تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو شامل 61 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو :

فایل پاورپوینت کامل کلینی و روایاتی در باب وضو

کلینی به سند خود که به حمادبن عثمان می رسد آورده است که گفت: نزد امام صادق (ع ) نشسته بودم. او آبی خواست. مشت خود را پر آب کرد و همه صورت خود رابدان شست. سپس مشت خود را پر آب کرد و دست راست خویش را با آن شست. آنگاه برای بار دیگر مشتی پر آب کرد و دست چپ خویش را با آن شست. سپس بر سر وپایش دست کشید و گفت:

این وضوی کسی است که حدثی [در دین ] نیاورده است. والبته مقصود وی از حدث نیز تجاوز در وضوست. با توجه به این دو نمونه و همچنین دقت در آنچه گذشت بدرستی روشن می شود که درسخن اهل بیت (ع ) که می گویند: هذا وضوء من لم یحدث مقصود از حدث تجاوز ازحدود آن چیزی است که خداوند بدان فرمان داده است. البته این هم از یاد نمی رود که آنان اهل خانه اند و اهل خانه خود بدانچه در آن هست آگاهترند. ما در عین حال این را هم انکار نمی کنیم که در سخن رسول خدا حدث به معنای نقض و ابطال وضو آمده باشد. اما کاربرد غالب این واژه بروشنی بانگ برمی آورد که مقصود از آن بدعتگذاری در دین است. علت به کار گرفتن این واژه هم برای دلالت بر بدعت آن است که شرع خوش ندارددر واژگان دینی به چیزهایی تصریح کند که ناپیراسته و گریزاننده است. از همین روی نیزبرای رعایت ادب واژه ای برابر آن در زبان عربی به کار گرفته است. این شیوه رایج عرب در بکارگیری واژه هاست. برای نمونه می بینیم برای دلالت بر مقعد واژه پشت و برای دلالت بر آمیزش جنسی، واژه های جماع (به هم آمدن ) و مضاجعه (همبستر شدن ) وبرای دلالت بر اندامهای جنسی واژه فرج (شرمگاه ) را به کار گرفته است. بدین سان این احتمال وجود دارد که به منظور رعایت ادب و پرهیز از واژه های نفرت برانگیز و یا کهنه، در عرف شرع واژه حدث برای دلالت بر بدعت به کار رفته وبر این پایه، این واژه در اصل قرارداد لغوی به معنای هر چیزی است که در دین نبوده وآن را وارد دین کرده اند، و سپس همین واژه با گونه ای از عنایت و با تکلفی چند در معنای نقض و ابطال وضو هم به کار رفته است.

حتی اگر هم چنین فرض شود که واژه حدث دارای دو معنای حقیقی است وبنابراین در عبارت من لم یحدث هر دو احتمال وجود دارد، باز هم کسی نمی تواندبگوید وضویی که در این روایتها بیان شده وضوی کسی است که از او حدثی سر نزده واین شیوه وضو فقط وظیفه کسانی است که قصد تجدید وضو دارند، چه، بنابراین فرض هم، احتمال دیگری در کار است و وقتی پای احتمال در میان باشد جایی برای استدلال نیست. البته به رغم همه اینها باز هم تکرار می کنیم که روایت من لم یحدث بخوبی به بدعت گذاری در دین اشاره دارد. اکنون دو گواه نیز برای این حقیقت یادآور می شویم:

یک: عبارت هذا وضوء من لم یحدث در ذیل رخدادی بیرونی و مشهود آمده واین خود گواه برداشت ماست. چرا که برای نمونه می بینیم در یکی از روایتها آمده است: آب باقیمانده وضو را آشامید و آنگاه گفت: هذا وضوء من لم یحدث تا این خود دلیلی باشد بر آن که آشامیدن آب باقیمانده وضو را که کاری خلاف دین دانسته اند خلاف دین نیست.

دو: عبارت وضوی رسول خدا(ص ) را به من نشان بده در حدیث اول و عبارت آن که از وضوی رسول خدا(ص ) می پرسید کجاست بیانگر آن است که مسح پا سنت نبوی است. همچنین این دو عبارت بدان اشاره دارد که امام آهنگ آن داشت که وضوی نبوی را در برابر وضوی بدعت نهاده شده بیان کند و آن را آموزش دهد. این دو قرینه آن احتمال دیگر را که حدث در ذیل روایت به معنای بول کردن یاخروج مدفوع باشد نفی می کند و معین می دارد که مقصود از حدث در اینجا تنها همان بدعتگذاری در دین و برساختن چیزهایی تازه است که پیش از این در دین نبوده است.

سه: موضع گفتاری علی (ع ) در برابر وضوی بدعت نهاده شده. ما این احتمال را دور نمی دانیم که سخنانی از سوی علی (ع ) در مساءله وضو ایرادشده و در دوران خود آن حضرت در میان مردم رایج بوده است، اما بعدها دست اموی وعباسی نقشی فراوان در از میان بردن یا دیگرگون کردن این سخنان ایفا کرده و این خود ازدشمنی سخت و آشکار آنان با امیرمؤمنان سرچشمه می گرفته است. نامه امام به محمد بن ابی بکر و مردمان مصر که ثقفی آن را در کتاب الغارات روایت کرده گواهی بر این ادعاست. در نسخه چاپی این کتاب در متن آن نامه چنین آمده است: دودست خویش را سه بار بشوی، سه بار آب در دهان و سه بار آب در بینی بچرخان، رویت را سه بار بشوی، سپس دست راستت را سه بار تا آرنج و پس از آن سه بار دست چپت را. سپس سرت را مسح کن و آنگاه پای راستت را سه بار بشوی و سپس پای چپت را سه بار بشوی، که من دیدم رسول خدا(ص ) چنین وضو می گرفت. شیخ مفید به سند خود از صاحب الغارات چنین نقل کرده است: . . . سه بار آب دردهان و سه بار آب در بینی بچرخان، صورتت را بشوی، سپس دست راستت، سپس دست چپت، و سپس سر و پایت را مسح بکش، که دیدم رسول خدا(ص ) چنین می کند.

محدث نوری در مستدرک پس از نقل حدیث اول می گوید: می گویم: شیخ درامالی خود از ابوالحسن علی بن محمد بن حبیش کاتب، از حسن بن علی زعفرانی، از ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی، از عبداللّه بن محمد بن عثمان، از علی بن محمد بن ابی سعید، از فضیل بن جعد، از ابواسحاق همدانی، از امیرالمؤمنین حدیثی همانند این نقل کرده است، با این تفاوت که در امالی او و در امالی ابن الشیخ، مانند اصل آن، آمده است: سپس سر و پاهایت را مسح بکش. بدین سان روشن می شود که آنچه درالغارات آمده تغییر عبارت از سوی عامه است که از او نقل حدیث می کنند. مجلسی پس از نقل روایت از امالی مفید می گوید: بیان: استحباب سه باراستنشاق و سه بار مضمضه میان متاءخران مشهور است. برخی از آنان اعتراف کرده اند که گواهی این استحباب وجود ندارد. اما این خبر بر آن دلالت می کند. مجلسی در ادامه می افزاید: گذشت که دلیل سه بار انجام دادن مضمضه و استنشاق همین حدیث است. اما من این خبر را در کتاب الغارات دیدم که شستن سایر اعضا نیزسه بار روایت شده و همین است که استدلال به این خبر را سست می کند. البته دانستنی است که در امالی مفید و در امالی طوسی که هر دو از کتاب الغارات نقل کرده اند واژه ثلاثا در مورد شستن صورت و دستها نیامده است! نمی دانیم چرا مجلسی استدلال به این خبر را به این دلیل که در آن شستن سایراعضا نیز سه بار دانسته شده است سست می داند؟ آیا سخن از سه بار شستن اعضا مایه سستی و ضعف حدیث است یا این که در حدیث از شستن پا سخن به میان آمده مایه این سستی است؟ یا آن که هر دوی این عوامل چنین اثری دارند؟ آیا لازم است همه نسخه های کتاب الغارات ر، در حالی که از تعارض میان این نسخه ها خبر داریم، صحیح بدانیم؟ بلکه اصولا چگونه می توان به نسخه ای که درسالیان و سده های اخیر چاپ شده است اطمینان کرد و نسخه ای را که نزدیک به هزارسال پیش یا بیشتر در دسترسی امثال مفید و طوسی بوده و هر دو از آن نقل کرده اند واگذاشت؟

ما به دلایل زیر بعید می دانیم که آن روایت نخست از امیرمؤمنان (ع ) صادر شده باشد:

۱. ثقفی بدان نامور شده که شیعه و حتی از شیعیان متعصب است، به گونه ای که برخی خوش دارند او را بدین وصف بستایند. اما باید پرسید: اگر او شیعه بوده است چگونه حدیثی را که مخالف نظر او بوده روایت می کند و بدان پایبند می شود، بی آن که بدان توجهی دهد یا اشاره ای کند. بلکه آیا صحیح است او، با آنکه از وجود روایتهای دیگری که با این روایت تعارض دارد و آن را سست می کند خبر داشته است، چنین حدیثی را نقل کند؟

و شیخ طوسی در کتاب رجال خود او رادر باب ابن ندیم وی را از عالمان شیعه شمرده کسانی که از ائمه روایت نکرده اند جای داده و در الفهرست درباره اوگفته است: ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال بن عاصم بن سعد بن مسعود ثقفی آرضی اللّه عنه کوفی تبار است.

سعد بن مسعود برادر ابو عبید بن مسعود عموی مختاراست که علی (ع ) او را بر مدائن گماشت و او همان کسی است که در نبرد ساباط امام حسن به او پناه برد. ابواسحاق ابراهیم بن محمد به اصفهان کوچید و در همان جا رحل اقامت افکند. او در آغاز زیدی مذهب بود، اما بعدها امامت را پذیرفت. بیشتر رجال نویسان شیعه از قبیل نجاشی، علامه حلی، ابن داوود و دیگران شرح حال او را در کتب خود آورده اند. از دیگر سوی کسانی از رجال نویسان سنی بر وی به دلیل تشیعش تاخته اند. ابن ابی حاتم رازی درباره وی می گوید: از پدرم شنیدم که می گوید: وی مجهول وناشناخته است ابو نعیم می گوید: او از شیعیان اهل غلو بود. از اسماعیل بن ابان ودیگران روایت می کند و روایت او متروک است. سمعانی می گوید: وی به اصفهان کوچید و در آنجا ساکن شد. او در شیعه گری غلو می کرد و آثاری هم درباره تشیع دارد.

ذهبی می گوید: ابن ابی حاتم گفته: وی مجهول و ناشناخته است. بخاری گفته: حدیث وی صحیح نیست. یعنی حدیث وی به نقل از عایشه درباره لزوم استرجاع گفتن در هنگام به یاد آوردن مصیبت صحیح نیست. اگر این گفته ها درباره وی درست باشد آیا می توان باور کرد و پذیرفت که روایتی درباره وضوی با سه بار شستن اعضا از وی صادر شده و وی یادآوری نکرده باشد،

با آن که امامیه یمن کسانی چون مفید و طوسی و دیگران در نامه علی بن ابی طالب (ع ) به محمد بن ابی بکر از همین را وی روایت مسح را نقل کرده اند؟ بر این پایه باید گفت: درنسخه چاپی کتاب الغارات این روایت تحریف شده است.

۲. کتاب غارات از کتابهایی است که همواره در دسترس و مورد استفاده اهل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *