تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) شامل 81 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقدی بر فلسفه شک (سپتی سیسم) :

۱.جایگاه شک و یقین در معرفت شناسی

بی شک معرفت و شناخت از تمایزهای بزرگ انسان نسبت به دیگر حیوانات است و از آنجا که بحث پیرامون شناخت و مبادی و ابزار آن و تحلیل محتوای آن از مسایل مهم فلسفه است از دیر زمان اندیشمندان بشری درباره آن به کنکاش و بررسی پرداخته اند. علیرغم وجود برخی از مکتبهای سفسطی که وجود حقیقت را منکر بوده اند یا شناخت آن را غیر ممکن می دانستند در مجموع اکثریت قاطع مکتبهای فکری به موارد زیر اعتقاد داشتند.

۱. حقیقت در جهان ما وجود دارد، ۲. حقیقت را می توان شناخت، ۳. برای امکان دستیابی به شناخت حقیقت باید در ترتیب قضایا واستنتاج از آنها از قوانین ویژه ای به نام منطق پیروی کرد تا دچار اشتباه در تفکر و نتیجه گیری نشویم.

از سوی دیگر محصول تفکرات آدمی یکی از چهار چیز می باشد: ۱. علم، ۲.ظن، ۳. شک، ۴. وهم.

۱. هرگاه در تحقیق و بررسی مساله ای ۱۰۰% ثابت شد برای ما نسبت به آن علم حاصل می شود و علم تنها چیزی است که می توان به آن اعتماد نمود و در مسایل اعتقاد ی و فلسفی تنها علم ملاک خواهد بود.

۲. اگر نسبت به حکم در یک مساله به یک احتمال راجح رسیدیم مثلا ۷۰% در این صورت برای ما ظن حاصل می شود که به هیچ وجه مورد اعتماد و قابل تبعیت نیست چنان که خداوند فرموده:««وان الظن لا یغنی من الحق شیئا»» .

۳. «شک » یعنی احتمال مساوی در یک مساله . فرضا اگر ۵۰% نسبت به وجود حیات در کرات آسمانی احتمال بدهیم مساله مشکوک است که اصلا ارزش عملی ندارد وقابل اعتنا نیست.

۴. «وهم » احتمال مرجوح در یک مساله است مثلا ۳۰% که وضعیتی به مراتب بدتر از شک دارد و فاقد هرگونه ارزش است.

۲. سیر فلسفه شک در غرب

هم زمان با پیدایش مکتب سوفیسم در یونان (حدود ۵ قرن قبل از میلاد) که ادراکات بشری را باطل و خیال محض می دانستند گروهی به تاسیس مکتب دیگری دست زدند که آن را (سپتی سیسم) یا مکتب شک نامیده اند.

البته اینها پیرو سوفسطایی ها نشدند ولی مکتب جزم و اعتماد را نیز نپذیرفتند و گفتند ادراکات انسان از جهان و پدیده های آن بستگی به وضع ذهنی ادراک کننده دارد; بنابراین نمی توان به معلومات بشری اعتماد کرد و در هر مساله به طور احتمالی و با شک اظهار نظر می کردند.

مؤسس این مکتب «پیرهون » بود که از جمله دلایل که برای اثبات مدعای خود آورد (تاثیر دخالت شرایط زمانی و مکانی وکیفیت ساختمان قوای ادراکی شخص ادراک کننده است). (۱)

به تدریج با رشد فلسفه در غرب نسبت به معرفت شناسی(اپیستمولوژی) عقاید جدیدتری ظاهر شد و طرفداران فلسفه شک نیز درباره ارزش ادراکات بشری نظریات مختلفی اظهار داشتند با ظهور فرنسیس بیکن در انگلیس و رنه دکارت در فرانسه تدریجا فلسفه تحققی پایه ریزی شد و با گذشت زمان روش تحقیقی تجربی و آزمایشگاهی قوت یافت و مکتبهای پوزیتیوسیم و آمپریسیم کم کم توسعه بیشتری پیدا کرد. دکارت با این که در اندیشه هایش به تحقیق در هر مساله از شک آغاز می کرد در عین حال به پیروی از ارسطو مکتب جزم را اختیار کرده بود بااین تفاوت که ارسطو و پیراوانش محسوسات و معقولات هر دو را معتبر می دانستند ولی دکارت تنها معقولات را یقین آور میدانست و به نظر او محسوسات و امور تجربی تنها دارای ارزش عملی هستند.

ولی با رواج وتوسعه تجربه گرایی (پوزیتویسم) این نظریه که تنها معلومات تجربی مورد اعتماد هستند و نسبت به مسایل عقلی و فلسفی نمی توان به حقیقت دست یافت یا اگر بتوان این مسایل را شناخت چندان مورد اعتماد نیستند، قوت گرفت.

مرحوم فروغی در این باره می نویسد: «نقادی علم و فلسفه را فرنسیس بیکن (نیمه دوم قرن شانزدهم ونیمه اول قرن هفدهم » آغاز کرد و لاک دنبال آن را گرفت و بر کلی به شیوه دیگر در آن وارد شد و هیوم این مشرب را به درستی روشن و آشکار ساخته است و اینها همه انگلیسی بوده اند سرانجام کانت آلمانی به راهنمایی هیوم در این خط افتاد و با اصلاح خطاها و اصلاح نقصهای او ورق دانش را یک باره برگردانید». (۲)

نقد سخن کانت

کانت فیلسوف آلمانی بیش از همه در اندیشه های خود مکتب شک را تقویت کرد وبه پیروی از هیوم حتی در ترتب معلول بر علت در عالم واقع تردید نمود که بحث پیرامون آن از ظرفیت این مقاله خارج است.

کانت می گوید: «اطمینانی که به طبیعیات هست از آن است که موضوعاتش به تجربه درمی آید و به علاوه در آنها هم عقل از خود چیزی مایه می گذارد و آنها را پرورده می کند… اما فلسفه اولی این کیفیت خاص را دارد که موضوعاتش نه درون ذهنی است که خود عقل آن را ساخته باشد و نه به تجربه درمی آید… پس فلسفه اولی چگونه علم می شود و به آن اطمینان حاصل می گردد». (۳)

و نیز می گوید: «اطمینانی که به ریاضیات هست از این رو است که خود ذهن ساخته است و بیرون از ذهن نیستند. (۴)

به نظر کانت مسایل فلسفه اولی از این نظر قابل اعتماد نیست که قابل تجربه نیست (گویی هر چه قابل تجربه است مورد اعتماد است) و نیز به این جهت قابل اعتماد نیست که موضوعات آن ساخته عقل بشری نیست گویا حتما لازم است که موضوع مسایل فلسفی ساخته عقل انسان باشد تا بتوان به آن اعتماد کرد در حالی که شق دیگری هم وجود دارد و این که موضوعات وجود واقعی دارند و آدمی به وسیله عقل به آن پی برد با استفاده از برهان درباره آن احکامی صادر می کند و به آن اطمینان حاصل می شود و عنوان علم هم بر آن صادق است.

وانگهی با گذشت زمان و توسعه فلسفه اصالت حس وپیدایش نهضت علمی (رنسانس) در اروپا وبازنگریهای دانشمندان نسبت به مسایل علوم تجربی سستی و بی پایگی معلومات تجربی آشکار شد و اعتماد و اطمینان به محصول علوم تجربی جای خود را به شک و تردید و عدم اعتماد داد و این شک و تردید تا آنجا سرایت کرد که بسیاری از کسانی که قایل به ارزش مسایل عقلی و ادراکات عقلانی بودند با پیدایش شک و تردید در علوم تجربی دامنه آن را توسعه داده و مسایل عقلی و مبانی فلسفی واصول ماوراء الطبیعه را نیز مشمول شک فلسفی قرار دادند. وسرانجام فلسفه شک بر دانشمندان قایل به اصالت حس و تجربه حاکم گردید. و کسانی که پیوسته از واقع بینی و دقت نظر علمی در تحقیقات خود دم می زدند به گرداب مهلک سفسطه و پوچ گرایی گرفتار شدند.

نقد سخن راسل

برتراند راسل می گوید: «من شخصا هرگز از این موضوع که نظریاتم را تغییر داده ام شرمنده نیستم. یک فیزیکدان فعال ابتدای قرن بیستم با افتخار به این که در عرض نیم قرن گذشته افکارش را تغییر نداده از چه چیزی می تواند دفاع کند.

در مسایل علمی چنانچه دانش جدیدی عرضه شود مردمان عقیده خود را عوض می نمایند، اما از نظر اکثریت به عوض این که فلسفه را مترادف با علم بشناسند با الهیات مترادف می دانند الهیون ادعای حقایق ابدی می نمایند… البته جایی که هیچ کس هیچ چیز نمی داند دیگر لزومی برای تغییر فکر وجود ندارد». (۵)

باید دانست تردید درمسایل و تغییر نظریه در دست آوردهای علمی وضعیت متفاوتی دارد آنچه مربوط به جهان طبیعت و موضوع مسایل تجربی است می تواند غالبا مورد تردید قرار گیرد و دانشمند درباره احکامی که نسبت به آنها صادر کرده، تغییر نظریه دهد. البته این بدان معنی نیست که در مسایل تجربی مطلقا مسایل قطعی و احکام قابل اعتماد وجود ندارد، بلکه حقیقت این است که در فیزیک و علوم آزمایشگاهی هم محکمات و قطعیاتی هست که اصول آن را تشکیل می دهد. ولی از آنجا که اساس تحقیق در علوم تجربی استقراء وبررسی موارد جزئی وآزمایشهای مکرر است و تجربه در مورد خاص و با شرایط خاص نتیجه خاص داده و نسبت به مورد جزیی آزمایش شده، حکم قطعی صادر می شود; اما استخراج حکم کلی از موارد جزیی وقانونمند کردن آن، که صورت مساله علمی پیدا کند، نوعا برای محقق یقین آور ومورد اعتماد نیست به ویژه این که خصلت تجربه این است که با مختصر اختلاف در شرایط و احوال، نتیجه تحقیق متفاوت و گاهی متضاد می شود.

اما تحقیق در مسایل عقلی و انسانی هرگاه طبق اصول منطقی و ضوابط صحیح انجام شود می تواند مورد اعتماد و اطمینان بخش باشد و شک و تردید در آن راه نیابد; زیرا اولا قواعد واصول عقلی مسایل کلی فراگیر وجهان شمولی هستند که در گستره زمان و مکان دستخوش تحول وتغییر نمی شود چنان که اصولی از قبیل هوهویت امتناع اجتماع نقیضین، وحدت وکثرت اصل علیت و با گذشت زمان دستخوش تغییر نشده اند و این مطلب در ریاضیات نیز صادق است; چرا که به خاطر عقلانی بودن آن مشمول قانون حرکت وتغییر نیست و به همین جهت فورمولهای ریاضی همچنان ثبات و علمیت خود را حفظ کرده اند.

و ثانیا آنجا که از انسان سخن به میان می آید موضوع بحث حقیقت پیچیده و ناشناخته است و ادعای این که این موجود صد در صد مادی است و هیچ گونه بعد ماورایی در آن وجود ندارد سخنی دور از واقعیت و از نظر اکثریت قاطع اندیشمندان بشری مردود و غیر قابل قبول است.

بنابراین، با توجه به ژرفای وجود انسان ووجود ادراکات قلبی و عقلی و اشراقات درونی که در او وجود دارد وبا وجود مستقلات عقلی و وجود وجدان اخلاقی و تمایلات فطری در انسان مانند گرایش به خداوند (کمال مطلق) و عشق به فضیلت و غیره چگونه می توان گفت احکام و قوانینی که بر پایه این اصول وضع و تقنین شده ثابت وپایدار نیست وبا گذشت زمان مورد تردید قرار می گیرد؟ وانگهی اگر فرضا با القای شک وتردید در اصول عقلی و فطری انسانها نتوانستند به راه صحیح زندگی و عوامل خوشبختی دست پیدا کنند (که قطعا نخواهند توانست) در این صورت چه کسی مسؤول اتلاف عمر و تضییع نیرو و نابودی سعادت آنها خواهد بود؟ و آیا این زیان سنگین برای فرد وجامعه بشری قابل جبران است؟

وثالثا محصول سخن آقای راسل این است که ادراک و شناخت انسان از مسایل همواره نسبی و با شک و تردید همراه است و لازمه این کلام این است که جناب ایشان هر سخنی که گفته نسبت به آن اعتماد و اذعان نداشته است در این صورت کسی که این چنین بیندیشد هرگز سخنی علمی برای گفتن ندارد; زیرا هر چه می گوید القای احتمال است و شک والقای احتمال هرگز علم نیست بنابراین چنین شخصی نمی تواند مدعی شود که چیزی می داند و شگفتی اینجا است که راسل درباره الهیون می گوید: البته جایی که هیچ کس هیچ چیز نمی داند دیگر لزومی برای تغییر فکر وجود ندارد) در حالی که مکتب اصالت شک در رو در رویی بامسایل فکری مانند تفنگی است که از دو سر شلیک می کند; پس بر اساس مبنای فکری خود ایشان آقای راسل هم چیزی نمی داند و تغییر شک هم برای او مشکلی را حل نمی کند; زیرا که سفسطه راه کور تاریکی است که هرگز به جایی منتهی نمی شود.

۳. اقسام شک: شک مقدمه یقین و شک ویرانگر

شک در مراحل ابتدایی برای رسیدن به واقعیت در تحقیق یک مساله علمی امری طبیعی است و هر دانشمند در تحقیق یک مساله علمی در آغاز دچار شک و تردید است و به همین جهت به بررسی و تحقیق می پردازد تا به یقین دست یابد و در آن مساله حکم علمی صادر نماید این قسم شک هر چند بسیار و مکرر باشد می تواند مقدمه ای مفید و سازنده برای نیل به یقین قرار گیرد و نتایجی علمی و قابل اطمینان در اختیار انسان قرار دهد چنان که دکارت در تحقیقات خود از این روش استفاده می کرد. همچنین القای احتمال و ایجاد تردید در تحقیق دیگران هر گاه مبتنی بر اصول و قواعد علمی باشد می تواند راه مناسبی برای ایجاد تحرک علمی و دست یابی به معلومات متقن تر و پایدارتر گردد چنان که حضرت علی علیه السلام فرمود: «حیاه العلم بالنقد والرد»زنده بودن دانش به نقد و رد بستگی دارد; ولی باید دانست شک در این گونه موارد به عنوان ابزار و راهکاری برای دست یافتن به یقین مورد استفاده قرار می گیرد اما اگر شک نه به عنوان ابزار و پل عبور برای نیل به علم بلکه به عنوان مقصد، هدف و اقامتگاه اندیشه بشری مطرح گردد در این صورت جز تباهی اندیشه و ابطال معلومات و ویرانگری فکر چیزی به دنبال نخواهد داشت و وضوح این مطلب در مسایل انسانی آشکارتر است.

به عبارت دیگر: می توان گفت فرق است بین شک در مسایل مکتب و بین مکتب شک، که اولی امری است طبیعی و می توان سازنده ومقدمه رسیدن به یقین باشد ولی پیروی از مکتب شک به عنوان یک روش شناخت و یک مکتب دنباله روی از سفسطه و خط قرمز کشیدن بر روی معلومات بشری و در نهایت نوعی جنون است; گذشته از این، شک در مسایل انسانی اگر موقت و زودگذر باشد چنان که گفته شد می تواند مقدمه وصول به یقین قرار گیرد و پلی برای گذر به درک واقعیت باشد ولی هرگاه شک پایدار و مستمر باشد هر چند در بعضی از مسای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *