تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد دیدگاه های مستشرقان در رابطه با تعارض قرآن و علوم طبیعی :

مقدمه

موضوع تعارض علم و دین از جمله مباحث مهم در کلام جدید است که رشد و شکوفایی علوم جدید در قرون اخیر، زمینه را برای طرح آن به وجود آورده است. علم تجربی به عنوان یک منبع معرفتی جدید و نیز تفسیرهایی که گاهی از آن صورت می گرفت، کشمکش شدید و دامنه داری را بین عالمان دین و علوم تجربی به وجود آورد.

برخی از مستشرقان طی تحقیقات خود در باره دین اسلام، به وجود تعارض هایی بین آیات قرآن و کشفیات جدید علمی اشاره کرده اند. این مقاله، در صدد بررسی و نقد برخی از این دیدگاه ها در باره تعارض قرآن و علوم طبیعی در کیهان شناسی است.

۱.مفهوم شناسی

الف) تعارض

تعارض از ریشه «ع رض» به معنای آشکار کردن است. این واژه مصدر باب تفاعل و معنی متعرض یک دیگر شدن، منع از نفوذ (فیومی، المصباح المنیر، ۲/۴۰۲)، تصادف، مخالفت و در برابر هم ایستادگی نمودن استعمال شده است (الیاس، فرهنگ نوین عربی، واژه تعارض). این واژه در زبان انگلیسی معادل کلمه «Conflict» است (Conflict.Oxford. Advanced Learner’s Dictionary). تعارض در اصطلاح منطق به معنای اختلاف دو حکم یا دو قضیه در صدق و کذب است. اختلاف دو استدلال که هر یک به نتیجه ای نقیض نتیجه استدلال دیگری منجر گردد، مانند حکم عقل و وهم که در برخی از موارد با هم متعارض می شوند (روحی، منطق مقدماتی، ۶۱).

ب) علم

علم به معانی شعور، ادراک، نقیض جهل (فراهیدی، العین، ۲/۱۵۲)، یقین (فیومی، المصباح المنیر، ۲/۴۲۷)، ادراک حقیقت یک چیز (راغب اصفهانی، مفردات، ۵۸۰)، دریافتن، اتقان، معرفت (دهخدا، لغت نامه دهخدا، ۲/۱۶۰۵۲) و شناخت (زبیدی، تاج العروس، ۱۷/۴۹۵) استعمال شده است. این واژه در زبان انگلیسی به معنای اطلاعات، داده ها، مهارت ها (Oxford. Advanced Learner’s Dictionary. Knowledge )، آموختن و مطلق دانستن استعمال شده است (Oxford. Advanced Learner’s Dictionary.science). علم در اصطلاح عبارت است از «مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسی قابل اثبات باشد» (مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱/۶۱).

ج) علوم طبیعی

طبیعت در لغت از ماده «ط ب ع» به معنای نهاد، سرشت، خوی (زبیدی، تاج العروس، ۱۱/۳۱۷)، غریزه، سجیّه (فیومی، المصباح المنیر، ۲/۳۶۸)، ماده، اخلاق، عالم و جهان مادی آمده است ( علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه طبیعت؛ مصاحب، دایره المعارف فارسی، ج۲، واژه طبیعت). طبیعت در اصطلاح؛ «علوم طبیعی» علم به احوال اموری است که در وجود خارجی و در تعقل محتاج ماده باشند، به خلاف امور باطنی و امور الهی که در تعقل محتاج به ماده نیستند (مصاحب، دایره المعارف فارسی، ۲/۱۶۱۹). مقصود از علوم طبیعی، دانش هایی است که بر اساس تجربه و با موضوع طبیعت شکل گرفته است مثل کیهان شناسی، پزشکی و….

۲.دیدگاه مستشرقان در رابطه تعارض قرآن و علوم طبیعی

دیدگاه های مستشرقان در زمینه تعارض قرآن با علوم طبیعی به صورت غیرصریح و با اشاراتی مبهم همراه است.

با تتبّع در اقوال مستشرقان به وجود برخی تعارضات ادعایی ایشان در باره قرآن و کیهان شناسی برخورد می کنیم که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

۲ـ۱. هفت آسمان

آنجلیکا نویورث (Angelika Neuwirth) در مدخل «کیهان شناسی» به تشابه میان اظهارات قرآنی و مدل ارسطویی ـ بطلمیوسی درباره جهان معتقد است. وی می گوید: «به نظر می رسد قرآن مدل ارسطویی ـ بطلمیوسی را با جهان (الدُنیا) به عنوان پایین ترین سطح در مرکز که به وسیله محورهای هفت گانه دارای مرکزیت واحد پوشیده شده است، انعکاس می دهد…. نگاهی دقیق تر، نشانه های مدل قدیمی تر خاور نزدیک سنّتی از جهان را در اختیار می گذارد که در سفر تکوین (تورات، سفرتکوین، ۱/۶) نیز انعکاس یافته است. در اینجا جهان به گونه ای انگاشته می شود که نه تنها به وسیله هفت محور آسمانی پوشیده شده است، بلکه بر روی لایه های بسیاری از زمین ها قرار دارد» (Neuwirth, Cosmology. In Encyclopedia of the Quran, V. 1, PP. 440 – ۴۵۸). وی با مرموز دانستن اظهارات قرآنی به تفسیر طبری تمسک می جوید و تنها اظهار نظر وی را مطابق با اسناد و مدارک قرآنی می داند و می گوید: «تنها طبری تفسیری مطابق گفته های قرآن ارایه می دهد؛ تصویر دنیایی که درون یک اقیانوس شناور است و به وسیله اقیانوس دیگری بالای بلند ترین آسمان پوشیده شده است» (Ibid). سپس با اشاره به فراگیری عرش خداوند (بقره/۲۵۵) و اینکه مفسران اولیه تلاش کرده اند دو طراحی مختلف را برای تصویر عرش در درون یک قالب منسجم و فراگیر جای دهند تا عرش به شکل تخت در آید و کرسی چهارپایه مانندی، زیر آن واقع شود، دریای لبریز (طور/۶) را پدیده ای آسمانی تلقی شده می داند و مدعی است اجزای مشابه نظریه های کیهان شناختی کهن موافق اند که فضای میان کرسی زیر پایی با کلِّ عرش و زمین با آب پر شده است Angelika Neuwirth, Cosmology, V. 1, PP. 440 – 458)) ماهر جرّار (Maher Jarrar) در مدخل «آسمان و فضا» پیشینه بحث آسمان های هفتگانه را مردمان کهن خاورنزدیک دانسته و می گوید: «اگرچه ایده خلقت و تفکر هفت آسمان، قبلاً به وضوح در مسیر ناهموار خود برای مردمان کهن خاور نزدیک آشنا بود» (Jarrar, Heaven and sky, V. 2, PP. 410– ۴۱۲). پائول کونیتچ (Paul Kunitzsch) نیز در ابتدای مدخل «سیارات و ستارگان» تأثیرپذیری قرآن از دانش کیهان شناختی عصر نزول قرآن را قبول کرده و می گوید: «غیرمنتظرانه نیست که اشاره های پدیده های آسمانی در قرآن تحت تأثیر دانش معاصر این پدیده ها در شبه جزیره عربستان واقع شده باشد. اعراب قدیم پیش از ارتباط خویش با علم فارسی، هندی و یونانی در طول قرون، دانش عمومی خود را در باره فضا و پدیده های آسمانی توسعه داده بودند… بنابراین اعراب قدیم ستارگان ثابت و سیارات را می شناختند» (Paul Kunitsch, Planets and stars, V. 4, PP. 106 – ۱۰۹). وی با اشاره به گزارش قرآن در باره خلقت هفت آسمان می گوید: «نظم هستی که خداوند منطقه آسمانی را با نام «هفت آسمان» خلق کرده است که در لایه هایی یکی بالای دیگری مرتب شده اند، هر فرد را به یاد کیهان شناسی یونانی (بطلمیوسی) با محورهای معروفی که روی همدیگر قرار یافته اند، می اندازد» (Ibid). وی بعد از اندکی در ادعای خود دچار تردید شده و احتمال رسیدن هرگونه پژواک این نظریه یونانی به مرز دانش عربستان قرن هفتم را رد می کند. او با بررسی گزارش قرآن، ناهم خوانی این گزارش را با مدل یونانی این گونه بیان می کند: «نظام یونانی نیازمند هشت محور برای خورشید، ماه، پنج سیاره و ستارگان ثابت است، در حالی که قرآن فقط در باره هفت محور بحث می کند. پس به نظر نمی رسد هفت آسمان مورد اشاره در قرآن متعلق به کیهان شناسی و اخترشناسی باشد، بلکه شاید متعلق به نظریه کلامی باشد و احتمالاً با هفت آسمان مذکور در «بیانیه دوازده پدر» و ادبیات تلمودی مقایسه شود» (Ibid).

بررسی و نقد

ابتدا به تبیین مبانی منظومه بطلمیوسی ـ ارسطویی (زمین مرکزی) پرداخته، تفاوت های آن را با هیئت قرآنی ذکر می کنیم تا جواب بسیاری از اشکالات و شبهات مطرح شده مشخص گردد.

منظومه زمین مرکزی بطلمیوسی ـ ارسطویی

به دلیل اینکه یکی از آموزه های مهم منظومه بطلمیوس، قرار داشتن زمین در مرکز جهان بود، این منظومه به زمین مرکزی مشهور شده است. از جمله آموزه های پذیرفته شده از سوی این منظومه می توان به موارد زیر اشاره کرد.

۱.زمین در مرکز عالم؛ ۲. وجود نُه فلک؛ ۳. اتصال اجرام آسمانی به افلاک؛

۴.حرکت خورشید و سیارات به تَبَع حرکت افلاک؛ ۵.ثبوت و بی حرکتی ستارگان؛

۶.سکون زمین؛ ۷. حرکت خورشید؛ ۸. ازلی و ابدی بودن افلاک فوق القمر؛ ۹. عدم امکان حرکت در بین افلاک (آسمان)؛ ۱۰. وجود ستارگان در فلک هشتم.

هفت آسمان در قرآن

قرآن کریم به صراحت در هفت مورد ـ که در پنج آیه با عبارت «سَبْعَ سَمَاوَاتٍ» (بقره/۲۹؛ فصلت/۱۲؛ ملک/۳؛ نوح/۱۵؛ طلاق/۱۲) و در دو آیه به صورت «سَّماوَاتُ السَّبْعُ» (اسراء/۴۴؛ مؤمنون/۸۶) ـ از آسمان های هفتگانه سخن گفته است. در دو مورد نیز به کنایه سخن گفته است که برخی از مفسران (طبرسی، مجمع البیان، ۷/۱۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۵/۲۲؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۵/۴۰۹) عبارات «سَبْعَ طَرَائِقَ» (مومنون/۱۷) و «وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجاً» (نبأ/۱۳) را نیز اشاره به آسمان های هفتگانه می دانند. قرآن کریم هفت آسمان را از کلام نوح(ع) (نوح/۱۵) نقل می کند. علامه طباطبایی(ره) ذیل آیه نتیجه می گیرد که مشرکان به هفت آسمان معتقد بودند و حضرت نوح(ع) به وسیله این مطلب با آنان احتجاج کرد. پس معلوم می شود موضوع هفت آسمان قبل از اسلام و بلکه پیش از پیدایش ادیان یهود و مسیحیت نیز مطرح بوده است (طباطبایی، همان، ۲۰/۳۲). در کتاب مقدس بارها از آسمان سخن گفته شده است؛ گاهی آسمان مادی و گاهی آسمان روحانی که خارج از این دنیاست و در آنجا قداست و سعادت بر قرار می باشد و محل مخصوص حضرت اقدس الهی است و حضرت مسیح یا پسر انسان از آنجا نزول می کند. علمای یهود بر این عقیده اند که هفت آسمان وجود دارد؛ سه تا از آن جسمانی و چهار تا روحانی می باشد که ملائکه و مقدسان در آنجا ساکن هستند (جیمز هاکس، قاموس کتاب مقدس، ماده آسمان). دانشمندان مسلمان در پی توجیه و انطباق یافته های علمی زمان خود با آیات آسمان های هفتگانه، چند نظریه در این مورد ارایه کردند. مهم ترین آنها عبارت است از:

۱.تطبیق آسمان های هفتگانه با نظریه منظومه بطلمیوسی؛ از میان دانشمندان اسلامی بوعلی سینا (رسائل، ص ۱۲۸ـ۱۲۹، به نقل از: ذهبی، التفسیر و المفسرون، ۲/۴۲۶)، خواجه نصیر الدین طوسی (بهبودی، هفت آسمان، ۸)، فخر رازی (مفاتیح الغیب، ۲/۳۸۱)، علامه مجلسی (بحارالانوار، ۵۷/۷۵) و ملا هادی سبزواری (شرح منظومه، ۲۶۹) در صدد تطبیق این آیات با منظومه بطلمیوسی بوده اند.

۲.منظور از آسمان های هفتگانه کرات منظومه شمسی است که به دور زمین و خورشید در حرکت هستند (نیازمند شیرازی، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ۱۴۵ـ۱۶۷).

۳.مقصود از آسمان های هفتگانه مدارهای سیاراتی است که به دور خورشید می گردند (الخبراء، المنتخب فی التفسیر، ۱/۱۶، به نقل از، ابوحجر، التفسیر العلمی فی المیزان، ۳۸۴).

۴.منظور هفت لایه مجزا از اتمسفر است که زمین را در بر گرفته است (مرادی، رازهای آسمان هفت گانه، ۸۴).

۵.همه این سیارات، منظومه ها، ستارگان و حتی کهکشان ها فقط آسمان اول قرآن هستند و شش آسمان دیگر خارج از دیدگاه بشری قرار گرفته اند (صادقی، زمین و آسمان و ستارگان از نظر قرآن، ۲۲۷، ۲۳۲، ۲۴۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۴/۲۶۱).

۶.آسمان امری معنوی است و مراد از هفت آسمان امور مربوط به مقام قرب، حضور و راه سلوک امر و تدبیر عالم و رفت و آمد ملائکه است که امر الهی از آن طریق جریان می یابد (طباطبایی، المیزان، ۱۶/۲۴۸؛ ۱۹/۳۲۷؛ زحیلی، التفسیر المنیر، ۲۹/۱۱؛ ابوحجر، التفسیر العلمی فی المیزان، ۳۸۳).

۷.عدد هفت در آیات هفت آسمان، واقعی نیست و می تواند تعداد زیادتری آسمان وجود داشته باشد؛ بنابراین، نظریه قرآنی در مورد وجود هفت آسمان، با وجود آسمان های متنوع و زیاد منافاتی ندارد. در این آیات عدد قید نیست و عدد هفت در قرآن دلیل بر انحصار تعداد آسمان ها نیست (طنطاوی جوهری، تفسیر الجواهر، ۱/۴۶).

جمع بندی

ارسطو بر اساس منظومه بطلمیوسی به «یکتایی آسمان» تصریح می کند و می نویسد: «اکنون باید بگویم که نه تنها فقط یک آسمان وجود دارد، بلکه هم چنین باید بگوییم که غیر ممکن است که چندین آسمان وجود داشته باشد» (ارسطو، در آسمان، ۴۳). او استدلال خود بر یگانگی آسمان را این گونه بیان می کند: «مع الوصف نه آسمان دیگری هست و نه امکان وجود داشتن آسمان های دیگر؛ زیرا کل ماده در این آسمان جمع شده است» (همان، ۴۵). اما با دقت در مجموعه آیات قرآنی درباره هفت آسمان آشکار می شود که دیدگاه قرآن در این زمینه با افلاک نُه گانه بطلمیوسی ـ ارسطویی هیچ تناسبی ندارد و اگر برخی دانشمندان مسلمان به تطبیق هفت آسمان با افلاک بطلمیوسی پرداخته اند، به دلیل عدم رعایت معیارها و ضوابط تفسیر علمی بوده است و در حقیقت، این خطای دانشمندان است نه خطای قرآن کریم. حتی شاید بتوان مسأله هفت آسمان را از پیش گویی های علمی قرآن به شمار آورد که از وجود آسمان هایی غیر از آنچه تاکنون کشف شده [که دارای ستاره است] خبر می دهد (مسترحمی، مقایسه چند منظومه نجومی، ۲۲). لفظ «سماء» در قرآن، علم و لغت در معانی و مصادیق مختلف به کار رفته است؛ به عبارت دیگر، مشترک لفظی است. هر چند ممکن است برخی از این معانی و مصادیق را در یک مفهوم واحد جمع کرد؛ بنابراین، ادعای تعارض قرآن با یافته های علمی جدید معنا ندارد؛ زیرا:

علوم تجربی «قطع مطابق واقع» به ما نمی دهد و چنین ادعایی هم ندارد، بلکه خطاپذیر است و به قول برخی از دانشمندان افسانه های مفید است. بنابراین عقل به ما حکم می کند که دلیل قطعی (ظاهر قرآن) را بر دلیل ظنی (قانون علمی) ترجیح دهیم. در برخی از موارد، مراد از آسمان در قرآن امور معنوی است؛ لذا یکی از شرایط تعارض یعنی زبان واحد داشتن محقق نمی شود. بر فرض قبول این نوع تعارض، این ناسازگاری به تعارض عقل و دین منجر می شود که عقلاً محال است؛ زیرا اگر یک نظریه علمی با ضمیمه شدن به دلیلی دیگر مانند حکم عقل به مرحله قطع و یقین برسد، این مسأله به تعارض عقل و دین بر می گردد و از مسأله تعارض علم و دین خارج می شود، اما می دانیم که احکام عقلی با احکام دینی تعارض ندارد و اگر تعارضی بین یک حکم عقلی و یک حکم دینی به نظر آید، دارای یکی از دو احتمال زیر است:

۱.در مقدمات دلیل عقلی خطا باشد و با ظاهر آیات معارض شود.

۲.ظاهر آیه یا حکم شرعی مراد نباشد که در این صورت با قرینه حکم عقل در ظاهر آیه تصرف می کنیم.

در مورد آسمان های هفتگانه، اگر یک دلیل علمی قطعی (استقرای تجربی با ضمیمه دلیل عقلی) پیدا کردیم که صدها آسمان داریم یا یک آسمان بیشتر نداریم، تعارض دلیل عقلی و دلیل شرعی حاصل شده است؛ از این رو، با کمک قرینه عقلی در ظاهر دلیل شرعی تصرف نموده، می گوییم: مراد از هفت، در آیات شریفه تعیین عدد آسمان ها نیست، بلکه بیان کثرت مورد نظر است؛ چنانکه مردم هم در محاورات عرفی عدد هفت، صد، هزار و… را برای بیان کثرت به کار می برند و این بر مبانی روش تفسیر عقلی است. به عبارت دیگر، تعارض علم و دین به تعارض عقل و دین بر می گردد که این نوع تعارض محال است (رضایی اصفهانی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ۲۳۲ـ۲۳۳). در مواردی نیز که مراد آسمان دنیایی باشد، به نظر می رسد آنچه از ستارگان که در آسمان دیده می شود، همگی متعلّق به آسمان اول است. شاهد این ادعا، آیاتی است که ستارگان را زینتی برای آسمان دنیا (نزدیک تر) می داند. ماهیت آسمان های دیگر نیز برای ما معلوم نیست. به علاوه، ممکن است عدد هفت در این آیات، عددی کنایی و گویای کثرت آسمان ها باشد.

۲ـ۲.خلقت جهان در شش روز

قرآن کریم به مراحل و دوره های آفرینش جهان در آیاتی از قرآن اشاره کرده است. تعابیر قرآنی دلالت بر خلقت زمین در شش مرحله از زمان دارد. در این میان، برخی از مستشرقان مراحل خلقت از نظر قرآن و علم را مورد بررسی قرار داده و برخی از ایشان معتقدند گزارش های قرآنی از خلقت، مشابه مدل ارسطویی بوده و در تعارض مستقیم با علوم جدید است. آنجلیکا نویورث در مدخل «کیهان شناسی، دائره المعارف قرآن لایدن» اظهارات قرآن را درباره خلقت جهان جمع آوری کرده است. او قائل است این اظهارات در چارچوب تصویری فشرده، با استناد به برخی پدیده های منطقه خاور کهن ارایه می شوند؛ مانند اینکه خداوند، آسمان ها و زمین را در شش روز می آفریند؛ آن هم نه برای سرگرمی و عبث بودن، بلکه با اندازه ای معین و حق مطلق (Neuwirth, Cosmology. V. 1, PP. 440 – ۴۵۸).

بررسی و نقد

مسأله آفرینش جهان در شش روز، در هفت مورد از آیات قرآن کریم مطرح شده است (بقره/۲۹؛ اسراء/ ۴۴؛ مؤمنون/ ۸۶؛ فصلت/۱۲؛ طلاق/۱۲؛ ملک/۳؛ نوح/۱۵). واژه «یوم» در قرآن حداقل در چند معنا استعمال شده است.

۱.از طلوع خورشید تا غروب آن (بقره/۱۹۶)؛ ۲. مقداری (دوره ای) از زمان (ابراهیم/۵)؛ ۳. زمان خارج از مفهوم مادی مثل: یوم التغابن (تغابن/۹)، یوم القیامه (بقره/۸۵)، یوم تبلی السرائر (طارق/۹).

مراحل خلقت از منظر قرآن کریم

در مورد مراحل شش گانه با توجه به یافته های علمی و برداشت هایی که از قرآن می شود، احتمالات متعددی می تواند مطرح شود:

۱.علامه طباطبایی(ره) ذیل آیه ۹ سوره فصلت می نویسند: «مقصود از «یوم» در «خلق الارض فی یومین» برهه ای از زمان است نه روز خاص معهود، یعنی مقدار حرکت کره زمین به دور خودش که این (احتمال دوم) ظاهر الفساد است و اطلاق کلمه «یوم» بر قطعه ای از زمان که حوادث زیادی را در بردارد، زیاد است و استعمال شایعی است» (طباطبایی، المیزان، ۱۷/۳۶۲).

۲.استاد مصباح یزدی در مورد شش روز احتمال روزهای معمولی بودن را رد کرده، می گوید: «یوم» در معانی غیر از روز هم به کار رفته است و برخی از آیات قرآن کریم (یوسف/۵۴؛ نحل/۸؛ حج/۴۷؛ معارج/۴) و حدیثی از نهج البلاغه (شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۷۲) را شاهد می آورد. سپس نتیجه می گیرد از بررسی این همه احتمال اینکه منظور از شش روز، شش دوره خلقت باشد بعید نیست (مصباح یزدی، معارف قرآن، ۲۴۱ـ۲۴۳).

۳.آیت الله مکارم شیرازی، دوره های ششگانه خلقت و تطبیق آن با یافته های علمی جدید را این گونه بیان کرده اند:

اول ـ مرحله ای که جهان به صورت توده گازی شکل بود.

دوم ـ دورانی که توده های عظیمی از آن جدا شد و بر محور توده مرکزی به گردش درآمد.

سوم ـ مرحله ای که منظومه شمسی تشکیل یافت (از جمله خورشید و زمین).

چهارم ـ روزی که زمین سرد و آماده حیات گردید.

پنجم ـ مرحله به وجود آمدن گیاهان و درختان در زمین.

ششم ـ مرحله پیدایش حیوانات و انسان در روی زمین (مکارم، شیرازی، تفسیر نمونه، ۶/۲۰۲).

۴.دکتر بوکای، مستشرق مسلمان فرانسوی، مراحل ششگانه خلقت قرآن را با تورات مقایسه کرده، معتقد است در تورات سخن از شش روز متعارف است که خدا در روز هفتم (روز شنبه) به استراحت می پردازد. این روز همان فاصله زمانی واقع بین دو طلوع یا دو غروب متوالی خورشید برای ساکن زمینی است. اما در قرآن کریم کلمه «یوم» به کار رفته، به معنای دوره می آید و سخن از روز هفتم استراحت نیست و این نکته از عجایب علمی قرآن است (بوکای، مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ۱۸۳ ـ ۱۸۷).

سپس در مورد مراحل خلقت از نظر علوم جدید می نویسد:«دانش نو می گوید که جهان از جرم گازی با دوران کند تشکیل شده و جزء اصلی آن هیدروژن و بقیه هلیوم بود. سپس این سحابی به پاره های متعدد با ابعاد و اجرام قابل ملاحظه ای تقسیم شد… و همین جرم گازی بعدها کهکشان ها را تشکیل داد… و در اثر فشارها و نیروی جاذبه، باعث شروع واکنش های گرمایی هسته ای شد و از اتم های ساده، اتم های سنگین به وجود آمد و هیدروژن به هلیوم و سپس کربن و اکسیژن تبدیل می گردد تا به فلزات و شبه فلزات منتهی می شود» (همان، ۱۹۶).

مخالفت قرآن با مدل بطلمیوسی ـ ارسطویی

قرآن کریم از خلقت آسمان و زمین سخن می گوید (بقره/۱۱۷و۱۶۴؛ انعام/۱) و انسان ها را به تفکر در آفرینش آن دعوت می نماید (روم/۸؛ آل عمران/۱۹۱)، اما این مسأله کاملاً در تضاد با دیدگاه بطلمیوسی ـ ارسطویی است که آسمان را ازلی می داند و به گمان خود بر این عقیده براهینی اقامه می کند و سپس می نویسد: «بنابراین، اینکه آسمان در کل آن نه کائن شده است و نه ممکن است فاسد شود، آن گونه که بعضی می گویند، بلکه واحد و ابدی است و دهرِ آن را آغاز و انجامی نیست، بلکه خود حاوی و شامل لایتناهی زمان است؛ چیزی است که به یقین از آنچه گفتیم بر می آید» (ارسطو، در آسمان، ۷۱).

جمع بندی

با توجه به مفهوم وسیع واژه «یوم» و معادل آن در زبان های دیگر، استعمال واژه «یوم» به معنی «یک دوران» در آیات قرآن وجود دارد و با توجه به سیاق آیات خلقت آسمان ها و زمین در «سته ایام»، مقصود از «یوم» همان دوره یا مرحله است. از اینجا پاسخ ادعای تعارض بین یافته های علمی در باب خلقت جهان در میلیاردها سال با آیات مربوط به خلقت آن ها در شش روز روشن می شود؛ چرا که اگر مقصود آیات، شش دوره یا مرحله خلقت باشد و مقصود شش روز معمولی (از طلوع تا غروب) نباشد، دیگر تعارضی پیدا نمی شود؛ بنابراین، یافته های علمی با آیات خلقت جهان در شش دوره قابل جمع است و مدل قرآنی آفرینش جهان، در تعارض صریح با مدل بطلمیوسی که قایل به ابدی و ازلی بودن جهان است، قرار دارد. پس نتیجه می گیریم که گزارش قرآن از خلقت جهان (زمین و آسمان ها) در شش دوران متوالی بوده است؛ هر چند ممکن است فاصله این دوره ها گاهی به میلیون ها سال هم رسیده باشد.

۲ـ۳.حرکت خورشید

یکی از اشکالات مخالفان قرآن، اشاره قرآن به حرکت خورشید می باشد. ایشان این تعبیر را به حرکت ظاهری قرآن تطبیق داده و مدعی هستند که قرآن بر اساس فرهنگ علمی زمان نزول، حرکت ظاهری خورشید را حرکت حقیقی دانسته است؛ بنابراین، بعد از کشف حقایق علمی درباره حرکت زمین، دیدگاه قرآن را مردود شمرده، تعارض قرآن با علم را اثبات می کنند. پائول کونتیچ (Paul Kunitsch) در مدخل «سیارات و ستارگان» در دائره المعارف قرآن لایدن در باره حرکت خورشید می گوید: «و [خداوند] خورشید و ماه را [آفرید] که هر کدام در محوری حرکت می کنند. این شبیه پژواکی از کیهان شناسی یونانی است که هر جرم آسمانی در محور خاص خود در حرکت است» (Kunitsch, Planets and stars, V. 4, PP. 106 – ۱۰۹). اما همانند موارد قبلی، بلافاصله دچار تردید در این انتساب شده و با احتیاط گفته است: «ولی در اینجا ما دوباره در فهم بیان قرآن در چنین معنای علمیِ محدود دچار تردید و تأمل می شویم» (Ibid).

بررسی و نقد

قرآن در آیات متعددی (یس/۳۷ـ۴۰؛ انبیا/۳۳؛ رعد/۲؛ فاطر/۱۳؛ زمر/۵؛ لقمان/۲۹؛ ابراهیم/۳۳) به حرکت های خورشید اشاره کرده است. برخی صاحب نظران این آیات را اعجاز علمی قرآن دانسته اند؛ چرا که حرکت های گوناگون خورشید بر خلاف تصورات رایج در محافل علمی عصر نزول بوده است. آنان آیات فوق را اشاره به حرکت خورشید می دانند. محققان اسلامی بر اساس آیات قرآن، به چند نمونه از حرکت های خورشید اشاره کرده اند؛

۱.حرکت انتقالی خورشید در کهکشان راه شیری

یعنی حرکت طولی خورشید به سمت معین یا ستاره ای دور دست. البته در آیه «وَالشَّمْسُ تجَْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا» (یس/۳۸) «و خورشید که تا قرارگاهش روان است»، «لام» به معنای «الی» (به سوی) و (مُسْتَقَر) اسم مکان است. مفسران و صاحب نظران متعددی این حرکت خورشید را از آیات قرآن برداشت کرده اند (طبرسی، مجمع البیان، ۸/۶۶۳؛ شهرستانی، اسلام و هیئت، ۱۸۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۷/۸۹؛ طنطاوی جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن، ۹/۱۷۲ـ۱۷۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۸/۳۸۲ـ۳۸۹؛ نوری، دانش عصر فضا، ۲۵ـ۳۶) اما بعضی آن را اعجاز علمی قرآن دانسته اند؛ چرا که اخترشناسان جدید همچون کوپرنیک (۱۵۴۴م) و کپلر (۱۶۵۰م) و گالیله بر آن بودند که خورشید ثابت ایستاده است و حتی در ادعانامه ای که علیه گالیله در دادگاه قرائت شد، او را به اعتقاد به سکون خورشید متهم کردند ـ که بر خلاف گفته کتاب مقدس بود که می گفت: خورشید مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می کند ـ و گالیله حاضر نشد حرکت خورشید را بپذیرد. ولی در سال های بعد کشف شد که خورشید نیز حرکت های واقعی متعددی دارد. هم چنین، «فلک» به معنای مجرای کرات آسمانی است یا به مسیر دورانی آنها اطلاق می شود؛ یعنی کرات آسمانی در مسیری دورانی شناورند. البته این مطلب قرآن (حرکت خورشید بر مدار) بر خلاف دیدگاه هیئت بطلمیوسی است که در عصر نزول در محافل علمی رایج و تا هفده قرن بر فکر بشر سایه افکنده بود. بر اساس هیأت قدیم، افلاک حرکت می کنند و ستارگان در فلک ثابت هستند، ولی از این آیه استفاده می شود که خورشید حرکت دورانی دارد و دارای مداری شناور است. برخی از دانشمندان به مطالب فوق اشاره کرده اند و آیت اللّه مکارم شیرازی این مطالب را اعجاز علمی قرآن می داند (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۸/۳۸۹ـ۳۸۶).

۲.حرکت وضعی خورشید

بنابر آیه ۳۸ سوره یس، خورشید به دور خود می چرخد و در قرارگاه خود جریا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *