توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث»؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث» انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث»:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث» آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث» با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث» از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث»، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و تحلیل سفینه خوشگو «دفتر ثالث» :
مؤلف تذکره سفینه خوشگو، بندر ابن داس، متخلص به خوشگو، شاعر و تذکره نویس مشهور در شبه قاره هند، ساده او دانسته نیست. نقوی احتمال داده است که وی در بین سالهای ۱۰۷۸ ۱۰۸۸ ق / ۱۶۶۷ ۱۶۷۷ م زاده شد.۱
خوشگو از مردم مَتْهَرا۲[MATHURA] و از قوم بئیش (سومین طبقه در نظام کاستی هندو)۳ بود. پدرش با پدر شیورام داس، متخلص به حیا، در روزگار اورنگ زیب گورکانی (حک ۱۰۶۸ ۱۱۱۸ ق) در لشکر شاهی خدمت می کرد و عمویش سرانند، متخلّص به تکلف در خدمت حرم شاه جهان زیب بانو بیگم، بود.
خوشگو پس از تحصیلات مقدّماتی نزد بیغم راگی و سدانند به کار پرداخت. وی در آغاز جوانی به شهرهای بسیاری سفر کرد و به دیدار شاعران آن دیار شتافت. زندگی گدایانه ای در لباس فقر گذراند. او خودش را نیز به نام (فقیر) یاد می کند. صبا۴ و خیام پور۵ او را دهلوی آورده اند که صریحا نادرست است، به گفته نقوی اسپرنگر۶ او را از مردم بنارس دانسته است که درست نیست. خوشگو در سلک ملازمان لاله کرت چند بود۷، و مدّتی در مورد معاش در بنارس و عظیم آباد بسر برده است.۸
او در شعر شاگرد و معاشر شیخ سعدالله گلشن برهانپوری(د ۱۱۴۱ ق/ ۱۷۲۸ م)، عبدالقادر بیدل دهلوی (د ۱۱۳۳ ق / ۱۷۲۰ م)، میرزا محمد افضل سرخوش (د ۱۱۲۶ ق / ۱۷۱۴ م) و سراج الدّین علی خان آرزو بود (د ۱۱۶۹ ق / ۱۷۵۵ م) و از آنان بهره فراوان برده است.۹ وی با میرزا مظهر (د ۱۱۹۵ ق / ۱۷۱۹ م)، آبرو و شاعران دیگر روابط خوبی داشته است.۱۰ خوشگو نثر نگار و شاعر توانا بود. تذکره سفینه خوشگو که از آثار منثور وی است، به عمده الملک امیر خان، متخلص انجام، ناظم صوبه (استان) اله آباد تقدیم کرده است.
خوشگو پیرو حکم شفایی بود و در اشعار استعاری به او اقتدا می کرد.۱۱ اما دیوانی یا مجموعه ای از شعر او در دست نیست.۱۲ به گفته آرزو: «به هر حال بسیار خوب می گوید و نبض تازگی مضمون به دست او افتاده است.»۱۳
خوشگو در مجالس شعر که در منزل میرزا بیدل و گلشن بر پا می شد، حضور می یافت و این قبیل مجالس را در منزل خود هم تشکیل می داد و از شاعران مشهور آن روزگار دعوت می نمود و از آنان پذیرایی گرمی به عمل می آورد.۱۴ او سرانجام انزوا اختیار کرد و از آن پس، بیشتر عمر خود رادر اله آباد، بنارس و پتنه سپری کرد و در ۱۱۷۰ ق/ ۱۷۵۶ م در پتنه درگذشت.۱۵
آثار:
۱ سفینه خوشگو، تذکره شاعران به زبان فارسی که در ۱۱۴۷ ق/ ۱۷۳۴ م تألیف شده است.
۲ مرقع: خوشگو در این مجموعه اشعار شاعران همزمان خود را به خط خودش جمع آوری نموده است. نسخه ای از آن در دست نیست.
۳ ملفوظات بیدل: نسخه ای از آن بر جای نمانده است.
سفینه خوشگو۱۶، تألیف بندر بن داس خوشگو. (د ۱۱۷۰ ق / ۱۷۵۶ م)، تذکره ای است به زبان فارسی، کار این اثر در ۱۱۳۷ ق / ۱۷۲۴ م شروع شده و در ۱۱۴۷ ق / ۱۷۳۴ م به پایان رسیده است، اما سراج الدّین علی خان آرزو (د ۱۱۶۹ ق / ۱۷۵۵ م) در ۱۱۵۵ ق / ۱۷۴۲ م شرح احوال برخی شاعران و دیباچه ای بر آن افزوده است. زندگی نامه شاعران به ترتیب تاریخی درج شده است.۱۷ مؤلف در ضمن معرفی شاعران، مآخذ مورد استفاده خود را نام برده است که از جمله آنها می توان به تذکره دولتشاه، هفت اقلیم، مرآت الخیال، کلمات الشعراء و همیشه بهار اشاره کرد.
نظر اجمالی درباره موضوعات کتاب
دفتر اوّل: در ذکر ۳۶۲ شاعر پیشین از آدم الشعراء رودکی تا کافی ظفر همدانی.
دفتر دوم: احوال ۸۱۱ سخنگوی متوسط از عبدالرّحمن جامی تا شگونی گلپایگانی را در بر دارد.
دفتر سوم: مشتمل است بر زندگی نامه و نمونه ابیات ۲۴۵ شاعر معاصر، از ناصر علی سرهندی تا سرب سنگ، متخلص به خاکستر.
گلچین معانی از دفتر چهارم سخن گفته است۱۸.
خوشگو در ضمن شرح زندگی نامه بعضی شاعران، گفته های برخی تذکره نویسان را اصلاح نموده است و افزون بر این، وی به نقد اشعار شاعران نیز پرداخته است. نثر کتاب اکثر ساده است. واژه های هندی و عربی نیز در این تذکره راه یافته است. به هرروی، این تذکره بویژه دفتر سوم از لحاظ اصالت مطالب بسیار مهم است.
شایان ذکر است که دفتر سوم این کتاب به کوشش سید عطاءالرّحمن عطا کاکوی در ۱۹۹۵ م در پتنه به چاپ رسیده است. بر اساس همین دفتر به تجزیه و تحلیل اشارات نقدی این می پردازم.
سفینه خوشگو از مهم ترین و سودمندترین تذکره های فارسی این سده در شبه قاره هند است. مؤلف آن نه تنها در جمع آوری زندگینامه سخنگویان دقّت بسیاری نشان داده است ،بلکه درباره شعر آنان نظرات با ارزش ارائه کرده است و از خوب و بد آنان سخن گفته است.(نقد زبان) نقد صورت و قالبهای شعری، و (نقد از طریق مقایسه بین شاعران) خلاقیت و نوآوری به چشم می خورد. افزون بر این، نویسنده کوشیده است تا معایب شعری سخنگویان را نشان بدهد و اطلاعات سودمندی درباره اوضاع ادبی آن روزگار به دست بدهد.
عناصر نقد شعر فارسی
در زمینه نقد شعر فارسی، مطالب عمده کتاب را می توان چنین خلاصه کرد: نقد زبان «واژگان و ترکیبات، نقد موسیقی»، زمینه های معنایی و عاطفی، نقد بلاغی (تصویر سازی و تخیل و صنایع لفظی و زینتهای کلامی) صورت و قالبهای شعری، رابطه صورت و معنی، نقد از طریق مقایسه بین شاعران و نقد ذوقی.
۱ نقد زبان
مؤلّف در حوزه نقد زبان، به عناصر«واژگان و ترکیبات و نقد موسیقی» پرداخته است، اما در این اثر نمونه ای از «صرف و نحو» به چشم نمی خورد.
الف واژگان و ترکیبات
سراج الدین علی خان آرزو در تذکره خود، مجمع النفایس، به واژگان و ترکیبات شعری شاعران به فراوانی پرداخته است. در این تذکره خوشگو، مثالهای متعددی از آن نیز می توان یافت، خوشگو به واژگان و ترکیبات شعری شاعری اشاره های کلّی دارد و گاهی به اصلاح آنها می پردازد و از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
خوشگو در هنگام آوردن بیتی از غلام علی آزاد بلگرامی(د ۱۲۰۰ ق / ۱۷۸۶ م) چنین به اصلاح آن پرداخته است. آزاد می گوید:
| چو مژگان بتان خوش شیوه دندانه ای دارم | که در محراب طاعت گوشه میخانه ای دارم |
فقیر (خوشگو) به جای لفظ «مژگان بتان» در این بیت «چشمان بتان» بهتر می داند. اگر قبول افتد چه مژگان و میخانه مناسب و چشم هم گوشه ای دارد. و هم میخانه.۱۹
همچنین در ذیل معرفی احوال بتالوی (د ۱۱۹۵ ق / ۱۷۸۰ م) نیز به این نوع نقد می پردازد.
| ز شوخی بر دم شمشیر مژگانش زدم خود را | چها لب تشنه خون خودم یعنی ز جان سیرم |
خوشگو رو به روی ایشان گفتم لفظ «شوخی» در این بیت شوخ افتاده، اگر «جرأت» گفته شود به نظر فقیر خوب می آید، بسیار خوش کرد و قبول فرمود.
واقف می گوید:
| اهل همّت انتظار فیض گیران می کشند | هست دریا را به راه تشنگان چشم از حباب |
فقیر [خوشگو] گفتم اگر در این بیت به جای «فیض گیران» «فیض جویان» باشد که برای دریا و حباب لفظ جویان مناسب است، قبول نفرمود، الحق بی انصافی نمود.۲۰
در احوال شاعران ذیل، به عنصر واژگان و ترکیبات توجهی شده است: ناصر علی ص ۲؛ راسخ ص ۸؛ اشرف ص ۱۸؛ غنیمت ص ۲۲؛ همت ص ۳۲؛ اعجاز ص ۳۶؛ سامی ص ۲۳۳؛ آرزو ص ۳۲۵؛ کامل ص ۸۷.
ب نقد موسیقی
خوشگو در نقد شعر برخی شاعران، به عناصر قافیه، بحر و زمین تأکید دارد. ما در ذیل به بررسی آنها می پردازیم.
۱ قافیه: نمونه ای از آن که در این تذکره یافته ایم، درباره آفرین لاهوری (د ۱۱۵۴ ق / ۱۷۴۱ م) است. خوشگو می گوید: دیوان ملا آفرین را در تباله به خدمت نورالعین واقف دیدم، خطی بر نداشتم اکثر یا لغز نمایان دارد، بنابر آن است که صحبت به از خودی در نیافته، شاعرخانه نشین است، چنانچه از این قسم اشعار وی قریب پنجاه شصت از مطلع الف تا یا بر آورده که غلط عروض و قافیه و عبارت و بند و بست بسیار داشت، فقیر بسیار نامعتقد شده این دو بیت از آن جمله است، زیاده ننوشت:
| به رخ امید مبند در به هوای گل بخور جگر | ز بهار زخم به چین ثمر چه فسرده ای به چمن در آ |
| تعریف را حق آفرین خجلی ز بلاست آتشین | چو سپند لب خمش این چنین چه نشسته ای به سخن درآ۲۱ |
و در ضمن احوال همو، در جای دیگر چنین می پردازد: واقف این مطلع خوب گفته، اگر چه قافیه غلط است.
| کسی ز بی مهری دلم از کاوش غم ایمن است | داغ من چو ماه نو گم گشته زیر ناخن است.۲۲ |
۲ بحر به نمونه ای از آن که متعلّق به میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی (د ۱۱۳۳ ق / ۱۷۲۰ م) است پنجاه و چند هزار بیت غزلیات و اقسام بحور و زمینه های شگفته و طرحی که از عهده برآیی هر یک کار همت بلند او [بیدل] است، بلکه گمان غالب آنکه هیچ بحری از بحور در رسائل عروض از گفتن نمانده باشد و چون از فکر همه آنها طبیعت و اسیر یافت، بر همان قدر اکتفا نکرده، بحر بیستم سوای آن نوزده بحر عروض ایجاد کرده و در آن غزلها سرانجام داد، چنانکه چهار بیت از دو غزل یاد بود.
| می و نغمه مسلم حوصله ای که قدح کش گردش سرنشود | بهل است سبک سری آن قدرت که دماغ جنون زده ترنشود |
* * *
| چو بود سرو کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدن | ز غرور دلایل بی خردی همه تیر خطا به نشانه زدن |
| مژده ز توقع کار جهان بهم آرد غیار هوش بنشان | بگشودن چشم طمع نتوان صف حلقه بهر در خانه زدن |
| عقاب جهنم و رنج ابد ترسد به عذاب نفاق و حسد | تو امان طلب از در خلد و در آب تغافل از اهل زمانه زدن۲۳ |
۳ زمین: نمونه ها از آن می توان یافت. به عنوان مثال به اشاره ذیل که در ضمن معرفی نامه حزین لاهیجی (د ۱۱۸۰ ق / ۱۷۶۶ م) ارایه شده است دقت فرمایید:
| ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد | در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد |
در این زمین، از فقیر مؤلّف خوشگو این بیت رنگ قبول یافته:
| آواز تیشه امشب از بیستون نیامد | شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد |
۲ زمینه های، معنایی و عاطفی
خوشگو در هنگام معرفی و بررسی اشعار شاعران، به عنصر «معنی و مضمون» اشاره های کلّی فراوان دارد، و برخی از آنها به عبارت پردازی ارایه شده است. در نمونه از آن در این اثر یافته ایم که در آنها «تناسب و هماهنگی زبان و معنی» اشاره دارد و ما آنها را در بخش رابطه صورت و معنی مورد بررسی قرار دهیم. در این جا به پاره ای از نمونه های «معنی و مضمون» اشاره می کنیم:
مؤلّف در نمونه زیر که درباره شاه عبدالاحد وحدت (د ۱۱۲۶ ق / ۱۷۱۴ م) است، به عنصر «معنی و مضمون» چنین اشاره دارد:
اگر چه از اشتغال باطن فرصت نمی یافت که به فکر سخن پردازد، اما در این کار نیز استاد بود و بسیار معانی تازه و مضامین رنگین از او گل می کرد… دیوان مختصری از آنجا یادگار است، چند شعر تیمنا و تبرکا به قلم می آید:
| دل وحدت منش از خلق مکدر نشود | گر کتاب تو بود یک ورق ابتر نشود |
* * *
| جلوه گاه شمع رویش دوش این کاشانه بود | پرده های دیده فانوس و نگه پروانه بود |
| گوهر مقصود را از سنگ طفلان یافتم | عقل آنجا سنگسار از مشرب دیوانه بود |
همچنین به نمونه زیر که متعلّق به میر جلال الدین سیادت است، دقت فرمایید:
میر جلال الدّین، سیادت تخلص… شاعر زبردست، بلند تلاش، معنی پرور و خوبگو بود و در دیوانش بسیار معنی تازه و نجیب است… این اشعار از دیوان او است .
| عالمی از بس که جاسوس است بدنام ترا | از صبا چون بوی گل گیرند پیغام ترا |
* * *
| که باز می دهد امشب صلای احسان را | که پهن می کند از هاله ماه دامان را |
| فزود چشم تر من شکوه خوبان را | کنار آب دوبالا کند چراغان را |
* * *
| صورت آیینه براندازه آیینه است | تنگ می بیند دل من عرصه آفاق را |
* * *
| هر چند به تنگنای غم جا دارد | فتح البابی ز حق تمنّا داریم |
| ما تنگ دلان بسان زندانی چاه | امید گشایشی ز بالا داریم۲۴ |
افزون بر شاعران یاد شده، در معرّفی احوال سخنگویان ذیل نیز این نوع اشاره ها را می توان یافت:
ناصر علی، ص ۲؛ راسخ، ص ۸؛ منتهی، ص ۱۴؛ اشرف، ص ۲۰؛ غنیمت، ص ۲۲؛ فایق، ص ۲۸؛ همّت، ص ۳۲؛ اعجاز، ص ۳۶؛ سالم، ص ۳۹؛ افسری، ص ۴۹؛ فیضان، ص ۶۵؛ جودت، ص ۶۷؛ سرخوش، ص ۷۳؛ واضح، ص ۸۴؛ بیدل، ص ۱۸۴؛ قبول، ص ۱۵۱؛ آبرو، ص ۱۹۵؛ نعمت، ص ۱۹۷؛ صداقت، ص ۱۹۸؛ افسر، ص ۲۱۴؛ ثابت، ص ۲۲۲؛ ملاّ ساطع، ص ۲۳۶؛ شاعر، ص ۲۴۳؛ راضی، ص ۲۵۷؛ آگاه، ۲۶۵؛ عاقل، ص ۲۷۵؛ قابل، ص ۲۷۶؛ آرزو، ص ۳۱۲؛ حضوری، ص ۳۴۸.
مؤلّف به انواع «معنی و مضمون» و «عاطفه» بسیار اندک پرداخته است. وی در ذیل معرفی برخی سخن گویان به عنصر «عرفان» و «عشق» تأکید دارد. به عنوان مثال توجّه فرمایید:
درباره میر سید لطف اللّه احمدی (د ۱۱۴۳ ق / ۱۷۳۰ م) چنین می پردازد: اگر چه اشعار موحدانه بسیار گفته، لیکن بالفعل بردو مقطع اکتفا رفت:
| جمال اوست به هر شش جهت تماشا کن | نقاب نیست خدا را تو دیده پیدا کن |
* * *
| از راستی خدنگ تو آمد به جان نشست | آری به راستی همه جا می توان نشست۲۵ |
مؤلّف در ذیل معرفی احوال میرزا مظهر جان جانان (د ۱۱۹۵ ق / ۱۷۸۰ م) به عنصر «عاطفه» چنین توجّه داشت. از اشعارش بوی سوخته دلی به مشام جان می رسد. چند شعر از واردات طبع فیاضش مرقوم قلم راست رقم می سازد:
| این صبح نیست کز شب هجران دمیده است | در ما غم زمانه گریبان دریده است |
| به رنگ کاغذ آتش زده ز دولت عشق | سیاه نامه اعمال من زر افشان است |
| هزار بار یقین شد به سیل مهتابم | که ماه نیست دهان تنور طوفان است |
* * *
| دارد به عشق هندوی زلف سیاه او | کاکل به سر چو خامه مو استخوان ما |
| از سینه تا رسید به لب ضعف کرد و ماند | چون دود شمع کشته تصویر جان ما۲۶ |
۳ نقد بلاغی:
در زمینه نقد بلاغی، اشاره های مؤلّف را می توان به دو دسته تقسیم کرد: تصویر سازی و تخیل؛ و صنایع بدیع و زینتهای کلامی
الف تصویر سازی و تخیل
در نقد خوشگو نمونه های فراوان «تصویر سازی و تخیل» می توان یافت که به طور کلی شکل گرفته است و برخی از آنها در جملات تعارف آمیزی برگزار می شود. در اینجا به برخی از نمونه های آن اشاره می کنیم:
درباره شیخ محمود حیران (د سده ۱۱ ق / ۱۷ م) چنین آورده است: شیخ محمود، حیران تخلص، از سرهند بود. قدم بر قدم میان ناصر علی گذاشت، به مذاق تصوّف آشنایی تمام داشت، اشعار خیال آمیز دارد، از او است:
| امشب که بزم بی رخ دل طپیده ای است | نور چراغ گرده رنگ پریده ای است |
| ره می برد به گوش نگه چون صدای چاک | چشم جهان ز شوق که جیب دریده ای است |
* * *
| جهان ز جلوه یکتای تو شد حیران | چو بدر صرف یک آیینه گشت قالبها۲۷ |
در نمونه ذیل که درباره میر محمد احسن ایجاد (د ۱۱۳۳ ق / ۱۶۲۳ م) است، به عنصر «تخیّل» چنین توجه داشته: «ایجاد» شاعر خوش فکر و خوش خیال و بلند تلاش است. دیوانی ضخیم از قصاید، غزل، مثنوی و رباعی از او یادگار است. اشعار مشهورش این است :
| بس که پر گردید گوشم از صدای عندلیب | بوی گل گر بشنوم دانم نوای عندلیب |
| گر سراغی گیری از عاشق فغان آیینه است | در غبار ناله من نقش پای عندلیب |
* * *
| ز تو بود چشم آنم که نظر کنی، نکردی | به ره تو خاک گشتم که گذر کنی، نکردی |
* * *
| شب ناله دوزخ شررم گرم اثر شد | خاکستر دل بال و پر افسانه سحر شد |
| طومار هوا یک قلم از شعله آهم | چون کاغذ آتش زده افسانه شرر شد |
* * *
| گرفتاری و زیبایی به یک اندازه می نازد | تو گر از زلف می گویی من از زنجیر می گویم۲۸ |
افزون بر نمونه های مذکور، در معرفی احوال شاعران ذیل اشاره های کلّی به عنصر «تخیّل» می توان مشاهده کرد:
ناصر علی، ص ۲؛ راسخ، ص ۸، مایل، ص ۸، اشرف، ص ۲۰، غنیمت، ص ۲۲، سیادت، ص ۲۵، فایق، ص ۲۸، همت، ص ۳۲، ربیعای بلخی، ص ۳۴، اعجاز، ۳۶، سالم، ص ۳۸، فردی، ص ۴۷، افسری، ص ۴۹، بیرنگ، ص ۵۵، فیضان، ص ۶۵، جودت، ص ۴۷، واضح، ص ۸۵، بیخبر، ص ۱۷۴، افسر، ص ۲۱۴، آگاه، ص ۲۶۵، القا، ص ۲۷۷، حشمت، ص ۲۸۹.
از انواع «صور خیال» تنها به عنصر «استعاره» توجّه شده است.
مؤلّف در ذیل معرفی وحشت (د سده ۱۱ ق / ۱۷ م) به این عنصر اشاره کلی دارد و چنین می نویسد: شیخ عبدالواحد، وحشت تخلص از قصبه تانسر بود. و در خدمت میان ناصر علی مشق می گذرانید و از قبول آن جناب شهرت یافت، تلاش الفاظ شوخ و استعارات بلیغ داشت. به عنوان نمونه بیت ذیل او را می توان به طور مثال آورد:
| صد بیابان ناله پرواز خموشی گشته ام | سرمه می داند که فریاد ما نازک است |
ب صنایع لفظی و زینتهای کلامی
از جمله عناصر صنایع لفظی و زینتهای کلامی که در این اثر به آنها اشاره شده است، می توان «ایهام» و «تضمین» را نام برد.
۱ ایهام: در این اثر اشاره های به آن فراوان است. بسیاری از شاعران سبک هندی اشعار خود را با این ویژگی مشخص کرده اند. خوشگو، ملامحمد طاهر غنی (د ۱۰۷۹ ق / ۱۶۶۹ م) را سرخیل ایهام بندان قرار می دهد و به گفته همو، ایهام در شعر میرزا عبدالغنی بیگ قبول و [در شعر] شاعران دیگر مکتب او مانند سید صلابت خان (د ۱۱۳۷ ق / ۱۷۲۴ م) و رحمت الله تمکین (د سده ۱۲ ق / ۱۸ م) نیز به فراوانی به کار رفته است. ما در ذیل به نمونه ای که متعلّق بر میرزا عبدالغنی بیگ است، اشاره می کنیم:
«مروّج الایهام، رفیع المقام، غنی نام، قبول تمام استاد استادان، رهنمای دانا و نادان، جامع الفروع و الاصول، میرزا عبدالغنی بیگ قبول تخلّص ایهام چون صحبدم دوم رنگ بر چهره عالم بسته… طبعش به طرز ایهام لفظی توجه تمام فرموده بود و بلکه این طرز را در این جزو زمان به خصوصیت رواج داده، چنانچه در دعوی این معنی شعری گفته و در آن شعر هم رعایت طرز خاص خود از دست نداده:
| با گوز شتر بود مقابل | شعری که نیایدش دو محمل۲۹ |
۲ تضمین: اشاره ای از آن که در ضمن معرفی «نیرنگ عشق» سروده غنیمت کنجاهی، که مشتمل است بر داستان میرزا عبدالعزیز و شاهد، ارایه شده است در ذیل نقل می شود:
در جایی که عزیز معزّی الیه شاهد را به مکتب فرستاد و او از غایت حیا، لب نمی گشود، بیت یوسف و زلیخا تضمین نمود:
| چو از روی حجابش لب فرو ماند | شنیدم من که استادش همی خواند |
| الهی غنچه امید بگشا | گلی از روضه جاوید بنما |
| اثر جوشید یعنی غنچه وا شد | لب رنگین او حرف آشنا شد.۳۰ |
۴ صورت و قالبهای شعری
از جمله صورت و قالبهای شعری که در این اثر مورد بررسی قرار می گیرد، می توان به ساقی نامه، رباعی، قصیده، مخمّس، مثنوی، غزل را نام برد. مؤلّف از همه بیشتر به قالب مثنوی توجه داشته است ما در ذیل به بررسی آنها می پردازیم:
الف ساقی نامه
نمونه هایی از آن که در این اثر یافته ایم، بسیار قابل تأمّل است. مؤلّف گاهی به مقایسه بین ساقی نامه و شاعران نیز می پردازد. به عنوان مثال:
درباره میرزا قطب الدین مایل (د ۱۱۳۹ ق / ۱۷۲۶ م) چنین می نویسد: ساقی نامه بسیار به حسن ادا گفته، از آنجا است :
| بنام چمن آفرین جهان | حبابی که شیشه آسمان |
| جهان گلشن و باغبانش کرم | بهارش وجود و خزانش عدم |
| بهار است گل جام سرشار زد | گل رنگ گلشن به دستار زد |
| بده ساقی آن جام رشک چمن | که جوش آورد خون گل در بدن |
| مگر شمع از آتش می فروخت | که پروانه بر شمع مینا بسوخت |
| به جام بلورین یخ بنددی |
.edd-js-none .edd-has-js, .edd-js .edd-no-js, body.edd-js input.edd-no-js { display: none; } /* */ /* */ /* */ NProgress.start(); |
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل