تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هم گرایی اسلامی در اندیشه و عمل شهید نواب صفوی :

مقدمه

در بخشی از اعلامیه تاریخی جمعیت فدائیان اسلام چنین آمده است:

«ما کوس بیدار باش را برای حفظ نوامیس اسلامی و ملل اسلامی مینوازیم و به یاری خدای جهان حدود مسلمین را حراست میکنیم.»(رهنمای حقایق، بی تا، ص۵۸).

هر چند اساس شکلگیری جمعیت فدائیان اسلام، بر مقابله با انحرافات فکری و اجرای احکام اسلامی در ایران استوار بود و فعالیت های آن شکل درون مرزی داشت، اما این جمعیت بر اساس اصول راهبردی و اساسنامه ای که به طور جدی به آن پای بند بود، به مسایل جوامع و ممالک اسلامی نیز اهتمام میورزید.

بیش از نیم قرن از شهادت بنیان گذار جمعیت فدائیان اسلام و عده ای از دوستانش میگذرد. در واقع با شهادت نواب صفوی، جمعیت فدائیان اسلام نیز به خاموشی گرایید و چنان چه نواب صفوی را از فدائیان اسلام کسر کنیم، اعتبار فدائیان اسلام بیرنگ خواهد شد. از این جهت بررسی عملکرد این جمعیت، بدون در نظر گرفتن رهبری نواب امکانپذیر نیست. شخصیتی که با شور و حرارت جوانی و انقلابی توانست رژیم پهلوی را با چالشهای جدی روبه رو نموده و نام خویش را در سطح جوامع اسلامی و بینالمللی بلند آوازه کند.

هر چند هدف اولیه اقدامات فدائیان اسلام سران حکومت در ایران و سایر کشورهای اسلامی بود، اما این جمعیت ریشه بدبختی و عقبماندگی جوامع اسلامی را در وجود حکومتهای استعماری نظیر آمریکا، شوروی و انگلیس میدانست. به گفته شهید رجایی، فدائیان اسلام شعارهایی میدادند که امروزه در سطح بالای جمهوری اسلامی داده میشود و حقیقتاً نواب معتقد بود که اگر این ملت حرکت کند پرچم اسلام را نیز بر فراز کاخ های جباران و ستمگران واشنگتن، لندن و کرملین خواهد زد و این گونه بود که به گفته آقای عبدخدایی مجلات خارجی بعد از شهادت او نوشتند:

شخصیتی که چهار سال منافع غرب را به خطر انداخته بود، در ایران کشته شد. (مجله پلیس انقلاب، ش ۱۱، ص۴۵).

بررسی تاریخچه پیدایش، برنامه های مبارزاتی، مواضع آنان نسبت به قضایای داخلی و تعامل با اشخاص مذهبی و دولتی، در عین اهمیت و ارزشمندی، از محدوده این مقاله خارج است. در این نوشتار فعالیت های جمعیت فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی در حوزه برون مرزی و در خصوص مسایل جهان اسلام بررسی گردیده است، هر چند که محور اصلی آن تعاملات نواب صفوی با مسئله فلسطین و جنبش اخوان المسلمین مصر خواهد بود.

وحدت اسلامی در اندیشه نواب صفوی

تلاش برای نزدیکی بین مسلمانان و از بین بردن مرزهای تفرقه برانگیز قومی و مذهبی میان مسلمانان و جوامع اسلامی از اصول راهبردی رهبر فدائیان اسلام بود. وی خود را ملتزم میدانست که منافع مردم ایران را از منافع سایر ملت های جهان اسلام جدا نداند. نواب صفوی در مصاحبه با خبرنگار پاکستانی بر روی چهار اصل تکیه نمود: ۱ اسلام نظام کامل برای زندگی است؛ ۲ قومیتگرایی در اسلام نیست و اتحاد شیعه و سنی باید حفظ شود؛ ۳ تضادی بین اسلام و وطن خواهی نیست؛ ۴ اتحاد جهان اسلام با اجرای قوانین اسلامی ممکن بوده و تنها در این شرایط است که مشکلات مسلمانان حل میشود. (خوش نیت، ۱۳۶۰، ص۱۳۱).

وی هم چنین در مصاحبه با مجله «المسلمون» ارگان نشریاتی اخوان المسلمین گفت:

«بر ماست که با اسلام متحد شویم و به تلاش پردازیم و جز جهاد در راه خدا و تلاش در جهت عزت اسلام همه چیز را فراموش کنیم… آیا زمان آن فرا نرسیده که مسلمانان با رسیدن به رشد و بلوغ، اختلافات شیعه و سنی را رها کرده و همه با هم به کتاب پروردگار خود بنگرند». (روزنامه اطلاعات، ش ۲۰۷۱۴، ص۲).

این دیدگاه واقعگرایانه نشان میدهد که نواب فقط یک جوان انقلابی احساساتی نیست، بلکه اندیشه های وحدت طلبانه او، با نظریات بزرگانی چون سید جمال، عبده و حسنالبناء منطبق است. برنارد لوئیس در کتاب خود «غرب و خاورمیانه» در مورد فدائیان اسلام مینویسد:

«آنها ]فدائیان اسلام[ ایده وحدت اسلامی را ارایه میکنند. این تئوری تاحدود زیادی به اندیشه اخوان المسلمین شباهت دارد». (پیشین، ص۲).

تدارکات سازمانی و مشغله های فراوان فکری در سال های تأسیس فدائیان اسلام مانع از توجه نواب صفوی به اندیشه وحدت اسلامی نشد. وی در سال ۱۳۲۶ به این منظور با «فرید خانی» سفیر سوریه در تهران، ملاقات کرد و برنامه ای برای اتحاد ملت های اسلامی ارایه کرد. (خسروشاهی، ۱۳۷۵، ص۶۶).

این اقدامات نواب هرچند در راستای کسب اشتهار و اعتبار بینالمللی برای فدائیان اسلام نیز بود اما ایده وحدت اسلامی امری نبود که نواب فقط در حد شعار به آن اکتفا کند و قدمی برای تحقق آن برندارد. سفر تاریخی نواب به کشورهای مصر و اردن را باید در راستای عملیاتی کردن این تفکر دانست. پس از این سفر نواب دریافت که رسیدن به وحدت اسلامی امری ممکن است، از این رو در خرداد ماه ۱۳۳۳ مسلمانان را برای تجدید عظمت اسلام به اتحاد و هم دلی و مبارزه دعوت نمود و طی اعلامیه ای خطاب به همه مسلمانان اظهار داشت:

«چون پروانه های شمع حقیقت، اینک که به نسبت به خدای عزیز جهان بی وفایی میشود با هم بسوزیم و از این سوختن ریشه این جنایات و معاصی را بسوزانیم.» (روزنامه کیهان، ۳۳۰۴، ص۸).

موضعگیری سریع و قاطع فدائیان اسلام در قبال موجودیت اسرائیل و سفر نواب صفوی به اجلاس مؤتمر اسلامی و پس از آن به مصر را باید در چارچوب همین ایده تحلیل نمود.

نواب صفوی، مؤتمر اسلامی و مسئله فلسطین

به دنبال اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی اسرائیل در سال ۱۳۲۷، امواج خشم و نفرت، جوامع اسلامی را فرا گرفت. سازمان ها و نهادهای مردمی در سراسر کشورهای اسلامی و عربی تظاهرات گسترده ای به راه انداختند و دولت هایشان را برای اعزام آنان جهت نبرد با اسرائیل تحت فشار قرار دادند.

در ایران حکومت پهلوی نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نداد، اما جمعیت فدائیان اسلام و آیت الله کاشانی که در آن زمان همکاری های تنگاتنگی با هم داشتند، واکنش نشان دادند. به دعوت آنان اجتماع بزرگی در روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۷ در مسجد سلطانی تهران (فقط پس از شش روز از تشکیل دولت اسرائیل) به منظور حمایت از مسلمانان فلسطین در قبال هجوم صهیونیست ها برگزار شد. در این روز نواب صفوی و آیت الله کاشانی قطع نامه شدیداللحنی را علیه اسرائیل و در جهت بیداری امت اسلامی صادر کردند. پس از آن جمعیت زیادی سوار بر اتوبوس ها، در خیابان های تهران به راه افتادند و تاساعت ۹ شب بر ضد اسرائیل شعار دادند. (لکزایی و میراحمدی، ۱۳۷۷، ص۱۲۲).

فردای آن روز محل هایی که برای ثبت نام جهت اعزام به فلسطین، مشخص شده بود مملو از داوطلبینی شد که برای جنگیدن با اسرائیل اعلام آمادگی کردند. قریب به پنج هزار نفر ثبت نام کردند و رهبر فدائیان اسلام خطاب به دولت این بیانیه را صادر کرد:

«هوالعزیز، نصرمن الله و فتح قریب

خون های پاک فدائیان اسلام در حمایت از برادران فلسطین میجوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم کمک به برادران فلسطینی هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت به سوی فلسطین را میخواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند؛ سید مجتبی نواب صفوی فدائیان اسلام» (فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر»، ش ۳و۴، ص۳۷۳۸).

پس از صدور این اعلامیه، نواب صفوی دولت را تحت فشار قرار داد تا امکان عزیمت داوطلبین را فراهم کند. نواب با ابراهیم حکیمی نخست وزیر وقت ملاقات نمود و برخواست جدی فدائیان اسلام تأکید کرد، اما حکیمی در این دیدار پاسخ روشنی به او نداد و بررسی مسئله را به روزهای بعد موکول کرد. پی گیری ها و تلاش های فدائیان اسلام در نهایت بی نتیجه ماند و دولت خواسته آنان را اجابت نکرد.

نواب کینه عمیقی نسبت به یهود صهیونیستی پیدا کرده بود. در حالی که سران کشورهای عربی برای مقابله با اعلام موجودیت اسرائیل تعلل میکردند و به نوعی قضیه را بینالعربی میدانستند، نواب معتقد بود که با ملیگرایی عرب نمیتوان مسئله فلسطین را حل کرد بلکه باید با شعار امت اسلام آن جا را آزاد نمود. او راه نجات فلسطین را ایثار و شهادت میدانست. (امینی، ۱۳۸۱، ص۱۴).

شرکت در اجلاس مؤتمر اسلامی

در آذرماه ۱۳۳۲ گروهی از دانشمندان و علمای جهان اسلام، اجلاسی را با عنوان «مؤتمر اسلامی»، به منظور چارهجویی برای مقابله با حملات اسرائیل و کمک به مردم فلسطین در اردن برگزار کردند. «جمعیت انقاذ فلسطین» و «مکتب الاسرار المعراج» از نواب صفوی برای شرکت در آن اجلاس دعوت کردند. نواب این موضوع را با برخی از علما در تهران و قم در میان گذاشت و برخی از آنها از جمله آیت الله صدرالدین صدر، شرکت در این اجلاس را به عنوان تکلیف شرعی برعهده نواب قرار دادند. (حسینی، ۱۳۷۹، ص۱۶۲).

پس از ارسال دعوتنامه مؤتمر اسلامی برای نواب صفوی، مجلس مشورتی در مسجد محمدیه سرچشمه تهران برپا شد که پس از موافقت اکثریت اعضای فدائیان اسلام، برای تأمین هزینه این سفر فیشهایی از سوی فدائیان اسلام به فروش رسید و مبلغ هشت هزار تومان جمع آوری شد. در این جلسه سید عبدالحسین واحدی، فرد شماره دو فدائیان اسلام، اهمیت و ابعاد این سفر را برای حاضرین تشریح کرد. (پیشین، ص۱۶۳).

نواب صفوی در تاریخ ۱۱/۹/۱۳۳۲ به عراق سفر کرد و فردای آن روز به بیروت و از آن جا به بیت المقدس عزیمت نمود. شرکت نواب در اجلاس شش روزه که در بخش شرقی بیت المقدس برگزار شد، بازتاب گسترده ای در سطح مطبوعات داخل ایران داشت. این مطبوعات اهداف این سفر را دعوت و تهییج سران ممالک اسلامی، برای تشکیل جبهه متحد و مستحکم در برابر بیگانگان و اجرای احکام اسلام در سرزمین های اسلامی و دیدار با رجال سوریه و ملاقات با مراجع عظام نجف اعلان کردند. (خوش نیت، پیشین، ص۱۳۶).

در اولین جلسه مؤتمر اسلامی، نواب صفوی فرصت سخنرانی در حضور رؤسای ممالک، اندیشمندان و علمای اسلام را پیدا کرد. نواب ضمن ایراد سخنان آتشین به زبان عربی فریاد بیدارباش مسلمین را سرداد و برگزیدگان کشورهای اسلامی را به دفاع از سرزمین مسلمانان، فلسطین و بیرون راندن صهیونیست ها فرا خواند. مشاهده چنین حرارتی در سخن و غیرت دینی نواب، موجب حیرت و شگفتی حاضران گردید. (امینی، پیشین، ص۳۱۱). تنها موضوعی که در این اجلاس نواب را از درون آزار میداد، فضای ناسیونالیستی عربی حاکم بر جلسه بود که سخنرانان یکی پس از دیگری دم از ملیگرایی و غیرت عربی میزدند اما نواب معتقد بود باید مسئله فلسطین را اسلامی کرد نه عربی. به روایت خود نواب:

«فضای مؤتمر را به جای این که اسلامی ببینم، عربی دیدم. می دیدم که همه سخنرانها بر این موضوع تکیه میکنند که حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی نوبت سخنرانی من فرا رسید، دو رکعت نماز خواندم و توسل جستم و گفتم خدایا! همه اینها به زبان عربی مسلط هستند، میخواهم در این جمع صحبت کنم، از تو یاری میخواهم. بعد پشت تریبون رفتم و گفتم: اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرند، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است و من فرزند اویم. همان خداوند که فرمود: « إنا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات، ۱۳).

حمله به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب، حمله به سرزمین اسلام است.» (حسینیان، ۱۳۸۱، ص۲۹۳).

سخنان آتشین نواب حاضران را به وجد آورده بود، به طوری که فریاد میزدند:

«زنده باد این مهمان گرامی اسلام، زنده باد این قهرمان ملی ایران».

وی به قدری درخشید که مرد هفته شناخته شد و در روزنامه های عربی عکس نواب و ملک حسین را چاپ کرده و نوشتند: ملک حسین تحت تأثیر سخنان نواب از سوار شدن بر ماشین ساخت انگلیس خودداری کرد. (طاهری، ۱۳۸۳، ص۹۸).

«یوسف حناء» خبرنگار مسیحی لبنانی که تحت تأثیر سخنان پرشور نواب صفوی بعداً مسلمان شد و در اجلاس مؤتمر اسلامی حضور داشت، شخصیت نواب صفوی را این گونه ترسیم میکند:

«او جسم نحیفی داشت، اما روح بزرگی در این جسم نحیف حکومت میکرد که گویی میخواست تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های پرقدرت خودش هضم کند.» (خوش نیت، پیشین، ص۱۳۹).

مفتی اعظم سوریه که یکی از شرکت کنندگان در آن اجلاس بود بعد از سفری که پس از انقلاب اسلامی به ایران داشت، اظهار نمود:

«بعد از قرن اول هجری، شهیدی به عظمت نواب صفوی وجود ندارد». (حسینی، پیشین، ص۱۶۸).

پس از پایان کار اجلاس مؤتر اسلامی، ملاقات ها و دیدارهایی بین مقامات کشورهای اسلامی صورت گرفت. نواب صفوی نیز با برخی از مقامات سازمان ها و جنبشهای اسلامی از جمله «سید قطب» سخنگوی اخوان المسلمین دیدار کرد. سید قطب که از سخنرانی نواب و جسارت فوق العاده او بسیار خوشحال شده بود در دیدار با نواب به قلب خود اشاره کرد و گفت: «أنتَ هُنا»؛ تو در قلب منی. (پیشین، ص۱۷۰).

هم چنین، نواب صفوی پیشنهاد ملاقات با ملک حسین شاه اردن را پذیرفت و در دیدار با وی چنین گفت:

«من تا کنون با پادشاهان ملاقات نکردهام و از دیدن پادشاه خوشم نمیآید اما چون تو سید هستی (ملک حسین سید حسنی است)، استخاره کردم که به دیدنت بیایم». (پیشین، ص۱۶۹).

در این ملاقات، نواب از موقعیت پیش آمده استفاده کرد و با نگاه روانشناسانه احساسات ملک حسین را نسبت به مسئله فلسطین برانگیخت و به وی چنین گفت:

«پسر عمو! اینک از تو انتظار دارم به یاری اسلام برخیزی و اراضی غصب شده فلسطین را از چنگال یهود غاصب آزاد سازی». (دوانی، بی تا، ص۲۰۳).

پس از پایان کار کنفرانس، نواب صفوی همراه هفتاد نفر از شرکتکنندگان برای دیدار از آثار به جای مانده از تهاجم اسرائیل، به مرز ماوراء اردن رفت. هنگامی که نواب ابعاد جنایات صهیونیست ها را با چشم خود دید، گریه کرد و دست به آسمان برداشت و این آیه را قرائت کرد:

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه وَ مِنْ رِباطِ الْخیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ» (انفال/ ۶۰)

نواب در کنار سیم خارداری که بین اردن و اسرائیل کشیده شده بود، به قدری متأثر و عصبانی شد که ناگهان به آن سوی سیم خاردار پرید و با صدای بلند گفت:

«این ننگ آور نیست که جز با اجازه اسرائیل ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاک فلسطین بگذاریم». (دوانی، پیشین).

مفتی اعظم سوریه (از شرکت کنندگان در اجلاس) در این مورد میگوید:

«پس از کنفرانس، نواب با هفتاد نفر برای بازدید بخش اشغالی قدس رفته بود، یک باره عبایش را کناری انداخت و به حاضران گفت: باید برویم و در آن مسجدی که در منطقه اشغالی واقع است نماز بخوانیم و هر کس آماده شهادت است با ما بیاید. در حالی که همه ترسیده بودند، او حرکت کرد و دیگران نیز با وجود آن که سربازان اسرائیل دست ها را بر روی ماشه گذاشته بودند به دنبال وی به راه افتادند و نماز را به امامت وی خواندند. (خوش نیت، پیشین، ص۱۳۶).

البته همه این هفتاد نفر، به نواب اقتدا نکردند و فقط حدود ده نفر با اصرار از او خواستند که به عنوان امام جلو بایستد، اما نواب به ایشان گفته بود که:

«من شیعه هستم و به روش امام جعفر صادق(ع) نماز میخوانم». (طاهری، پیشین، ص۹۱).

نواب در جواب احمد سوکارنو رئیس جمهور وقت اندونزی که پس از بازدید، از نواب پرسیده بود که چرا چنین کاری کردی و نزدیک بود ما را به کشتن دهی، گفته بود:

«بردم تا شهیدتان کنم تا ملت های مسلمان با کشته شدن نمایندگانشان، بیدار شوند». (خوش نیت، پیشین، ص۱۳۷).

نواب صفوی و فلسطینیان

اولین اجلاس مؤتمر اسلامی در خصوص قضایای فلسطین و یافتن راه حل هایی برای آن، برگزار شد اما این امر سرفصل جدیدی برای تعامل فدائیان اسلام با فلسطینیان مبارز بود، هرچند که فدائیان از بدو تشکیل دولت اسرائیل حمایتشان را از مبارزان فلسطینی ابراز نموده بودند و حتی بیش از پنج هزار نفر برای اعزام به فلسطین ثبت نام کرده بودند.

رویارویی نواب با عمق فاجعه فلسطین در جریان مؤتمر اسلامی، دلمشغولی جدیدی را برای او ایجاد کرد. نواب دریافت که مقابله با دولت اسرائیل که از حمایت شدید انگلیس و آمریکا برخوردار بود، از عهده یک دولت و یا یک سازمان به تنهایی بر نمی آید و چاره کار در این است که تمام سازمان های انقلابی اسلامی به همراه دولت های عربی دست به دست هم داده و تحت فرماندهی یک سازمان، علیه اسرائیل عمل کنند. از این رو نواب پیشنهاد داد تا برای مبارزه با اسرائیل یک «سازمان انقلاب اسلامی بینالمللی» تشکیل شود. این پیشنهاد مورد استقبال بسیاری از تشکّل ها از جمله اخوان المسلمین قرار گرفت. (حسینی، پیشین، ص۱۷۳) هرچند که با شهادت نواب این ایده نیز به فراموشی سپرده شد.

در جریان دیدار نواب از قاهره، پس از اجلاس اردن، یکی از محورهای اصلی کاری او قضیه فلسطین بود. رهبر فدائیان اسلام در جریان سخنرانی های خود بر اسلامی بودن مسئله فلسطین تأکید نمود و حال آن که بسیاری آن را مسئله عربی میدانستند. وی در دیداری که از دانشگاه «عین الشمس» قاهره داشت، یاسر عرفات را که در آن هنگام دانشجو بود مورد خطاب قرار میدهد که:

«فلسطین زیر چکمه های صهیونیسم و آمریکا جان میدهد و تو میخواهی مهندس شوی؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی و از سرزمینت دفاع کنی». (خوش نیت، پیشین، ص۱۴۵).

یاسر عرفات که به عنوان اولین مقام بلند پایه خارجی، پس از انقلاب اسلامی به ایران سفر نمود، در دیدار با حضرت امام خمینی (ره) از شهید نواب صفوی به نیکی یاد نمود و گفت:

«هنگامی که دانشجو بودم و در مصر درس میخواندم یک روز شهید نواب صفوی به دانشگاه آمد و سخنرانی کرد. پس از پایان سخنرانی نزد او رفتم و خودم را معرفی کردم. او به من گفت: تو پسر علی هستی، اما ملتت در اسارت به سر میبرد. تو سید حسنی هستی. تو باید دین جدت را یاری دهی. تو باید ملت فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات دهی، آن وقت اینجا نشستهای درس می خوانی که چه؟ این سخنان نواب صفوی مرا تکان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها کردم و به کار نهضت پرداختم». (دوانی، پیشین، ص۲۰۵).

در دیدار از ایران، عرفات در چند جا از نواب صفوی به عنوان استاد خود یاد کرد، از جمله در اجتماع بزرگ مردم مشهد در سال ۱۳۵۷ گفت:

«چقدر خوشوقتم که در این شهر مقدس، شهر امام رضا(ع)، محبوبم و به شهر استادم نواب صفوی آمده ام. (پیشین).

به هرحال، پرداختن به مسئله فلسطین از سوی فدائیان اسلام، در حالی که خود درگیر مبارزات داخلی علیه رژیم پهلوی بودند، اهمیت این قضیه را نشان میدهد. بیشک نواب صفوی یکی از محبوبترین شخصیت های غیرعربی برای فلسطینیان بود و شیوه های مبارزاتی جمعیت فدائیان اسلام، به عنوان الگوی مبارزاتی مبارزین فلسطینی قرار گرفت تا حدی که سازمانی با همین نام در فلسطین پدید آمد. «سازمان فدائیان فلسطین» در حدود سال ۱۹۷

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *