تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا شامل 62 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هرمنوتیک فلسفی، از مبنا تا معنا :

رسالت، ش ۵۳۵۸، ۱۵/۹/۸۳

چکیده: معنا، ریشه و چگونگی تکوین هرمنوتیک از جمله محورهای این نوشتارند. همچنین نویسنده با بررسی تفاوت های هرمنوتیک فلسفی با قرائت های مختلف متذکر شده اند بین این دو مسئله ارتباط وثیقی وجود دارد که به نتایج مشترکی منجر می شود. در پایان علل و عوامل حساسیت بحث قرائت های مختلف از دین در جامعه ایرانی بررسی شده است و یکی از این عوامل را، ابتناء فرهنگ جامعه ما بر آموزه های دینی دانسته اند.

هرمنوتیک از کلمه یونانی Hermeneuien به معنی تفسیر کردن آمده است و این کلمه در لغت فارسی با معادل هایی از قبیل وابسته به تفسیر، ذکر شده است و در اصطلاح، شامل مجموعه بحث هایی است درباره تفسیر متن و فهم آن. دو رکن اساسی و دو گزینه مهم قابل بررسی در این بحث وجود دارد؛ یکی فهم و دیگری متن. در واقع می توان گفت که اجزای کلیدی و رکنی هرمنوتیک این دو گزینه است؛ یعنی در این بحث هم باید مکانیزم فهم تبیین شود و هم معنای متن.

می توان برای هرمنوتیک دو اصطلاح خاص و عام تصور کرد؛ اصطلاح عام هرمنوتیک، که می تواند هر نوع پژوهش را در خصوص تفسیر متن در بر بگیرد و به تبع آن، در برگیرنده تمامی نحله ها و رویکردهای مختلف در زمینه تفسیر متن است. بنابراین اصطلاح، مباحث الفاظ اصول را نیز می توانیم جزء مباحث تفسیر متن قلمداد کنیم. اصطلاح خاص این مفهوم، ناظر به مباحثی است که معنای متن را مرتبط با فضای علمی و فرهنگی مخاطب بررسی می کند. از این رو فقط به طایفه خاصی که در این زمینه پژوهش می کند اطلاق می گردد.

در خصوص سیر تکون این علم، به نظر می رسد که هرمنوتیک در معنای عام آن با پیدایش متن پیدا شده، البته توضیح کلمه متن، در اینجا هم لازم است. متن در این بحث، به معنای هر چیزی است که مفید معنایی باشد. بنابراین غیر از مکتوبات، سخنان، اثرهای هنری، طبیعت، هستی و هر عکس و منظره ای که متضمن معنایی در درون خود است، متن محسوب می شود. اما هرمنوتیک به معنای خاص آن و به عنوان شاخه ای از شاخه های علوم و به عنوان یک علم مستقل، قدمتی حدود دو و یا سه قرن دارد، که با عنوان هرمنوتیک مدرن هم از آن یاد می شود.

اولین کسی که در باب هرمنوتیک کتاب نوشت «یوهانس رامباخ» بود که در سال ۱۷۲۳ کتابی با عنوان «نهادهای هرمنوتیک قدسی» به رشته تحریر درآورد و می توان این کتاب را به عنوان سرآغاز هرمنوتیک نوین قلمداد کرد.

«کلاردینوس» نیز در سال ۱۷۴۲ کتابی با عنوان «درآمدی بر تفسیر صحیح از سخن ها و کتاب های خردمندانه» این نکته را تمام کرد که در تفسیر متن، آنچه مهم ترین محور و رکن به حساب می آید، نیت مؤلف است؛ زیرا ما در تفسیر متن، به دنبال فهم مراد و مقصود مؤلف هستیم نه چیز دیگر. «شلایر ماخر» نیز یکی از شخصیت های مطرح و بلکه بنیان گذار علم هرمنوتیک نوین قلمداد می شود و «اگوست بک» نیز از اندیشمندان هرمنوتیک نوین به حساب می آید که هر کدام با ارایه نظریه هایی، موجب تحولاتی در بحث هرمنوتیک شدند.

اما در خصوص هرمنوتیک فلسفی باید گفت که دو چهره عمده در تکوین آن مؤثر بودند و بلکه به عنوان بانیان این رویکرد هرمنوتیکی خاص مطرحند؛ یکی «هیدگر» است، او با توجه به اینکه «وجودشناسی» را به جای «روش شناسی» و «معرفت شناسی» قرار داد و صبغه هرمنوتیک را از حوزه معرفتی به فلسفی و وجودشناسی تبدیل کرد، او را بنیان گذار هرمنوتیک فلسفی قلمداد می کنند.

شخصیت مؤثر دیگر هرمنوتیک فلسفی «گادامر» اندیشمند لهستانی و شاگرد هیدگر است، او هر چند از شخصیت هایی مانند «دیلتای» متأثر شده بود اما آرا و اندیشه های هیدگر تأثیر فکری جدی برایشان داشت و لذا در تبیین و تثبیت هرمنوتیک فلسفی کوشش های جدی داشت به گونه ای که شخصیت برجسته این نحله فکری محسوب می شود.

هیدگر معتقد است برای هر تفسیری، پیش فرض و یا پیش فرض هایی لازم است و حتی تفسیرهای مربوط به علوم طبیعی هم پیش فرض می طلبد. او در باب تفسیر یک متن به نحو قطعی، حرف صریحی ندارد فقط قائل به تأثیر و دخالت پیش فرض هایی مفسر در تفسیر متن است و بنابراین، ممکن است این تفسیر، در زمان های مختلف دستخوش تغییر و تبدل هم بگردد. گادامر نیز همین رویکرد؛ یعنی دخالت سلایق و پیش ذهن های مفسر را در تفسیر و فهم متن دخیل می دانست. به عبارتی افق معنایی مفسر که همان انتظارات، پرسش ها، عقاید و سلایق اوست، با افق معنایی متن ادغام می شود بدین معنا که شناسنده (مفسر) با پیش فرض های از پیش تعیین شده به سراغ متن می رود و هیچ متنی فارغ از افق معنایی مفسر، قابل فهم نیست.

بدیهی است نتیجه، این خواهد شد که همیشه فهم ما از یک متن، فهمی عصری و وابسته به فضای ذهنی خاص مفسر باشد. از این رو هیچگاه جزم و اطمینان به معنای یک متن برای ما وجود ندارد و بنابراین، هیچ تفسیری را نمی توان دائما قطعی و صحیح دانست. اینها یک سری از پیش زمینه هایی است که در بحث هرمنوتیک فلسفی داشتند. خاستگاه این رویکرد را می توان در اعتبار همه فهم ها حتی در موضوع واحد دانست، در واقع فهم صحیح و غیر صحیح وجود ندارد.

در تفسیر متن برخی معتقدند که ما در فرآیند تفسیر و فهم، بدنبال این هستیم که آنچه را مؤلف خواسته بگوید، دریابیم. ازاین رو مفسر، تمام همت خود را به کار می برد تا با کمک قرائن و شواهد معتبر به مراد مؤلف دست پیدا کند و این امر در خصوص متون دینی بسیار جدی است؛ زیرا بندگی خدا در امتثال اوامر و ترک نواهی اوست و این امر که اساس عبودیت و بندگی زمانی محقق می شود که مراد مؤلف از متن کشف شود. پس باید در فرآیند تفسیر، دنبال مراد و مطلوب خداوند بود تا بتوان رسم عبودیت را به جاآورد.

گروهی هم در تفسیر متن قائل به محوریت مفسر بوده؛ یعنی مفسر محورند یعنی آنچه مهم است برداشت مفسر از متن است و تفسیر را ترکیبی از افق معنایی مفسر با افق معنایی متن تلقی می کنند. در این دیدگاه، کشف مراد مؤلف، مهم نیست و چنان که گفتیم افرادی مانند هیدگر و گادامر حقیقت فهم را متوقف بر پیش دانسته ها و سلایق و انتظارات مفسر می دانستند. از این رو در نظر گاه مفسر محوران، هیچ تفسیری بدون دخالت رأی و پیش ذهن های مفسر در متن، اصلاً بوجود نمی آید، و معلوم است در این رویکرد، هدف تفسیر، دست یابی به مراد مؤلف نیست. چون هرمنوتیک فلسفی، مبتنی بر مفسر محوری است و رأی مفسر را بر مراد و مقصود مؤلف ترجیح می دهد، قهرا به نسبیت معرفت شناختی منتهی می شود؛ زیرا بر فرض تفسیرها و فهم های مختلف و متناقض نسبت به یک اثر، چون همه آنها با پیش ذهن های مفسرین صورت گرفته است، تفسیری صحیح خواهد بود و [بدیهی است [تصحیح دو تفسیر متناقض، غیرمعقول است سوای آنکه هر تفسیری بالنسبه به مفسر خودش صحیح خواهد بود؛ زیرا در این دیدگاه صحیح و ناصحیح وجود ندارد و در نتیجه لازمه چنین امری چیزی جز شکاکیت در باب معرفت شناسی نیست. و چون چنین نظام هرمنوتیکی، ما را به مراد و مقصود مؤلف و صاحب متن نمی رساند، نمی تواند اصلاً مصداق تفسیر و فهم قرار گیرد.

آیا بین بحث قرائت های مختلف از دین و هرمنوتیک مدرن فلسفی می توانیم شاهد نوعی قرابت مبنایی باشیم با توجه به این که نتیجه ای که در ظل قرائت های مختلف بدست می آید، عین همانی است که هرمنوتیک فلسفی ارایه می دهد؟

بحث تفسیر و تأویل نسبت به متون چنان که قبلاً هم اشاره ای شد به قدمت فرهنگ آدمی، پیشینه دارد و در اسلام نیز سابقه ای طولانی دارد. بنابراین، می توان گفت اختلاف برداشت ها نسبت به متون دینی اسلام و آموزه های آنها خصوصا در علم تفسیر، عرفان نظری، اصول، استنباط از روایات، غیر قابل انکار است. در باب تفسیر قرآن مثلاً تفسیرهای متعدد با صبغه های مختلف پدید آمده، و این تعدد برداشت ها از آیات، خود نوعی طرح مباحث هرمنوتیکی بوده است.

اما همه این اختلاف فهم را با تسلم محوریت متن داشته و دارند، یعنی به دنبال کشف معنای واقعی متن و مراد مؤلف بدون دخالت دادن سلایق مفسرین در تفسیر متن هستند. اما آنچه که مدتی است با عنوان «امکان قرائت های مختلف از دین» دامن زده شده است غیر از این مطلبی [است] که خدمتتان عرض شد، در واقع می توان گفت اختلاف جدی بین این دو بحث است؛ زیرا نظریه امکان قرائت های مختلف از دین عمدتا از هرمنوتیک فلسفی تغذیه کرده است و بر این باور است که آنچه در تفسیر و فهم متن اهمیت دارد ادغام و ترکیب افق معنایی مفسر و افق معنایی متن است به همان بیانی که عرض کردیم.

بنابراین، قرائت های مختلف چون مبتنی بر مبنای هرمنوتیک فلسفی است قهرا مفسرمحور است. وقتی چنین شد تشخیص ردپای هرمنوتیک فلسفی در بحث قرائت های مختلف از دین امری واضح خواهد بود، بنابراین، به نظر می رسد بین این دو مسئله ارتباط وثیق و عمیقی از نوع اشتراک در مبنا وجود دارد که البته اشتراک مبنایی این دو، قهرا موجب اشتراک در نتایج هم می شود.

اگر ما به شکل برهانی و عقلانی توانستیم نسبیت گرایی معرفتی را توجیه و تثبیت کنیم آن وقت می توانیم بگوییم که هرمنوتیک فلسفی و قرائت های مختلف از دین نظریه ای تمام و مبتنی بر اصول عقلانی است و بحث تسلم اختلاف قرائت ها بین علمای دین نه تنها مؤید بحث قرائت های مختلف از دین نیست بلکه با آن، تفاوت جدی و مبنایی دارد. اختلافی که بین دانشمندان اسلامی و مدافعان هرمنوتیک فلسفی وجود دارد مربوط به امکان و عدم امکان قاریان و قرائت های مختلف نیست بلکه محل اختلاف روی دو نکته بنیادی در باب تفسیر و بازکاوی متون است، فرق اول، عمومی بودن و نبودن اختلاف قرائت هاست که هرمنوتیک فلسفی و به تبع قایلین به قرائت های مختلف ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *