد ما جهاد برپاست. مردم بر عثمان شوریدند وزشت ترین آنچه می توان بر سر کسی آورد بر سر او آوردند، در حالی که اصحاب رسول خدا(ص ) می دیدند و می شنیدند و در میان آنان کسی نبود که مردمان را نهی و از خلیفه دفاع کند، مگر تنی چند چونان زید بن ثابت (که عثمان صحابه را بر قرائت او همنواخت کرد)، ابواسید ساعدی، کعب بن مالک و حسان بن ثابت. پس مردم گرد هم آمدند و با علی بن ابی طالب (ع ) سخن گفتند. علی (ع ) نیز نزد عثمان رفت و به او فرمود: مردم پشت سرمنند ودرباره تو با من سخن گفته اند. به خداوند سوگند نمی دانم با تو چه بگویم: نه چیزی می دانم که تو از آن ناآگاهی و نه می توانم تو را به چیزی رهنمون شوم که خود از آن آگاهی. . . الخ. از آنچه گذشت این نیز روشن می شود که مخالفان عثمان از مردم بودند و خواستارجهاد بر ضد او، و بر همین اساس هم به یکدیگر در این باره نامه نوشتند. نه آن که شماری اندک باشند که چونان که برخی مدعی اند از مصر و بصره و کوفه آمده باشند.
حتی اگر فرض کنیم که چنین نیز بوده است، باز آیا باور کردنی و پذیرفتنی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.