تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وجه حاجت بشر به دین از منظر شهید مطهری :

جایگاه نواندیشی در تمدن جدید رفیع و بلند است؛ به گونه ای که اگر آن را از دین بستانیم با بدنی بدون روح مواجه خواهیم شد. از این رو نواندیشی از عناصر کلیدی، در دنیای معاصر، شمرده می شود.

چکیده

جایگاه نواندیشی در تمدن جدید رفیع و بلند است؛ به گونه ای که اگر آن را از دین بستانیم با بدنی بدون روح مواجه خواهیم شد. از این رو نواندیشی از عناصر کلیدی، در دنیای معاصر، شمرده می شود.

این مقاله نگاهی است به نواندیشی یکی از متفکران معاصر جهان اسلام، استاد شهید مرتضی مطهری. هدف نگارنده در این مقاله استخراج پاسخ شهید مطهری به سؤال “انتظار بشر از دین” می باشد.

وی بحثی تحت عنوان وجه نیاز بشر به دین مطرح نکرده است، اما مسلما دین و نیازهای بشر به دین یکی از دغدغه های فکری او بوده است.

سؤال اصلی این است که در عصر کنونی، که دوره ی مدرنیته و پست مدرن است و تمدن جدید دستاوردهای فراوانی به بار آورده است، دین چه کارایی هایی دارد؟

آیا می توان هم متدین بود و هم از دستاوردهای تمدن بشری برخوردار شد؟

نگارنده کوشیده است با تبیین و تحلیل دیدگاه شهید مطهری پاسخ این سؤالات را به دست آورد.

واژگان کلیدی: دین، جامعیت، خاتمیت، مقتضیات زمان، ایدئولوژی.

تفاوت زندگی اجتماعی انسان و حیوان

انسان دارای زندگی اجتماعی است؛ زندگی ای که در آن تقسیم کار و مسؤولیت وجود دارد و دارای نظم و تشکیلات است. بعضی از حیوانات، مانند زنبور و مورچه، هم دارای زندگی اجتماعی هستند، ولی بین این دو زندگی تفاوت عمده ای وجود دارد. در زندگی اجتماعی حیوانات، غریزه حکمفرماست. از وقتی که پا به دنیا می گذارند، دارای تشکیلات و نظم ویژه ای هستند و از ابتدای خلقت این نظم بوده و هنوز هم ادامه دارد، و هیچ تغییری در آن صورت نگرفته است.

برعکس، انسان، تاریخ تمدن و ادوار زیادی را پشت سر گذاشته است. حیوان در زندگی خود ابتکار و خلاقیت ندارد، یعنی شکل زندگی خود را نمی تواند تغییر دهد و رفتار او همواره غریزی و التذاذی است؛ برخلاف انسان که دارای قوه ی ابتکار است. در حیوانات تجدد و نوخواهی وجود ندارد، ولی این ویژگی در انسان وجود دارد، زیرا انسان فرزند رشید خلقت است، که دارای نعمت اختیار و اراده می باشد.

پیمودن راه تکامل بر دوش خود انسان است. در بدو تولد، انسان از لحاظ فعلیت از همه ی حیوانات ناتوان تر پا به عرصه ی هستی می گذارد، ولی از لحاظ استعداد و راهی که می تواند با قدم آزاد خود طی کند، از همه کامل تر و مجهزتر به دنیا می آید. او قادر است که مشکل تولید و توزیع مایحتاج خود را تغییر دهد و با ساخت و اختراع ابزار و وسایل مدرن تر سیستم زندگی خود را عوض کند؛ در روابط اجتماعی خود و در طرز تربیت و اخلاق خود تجدید نظر نماید، و محیط و زمان را به نفع خود دگرگون سازد. به همین دلیل است که مقتضیات زمان برای انسان وضع متغیری دارد و برای حیوان وضع ثابتی دارد.

استاد مطهری در این باره چنین می گوید: از همین جا این مسأله پیش می آید که اسلام به عنوان یک دین و یک آیین و به عنوان یک قانون زندگی، با مقتضیات زمان چه می کند؟ آیا نظر اسلام این است که باید با مقتضیات زمان نبرد کند و جلوی قدرت ابتکار و خلاقیت را گرفت، یا اینکه باید تسلیم زمان و مقتضیات آن شد؟

معنای مقتضیات زمان

از نظر لغوی، مقتضیات زمان آن چیزی است که دائما در حال گذشتن و آمدن است، ولی از لحاظ اصطلاحی سه نوع تعریف در این مورد می توان ارائه داد:

الف) مقتضیات زمان یعنی پیشامدها و پدیده ها و امور رایج در هر زمان و تطبیق دادن انسان با این نوع پدیده ها و تقاضاهای جدید.

پدیده های هر زمان دو گونه هستند؛ یکی پدیده های ناشی از ترقی و پیشرفت و دیگری پدیده های ناشی از انحراف و سقوط. در همه ی زمان ها برای بشر، این دو امکان وجود دارد و هیچ چیزی را به دلیل نو بودن نمی توان پذیرفت و یا به دلیل کهنه و قدمت نمی توان رد کرد.

ب ) معنای دوم به معنی سلیقه و ذوق مردم، که این سلیقه در هر زمان فرق می کند.

اگر معنای مقتضای زمان را هر یک از دو تعریف فوق بگیریم، انسان نباید تابع مقتضای زمان باشد. معنای اول، یعنی در هر زمانی هر چه پیدا شد، چون پدیده ی قرن است باید تابع آن شد، حال سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که «آیا هر چه در قرن جدید به وجود آمده، خوب است و در جهت صلاح و سعادت بشریت است؟». آیا جامعه انحراف پیدا نمی کند و امکان ندارد که این پدیده ی جدید در جهت سقوط و انحراف انسان باشد؟

وجود مصلحان در هر قرن نشان دهنده ی وجود انحراف و سقوط در جوامع است، که مصلحان علیه آن قیام می کنند.

به معنای دوم هم نمی توان از مقتضیات زمان پیروی کرد، زیرا همان طور که قبلاً گفتیم، خدا به بشر قدرت خلاقیت و ابتکار داده است، یعنی انسان قدرت و توانایی دارد که نقشی را که در دنیا وجود ندارد بیافریند. این قدرت خلاقیت به او آزادی عملی داده است که هم می تواند ترقی کند و به جلو برود و هم می تواند سقوط کند و به قهقرا برود.

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

راست روی و چپ روی گمراه کننده است، راه راست راه مستقیم است.

بنابر این امکان انحراف و سقوط در افراد انسان وجود دارد و از هر چیزی به اسم پدیده ی قرن و تجدد نمی توان پیروی کرد.

پس نمی توان قبول کرد که روی هر چه که در زمان پدید آمده و پدیده ی قرن است و جدید نامیده شده، اسم تجدد گذاشته شود و گفت خوب است. لذا به این معنی تقاضای زمان را پیروی کردن غلط است. (مطهری، ۱۳۸۱ ، ۱۳۲)

ج ) به معنای حاجت ها و نیازهای زمان که احتیاجات واقعی در طول زمان تغییر می کند.

استاد مطهری بر این عقیده است که محور فعالیت بشر احتیاج است، یعنی خدا انسان را با یک سلسله احتیاجات واقعی آفریده است، و انسان برای رسیدن به اهداف واقعی اش نیازمند اموری است که آن امور احتیاجات دوم بشر محسوب می شوند. به تعبیر دیگر، یک سلسله احتیاجات ثابت وجود دارد که از آنها احتیاجات دیگری برمی خیزد و انسان برای برآوردن احتیاجات ثابت خود، دنبال وسیله می گردد و این وسایل همیشه در تغییر و رو به تکامل هستند.

نیازهای ثابت و متغیر

محور مقتضیات زمان، نیازهای بشر است و انسان دارای دو دسته نیاز است:

۱ ) نیازهای اولی و ثابت؛

۲ ) نیازهای ثانوی و متغیر.

نیازهای ثابت خود به سه دسته تقسیم می شوند:

الف) نیازهای جسمانی، مانند نیاز به غذا و پوشاک؛

ب ) نیازهای روحی، مانند میل به معاشرت با دیگران و آزادی خواهی.

نیازهای متغیر: نیازهایی هستند که از نیازهای اولیه ی انسان منشأ می گیرند. این نیازها مربوط به توسعه ی زندگی و ضرورت های اجتماعی هستند. در نظام قانون گذاری اسلام برای نیازهای ثابت، قوانین ثابت و برای نیازهای متغیر، قوانین متغیر وضع شده و قوانین ثابت به منزله ی روح قوانین متغیر است. به عنوان مثال ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن، اصلی ثابت است که در قرآن آیه ای به همین مضمون داریم. (انفال، ۶۰)

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ

شما ای مؤمنان در مقام مبارزه با آنها خود را مهیا کنید و تا آن حد که توان دارید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خود فراهم سازید.

اسلام به جامعه ی اسلامی دستور می دهد که در مقابل دشمن آنچه که در استطاعت دارید تهیه کنید. از لحاظ غایت و هدف این دستور هم، می گوید شما باید از لحاظ نیروی مادی طوری باشید که رعب در دل دشمنانتان بیاندازید. این یک اصل اجتماعی ثابت است که در زمان های مختلف قابل تغییر نیست. از طرف دیگر در فقه دستوری است به نام «سبق و رمایه» یعنی خود و فرزندانتان تا حد مهارت کامل، فنون اسب سواری و تیراندازی یاد بگیرید. اسب سواری وتیراندازی جزء نیازهای متغیر است. در زمان پیامبر این دو، جزء فنون نظامی آن عصر بوده است. در حالی که شمشیر و نیزه از نظر اسلام اصالت ندارد، بلکه آنچه اصالت دارد، آمادگی کامل نظامی در برابر دشمن قوی است. لزوم نیرومندی در مقابل دشمن یک احتیاج ثابت و دائم است و لزوم مهارت در تیراندازی مظهر یک احتیاج موقت است، که با مقتضیات زمان و توسعه ی عوامل فرهنگی و فنی تغییر می کند.

استاد مطهری با تقسیم بندی نیازها به ثابت و متغیر، دلیل قانون های دگرگون شونده را در اسلام، نیازهای دگرگون شونده می داند. روشن است که دگرگونی قانون ها، در کنار پذیرش دگرگونی فهم از دین معنا و واقعیت پیدا می کند. به دیگر سخن، آن برایند دگرگونی معرفت و فهم دینی است و خردمندانه نیست که قانون های اسلام دگرگون شوند اما فهم آن همچنان ثابت بماند.

در تصویر مطهری، دین هویتی مرکب دارد، که برآمده از ثبات و تغییر در دین است.

وی هویت ثابت دین را این گونه می شناساند:

… ولی اگر ما دین را عبارت از بیان قوانین تکامل اجتماعی بدانیم، یعنی همانطور که علم، قوانین تکامل طبیعی را کشف کرد، دین قوانین تکامل اجتماعی را، که یک تکامل اکتسابی است، از راه وحی بیان کرد، در این صورت، قانون تکامل که دیگر متکامل نیست، چون قانون تکامل است. (مطهری، بی تا، ۳۴-۳۳)

در جای دیگر، یکی از اصول ثابت را مدار انسانیت می داند و می نویسد:

آن چیزی که زمان، آن را عوض می کند، اسلام در آن نیروی متغیر و متحرک قرار داده است، و آن چیزی که اسلام روی آن ایستاده و می گوید: «حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه»، اصول ثابتی است که زمان قادر نیست آن را عوض بکند، آن مدار انسانیت است. (همان، ۱۳۷۴ ، ۱۳۹)

وی هویت ثابت دین را همچون روح دین می داند که بر مدار آن، دگرگونی هایی در این قانون های دینی پدید می آید و ساز و کار دگرگونی را در چارچوب کادر ثابت دین و در مجموع تصویر مرکب یاد شده اسلام را به صورت ذیل بیان می کند:

در سیستم قانون گذاری اسلام برای نیازهای ثابت، قانون ثابت وضع شده و برای نیازهای متغیر قانون متغیر، ولی قانون متغیر قانونی است که اسلام آن را به یک قانون ثابت وابسته کرده و این قانون ثابت را به منزله ی روح این قانون متغیر قرار داده که خود آن قانون ثابت، این قانون متغیر را تغییر می دهد، نه ما. (همان، ۱۳۸۱ ، ۳۲۷)

استاد مطهری هویت یاد شده ی اسلام (ثبات و تغییر) را در جای دیگر چنین بیان می کند:

چیز دیگری که به مقررات اسلامی خاصیت انعطاف و تحرک و انطباق بخشیده و آن را جاوید نگه می دارد، و چون یک سلسله قواعد کنترل کننده است که در متن مقررات اسلامی قرار گرفته است، به نام «قواعد حاکمه» که این قواعد بر سراسر احکام و مقررات اسلامی تسلط دارند و بر همه ی آنها حکومت می کنند. (همان، ۱۳۷۵ ، ۶۴)

این قواعد، خود عاملی است که نرمش و انعطافی در قانون اسلام ایجاد می کند و آن را با شرایط مختلف قابل انطباق می کند.

به دلیل همین خصوصیات در ساختمان اسلام است که بدون اینکه با روح دستوراتش مخالفتی شود، خودش حرکت و تغییر می کند و با مقتضیات زمان هماهنگی برقرار می کند.

نسخ و خاتمیت

یکی از مباحث بسیار اساسی مقتضیات زمان، مسأله ی نسخ و خاتمیت است.

نسخ به این معناست که حکمی وضع شود و بعد آن حکم برداشته شود و به جای آن حکم دیگری گذاشته شود. در احکام و قوانینی که بشر برای اداره ی امور خود وضع می کند، ناسخ و منسوخ فراوان دیده می شود.و این مسأله برای افراد بشر اشکالی پیش نمی آورد، زیرا ممکن است قانون وضع شود و واضع، بعد از مدتی، به اشتباه خود پی ببرد و آن قانون را اصلاح و یا عوض کند. ولی آیا قانونی که از طرف خدا وضع می شود، قابل نسخ می باشد؟ نسخ به معنای فوق، با علم مطلق قانون گذار به ظاهر منافات دارد. ولی در قوانین الهی شاهد نسخ هستیم، زیرا بعثت پیامبران یکی پس از دیگر نشان دهنده ی نسخ شریعت قبلی است.

علت نسخ در قانون الهی، مربوط به مقتضیات زمان است. زیرا «قانونی که به وسیله ی پیغمبر سابق آمده است، از اول محدود به زمان معین بوده است، یعنی خداوند تبارک و تعالی از اولی که این شریعت را نازل کرده است، برای همیشه نازل نکرده است که بعد پشیمان شده باشد، بلکه از اول برای یک مدت موقت نازل کرده است تا بعد از آنکه مدت منقضی شد شریعت دیگری بیاورد. پس چرا از اول برای همیشه وضع نکرد، می گوییم هر زمانی یک اقتضایی دارد. قانون نوح علیه السلام و قانون ابراهیم علیه السلام برای همان زمان خوب و مناسب بود، اما زمان بعد قانون دیگری را ایجاب می کند.» (همان، ۱۳۸۱ ، ۲۳۴)

فلسفه ی خاتمیت

ممکن است در اینجا سؤالی مطرح شود که وقتی با تغییر مقتضای زمان شریعت هم تغییر می کند، پس هیچ شریعتی نباید شریعت ختمیه باشد. برای روشن شدن جواب سؤال فوق، باید فلسفه ی خاتمیت روشن شود.

کلمه ی خاتم از نظر لغوی به معنای چیزی است که به وسیله ی آن به چیزی پایان دهند. پیغمبر خاتم آن پیغمبری است که جمیع مراتب را طی کرده و دیگر مرحله ی طی نشدنی یا طی نشده از نظر او و از نظر کار او وجود ندارد. (همان، ۱۳۷۴ ، ۷۱)

هر کدام از پیامبران صلی الله علیه و آله ، معارف الهی را متناسب با درجه ی سلوک خودشان، یعنی تا حد عروج خودشان بیان می کنند. به اصطلاح عرفا در حدی که مکاشفه اش رسیده است، بیان می کنند. پس اگر مکاشف بعدی یک قدم جلوتر برود، مأموریت خواهد داشت که معارف و حقایق را برای مردم شرح دهد.

خاتمیت از نظر معارف الهی یعنی انسانی، از معارف الهی آنچه را برای بشر مقدور است و امکان دریافت آن را دارد، کشف کند. در این صورت انسان، دیگر زمینه برای هیچ پیغمبری بعد از خودش باقی نمی گذارد، زیرا آخرین حد معارف همان است که او بیان کرده است.

مسائلی که بشر از طریق وحی و الهام باید آنها را کشف کند، محدود و متناهی است و انسانی که به لوح محفوظ الهی اتصال کند، معارفش کامل خواهد بود و دیگر ماورای آن معارفی از معارف الهی وجود ندارد که فرد دیگری بعد از او بیاید و بخواهد آن معارف را بیان کند.

نظر استاد مطهری در این باره چنین است:

بشر در مسیر تکاملی خود مانند قافله ای است که در راهی و به سوی مقصد معینی حرکت می کند، ولی راه را نمی داند. هر چند یکبار به کسی برخورد می کند که راه را می داند و با نشانی هایی که از او می گیرد، ده ها کیلومتر راه را طی می کند تا می رسد به جایی که باز نیازمند راهنمای جدید است. با نشانی گرفتن از او افق دیگری برایش روشن می شود و ده ها کیلومتر دیگر را با علاماتی که گرفته طی می کند تا تدریجا خود قابلیت بیشتری برای فراگیری پیدا می کند و می رسد به شخصی که نقشه ی کلی راه را از او می گیرد و برای همیشه با در دست داشتن آن نقشه از راهنمای جدید بی نیاز می گردد. (همان، ۱۳۷۵ ، ۱۸)

نیاز بشر به دین و پیامبران در نهاد انسان وجود دارد، و استاد رمز خاتمیت را هماهنگی با فطرت انسان می داند. لازمه ی این نیاز، تکرار ارسال پیامبران در طول تاریخ است، اما اصل خاتمیت از انقطاع وحی و قوس نزول پیامبران خبر می دهد. ولی این انقطاع به معنای عدم فیض معنوی از جانب خداوند نیست. صدر المتألهین در صفحه ۱۳ مفاتیح الغیب چنین می گوید:

وحی یعنی نزول فرشته بر گوش و بر دل به منظور مأموریت، و پیامبری هر چند منقطع شده است و دیگر فرشته ای بر کسی نازل نمی شود و او را مأمور اجرای فرمانی نمی نماید، زیرا به حکم «اکملت لکم دینکم»، آنچه از این باره باید به بشر برسد رسیده است، ولی باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده است و نخواهد شد، ممکن نیست این راه مسدود شود.

خاتمیت و نیاز بشر به وحی

الف) تکامل تدریجی ادیان: نگاهی به تاریخ ادیان و پیامبران علیهم السلام نشان می دهد که شرایع آسمانی، سیر صعودی و تکامل داشته اند. به این معنی که آموزه های دینی اعم از بعد نظری و عملی (شریعت) در نخستین مراحل نزول آن، سطح ابتدایی داشته است، و شریعت، که حاوی احکام عملی و باید و نبایدهاست. از زمان حضرت نوح علیه السلام آغاز شده است. بر این اساس تا تکامل نهایی دین و شریعت نزول ادیان و پیامبر آسمانی امری ضروری و حتمی بود، اما با بعثت کامل ترین پیامبران یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و نزول کتاب جامع و کامل، یعنی قرآن کریم، که دربردارنده ی پاسخ نیازهای بشر است، دیگر داعی و نیازی برای بعثت پیامبر و نزول کتاب دیگر نیست.

ب ) تکامل و بلوغ عقل بشری: دومین نکته این که در پرتو تکامل و سیر صعودی ادیان الهی، مخاطبان و متدینان نیز رو به تکامل و رشد هستند و در واقع، تکامل پیام و گیرنده ی آن به هم آمیخته است. به این نحو که به ازای تکامل دین آسمانی، عقول مردم نیز متکامل شده و بر شناخت و معرفت آموزه های دینی در سطح بالاتر توانا می شوند.

استاد مطهری، اجتماع بشری را مانند فرد می داند و برای آن ادوار مختلفی قائل است: دوره کودکی، دوره ی رشد و دوره ی بلوغ. و بر این عقیده اند که بشریت در ابتدا حالت یک کودک را دارد که قدرت دریافتنش ضعیف است و هر چه پیش می رود و رشدش بیشتر می شود، استعداد بیشتری پیدا می کند. علت این که تمام دستورها به بشر اولیه داده نشده، این است که او دوره ی کودکی را طی می کرده است. وقتی به دوره ی بلوغ رسید که در آن استعداد دریافت قوانینی را که اصول نظام اجتماعی و فردی بر آن حاکم است، را به دست آورد، آن وقت تمام وحی، که باید بشر را هدایت کند، به وی ابلاغ شد.

معنای دوره ی خاتمیت این نیست که اسم یکی از ادوار تمدن دوره ی خاتمیت باشد. ادوار تمدن ملاک خاتمیت نیست. دوره ی خاتمیت یعنی دوره ای که بشریت رسیده است به حدی که اگر قانون را به او تلقین و تعلیم کنند، می تواند آن را ضبط و بعد با نیروی عقل خودش از همین قوانین، همیشه استفاده کند. (همان، ۱۳۸۱ ، ۲۴۱)

بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که پیامبران علیهم السلام ، جانشینان فکر و عقل انسان نیستند که سبب شود قوای وجود بشر تعطیل گردد و استدلال و اجتهاد نکند که این خلاف نظم عالم است. بلکه پیامبران می گویند کارهایی که در قوه ی فکر و عقل و استدلال است باید انسان خود انجام دهد و آنجایی که از قوه ی او خارج است، وحی به کمکش خواهد آمد. اقبال لاهوری در این باب سخنی لطیف دارد:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میان جهان قدیم و جهان جدید ایستاده است. تا آنجا که به منبع الهام وی مربوط می شود به جهان قدیم تعلق دارد و آنجا که پای روح الهام وی در کار می آید، متعلق به جهان جدید است … ظهور و ولادت اسلام، ولادت عقل برهانی و استقرائی است. رسالت اسلام، در نتیجه ی اکتشاف ضرورت پایان یافتن خود رسالت به حد کمال می رسد، و این خود مستلزم دریافت هوشمندانه ی این امر است که زندگی نمی تواند پیوسته در مرحله ی کودکی و رهبری شدن از خارج بماند … اندیشه ی خاتمیت را نباید به این معنی گرفت که سرنوشت نهایی زندگی، جانشین شدن کامل عقل به جای عاطفه است؛ چنین چیزی نه ممکن است، نه مطلوب. (اقبال لاهوری، بی تا، ۱۴۵)

قلمرو پیام پیامبران

به طور کلی، برداشت گوناگون از قلمرو پیام پیامبران و جهت گیری دعوت انبیا را می توان به سه تصویر عمده ارجاع داد.

۱ ) تصویر دنیاگرایانه: دیدگاهی است که هدف بعثت را در امور دنیایی و حیات این جهانی می جوید.

۲ ) تصویر عقبی گرایانه: نظریه ای است که جهت گیری دعوت پیامبران را در مقوله ی اخلاق و حیات اخروی بشر نشان می دهد.

۳ ) تصویر جامع گرایانه: دیدگاهی است که اهداف رسالت انبیا را جامع و فراگیر هر دو جنبه ی حیات دنیایی و آخرتی بشر تلقی می کند.

می توان گفت تصویری که برخی از نواندیشان دینی معاصر از دعوت انبیا ارائه می دهند، تصویری آخرت گرایانه است. در مقابل، دیدگاه استاد مطهری دیدگاهی است که هر دو جنبه ی حیات بشری را شامل می شود.

اگر بر مبنای هدف بعثت انبیا اثبات شود پیامبران در اندیشه ی اصلاح و آبادانی دنیا نیز بوده اند، جامعیت دین اثبات خواهد شد، اما اگر هدف از بعثت انبیا فقط، آبادانی حیات آخرتی معرفی شود، جامعیت دین مورد تردید قرار می گیرد و برای آن قلمرو محدود و مضیق کشیده می شود.

هدف بعثت انبیا از دیدگاه مطهری

استاد مطهری در آثار گوناگون خود، بارها بر گستردگی قلمرو دین و منحصر نبودن آن به امور فردی و آخرتی تأکید کرده و اسلام را آیینی جامع نگر دانسته است.

اسلام … مکتبی است جامع و واقع گرا، در اسلام به همه ی جوانب نیازهای انسانی، اعم از دنیایی یا آخرتی، جسمی یا روحی، عقلی و فکری و یا احساسی و عاطفی، فردی یا اجتماعی توجه شده است. (مطهری، ۱۳۷۲ ، ۶۳)

استاد پس از این قسمت، آموزه های اسلام را به سه بخش تقسیم می کند که بیان گر جامعیت دین اسلام و گستردگی قلمرو آن است. این سه بخش عبارتند از:

الف) اصول عقاید، یعنی چیزهایی که وظیفه ی هر فرد کوشش درباره ی تحصیل عقیده درباره ی آنهاست.

ب ) اخلاقیات، یعنی خصلت هایی که وظیفه ی یک فرد مسلمان است که خویشتن را به آن خصلت ها و خوبی ها بیاراید و از اضداد آنها خویشتن را دور نگه دارد.

ج ) احکام، یعنی دستورهایی که مربوط به فعالیت های خارجی و عینی انسان است؛ اعم از فعالیت های معاشی و معادی دنیایی و آخرتی، فردی و اجتماعی. (همان، ۶۳)

بدین ترتیب، از نظر استاد مطهری، جهت گیری دعوت انبیا افزون بر این که شامل مباحث خداشناسی و اخلاقی می شود، عرصه ی فقه و حقوق، یعنی مسائل فردی و اجتماعی، دنیایی و آخرتی را نیز دربرمی گیرد. وی در کتاب نبوت ضمن بحث از نیاز به رسالت، این مسأله را طرح می کند که «آیا در زندگی اجتماعی و دنیایی بشر نیازی به پیامبران علیهم السلام هست؟»، وی پاسخ این سؤال را از قرآن جسته می فرماید:

آیا در قرآن به این مسأله عنایتی هست، یا قرآن فقط توجه به عالم آخرت دارد؟ ما می بینیم قرآن تنها مسأله ی عالم آخرت را بیان نمی کند، مسأله ی زندگی دنیا را هم از نظر هدف انبیا مطرح می کند. آیه ی ۲۵ سوره ی حدید می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ «به تحقیق، ما پیامبران خود را با دلایل و بینات فرستادیم. کتاب و مقیاس همراه آنها نازل کردیم تا در میان مردم عدالت برپا بشود.» پس معلوم می شود قرآن این را یک نیازی دانسته است و برای این اصالتی قائل شده است. … پس قرآن که نظر داده است که از ضرورت های زندگی بشر وجود عدالت است، وجود پیامبران را برای برقراری عدالت لازم و ضروری می داند. (همان، ۱۳۸۰ ، ۱۷)

یکی از چیزهایی که احیاگران دینی و از جمله استاد مطهری همواره بر آن تأکید می کردند، کارکرد دنیایی دین و نقش آن در توسعه ی اجتماعی بود. وی از جمله کسانی است که نقش انبیا را در ظلم ستیزی و ایجاد عدالت اجتماعی مورد توجه قرار می دهد و بر اهمیت ظلم ستیزی، در حد ملاکی برای تمایز نبی از غیر آن، تأکید می کند. البته باید توجه داشت که صرف تأکید به کارکرد دنیایی دین، به معنای دنیاگرایی در تفسیر هدف بعثت نیست، چرا که حکیمان دیگری هم (افزون بر استاد مطهری) بر نقش دین در بهبود دنیا تأکید کرده اند. (قراملکی، ۱۳۷۶ ، ۳۶)

استاد مطهری در تعریف نبوت تعبیری دارد که آن را ارتباط بین جهان انسانی و جهان غیبت می داند. برخی اندیشه وران، همین سخن استاد را بر مبنای دیدگاه آخرت گرایانه تحلیل پذیر دانسته اند. (همان، ۱۰۲) در حالی که وی، رابطه ی انسان با جهان غیبت را یکی از دو هدف نبی (یعنی ظلم ستیزی و بسط عدالت) می داند. در واقع وی دو هدف اصلی را برای پیامبران علیهم السلام قائل است؛ یکی سعادت دنیایی و دیگری سعادت آخرتی.

در این دیدگاه، دنیا و آخرت در یک جهت و در تعامل با یکدیگر قرار دارند و در عین حال، از آخرت به صورت نشئه ی مهم تر حیات یاد می کند. وی در کتاب وحی و نبوت، در یک نتیجه گیری، دو هدف ذیل را اصلی ترین هدف پیامبر از دیدگاه قرآن می داند:

۱ ) شناخت خدا و نزدیک شدن به او؛

۲ ) برقراری عدل و قسط در جامعه ی بشری. (مطهری، ۱۳۸۳ الف، ۱۷۵)

دعوت به خدا و شناختن او، نزدیک شدن به او به معنای دعوت به توحید نظری و توحید عملی و فردی است، اما اقامه ی عدل و قسط در جامعه، به معنای برقرار ساختن توحید عملی اجتماعی است.

پرسشی که ممکن است در اینجا مطرح شود، این است که کدام یک از این دو هدف، بالذات و کدام یک بالعرض است. پاسخ این سؤال را می توان به صورت ذیل بیان کرد:

هدف بالذات انبیا، هدایت و معرفت الهی است، اما تحقق این هدف در جامعه ی بشری مستلزم اتخاذ اهداف بالعرض دیگری مانند تأسیس حکومت و اصلاح نظام معیشتی است. (قراملکی، ۱۳۷۶ ، ۱۲۱)

پرداختن به اصلاح معیشت دنیوی، وظیفه ی پیامبران علیهم السلام است. اما وظیفه ای بالعرض، بنابر این نباید گمان کرد که بالعرض بودن به معنای فرعی بودن و نفی آن از وظیفه ی انبیاست، بلکه به معنای این است که پرداختن به اصلاح دنیا و ظلم ستیزی قصد ثانوی در اهداف رسالت است.

ممکن است در اینجا ابهامی پیش آید و آن روشن نبودن مفهوم بالذات و بالعرض باشد، که عده ای فکر کنند بالعرض بودن آموزه های دنیایی انبیا به این معناست که آنچه اصالت دارد و هدف واقعی است، آموزه های آخرتی است و با رسیدن به آن، تعالیم دنیایی در پیام انبیا اصالتی ندارد. استاد مطهری درباره ی مقدمه انگاری آموزه های دنیایی می گوید:

توضیح این رابطه ی مقدمه و ذی المقدمه دو گونه است: در یک گونه، تنها ارزش این است که به ذی المقدمه می رساند. پس از رسیدن به ذی المقدمه، وجود و عدمش علی السویه است. مثل نردبان برای عبور به پشت بام و کارنامه ی کلاسی برای نام نویسی در کلاس بالاتر. (مطهری، ۱۳۸۰ ، ۱۷۸)

گونه ی دیگر این است که مقدمه در حین این که وسیله ی عبور به ذی المقدمه است، پس از وصول به ذی المقدمه وجود و عدمش علی السویه نیست. پس از وصول به ذی المقدمه، وجودش همانطور ضروری است که قبل از وصول. به عنوان مثال معلومات کلاس های اول و دوم مقدمه است برای معلومات کلاس های بالاتر، اما چنین نیست که با رسیدن به کلاس های بالاتر، نیازی به آن معلومات نباشد. بنابر این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *