تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم شامل 88 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم :

فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت قمر بنی هاشم باب الحوائج حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) وروز جانباز مبارک باد

باغ گل یاس سلام علیک مادر عباس سلام علیک ام البنین ام الادب ام النور چشم بد از قدر و جلال تو دور

سلام بر تو ای جانباز که زیباترین فرصت پرواز را در بال های شکسته ات می توان یافت ( جانبازان رهبران این نهضت اند )- امام خمینی (ره )پیامبر صلی الله علیه و آله: مَن جُرِحَ فی سَبیلِ اللَّهِ جاءَ یَومَ القِیامَهِ ریحُهُ کرِیحِ المِسک… عَلَیهِ طابَعُ الشُّهَداءِ

هر کس در راه خداوند مجروح شود، در حالی وارد قیامت می شود که بویش چون بوی مشک است… و نشان شهیدان را دارد

سالروز خجسته میلاد حضرت ابوالفضل عباس (ع)، حماسه آفرین دشت کربلا بنام روز جانباز نامیده شده است. جانبازانی که حکایت شگفت آفرینی آنها در میدان های عرفان و حماسه تکان دهنده بوده است. در نوشته های عارفان صاحبدل آمده است که: خداوند را دوستانی است که همواره در اجتماع و در بین مردم، بی هیچ لاف و گزافی به زندگی و عبادت مشغولند، بی آنکه نامشان برجسته تر از نام های دیگران، بر سر زبان ها باشد آنان ناشناخته برای اهل زمین، و نام آورند برای آسمان

من حیرانم در باره شخصیتی که از دریای فرات با لب تشنه بیرون آمد چون عطش مولایش یادش آمد و لب تشنه دو دستان و جان خود را فدا نمود.- چه بنویسم .

یا در باره مادری که چهار فرزند دلبندش را فدای مولایش نمود و همیشه بر امامش اشک ریخت. چه به رشته تحریر بیاورم واقعا عاجزم چگونه حالات این شخصیت و الا مقام را ترسیم نمایم همه شیعیان کم و بیش از جریانها و تاریخ های این بزرگمردان عالم اطلاع دارند فقط این بنده حقیر چند سطری از جلد ۶ کتاب ( نوادر و متفرقات) تالیف خودم به عزیزانم ارائه می دهم و طالبین تفصیل به آنجا مراجعه نمایند.

ماجرای خواب حضرت ام البنین یک شب قبل از خواستگاری:

یک شب قبل از خواستگاری عقیل از فاطمه کلابیه برای امیر المومنین (ع)،خانم خوابی دیده اند بدین شرح که برای مادرشان تعریف کردند: مادر! خواب دیدم که در باغ سرسبز و پر درختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آنها چشم دوخته بودم و درباره ی عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم. در مورد آسمان که بدون ستون بالا قرار گرفته است و همچنین روشنی ماه و ستارگان؛ در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشم ها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهموت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد، و من صدایش را می شندیم، ولی او را نمی دیدم.گفت:”فاطمه! مژده باد تو را به سیادت و نورانیت به ماه نورانی و سه ستاره درخشان که پدرشان سید و سرور همه ی انسان هاست بعد از پیامبر گرامی(ص)”.

ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، علی بن ابی طالب (ع) وقتی به فکر گرفتن همسر دیگری بود، در حالیکه واقعه عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل» را که در علم نسب شناسی وارد بود و قبایل عرب را به خوبی می شناخت، فراخواند و فرمود: طلب کن از برای من زنی از شجاعان عرب تا به دنیا آورد سوارکاری شجاع و دلیر.

جناب عقیل دختری به نامه فاطمه دختر حزام بن خالد و ثَمامه بنت سهل بن عامر از قبیله بنی کلاب که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند را معرفی کردند.

اجداد دختر- در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است. افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند به همین دلیل بانو صاحب امان نامه بود و افراد فبیله ایشان تحت حمایت عرب بودند.

ورود ام البنین به خانه علی (علی علیه السلام:

فاطمه کلابیه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که میخواست پابه خانه علی علیه السّلام بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه علیهاالسّلام اجازه نفرمایند وارد خانه نمیشوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت میرساند روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه السلام گذاشت (، دم در ورودی با همان لباس عروسی نشست و آستانه را بوسید و داخل شد) در حالی که حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. وهمواره میگفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) ص ۲۱ وکتاب چهره درخشان قمربنی هاشم ص ۵۹.

وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا ** تو آمدی ای گل، در خانه گل ها ** بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی ** یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی

تغییر نام از فاطمه به ام البنین:

فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه السلام، دید بچه های فاطمه زهراء بیاد مادر می افتند به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای » فاطمه «، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن ها تداعی نگردد و رنج بی مادری آن ها را آزار ندهد.

حضرت علی علیه السّلام در همسرش، خردی نیرومند، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.

ثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی (ع:

فاطمه کلابیه بنا به نقل تاریخ دومین یا سومین همسر علی بن ابی طالب علیه السّلام بوده است. آنچه در زندگی مشترک این دو بزرگوار مطرح است حس وفاداری به یکدیگر و احترام متقابل می باشد.

ثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام البنین، یعنی مادر پسران می خواندند.

فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت.

ام البنین فرزندان دخت گرامی پیامبر اکرم (ص) را بر فرزندان خود که نمونه های والای کمال بودند مقدم می دانست و عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می کرد، چون، ام البنین توجه به فرزندان پیامبر را فریضه ای دینی می شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود به محبت آنان دستور داده بود و آنان امانت و ریحانه پیامبر بودند؛ ام البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و حق آنان را ادا کرد. محبت بی شائبه ام البنین در حق فرزندان پیامبر و فداکاری های فرزندان او در راه سیدالشهدا (ع) بی پاسخ نماند، بلکه اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانی نسبت به آنان چیزی فرو گذار نکردند. رفتن نواده پیامبر اکرم، شریک نهضت حسینی و قلب تپنده قیام حسین، زینب کبری، نزد ام البنین و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش، نشان دهنده منزلت والای ام البنین نزد اهل بیت (ع) است. این بانوی بزرگوار، جایگاهی ویژه نزد مسلمانان دارد و بسیاری معتقدند او را نزد خداوند، منزلتی والاست و اگر دردمندی او را واسطه خود نزد حضرت باری تعالی قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد، لذا هنگام سختی ها و درماندگی این مادر فداکار را شفیع خود قرار می دهند، البته بسیار طبیعی است که ام البنین نزد پروردگار مقرب باشد؛ زیرا در راه خدا و استواری دین حق، فرزندان و پاره های جگر خود را خالصانه تقدیم داشت. نخستین فرزند پاک بانو ام البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس (ع) بود که با تولدش، مدینه به گل نشست، دنیا پر فروغ گشت و موج شادی، خاندان علوی را فرا گرفت. قمری تابناک به این خاندان افزوده شده بود و می رفت که با فضایل و خون خود، نقشی جاودانه بر صفحه گیتی بنگارد. هنگامی که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین (ع) داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعی تولد را درباره او اجرا کرد.

باید آری چون ابوالفضل از علی مرتضی ** والدی را آنچنان مولودی اینچنین **زین نور روشن چشم شاه اولیاء** جاودان از این کرامت شادمان ام البنین

میلاد فرزند شجاعت:

تاریخ تولد عباس:

در سال تولد حضرت ابوالفضل (ع) اختلاف وجود دارد و از میان همه احتمالات می توان سال های ۲۴ یا ۲۶ هجری را برگزید ولی قول مشهور این است که عباس (ع) سحرگاه روز جمعه در چهارم شعبان سال ۲۶ هجری در مدینه دیده به جهان گشوده است. اکثرمورخان هم همین تاریخ را قبول دارند

موضوع شایان تذکر، این است که روز سوم شعبان سال سوم یا چهارم هجری حضرت امام حسین (ع) تولد یافته و برادرش عباس (ع) روز چهارم شعبان به دنیا آمده است.

مطلع شعبان همایون اثر ** بر ادب توست دلیلی دگر **سوم این ماه، چون نور امید ** شعشعه صبح حسینی دمید**چهارم این مه که پراز عطر وبوست ** نوبت میلاد علمدار اوست

شد به هم آمیخته از مشرقین *** نور ابوالفضل وشعاع حسین *** ای به فدای سروجان وتنت *** وین ادب آمدن ورفتنت *** وقت ولادت قدمی پشت سر *** وقت شهادت قدمی پیشتر!!

چون در دستگاه منظم خلقت هرگز چیزی به تصادف واقع نمی شود، بلکه همه چیز را خداوند حساب شده و دقیق آفریده و می آفریند، از این رو تولد امام حسین (ع) را در روز سوم شعبان و تولد برادرش عباس (ع) را روز چهارم شعبان یا گریه جد و پدر هر دو را در روز تولد. نمی توان امری تصادفی دانست.

باتوجه به تاریخ تولد او میتوان گفت که وی درزمان خلافت عثمان به دنیا آمده است با این ترتیب کودک زیباروی ام البنین که بعدها، قمربنی هاشم لقب یافت، ۷ الی ۸ سال در زمان خلافت عثمان بوده، لذا زمانی که خلیفه سوم مقتول گشته و پدرش علی (ع) به خلافت انتخاب شده ۹ ساله بوده است. از آن جا که نوابغ عالم، رشد فکری فوق العاده دارند، عباس (ع) که از نیروی جسمانی چشمگیری نیز برخوردار بود، به زودی مقام والایی را در اجتماع احراز کرد و قبل از بلوغ به عباس رشید شهرت یافت.

نخستین فرزند پاک بانو ام البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس علیه السّلام بود که با تولدش، مدینه به گل نشست، دنیا پر فروغ گشت و موج شادی، خاندان علوی را فرا گرفت. قمری تابناک به این خاندان افزوده شده بود و می رفت که با فضایل و خون خود، نقشی جاودانه بر صفحه گیتی بنگارد.

بایدآری چون ابوالفضل از علی مرتضی **والدی را آنچنان مولودی باید اینچنین **زین نور روشن چشم شاه اولیاء**جاودان از این کرامت شادمان ام البنین

هنگامی که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین علیه السّلام داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعی تولد را درباره او اجرا کرد.

چون مرتضی قنداقه عباس در برگرفت *** گفتا فلک: بر دست خود، مهری مه انور گرفت

یا از گلستان شرف وی لاله احمر گرفت *** چونان که گفتی مصطفی بر دست خود حیدر گرفت

بوسه بر دستانش زدو از دیدگان گوهر گرف ت *** زان ماجرا غم بر دل وبر جان آن مادر گرفت

گفتا مگر عیبی بود در این دو دست نازنین!؟ *** شگفت نی در کربلا گردد جدا از ظلم وکین!

آری که خود این دستها باید علمداری کند *** در راه سبط مصطفی از جان وفاداری کند

بهر رواج دین حق دفع ستمکاری کند *** از قتل قوم مشرکین سیلاب خون جاری کند

بر حفظ ناموس خدا نیکو فداکاری کند *** تا از حریم شاه دین آن سال نگهداری کند

آن دم فداکاری وی مقبول ومستحسن شود *** کو همچو جعفر، عم خود، دستش جدا از تن شود

روز هفتم انجام عقیقه

در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند

اطلاع غیبی امیرمومنان علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السّلام از پس پرده های غیب، جنگاوری و دلیری فرزند را در عرصه های پیکار دریافته بود و می دانست که او یکی از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس) دژم: شیربیشه (نامید؛ زیرا در برابر کژی ها و باطل، ترش رو و پر آژنگ بود و در مقابل نیکی، خندان و چهره گشوده. همان گونه که پدر دریافته بود، فرزندش در میادین رزم و جنگ هایی که به وسیله دشمنان اهل بیت علیهم السّلام به وجود می آمد، چون شیری خشمگین می غرید، گردان و دلیران سپاه کفر را درهم می کوفت و در میدان کربلا تمامی سپاه دشمن را دچار هراس مرگ آوری کرد.

دیدن ام البنین بوسه های امام به بازوان فرزندش

امیر المؤ منین علیه السلام دستهای عباس علیه السلام را می بوسد:

مورخان نقل می کنند: روزی ام البنین وارد اتاق شد. علی علیه السّلام را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستین های کودک را بالا زده و بازوانش را می بوسد و به شدت می گرید. ام البنین حیران و نگران علت را پرسید. علی علیه السّلام با اندوه پاسخ داد:؟! حضرت با صدای آرام و اندوه زده پاسخ داد: به این دو دست نگریستم و آنچه را که بر سرشان خواهد آمد به یاد آوردم ام البنین سلام الله علیه، شتابان و هراسان، پرسید: چه بر سر آنها خواهد آمد؟!

امام علیه السلام با لحن مملو از غم و اندوه و تاثر گفت: آنها از بازو قطع خواهد شد کلام حضرت چون صاعقه ای بر ام البنین سلام الله علیه فرود آمد و قلبش را ذوب کرد و با دهشت بسرعت پرسید: چرا دستهایش قطع می شوند؟! و امام علیه السلام به او خبر داد که دستان فرزندش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *