تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی :

«مروری بر زندگی سیاسی علامه محمد باقر مجلسی »

اشاره

علامه محمد باقر مجلسی «۱۱۱۰ – ۱۰۳۷ ه ق » از عالمان بزرگ و مشهور عصر صفوی است . وی با تلاشهای علمی و عملی خود سهم فراوانی در ترویج مذهب تشیع در ایران داشته است . تالیف گران سنگ او، «بحارالانوار» به عنوان دایره المعارف شیعه شناخته شده است . او از نظر مسلک علمی، اخباری معتدل است . دیدگاه های فقهی، کلامی، علمی ونیز عملکرد سیاسی وی از دیرباز مورد نقد وبررسی دانشمندان و محققان بوده است .

با وجود این، نوشته های فراوانی درباره زندگی، آثار و دیدگاه های علمی این اندیشمند به چاپ رسیده، لیکن تا کنون پژوهشی مستقل و جامع که پاسخ گوی برخی از شبهات مطرح شده از سوی مستشرقان و نویسندگان معاصر مسلمان درباره آرا و عمل سیاسی او باشد، انجام نشده است . نوشتار حاضر، تلاشی است در معرفی دیدگاه های سیاسی این محدث بزرگ شیعی در خصوص مهم ترین مساله دوران وی; یعنی «تعامل و همکاری با حاکم جائر» .

هدف این نوشتار روشن ساختن آن بخش از اندیشه های سیاسی علامه مجلسی است که در تحلیل رفتار سیاسی او، به عمد یا خطا مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته و با بزرگنمایی بخشهایی از زندگی سیاسی اش مورد داوری ناعادلانه و ناجوانمردانه واقع شده است . بدین ترتیب، شخصیتی که بیشترین سهم را در ترویج مذهب و معارف شیعه در بین مردم این سرزمین داشته است، ناخواسته مورد بی مهری قرار می گیرد . دفاع از حریم فقه، فقاهت و عالمان دینی و زدودن پاره ای از ابهامات از مطرح بر چهره سیاسی این شخصیت مهم تاریخ تشیع، ضرورت این بحث را ایجاب می کند . مطالب ارائه شده در این گفتار مستند به منابع اولیه و آثار علامه مجلسی و نیز اظهار نظرهای مستشرقان و نویسندگان معاصر مسلمان درباره شخصیت وی است .

زندگی سیاسی علامه مجلسی در دو قسمت قابل ارائه است . قسمت اول، به فعالیتهای سیاسی وی اختصاص می یابد . قسمت دوم، به نقد عملکرد سیاسی ایشان و پاسخ آن اشاره می کند .

الف) فعالیتهای سیاسی

علامه مجلسی در مدت هفتاد و سه سال عمر خود با چهار تن از پادشاهان صفوی معاصر بود که به ترتیب عبارت اند از:

– شاه صفی; جانشین شاه عباس اول «۱۰۵۲ – ۱۰۳۸ ه ق » ;

– شاه عباس دوم «۱۰۷۷ – ۱۰۵۲ ه ق » ;

– شاه سلیمان صفوی «۱۱۰۶ – ۱۰۷۷ ه ق » ;

– شاه سلطان حسین صفوی; آخرین پادشاه سلسله صفوی «۱۱۳۵ – ۱۱۰۶ ه ق » .

مجلسی بعد از رحلت آقا حسین خوانساری (که منصب شیخ الاسلامی را در زمان شاه سلیمان صفوی به عهده داشت)، در سال «۱۰۹۸ ه ق » با پیشنهاد و در خواست شاه سلیمان از طرف وی به مقام شیخ الاسلامی دارالسلطنه اصفهان منصوب شد و تا پایان سلطنت وی در این مسند باقی ماند . بعد از مرگ شاه سلیمان در سال «۱۱۰۵ ه ق » و جلوس شاه سلطان حسین بر تخت سلطنت، علامه مجلسی مجددا از طرف شاه صفوی در منصب قبلی خود ابقا گردید وتا سال وفاتش «۱۱۱۰ ه ق » عهده دار این منصب بود .

بنابر این، علامه مجلسی به مدت هفت سال در دوران سلطنت شاه سلیمان و نیز پنج سال در سلطنت شاه سلطان حسین و در مجموع مدت دوازده سال شیخ الاسلام اصفهان بود . وی در این مدت به رسم معمول منصب امامت جمعه و قضاوت شهر اصفهان را نیز به عهده داشتند . بعد از محقق کرکی، ایشان از با نفوذترین علمای دوران صفوی بودند، به طوری که بعضی از مخالفان، او را مخترع مذهب شیعه ملقب ساختند (۱) . علامه در مدت تصدی شان بر منصب شیخ الاسلامی فعالیتهای سیاسی مهمی را انجام دادند که به اجمال به چند مورد آن اشاره می شود .

۱ – مرحوم مجلسی بعد از به دست گرفتن اجرای احکام شرع در دوران سلطنت شاه سلیمان نخستین کاری که انجام داد، شکستن بت کفار هند در شهر اصفهان بود . «روزی مسموع شیخ افتاد که جماعتی از کفار هند پنهانی بتی را که در شهر اصفهان بوده، می پرستیدند . پس حکم شرعی به شکستن آن بت صادر کرد و سعی و تلاش کفار مؤثر نیفتاد و هر چه مال و منال و هدایا تقدیم همایونی نمودند که بلکه آن داهیه را از سر معبود خودشان دفع کرده باشند، سودی نبخشید و بر حسب حکم نافذ آن عالم ربانی، بت را شکستند . (۲) »

اهمیت این کار مرحوم مجلسی در آن بود که وجود بت در پایتخت کشور مدعی شعار توحید، نفی شرک و بت پرستی، مایه ننگ آن محسوب می شد . این اقدام وی در زمان خود و بعد از وی مورد تحسین و ستایش عالمان دینی قرار گرفت . به گفته ملک الشعرا «این عمل در ترویج شیخ، فایدتی بزرگ حاصل نمود (۳)

۲ – مورخان نوشته اند: در مراسم تاج گذاری شاه سلطان حسین صفوی شاه اجازه نداد «کسی از صوفیان به رسم معمول شمشیر را زیب پیکر وی سازد، و در عوض انجام آن را از شیخ الاسلام خواست . (۴) » علامه مجلسی با دست خود شمشیر سلطنت را به کمر شاه بست و خطبه مراسم تاج گذاری را نیز انشا نمود . شاه صفوی در مقام سپاس از این اقدام علامه اظهار داشت: در عوض این خدمت چه خواسته ای دارند تا آنهارا برآورده سازد . علامه مجلسی سه خواسته را عنوان کرد: نخست، منع شراب; دوم، منع جنگ طایفه ها و سوم، منع دستجات کبوتربازی . شاه خواسته های ایشان را پذیرفت و بی درنگ فرمان لازم را صادر کرد . (۵)

در مورد خواسته دوم و سوم، باید اوضاع اجتماعی آن روز اصفهان و دیگر شهرهای ایران ملاحظه شود; چراکه در آن عهد اشخاصی در پی ارتکاب این اعمال موجب اذیت و آزار شهروندان می گشتند . جنگ طایفه ها هم که بنیان گذار آن شاه عباس اول بود، پیامدهای ناگواری از قبیل کشته و زخمی شدن عده ای بی گناه را به دنبال می داشت، این دو مساله از مسائل و مشکلات اجتماعی آن دوران محسوب می شد، به گونه ای که رفع این منکرات جز با فرمانهای حکومتی امکان پذیر نبود .

درخواست نخست، بسیار مورد توجه و دارای اهمیت بود . به نظر می رسد علامه مجلسی با تیزبینی و آینده نگری که داشت، متوجه انحطاط دولت مقتدر صفویه در آینده نه چندان دور شده بود; زیرا به گمان قوی، او از شراب خواری شاه سلیمان و درباریان فاسد، آگاه بود . به گفته شاردن «نمی توان باور کرد که تاب و تحمل این پادشاه در نوشیدن مشروب تا چه اندازه است … شاه تقریبا همیشه مست است … حتی این پادشاه، بزرگان و اشراف را نیز مجبور می کرد مشروب بخورند … (۶) » . تاریخ صفویه پر از گزارش هایی است که مورخان درباره میگساری پادشاهان آن داده اند . در میان پادشاهان صفویه، جز شاه طهماسب و احتمالا شاه اسماعیل اول و سلطان محمد خدابنده صفوی، بقیه سلاطین این سلسله به میگساری و عیاشی آلوده بودند . اعتیاد به شراب در مورد جانشینان شاه عباس اول; یعنی شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین از حد گذشته بود .

با توجه به حاکمیت چنین شرایط نامناسب اخلاقی بر دربار صفوی و نیز جامعه آن روز می توان گفت: علامه مجلسی از ابتدای تصدی منصب شیخ الاسلامی در پی فرصتی می گشت تا فرمان منع شراب را از شاه صفوی بگیرد، به گونه ای که خود شاه و درباریان را نیز فرا گیرد .

با وجود احتمال آلوده شدن شاه جدید به باده نوشی و لزوم پیش گیری از آن، اظهار چنین خواسته ای به منظور اجرای یکی از احکام الهی، ضروری می نمود . بنابراین، آنچه وظیفه دینی و مسؤولیت سیاسی وی اقتضا می کرد، انجام داد .

البته بنا به گزارشهای تاریخی، اقدامات علامه مجلسی در جلوگیری از آلوده شدن شاه صفوی به باده نوشی، با توطئه مریم بیگم – عمه پدر شاه – باشکست مواجه شد و شاه سلطان حسین نیز مانند اعقاب و پدران خود به شراب ممنوع آلوده گشت . به گفته مورخان «از آن به بعد سخت پای بند شراب شد، به طوری که ندرتا هوشیار دیده می شد و طبعا دیگر قادر به تمشیت امور دولتی نبود . (۷) »

نتیجه نادیده گرفتن این حکم شریعت، آن بود که شاه سلطان حسین بر اثر افراط در باده نوشی و عیاشی چنان سست عنصر و بی اراده گشت که در حمله افغان با دست خود تاج و تخت سلطنت را به محمود افغان تسلیم کرد .

– از دیگر اقدامات سیاسی علامه مجلسی تالیف رساله مستقل ساده و روان فارسی به نام «آداب سلوک حاکم با رعیت » را می توان ذکر کرد . این رساله ترجمه عهدنامه مالک اشتر به ضمیمه سه حدیث دیگر است . از آنجا که مسلک علمی علامه مجلسی مسلک اخباری بوده، قهرا تالیف سیاست نامه را نیز با همان روش نگاشت . به نظر می رسد علامه مجلسی با مشاهده فساد دولت مردان صفوی و گرایش آنها به عیاشی، تجمل گرایی، اسراف و تبذیر، راحت طلب، ظلم و ستم نسبت به مردم و غفلت آنان از امور کشورداری ، در صدد نگارش این رساله برآمد و هدف از تالیف آن را «تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت (۸) » بیان کرد . تاریخ تحریر این رساله که با عنوان «کیفیت سلوک ولات عدل با کافه عباد» نیز نام گذاری شد . بنابر قولی به سال «۱۱۰۳ ه ق » در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی ذکر شده است . (۹)

– نکته قابل تامل در رفتار و عملکرد سیاسی علامه مجلسی، اظهار نظرهای او درباره شاهان صفوی و به بیان دیگر، مدح و ثناهای او در حق سلاطین صفویه است . این سخنان در دیباچه برخی از کتابها و رساله های وی آمده است، هر چند که در متن آثار ایشان به ندرت از شاهان صفوی سخن به میان آمده است . او در دیباچه تالیفاتی که در زمان شاه سلیمان، شاه سلطان حسین صفوی و مدت تصدی شیخ الاسلامی خود نگاشته، این دو پادشاه را ستوده است . بنابراین، لازم می نماید به اجمال به مواردی از این سخنان در آثار مجلسی اشاره شود:

– مقدمه کتاب حیات القلوب ج ۱: علامه مجلسی این کتاب را در زمان شاه سلیمان صفوی تالیف نمود . در مقدمه آن به رسم معمول از وی تعریف و تمجید به عمل آورده و با اوصاف اغراق آمیز او را ستوده است . قسمتی از متن این نثر تکلف آور چنین است:

«و چون موضوع این کتاب مستطاب، بیان فضایل و کمالات و مناقب و معجز است و تواریخ اجداد گرام و آباء فخام عالی نسبی است که چراغ دودمان عزتش از قندیل انوار «مثل نوره کمشکوه فیها مصباح » افروخته … ; اعنی شاه آگاه، والا جاه سپهر بارگاه انجم سپاه، سلیمانشان، دارا دربان، رعیت پرور و عدالت گستر، نهال رعنای بوستان صفوت و خلافت، سرو زیبای چمن ابهت و جلالت و جهان بخش، دریانوال، سایه رافت حضرت پروردگار ذوالجلال … السلطان سلیمان – مدالله اطناب دولته الی ظهور صاحب الزمان و جعله من انصاره و اعوانه – علیه و آله و علی آبائه صلوات الرحمن – لهذا دیباجه آن را به نام نامی . و القاب گرامی آن اعلی حضرت مزین و موشح گردانید … . (۱۰) » .

– مقدمه کتاب حق الیقین (آخرین تصنیف علامه مجلسی): علامه مجلسی در مقدمه این کتاب بعد از ذکر علت تالیف آن، شاه سلطان حسین صفوی را چنین توصیف کرده است:

«… اعلی حضرت، شاهنشاه، ملایک سپاه، ظل الله، سید و سرور سلاطین جهان، باسط مهاد امن و امان، مظهر الطاف ربانی، مهبط فیوضات سبحانی … چراغ دودمان مصطفوی، و نونهال گلستان مرتضوی، انجمن افروز عدل و داد، و شعله جان سوز نهال جور و بیداد، ممهد قواعد عدل و تسکین، مشید بنای والای شرع مبین، … مصدوقه السلطان العادل، ظل الله … مسمی بثالث اجداده الاکرمین الشاه سلطان حسین … مد الله ظلال جلاله علی رؤوس العالمین و شیخ المؤمنین ببقائه الی ظهور دوله خاتم الوصیین – صلوات الله علیه و آله و علی آبائه الطاهرین – » (۱۱)

– خطبه جلوس شاه سلطان حسین بر تخت سلطنت: مؤلف کتاب «دستور شهریاران » که به گزارش وقایع و حوادث تاریخی سلطنت شاه سلطان حسین بین سالهای «۱۱۰۵ – ۱۱۱۰ ه ق » پرداخته، ضمن گزارش مفصلی از نحوه تاج گذاری شاه سلطان حسین، خطبه ای که به دستور شاه صفوی، توسط علامه مجلسی تهیه شده بود و در مراسم جلوس شاه صفوی بر تخت سلطنت خوانده شد، در این اثرش آورده است . (۱۲)

آنچه در این خطبه جالب توجه و مهم است آغاز خطبه است که با آیاتی از قرآن کریم شروع می شود . مضامین آیات، حاکی از قدرت، عزت و قهر و غلبه خداوند، نشان دادن ضعف پادشاهان، مملوکیت ملوک، مقهوریت ارباب قدرت، تواضع جبابره در مقابل عظمت الهی و خضوع و ذلت سلاطین در برابر خداوند است . عبارت دل نشین این محدث بزرگ شیعه در تحقیر ملوک ظاهری و سلطنت صوری پادشاهان چنین است:

«تبارک الذی بیده الملک، و هو علی کل شی قدیر، نحمدک اللهم، مالک الملک، تؤتی الملک ممن تشاء، و تعز من تشاء، و تنزع الملک من تشاء، و تذل من تشاء، بیدک الخیر، انک علی کل شی ء قدیر، لک الغظمه و القدره و البهاء، و الرفعه و العزه و البقاء، و بیدک ملکوت الارض و السماء و انت العلیم الخبیر، و انت ملک الملوک، و رب الارباب، و قاهر من فی الارض و السموات، و الیک المسیر، ملکت الملوک بقدرتک، و قهرت الارباب بعزتک، و تواضعت الجبابره لهیبتک، و خضعت الرقاب لعظمتک، فکلهم بعزک یعتزون، و من خشیتک مشفقون، وضعت منبر المذله عن اعناق الملوک، فهم من سطواتک خائفون، فلک الملک و لک الحمد، و الیک یرجعون .» (۱۳)

وی پس از سلام و درود بر پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) به اجمال از خلقت انسان، تکریم، فضیلت و برتری او بر سایر مخلوقات و مقام خلیفه اللهی او یاد کرده، سپس با اشاره به هدایت انسان توسط انبیاو اوصیای الهی و تدبیر امور دینی و دنیوی بشر درسراسر گیتی از سوی پیامبران و امامان، می گوید:

«بعد از رحلت پیامبر (ص) و ائمه (ع) و غیبت آخرت وصی او در پس پرده غیبت، خداوند کلید فرمان روایی و کشورگشایی را به دست سلاطین عدالت شعار سپرده است .» (۱۴)

مجلسی در این خطبه بعد از ذکر حدیث «اذا اراد الله برعیه خیرا، جعل لها سلطانا رحیما» در وصف و مدح سلاطین صفویه می نویسد:

«… و مصداق این مقال و مصدق این حال، احوال خیرمآل قاطنان ایران جنت نشان است که کافه اهل این دیار هدایت آثار، سالهاست که در ظل ظلیل رافت و عدالت و حصن حصین شوکت و جلالت سلاطین معدلت آیین دولت صفویه، انار الله برهانهم و شید الله ارکانهم، بر فراغ بال و رفاه حال، در مهد سلامت و مهاد استراحت آرمیده اند .»

علامه در ادامه این گفتار وظیفه شرعی شیعیان و عموم مردم ایران زمین را، قدرشناسی و سپاس از سلاطین این سلسله بیان کرده و می نویسد:

«پس به فحوای «اشکرکم لله اشکرکم للناس » بر ذمت همت کافه شیعیان و عامه مؤمنان که ضمیر حقایق تصویر ایشان به نور ایمان منور گردیده ، شکر نعمت هر یک از افراد انجاد این سلسله علیه که شموس فلک و جلالت و اقمار بروج هدایت و ولایت اند، متحتم و لازم است .» (۱۵)

ایشان در ادامه گفتار خود، ضمن اشاره به سلطنت نوپای شاه سلطان حسین و تعریف و تمجید از او، این تبدیل و تغییر سلطنت را از نگاه قضا و خواست الهی نگریسته و در وصف شاه جوان صفوی چنین می نگارد:

«اعلی حضرت، فلک رفعت … قهرمان عادل کشورستان … مطرز شعار شرع سید المرسلین، مشید بنیان دین مبین، حامی ثغور اهل ایمان، ماحی آثار بغی و طغیان، کاسر اوثان و اصنام، مروج دین سیدالانام … اعدل سلاطین زمان … کافل مصالح الملک و المله بالعدل و الاحسان، مظهر آثار رحمت الله، الملک المنان، السلطان … حسین خان – مدالله ظلال جلاله علی مفارق العالمین و شید اساس دولته الی ظهور انوار خاتم الوصیین .» (۱۶)

علامه مجلسی در قسمت پایانی خطبه، با سخنان مدح گونه و دعا و آرزوی استمرار سلطنت شاه صفوی، او را به اعتلای دین مبین توصیه می کند و اظهار می دارد:

«… رایت شرع متین و علم دین مبین حضرت سیدالمرسلین و ائمه طاهرین – صلوات الله علیهم اجمعین – به حسن نیت و صفای طویت آن اعلی حضرت، از بسیط زمینی به سوی آسمان رفعت و تمکین مرتفع و متعالی بوده باشد .» (۱۷)

سخنان علامه مجلسی درباره شاهان صفوی منحصر به موارد سه گانه فوق نیست . مطالب ذکر شده نمونه ای از اظهارات ایشان درباره سلاطین و دولت صفویه است . نظر به اینکه محتوای سایر بیانات ایشان با آنچه در اینجا ذکر شد، چندان تفاوتی ندارد، لذا از نقل آنهاخودداری نموده، به فهرست این مطالب در پاورقی اشاره می کنیم . (۱۸)

ب) نقد عملکرد سیاسی علامه مجلسی

انتقادهایی که به علامه مجلسی شده است، از دو جنبه علمی و عملی می باشد . از لحاظ علمی و معرفتی، به دیدگاه های او در زمینه تصوف، فلسفه، مسلک اخباری گری و نقل اخبار صحیح و سقیم انتقاد شده است . از لحاظ عملکرد نیز واکنش های وی در قبال فرقه های صوفیه، فلاسفه، اهل سنت ، اقلیت های مذهبی «اهل کتاب » تعصب شدید او نسبت به تشیع اثنی عشری و مخافت با مذهب تسنن انتقادهایی را در پی داشته است . از لحاظ سیاسی، به عملکرد سیاسی وی در چند مورد خاص نقد و ایراد وارد شده است . از آن جا که در نوشتار حاضر نمی توان همه موارد یاد شده را بررسی کرده اذا تنها به نقد وبررسی چند موردخاص سیاسی (که ضرورت جامعه ما هم است) بسنده می کنیم:

۱ – همکاری علامه مجلسی با حکومت صفوی

از انتقادهایی که به عملکرد سیاسی علامه مجلسی شده است، حضور ایشان در دستگاه حکومت صفوی و همکاری او با سلاطین معاصرش است; به عبارت صریح تر اتهام «عالم درباری » به ایشان نسبت داده شده است پیش از پرداختن به تحقیق در این موضوع، توجه به نکته ای لازم است و آن اینکه فقهای شیعه تا پیش از انقلاب اسلامی در برابر یک واقعیت تلخ سیاسی اجتماعی قرار داشته اند و آن محرومیت امامان شیعه نایبان آنها از خلافت و حکومت و گرفتاری مسلمانان حکومت های جور بوده است . بنابراین، پرسش این است که با وجود استیلای حکام جور بر سرنوشت و زندگی مسلمانان، بهترین انتخاب و گزینهای که در برابر عالمان دینی قرار داشته، کدام است؟

آیا آنها می بایست با نگاه کلامی، فقهی و آرمانی با این حکومت ها برخورد می کرده؟ آیامبارزه منفی و انزوا طلبی و فاصله گرفتن از پادشاهان جایر می توانسته اند مشکلات جامعه اسلامی را حل کنند ؟ آیا بامبارزه و جهاد می توانسته اند حکومت مشروع و آرمانی خود را مستقر سازند؟ و یا آیا بهترین راه حل متصور در آن شرایط، تن دادن به همکاری با خلفا و سلاطین جور به منظور حفظ و بقای دین و اصلاح وضع موجود بوده است؟

حقیقت این است که فقهای شیعه با تمسک به سیره ائمه (ع) در همکاری با خلفای جور و نیز با دید واقع گرایانه نسبت به مسائل و مشکلات سیاسی جهان اسلام و حکومت سلاطین و پادشاهان جور در صدد اصلاح وضع موجود می آمدند; به این صورت که از راه معاشرت و هماهنگی با آنان و بهره گیری از قدرت ظاهری آنها، در هدایت، اصلاح و ارشاد جامعه، به خصوص تقویت دین، ترویج مذهب تشیع و تحقق نسبی عدالت اجتماعی می کوشیدند . بنابراین عالمان دینی با اتخاذ این دوش تا حدودی به اهداف مذکور دست می یافتند و این امری است که در طول تاریخ اسلام از دوران امام علی (ع) مرسوم و معمول بوده است . در این زمینه می توان به نمونه های چندی از حضور امامان معصوم (ع) و عالمان شیعی در دربار خلفا و سلاطین جور اشاره کرد:

همکاری حضرت علی (ع) با دستگاه خلافت خلفای سه گانه، پذیرش منصب ولایت اهواز در دوران حکومت منصور دوانیقی توسط یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام عبدالله نجاشی، پذیرش منصب وزارت در زمان خلافت هارون الرشید از سوی علی بن یقطین به توصیه امام موسی کاظم (ع)، قبول ولایت عهدی مامون عباسی از سوی امام رضا (ع)، وزارت خواجه نصیرالدین طوسی در دستگاه سلطنتی هلاکو خان مغول، رابطه علامه حلی با الجایتو سلطان مغول و در نهایت حضور و مشارکت سیاسی عالمان مشهور شیعه در حکومت صفوی، مانند محقق کرکی، شیخ بهایی، محمد تقی مجلسی، محمد باقر سبزواری آقا حسین سبزواری، و علامه مجلسی و قبول مناصب و مشاغل سیاسی مذهبی توسط آنها .

همه این موارد گویای این حقیقت است که همکاری عالمان شیعی با حکام مسلمان شیعی و سنی به منظور ترویج دین و تقویت مبانی مذهب جعفری، امری جائز و گاه واجب بوده است . از این رو، اگر کسی به یکی از علمای بزرگ که مورد احترام دانشمندان دینی هستند، خرده بگیرد باید نسبت به عملکرد همه آنها پاسخ گو باشد; زیرا انتقاد از برخی از آنها در عمل مشترک دور از انصاف است . (۱۹)

اینک با استناد به نظرات فقهی علامه مجلسی در مساله «جواز معاشرت ظالمان » مساله مزبور را مطالعه و بررسی می کنیم:

علامه مجلسی، مانند سایر فقهای شیعه به حرمت اعانت و همکاری با ظالم حکم کرده و عداوت و دشمنی با فساق را واجب دانسته است . به همین خاطر، دوری جستن از آنها را از «مراتب » نهی از منکر دانسته است . (۲۰) با وجود این فتوا، همکاری ایشان باسلاطین معاصر خود را به یکی از دو طریق زیر می توان توجیه نمود:

نخست اینکه بگوییم: در نظر علامه مجلسی، سلاطین صفویه، سلاطین عادل محسوب می شدند، هر چند که عده ای آنان راعادل ندانند . طبق این نظریه هماهنگی و همکاری ایشان با سلاطین مزبور مجاز بوده و بر اساس اصول و قواعد فقهی (که همکاری با سلطان عادل را جایز شمارد)، صورت گرفته است . این نظریه را از دو راه می توان اثبات کرد:

راه نخست عبارت از ظهور کلمات و سخنان ایشان در مدح شاهان صفوی است که وی در مقدمه برخی از کتاب ها و رساله های خود پارشاهان این سلسله را به صورت مکرر با عنوان «سلطان عادل » توصیف کرده است .

این دلیل به خاطر توجیه پذیری آن چندان قابل اعتماد نیست، زیرا تنها راه اثبات جواز همکاری وی با حاکمان صفوی منحصر به این دلیل (احتمال) نیست، بلکه دلایل (احتمالات) دیگری هم در توجیه مدح سلاطین صفوی و همکاری مجلسی با آنان وجود دارد که با نظریه های فقهی ایشان بیشتر هم خوانی دارد .

دلیل دیگر مبتنی بر نگرش برخی از نویسندگان است که در تاویل و توجیه همکاری فقهای این دوره با شاهان صفوی ارائه کرده اند . ایشان مشروعیت «شرعی و فقهی » سلطنت حاکمان صفوی را ناشی از تنفیذ ولایت و حکومت شاهان صفوی از سوی فقها می دانند . اعطای این نیابت معمولا در مراسم تاج گذاری سلاطین این سلسله مرسوم بوده است . مؤلف «نجوم السماء» در این زمینه می نویسد:

«در طریقه حقه امامیه این است که صاحب ملک، امام زمان رامی دانند و کسی را نمی رسد که در ملک امام بی اذن یا اذن نایب او دخل و تصرف نماید . پس، در این وقت که امام زمان; یعنی حضرت قائم آل محمد – صلوات الله علیه و علیهم – غایب است، مجتهد جامع الشرایط عادل هر که باشد، نایب آن حضرت است تا در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد; چون ملک داری وسپه آرایی از فضلا و مجتهدان این زمان صورت نمی گیرد، لذا هر پادشاهی را مجتهد معظم آن زمان نایب خود کرد; کمر او را بسته، تاج برسرش گذاشته، بر سریر سلطنت می نشانید و آن پادشاه خود را نایب او تصور می کرد، تا تصرف او در ملک و حکومتش بر خلق به نیابت نایب امام بوده، صورت شرعی داشته باشد . لهذا شاه سلیمان صفوی مغفور را، آقا حسین خوانساری مبرور به نیابت خود بر سریر سلطنت اجلاس فرمود … و سلطان حسین صفوی را مولانا محمد باقر مجلسی (ره) و همچنین سلاطین سلف را مجتهد آن سلف .» (۲۱)

البته این نظریه در مورد شاه طهماسب اول ممکن است مصداق پیدا کند; زیرا به نقل صاحب «روضات الجنات » ، این پادشاه از محقق کرکی درخواست نمود که حکومت و سلطنت را که از آن مجتهدان است، به نیابت از او و به عنوان عامل نایب امام زمان (عج) بر عهده داشته باشد . (۲۲)

نکته قابل توجه در این خصوص این است که پاسخ محقق کرکی به این درخواست شاه طهماسب در کتابها و تاریخ این دوران نقل نشده است، چنان که، در کتاب «نجوم السماء» درباره سایر فقهای این دوره که با حاکمان صفوی همکاری داشته اند، از قبیل شیخ بهائی، محقق داماد، ملا محسن فیض کاشانی و محقق سبزواری نقل نشده است . به نظر می رسد نقل بالا استنباط شخصی مؤلف از کیفیت مراسم تاج گذاری پادشاهان صفوی بوده است; چون در چنین مراسمی، معمولا علمای بزرگ نیز حضور می یافتند . بنابراین، دلیل دوم نیز قابل اعتماد نیست; چه اینکه حضور عالمان دینی در چنین مراسمی محمل های دیگری از قبیل تقیه، مصلحت و ضرورت نیز می تواند داشته باشد .

راه دوم در تبیین هماهنگی و همکاری علامه مجلسی با شاهان صفوی می توان از عناوین و جهات سه گانه ای که ایشان در تالیفاتش در بحث معاشرت با ظالمان تصریح کرده است، یاری جست . این جهات سه گانه عبارت اند از: تقیه، مصلحت عباد و اقامه امر به معروف و نهی از منکر (هدایت و ارشاد سلاطین) . این عناوین در طول تاریخ سیاسی اسلام مبنای مشروعیت و جواز همکاری فقهای شیعه با سلاطین جور بوده است .

بنابراین، احتمال اینکه موضع و عملکرد علامه مجلسی در قبال شاهان صفوی بر اساس عوامل یاد شده باشد، منطبق با مبانی کلامی و نظرات فقهی ایشان است . از این رو، به نظر می آید با وجود احکام ثانوی در فقه امامیه در خصوص تجویز و تصحیح همکاری با حاکم جائر، نیازی به توجیه سابق نباشد . در اینجا برای مستند ساختن راه حل دوم، آشنایی به آرای سیاسی علامه مجلسی در مورد همکاری با حکم جائر ضروری است . برای دست یابی به این هدف، سخنان ایشان در کتاب «عین الحیات » را نقل می کنیم:

ایشان در این کتاب فصلی را به بحث از «احوال سلاطین عدل و جور، کیفیت معاشرت با سلاطین، حقوق پادشاهان و مفاسد قرب به پادشاهان » اختصاص داده است . ایشان در آغاز هر بحث، اجمالی از نظر خود را که همان مفاد روایات است بازگو کرده، سپس احادیث مربوط به هر عنوان را نقل نموده است .

علامه مجلسی درباره علل و اسباب جواز و حتی وجوب همکاری و تعامل با حکام می نویسد:

«بدان که گاه هست که معاشرت با ایشان (حکام و امرا) و تردد به خانه های ایشان واجب می شود به سببی چند:

اول: تقیه; پس اگر کسی از ندیدن ایشان خوف ضرر نفس یا مال یا عرض داشته باشد، برای دفع آن ضرر، دیدن ایشان لازم است و حضرات ائمه معصومین – صلوات الله علیهم – به خانه خلفای بنی عباسی – علیهم اللعنه – و منسوبان ایشان به تقیه تردد می نموده اند و ملایمت و مدارا با ایشان می فرموده اند .

دوم: آنکه به قصد این رود که دفع ضرری از مظلومی بکند یا نفعی به مؤمنی برساند و به این سبب نیز گاهی واجب و لازم می شود . .. ، بلکه اگر کسی قادر بر رفع ظلمی از مؤمنی باشد و رعایت عزت و اعتبار خود بکند و متوجه آن نشود، شریک آن ظلم خواهد بود و معاقب خواهد گردید و حق تعالی او را ذلیل خواهد کرد … .

سوم: آنکه به قصد هدایت ایشان اگر قابل هدایت باشند، به نزد ایشان برود که شاید یکی از ایشان را هدایت نماید یا عبرت از احوال ایشان بگیرد . چنان چه به سند معتبر از حضرت امام صادق (ع)، منقول است که حضرت لقمان به خانه قضات و پادشاهان و امرا و سلاطین می رفتند و ایشان را موعظه می کردند و بر ایشان ترحم می کردند، به سبب بلایی که ایشان به آن مبتلا گردیده اند … .» (۲۳)

بنابراین، علامه مجلسی در این باره به ذکر سه مورد بسنده می کند و در پایان، از تبعیت و پیروی هواهای نفسانی در توجیه تقرب به پادشاهان هشدار می دهد و می نویسد:

«ای عزیز! بدان که وجوهی که مذکور شد با وجوه دیگر که ذکرش موجب طول کلام است گاه باشد که غرض واقعی آدمی است . اکثر اوقات، نفس، غرض های فاسد و خیالات باطل خود را از محبت جاه و عزت و اعتبار مال و منصب را، به این صورتهادر نظر آدمی در می آورد، و آدمی را فریب می دهد و گمان می کند که از برای خدا است، اما چون بشکافد معلومش می شود که غرضش محض دنیا بوده است . و در این قسم امور، هواهای نفسانی با اغراض صحیحه انسانی بسیار مشتبه می شود . پس فریب نفس و شیطان را نباید خورد و خود را در معرض چنین مهالک به در نباید آورد . «هدانا الله و جمیع المؤمنین الی مسالک الیقین .» (۲۴)

و اما تطبیق جهات سه گانه یاد شده بر موضع و عملکرد سیاسی این محدث عالی قدر به قرار زیر است:

– تقیه

احتمال اینکه همکاری مجلسی با شاهان صفوی بر اساس تقیه بوده، بعید به نظر می رسد; زیرا مشروعیت عمل به تقیه در موردی است که شخص، مورد تهدید جانی، عرضی و یا مالی از سوی پادشاه ظالم واقع شود و حال آنکه از سوی حاکمان وقت، ضرر و یا خطری متوجه ایشان نشده بود، چنان که در پذیرش منصب شیخ الاسلامی از سوی شاهان صفوی مورد تهدید و ارعاب قرار نگرفته بود . بنابراین، ایشان می توانست از قبول این منصب و همکاری با سلاطین وقت خودداری کند .

– مصلحت عباد

مصلحت دفع ضرر از مؤمن و یا جلب نفع برای مؤمن قطعا در مورد ایشان صدق می کند; زیرا به شهادت تاریخ، ایشان علاوه بر اینکه در عصر خود مرجع دینی شیعیان جهان بود، به خاطر جایگاه مهم سیاسی – اجتماعی اش ملجا و پناه گاه مسلمانان، ستم دیدگان و پاسخ گوی تظلمات مردم در دستگاه سلطنت نیز بود .

اقامه امر به معروف و نهی از منکر

با توجه به تاثیر و نفوذ بسیار زیاد علامه مجلسی در شاه صفوی، مسلما نصیحت های او در محدود ساختن آنها سلاطین از بیداد گری و ظلم به شهروندان ایرانی مؤثر بوده است . از سوی دیگر، گرایش شاهان صفوی به مسائل دینی، امر به معروف و نهی از منکر، ترویج مذهب و فرهنگ شیعه ونیز بزرگ داشت عالمان دین، متاثر از رهنمودها و حضور مقتدر این محدث بزرگ در دستگاه دولت صفوی بوده است .

در مورد فعالیت های سیاسی علامه مجلسی، چنان که در بخش نخست تحقیق ذکر شده است، به چند نمونه می توان اشاره کرد: شکستن بت هندوها در اصفهان در عهد شاه سلیمان، ملزم ساختن شاه سلطان حسین صفوی به صدور فرمان منع فروش شراب، توقف جنگ طایفه ها و نیز صدور فرمان های امر به معروف و نهی از منکر در سراسر ایران توسط آخرین پادشاه صفوی .

در هر صورت برای تبیین و مشروعیت همکاری علامه مجلسی با سلاطین صفوی تحقیق یک عنوان از عناوین مذکور، خصوصا عامل آخری کافی است . نتیجه اینکه، حضور مجلسی در دستگاه سیاسی وقت براساس تکلیف و وظیفه شرعی و انسانی او بوده و به هیچ وجه، عنوان اعانت ظالم بر رفتار او صدق نمی کند . بااین وصف، انتقاد برخی از نویسندگان نسبت به مواضع و واکنش او در قبال حاکمان صفوی ناشی از غفلت و یا غرض ورزی آنها است .

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که پادشاهان صفوی نسبت به سایر سلاطین از امتیاز ویژه ای برخوردار بودند; امتیازی که آنها را مروج مذهب تشیع، مجری احکام شریعت و حامی دین و عالمان دینی محسوب داشته است . در واقع در طول دوران صفویه جز در دوره کوتاه شاه اسماعیل دوم، سلاطین صفویه همگی تابع و مجری نظریه های عالمان شیعه بودند . در تایید این مطلب، می توان شواهد تاریخی فراوانی از منابع دوره صفویه ارائه نمود . (۲۵) لذا عالمان شیعه، از جمله علامه مجلسی حفظ و تقویت یگانه حکومت مقتدر شیعی را که مدافع عقاید و مذهب تشیع، عالمان شیعی و کشور شیعه در برابر مخالفان بوده، وظیفه شرعی خود می دانستند .

۲ – تبیین مدح سلاطین صفوی از سوی علامه مجلسی

دومین انتقادی که نسبت به رفتار سیاسی علامه مجلسی شده است، مدح و ثناگویی وی از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *