تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای حضرت محمّد(ص) در دیوان شهریار :

مقدمه

شهریار از جمله شاعرانی است که دیوانش را با مدح پیامبر زینت داده اشعاری در منقبت او سروده است. در شعر “قیام محمّد” وینشان دهنده ی ارادت و دوستی او با پیامبر و خاندان اوست با جستجویی در دیوان او به ابیات زیادی بر می خوریم که به نحوی به ستایش اسلام وپیامبر اعظم پرداخته است. در مورد معراج پیامبر اشعار مفصلی سروده است هم چنین در مورد مدینه شهر پیامبر، اصحاب ویاران پیامبر و امامان معصوم در ابیاتی سخن گفته است. او نیز مانند بسیاری از شاعراندیگر سعادت انسان و بشریّت را در پناه محمّد وآل محمّد می داند.

استاد شهریار لزوم روشن گری پیامبر و معصومین را در شعر “اتصال به معبود” به روشنی توضیح می دهد که پیامبران و امامان جهت هدایت و روشنگری انسان آمده اند و در این میان حضرت محمّد را تاج پیامبران می داندکه با کامل ترین دین مایه ی هدایت انسان است.

او به فرق پیامبران تاج است

که متوّج به تاج معراج است

بلال حبشی

پدر و مادر وی از کسانی بودند که از «حبشه» به حالت اسارت وارد جزیره العرب شده بودند.[۱] «بلال» که بعدها مؤذن رسول گرامی شد، غلام «أمیه بن خلف» بود.[۲] وی برای انتقام، غلام تازه مسلمان خود را در ملأ عام شکنجه می داد و او را در گرم ترین روزها با بدن برهنه روی ریگ های داغ می خوابانید و سنگ بسیار بزرگ و داغی را روی سینه اش می نهاد و او را با جمله زیر مخاطب می ساخت: «دست از تو برنمی دارم تا اینکه به همین حالت جان بسپاری و یا از اعتقاد به خدای محمد برگردی و لات و عزّی را بپرستی![۳]»

بلال در برابر آن همه شکنجه، گفتار او را با دو کلمه- که روشن گر پایه استقامت او بود- پاسخ داد و چنین گفت: أحد، أحد؛ خدا یکی است! و هرگز به آیین شرک و بت پرستی برنمی گردم. استقامت این غلام سیاه که اسیر سنگ دلی بود، اعجاب دیگران را برانگیخت. حتی «ورقه بن نوفل» بر وضع رقت بار او گریست و به «امیه» گفت: به خدا سوگند! اگر او را با این وضع بکشید، قبرش را زیارتگاه خواهم ساخت.[۴]

گاهی امیه شدت عمل بیشتری نشان می داد، ریسمانی به گردنش می افکند و به دست بچه ها می داد تا او را در کوچه ها بگردانند.[۵] بلال موذن مسجد نبی بود و همواره در روزهای فتح و اوقات نمازهای یومیه با صدای دلنشین خود اذان می گفت اما بنا به روایات های تاریخی بعد وفات حضرت محمد (ص) بلال حاضر نشد اذان بگوید چرا که او خود را مؤذن خاص حضرت محمد تلقی می کرد تنها با درخواست حضرت فاطمه حاضر می شود بر بام مساجد برود در روز فتح مکه هنگام ظهر پیامبر به بلال دستور داد اذان بگوید. بلال به دستور پیامبر برای گفتن اذان به بام کعبه رفت و با صدای رسا مشغول گفتن اذان شد. با شنیدن صدای بلال، هر یک از سران قریش به گونه ای ناخرسندی خود را اظهار کردند.

استاد سخن شهریار در وصف بلال حبشی موذن حضرت محمّد (ص) این چنین می سراید:

بلالی که بلند از وی اذان بود

بلند، آوازه ی اسلام از آن بود

اذان وی ستون سنگی از پی

قوام مسجد پیمبر از وی

غلامی بود از پیغمبر آزاد

ولی از بندگان خاندان آزاد

همیشه بلبل باغ رسالت

حکایت در حکایت وجد و حالت

نوای او نوید یاری دادی

به عاشق وعده ی دیدار دادی

مسلمان تا اذان وی شنیدی

به چشم خود رسول اللّه دیدی

پس از او با اذان هم آیتی نیست

صدایی هست وروحانیّتی نیست

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۷۹۷ )

ازدواج از دیدگاه پیامبر

تمایلات جنسی افراد، در زمان مخصوصی بروز می کند و گاهی بر اثر نبودن تربیت های صحیح و فراهم بودن وسایل ارضای غریزه جنسی، جوان در لب پرتگاه قرار می گیرد و آنچه نباید بشود، رخ می دهد.

بهترین وسیله برای حفظ عفّت عمومی ازدواج است. اسلام نیز به حکم فطرت، زن و مرد را موظف دانسته که در شرایط مخصوصی ازدواج کنند و سخنانی در این باره به عنوان های مختلف گفته که به برخی از آن ها اشاره می شود:

زنان و مردان با هم ازدواج نمایند و ترس از فقر و تهیدستی آنها را از این مراسم بازندارد، خداوند آنان را بی نیاز می سازد.[۶]

پیامبر گرامی صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:

کسی که می خواهد با روان پاک، با خداوند روبه رو شود باید ازدواج کند.[۷]

و نیز فرموده است:

من روز رستاخیز بر سایر ملل به فزونی پیروانم، مباهات می کنم.[۸]

پیامبر عملا با مشکلات ازدواج فرا زمانی مبارزه می کرد وراه های ازدواج جوانان را هموار می کرد. این ها یک سلسله مشکلات اجتماعی بودند که در هر جامعه ای به نسبت خاصی وجود داشته و دارد. دوران زندگی پیامبر را نمی توان از این مشکلات استثنا کرد.

اشراف عرب دخترانشان را به افرادی می دادند که از نظر قبیله، قدرت و زر و زور مثل آن ها باشند و در غیر این صورت دست رد بر سینه خواستگاران می زدند.

روی این عادت دیرینه، اشراف و بزرگانی اصرار داشتند با دختر گرامی پیامبر، فاطمه علیها السّلام ازدواج کنند، زیرا تصور می کردند که پیامبر در کار خود سخت گیری نخواهد کرد. آنان چنین می پنداشتند که برای جلب رضایت عروس و پدر امکانات لازم را در اختیار دارند؛ وانگهی وی در ازدواج دختران دیگر خود مانند رقیه و زینب سخت گیری نکرد. اما شوهر حضرت فاطمه باید کسی می شد که از نظر فضیلت و تقوا، ایمان و اخلاص مانند او باشد. اگر فاطمه به موجب آیه تطهیر، معصوم از گناه شمرده شده، شوهرش نیز باید مثل او معصوم از گناه باشد.

دارایی و مظاهر مادی ملاک هم شأنی نیست. اسلام با اینکه می گوید: دختران خود را به هم شأن آن ها بدهید، ولی هم شأن بودن را به ایمان و اسلام می داند. از دیدگاه پیامبراساسا محیط زندگی زناشویی باید با صمیمیت و مهر و وفا گرم و مطبوع گردد وگرنه مهریه های سنگین و جهیزیه های کمرشکن فروغی به زندگی نمی دهد.

شهریار در شعری جداگانه این سنّت پیامبر را یاد آور می شود و می نویسد:

رسول گفت که: “آیین من بود تزویج

کس که منکر آیین من شد، از من نیست

از این رسوم که مرسوم دین اسلام است

خدا پسند تر از رسم زن گرفتن نیست

تو نصف خانه ی ایمان به زن گرفتن کنی محصور

حصار نیم دگر کن که بیم دشمن نیست

به دوزخ اکثر اهل عذاب عزّابند

جهنمی بتر از جان مرد بی زن نیست”…

مکن که ترک شریعت اشاعه ی فحشاست

دگر به عصمت وایمان خود کس ایمن نیست

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۱۰۶۷-۱۰۶۶ )

شفاعت حضرت محمد

آیات متعدد قرآن کریم و احادیث متواتر شفاعت حضرت محمدرا به اذن خدا اثبات می کند و شفاعت مقام والایی است که خداوند منان علاوه بر انبیا و معصومین، به برخی از علما، شهدا و مؤمنانی که به مراحل عالی تکامل رسیده باشند، نیز عطا می کند و آنان می توانند دست ضعیفانی را که ایمان داشته، ولی دارای برخی لغزش های عملی بوده اند، گرفته و آنها را از قهر الهی نجات دهند.

پیامبر(ص) همانند خداوند غیرقابل شناخت کامل و توصیف است؛ چرا که وی مظهر اکمل و اتم خداوندی است؛ اما این بدان معنا نیست که پیامبر (ص) دور از دسترس باشد؛ زیرا در این صورت نمی تواند اسوه و سرمشق بشریت باشد.

مقام شفاعت از دیگر مقامات رسول الله است که در آیات مختلف قران کریم خداوند به آن اشاره کرده و می فرماید که این مقام از طریق تهجد و نافله شب برای مردمان دیگر قابل دسترسی است. با این تفاوت که شفاعت پیامبر(ص) شفاعت مطلقی است که برتر و گسترده تر از آن نمی توان تصور کرد.[۹] خداوند در آیه سوره ضحی به پیامبر(ص) وعده داده که در این مقام چنان به وی اجازه شفاعت داده می شود که آن حضرت(ع) راضی و خشنود شود.[۱۰] بدین ترتیب با در نظر گرفتن ایات و احادیث شفاعت پیامبر در برزخ، قیامت و دنیا شامل حال امتش می شود. شهریار نیز همانند بسیاری از شاعران ایران دیوان شعرش را با مدح رسول ختمی مرتبت زینت بخشیده و در جای جای اشعار ش اشارات فراوانی به پیامبر عظیم الشان دارداز جمله در مورد شفاعت پیامبر می نویسد:

“حریم حرمتش این بس که در شفاعت محشر

بمیرد آتش دوزخ به احترام محمّد(ص)”

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۹۷)

خدمت رسانی به مردم از دیدگاه پیامبر

خدمت به اجتماع در نزد رسول اکرم عبادت تلقی می شد و همواره پیامبرخدا خدمت برخلق را در کنار خدمت به یتیمان، همسایگان، فقیران، همسران سفارش می کرد و کارهای عام المنفعه را در الویت قرار می داد احادیث نقل شده از پیامبر خبر از جایگاه والای این عمل می دهد. از جمله:

۱ – معیار و ملاک ارزش مندی انسان: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «خصلتان لیس فوقهما من البر شی ء: الایمان بالله و النفع لعباد الله[۱۱]؛ دو خصلت نیکوست که برتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او. ».

۳ – محبوبیت در پیش گاه خدا: از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: محبوب ترین فرد در پیش گاه خدا کیست؟ فرمود: «انفع الناس للناس[۱۲]؛ محبوب ترین فرد کسی است که بیشتر از همه برای مسلمانان مفید باشد. »

۴ – سرآمد اعمال عاقلانه: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: رأس العقل بعد الدین التودد الی الناس و اصطناع الخیر الی کل برّ و فاجر[۱۳]؛ پس از ایمان به خدا و دین، سرآمد عقل، بشر دوستی و نیکی است.

گستره میدان خدمت

دامنه خیرات و نیکی ها بسیار گسترده است. پس، از خدمت به ظاهر ناچیز هم نباید چشم پوشید. رسول اکرم (ص) می فرماید: «انّ علی کل مسلم فی کل یوم صدقه قیل: من یطیق ذلک؟ قال اماطتک الاذی عن الطریقه صدقه[۱۴]؛ بر هر فردی از مسلمانان لازم است هر روز کار نیکی انجام دهد. گفته شد: چه کسی قادر است هر روز کار نیک انجام دهد؟ رسول خدا (ص) پاسخ دادند: همین که از سر راه و معابر عمومی مسلمانان، موانع و اشیای مزاحم را بردارید، این عمل شما صدقه است و کار نیک محسوب می شود. »

جلوه های خدمت

خدمت به دیگران، به صورت های مختلفی ظاهر می شود. از این رو احادیث و روایات اسلامی، هر نوع خدمت گزاری را با هر عنوانی تشویق و ترغیب کرده است. در این جا به نمونه هایی اشاره می کنیم:

۱ – سودرسانی: سودمندی، یکی از جلوه های خدمت رسانی است. مؤمن، انسانی است مبارک و پر سود برای دیگران. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مثل المؤمن مثل النخله ما اخذت منها من شی ء نفعک[۱۵] شخص با ایمان همانند درخت خرماست که هر چه از آن برگیری، سودمند است.»

شهریار در مورد اسلام و خدمت اجتماع شعری دارد که در آن از زبان پیامبر خدمت به مردم را با ارزش تر از روزه داری بیان می کند.

لیک در دم از گروه بی صیام

عدّه ای کردندخدمت راقیام

خیمه ها بستند وزود افراشتند

حفره ها کندند وآب انباشتند

روزه داران را به رخ آبی زدند

خواب را بر چهره مهتابی زدند

عقل کل فرمود: اینها بی صیام

اجر را بردند با سنگ تمام…

هر جا توفیق خدمت شامل است

روزه داری هدیع ای نا قابل است

در نمازت گر ز معنی آگهی

از عمل، داری گزارش می دهی

گر عمل با وی مطابق نیست

وای بر تو پس گزارش چیستت

با سر راه اجانب رفتنت

چیست این (ایا ک نعبد)گفتنت

این عبادتها به عادت می کنی

خدمت ار کردی عبادت می کنی

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۷۶۹ – ۷۶۸)

مدینه النبی

مدینه یا مَدینَهُ النبی به معنای شهر پیامبر، دومین شهر مهم مذهبی مسلمانان که در عربستان واقع است. مسجد و مرقد پیامبر اکرم(ص)، قبرستان بقیع، مدفن چهار امام شیعه و بسیاری از بزرگان اسلام و نیز مکان های مقدس دیگری در آن جای گرفته است. با هجرت پیامبر اسلام(ص) به این شهر، نام آن از یثرب به مدینه النبی تغییر کرد و تا سال ق پایتخت نخستین حکومت اسلامی بود. جنگ های مسلمانان با مشرکان، نبرد پیامبر با یهودیان مدینه، و تشکیل حکومت اسلامی در این شهر بود. مدینه که قبل از هجرت پیامبر، یثرب نام داشت، یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان می باشد که در شمال شرقی مکه در ناحیه حجاز قرار دارد و تا مکه کیلومتر فاصله دارد.[۱۶] این شهر در شوره زار و سنگستان واقع است.[۱۷]

مهمترین نکته در جغرافیای داخلی مدینه این است که شهر در میان دو رشته حره(حره به طور معمول به سنگ های سیاهی اطلاق می شود که به صورتی خشن سطح زمین را پوشانده و پستی و بلندی تپه ای دارد و به صورت کوه نیست) واقع شده که یکی در شرق با نام «حرّه واقم» و دیگری در غرب با نام «حرّه وبره» است.[۱۸] آشکارترین کوه در مدینه منوره، کوه اُحد است.

ساکنان مدینه:

پیش از اسلام، دو گروه عرب و یهودی در یثرب زندگی می کردند. قبایل یهودی عبارت بودند از: بنی قَیْنُقاع، بنی نضیر و بنی قرَیْظه که عمدتا در جنوب و جنوب شرقی، ساکن بودند[۱۹] گروه عرب عبارت بودند از دو طایفه خزرج و اوس. جمعیت خزرجیان سه برابر اوس بود و در نواحی مرکزی مدینه می زیستند.

جمعیت عربِ یثرب، بسیار بیش از یهودیان بوده است. میان اوس و خزرج، نزاع های زیادی جریان داشت و این نزاع ها به میان قبایل یهود نیز سرایت کرده بود. هم اکنون ساکنان مدینه مسلمان و غالبا بر مذهب اهل سنت اند. این شهر از قدیم محل سکونت شیعیان در قالب یک اقلیت مذهبی نیز بوده است. گروه نخاوله که در منابع تاریخی بسیار از آنها یاد شده است، شیعه و ساکن مدینه اند.

هجرت پیامبر به مدینه:

رسول خدا (ص) ۱۳ سال پس از بعثت، در آغاز ماه ربیع الاول راهی یثرب شد. این هجرت پس از بستن دو پیمان عقبه ( عقبه اول و دوم ) با مردم یثرب انجام شد. حضرت پس از اقامت چند روزه در قبا، راهی آنجا شد. علت اصلی مهاجرت مسلمانان به یثرب، فشار و آزارهای مشرکان مکه و بیعت یثربیان با پیامبر (ص) برای دفاع از مسلمانان بود.

سال پایانی عمر پیامبر عمدتاً در مدینه سپری شد و این شهر پایگاه گسترش اسلام بود.

پیامبر(ص) در ادامه مسیر از قبا به یثرب، در میان قبیله بنی سالم برای نخستین بار نماز جمعه را اقامه کرد و همین مسئله سبب شد تا محل نماز خواندن رسول خدا (ص)به عنوان مسجد الجمعه شناخته شد

شهریار درشعر در ورود به مدینه ی طیّبه سلام عرض میکند و آن را سرزمین وحی والهام می داند ومی نویسد:

سلام ای پایتخت پادشاهی

سلام ای پایه ی عرش الهی…

چه روحی خفته در آنیّت تو

ملایک محو روحانیت تو

خبر داری که با این شوق مدهوش

چه جانی را گرفتستی در آغوش

نشان پای پیغمبر به خاکش

ثریا سرمه سای از خاک پاکش

مشام جان کن اینجا جلد و چالاک

شمیم خلق پیغمبر کن ادراک

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۷۹۰)

غرض شان عظیمی دارد این خاک

که باشد نسبتش با عالم پاک

در اینجا گشته دارالعلم بنیاد

وز اینجا منتقل گشته به بغداد

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۷۹۱ )

نامه پیامبر اکرم به خسرو پرویز

پیامبر اکرم (ص) در راستای ایفای رسالت الهی و جهانی خود اقدام به نوشتن نامه به شاهان، عم از عرب و عجم، نمود نامه پیامبر به کسری، شاه یران از جمله نامه هایی بود که در اواخر سال ششم هجری به خسرو پرویز فرستاده شد. سیره و سبک نگارش ان حضرت در دعوت دیگران، به هدایت و دین اسلام را روشن می سازد. ساختاراجتماعی و گرایشات مذهبی مردم آن روزگار، پیروی از دین زرتشت سلطه و سیطره ی حکومت بر مقدرات آنها بود. پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز، تنها کسی که چنین کاری کرد، نشانه ی فسادی است که در اخلاق دستگاه حکومتی ایران راه یافته بود. آغاز نگارش نامه به پادشاهان اواخر سال ششم هجری[۲۰] یا ماه های اول سال هفتم ه. ق[۲۱] بوده است.

اما نامه پیامبر بر خسرو پرویز بر اساس متنی که جمع زیادی از مورخین و محدثین نقل کرده اند به قرار زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

من محمد رسول الله الی کسری عظیم فارس سلام علی من اتبع الهدی و آمن بالله و رسوله و شهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمد عبده و رسوله

ادعوک بدعائه الله فانی رسول الله الی ناس کافه لا تذر من کان حیا و بحق القول علی الکافرین اسلم سلم فان ابیک فعلیک ائم المجوس[۲۲]

پیامبر اکرم (ص) نامه را توسط شخصی به نام عبدالله بن حذافه به سود کسری فرستاد[۲۳] کسری چون این نامه را دید بر آشفت و گفت این کیست که نام خود را فبل از من نوشته است. بفرمود تا آن نامه را پاره کنند و رسول را خوار کنند.

در ایران نامه ی حضرت دریدند

جزایش هم به چندین گونه دیدند

به هر جا فتح از دین و ادب بود

و گر وحشیّتی بود از عرب بود

وگر دینی بماند این چند مدّت

همانا از خدا دان و حقیقت

وگر نه این سخن در گوش جان گیر

که کس ایمان نمی آرد به شمشیر

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۷۹۳ )

معراج

آن گونه که از ظاهر روایات برمی آید، احتمالاً معراج بیش از دو مرتبه و طی دفعات متعدد اتفاق افتاده که یکی از آنها بسیار شاخص و معروف شده که گفته شده این معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده است.[۲۴]

مرحله دوم معراج در سوره نجم چنین توصیف شده است:

سپس [پیامبر (ص) در شب معراج] نزدیک و نزدیک تر شد، تا آنکه فاصله او [با مقام قرب خاص خدا] به اندازه طول دو کمان یا کمتر بود. در اینجا، خداوند آنچه را وحی کردنی بود، به بنده اش وحی کرد. آنچه را دید، انکار نکرد. آیا با او درباره آنچه دید، مجادله و ستیز می کنید؟ و بار دیگر نیز او را نزدیک سدرهالمنتهی که بهشت جاویدان در آنجاست، دیده است. در آن هنگام که چیزی (شکوه و نور خیره کننده ای) سدرهالمنتهی را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشدو طغیان یکی از معجزات علمی و عملی پیامبر اعظم(ص) که به تصریح قرآن کریم در سایه عبودیت آن حضرت رخ داده، «معراج» است که در اولین آیه سوره اسرا و آیات هشتم تا هجدهم سوره نجم می توان اشاراتی را درباره آن مشاهده کرد. آغاز ماجرا در سوره اسرا چنین آمده است:

پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد که گرداگردش را پربرکت ساختیم، تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. او شنوا و بیناست.[۲۵]

البته آن گونه که از روایات برمی آید معراج ضمن دو مرحله انجام شده است در مرحله اول همان گونه که در آیه فوق مشاهده کردیم ایشان را شبانه از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی سیر می دهند و پس از آن تا آسمان هفتم و تا جایی صعود می کنند که احدی جز خداوند متعال حضور نداشته است و تمام این ماجرا در بیداری بوده و بنابر نظر اکثر علمای شیعه با همین بدن جسمانی اتفاق افتاده و نه در خواب یا با روح زیرا معراج صرفاً روحانی فضیلت چندانی را برای ایشان اثبات نمی کند و چنان عظمتی را که مورد تأکید و روایات است بر نمی تابد.

هر چند روایات درباره معراج آن قدر متعدد است که به حد تواتر رسیده و مورد قبول همگان می باشد لیکن راجع به زمان، مکان و تعداد دفعات وقوع آن میان محدثان، مورخان و مفسران اختلاف نظر وجود دارد:

زمان اولین معراج را بهتر است نه ماه یا دوسال پیش از ولادت حضرت زهرا(س) بدانیم زیرا حضرت محمد(ص) روزی در جواب یکی از همسران خود که از شدت محبت به فرزندشان گله کرده بود، تشکیل نطفه ایشان را در آسمان و شب معراج خوانده اند.

مکان آن نیز خانه حضرت خدیجه(س) خانه ام هانی خواهر حضرت علی(ع)، شعب ابی طالب، و مسجدالحرام در کنار کعبه گفته شده است.[۲۶]

آن گونه که از ظاهر روایات برمی آید، احتمالاً معراج بیش از دو مرتبه و طی دفعات متعدد اتفاق افتاده که یکی از آنها بسیار شاخص و معروف شده که گفته شده این معراج در شب هفدهم ماه رمضان سال دهم بعثت اتفاق افتاده است.[۲۷]

معراج در یک نگاه

جبرئیل امین، مرکب فضاپیمایی به نام «براق» را پیش آورد. محمد(ص) این سفر با شکوه و بی سابقه را از خانه ام هانی یا مسجدالحرام آغاز کرد، ولی با همان مرکب به سوی بیت المقدس روانه شد و در مدت بسیار کوتاهی در آن محل فرود آمد. در مسجدالاقصی (بیت المقدس) با حضور ارواح پیامبران بزرگ مانند ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) نماز گزارد. امام جماعت نیز پیامبر اکرم(ص) بود. سپس از مسجدالاقصی، «بیت اللحم» زادگاه حضرت مسیح (ع) و خانه های پیامبران دیدن کرد. پیامبر در برخی جایگاه ها به شکرانه چنین سفری و تحیت محل های متبرکه، دو رکعت نماز شکر به جای آورد.

آن گاه مرحله دوم سفر خود را که حرکت به سوی آسمان های هفت گانه بود، آغاز کرد. پیامبر همه آسمان ها را یکی پس از دیگری پیمود و ساختار جهان بالا و ستارگان را دید. ولی در هر آسمان به صحنه های تازه ای برمی خورد و با ارواح پیامبران و فرشتگان سخن می گفت. او در بعضی آسمان ها با دوزخ و دوزخیان و در بعضی آسمان های دیگر با بهشت و بهشتیان برخورد کرد و از مراکز رحمت و عذاب پروردگار بازدید به عمل آورد. ایشان، درجه های بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده کرد.

سرانجام به «سدره المنتهی » در آسمان هفتم و «جنهالمأوی» (بهشت برین) رسید و در آنجا، آثار شکوه پروردگار هستی را دید. وی چنان اوج گرفت و به جایی رسید که جز خدا، هیچ موجودی به آنجا راه نداشت. حتی جبرئیل از حرکت باز ایستاد و گفت: «به یقین، اگر به اندازه سرانگشتی بالاتر آیم، خواهم سوخت[۲۸]».

آنگاه حضرت محمد(ص) در آن جهان سراسر نور و روشنایی، به اوج شهود باطنی و قرب الی الله و مقام «قاب قوسین أو أدنی» رسید. خداوند در این سفر، دستورها و سفارش های بسیار مهمی به پیامبر فرمود. بدین صورت، معراج که از بیت الحرام و به گفته بعضی، از خانه ام هانی، دختر عموی آن حضرت و خواهر امیرالمؤمنین علی(ع) آغاز گشته بود، در سدرهالمنتهی پایان پذیرفت. سپس به پیامبر دستور داده شد از همان راهی که عروج کرده است، باز گردد.

شهریار در اشعاری که اشاره به معراج می کند معراج پیامبر را روحی و جسمی می داند.

همه ی نور انبیا با اوست

اوج معراج کبریا با اوست

جسمش از خاک مکّی ومدنی

جانش از نور پاک ذات غنی

زاد روز نبی است عقل کل

اشرف انبیا و ختم رسل

مبدا نور چارده معصوم

رزق از این چارده درش مقسوم

این نگین، خاتم النبیّن است

آفرینش خلاصه اش این است

( شهریار؛ ۱۳۸۲: ۶۹۱ )

طلسمات زمان بود و مکان، پر پیچ و بی پایان

نه با چیزی بقا بود و نه با عمری کفایت بود

که نا گه یک دل بشکسته از این هر دو زندان جست

که معصوم خدایی بود وبی جرم وجنایت بود

به راه مسجد الاقصی گرفت از کاروانی آب

هنوزش قالب تن بود و محتاج سقایت بود

به مسجد قالبش روحی و عقلی و الهی شد

به معراجی بپیچید آنچه مبدا بود وغایت بود. ..

کنار سدره چون جبرییل هادی باز ماند از وی

جمال کعبه خود چرخنده مشکوت هدایت بود

کشیده صف به صف حور و ملک از سدره تا طوبی

شکوه موکب آن خسرو خورشید رایت بود

به جوی سلسبیل و کوثر از شوق شعف، رقصان

چه آبی کز صفا با ریزه سنگانش سعایت یود…

محمّد (ص) از خط الواح عرش دانشی اندوخت

که کانونهای عرفانش نهان در هر کنایت بود

همه با یاد امّت بود انیسش معد لت، آری

کجا سلطان عادل با رعیت بی رعایت بود

به گاه بازگشت، از ارمغان لیلت المعراج

به سیمای عفیفش نقش لبخند رضایت بود

(شهریار؛ ۱۳۸۲: ۱۰۸۹-۱۰۸۷)

نبرد خندق

رسول گرامی در سال چهارم هجرت، یهودیان «بنی نضیر» را به سبب پیمان شکنی از مدینه اخراج کرد و قسمتی از اموالشان را نیز ضبط کرد.

بنی نضیر ناچار شدند یا به سوی «خیبر» کوچ کنند و در آنجا سکنا گزینند و یا به سمت شام بروند. عمل انقلابی پیامبر مطابق پیمانی بود که طرفین امضا کرده بودند.

همین عمل سبب شد که سران بنی نضیر، دست به توطئه زده و آهنگ مکه کنند و قریش را به نبرد با «محمد» تشویق کنند.

نیروهای عرب مشرک و یهود در این نبرد بر ضد اسلام بسیج شدند. آنان با تشکیل اتحادیه نظامی نیرومندی، قریب یک ماه مدینه را محاصره کردند و چون در این غزوه، احزاب و دسته های مختلف شرکت کرده و مسلمانان برای جلوگیری از پیش روی دشمن، اطراف مدینه را به صورت خندق درآورده بودند، این غزوه را جنگ احزاب و گاهی غزوه «خندق» می نامند.[۲۹] آتش افروزان این جنگ، سران یهود «بنی النضیر » وگروهی از «بنی وائل » بودند.[۳۰] ضربت محکمی که یهودیان «بنی النضیر» از مسلمانان خوردند و به طور اجبار مدینه را ترک گفته و گروهی از آنان در خیبر مسکن گزیدند، موجب شد که نقشه دقیقی برای براندازی اساس اسلام بریزند، به راستی آنان نقشه عجیبی کشیدند و مسلمانان را با دسته های گوناگونی روبه رو ساختند که در طول تاریخ عرب بی سابقه بود.

در این نبرد گروه های بی شمار عرب، از کمک های مالی و اقتصادی یهودیان برخوردار بودند و همه گونه وسایل برای ارتش مخالف فراهم شده بود.

نقشه از این قرار بود که سران بنی النضیر، مانند «سلام بن ابی الحقیق» و «حیی بن اخطب» در رأس هیئتی وارد مکه شدند و با سران قریش تماس گرفتند و به آنان گفتند:

محمد شما و ما را هدف قرار داده و یهودیان «بنی قینقاع » و «بنی النضیر» را مجبور به ترک وطن کرد.

شما گروه قریش برخیزید و از هم پیمانان خود کمک بگیرید و ما نیز هفتصد تن شمشیرزن یهودی «بنی قریظه» در دهانه مدینه داریم که همه آن ها به یاری شما می شتابند. یهودیان بنی قریظه، اگر چه به صورت ظاهر با محمد پیمان دفاعی دارند، ما آن ها را وادار می کنیم که پیمان خود را نادیده بگیرند و با شما همراه باشند.[۳۱] از دیدگاه یهودیان بت پرستی بهتر از آیین محمد بود، و کفار را تحریک می کردند تا در آیین خود استوار باشند و کوچک ترین تمایلی به سنت او پیدا نکنند.[۳۲] آتش افروزان جنگ، با دلی مملو از خوشی از مکه بیرون آمده، به جانب «نجد» حرکت کردند، تا با قبیله «غطفان» که دشمنی سرسختی با اسلام داشتند تماس بگیرند.

از قبیله غطفان، تیره های: بنی فزاره، بنی مرّه و بنی اشجع به درخواست آن ها رأی موافق دادند، مشروط بر اینکه پس از پیروزی، محصول یک ساله خیبر به آنان پرداخت شود. اما کار در اینجا پایان نیافت، قریش با هم پیمان خود بنی سلیم و غطفان با هم پیمان خود بنی اسد مکاتبه کرده، آن ها را نیز برای شرکت در این اتحادیه نظامی دعوت کردند. هم پیمانان، دعوت آنان را پذیرفتند و در روز معین تمام این احزاب، سیل آسا از نقاط مختلف عربستان حرکت کرده و آهنگ تسخیر و محاصره مدینه کردند.[۳۳]

پیامبر بی درنگ شورای دفاعی تشکیل داد، تا از تجربه های تلخی که از نبرد «احد» داشتند نتیجه بگیرند.

سلمان فارسی که با فنون رزمی ایرانی آشنایی کامل داشت، گفت: در سرزمین فارس، هر موقع مردم با هجوم دشمن خطرناک رو به رو می شوند، در اطراف شهر «خندق» ژرفی می کنند و از این طریق از پیشرفت دشمن جلوگیری می کنند. از این نظر باید نقاط آسیب پذیر مدینه را که عبور و مرور وسایل نقلی و جنگی به آسانی صورت می گیرد، با خندق ژرفی در حصار انداخت و دشمن را از پیش روی در این قسمت متوقف ساخت و با ساختن سنگرها در اطراف خندق به دفاع پرداخت و با پرتاب کردن تیر و سنگ از برج ها و سنگرها، عبور دشمن از خندق را جلوگیری کرد.[۳۴]

پیشنهاد سلمان به اتفاق آرا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *