تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز ظهور یا محورهای اساسی اخلاق زمینه ساز در بعد اجتماعی :

مقدمه

پیش از ورود به بحث، ارائه تعریف اخلاق و جامعه زمینه ساز و نیز جامعه اخلاقی ضروری می نماید. از این رو با مراجعه به منابع اصیل اسلامی در حوزه اخلاق و با دقّت در موارد کاربرد آن در قرآن و احادیث اخلاق را می توان چنین تعریف کرد: اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آن ها را معرفی می کند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام دادن اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان می دهد (نراقی، ۱۳۵۲: ج ۱، ۲۶- ۲۷؛ ملاصدرا، ج ۴، ۱۱۶- ۱۱۷).

تعریف دیگری که با رسالت این مقاله سازگارتر است و قدری حوزه کاربرد اخلاق در آن توسعه یافته و ما نیز آن را می پسندیم این است: شناخت شیوه هایی که درون آدمی را پاک و آراسته می سازد و سبب می شود رفتار و گفتار و حتی پندار او، مانند درونش پاک و آراسته گردد (معرفت، ۱۳۷۹).

قلمرو دانش اخلاق

چنان که گفته شد، دانش اخلاق مربوط به سجایا و صفات باطنی است؛ اما برخی از دانشمندان مغرب زمین آن را مربوط به رفتار آدمی دانسته اند.

فولیکه می گوید:

علم اخلاق، عبارت است از مجموع قوانین رفتار که انسان با عمل به آن می تواند به هدفش نایل آید. (بدوی، ۱۹۷۹: ۱۰)

ژکس نیز می نویسد:

علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی، بدان گونه که باید باشد. (ژکس؛ ۱۳۹۲: ۹)

برخی نیز بر این عقیده اند که چون انسان دارای ساحت های سه گانه وجودی- یعنی اندیشه، عاطفه و رفتار- است، در حوزه علوم اسلامی نیز سه علم اصلی شکل گرفته است که عهده دار هدایت بشر در هر یک از این ساحت هاست. بر اساس ظاهر این کلام، حوزه اندیشه و رفتار آدمی از قلمرو علم اخلاق خارج می شود؛ اوّلی داخل در قلمرو علم کلام و دومی در حوزه علم فقه وارد است. این مرزبندی، معیاری واقعی برای تمایز بین مسائل این علوم نیست، بلکه تقسیمی مسامحه آمیز است؛ زیرا جوهره اخلاقی بودن یک عمل در اتّصاف آن، به خوبی و بدی است و نشانه این خوبی و بدی در ادبیات دینی ما، ترتّب ثواب و عقاب اخروی بر آن است؛ چه آثار مفید یا زیان بار دنیوی داشته باشد، چه نداشته باشد. البته باید توجّه داشت که کیفر ترک احکام اخلاقی غیرالزامی، تنها محرومیت از رسیدن به برخی مقامات معنوی یا از دست دادن مقام معنوی است. بر اساس این تلقّی از مسئله اخلاقی، قلمرو اخلاق وسیع تر شده و تنها منحصر به صفات و ملکات نفسانی نیست، بلکه ساحت های اندیشه و رفتار آدمی را نیز درمی نوردد و درباره آن ها از منظری اخلاقی داوری می کند. بنابراین مرزهای علوم- از جمله علوم سه گانه مذکور- را نوع نگاه و اختلاف در حیثیت مطلوب در هر یک از آن ها و نه فقط ذات مسائل و موضوعات، تعیین می کند. در نتیجه اخلاق، قلمروی وسیع به وسعت تمام ساحت های سه گانه آدمی است و منحصر به ملکات نفسانی او نیست (نک: رشاد و همکاران، بی تا: ج ۴، ۱۰۰- ۱۱۰).

در تعریف جامعه اخلاقی یا اجتماع مطلوب اخلاقی نیز باید گفت اجتماع اخلاقی مطلوب اجتماعی است که در آن حق مداری و فضایل اخلاقی حاکمیت تام دارد و مقررات اخلاقی برای تمییز حق و باطل و تعیین مرزهای فضیلت و رذیلت وضع شده است و بر اثر اجرای این مقررات تعادل و موازنه اجتماعی برقرار می گردد و بین اعضای آن روابط دوستانه و مسالمت آمیز ایجاد می شود (فلسفی، ۱۳۶۶: ۴۰- ۴۵).

با قطع نظر از مناقشاتی که در تعریف های فوق وجود دارد به اختصار باید گفت جامعه زمینه ساز ظهور- که همان جامعه اخلاقی مطلوب اسلام است- جامعه ای است که رابطه اش با آفریدگار هستی بر اساس آگاهی ایمان و عشق رقم خورده و در این جامعه رابطه انسان با خویشتن بر اساس خودسازی و آراستگی به ارزش ها و جمال و کمال معنوی، با طبیعت بر اساس آبادانی و بهره وری به عنوان وسیله رشد و نردبان کمال و با هم نوع بر اساس عدالت و احسان، مهر و بشردوستی، مردم خواهی و رعایت حقوق انسان هاست و آن گاه در این چهار جهت بر اساس رعایت حقوق و مهر و ایثار عمل می کند و به محوریت امام معصوم توجه کامل مبذول می دارد. و بالأخره جامعه مورد نظر، همان جامعه مطلوب و آرمانی قرآن کریم است که در آن ارزش های اصیل انسانی در قلمرو بینش، گرایش، کنش و هدف شکوفا شده و معیارهای اخلاقی در حوزه فردی و اجتماعی، در نهاد درونی افراد آن به عنوان ارزش های شایسته، دوست داشتنی و به سان دنیایی آکنده از خوبی ها و زیبایی ها با محوریت امام و هادی و راهنمای معصوم جلوه گر می شود.

نکته کلیدی و آن چه بیش از هر چیز دیگر شایسته توجه برای شکل گیری جامعه زمینه ساز ظهور از حیث اخلاقی است، همین توجه افراد به محور بودن امام و لزوم تبعیت بی چون و چرا از او در همه شئون و مراتب است. اعتقاد و عمل بر اساس آن به این که در این جامعه محوریت با امام است و همه چیز (اخلاق، عبادت، رفتار و…) نیز درباره این محور معنا پیدا می کند و این که ارزش ها و فضایل اخلاقی آن گاه ارزش و فضیلت اند و آن هنگام آثار واقعی خویش را بر جای می نهند که زمینه ساز حاکمیت امام بوده و به عشق بسترسازی برای ظهور او از جانب افراد رعایت شود.

در نتیجه اعتقاد راسخ به این که نه اخلاق، بلکه عبادات نیز بدون توجه به این محور بی توجه و اعتبار است، جوهره اصلی اخلاق زمینه ساز به شمار می آید. شاهد این مدعا روایات فراوانی است که بر اساس آن ها نه اخلاق، بلکه عبادات نیز بدون توجه به نقش محوری امام و ولایت او ارزش تلقی شده است. کوتاه سخن این که آن چه به اندیشه و اعمال انسان ارزش می بخشد توجه به این رکن و محور است و اصولًا حرکت در جهت آرمان های امام معصوم و در راستای اهداف مقدس او تلاش کردن، اکسیر ارزشمندی است که به تمام حرکات، سکنات و رفتار منتظر موعود ارزش می بخشد. برای نمونه، به روایت زراره از امام باقر علیه السلام توجه کنید:

لَوْ أَنَّ رَجُلًا صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ لَیلَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِیعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِیعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ یعْرِفْ وَلَایهَ وَلِی اللَّهِ فَیوَالِیهُ وَ تَکونَ جَمِیعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَیهِ مَا کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ فِی ثَوَابِهِ وَ لَا کانَ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ؛

(حر عاملی، بی تا: ج ۱۸، ۲۶)

اگر فردی روزهایش را روزه بدارد، شب هایش بیدار بماند، همه دارایی اش را صدقه دهد و همه عمرش به حج رود، اما ولایت ولی خدا را نشناسد تا بدان گردن نهد و همه اعمالش زیر نظر و با هدایت او باشد، چنین کسی نه برای او نزد خدا ثواب و پاداشی است و نه از اهل ایمان است.

آری، اخلاق امام محور در این اجتماع به مثابه پایه ای برای رشد و بالندگی محیط انسانی و ایجاد جامعه ای سالم- که جامعه مطلوب اخلاقی نامیده می شود- به شمار می آید؛ زیرا در پرتو محاسن اخلاق و خلقیات حمیده، اسباب تحکیم روابط اجتماعی فراهم می گردد، برخوردهای محبّت بار که بر اساس یک سلسله اعتقادات اخلاقی صورت می گیرد، شور و نشاط را به کالبد زندگی می دهد و حیات فردی و اجتماعی را در مسیر تعالی و تکامل، به کام انسان گوارا می سازد (سلطانی رنانی، ۱۳۸۴).

پس از این مقدمه، اینک مهم ترین ویژگی ها و عناصری را که در جامعه زمینه ساز مورد بحث ما باید مورد توجه جدی قرار گیرد و در اصل این ویژگی ها و عناصر و ارکان اصلی چنین جامعه ای را تشکیل داده و بدون تحقق آن ها اطلاق نام جامعه زمینه ساز مطلوب بر آن نامناسب می نماید، در چند محور بیان می گردد؛ اما پیش از آن، توجه به دو نکته دیگر ضروری است:

نکته ۱. برای ساختن جامعه زمینه ساز و دست یابی به بستر مناسب جهت نیل به سعادت و کمال لایق انسانی باید دو کار اساسی درباره افراد و در نهایت جامعه انجام گیرد. یکی شناسایی و کشف استعدادها و قابلیت ها و پرورش آن ها و دیگری، زدودن موانع و تزکیه روان افراد جامعه از هر گونه آلودگی. به دیگر سخن، متولیان در جامعه مطلوب و آرمانی باید بتوانند از یک سو زمینه رشد همه قابلیت های درونی و استعدادهای نهانی انسان ها را با مراقبت های علمی و عملی فراهم آورند و از قوه به فعلیت رسانند و از سوی دیگر، زمینه های نامطلوب و موانع رشد را سرکوب و از میدان به در کنند (فلسفی، بی تا: ج ۱، ۱۶۱).

همه اصول و ویژگی هایی که در ادامه بیان خواهد شد در نهایت به یکی از این دو اصل برمی گردد و نسخه درمان پیام آوران الهی برای ساختن جامعه ای انسانی و اخلاقی نیز دارای این دو بعد ایجابی و سلبی است؛ چرا که خلاصه دعوت همه انبیا همین است: دعوت به خوبی ها و فضایل و باز داشتن و نهی از پلیدی ها و رذایل.

در مقام مقایسه این دو اصل نیز زدودن رذایل و تزکیه روان از اهمیت بیشتری برخوردار است. از همین رو گفته اند اوّل باید زمینه را مساعد کرد، آن گاه بذر پاشید.

در مراحل سیر و سلوک نیز اوّل تخلیه باید، آن گاه تحلیه (زینت کردن). بزرگان اخلاق فرموده اند: تا نفس انسانی از آلودگی های اخلاقی خالی نگردد به خلقیات پسندیده مزین نمی شود و تجلی گاه صفات حق نمی گردد، همچنان که آینه تا پاک نشود چهره را خوب منعکس نمی کند و لباس تا از چرک پاک نگردد رنگ نمی پذیرد… (نراقی، ۱۳۵۲: ج ۱، ۴۲).

نکته ۲. توجّه به این نکته ضروری است که عناصر و ویژگی هایی که در آینده ذکر خواهیم کرد، از دیدگاه روایات و بر اساس اعتقاد راستین مهدی باوران، به طور تام و کامل فقط و فقط به هنگام برپایی حکومت عدل گستر آن حضرت جامه عمل به خود خواهد گرفت و اگر ما از آن ها به عنوان ویژگی های اخلاقی جامعه مطلوب و آرمانی که بستر ساز ظهورند یاد می کنیم معنایش این است که جمع مؤمنان و نه همه آدمیان برای فراهم کردن بستر ظهور باید خود و جامعه خویش را مزین به این ویژگی ها نمایند. پس این ویژگی ها که در سطحی محدودتر از ویژگی های اخلاقی جامعه در آستانه ظهور هستند، در سطحی وسیع و فراگیر در حکومت حقه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف پیاده خواهند شد.

اکنون در چند محور به به ویژگی های اخلاقی جامعه زمینه ساز می پردازیم:

۱. خداباوری و وحدت عقیدتی

اولین و مهم ترین ویژگی اخلاقی جامعه زمینه ساز، خداباوری و وحدت عقیدتی است؛ زیرا می دانیم جهان بینی های گوناگون به طور قطع تفرقه و ناسازگاری اجتماعی پدید می آورد، از وحدت و یگانگی مردم می کاهد و موجب ناهمگونی و تضاد در فعالیت های انسانی در همه ابعاد و زمینه ها می گردد.

بر این اساس در جامعه زمینه ساز ظهور باید یک رفتار اخلاقی برخاسته از جهان بینی واحد بر اساس توحید شکل گیرد تا انسجامی پولادین و وحدتی خلل ناپذیر و ماندگار در جامعه مؤمنان پدید آید؛ وحدتی واقعی بر اساس اصل توحید و خداباوری که همه انسان ها را در این جامعه پوشش داده و همسو و هم جهت می سازد. به سبب اهمیت، اعتقاد به توحید و خداباوری نخستین گام و مهم ترین و اساسی ترین کار در تربیت اسلامی شمرده شده و اساس آموزه های همه پیامبران است. در تربیت اسلامی، پیش از هر چیز ایمان به خدا مطرح است و بعد از خداباوری، دستورات الهی تعلیم داده می شود. امام علی علیه السلام می فرماید:

أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ؛

(شریف رضی، ۱۴۱۴: خطبه ۱)

اولین گام در دین داری، خداشناسی است.

تمام شرافت ها و درستی ها و کرامت های بشری بر اساس خداشناسی است و همه رذالت ها و ناپاکی ها و درندگی ها، از بی دینی و خدانشناسی سرچشمه می گیرد.

از دیدگاه قرآن، انسان خدانشناس بدترین جنبده عالم است:

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کفَرُوا فَهُمْ لا یؤْمِنُونَ. (انفال: ۵۵)

همه پیامبران در نخستین گام از دعوت خویش، مردم را به پرستش خدای یگانه می خواندند:

وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ؛ (نحل: ۳۶)

و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند:] خدا را بپرستید.

کوتاه سخن در این باب این که کسانی که می خواهند برای ظهور، زمینه سازی کنند و بستری مناسب برای حرکت امام علیه السلام فراهم نمایند، حتماً باید از حیث ایمان و دین داری از سرآمدان جامعه باشند، در محیط اجتماعی شان خداباوری ظهور و بروزی ویژه داشته باشد و همه چیز در آن جامعه رنگ خدایی به خود گیرد تا زمینه سازی مناسبی در آن جامعه صورت گیرد و مقدمات لازم برای پذیرش امام و لبیک به دعوت او فراهم گردد. البته می دانیم معنای این سخن آن نیست که همه جوامع باید این گونه شوند؛ زیرا در روایات فراوانی از اوضاع نابسامان اخلاقی دیگر جوامع در این هنگام سخن به بیان آمده است.

بنابراین در این جا تنها اخلاقی بودن و دین داری و التزام به آن از جانب معتقدان به امام و منتظران واقعی ظهور او مورد تأکید است.

پیوند توحید و نظام اخلاقی

این که توحید و خداباوری را به عنوان اوّلین ویژگی ای که جامعه اخلاقی مطلوب قرآنی باید به آن مزین باشد برشمردیم، از آن روست که معتقدیم نظام اخلاقی اسلام با نظام عقیدتی آن پیوندی قطعی و منطقی دارد. توحید که اصل الاصول نظام عقیدتی اسلام است، با تار و پود نظام اخلاقی اسلام گره خورده و به آن معنا و مبنا می دهد. بنابراین:

– باور به توحید، ریشه درمان تمام رذایل و کسب همه فضایل است.

– نیت قرب به خدا برترین ارزش ها برای فعل اخلاقی است.

– فعل اخلاقی بدون ایمان به خدا کمال آفرین نیست.

– پشتوانه واقعی بقای اخلاق، در باور به نظارت همه جاگستر خداوند است.

– امدادهای غیبی برای انجام افعال اخلاقی، پاداش های برتر، تفضّل های بی پایان و… در برابر کارهای نیک، همه در گرو باور توحید است.

اخلاق بر مبنای توحید، بصیرت ساز است؛ چون راه توحید، راه بصیرت است.[۱]

از نظر قرآن کریم، «رب العالمین» انسان را تربیت می کند. تربیت اخلاقی انسان در عرصه مربی گری خداوند و هدایت گری او بر کل نظام هستی است که درباره انسان- در بین سایر موجودات- شکلی ویژه دارد.[۲]

انبیای الهی اساس خودسازی و نخستین گام در راه تربیت انسان و تزکیه و تهذیب نفس را توحید می دانستند. از این رو آغاز دعوتشان و صدر و ساقه همه تعالیم آنان کلمه طیبه «لا اله الّا الله» بوده است.[۳] و[۴]

انسان تا حقیقت توحید را درک نکند هرگز به کمالات شایسته خود دست نخواهد یافت و به همین دلیل گفته اند: سالک باید سیر و سلوک خود را از توحید آغاز کند تا به تدریج با همه وجود متوجّه آفریدگار خود شود و باور کند که در هستی چیزی جز خداوند منشأ اثر نیست و همه چیز جز ذات اقدس حق فانی است. در واقع همین توجّه و باور، مبدأ پیدایش همه فضایل و پالایش تمام رذایل خواهد بود (سلطان رنانی، ۱۳۸۴).

۲. کفر به طاغوت ها و ستیز با قدرت های استکباری

از دیگر ویژگی های مؤمنان راستین در آستانه ظهور- که از ویژگی های یک مسلمان واقعی طبق آموزه های قرآنی به شمار می رود- کفرورزی به طاغوت ها و استکبارستیزی است. اسلام در نظام تربیتی خویش به دنبال پرورش انسان هایی است که به هر قدرت طغیان گر و ضد خدا کافر باشد و در واقع توحید در عبادت و یکتاگرایی بدون نفی غیرخدا عملی نمی گردد. دقّت در آیات ذیل بیان گر این حقیقت است که از دیدگاه قرآن، کفر به طاغوت از وظایف و ویژگی های مؤمنان به خداست:

وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کلِّ أُمَّهٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ؛ (نحل: ۳۶)

و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند:] خدا را بپرستید و از [پرستش ] طاغوت بپرهیزید.

اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِینَ کفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِک أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ؛ (بقره: ۲۵۷)

خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند. آن ها را از ظلمت ها به سوی نور بیرون می برد. [اما] کسانی که کافر شدند، اولیای آن ها طاغوت ها هستند که آنان را از نور، به سوی ظلمت ها بیرون می برند. آن ها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.

بنابراین هر کسی به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به ریسمان محکمی آویخته است.

یرِیدُونَ أَنْ یتَحاکمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یکفُرُوا بِهِ؛ (نساء: ۶۰)

و آنان که… می خواهند حاکمیت را به طاغوت بسپارند، و حال آن که به آنان امر شده که بدان کافر باشند.

وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَی اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْری؛ (زمر: ۱۷)

آنان که از عبادت طاغوت اجتناب ورزیدند و به سوی خدا تضرع و انابه نمودند، برای آنان مژده است.

ضمناً این آیه روشن ساخته است که معنای اجتناب از طاغوت، رها کردن علم و صنعت کافران و قطع هر گونه ارتباط با غیر هم کیشان نیست؛ بلکه تنها پیروی و اطاعت کردن از آن ها مورد نهی قرار گرفته است.

این حقیقت در روایاتی نیز که به عنوان نمونه برخی را ذکر می کنیم بیان شده است.

از امام صادق علیه السلام در ذیل آیه فوق نقل شده که فرمود:

مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ؛

(مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۲۳، ۳۶۲)

هر کس از ستمگری اطاعت کند حقیقتاً او را عبادت کرده است.

و نیز فرمود:

مَنْ أَطَاعَ مَخْلُوقاً فِی مَعْصِیهِ الْخَالِقِ فَقَدْ عَبَدَه؛

(حر عاملی، بی تا: ج ۱۸، ۹۱)

هر کس مخلوقی را در آن جا که معصیت خالق است اطاعت کند، به حقیقت او را بندگی کرده است.

ستیز با قدرت های استکباری و نبرد با بیدادگران و طاغوت هایی که خوی و خصلتشان تجاوز، زیاده روی، افزون خواهی و بهره کشی از دیگر انسان هاست، ضرورتی عقلی و قرآنی به شمار می رود؛ زیرا مطالعه تاریخ بشر و رودررویی پیامبران و مصلحان با این گونه افراد به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع رشد و تکامل انسان در برخی موارد جز با قدرت و خون ریزی از سر راه برداشته نمی شود. بنابراین گاهی جنگ، خون ریزی و قصاص و قتل تنها راهی است که به صلح و آسایش و امنیت و حفظ جان ها و تربیت نفوس رهنمون می گردد و راه تربیت درست و زمینه اصلاح اخلاقی را باز می کند. اسلام با توجه به همین واقعیت جنگ و ستیز با نااهلان را نه به عنوان هدف و آرمان، بلکه به عنوان راه و وسیله برای تحقق اهداف مقدس خویش پذیرفته است.

در قرآن کریم آمده است:

وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکونَ فِتْنَهٌ وَ یکونَ الدِّینُ لِلَّهِ؛ (بقره: ۱۹۳)

با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد و دین خدا عالم گیر شود.

پیامبر اسلام که رحمه للعالمین است و اشاعه مکارم اخلاقی شعار اوست، در پیامی والا و الهی خط مشی مصلحان، عدالت خواهان و مؤمنان را چنین ترسیم می نماید:

الْخَیرُ کلُّهُ فِی السَّیفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّیفِ، وَ لَا یقِیمُ النَّاسَ إِلَّا السَّیفُ وَ السُّیوفُ مَقَالِیدُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ؛

(صدوق، بی تا: ۵۱۷؛ حر عاملی، بی تا: ج ۱۱، ۵)

تمام خیر و نیکی در شمشیر و در سایه شمشیر است و مردم را جز شمشیر راست نکند و شمشیرها کلیدهای بهشت و دوزخ اند.

بر اساس روایات، تدارک نیروهای لازم و کارآمد و متناسب با عظمت حرکت و اقدام، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. از این روست که باید مؤمنان و منتظران در آستانه ظهور از آمادگی کافی برای ستیز با مستکبران برخوردار باشند. در دوران طولانی پیش از ظهور، به همه منتظران به ویژه هسته های اصلی انقلاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آموزش هایی داده شده است تا برای تحمل دشواری های بسیار سنگین، در خود آمادگی به وجود آورند و این موضوع را از ذهن ها بیرون کنند که انقلاب امام منجی به سادگی پدید می آید و با راحتی و بدون درگیری و خون ریزی، همگان به نعمت و آسایش و رفاه می رسند. آری، دوران فراوانی نعمت ها و رفاه و آسایش و دست یابی به همه حق ها و تصحیح روابط انسانی و هزاران آرمان انسانی دیگر در پیش است؛ اما نه در آغاز کار و روزهای نخستین انقلاب و قیام. درس آموزان راستین این تعالیم، مؤمنانی هستند که در دوران ظلمت پیش از ظهور، در خود چنین رسالتی را احساس کرده اند و خویشتن را برای انجام آن رسالت بزرگ آماده ساخته اند.

در روایتی چنین نقل شده است:

بَشِیرٍ النَّبَّالِ قَالَ:… قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام: إِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّ الْمَهْدِی لَوْ قَامَ لَاسْتَقَامَتْ لَهُ الْأُمُورُ عَفْواً، وَ لَا یهَرِیقُ مِحْجَمَهَ دَمٍ فَقَالَ: کلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَوِ اسْتَقَامَتْ لِأَحَدٍ عَفْواً لَاسْتَقَامَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم حِینَ أُدْمِیتْ رَبَاعِیتُهُ، وَ شُجَّ فِی وَجْهِهِ، کلَّا، وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ حَتَّی نَمْسَحَ نَحْنُ وَ أَنْتُمُ الْعَرَقَ وَ الْعَلَقَ، ثُمَّ مَسَحَ جَبْهَتَهُ؛

(نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۸۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۵۲، ۳۵۸)

بشیر نَبّال می گوید: به خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم: مردم می گویند: مهدی که قیام کند، کارها خودبه خود درست می شود و به اندازه یک حجامت، خون نمی ریزد. فرمود: هرگز چنین نیست؛ به خدای جان آفرین سوگند، اگر قرار بود کار برای کسی خود به خود درست شود، برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درست می شد، با این که دندانش شکست و صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کار خودبه خود درست شود. به خدای جان آفرین سوگند، کار درست نخواهد شد تا این که ما و شما در عرق و خون غرق شویم. آن گاه دست بر پیشانی خود کشید.

۳. عدالت مداری و عدالت گستری

بنابر بسیاری از روایات، گسترش عدالت در سراسر گیتی و مبارزه با ظلم، ستم و بی عدالتی در رأس آرمان های امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دارد و از هدف های اساسی آن تحول عظیم جهانی اقامه قسط و عدل است (برای دیدن نمونه این احادیث، نک: صدوق، ۱۴۰۵؛ صافی گلپایگانی، ۱۴۱۹).

مؤمنان که انتظار موعود را می کشند و زمینه آن حرکت بزرگ را تدارک می بینند، باید بکوشند در این راه، گسترش عدالت سرلوحه کارهای آنان باشد. از این جاست که می گوییم: از جمله ویژگی های جامعه ایده آل در آستانه ظهور، عدالت محوری و عدالت گستری است.

اسلام اصل عدالت را سنّت و قانونی عمومی حاکم بر کائنات و بر کل جامعه بشری که موجب قوام و برپایی همه نظام هستی است معرفی کرده است. بنابراین عدالت از مفاهیم والا و مقدس در آموزه های دینی است و به سبب نقش کلیدی اش یکی از اهداف فرستادن پیامبران، اقامه عدل به شمار آمده است.[۵] در احادیث، قرآن کریم به کتاب عدل و ناطق به عدالت توصیف شده است:

هو (القرآن) النّاطق بسنّه العدل.

(انصاری قمی، ۱۴۲۵: ۷۱۶، ح ۴۲ حرف الهاء)

آن گونه که از روایات استفاده می شود، زنده ماندن احکام الهی و عملی شدن حدود و مقررات خداوند تنها در سایه اجرای عدالت حاصل می شود:

الْعَدْلُ حَیاهُ الْأَحْکامِ.

(حکیمی و برادران، ۱۳۷۶: ج ۶، ۴۰۶)

و اجرای عدالت، سبب زنده بودن احکام دین و موجب عمل و اجرای به آن است.

این حقیقت- که عامل اصلی حیات و زندگی انسان اصل عدل است و حیات بی عدالت نوعی مرگ و نابودی است- در روایاتی چند که نمونه ای از آن ارائه می شود، به روشنی گوشزد شده است:

عن الکاظم علیه السلام: فی قول الله عزّ و جلّ:

یحْی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها(حدید: ۱۷)

لیس یحییها بالقطر، و لکی یبعث الله- عزّوجلّ- رجالًا فیحیون العدلَ فتُحیا الارض لاحیاء العدلِ و لاقامه الحدّ فیها انفعُ فی الارضِ من القطر اربعین صباحاً؛

(موسوی اصفهانی، ۱۳۶۳: ج ۱، ۸۱ به نقل از: حکیمی و برادران، ۱۳۷۶: ۳۵)

امام کاظم علیه السلام در تفسیر این فرموده خداوند کریم: «[خداوند] زمین را پس از مردن زنده می کند» فرمود: این زنده کردن به این نیست که با باران زمین را زنده کند، بلکه خداوند مردانی را برمی انگیزد تا اصول عدالت را زنده کنند. پس زمین در پرتو عدل زنده می شود. بی تردید اجرای حد خدا در زمین مفیدتر از چهل روز بارندگی است.

خلاصه سخن این که اگر عدالت در جامعه حضور نداشته باشد و آثار آن در جامعه و شئون حیاتی، اقتصادی و معیشتی افراد و خانواده دیده نشود و در سیاست، مدیریت، قانون گذاری و قضاوت، برنامه ریزی و اجرا و در برخوردها و برخورداری ها ملاک نباشد و در مسکن، بهداشت، تحصیل، کار، سفر و.. . اصل عدالت اجرا نشود و امکانات در این زمینه ها میان عموم تقسیم نگردد، چنین جامعه ای به یقین اسلامی و از نظر اخلاقی مطلوب نیست و به طور کلی باید گفت عدالت از ارکان تشریع اخلاق اجتماعی و یکی از صفات فضیلت در این نوع اخلاق است و از جمله ویژگی های جامعه زمینه ساز نیز پای بندی به این اصل به شمار می آید.

برخی مفسران عدالت در اجتماع را عامل دفع و زوال انحرافات اخلاقی می دانند و معتقدند سرچشمه فساد اخلاقی سه قوه شهوانی، غضبی و نیروی وهمی شیطانی است که عدالت می تواند این قوا را تعدیل نماید و باعث تخلف افراد جامعه به اخلاق الهی و کمالات معنوی گردد (رازی، ۱۴۰۵: ج ۲۰، ۱۰۴- ۱۰۵).

۴. تکریم مؤمنان و حفظ عزت و احترام آنان همراه با خیرخواهی و بی تفاوت نبودن نسبت به حالات مادی و معنوی انسان ها

انسان های مؤمن و معتقد به ظهور حضرت حجت از آن جا که در انتظار دولت حق امام خویش اند، باید به دنبال آماده کردن بستری مناسب برای ظهور باشند. این افراد چون پیوندی عمیق و ناگسستنی با اهداف و آرمان های امام موعود دارند، باید تمام تلاش خویش را صرف حرکت به سوی آن اهداف کنند و اساساً باید جهت گیری ها، گرایش ها، کوشش ها و تلاششان همسو با آن حضرت باشد. از آن جا که امام موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف یاور و حامی واقعی مؤمنان و دشمن سرسخت شکستن عزت و کرامت انسانی آنان است، جامعه منتظر ظهور و انسان های معتقد به موعود نیز باید در زمینه خواسته ها و هدف های امامشان عمل کنند و در جهت تکریم مؤمنان و حفظ عزّت و احترام ایشان برخیزند.

در آموزه های ائمه علیهم السلام موارد بسیاری که تشویق به اقدام برای رفع نیاز انسان های مؤمن و حفظ کرامت آنان دارد به چشم می خورد. هر اقدامی که باعث خشنودی مؤمن شود و هر قدمی که در راه برطرف کردن مشکلی از مشکلات جامعه مؤمنان برداشته شود، مورد احترام و تمجید قرار گرفته است.

در برخی احادیث، رحمت الهی به عنوان نیاز مؤمن برشمرده شده است و اگر انسان بتواند این نیاز را برآورد، با ولایت امامان ارتباط یافته است و ولایت ایشان به ولایت امامان و ولایت الهی پیوند می یابد. به عنوان نمونه، امام کاظم علیه السلام می فرماید:

مَنْ أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِی حَاجَهٍ فَإِنَّمَا هِی رَحْمَهٌ مِنَ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی سَاقَهَا إِلَیهِ فَإِنْ قَبِلَ ذَلِک فَقَدْ وَصَلَهُ بِوَلَایتِنَا وَ هُوَ مَوْصُولٌ بِوَلَایهِ اللَّهِ؛

(کلینی، ۱۳۶۳: ج ۲، ۱۹۶)

هر کس برادر مؤمنش حاجتی را به او عرض کند، بی گمان این رحمت الهی است که به او روی آورده است. اگر آن را پذیرفت و برای برآوردن نیاز او اقدام کرد، خود را به ولایت ما پیوند زده است و این پیوند به ولایت خدا متصل است.

شاید یکی از معانی برخی از احادیث درباره انتظار فرج که گفته اند:

«انْتِظَارَ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ

(مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۲، ۱۳۰)؛ انتظار فرج از فرج است» همین معنا باشد که اگر جامعه منتظر انتظاری راستین و صادقانه داشته باشد، دست کم در حوزه خود، مشکلات و نابسامانی های مردمی را برطرف می کند و خواسته ها و آرمان های امام موعود را در محیط خویش تحقق می بخشد؛ چون جامعه منتظر احساس های مردمی و غمگسارانه امام خویش را می داند، باور دارد و به خواسته های او معتقد است. با چنین اعتقادی از هم اکنون به این خواسته ها و هدف ها ارج می نهد و در چارچوب توان و قدرت خویش برای تحقق بخشیدن به آن ها می کوشد و از این رهگذر رضای خاطر امام خود را به دست می آورد. بنابراین انتظار راستین فرج، خود فرج و گشایشی در کار جامعه منتظران است (حکیمی و برادران، ۱۳۷۶: ۳۰۷).

خلاصه کلام در این باب این که از دیدگاه اسلام، ذات اقدس باری تعالی خیرخواه و فیاض مطلق است و به سبب همین خیرخواهی است که برای بشر راهنمایانی را فرستاده، راه خیر و شر را روشن نموده و خوبی ها را حلال و بدی ها را ممنوع کرده است. فرستادگان خدا و پیامبران و ائمه علیهم السلام نیز خیرخواهان بشر بوده اند و برای همه انسان ها به ویژه مؤمنان خیرخواهی کرده اند و پیروان راستین اسلام و مؤمنان منتظر ظهور که باید بستر و زمینه ساز ظهور موعود باشند نیز وظیفه مند خیرخواهی دیگران اند و این وظیفه مهم بر آنان واجب و ترک آن حرام شمرده شده است. در آیات و احادیث بر این مطلب تأکید بسیاری شده است؛ برای مثال قرآن کریم می فرماید:

قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً؛ (بقره: ۸۳)

با مردم با خوش زبانی سخن گویید.

امام صادق علیه السلام فرموده است:

عَلَیکمْ بِالنُّصْحِ لِلهِ فِی خَلْقِهِ فَلَنْ تَلْقَاهُ بِعَمَلٍ أَفْضَلَ مِنْهُ؛

(حر عاملی، بی تا: ج ۱۱، ۵۹۵)

بر شماست که برای خدا، در میان خلق خدا خیرخواهی کنید و هرگز به عملی بهتر از آن خدا را ملاقات نمی کنید.

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چنین روایت شده است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم: الدِّینُ نَصِیحَهٌ، قِیلَ: لِمَنْ یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: لِلهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَئِمَّهِ الدِّینِ وَ لِجَمَاعَهِ الْمُسْلِمِینِ؛

(همو)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کل دین خیرخواهی است. گفته شد: برای چه کسی ای رسول خدا؟ فرمود: برای خدا و رسول او و امامان دین و جامعه مسلمین.

در حرمت ترک خیرخواهی نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:

مَنْ سَعَی فِی حَاجَهٍ لِأَخِیهِ فَلَمْ ینْصَحْهُ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *