تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل استراتژی دفاعی رسول الله(ص) علیه مشرکان در عصر هجرت؛ تبیین چرایی و نتایج آن :

مقدمه و بیان مسئله

ظهور اسلام و بعثت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)، با خصومت ورزیهای فراوانی ازطرف مشرکان و بت پرستان مکه همراه گردید. کفار قریش با طراحی سلسله اقدامات نرم و سخت، به مقابله با پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و نومسلمانان شتافتند. آنان مهم ترین دشمنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)، اولین گروهی محسوب میشدند که با تمام قوا در برابر اسلام ایستادند، کلیه امکانات شان را برای ضربه زدن به مسلمانان بسیج ساختند و از هیچ اندیشه و اقدامی جهت نابودی مسلمانان مضایقه نکردند. تطمیع و جنگ روانی، تهدید و تحریم های سنگین، شکنجه و آزار و اذیت، محدودیت های اجتماعی و ممنوعیت های ارتباطی، بخشی از اقداماتی بود که به صورت پیوسته و گسترده در ۱۳ سال دوران بعثت علیه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان انجام پذیرفت. سختی کار در مکه به اندازه ای بود که «مشرکین بر رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) گستاخ شده و بارها تصمیم به کشتن ایشان گرفتند». اقدامات مشرکان علیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) تا آنجا ادامه یافت که سال آخر حضور حضرت در مکه، موقعیتی خطرناک و مخاطره آمیز بود و شرایطی ناامیدکننده داشت.

با هجرت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه، نه تنها فشار و خصومت ورزی مشرکان مکه کاهش نیافت، بلکه کینه و عنادشان برای نابودی مسلمانان مضاعف گردید. در یثرب، علاوه بر تهدید مستقیم و مستمر مشرکان، گروه های دیگری نیز علیه مسلمانان فعال شدند که به تدریج در اتحاد و ائتلاف با مشرکان مکه قرار گرفتند. پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با وضعیت دشواری روبرو بودند، به گونه ای که استمرار حیات مسلمانان در معرض آسیب جدی قرار داشت. مهم ترین ابزاری که علیه مسلمانان به کار گرفتند، جنگ و نبرد نظامی بود؛ به همین خاطر، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، زمینه ساز شروع نبرد علیه مسلمانان گردیدند.

با وجود تمامی فشارها، چالش ها و تهدیداتی که در ابعاد مختلف، توسط اشراف قریش و مشرکان مکه علیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) انجام پذیرفت، آنان موفق به مهار قدرت روزافزون مسلمانان نشدند. مشرکان مکه، علیرغم کروفر،[۱] امکانات و منابع قدرت و ثروت فراوان، مغلوب مسلمانان شدند. اسلام در یک مقطع ۱۰ الی ۱۵ ساله، به طور شگفت انگیزی گسترش یافت.

مسلمانان از یک اجتماع نحیف و شکننده و با حداقل امکانات و پشتیبانیها، با کنارزدن تدریجی دشمنان مشرک، به قدرتی نیرومند تبدیل شدند که در سال های پایانی دوره هجرت، در شبه جزیره قدرت بلامنازعی به حساب میآمدند و کفار قریش و مشرکین مکه سرسخت ترین دشمنان مسلمانان در برابر نیروی اسلام، مذبوحانه بدون لحظه ای مقاومت، کاملا منفعل و منحط گردیدند.

سؤالی که در این رابطه قابل طرح است، اینکه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در مواجهه با اقدامات و برنامه های سیاسی نظامی مشرکان علیه مسلمانان چه استراتژی اتخاذ کردند که باعث گردید علیرغم قدرت زیاد، پشتیبانیهای گسترده و تلاش و تکاپوی فراوان، به تدریج مغلوب مسلمانان شوند؟

در مقاله، این مسأله بررسی خواهد شد که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با هوش و نبوغ بالایی که داشتند، در وضعیت دشوار و پیچیده دوران هجرت، متناسب با مشخصه های فرهنگی و اجتماعی جامعه جاهلی حجاز، استراتژی در پیش گرفتند که ماهیت قدرت آفرینی و توان افزایی داشت.

رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، به مدد الهی و با کمک و همراهی مسلمانان، با حضوری هدفمند و مؤثر در عرصه سیاسی نظامی حجاز، فرآیند دفاع منطقی و هوشمندانه از جامعه اسلامی را پیش برده و زمینه نشر و ترویج دین اسلام را مهیا ساختند. نتیجه آن، شروع روندی بود که به شکل تدریجی و گام به گام، امکان نقش آفرینی گسترده مخالفین علیه اسلام را کاهش داد و زمینه نفوذ و قدرت بیشتر مسلمانان را در حجاز فراهم آورد.

اقدامات و رفتارهای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در دوران بعثت و هجرت علیه مشرکان را نباید صرفا رویدادهایی پراکنده، اتفاقی و بدون برنامه فرض نمود، بلکه براساس منطقی روشن و با اتخاذ استراتژی دقیق، طراحی و اجرا گردید.[۲]

پیشینیه تحقیق

تاکنون محققین و مورخین متعددی پیرامون زوایای سیره و حیات سیاسی و اجتماعی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، تحقیقات مختلفی انجام داده اند. در رابطه با تحولات نظامی عصر رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، ازجمله متونی که به رشته نگارش درآمده، این منابع است.

محمود شیت خطاب (۱۳۷۸) ازجمله محققین است که در کتاب با عنوان «شیوه های فرماندهی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)» به بررسی و تحلیل جنگ های صدر اسلام پرداخته و در این کتاب عمدتا به تحولات نبردهای دوران پیامبر توجه داشته است. تقیزاده اکبری (۱۳۸۵) از دیگر محققینی است که در مقاله ای با عنوان «روش فرماندهی پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله وسلم)»، با تمرکز به دو بعد اخلاق فرماندهی و سیره نظامی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) موضوع را بررسی کرده است.

«تحلیل سیاسی جنگ های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)»، عنوان مقاله ای است که توسط علیاکبر علیخانی (۱۳۸۶) و با هدف فهم میزان گرایش اسلام به جنگ و خشونت، براساس بررسی جنگ های رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)، به رشته نگارش درآمده است.

عبدالله متولی و محسن بهرام نژاد (۱۳۹۳) در مقاله مشترک با عنوان «بازشناسی الگوهای جنگ روانی در نبردهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)» از شیوه ها و شگردهای روانی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)

برای چیرگی در اداره جنگ ها سخن به میان آورده و بیشتر بر سلسله عملیات های روانی رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در نبردها تأکید داشته اند. «صلح و جنگ در سیره پیامبر اعظم

(صلی الله علیه وآله وسلم » از حامد منتظریمقدم (۱۳۹۳) از دیگر آثاری است که به این موضوع پرداخته که جنگ در سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، برای دفاع از کیان اسلام بوده یا در رفع موانع دعوت به اسلام صورت گرفته است.

علاوه بر متون قدیمی نظیر مغاذی که به نبردهای عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) پرداخته، در بخش قابل توجهی از منابع تحقیقاتی نیز به موضوع غزوات و جنگ های حضرت توجه شده است. در بیشتر آثار موجود به چرایی نبردها و کیفیت انجام آن ها پرداخته شده، درحالی که در مقاله پیش رو، تمامی نبردهای پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با مشرکان در قالب یک استراتژی مورد توجه قرار گرفته است. درواقع، برخورداری رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) از برنامه ای آگاهانه و هدفمند در برابر تحرکات و توطئه های مشرکان مکه بعد از هجرت به مدینه، در قالب اتخاذ یک استراتژی دفاعی- نظامی، موضوع مقاله است که در آثار موجود، به ابعاد و زوایای آن پرداخته نشده است.

۱- چارچوب نظری

۱-۱- مفهوم استراتژی

استراتژی، مفهومی است که از قدیم الایام تاکنون در متون مختلف و میان دانشمندان علوم گوناگون، تعاریف و کاربردهای متعددی داشته است. این اصطلاح با وجود آنکه قدمتی طولانی دارد؛ ولی از بحث های رایج و پرکاربرد در عصر حاضر نیز به حساب میآید.

با توجه به مباحث موجود، نضج استراتژی را به یونان قدیم، چین و حتی ایران باستان مرتبط میدانند (ثقفی عامری، ۱۳۷۰: ۱۸)، درحالی که قبل از آن نیز مطرح بوده و به اعصار پیش از تاریخ مربوط میگردد (کرئین، ۱۳۷۳: ۲). شاید بهتر باشد پیرامون سابقه استراتژی این گونه بیان داشت از زمانی که انسان ها در عرصه زندگی جمعی، شیوه های به دست آوردن پیروزی بر دشمن را در ذهن خود میپروراندند، استراتژی نیز متداول بوده است.

براساس آن چه که گفته شد، استراتژی، نخست، خاستگاه نظامی داشت و به هنر ژنرال ها، سرداران و سپه سالاران، حیله جنگی و سلسله تدابیر و طرح ریزیهای جنگ در میدان نبرد مربوط میگردید (فارسی، ۱۳۶۳: ۱/ ۱۰). درواقع، برنامه و اقداماتی بود که توسط فرماندهان ارشد نظامی، به منظور تسهیل پیروزی و شکست دشمن آماده میشد (ثقفی عامری، ۱۳۷۰: ۱۲).

از آنجایی که استراتژی به مناسبات و مسائل مربوط به روابط انسانی مربوط میگردد، با گذشت زمان، تهدیدات، پیچیده تر و ترکیبی شدند و به سایر بخش های اقتصادی، اجتماعی،

فرهنگی، سیاسی و… کشیده شد. به تبع آن، استراتژی نیز مفهوم وسیع تری یافت (گارنت، ۱۳۶۹:

۴)، همه روندهای حیات جوامع را پوشش داده و برمبنای آن «استراتژی بزرگ » پایه ریزی گردید؛ به گونه ای که امروزه در حوزه های امنیتی، سیاسی، تجاری، صنعتی، تولیدی، فرهنگی و حتی ورزشی نیز کاربرد وسیعی دارد.

تاکنون در رابطه با استراتژی، بحث ها و تعاریف مختلفی بیان شده که نکات مشترک آن، شامل موارد زیر میباشد:

تعریف: طراحی، سازماندهی و پیشبرد سلسله اقدامات ریز و درشتی به حساب میآید که به صورت آگاهانه و یکپارچه، از سطح خرد تا کلان، در قالب برنامه ای مشخص، جهت تحقق هدفی معین و مهم، اجرا میگردد. در تعریف مفهومی و عملیاتی استراتژی، نکات مهمی وجود دارد که اشاره میشود:

عنصر «مدیریت » در موضوع استراتژی برجستگی دارد. طراحی استراتژی امری سخت و ظریف و معمولا با عدم اطمینان همراه است و باید با قوه مدیریتی بالایی پشتیبانی شود (افتخاری، ۱۳۸۱: ۸-۱۵. ثقفی عامری، ۱۳۷۰: ۲۱۶). طراحی استراتژی بیش از آنکه مبتنیبر علم و دانش تخصصی باشد مهارت و هنری است که با شناخت کافی، تدبیر صحیح و تصمیم گیریهای به موقع، میسر میگردد تا حداکثر نتیجه حاصل آید (کرئین، ۱۳۷۳: ۲۹-۳۰).

استراتژی متناظر به پیشبرد هدفی بزرگ، نه اهداف جزئی است که در قالب اجرای سلسله اقدامات متنوع ولی یکپارچه، با برنامه ریزی بلندمدت، نه محدود و مقطعی انجام میپذیرد؛ لذا کلیه اقدامات و تلاش ها به شکل هدفمند و روشمند (احمدوند، ۱۳۷۷: ۱۳۱-۱۲۸)، و براساس فرآیندی مشخص، جهت تحقق «هدف نهایی»سامان مییابد.

تدوین استراتژی و طراحی آن عمدتا مربوط به زمانی است که فرد، گروه یا جوامعی در مسیر دست یابی به اهداف یا منافع خود با موانعی جدی و اراده ای مخالف، مواجه هستند (بوفر، ۱۳۶۶: ۷۲) یا رقبا و دشمنانی که تداوم بقا و حیات اجتماعی و فرهنگی آنان را در معرض تهدید قرار داده اند. در این وضعیت، طرف مقابل برای اینکه بتوانند موفقیت و بقای خود را در بلندمدت تضمین نماید سعی میکند در قالب استراتژی مشخص و با طراحی برنامه ای دقیق، به شکلی آگاهانه و حساب شده، اسباب دستیابی به اهداف و بیاثرکردن مخالفت و خصومت دشمن یا رقیب را فراهم آورد.

در تدوین، طراحی و اجرای استراتژی، برای آنکه نتیجه و اثربخشی کافی به دست آید، لازم است در همه ابعاد نوعی هماهنگی و هم سویی شکل گیرد و تصمیمات سازگار و اقدامات منسجم اتخاذ گردد تا اسباب دست یابی به اهداف میسر شده (حسینی، ۱۳۷۸: ۱۱۵) و حداکثر کفایت و بهره وری حاصل آید (بوفر، ۱۳۶۶: ۷۲).

در استراتژی، تشخیص فرصت، خلق موقعیت، اقدام متناسب و تمرکز در جهت تحقق منافع و امکانات نهفته در آن، امری ضروری است که امکان پیشبرد اهداف را میسر میسازد؛ لذا تفکر استراتژیک تنها در سایه مجاهدتی هوشیارانه با سازوکار فرصت جویی و راه کاریابی استراتژیک، ممکن میگردد.

استراتژی، ظرفیتی دارد که قادر به تغییر صحنه رقابت و منازعه بوده و تأثیرگذارترین شکل رقابت یا درگیری را ارائه میدهد. به عبارت دیگر، بهترین پاسخ گویی یا واکنش ممکن به عوامل محیطی، فرصت ها، آسیب ها و تهدیدها را سازمان میبخشد.

۲- اقدام رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در واکنش به وضعیت مکه ؛ (استراتژی) هجرت به مدینه

با آغاز بعثت، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)، به عنوان آورنده پیام جدید، در مسیر تبلیغ و تروج آیین اسلام با موانع جدی روبه رو گردید. کفار قریش به دلایل مختلف عقیدتی، قبیله ای و اقتصادی، مخالف پیامبر و آیین اسلام بودند و به اشکال مختلفی در برابر فعالیت های حضرت ایستادگی کردند. بر این اساس، شدیدترین تصمیمات و خشن ترین برنامه ها ضدمسلمانان اجرا گردید؛ به اندازه ای که عملا امکان فعالیت های تبلیغی و ترویجی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ناممکن شد (آرمسترانگ، ۱۳۸۳: ۱۹۳). هدف نهایی و برآیند تمامی اقدامات کفار و مشرکین مکه علیه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، نابودی کامل اسلام بود. بر این اساس، هر کاری که از دست شان برمیآمد علیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان انجام دادند (یعقوبی، ۱۳۷۱: ۱/ ۳۸۸-۳۸۹). برنامه قتل رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، توطئه ای بود که با همین هدف طراحی گردید (یعقوب، ۱۳۷۱: ۳۹۷/۱-۳۹۸). در چنین وضعیتی بود که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به شکلی مخفیانه، مکه را به قصد یثرب ترک کردند. درواقع، هجرت، استراتژی دقیقی بود که با توجه به وضعیت سخت و طاقت فرسای موجود، امکان بقا و تداوم آیین جدید و حفظ پیروان آن را فراهم میآورد.

با هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به مدینه، بخشی از مشکلات و موانع پیش رو حل شد؛ ولی این امر به منزله پایان ماجرا نبود بلکه فصل جدیدی از مناسبات میان مسلمانان و مشرکان آغاز گردید. این مقطع، ورود به مرحله ای دشوارتر و پیچیده تر بود که سختی کار در این وضعیت به مراتب از مکه بیشتر بود.

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در مکه با دشمنی واحد مواجه بود که نحوه اقدام و رفتار آن ها در بسیاری موارد قابل پیش بینی بود؛ ولی در مدینه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در ابتدای امر با انبوهی از مشکلات داخلی و تنوعی از چالش های خارجی روبه رو بود که پرداختن به هر کدام از آن ها سبک و روش خاص خود را داشت (آرمسترانگ، ۱۳۸۳: ۲۰۱-۲۰۲).

مشرکان مکه از اصلی ترین دشمنان مسلمانان، در موضع تهاجم قرار گرفته بودند. در این وضعیت، حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) برای عبور از این شرایط پیچیده، میبایست استراتژی در پیش میگرفت تا در قالب سیاست و برنامه ای مشخص، امکان دفاع از نومسلمانان و غلبه بر مشکلات و موانع فراهم آید.

از موارد مهم در مفهوم استراتژی این است که طراحی و اجرای استراتژی زمانی اتفاق میافتد که افراد یا گروه هایی در قامت دشمن یا رقیب از پیش برد اهداف و برنامه های طرف مقابل، به هر دلیل، ممانعت به عمل آورند. وجود خواست یا عناصری مغایر با جریان حاکم، برخورد میان آن ها را اجتناب ناپذیر میسازد. در این وضعیت، برای مقابله با توطئه ها و تهدیدات، میبایست آگاهانه و در قالب برنامه ای مشخص، اقدام نمود؛ شبیه وضعیتی که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه با آن روبه رو بود. هم چنین جنبه دیگر از مفهوم استراتژی، به «پیچیدگی اوضاع عمومی و ترکیبیبودن تهدیدات » اشاره دارد. در چنین شرایطی برای غلبه بر وضعیت مبهمی که وجود دارد، استراتژی مشخصی اتخاذ میگردد.

ازاین رو، لازم است نخست به شرایطی که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در ابتدای دوره هجرت در مدینه با آن مواجه بود و تأثیر مهمی در تعیین استراتژی وی داشت، اشاره شود. این وضعیت در دو بخش درونی و بیرونی قابل دسته بندی است:

۲-۱- وضعیت داخلی مدینه

در سال های ابتدایی هجرت در مدینه، اوضاع عمومی آنجا هماهنگی و هم سویی کاملی با پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نداشت و ساکنین و اهالی مدینه، به لحاظ اجتماعی، عقیدتی و فرهنگی همگی و یک صدا، حامی و همراه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) و آیینش نبودند. شمار قابل توجهی اسما و بعضا اجبارا خود را در جمع مسلمانان قرار داده بودند. افراد و گروه هایی نیز علنا بر طبل مخالفت میکوبیدند و تازه مسلمانان و معتقدان آیین جدید نیز انسجام کافی نداشتند. در این رابطه، چند دسته را میتوان نام برد:

۱- اولین گروه به بافت «جامعه نوپا و مسائل پیش رو » مربوط میشد. اجتماع جدید اسلامی که مراحل شکل گیری را طی مینمود، فضای کاملا شکننده ای داشت. گروندگان به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و ترکیبی که در قالب «اسلام و مسلمانی » از میان مکیها و یثربیها با تیره و قبائل مختلف، روابط و سابقه تاریخی خاص و نگرش های متفاوت گرد آمده بودند، ناهمگونیهای متنوع و عمیق اجتماعی، فرهنگی، قومی و… داشتند که در بسیاری جهات زمینه بروز تنش میان شان وجود داشت؛ به ویژه از آن جهت که بسیاری از نومسلمانان، آشنایی کافی با معارف و آموزه های دین جدید نداشتند و سال ها حاکمیت آیین عصب گرای جاهلی بر فکر و اندیشه آن ها و زندگی با فرهنگ آن، در کوتاه مدت و به راحتی زدوده نمیشد. بر اثر ساختار جاهلی و فرهنگ قبیله ای، بیش از آنکه فصل مشترکی میان شان وجود داشته باشد، سرشار از تفاوت ها بودند؛ لذا احتمال احیای رفتار جاهلی و بروز اختلاف و درگیری میان مسلمانان، دور از ذهن نبود.

ضمن آن که وجود پاره ای مشکلات و دشواریها نظیر فشار ناشی از ترک خانه، مصادره دارایی و دورماندن از اموال شان، کمبودها و مشقت زندگی در محیطی دیگر بدون امکانات خاص، بخشی از مسلمانان مهاجر را تحت فشار قرار داده بود.

۲- قبایل یهود از دیگر گروه های مستقر در یثرب که قدرت اقتصادی و نفوذ فرهنگی- اجتماعی قابل توجهی نیز داشتند و از اساس موافق تحولات پیش آمده نبودند، به زعم خود، دلایل زیادی برای مخالفت و عدم هم سویی با اوضاع جدید داشتند. آنان دورنمای تحولات جدید را مغایر با برنامه ها، منافع و موجودیت سیاسی و مذهبی خود تلقی میکردند (ابن طاهر مقدسی، ۱۳۷۴: ۶۷۶/۲). مخالفت آن ها با اوضاع پدیدآمده و دشمنی نسبت به رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، به تدریج در قالب جنگ روانی و سپس اقدامات عملی علیه مسلمانان علنی گردید.

۳- دسته دیگر، افراد و گروه هایی بودند که به زبان دم از ایمان و نزدیکی به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) میزدند؛ ولی در دل ایمان نداشتند، به دلائل مختلف، اسما و بعضا اجبارا خود را در جمع مسلمانان قرار داده بودند و در ظاهر اسلام آورده ولی درواقع با اسلام در جنگ بودند (ابن خلدون، ۱۳۶۳: ۴۰۷/۱، ۴۲۳). این گروه، تصور میکردند اجتماع مسلمانان دوام و ماندگاری طولانی نخواهد داشت و در امید و انتظار به سر میبردند با دسیسه چینی و توطئه، اوضاع را مطابق با میل و منافع خود برگردانند. قرآن از پلیدی عقیده و خبث طینت شان به کرات یاد کرده است (ابن طاهر مقدسی، همان : ۶۷۷ /۲)؛ گروهی که به «منافقین » معروف گردیدند.[۳] ماهیت و روش آن ها به گونه ای بود که بسیار پیچیده عمل میکردند؛ نه میشد آنان را رها ساخت و نه برخورد تهاجمی با آنان داشت؛ در شکل اول چون میکروب بدنه جامعه را بیمار میساختند و در شکل دوم با مظلوم نمایی سعی در نزدیک ساختن مردم مینمودند.

علاوه بر جریان نفاق که در خفا علیه مسلمانان بودند، در مدینه گروه های مشرکی وجود داشتند که علنا با پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) دشمنی میورزیدند؛ نظیر ابوعامرعمربن نعمان که از اشراف مدینه بوده و با حضرت خصومت داشتند (ابن هشام، بیتا، ۵۸۴ /۱-۵۸۶).

۴- قبایل بدوی اطراف یثرب نیز ضلع دیگری از گروه هایی محسوب میشدند که با توجه به روابط دیرینه با قبایل یهود و مکه و همکاریهای مشترکی که در پاره ای موارد میان شان وجود داشت، این امکان فراهم بود تا شماری از آن ها ابزار دست مشرکین علیه مسلمانان قرار گیرند. غارت و چپاول مسلمانان در مدینه نیز انگیزه آنان را دوچندان ساخته بود.

لذا پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و یارانش در مدینه، وضع شکننده و آسیب پذیری داشتند.

گروه های مزبور به دلایل اعتقادی، اجتماعی فرهنگی و اقتصادی، به هیچ وجه حاضر به «تحمل وضع موجود و پذیرش نیرویی جدید» نبودند؛ آن هم نیرویی که باورها و چارچوب های اعتقادی و نظام اجتماعی آنان را به طور بنیادین به چالش میکشید. اسلام رقیب و دشمن مشترک آنان به حساب میآمد.

۲-۲- تهدید دشمن خارجی؛ رویکرد مشرکان و اشراف قریش علیه مدینه

در ابتدای هجرت به مدینه، مشکل و تهدید دیگر خارج از مدینه، مشرکان مکه بودند.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) با خصمی شامل کفار، مشرکین مکه و قبایل بیابان نشین هم پیمان آن ها مواجه بود که متفقا و با تمام امکانات در اندیشه تقابل با مسلمانان و تدارک حمله نظامی بودند و دیر یا زود، مترصد اجرایینمودن عملیات های نظامی خود بودند. ورود اجتماع نوپای اسلامی که در حال شکل گیری بود، به مرحله نبرد نظامی با دشمن خارجی، وضعیت بسیار سختی را رقم میزد.

خطر و تهدید دشمن خارجی، واقعیت انکارناپذیری بود که مسلمانان با آن مواجه بودند و میبایست به شکل جدی و مؤثری مورد توجه قرار گیرد. کفار قریش و مشرکان مکه، مهم ترین و اولین گروهی محسوب میشدند که مترصد جنگ با مسلمانان در مدینه گردیدند و زمینه ساز وقوع جنگ و نبرد نظامی شدند. سه عامل باعث گردید آنان به نبرد با مسلمانان مصمم شوند:

نخست : مشرکین مکه از زمان شروع بعثت، مخالف جدی و سرسخت آیین اسلام بوده و به طرق مختلف، به دنبال توقف کار پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، محو اسلام و مسلمانان بودند و در این راه نیز دسیسه و توطئه های گوناگونی طراحی کردند.

دوم: کفار مکه در سال های پایانی بعثت، با توجه به اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) حامیان خود را از دست داده و موارد دیگر، در وضعیت بسیار سختی به سر میبرد، محدودیت ها و فشارهایشان علیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان را به اوج رسانده، امیدوار و مطمئن به پیروزی نهایی و دفع کامل خطر اسلام بودند. اقدام ابتکارانه و غافلگیرانه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در تماس پنهانی با یثربیها و هم چنین ناکامی و رکب خوردن شان در توطئه ترور شبانه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بر «کید و کین » آنان افزوده بود (قمی، ۱۴۱/۱۳۷۹: ۱). حرکت پیامبر به سمت مدینه و بینتیجه ماندن اقدامات مشرکین در تعقیب و دستگیری ایشان، بیش از پیش انزجار و عصبانیت آنان را برانگیخت (آیتی، ۱۳۷۸: ۲۲۲)؛ لذا هجرت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اوضاع را کاملا به نفع مسلمانان تغییر داد و کفار مکه متوجه اهمیت این امر بودند.

سوم: از دغدغه های اصلی کفار مکه این بود که مانع از ارتباط مستقیم حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) با افراد یا گروه های غیر مکی شوند تا امکان نشر اسلام در خارج از مکه میسر نگردد. با هجرت به یثرب، نگرانی مشرکین در گسترش اسلام خارج از مکه، جامه عمل پوشیده و به واقعیت تبدیل شده بود. این موضوع نیز باعث گردید تا نسبت به مسلمانان منزجرتر شوند. مجموع این موارد، بر عمق کینه و خصومت شان علیه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان افزوده بود ازاین رو، نسبت به رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان جری شده، آنان را پلید و مطرود میدانستند و در امر مبارزه و نبرد با محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) مصمم تر گردیدند.

با توجه به اتفاقات صورت گرفته، موضوع اسلام و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه، برای مشرکین و کفار مکه به «مسأله اصلی و اولویت نخست » آنان تبدیل شد. در سال های نخست و در ادامه توطئه های خود، علیه مسلمانان مهاجر مستقر در مدینه، جنگ روانی راه انداختند و پیوسته پیغام میفرستادند «تصور نکنید از دست ما رها شده و به یثرب پناه برده اید، ما میآییم نابودتان میکنیم و بزرگان تان را در خانه ها از دم تیغ میگذرانیم » (مبارکفوری، ۱۳۸۲: ۲۳۵).

علاوه براین، قریش سلسله اقداماتی را با هدف افزایش فشار اقتصادی و معیشتی به مسلمانان شروع نمودند. محاصره اقتصادی یثرب برنامه ای بود که مشرکین مترصد انجام آن بودند. به همین خاطر با قبایل بدوی اطراف یثرب مذاکراتی داشته و معاهداتی تنظیم نمودند تا مانع فعالیت های تجاری مسلمانان شوند. هم چنین مشرکین درنظر داشتند محدودیت هایی برای تردد کاروان های بازرگانی ساکنین غیرمسلمان یثرب نیز ایجاد نمایند تا از این طریق هم، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را در فشار قرار دهند. این برنامه هایی بود که مشرکین به طور جدی درنظرداشتند آن را انجام دهند.

بدون تردید، برخوردهای سخت نظامی در راه بود. مجموع اقدامات مشرکین عملیات روانی، تحرکات و تهدیدات کفار و اشراف قریش به اندازه ای بود که مسلمانان، «سایه جنگ » را احساس میکردند. هم چنین باتوجه به امکانات مالی، پشتوانه های اقتصادی و ارتباطاتی که قریش و کفار مکه با شماری از قبایل و گروه های یثربی داشتند، تهدیدات شان موضوعی بود که میبایست جدی گرفته شود. غفلت از این مسأله و بیتوجهی به این تهدید جدی، در آینده مسلمانان را با مشکلات اساسی مواجه میساخت.

۳) استراتژی دفاعی رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در وضعیت جدید

واکنش پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به وضعیت پیچیده و خطرناک موجود، اتخاذ استراتژی بود که برمبنای آن، امکان تبلیغ آیین اسلام و دفاع مؤثر از مسلمانان را فراهم آورد.

استراتژی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در ارتباط با مواضع و اقدامات مشرکان این بود که به صورت هدفمند از موضع اقتدار و با زبان قدرت، در عرصه تحولات میدانی حجاز، ورود نماید و با روشی هوشمندانه، در جهت دفاع آگاهانه از اجتماع تازه شکل گرفته اسلامی، به گونه ای اقدام کنند که ابتکار عمل در میان مشرکان و سایر گروه های مهاجم حجاز و منازعات احتمالی را در اختیار داشته باشند. درواقع، استراتژی حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) در این مقطع، در قالب «قدرت در برابر قدرت » سازمان یافت.

در این روش، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آگاهانه و فعالانه اقدام نمودند و اصطلاحا، در لاک دفاعی فرو نرفته و منتظر هجوم و ضربات مشرکین و متحدین آنان قرار نگرفتند، با برنامه ای مشخص رفتار کردند، تحرکات مشرکان را به طور کامل زیرنظر داشتند و هرگونه ماجراجویی و حتی اقدامات احتمالی آنان را بیپاسخ نمیگذاشتند. در این رابطه، افراد و گروه هایی مأمور شده بودند که اخبار اقدامات مخالفین را به مدینه گزارش دهند.

درواقع، رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، براساس مشی بازدارنده و پیش گیرانه، با اتخاذ رویکردی آفندی، به طراحی و انجام سلسله اقدامات پیش دستانه جهت بیاثر ساختن توطئه های مشرکان مبادرت ورزید تا به تدریج، فرآیند آماده سازی رزمی مسلمانان در رویارویی نظامی آتی مهیا گردد. در این رابطه و متناسب با مفهوم استراتژی، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) سعی کردند دو برنامه را در دستور کار قرار دهند؛

نخست، با شناسایی فرصت ها و موقعیت های مناسب، ابزارهای لازم را به دست آورند تا در مواقع مقتضی در برابر برنامه های خصمانه مشرکان، دست خالی نباشند و گزینه لازم جهت اقدام به موقع و متقابل را در اختیار داشته باشند.

دوم، اقدامات پیش دستانه ای در پیش گیرند که در تحولات میدانی و در صحنه رقابت و منازعه با مشرکان، ابتکار عمل داشته و قادر به نقش آفرینی و بازیگردانی مؤثر باشند.

علت اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در دوران هجرت، چنین روشی را انتخاب کردند، ناشی از دو مسأله میباشد:

نخست: به موانع و چالش های گسترده ای مربوط میگردد که مشرکان و مخالفین پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) علیه ایشان به کار بستند. این مورد از مهم ترین دلائل رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) در گرایش به انتخاب استراتژی مزبور میباشد. رسالت و مأموریت اصلی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *