تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی»؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» با 77 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی»:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نخستین اعترافات سران رژیم «پهلوی» :

آن چه پیش رو دارید، گزارش تفصیلی روزنامه «اطلاعات» است از کنفرانس مطبوعاتی ۲۳ بهمن ماه ۱۳۵۷ شمسی در مدرسه «رفاه». رسم الخط و آیین نگارش نویسنده، حتی المقدور دست نخورده باقی مانده است:

[آغاز متن کنفرانس مطبوعاتی سرانِ دستگیر شده رژیم پهلوی]

بعداز ظهر دیروز (/ ا ا) کمیته ارتباط مطبوعات امام بناگهان اعلام نمود که تعدادی از مقامات سابق مملکت را که اسیر شده اند در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی در با مصاحبه مطبوعاتی شرکت خواهد داد.

پس از رعایت رعایت تدابیر امنیتی شدید، خبرنگاران از محل همیشگی کنفرانس ها به اتاق دیگری برده شدند.

اتاق کوچک و مملو از خبرنگاران برد و در همین حال که بسیاری از خبرنگاران بر زمین نشسته بودند، گروه اول زندانیان شامل «هویدا» نخست وزیر اسبق، دکتر «شیخ الاسلام زاده» وزیر اسبق بهداری، «منوچهر آزمون» وزیر مشاور اسبق، «غلامرضا نیک پی» وزیر اسبق و شهردار سابق تهران و «منصور روحانی» وزیر اسبق کشاورزی به اتاق وارد شدند، چهره هایشان مضطرب و در عین حال غمزده بود و بشدت سمی میکردند اضطراب خود را پنهان کنند. «هویدا» طبق روال همیشگیش خواست پیپ اش را در آغاز مصاحبه روشن کند اما مسئولین به تمام افراد حاضر در اتاق تذکر دادند که سیگار نکشند و «هویدا» نیز بناچار با لبخندی پیب خود را روی میز گذاشت که تا به آخر همانجا بود.

«هویدا» سعی میکرد بهنگام پاسخ دادن به خبرنگاران لبخند بزند و لحنی مطایبه آمیز با خبرنگاران خارجی داشته باشد اما در عین حال مضطرب و لرزان مینمود.

در این میان «منوچهر آزمون» با کبودی گوشه چشم چپ و در وهله بعد «نیک پی» بیشتر ازدیگران بر اعصاب خو مسلط بودند و روحانی ساکت تر و با قیافه ای مظلومتر از همه.

در این مطلب بعلت کمبود امکانات ترجمه بیشتر سوالات خبرنگاران داخلی آمده است.

در این مصاحبه دکتر «یزدی» نیز شرکت داشت که بر اداره جلسه و ترجمه گفتار کمک میکرد.

هویدا: تمام سیستم را

یکی از خبرنگاران از «هویدا» سوال کرد: «شاه شما را به زندان انداخت تاخودش رانجات بدهد. حالا امروز نسبت به او چه احساسی دارید و آیا مقصرش میدانید؟»

«هویدا» جواب داد: «سیستم را، تمام سیستم را.»

بعد درباره توقیفش گفت «من به دادگاهی نرفتم. طبق ماده و حکومت نظامی یک روز آمدند و مرا توقیف کردند. امروز (۲۴ / ۱۱) صبح هم در بازداشتگاه هیچ کس نبود. بنده خودم تصمیم گرفتم که آنجا بمانم و به مقامات رسمی مملکتی مثل این آقایان (اشاره ه دکتر «یزدی» ) خودم را تحویل بدهم. توسط آشنایان با کمیته تماس گرفته شد و بنده را به اینجا آوردند وگرنه میتوانستم بروم حتی شش ماه پیش.

کجا؟ فکر می کنید اگر فرار می کردید در امان بودید؟

«هویدا» گفت که من الان نیم ساعت است که به اینجا آمده ام و هنوز آقایان(اشاره به دکتر یزدی) نمیشناسم. مراسم و فقط عکس ایشان (دکتر «یزدی») را در روزنامه دیدم که حتما بعدا آشنا میشویم. در یکی از لحظات که دیگران صحبت می کردند «هویدا» به آهستگی از «شیخ الاسلام زاده» که در کنارش نشسته بود سوال کرد بقیه کجا هستند؟ و او گفت همه فرار کرده اند.

نظر شما راجع به دادگاه انقلاب چیست؟

نمی دانم چه دادگاهی است. حتما طبق یک اصول صحیح اسلامی خواهد بود.

رابطه شما با ساواک چگونه بود؟

رییس ساواک معاون نخست وزیر بوده اما مسئولش خود او بوده نه من، مسئول تمام جزءجزئ آن.

سوال شد پس نقش شما این و سط چه بوده؟

پاسخ داد: این مسائل هم ناشی از سیستم است، قانون اساسی هم همینطور، مسائل روشن خواهد شد. بعدا در دادگاه.

یکی از خبرنگاران گفت: «کدام سیستم؟ مگر شماها نبودید که این سیستم را می ساختید؟

«هویدا» گفت: قرار نبود من اینجا محاکمه بشوم. به هرحال کفتم که مقصر سیستم است. مسائل را باید از دید زمان وقوع آن دید.

روحانی: انهدام کشاورزی را قبول ندارم

سپس «منصور روحانی» در جواب سوال یک خبرنگار گفت که کاخ وزارت کشاورزی چهارده سال پیش شروع شده بود و من تمامش کردم اما راجع به انهدام کشاورزی من این حرف را قبول ندارم. روزی که من وزیر شدم مجموع کود مصرفی که از کارخانه ها بیرون می آمد ۲۸۰ هزار تن بود اما روزی که من پستم را ترک کردم به ۷۰۰ هزار تن رسیده بود که لابد به مصرف تولیدات کشاورزی رسیده است. در مورد محصولات کارخانه ای هم به عنوان مثال مقدار چغندر مصرفی در سال ۵۵ خیلی کمتر بود اما در زمان من مقدار مصرف و تولید قند خیلی بیشتر شد و البته بایستی ازدیاد جمعیت را هم در نظر داشته باشیم و ر اینکه نوع خوراک های مصرفی هم بهتر شد که البته بعلت درامد نفت بود که همه مردم میدانند.

در اینجا دکتر «یزدی» خطاب به «روحانی» گفت: «از کجا می دانید که همه مردم میدانند؟

روحانی پاسخ داد: «خب. .. باید بدانند»

و دکتر «یزدی» با لحن خاصی تکرار کرد: . .پس باید بدانند..

از راست: منوچهر آزمون و امیرعباس هویدا

هویدا: من هم به اندازه دیگران…

در این موقع یکی از خبرنگاران از «هویدا» در مورد نقش وی در ایجاد فضای اختناق سوال کرد. «هویدا» پاسخ داد که من هم به اندازه هر فرد ایرانی دیگر در این مورد مسئولم.

خبرنگار گفت چطور چنین چیزی امکان دارد درحالی که شما مسئولیت هایی بسیار بیشتر از یک فرد عادی داشتید.

و «هویدا»گفت:باشد. با اینحال بازهم به قدر یک فرد معمولی مقصرم.

در اینجا مصاحبه مطبوعاتی با این گروه که در حدود سه ربع ساعت بطول انجامید تمام شد و گروه بعدی از مقامات سابق ارتش که طی یکی دو روز اخر بازداشت شده اند به اتاق مصاحبه آمدند که گفتگو با آنها در حدود دو ساعت بطول انجامید. این گروه هر چند نسبت به گروه قبلی تسلط بیشتری داشتند با اینحال عصبی و ناراحت بنظر میرسیدند. در این میان تیمسار «ربیعی» خونسردتر از دیگران بود. این گروه شامل تیمسار «امیر حسین ربیعی» فرمانده سابق نیروی هوایی، سپهبد «مهدی رحیمی» رئیس سابق شهربانی کل کشور و فرماندار نظامی تهران وحومه (جانشین او یعنی)، سرتیپ خلبان «محققی» فرمانده پایگاه یکم شکاری و سرلشکر «رضا ناجی» معاون عملیاتی نیروی زمینی و معاون فرماندار نظامی تهران (فرماندار نظامی سابق اصفهان و بعد قزوین) بودند.

ناجی: دستور مافوق

یکی از خبرنگاران از سرلشکر «ناجی» سئوال کردکه شاه در مصاحبه با «نیوزویک» در زمان «ازهاری» گفته بوده که شما خودسرانه در اصفهان دست به کشتار زده اید. نظرتان در این مورد چیست؟

«ناجی» پاسخ داد: من بابد قبل از هر چیز توجه مخبرین محترم را به این نکته جلب کنم که هر نظامی هر عملی که انجام میدهد بدستور مقام مافوقش است.

پس به این ترتیب شما از شاه دستور می گرفتید.

«ناجی» جو اب داد: «ما ازشاه مستقیما جواب نمی گرفتیم از مقامات بالاتر دستور میگرفتیم.

از چه کسی؟

«ناجی» گفت: از مقامات بالاتر برای ما دستور می فرستادند. سپس در مورد واقعه کشتار اصفهان گفت که آنچه در اصفهان انجام گرفته صحبت قتل عام نبوده و ماسعی کردیم حداقل تعداد تلفات را داشته باشیم.

یکی از خبرنگاران گفت که چطور اجازه دادید همشهری هایتان را بگلوله ببندند؟

ناجی که با لهجه اصفهانی حرف میزد جو اب داد: من به هیچ وجه اجازه ندادم که همشهری هایم کشته شوند، من خودم مستقیما هیچموقت دستور ندادم.

سوال شد: علت برکناری شما از پست فرمانداری نظامی اصفهان آیا به علت سرپیچی شما از مقررات بود؟

جواب داده شد که من البته اطلاعی از علت برکناری ام ندارم و نمیدانم به چه دلیل بوده است.

راجع به نحوه دستگیری وی سواال شد، سرلشکر «ناجی» گفت: امروز (/ ا ا) که طبق معمول به سر کارم در لویزان رفته بودم و سرجایم نشسته بودم آمدند و مرا دستگیر کردند.

محققی: از فجایع چیزی نمی دانم

یکی از خبرنگاران به سرتیپ «محققی» که بشدت عصبی اما با حالتی خشک و خیلی جدی نشسته بود و اغلب ساکت بود گفت که در مردم این باور هست که در سیستم خاص نظامی یک فرد تبدیل به مو جودی بی اراده و فاقد شعور میشود. آیا این درست است؟

فرمانده پایگاه یکم شکاری بالحنی جدی پاسخ داد: «خیر، چنین چیزی نیست.» و سپس در جو ابِ اشاره همان خبرنگار که فجایعی که اتفاق افتاده گفت: «من در تهران نبوده ام و هیچ اطلاعی ندارم و نمیدانم منظور شما ازفجایع چیست، من یک خلبانم.

ولی دستور می دهید.

دستور میدهم ولی تابحال حتی یک گلوله از طرف هواپیماهای ما بسوی مردم شلیک نشده است.

آیا این درست است که شاه پس از ترک ایران با مقامات ارتش در تماس بوده و حتی بطور پنهانی به جزیره کیش رفت و آمد میکرده است؟

و تیمسار «ربیعی» جو اب داد که هیچگونه تماسی بعد از رفتن شاه حتی بطور تلفنی نبوده و از نظر بعد فاصله هم شاه نمی تو انسته به کیش بیاید و برود.

در مورد چگونگی تشکیل شورای عالی ارتش که به اعلام بیطرفی ارتش انجامید سوال شد.

تیمسار «ربیعی» گفت که صبح دیروز (۲۲ / ۱۱) ساعت ۹ به من اطلاع دادند که برای تشکیل بک میتینگ با شرکت فرماندهان ارتش به کمیته بروم، من به آنجا رفتم و در آنجا در حدود پنجاه هزار نفر از امرای والای ارتش بودند که به اتفاق و صددر صد تصمیم گرفتند و گفتند که ادامه پشتیبانی از دولت بختیار کار صحیحی نیست.

یکی از خبرنگاران گفت: «اما آن موقع دیگر دیر شده بود و شما چاره ای جز این نداشتید.»

ربیعی جواب داد: «من آن موقع از وضعیت اطلاعی نداشتم و از نقطه نظر نیروی هوایی، ما وضعیت بقیه نیروها را نداشتیم، اما من دیدم بختیار میگوید میخواهم از طریق قانون اساسی جمهوری اعلام کنم و آقای مهندس بازرگان هم میخواهند جمهوری اعلام کنند. پس فکر کردم نتیجه یکی است و چرا کاری کنم که منجر به خونریزی شود. پس نبایستی از دولت بختیار پشتیبانی کنم.

آیا شاپور بختیار هم در این جلسه فوق العاده حضور داشت؟

ربیعی جواب داد: «نه او نبود و وقتی کما بیش مطلع شد گفت برگردید به سر کارهایتان اما ما گوش نگردیم و سعی کردیم که این جلسه فوق العاده انجام شود.»

آنگاه یکی از خبرنگاران در مورد نوار گفتارِ شاه خطاب به امرای ارتش در مو رد کشتار ضبط شده و به دست مردم رسیده بود سئوال کرد.

«ربیعی» گفت: «صد در صد حقیقت ندار، من هیچ وقت نه خود این نوار را شنیدم و نه در باره اش هیچکس به من چنین دستوری داد، چون بنظر من اصولا کار نیروی هوایی نبود و بنظر من شاه از جهت دادن چنین دستوری آدم ضعیفی بود.

رحیمی: صدای شاه نبود

و در این موقع تیمسار «رحیمی» گفت که من هم نظر تیمسار «ربیعی» را تائید میکنم، بنا به و ظیفه ام نوار را شنیدم و چون خوب صدایش را میشناختم دیدم که نبود و نتوانستم قبول کنم.

یکی از خبرنگاران: همه صدایش را می شناختند.

تیمسار «رحیمی»: «من حتی از نظر سیلابی هم می شناختم.»

دکتر «یزدی»: اما مقامات و متخصصین امریکایی همه تایید کردند که صدای شاه خائن است.

در این موقع یکی ازخبرنگاران بوضعیت ارتش اشاره کرد و گفت: «با تبلیغاتی که روی ارتش میشد ماباور میکردیم که همه چیز دارد، جز بمب اتمی. ادعا بر این بود که فوق العاده نیرومند است اما اکنون بنظر می آید ارتش در برابر نیروی خارجی تحملی نداشته و همه قدرتش تنها برای مردم بوده است، با اینحال چطور شد که ارتش در مقابل مردم از هم متلاشی شد؟

فرماندار نظامی سابق و رئیس کل شهربانی سابق سپهبد «رحیمی» پاسخ داد: «ارتش هیچوقت خودش را جدا از مردم نمیداند و با آنها یکی است.» این جواب باعث شد که یکی از خبرنگاران با لحن اعتراض آمیزی سوال کند: «پس مسئول کشتار بیرحمانه هفتم و هشتم بهمن چه کسی بو د؟»

سپهبد «رحیمی» بصورتی مردد و غافل گیر شده جواب داد: «من نبودم.»

در این لحظه جلسه متشنج شد که البته تازگی نداشت. در طول مصاحبه با هر دو گروه، به سبب فوق العاده بودن این مصاحبه، این حالت بکرات دیده شد. با دخالت دکتر «یزدی» مجددا سکوت برقرار شد و سپهبد «رحیمی» حرف هایش را ادامه داد و گفت: « ارتش هیچوقت از ملت جدا نبوده. ملت را در خودش میدیده و منهم خودم را از ملت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *