تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع)، محتوای خود را در قالب 61 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبارزات فرهنگی- تبلیغی امام حسن عسکری(ع) :

اشاره

دوران امام حسن عسکری(ع)،با پایان دوران حضور امامان در بین مردم مقارن گشت. امام عسکری(ع)،سکان دار هدایت امت در گردنه ای سخت به نام «غیبت» قرار گرفت. همان پدیده ای که به تعبیر خود پیشوایان معصوم(ع)، امتحانی سخت و بزرگ بر مؤمنان خواهد بود. دوران امامت امام عسکری(ع) از جهات دیگری نیز حائزاهمیت است. قلمرو بزرگ حکومت عباسی و ورود افکار و اندیشه های مختلف از بلاد دور و نزدیک به سرزمین اسلامی از نکات قابل توجه این دوره است. زبان ها، نژادها، فرقه ها و قومیت های گوناگون در بین مسلمانان به سر می بردند در حالی که دور دوّم حاکمیت عباسی شروع شده است که همان دوره ی بی کفایتی و افول قدرت خلفای عباسی و ورود عناصر تُرک از نواحی شمالی و ماوراءالنهر به دربار عباسی، که آن چنان خلیفه را در مشت خود داشتند که حتی گاه، خلیفه را تازیانه می زدند یا او را از حکومت، خلع می کردند و این هرج ومرج، فشارها را بر مردم، به خصوص بر شیعیان بیش تر می کرد. امام عسکری(ع) با توجه به موقعیتی که داشت، روش هایی را برای ارتباط با شیعیان و انجام فعالیت های فرهنگی – تبلیغی خود انتخاب می کرد. ایشان در دوران زندگی خود، کاملاً تحت نظر بود و گاه در زندان حکومت عباسی به سر می برد. با این حال، وظایف امامت را به خوبی با بهترین روش ها اجرا می فرمود که گوشه هایی از تلاش های فرهنگی – تبلیغی آن حضرت را در پی می خوانید.

۱. حضور در خان شیعیان

از جمله عنایات آن حضرت به شیعیان این بود که هرگاه مصلحت می دید، به شیعیان دستور می داد که بعد از نماز عشاء در خان یکی از شیعیان – که از پیش معین شده بود – گرد هم آیند تا با آنان دیدار کند. شیعیان، به دستور حضرت در آن جا گرد هم می آمدند و مشکلات و مسائل شرعی خود را با حضرت در میان می گذاشتند. نوشته اند: گاهی امام عسکری(ع) شخصی را نزد یاران و شیعیان خود می فرستاد و در پیامی، به آنان دستور می داد که در شبی معین، به خانه ای معین بروند تا ایشان را در آن جا ملاقات کنند. این در حالی بود که نگهبانان حکومتی، شب و روز از مکانی که حضرت در آن سکونت داشت، مراقبت می کردند و هر پنج روز یکبار، نگهبانان تعویض شده، گروه دیگری به جای آنان گمارده می شدند و به آنان سفارش می کردند که امام را تحت نظر گرفته، حتی لحظه ای محل مأموریت خود را ترک نکنند.

یاران و شیعیان امام در ساعت معین شده به مکانی که امام تعیین فرموده بود، می رفتند و جالب این که حضرت قبل از آن ها در آن جا حضور پیدا می کردند. آنان، مسائل و نیازهای خویش را به حضرت عرضه می کردند و ایشان به تناسب جایگاه و درک و رتب آنان، نیازهایشان را برآورده می ساخت و آن ها با دیدن معجزات امام، به خانه های خویش بازمی گشتند، در حالی که دشمنان، امام را در زندان خود می دیدند.[۱]

۲. حضور در شهرهای دوردست

«جعفر بن شریف جُرجانی» روایت می کند: رهسپار حج شدم و در سامرا خدمت امام عسکری(ع) رسیدم. به حضرت عرض کردم: شیعیان شما در گرگان خدمت شما عرض سلام دارند. حضرت فرمود: مگر پس از انجام حج نمی خواهی به شهرت برگردی؟ عرض کردم: آری. فرمود: تو از امروز ۱۷۰ روز دیگر، در روز جمعه، سوم ماه ربیع الآخر واردِ جرجان خواهی شد. به دوستان ما خبر بده که من در پایان همان روز، نزدشان خواهم آمد. اکنون با توفیق الهی رهسپار حج شو؛ زیرا خداوند، تو و آن چه را با خود داری، سلامت می دارد و نزد خانواده ات برخواهی گشت. خداوند متعال به فرزندت شریف، پسری عنایت می کند. نام او را «صلت» بگذار! خداوند او را به حد بلوغ و کمال خواهد رساند و از علاقه مندان ما خواهد شد.

من از نزد امام مرخص شده و به حج رفتم. به لطف خدا در آغاز روز جمع ربیع الآخر، همان گونه که امام فرموده بود، به سلامت وارد شهرم شدم. دوستان برای تبریک به دیدارم آمدند. من وعد دیدار امام با ایشان را به اطلاع آنان رساندم و گفتم: برای طرح مسئله های خود آماده شوید و تمام خواسته های خویش را مهیا سازید. ظهر فرارسید. مردم نماز ظهر و عصر را به جای آوردند و همه در خان من گرد آمدند. به خدا سوگند! در حالتی از بی توجهی بودیم که ناگهان دیدیم ابومحمد(ع) به جمع ما پیوست. آن حضرت بر ما سلام کرد و ما از او استقبال کردیم و دست مبارکش را بوسیدیم. سپس آن بزرگوار فرمود: من به جعفر بن شریف قول داده بودم که در پایان امروز نزد شما بیایم. وقتی نماز ظهر و عصر را در سامرا به جای آوردم، نزدتان آمدم تا با شما تجدید پیمانی کرده باشم. اینک من نزد شما هستم. خواسته ها و نیازهای خویش را مطرح کنید!

«نضر بن جابر» نخستین کسی بود که به طرح مسائل پرداخت و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! فرزندم جابر، چند ماه است که بینایی خود را از دست داده، اینک از خداوند بخواه تا بینایی اش را به او بازگرداند. حضرت فرمود: او را بیاور! وقتی جابر را آورد، امام دست مبارک خویش را بر چشمان او کشید و او بینایی خود را بازیافت. سپس مردم یکی پس از دیگری خواسته های خود را مطرح کردند و حضرت به تمام خواسته های آنان پاسخ داد و تقاضای آن ها را برآورده ساخت و برای آنان دعای خیر فرمود و همان روز بازگشت.[۲]

۳. مکاتبه و نامه نگاری

مکاتبه نیز از جمله شیوه های ابراز توجه و عنایت آن حضرت به امت اسلامی به طور عموم و به شیعیان به طور خاص بود. امام عسکری(ع) و هوادارانش در فضای پر از اختناقِ پیرامون خود، با این شیوه، روزنه ای یافته بودند که در خلال آن می توانستند به دعای حضرت در حق خودشان دست یافته، در بسیاری از امور پیش رو، نظر امام را به دست آورند.

شیخ صدوق(ره) یکی از این مکاتبات را که دربار معنای حدیث «صَعبٌ مُستَصعَب» است، چنین نقل کرده: [یکی از مردم مدائن] گفت: به امام عسکری(ع) نوشتم: از پدران شما روایت شده که حدیث شما دشوار و سنگین (صعب مستصعب) است و آن را نه فرشت مقرب تحمل می کند، نه پیامبر فرستاده شده و نه مؤمنی که خداوند دل او را برای ایمان آزموده است. امام در جواب چنین مرقوم داشتند: معنای آن این است که فرشته آن را تحمل نمی کند تا در دل خود نگهدارد و به فرشته ای مانند خود بازگوید؛ پیامبری نمی تواند آن را تحمل کند تا به پیامبری مثل خود منتقل کند و مؤمنی آن را تحمل نمی کند تا به مؤمنی مثل خود برساند؛ یعنی آن چه در سین اوست، از بس شیرین است که فرد نمی تواند آن را در دل خود نگهدارد، مگر آن که آن را به دیگری بگوید.[۳]

از «سفیان بن محمد ضیعی» نقل شده است: خدمت ابومحمد(ع) نامه نوشتم و پرسیدم: منظور از «ولیجه» در آی: لَمْ یتَّخِذُوا مِن دُونِ اللّهِ وَ لَا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَهً چیست؟[۴] و در همان حال از خاطرم گذشت که مقصود از مؤمنین در اینجا چه می تواند باشد؟ حضرت پاسخ دادند: ولیجه، کسی است که به جای سرپرست و امام قرار داده می شود. پیش خودت و در دلت چنین گفتی که مقصود از مؤمنان در اینجا کیانند؟ آنان امامان هستند؛ آنان که برای مردم از خداوند امان می گیرند و خدا نیز امان و تضمین آنان را امضا می کند.[۵]

نامه نگاری های امام با یارانش بسیار است که در آن ها، علاوه بر پاسخ گویی به سؤالات، حضرت از یارانش برای بیماری ها یا سختی هایی که در زندان متحمل می شوند، دل جویی می کند و گاهی نیز با کمک های مالی خود، آنان را مورد عنایت و کرم قرار می دهد.

۴. انجام مناظرات کلامی

گاهی امام عسکری(ع) با توجه به سطح مخاطب خود، از روش استدلال استفاده می کردند تا قو عقل را میزان سنجش حق از باطل قرار دهند. مثلاً موضع گیری امام در برابر «اسحاق کندی» بسیار جالب است. اسحاق فیلسوف عراقی بود که در زمان امام عسکری(ع) می زیست. او به منظور تدوین کتابی به نام «تناقضُ القرآن » خانه نشینی گزیده بود. روزی یکی از شاگردانش خدمت امام رسید. حضرت به او فرمود: مگر یک نفر برجسته و دانا میان شما نیست که استادتان کندی را از پرداختن [و تعرض] به قرآن باز دارد؟ شاگرد کندی عرض کرد: ما شاگردان او هستیم. چگونه می توانیم در این خصوص و یا در زمینه های دیگر به او اعتراض کنیم؟ حضرت فرمودند: آیا آن چه را به تو بیاموزم، به او می رسانی؟ عرض کرد: آری.

حضرت فرمود: نزد او برو و با ملاطفت و مهربانی، او را در کارهایش یاری کن و زمانی که کاملاً با او مأنوس شدی، به او بگو: پرسشی دارم. وی جویای پرسش تو می شود. به او بگو: اگر گویند قرآن نزد تو آید [و از تو بپرسد]: آیا این احتمال وجود دارد که مقصود خداوند از این گفتار، غیر از آن چیزی باشد که تو پنداشته ای و در پی آن هستی، چه؟ او به تو خواهد گفت: آری. این احتمال وجود دارد؛ زیرا انسان، هنگام شنیدن بهتر متوجه معانی می شود و آن ها را درک می کند. وقتی او این سخن را گفت، به او بگو: تو چه می دانی؟ شاید منظورِ گویند کلمات قرآن، غیر از آن چیزی باشد که تو تصور کرده ای و او الفاظ قرآن را در غیر معانی خود استعمال کرده باشد.

آن شاگرد نزد کندی رفت و پس از الفت و مهربانی، پرسش خود را مطرح کرد. کندی به او گفت: پرسش خود را یکبار دیگر تکرار کن و او تکرار کرد. کندی با خود اندیشید و دریافت که هم از جنب لغت و هم از دیدِ علمی، امکان چنین احتمالی وجود دارد. بعد رو به شاگردش کرد و گفت: تو را سوگند می دهم! به من بگو این سخن را از کجا آموخته ای؟ او گفت: ابومحمد( به من چنین دستور داده است. کندی گفت: درست گفتی؛ زیرا چنین سخنانی تنها از آن خاندان صادر می شود. سپس دستور

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *