تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم شامل 73 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم :

فایل پاورپوینت کامل وضو و نو آوری خلیفه سوم

نوآوری خلیفه در وضو چرا؟.

اینک به پرسش پیشگفته خود باز می گردیم: چگونه خلیفه از سیره رسول خدا(ص ) گام فراتر می نهد وشیوه ای تازه در وضومی آورد که با وضوی مسلمانان متفاوت است؟ چه چیز سبب شد خلیفه با آنکه می دانست این کارش مخالفت صحابه را برخواهد انگیخت و شاید به نتایجی ناخوشایند بینجامد دست به چنین اقدامی بزند؟ برای پاسخگویی به این پرسش ناگزیر می بایست مقدمه ای آورد و دست کم به صورت اجمالی به عوامل و انگیزه های اختلاف مسلمانان در دوران عثمان و همچنین انگیزه های قتل وی پرداخت. همه مورخان بر این وحدت نظر دارند که کشته شدن عثمان به سبب بدعتهای وی صورت گرفت. سپس این بدعتها یا احداث ها را به برگزیدن خویشاوندان و بخششهای فراوان مالی به آنان و نیز برگزیدن آنها به مناصب حکومتی از سوی خلیفه تفسیرکرده اند. [۱]اما آیا تنها همین بدعتها یا احداثها یگانه عامل قتل وی بود؟ یا آن که عواملی دیگرهم وجودداشت که مورخان بدانها نپرداخته اند؟ ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه در سخنی درباره بدعتهای عثمان چنین می گوید: اینها گرچه بدعت بود، اما هرگز بدان پایه نمی رسید که خونش بدان حلال دانسته شود، بلکه بر مسلمانان لازم بود او را بدان دلیل که شایسته خلافت نمی بینند ازاین مقام خلع کنند، نه آن که به کشتن او بشتابند [۲]. حال می توان پرسید: اکنون که این دلیل برای کشتن او بسنده نمی کرده، چه دلیلی دیگر در کار بوده است؟ ما در اینجا نمی خواهیم اثر انگیزه های مالی و سیاسی را در گستراندن اختلاف وبرانگیختن امت بر ضد خلیفه انکار کنیم، اما از این نیز نمی توان گذشت که احتمالا درپس پرده ظاهر رخدادها عاملی دیگر نیز وجود داشته است که پژوهشیان آن را نجسته وتحقیق کافی در آن نکرده اند، چه بدی سیاست مالی خلیفه چونان که گفتیم نمی تواندمستوجب قتل باشد بویژه آن که ثابت شده است عثمان اموال سرشار و فراوانی برای همگان داشت تا جایی که برخی احتمال داده اند همین نرمش و گشاده دستی و سهل گیری او به کشته شدنش انجامیده است. این هم گفتنی است که بخششهای مالی عثمان به مخالفان کمتر از آن چیزی نبود، که به نزدیکان خویش می داده است. برای نمونه روایت شده است که طلحه از وی پنجاه هزار دینار وام گرفت، روزی به او گفت: مالت را آماده بازپرداخت کرده ام، کسی بفرست تا آن را از من تحویل گیرد، اما عثمان آن مال را بکلی به وی بخشید [۳]. در جایی دیگر آمده است که عثمان دویست هزار به طلحه صله داد و بندگان و چهارپایان وی فراوان شد و [آن اندازه ثروت یافت که ]محصول وی از اراضی عراق بتنهایی روزانه هزار دینار بود. ابن سعد در طبقات می گوید: چون طلحه درگذشت ارث وی سی میلیون درهم می شد که دومیلیون و دویست هزار دینارآن نقد بود. بنابراین، دور است طلحه، یعنی همان که از رهگذر سیاست مالی عثمان این همه ثروت می اندوزد، یکی از مخالفان این سیاست باشد. پس چه علتی درکار است؟ آیا مساءله مساءله چشم داشتن به حکومت است، یا انگیزه وی غیرت دینی است؟ نگارنده احتمال دوم را تقویت نمی کند و بر این عقیده است که در ورای این مخالفت طلحه چشمداشت وی به حکومت مطرح است و این چیزی است که عایشه نیز در مورد وی انتظار داشت و پیش بینی می کرد. عبدالرحمن بن عوف دیگر مخالف او هم از کسانی است که عثمان کوشیدبا دادن وعده منصبهای حکومتی، وی را به جبهه خویش در آورد. امیرمؤمنان در سخنی با ابن عوف بدین حقیقت اشاره دارد. از دیگر سوی، مشهور است که عبدالرحمن بن عوف ثروت انبوه و دارایی خیره کننده ای داشت، شامل هزار شتر، صد اسب، ده هزار گوسفند، و کشتزاری به وسعت محدوده آبیاری بیست چاه. پس از آن که درگذشت سهم هر یک از وارثان چهارگانه اواز داراییی که وی برجای گذاشته بود هشتاد و چهار هزار دینار بود [۴]. دارایی زبیر بن عوام نیز آن اندازه است که مگو و مپرس [۵]. بر این پایه، نمی توان مخالفت ابن عوف با عثمان را از سر چشم داشت وی به حکومت یا ثروت دانست، هر چند احتمال طمع داشتن به حکومت را درباره طلحه و زبیر نمی توان دور دانست. در دوران حکومت عثمان آن اندازه بخششهای مالی صورت می پذیرفت که می توانست بسیاری را خشنود سازد، چه، عثمان نخستین کسی بود که زمینهارا واگذار کرد. از آن جمله زمینهایی است که در قالب نظام اقطاع [۶] به عبداللّه بن مسعود، سعد بن ابی وقاص، طلحه، زبیر، خباب بن ارت، خارجه، عدی بن حاتم، سعید بن زید، خالد بن عرفطه و دیگران واگذار کرد. این بخششها آن اندازه فراوان بود که ابن سیرین، چنان که از او نقل شده است، می گوید: درهم در هیچ زمانی کم بهاتر از دوران عثمان نبود، کنیزکان با درهم همسنگ می شدند وبهای یک اسب به پنجاه هزار می رسید [۷]. اگر این روایات درست باشد باید پرسید: پس شورشیان چه انگیزه ای داشته اند؟ اگر گفته شود انگیزه مخالفان چشمداشت به حکومت بوده این چیزی است که می توان آن را در باره برخی تصور کرد، اما یقینا درباره همه مخالفان نمی توان چنین گفت، افزون بر این که لازم است این مدعیان حکومت چیزهایی را دستاویز قرار داده باشند که می تواند افکار عمومی را برانگیزد. اما انگیزه های مالی و مقدم داشتن عموزادگان بر دیگران چیزی نیست که موجب اختلاف و شورش شود. پس باید دید معارضان چه دستاویزهایی داشته اند. به نظر می رسد دلایلی وجود داشته که طبری و برخی دیگر از مورخان به سبب رعایت حال عامه، از بیان آنها بیم داشته اند. برای نمونه، طبری می گوید: ما بسیاری از عواملی را که قاتلانش آنها را بهانه کشتن او قلمدادکرده اند یادآور شدیم و از ذکر بسیاری از آنها خودداری ورزیدیم، چرا که دلایلی برای روی گرداندن از آنها وجود داشت [۸]. همو در جایی دیگرمی گوید: محمد بن ابوبکر پس از آن که ولایت یافت به معاویه نامه نوشت. نامه نگاریهایی میان این دو صورت پذیرفته و من ذکر این نامه ها را خوش ندارم، زیرا در این نامه ها چیزهایی است که عامه توان شنیدنش راندارند [۹]. ابن اثیر هم هنگامی که از عوامل قتل عثمان سخن به میان می آورد چنین می گوید: ما بسیاری از دلایلی را که مردم بهانه قتل او قرار داده بودند به واسطه دلایلی که وانهادن آنها را اقتضا می کرد واگذاشتیم. [۱۰] اینک یک بار دیگر به پرسش خود باز می گردیم و البته هدفمان از این کاربرانگیختن نظر عامه مردم چونان که طبری می گوید یا نقل چیزی که مردم خوش ندارند نیست، بلکه در پی آنیم که از حقیقت امور آگاهی یابیم و آن رابشناسیم، بدور از احساسات و عواطف، که لازمه دست یافتن به حقیقت جستجوی رخدادهای تاریخی بر پایه واقعیت آنهاست، آن گونه که بوده اند ونه آن گونه که هوسها و عاطفه ها و احساسات می طلبد. هم نمی خواهیم به مانند طبری و ابن اثیر و همانند این دو عمل کنیم که حادثه را به واسطه دلایل و عواملی پنهان، بی دنباله نقل می کنند و از این بی دنباله رها کردن رخدادهای تاریخی هیچ ابایی ندارند، هر چند این کار به تحریف واقعیت و دیگرگون نمایاندن حقیقت بینجامد. ابو جعفر طبری در تاریخ خود می گوید: در این سال، یعنی سال سی، ماجرای ابوذر و معاویه و فرستادن وی از شام به مدینه از سوی معاویه روی داد. برای روانه کردن وی از شام به مدینه دلایلی ذکر شده که من یادآوری بیشترآنها را خوش ندارم. آنها هم که عذر معاویه را در این باره پذیرفته اند، در این زمینه داستانی گفته اند که سری آن را در نامه ای برایم نوشته است. گفته می شود سیف بن عمرو برای شعیب چنین نقل حدیث کرد که. . . الخ [۱۱]ابن اثیر نیز می گوید: درباره علت این کار سخنهای بسیار گفته اند، از این قبیل که معاویه او[ابوذر] را دشنام گفت، او رابه قتل تهدید کرد، او را بی هیچ توشه ای از شام راهی مدینه ساخت و او را به صورتی زشت ازمدینه تبعید کرد. البته گفتن و پذیرفتن اینها صحیح نیست، چرا که اگر اینها صحت داشت شایسته بود در این خصوص از عثمان دفاع کنند آچرا که امام حق دارد رعیت خود را ادب کند و یا علل و دلایلی جز این برای کار خویش داشته باشد، نه آن که این دلیلی برای نکوهش وی [معاویه ] دانسته شود [۱۲]. اینک باید پرسید: این چه معنایی دارد که طبری گفتار آنان که معاویه را سرزنش کردند و خبر سیف بن عمرو را یادآور می شود و دلایل و عوامل فراوان دیگر راوامی نهد؟ چگونه ابن اثیر از این خشنود نیست که ماجرای ابوذر، دشنام گویی به او و تهدیداو به قتل و نیز روانه کردن او از شام به مدینه بدون توشه و ساز و برگ از سوی معاویه راکه به تواتر در آثار مورخان نقل شده است نقل کند؟ آیا چنین مواضعی از این دسته از مورخان، خدمتگزاری به حکومت و دور کردن مردم از حقیقت نیست؟ اگر خواننده ای دو متن تاریخی حاکی از کشته شدن عثمان و تبعید ابوذر را درکتابهای تاریخ طبری، و کامل ابن اثیر مقایسه کند چه نتیجه خواهد گرفت؟ آیا به این نتیجه نخواهد رسید که طبری از یک طرف خاص جانبداری کرده است؟ چه این که وی در جایی از ترس این که عامه مردم توان شنیدن و تحمل ندارند علل ودلایل دیگر قتل عثمان رانمی آورد و به همین علت از آوردن دلایل تبعید ابوذر خودداری می ورزد اما به معاویه که می رسد دلایل کسانی را که برای رفتارهای او عذر و دلیل جسته اند، با همه جزئیات می آورد، گویا که خواسته است کفه را به نفع این گروه سنگین کند. چرا طبری چنین کاری کرده است؟ آیا می توان پس از تاءمل در این متنها به توجیه های طبری و امثال او برای یادآورنشدن علل و انگیزه های قتل عثمان دل سپرد و آنها را با اطمینان پذیرفت؟ آری، ناهمسویی و ناهمگونی اهداف این متنها ما را به تاءمل در گفته های طبری ودیگران وامی دارد و روح حقیقت جویی و جست و جو برای یافتن دلایلی دیگر جز آنچه مورخان گفته اند را در ما بر می انگیزد. از دیدگاه ما هر چند سیاست های مالی عثمان در برانگیختن شورش مردم دارای اثر فراوانی بود، اما این شورش صرفا سرچشمه مالی نداشت، بلکه انگیزه ای دینی نیزدر درون آن نهفته بود. حتی اعتراض مردم به عثمان درباره مقدم داشتن خویشاوندان ونزدیکان بر دیگران بدان برنمی گشت که اینها خویشاوند خلیفه اند، بلکه از آن روی بودکه این تقرب یافتگان را پاک و پیراسته نمی دانستند و از این بیم داشتند که آینده اسلام به دست این آزاد شدگان روز فتح و این تبهکاران دور از دیانت و بیگانه با روح و اهداف اسلام بیفتد. مقرب ساختن خویشاوندان از سوی او هم بدان باز نمی گشت که آنهانزدیکان و خویشاوندان اویند، بلکه بدان واسطه بود که آنها ناپیراسته بودند ومی توانستند مردم را به چیزهایی دعوت کنند که خداوند هیچ حجتی برایش فرونفرستاده است. اینک برخی از اعتراضهای صحابه را می آوریم تا از رهگذر آنها دریابید مواردانتقاد به عثمان چه بود و چگونه این انتقادها صرفا به مسائل مالی مربوط نمی شد: = 1 ولید و میگساری: خلیفه عثمان بن عفان سعد بن ابی وقاص را از حکومت کوفه برکنارو پسر عموی خود ولید را به جای او نهاد. ولید در حالی که شراب خورده و مست بود به مسجد درآمدو جماعت را امامت کرد و دو رکعت نماز گزارد. پس از آن روبه مردم کرد و گفت: نمی خواهید بیشتر بخوانم؟ ابن مسعود گفت: خداوند نه تو را خیر دهد و نه کسی را که تو رابه میان مافرستاد.[۱۳] آنگاه مشتی خاک برداشت و به صورت ولید پاشید. مردم هم به سویش ریگ پراندند، و او [گریخت و] در حالی که ریگهای مردم او را از پشت سر تعقیب می کرد و ازترس تعادل خود را در راه رفتن از کف داده بود روانه قصر شد. پس از آن گروهی از مردم کوفه برای گزارش وضع ولید نزد عثمان رفتند و ماجرای او را به عثمان خبر دادند. ابن عوف که آنجا بود از آنان پرسید: او را چه شده است آیا دیوانه شده است؟ گفتند: نه، بلکه مست بوده است. عثمان که این سخن را شنید از جندب بن زهیر پرسید: آیا تو دیده ای که برادر من شراب بخورد؟ او گفت: پناه بر خدا! اما گواهی می دهم او را در حالی دیدم که مست بود و شراب از گلویش بیرون می زد و من انگشتری او را از انگشتش درآوردم و هیچ نفهمید. عثمان گفت: ای کوفیان، چرا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *