توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت شامل 73 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت معصومین علیهم السلام نعمت دنیا و آخرت :
اسلام قسمت مهم کار را به عهده خود مردم گذاشته است. بیان نورانی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در آن بخشنامه رسمی که برای اداره مصر به مالک اشتر مرحمت کردند، با «إِنَّ» تعبیر فرمودند که «إِنَّ عِمَادَ الدِّین وَ إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه»؛[۱] نظام را مکتب از یک طرف و مردم از طرف دیگر اداره میکنند. آن نظامی که بحثهای دینی و اعتقادی و ارتباط با خدا نداشته باشد زمینی است و زمینگیر میشود، اما آن نظامی که به نظامآفرین به جهانآفرین به آسمان و زمینآفرین و به خود انسانآفرین تکیه میکند این میماند؛ لذا نماز به عنوان الگو در اسلام عمود دین تلقی شده است که «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ»،[۲] اما این دین باید به دست مردم احیا بشود، اگر مردم خدایی ناکرده این دین را نشناسند و عمل نکنند دین زنده نخواهد بود؛ لذا خیمه نظام را دو ستون اداره میکند: یکی نماز که نمونه بحثهای اعتقادی و دینی است که فرمود: «الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّینِ» و یکی مردم که فرمود: «إِنَّ عِمَادَ الدِّین وَ إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه».
درباره نماز کلمه «إنّ» نیامده که «إنّ عمود الدین الصلاه»؛ ولی درباره امت با «إنّ» تعبیر کرد. فرمود: مالک! نگو ما رهبری مثل علیبنابیطالب داریم، رهبر مردم اگر علی هم باشد مادامی که مردم در صحنه نباشند آن نظام شکست میخورد، چه اینکه شکست خورده است. رهبر خوب یک طرف قضیه است. اگر کسی به داشتنِ رهبر خوب خدایی ناکرده بخواهد اکتفا بکند، همان قصه صدر اسلام است. فرمود من یک طرف قضیه هستم، قسمت مهم این ستون را مردم به عهده دارند. با «إنّ» تعبیر کرد، یک؛ با «عماد» تعبیر کرد که غنیتر و قوی تر از عمود است، دو؛ فرمود: مالک! «إِنَّ عِمَادَ الدِّین» نگفت عماد سیاست، نگفت ستون اقتصاد، نگفت ستون امنیت، نگفت ستون سیاست، فرمود ستون دین مردماند! فرمود: «إِنَّ عِمَادَ الدِّین وَ إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه». آن کسانی که جنگ ده ساله ـ نه جنگ هشت ساله! دو سال جنگ داخلی داشتیم و هشت سال جنگ خارجی ـ چه ترورهای هفتاد و دو نفر را یا انفجارهای ریاست جمهوری را یا انفجارهای دادگاه انقلاب یا انفجار عزیزان سپاه و بسیج در کوی و برزن را تحمل کرد همین مردم بودند.
فرمود: «إِنَّ عِمَادَ الدِّین وَ إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه»، توده مردماند! لذا مردم وقتی دین را پذیرفتند، آن بخش دوم تأمین شده بود و این کشور سرپای خود ایستاد، امیدواریم تا ظهور صاحب اصلیاش هم مردم عزیز و گرامی بیش از گذشته مورد توجه ولی عصر باشند، همه نیازهای این مردم بزرگ و بزرگوار به برکت دعای حضرت مستجاب بشود، عزّت و شکوه و جلال این مردم روز افزون بماند و هم از طرفی این مانده است که «إِنَّ عِمَادَ الدِّین وَ إِنَّمَا [عَمُودُ] عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه».
پس ما یک عمود مذهبی داریم، یک عمود مردمی. این مردم برای رضای خدا آن دین را حفظ میکنند و مانده است. اوقاف از کارهایی بود که به وسیله این ستون حل شده است، نیازهای جامعه را و بسیاری از نیازها را مخصوصاً بعد از جریان کربلای سیدالشهداء( سلام الله علیه) همین مردم تهیه کردند. مسئله اوقاف و وقف کردن یک قدم اقتصادی سنگین و رسای مردمی بود، چون میدانید این مردم اگر بخواهند مقاوم باشند و ویلچری نباشند باید جیبشان پُر و کیفشان پُر باشد، ملتی که جیبش خالی است و کیفش خالی است، این ملت ویلچری است، با سفارش نمیشود ملت ویلچری را مقاوم کرد. درست است که مال نزد خدا و پیامبر و علی و اولاد علی و همه مسائل مالی «عَفْطَهِ عَنْز»[۳] است، اما فرمود اگر بخواهد سر پای خود بایستد باید جیبش پُر و کیفش پُر باشد؛ در اوائل سوره مبارکه «نساء» این است که فرمود: لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکمْ قِیاماً،[۴]این مضمون این آیه است؛ فرمود: مالتان را به دست سفها نسپرید، کسی که نتواند مال مملکت را اداره کند این شخص سفیه است، سفاهت اقتصادی دارد؛ اما همین آیه سوره مبارکه «نساء» نفرمود مال، نفرمود ثروت، فرمود این ستون فقرات شماست! اگر بخواهید ویلچری نباشید باید جیبتان پُر باشد جَعَلَ اللَّهُ لَکمْ قِیاماً. ملت وقتی قائم است و ایستاده است که جیبش پر دستش پر باشد.
ما به فارسی خیلی افتخار میکنیم زبان ماست، اما حق عربی را هم باید بدانیم؛ هرگز فارسی به قامت عربی نمیرسد، عربی یک معارفی دارد! در تکتک این واژههایش پیامهای علمی دارد که ما این پیامها را در فارسی نداریم. ما در فارسی به کسی که فقیر است و ندارد میگوییم گدا، گدا بار علمی ندارد! گدا یعنی ندار. عرب از گدا و کسی که جیبش خالی است و کیفش خالی است تعبیر به «فاقد» نمیکند، «فاقد» یعنی ندار. تعبیر به فقیر میکند، فقیر بر وزن «فعیل» به معنی مفعول است؛ فقیر یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته است، کسی که جیبش خالی است کیفش خالی است، قرآن از او تعبیر به فقیر میکند نه «فاقد»! فقیر نه یعنی گدا، فقیر یعنی ویلچری؛ این را میگویند فقیر. اگر «قتیل» به معنای مقتول است، این «فعیل» به معنی مفعول است، فقیر یعنی کسی که «انکسرت فقرات ظهره»؛ إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ.[۵]
ای کاش هر شب میگفتند ما قرآن به سر داشته باشیم؛ از بس این کتاب شیرین است! واقع ما وقتی در برابر بعضی از آیات قرار میگیریم، آن قلم را کنار میگذاریم و سجده میکنیم بعد دوباره مینویسیم؛ این طرز حرف زدن است. ما به کسی که ندارد میگوییم گدا، گدایی حرف علمی نیست! ندار. اما قرآن خدا که نمیگوید ندار، نمیگوید فاقد، میگوید فقیر؛ لذا آنچه که در سوره مبارکه «نساء» فرمود، با آنچه که در سوره مبارکه «توبه» دارد هماهنگ است. در سوره نساء دارد به اینکه قیام یک ملت به این است که کیفش پُر و جیبش پُر باشد. لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکمُ الَّتی جَعَلَ اللَّهُ لَکمْ قِیاماً، اگر بخواهید ویلچری نباشید باید جیبتان پر کیفتان پر و اگر بخواهید اقتصاد ربوی بانکی داشته باشید مُخَبَّطانه[۶] است. کسی بخواهد با ربا تولید کند یا با ربا اشتغال ایجاد کند این شدنی نیست! این از اول باید بیست و پنج درصد سود بدهد، کمرش میشکند! فرمود این بانکها مُخَبَّطانه زندگی میکنند، خیال میکنند این درآمد است؛ چقدر این کتاب واقعا شیرین است! واقع ما بخشی از موارد گاهی این قلم را میگذاریم یک سجده شکر میکنیم؛ سجده نه شکر، یعنی سجده خضوع، این چه کتاب عظیمی است!
فرمود یک وقتی آدم جوان است رشد میکند، جوان که رشد می کند اعضای بدنش یکسان رشد میکند، این را میگویند نموّ، ما در فارسی میگوییم فربه، در عربی میگویند یک جوان نموّ کرده است. یک وقت است که کسی میانسال است شکم کرده، رشد نیست فربهی نیست، نموّی نیست، این چاقی است، این اضافه وزن است؛ این را میگویند سمن، سمین یعنی چاق، غیر از نموّ است. یک وقت است که زنبور دست کسی را می زند این ورم می کند، ما میگوییم آماس، او می گوید ورم. فرمود اگر بانک ترقّی کرده، کسی با ربا بالا آمده، این ورم کرده، این آماس است، این نه چاقی است نه نموّ. «یمْحَقُ» فعل مضارع است و مفید استمرار، فرمود من به تدریج این را به محاق میبرم، مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً،[۷] چه کسی با ربا توانسته کسب بکند و به مقصد برسد. فرمود: یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا[۸]خدا به تدریج این را به محاق می برد، آن وقت الَّذینَ یأْکلُونَ الرِّبا لا یقُومُونَ إِلاَّ کما یقُومُ الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ[۹]این مُتِخَبّطانه خود را فربه می پندارد یا کسی که دستش را زنبور زده بالا آمده اگر خیال بکند که چاق شده این مُخَبَّط است، لاَ یقُومُونَ إِلاَّ کمَا یقُومُ الَّذِی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطَانُ مِنَ الْمَسِّ.
بنابراین ما یک ستون مذهبی داریم به نام نماز که جایگاه مسجد و محراب و امثال ذلک است، روزه هم از قبیل است و عبادتهای دیگر از همین قبیل است. یکی بخش اجرای این است که آن ستون مردمی است که از هر دو در دین به عنوان ستون یاد شده است و این ستون یعنی مردم، چون این دین را پذیرفتهاند به سراغ اوقاف آمدند، اوقاف یک امر مردمی است. اینها گفتند میخواهیم هر چه که داریم بخش ورثه را بگذاریم، بخش خودمان را به همراه ببریم، آنچه را که به همراه بردند همین وقفهایی است که کردند، چون انسان وقتی مرد تمام اعمالش قطع میشود مگر این آثار خیری که گذاشته است؛ این را دین پرورانده. الآن شما ببینید این عزیزانی که در اوقاف کار میکنند این رقمهای فراوانی دارند، منتها ما باید به برکت خونهای پاک شهدا وقف را زنده کنیم، نه تنها موقوفات را یکی پس از دیگری شناسایی کنیم و درآمدش را بگیریم، البته این یک کار لازمی است که کار اجرایی است. احیای وقف این است که آدم بفهمد که برای چه وقف بکند. این سید مرتضی بخشی از اموالش را وقف کرده برای کتاب، قلم، لوازم التحریر، آن روز که چاپ و اینها نبود، امروز برای دارو، برای خوابگاه دانشجویان، برای خوابگاه طلبهها، تنها برای آش و آبگوشت ایام عاشورا نباشد، منتها ثوابش را نثار روح مطهر سید الشهداء بکند، نه اینکه آش بدهیم روز عاشورا که امروز غذاها میماند. ما باید وقف را احیا کنیم و ثوابش را نثار روح مطهر سید الشهدا؛ لذا از همه بزرگان در سراسر ایران مخصوصا طبرستان که سرزمین علویون و علویهاست که این وقف را احیا کردند حق شناسی میکنیم. از مدیر گرانقدر این استان رؤسای محترم و مدیران محترم حق شناسی میکنیم و این دعای خیر را درباره وقف سراسر ایران و مدیران سراسر ایران و خدمتگزاران سراسر ایران تقدیم میکنیم؛ حالا وارد اصل بحث بشویم که بحث غدیر است.
در جریان غدیر وجود مبارک پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) آن سیزده سالش را در مکه گذرانده و ده سالش را در مدینه به پایان رسانده دیگر حالا یکی دو ماه به آخر عمر حضرت که رحلت کند کلّ این جزیرهالعرب را اسلام گرفته، همه کفار و مشرکان و منافقان همه اسلحه را گذاشتند زمین، إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ؛[۱۰]پس هیچ هراسی در جزیرهالعرب نبود، دستور «حجه الوداع» آمد وجود مبارک حضرت اعلام عمومی کرد عده زیادی از مدینه تا آنها که مقدورشان بود به طرف «بیت الله» حرکت کردند و مسئله عمره تمتع را انجام دادند، مسئله حج را انجام دادند، جریان عرفات را و مشعر و منا و همه این مراسم را انجام دادند برگشتند، از مکه به یک سرزمینی رسیدند که این آیه نازل شد یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک؛[۱۱]یعنی دوران پایان عمرت رسیده باید جانشین تعیین کنی و جانشین را خدا باید تعیین کند، مسئله نبوت، مسئله رسالت، مسئله امامت اینها کسبی نیست. یک بیان نورانی امام رضا(سلام الله علیه) دارد که مرحوم کلینی در جلد اول کافی این را نقل کرد، وقتی حضرت وارد در سرزمین خراسان شد آنجا نه تنها حوزه علمیه شد، بلکه منطقه بینالمللی فرهنگی ش
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.