تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هواپرستان، چالشی در برابر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف :

مقدمه

از منظر آیات و روایات، هوای نفس، حب به دنیا و شیطان، سه عامل اصلی انحراف و سقوط انسان ها هستند. از میان این سه عامل، هوای نفس، نقش محوری داشته، بزرگ تر و خطرناک تر از دو عامل دیگر است. به همین دلیل معصومین(ع)، با بیانات گوناگون، خطر آن را بیان کرده اند، مثلاً پیامبر عظیم الشأن اسلام، آن را دشمن ترین دشمن انسان معرفی کرده است: «أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک» (مجلسی، ۱۳۶۲: ج ۶۷، ۳۶)؛ حضرت علی(ع) آن را هلاک کننده ترین شیء و سرچشمه هر فتنه برشمرده است: «أَهْلَک شَی ءٍ الْهَوَی» (خوانساری، ۱۳۶۶: ج ۲، ۳۷۲)؛ «إِنمَا بدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ» (نهج البلاغه، خطبه ۵۰). هم چنین امام صادق(ع) در این باره فرمود:

فَلَیْسَ شَیءٌ أَعْدَی لِلرِّجَالِ مِنْ اِتِّبَاعِ أَهْوَائِهِمْ (مجلسی، ۱۳۶۲: ج ۶۷، ۸۲).

مهم ترین عواملی که سبب می شوند تا هوای نفس، بزرگ ترین و خطرناک ترین دشمن انسان شمرده شود، عبارت اند از:

الف) عوامل انحرافی دیگر، یعنی حب به دنیا و شیطان، از طریق هوای نفس به انسان آسیب می زنند؛ به طوری که اگر کسی هوای نفس خود را کنترل کند، از دشمنی حب دنیا و شیطان معصون خواهد بود، (مصباح یزدی، ۱۳۷۶: ج۱، ۱۹۴)؛

ب) هوای نفس در هر زمان و هر مکان، و به اندازه عمر انسان با او دشمنی می ورزد؛

ج) هوای نفس با انسان، هم خانه و آشنا بوده، نقاط ضعف انسان را دانسته، کالای نفیس و ارزشمند انسان را می رباید:

تو با دشمن نفس هم خانه ای

چه در بند پیکار بیگانه ای؟

(سعدی، ۱۳۸۸، باب هفتم)

دزد خانه است نفس حالی بین

زو نگه دار خانه دل و دین

دزدِ ناگه، خسیس دزد بُود

دزد خانه، نفیس دزد بُود

(سنایی)

د) هوای نفس سبب می شود تا هواپرستان، چالش و مانعی در برابر پیامبران ایجاد کرده، به آنان ایمان نیاورند. از منظر قرآن، پیامبران انسان های برگزیده و خلفای خداوند در زمین بوده اند: (إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً) (بقره: ۳۰) و برای اهداف مهمی، مانند تزکیه مردم، تعلیم کتاب و حکمت مبعوث شده اند:

(هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحکمَهَ) (جمعه: ۲).

این اهداف هر چند به نوبه خود، ارزشمند هستند، ولی مقدمه ای برای هدف نهایی و غایت قصوای دیگر، یعنی خروج انسان ها از ضلالت و گمراهی، هدایت آنها به سوی نور و روشنایی می باشند:

(رَسولاً یتْلُوا عَلَیکمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیناتٍ لِیخْرِجَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ) (طلاق: ۱۱).

پیامبران برای رسیدن به این اهداف، با موانع و چالش های فراوانی روبرو بوده اند. یکی از مهم ترین آنها، تبعیت اکثر انسان ها از هوای نفس بود که به سبب آن، دعوت پیامبران را اجابت نکرده، متکبرانه، به تکذیب و قتل آنان مبادرت می ورزیدند.

پژوهش حاضر با بهره گیری از آیات، ابتدا به بررسی تبعیت از هوای نفس و مانع و چالش بودن هواپرستان در برابر پیامبران پرداخته، سپس با توجه به یکی دانستن اهداف امام زمان(عج) با پیامبران، و تبعیت اکثر انسان ها از هوای نفس، به این نتیجه رهنمون شده است که نه تنها موانع و چالش هایی که در برابر پیامبران ایجاد شده بود، در برابر امام زمان(عج) نیز بروز و ظهور می کند، بلکه چون حضرت، اهداف انبیا را در سطح وسیع تر و عمیق تر اجراء می کند، آن موانع و چالش ها، بیشتر و شدیدتر خواهند بود. بر این اساس، هواپرستان که به جای عقل، هوای نفس را «اله» و «امیرِ» خود قرار داده اند، چالش ها و موانعی را برای امام زمان(عج) ایجاد می کنند که مهم ترین آنها عبارتند از:

۱. اجابت نکردن دعوت حضرت حجت(عج)؛

۲. تکبر ورزیدن نسبت به حضرت؛

۳. تکذیب نمودن امام زمان(عج)؛

۴) درصدد شهادت حضرت بودن.

مقاله در پایان، مبارزه و جهاد علیه هوای نفس و قرار دادن عقل در جایگاه خود را عاملی برای ارتباط با حضرت مهدی(عج) و رهایی از هواپرستی می داند.

سؤالاتی که پژوهش حاضر، پاسخگوی آنهاست، عبارت اند از:

الف) چرا هواپرستان، دعوت امام زمان(عج) را اجابت نمی کنند؟

ب) چگونه هواپرستی، سبب تکذیب حضرت حجت(عج) می شود؟

ج) چرا هواپرستان در صدد شهادت امام زمان(عج) هستند؟

د) راه های برون رفت از این چالش ها کدام اند؟

مفاهیم

هواپرستان

هواپرستان کسانی هستند که به جای تبعیت از دستورات عقل و شرع، از هوای نفس و خواسته های آن پیروی می کنند.

نفس

منظور از نفس، نفس انسانی است که جوهری مجرد و غیرمادی است. (سهروردی، ۱۳۸۰: ج۱، ۴۶۳؛ ج۳، ۴۲۵؛ ج۴، ۲۰۹)

هوای نفس

هوای نفس در لغت

ریشه هوی، هویّ بوده، به معنای سقوط از بالا به پایین است. هوای نفس، یعنی تمایل نفس به سوی شهوات، بدون این که به واسطه عقل و شرع، تعدیل شده باشد. پیامد پاسخ مثبت به این تمایل در دنیا، سقوط در رذائل اخلاقی، و در آخرت، سرنگونی در جهنم است. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۸۵ و ۸۴۹؛ مصباح یزدی، ۱۳۷۶: ج۱، ۲۰۸؛ جوادی آملی، ۱۳۹۱: ۴۴۷)

هوای نفس از منظر قرآن

قرآن برای نفس انسان، درجات و مراتبی در نظر گرفته است که عبارت است از: الف) نفس اماره: مرتبه ای از نفس، که با دعوت انحصاری انسان به ارضای امیال پست و حیوانی، مانع شکوفایی و به کمال رسیدن ابعاد متعالی وجود انسان می گردد: (إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی) (یوسف: ۵۳)؛ ب) نفس مسوّله: مرتبه ای از نفس، که امور زشت را برای انسان، زیبا و امور زیبا را زشت جلوه می دهد. قرآن در ماجرای سامری می گوید: وقتی سامری، گوساله را ساخت و از سوی حضرت موسی(ع) مواخذه شد، اعتراف کرد و گفت: (وَ کذلِک سَوَّلَتْ لی نفْسی) (طه: ۶۹)؛ ج) نفس لوامه: نفس لوامه، مرتبه ای از نفس است که اگر انسان در مسیر تکامل خویش دچار اشتباهی شود و به آن اشتباه علم پیدا کند، او را ملامت و سرزنش می کند: (وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ) (قیامت: ۲)؛ د) نفس مطمئنه: اگر انسان در مراحل مختلف زندگی، خواسته های خود را مهار کرده، با نظارت عقل و شرع، اوامر و نواهی الهی را مراعات نماید، به کمال مطلوب خویش، یعنی همان قرب به خدا دسترسی پیدا کرده، نفس به حالت طمأنینه و آرامش می رسد: (یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلی رَبِّک). (فجر: ۲۷ -۳۰؛ مصباح یزدی، ۱۳۹۰: ج۱، ۱۳۳-۱۴۱؛ جوادی آملی، ۱۳۷۷: ش۲۰۳، ۶؛ جوادی آملی، ۱۳۸۳: ۱۴۲-۱۴۵)

بر اساس مراتب فوق، منظور از هوای نفس، نفس اماره و مسوله هستند که از طریق امر به بدی، و زشت جلوه دادن امور زیبا و یا زیبا جلوه دادنِ امور زشت، سبب سقوط انسان به مرتبه حیوانیت و پایین تر از آن می گردند.

چالش های هواپرستی

هوای نفس، خواسته های فراوانی داشته، یکی از بارزترین آنها، آزادی مطلق و رهایی از همه قیود است: (بَلْ یرِیدُ الْإِنسَانُ لِیفْجُرَ أَمَامَهُ) (قیامت: ۵) این آزادی اگر به واسطه عقل و شرع، کنترل و تعدیل نشود، چالش ها و موانعی برای انسان ایجاد می کند. در ذیل با استفاده از آیات قرآن، به چهار مورد آن اشاره می شود:

اجابت نکردن دعوت امام زمان(عج)

خداوند متعال برای هدایت انسان ها، از یک سو، خیر و شر را به آنها الهام کرد: (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) (شمس: ۸) و از سوی دیگر، آنها را به قوه عاقله مجهزه نمود تا راهنمای درونی آنان باشد. علاوه بر این امور، در بیرون، راهنمایانی از جنس آنان قرار داد تا با نشان دادن مسیر سعادت، آنها را به کمال واقعی و قرب الهی برسانند؛ برخی از انسان ها، در درون خود، در اثر تبعیت از عقل، به این نتیجه رسیده اند که حقیقتاً به راهنمایان الهی محتاج هستند. بر این اساس، در عالَم خارج از خود، سخنان منادیان الهی را پذیرفته، با اجابت دعوت آنان رستگار شدند، ولی اکثر انسان ها، با سرکوب کردن ندای عقل و تبعیت از هوای نفس، راهنمایان الهی را مخالف خواسته های نفسانی دانسته، دعوت آنان را اجابت نکرده اند. این گروه به سبب اجابت نکردن راهنمای درونی و بیرونی، هدایتی نداشته، گمراه ترین انسان هستند:

(فَإِنْ لَمْ یسْتَجیبُوا لَک فَاعْلَمْ أَنما یتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیرِ هُدی مِنَ اللَّهِ) (قصص: ۵۰).

در آیه فوق، هرچند اجابت نکردن دعوت پیامبر اسلام(ص) مدّ نظر است، ولی شخص حضرت، خصوصیّت نداشته، شامل همه انبیاء و امامان می شود؛ چون عامل اجابت نکردنِ دعوت پیامبر اسلام (ص) و گمراه شدن، تبعیت از هوای نفس است. از این جهت، به صورت کلی می توان گفت: هر کس از هوای نفس، تبعیت نماید، دعوت پیامبران، امامان و نهایتاً دعوت امام زمان(عج) را اجابت نمی کند. در ذیل درباره نحوه مانعیت هوای نفس از اجابت کردن دعوت پیامبران، امامان و بویژه امام زمان(عج) دو بیان ارائه می شود:

بیان اول: براساس اله قرار دادن هوای نفس

از منظر عقل و نقل، موجودات، درجات گوناگونی داشته، در یک رتبه قرار ندارند؛ درجه و مرتبه برخی از موجودات، عالی و برخی دیگر، دانی است. هم چنین برخی از آنها فعلیت محض بوده، بعضی دیگر قوه محض و برخی دیگر، از جهتی بالفعل و از جهاتی بالقوه هستند. بر این اساس، هر موجودی شأنیت و شایستگی اله بودن را ندارد؛ چون اله، موجودی است که علاوه بر نامتناهی بودن و عینیت وجود با ذاتش، از حیثت خالقیت، مالکیت، عالمیت و سایر صفات کمالی باید مطلق باشد.

از آن جا که ویژگی های فوق، مخصوص خداوند است، فقط او شأنیت «اله بودن» را دارد: (لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ) (محمد: ۱۹)؛ اما برخی از انسان ها، «اله بودن» خداوند را برنتافته، از روی استکبار از آن اعراض می کنند: (إِنهُمْ کانوا إِذا قیلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ یسْتَکبِرُونَ) (صافات: ۳۵) و بجای او، هوای نفس را «اله» و معبود خود قرار داده، از آن اطاعت و پیروی می نمایند: (أَ فَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) (جاثیه: ۲۳). این گروه، هرچند «اله مطاع» را قبول دارند، ولی بر این باورند که آن «اله مطاع»، هوای نفس است، نه خداوند متعال. (طباطبایی، ۱۴۱۷: ج۱۵، ۲۲۳) از سوی دیگر، هوای نفس در این جایگاه، مطابق آیه (إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ) (یوسف: ۵۳)، فقط به بدی دستور می دهد و انسان را کم کم از خداوند دور می کند.

خداوند برای مجازات این گروه، گوش و قلب آنها را مهر زده، بر دیدگان شان پرده ای از غفلت انداخته، آنها را به حال خود واگذار می نماید؛ در نتیجه نه گوشی دارند تا سخن حق را بشنوند؛ نه عقلی دارند تا خود، تفکر و تعقل داشته باشند و نه چشمی دارند تا حقایق را دیده، از آنها عبرت بگیرند. از این جهت، آنان با از دست دادن ابزار معرفت و شناخت، راه نجات را گم کرده، در ضلالت و گمراهی غرق می شوند:

(أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی سَمْعِهِ وَ قلْبِهِ وَ جعَلَ علی بَصَرِهِ غِشاوَهً فَمَنْ یهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ) (جاثیه: ۲۳).

قرآن در آیه دیگر، این گروه را بسان چارپایان می داند که از سخن حق، فقط لفظ و صدایی شنیده، درباره آن تفکر و تأمل نمی کنند تا به معنا و مفهوم آن پی ببرند. هم چنین به دلیل این که مجهز به ابزار هدایت هستند و در عین حال، گمراهی را بر هدایت ترجیح داده و علیه خود اقدام می کنند، از چاپایان گمراه تر دانسته شده اند:

(أَ رَأَیتَ مَنِ اتخَذَ إِلههُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکونُ عَلَیهِ وَکیلاً أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکثَرَهُمْ یسْمَعُونَ أَوْ یعْقِلُونَ إِنْ همْ إِلَّا کالْأَنعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا) (فرقان: ۴۴- ۴۵؛ طباطبایی، ۱۴۱۷: ج۱۵، ۲۲۴)

این گروه، از الوهیت خداوند اعراض کرده، و به دلیل ناکارآمد کردن ابزار شناخت و تعقل، مطابق خواسته های نفسانی خود عمل می کنند. از سوی دیگر، امام زمان(عج)، خلیفه خداوند و جانشین پیامبر اسلام(ص) بوده، به خوبی و پرهیز از بدی دعوت کرده، درصدد احیاء عقول و شعور انسانی است. بر این اساس، خواسته هواپرستان، غیر از دعوت امام زمان(عج) می باشد و به همین دلیل، دعوت حضرت(عج) را اجابت نمی کنند: (فَإِنْ لَمْ یسْتَجیبُوا لَک فَاعْلَمْ أَنما یتَّبِعُونَ أَهواءَهُمْ) (قصص: ۵۰). از این جهت، اله قراردادن هوای نفس و تبعیت از آن، مانع و چالشی برای هواپرستان و عامل جدایی میان آنها و حضرت حجت(عج) خواهد بود.

بیان دوم: بر اساس اسیر شدن عقل

فلاسفه اسلامی معتقدند انسان علاوه بر قوای حیوانی، مانند محرّکه و مدرکه، از قوه عاقله نیز برخودار است. (ابن سینا، ۱۴۱۷: ۶۵؛ ۱۳۷۵: ج۲، ۳۳۲؛ ۱۳۶۳: ۹۳) آن چه سبب تمایز انسان از سایر مخلوقات می شود، عقل است، بطوری که با بودن آن، انسانیتِ انسان باقی بوده و با نبودن آن، انسان از مرتبه خود تنزل یافته، در مرتبه حیوانات و پایین تر از آن قرار می گیرد.

در انسان های معمولی، قوای حیوانی و هوای نفس همواره با عقل، نزاع داشته، با طغیان و کودتاه، درصدد غلبه بر عقل هستند؛ در این مبارزه، اگر پیروز میدان، قوه عاقله باشد و بتواند سایر قوا را تسلیمِ ریاست و امامت خود نموده، آنها را به خدمت بگیرد، انسان به تکامل می رسد؛ چون عقل در بخشی از مسائل دینی، خود، راهنمای انسان است و در بخش های دیگر دین، با کمک شرع، راه هدایت و سعادت را می پیماید؛ اما اگر قوای حیوانی و نفسانی، بر عقل غلبه پیدا کنند، اولاً عقل را اسیر و زنده به گور نموده، رهبری انسان را به عهده می گیرند؛ ثانیاً نه تنها به بدی و نافرمانی خداوند امر می کنند، بلکه نسبت به نافرمانی و معصیت خداوند حریص بوده: «وَ بِمَعاصیکَ مُولَعَهً» (قمی، ۱۳۷۹: مناجات الشاکین)، انسان را به سوی گناه شتاب می دهند: «وَ اِلی الْخَطیئَهِ مُبادِرَهً» (همان)؛ ثالثاً سبب کری و کوری باطنی انسان می گردند: «إِنَّک إِنْ أَطَعْتَ هَوَاک أَصَمَّک وَ أَعْمَاک» (نوری، ۱۴۰۸: ج ۱۲، ۱۱۴). چنین انسانی قادر به تشخیص سود و زیان خود نبوده، آخرتش را به دنیا می فروشد: «مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ بَاعَ آخرَتَهُ بدُنْیاهُ». (خوانساری، ۱۳۶۶: ج۵، ۲۷۹) همه این امور، موجب تنزل انسان به مرتبه حیوانیت گشته، نهایت تلاش او تغذیه، تنمیه و آرزوهای دور و داراز می شود: (ذَرْهُمْ یأْکلُوا وَ یتَمَتَّعُوا وَ یلْهِهِمُ الْأَمَلُ) (حجر: ۳).

از منظر حضرت علی(ع)، اکثر انسان ها از قِسم دوم هستند؛ یعنی در مبارزه میان هوای نفس و عقل، عقل بسیاری از آنها مغلوب و اسیر است و هوای نفس، فرمانده و امیر آنان می باشد: «کمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَی أَمِیر» (نهج البلاغه، حکمت ۲۱۱) و به همین دلیل، مانند حیوانات، تمام همّت خویش را صرف دنیای خود می کنند: «کالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ هَمُّهَا عَلَفُهَا». (همو: نامه ۴۵)

در مقابل این کودتای درونی، یکی از اهداف رهبران دینی و به ویژه امام زمان(عج)، ایجاد انقلاب درونی، برای آزاد سازی عقولِ اسیر شده است. آنان به صورت متوالی و یکی پس از دیگری تلاش کردند تا انسان ها با تفکر و تعقل، امامت و امارت قوای حیوانی را بدست گرفته، خود را به سعادت واقعی و قرب الهی برسانند. حضرت علی(ع) در این باره فرمود:

وَ وَاتَرَ إِلَیهِمْ أَنْبِیاءَهُ لِیسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ… وَ یثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ. (نهج البلاغه، خطبه اول)

اگر پیامبران درصدد استخراج و احیای دفائن عقول بوده اند، امام زمان(عج) درصدد است علاوه بر آن، زمینه رشد و تکامل همه عقول را فراهم نماید. از این جهت، با این که مقتضی رشد عقول انسان ها موجود است، ممکن است مانع مفقود نبوده، بسیاری از هواپرستان، که در درون، مغلوب هوای نفس شده اند، در بیرون، این کار حضرت حجت(عج) را برنتافته، با او مقابله کنند. هم چنان که اکثر مردم، کمکِ ناجیان عقول، یعنی پیامبران را نپذیرفته، با آنان همراهی نکرده اند؛ لذا نه عقلی آزاد در آنان وجود دارد تا خود، تعقل نموده، راه سعادت را بیابند: (أَکثَرُهُمْ لا یعْقِلُونَ) (مائده: ۱۰۳) و نه گوش شنوایی هست تا دعوت امام زمان(عج) را اجابت کرده، رستگار شوند: (إِنْ تَدْعُوهُمْ لا یسْمَعُوا دُعاءَکمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَکمْ) (فاطر: ۱۴).

بر این اساس، انسانی که در مبارزه درونی، ناکام گشته و جان شریف و عقلِ نفیس خویش را به هوای نفس واگذار کرده باشد، در عالَم خارجِ خود، امامت و امارت امام زمان(عج) را نپذیرفته، با سرکشی، با او مبارزه می نماید:

موسی و فرعون در هستی تست

باید این دو خصم را در خویش جست

(مولوی، ۱۳۸۱، دفتر سوم)

تکبر ورزیدن نسبت به امام زمان(عج)

یکی دیگر از موانع و چالش هایی که به سبب هوای نفس، برای برخی از مهدی باوران ایجاد می شود، تکبر نسبت به امام زمان(عج) است. از منظر قرآن، اولین مخلوقی که تکبر ورزید، ابلیس بود: (وَ إِذْ قُلْنا لِلْملائِکهِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبی وَ اسْتَکبَرَ) (بقره: ۳۴). او با تکبر، از امر و دستور خداوند نافرمانی کرد: (فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ) (کهف: ۵۰) و با قیاسی باطل، معتقد شد از آدم(ع) برتر بوده، نباید در برابر او سجده کند: (قالَ أَنا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نارٍ وَخلَقْتَهُ من طِینٍ) (اعراف: ۱۲). پیامد تکبر او، این بود که با حقارت از درگاه خداوند رانده شد: (قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یکونُ لَک أَنْ تَتَکبَّرَ فیها فاخْرُجْ إِنک مِنَ الصَّاغِرینَ) (اعراف: ۱۳)

کسانی که امامت و امارت هوای نفس را پذیرفته، و از آن تبعیت می کنند، حزب شیطان بوده، همانند او متکبر هستند و چون دستورات خدا و خلیفه او را مخالف خواسته های نفسانی خود می یابند، در برابر آنها تکبر ورزیده، تسلیم نمی شوند: (أَ فَکلَّما جاءَکمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوی أَنْفُسُکمُ اسْتَکبَرْتُمْ) (بقره: ۸۷). به عنوان مثال، شموئیلِ پیامبر به مردم دستور داد تا رهبری و فرماندهی طالوت را پذیرفته، از او اطاعت کنند. برخی با نگاه مادی و با قیاسی همانند قیاس ابلیس، خود را برتر از طالوت دانسته، تکبر ورزیدند و حاضر نشدند از او اطاعت کنند:

(قالُوا أَنَّی یکونُ لَهُ الْمُلْک عَلَینا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْک مِنْهُ وَ لَمْ یؤْتَ سَعَهً منَ الْمالِ) (بقره: ۲۴۷).

این گروه از انسان ها، با این که معجزات و دلائل پیامبران را دیدند و به یقین هم رسیده بودند، برتری طلبی و استکبار، مانع ایمان آنها شد: (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا) (نمل: ۱۴). در واقع، انحراف انسان های متکبر از روی عمد بوده، هیچ عذری از قبیل خطا یا جهل در آن وجود ندارد؛ بر این اساس، هر آیه و نشانه ای از سوی راهنمایان دین ارائه گردد، ایمان نمی آورند و اگر راه هدایت به آنها نشان داده شود، آن را، راه خود انتخاب نمی کنند. آنان برای نشان دادن شدت تکبر و تکذیب رهبران الهی، با نگاه وارونه، طریق گمراهی و ضلالت را، راه خود انتخاب نموده، آن را می پیمایند: (وَإِنْ یرَوْا کلَّ آیهٍ لَا یؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ یرَوْا سبِیلَ الرُّشدِ لَا یتَّخِذُوهُ سَبِیلًا وَإِنْ یرَوْا سَبِیلَ الْغَی یتَّخِذُوهُ سَبِیلًا). (اعراف: ۱۴۶؛ طباطبائی، ۱۴۱۷: ج ۸، ۲۴) بر این اساس، تکبر مانع و چالشی بزرگ برای ایمان نیاوردن کسانی بود که د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *