تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مکتب تفسیری امام علی بن موسی الرضا علیه السلام :

مقدمه

مکتب تفسیری امام رضا (ع) با عنایت به ویژگی خاص دوران آن حضرت از اهمیت خاصی برخوردار است. این اهمیت به علّت ویژگی خاص دوران حیات و امامت ایشان است. دوران امامت امام رضا (ع) به دو دوره حساس حیات مبارکشان یعنی دوران سکونت در مدینه و دوران سکونت در مرو یا به عبارت دیگر، دوران پیش از ولایت عهدی و دوران پس از آن تقسیم می شود (حکیمی، امام در عینیت جامعه، ص۶۲-۷۶) که هر یک برای جهان اسلام، به ویژه شیعه از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا در دوران سکونت در مدینه به علّت شهادت پدر بزرگواش، امام هفتم شیعیان، فرصتی مناسب برای ایشان پیش آمد که باعث نشر معارف اسلامی شد.

در دوران سکونت در مرو نیز امام(ع) تا حدودی دارای مصونیت سیاسی بود و آزادانه و تقریباً بدون تقیه به نشر معارف اسلامی می پرداخت؛ زیرا مأمون ایشان را برای توجیه خلافت خویش و بهره برداری از وجود آن حضرت با امام ظاهراً مدارا می کرد. امام(ع) نیز از این فرصت به دست آمده نهایت استفاده را نمود و با درایت تام از پذیرش ولایتعهدی آن گونه که خواست مأمون بود، خودداری ورزید و در جلسات مناظره با دانشمندان آن روز آن گونه که شایسته بود، به تفسیر قرآن و بیان معانی اخبار می پرداخت تا آنجا که روایات و تفسیرهایی که امامان پیشین با تقیه و رعایت مسائل امنیتی بیان می داشتند، آشکارا بیان می فرمودند، به ویژه تفسیر بطنی و تأویلی آیاتی که در شأن اهل بیت(ع) بود.

با وجود این، از سیره امام رضا (ع) در تفسیر قرآن نکات ارزشمندی قابل برداشت است که می تواند ما را در تفسیر درست قرآن یاری نماید؛ لذا از آدابی که هر مسلمانی در قبال قرآن کریم دارد، تعامل با آن در جهت درک مفاهیم آن است. این امر میسر نمی شود مگر با انس با قرآن و قرائت و تلاوت آن و این امر نیز خود زمینه تفسیر قرآن را فراهم می سازد. در این میان اهتمام عالم آل محمد(ع) چنان که گفته شد نظر به مقطعی از دوران حیات علمی و سیاسی امامان معصوم(ع) که در آن قرار گرفته بود، از اهمیت شایانی برخوردار است؛ چرا که امام در شرایطی تفسیرهایی از قرآن را بیان می کردند که جو حاکم و ضد مکتب اهل البیت (ع) یعنی مکتب خلفا که پرچمدار آن در آن ایام مأمون عباسی بود درآیات بخصوصی دیدگاهی مخالف آن داشت. این امر به ویژه در جلسات مناظره حضرت و بیان باطن و تأویل آیاتی که در باره اهل البیت(ع) است، نمود دو چندانی دارد؛ لذا می توان از آن به مکتب تفسیری امام رضا (ع) یاد کرد.

به هر حال روش تفسیر صحیح که بتوان به وسیله آن از تفسیر به رأی در امان ماند، آن است که از سوی اهل البیت (ع) آموزش داده شده و در قالب روایات به ما رسیده است؛ از این رو، روش شناسی تفسیر ائمه(ع) از اهمیت شایانی برخوردار است. در جستار حاضر، روش شناسی تفسیر امام رضا (ع) را در مکتب تفسیری ایشان مورد بررسی قرار می دهیم.

الف) روش کلّی تفسیر از دیدگاه امام رضا (ع)

بدیهی و روشن است که اگر کسی بخواهد به تفسیر قرآن بپردازد یا حکمی را از آن استنباط کند، باید از مباحث مربوط به الفاظ قرآن از قبیل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و… در قرآن آگاهی داشته باشد و با استفاده از قواعدی خاص به اجتهاد در قرآن و استنباط حکم الهی و تفسیر کلام خداوند بپردازد؛ چه اجتهاد در ادله احکام و تفسیر قرآن بدون ردّ متشابه به محکم و تقیید مطلقات و تخصیص عمومات امکان ندارد (بهبهانی، الرسائل الاصولیه، ص۲۳). همچنان که باید به ظواهر قرآن توجّه داشت، باید به نحو شایسته ای از روایات تفسیری اهل بیت (ع) نیز بهره گرفت؛ چه این دو، دو ثقلی هستند که هموراه درکنارهم و مکمّل یکدیگر و امان از گمراهی اند (ابن حنبل، المسند، ج۳، ص۱۴،۱۷،۲۶؛ نسائی، فضائل الصحابه، ص۱۵؛ صدوق، کمال الدین، ص۳۴، ح۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۴۰، باب ۷)؛ بر همین مبنا امام رضا (ع) می فرمایند: «من ردّ متشابه القرآن الی محکمه فقد هدی الی صراط مستقیم؛ کسی که متشابه قرآن را به محکم آن باز گرداند، به راه مستقیم هدایت گشته است» (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۸۵، ح ۶).

از این حدیث اصالت و مرجعیت محکمات در تبیین متشابهات استفاده می شود. در این حدیث، برگرداندن آیات متشابه به آیات محکم نوعی تفسیر دانسته شده و راه مستقیم معرفی شده است. به علاوه، حدیث مذکور بر بهره گیری همگان از آیات محکم قرآن برای فهم متشابهات و جواز استفاده از چنین روشی دلالت می کند. به سخن دیگر مردم نیز می توانند با به کارگیری قواعد و اصول تفسیر، آیات قرآن را بفهمند و احکام آن را به دست آورند؛ یعنی فهم و تفسیر قرآن برای غیرمعصومان(ع) نیز امکان دارد و روایات فراوانی بر این امر دلالت می کند (برای نمونه، ر.ک: کلینی، ج ۳، ص۳۳، ح ۴). از آنجا که امام(ع) قرآن مجسّم (ممثّل) است، در کلمات ایشان نیز همچون قرآن کریم، محکم و متشابه یافت می شود. لذا می افزاید: «إن فی اخبارنا متشابهاً کمتشابه القرآن ومحکماً کمحکم القرآن فردّوا متشابهها إلی محکمها و لا تتّبعوا متشابهها دون محکمها فتضلّوا؛ در خبرهای ما نیز متشابهات و محکماتی هست،مانند محکمات و متشابهات قرآن؛ پس شما متشابهات آن را به محکمات آن اخبار برگردانید و بدون توجّه به محکمات، از متشابهات پیروی نکنید؛ زیرا در این صورت گمراه خواهید شد» (عطاردی، مسند الامام الرضا (ع)، ج۱، ص۳۰۷، ح۵).[۱]

در حقیقت، تشابه در پاره ای اخبار خود سبب وجود اجمال در برخی روایات است (معارف، شناخت حدیث، ص۵۰)؛ لذا ضرورت و لزوم ارجاع روایات متشابه به روایات محکم و به دست آوردن فهم درست معنای آنها از مبانی درایه الحدیث است که امام(ع) به آن تصریح کرده و آن را از مبانی و اصول فهم حدیث معرفی کرده است؛ زیرا احادیث محکم اساس تعالیم پیامبراکرم(ص) و ائمه(ع) را تشکیل می دهد و همچون آیات محکم که «امّ الکتاب» و اساس قرآن هستند (آل عمرآن، ۷).

دیگر اینکه در روایات معصومان(ع) تأویل پذیری روایات متشابه و امکان سوء استفاده منحرفان به ویژه غالیان و دشمنان ایشان از معانی انحرافی وجود دارد (معارف، شناخت حدیث ص۵۰)، چنانکه امام صادق(ع) نیز به این نکته توجه داده است: «أَنْتُمْ أَفْقَهُ النَّاسِ إِذَا عَرَفْتُمْ مَعَانِی کلَامِنَا إِنَّ الْکلِمَهَ لَتَنْصَرِفُ عَلَی وُجُوهٍ فَلَوْ شَاءَ إِنْسَانٌ لَصَرَفَ کلَامَهُ کیفَ شَاءَ وَ لَا یکذِب» (صدوق، معانی الاخبار، ص۱؛ فیض، نوادر الاخبار، ص۵۰).

آنچه بیان شد، در روایات تفسیری امام رضا (ع) به خوبی مشهود است به ویژه آنجا که دیدگاه های خویش را به احادیث پدران بزرگوارش مستند می سازد یا روایتی از آنان را تبیین می فرماید (صدوق، معانی الاخبار، ص۱۸۱؛ همو، عیون اخبارالرضا (ع)، ج ۱، ص۳۷۰).

۱- روش تفسیر قرآن به قرآن

این روش عبارت است از: تبیین معانی آیات قرآن و مشخص کردن مقصود و مراد جدی از آنها به وسیله یا با کمک آیات دیگر؛ به سخن دیگر، در این روش، قرآن، خود، منبعی برای تفسیر قرآن قرار می گیرد. به استناد روایات تفسیری پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) این روش تفسیری بهترین روش تفسیر قرآن دانسته شده است. پیشینه این روش، به عصر نزول قرآن و شخص پیامبر(ص) برمی گردد که از این روش برای تفسیر آیاتی از قرآن استفاده کرده و آن را به اصحاب آموزش داده است. پس از ایشان ائمه(ع) نیز همین شیوه را در پیش گرفته اند. علامه طباطبایی پس از نقد روشهای گوناگون تفسیر قرآن، روش تفسیر قرآن به قرآن را شیوه آموزگاران قرآن یعنی ائمه هدی (ع) می داند (المیزان، ج۱، ص ۱۵). چنین روشی از تفسیر قرآن از صحابه و تابعان نیز نقل شده است.

امام رضا (ع) نیز همچون دیگر اجداد طاهرینش(ع) از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده کرده اند. برای نمونه، ابراهیم بن ابی محمود می گوید: از ابوالحسن رضا (ع) تفسیر این آیه را پرسیدم که می فرماید: «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم؛ خداوند بر دلهای ایشان و بر شنوایی آنان مُهر و ختم نهاده است» (البقره/۷). فرمود: «ختم» آن است که به کیفر کفر ورزیدن، بر دل کافران مهر زنند، همان گونه که خداوند در جای دیگر می فرماید: «بل طبع الله علیها بکفرهم فلا یؤمنون إلا قلیلا؛ بلکه خدا به سبب کفرشان، بر دلهایشان مهر نهاده و در نتیجه، جز شماری اندک از ایشان ایمان نمی آورند» (النساء/۱۵۵).

ابراهیم بن محمود ادامه می دهد: از امام پرسیدم: آیا خداوند بندگانش را مجبور به گناه می کند؟ فرمود: به آنان اختیار عطا می کند و ایشان را مهلت می دهد تا توبه کنند. پرسیدم: آیا خدا آنان را به کاری وا می دارد که توان آن را ندارند؟ فرمود: چگونه چنین چیزی ممکن است، در حالی که خود می فرماید: «وما ربک بظلام للعبید؛ و پروردگار تو بر بندگان ستم نمی ورزد…» (فصلت /۴۶؛ ر.ک: آل عمران، ۱۸۲؛ الانفال، ۵۱؛ الحج، ۱۰؛ ق، ۲۹). و ادامه داد: پدرم موسی بن جعفر(ع) از پدرش جعفر بن محمد(ع) برایم حدیث کرد و فرمود: «من زعم أن الله تعالی یجبر عباده علی المعاصی أو یکلفهم ما لا یطیقون فلا تأکلوا ذبیحته ولا تقبلوا شهادته ولا تصلوا ورائه ولا تعطوه من الزکاه شیئا؛ هر کس بپندارد خداوند بندگان را به گناه وامی دارد یا آنان را به کاری فراتر از توانشان تکلیف می کند، ذبیحه او را نخورید، گواهی اش را نپذیرید، در ورای او نماز مگذارید (به او اقتدا نکنید) و چیزی از زکات به او نپردازید» (صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۱۱۳، ح ۱۶).

امام در تفسیر این آیه افزون بر تفسیر قرآن به قرآن که معنای کلمه ای از قرآن را با آیه ای دیگر توضیح می دهد، به روایتی از پدر بزرگوارشان نیز در تفسیر آیه استناد نموده و نقش روایات مأثور را در تفسیر قرآن آشکار ساخته است.

۲- بیان تأویل آیه و استشهاد به روایت تفسیری

امام رضا (ع) در مواردی ضمن بیان تأویل آیه به حدیثی از اجداد گرامی اش که در قالب تفسیر آیه بیان شده استشهاد می نماید و با این کار، مستند خویش را برای تفسیر تأویلی خویش بیان می دارد. روایت محمد بن فضیل از امام رضا (ع) ذیل آیه «أذن مؤذن بینهم أن لعنه الله علی الظالمین» (الاعراف/۳۲) از این نمونه است که فرموده اند: «المؤذن أمیر المؤمنین(ع) یؤذن أذاناً یسمع الخلائق کلّها والدلیل علی ذلک قول الله عز وجل فی سوره براءه «وأذان من الله رسوله» (البراءه/۴) فقال أمیر المؤمنین: کنت أنا الاذان فی الناس» (عطاردی، مسند الامام الرضا (ع)، ج ۱، ص۳۳۴، ش۷۷؛ قمی، التفسیر، ص۲۱۶)؛ آن مؤذّن، امیرالمؤمنین(ع) است و [در قیامت] به گونه ای اعلام می نماید که تمام خلایق می شنوند. دلیل آن این سخن خداوند است که در سوره برائه می فرماید: «وأذان من الله رسوله» که امیرالمؤمنین(ع) [در تفسیر آن] فرمود: «من آن اذان بین مردم بودم».

لازم به یادآوری است که اینکه حضرت امیر(ع) سوره توبه را در میان مردم خواندند و پیام برائت از مشرکان را اعلام نمودند، مورد اتفاق مسلمانان است که خود نیز به آن اشاره کرده اند. در این روایت، امام رضا(ع) علاوه بر بیان تأویل آیه، آن را به آیه ای دیگر مستند نموده است که تأویل آن نیز به وسیله اجداد گرامیش بیان شده است.

۳- امام رضا (ع) و تفسیر آیات الاحکام

امامان معصوم (ع) خود مرجع و منبع احکام اند. با این حال، در موارد بسیاری نظر خود را در بیان احکام به قرآن مستند کرده اند. روایات تفسیری امام رضا(ع) در آیات الاحکام نیز به نوبه خود در خور توجه است. برای مثال ذیل آیه «الطّلاقُ مَرّتان فَاِمساک بِمَعروف اَو تَسریح بِاِحسان» (البقره/۲۲۹) آمده است: ابوالقاسم فارسی در باره این آیه از امام رضا (ع) پرسید که خداوند می فرماید: «طلاق دو بار است. پس از آن یا بخوبی نگاه داشتن (امساک به معروف) یا به شایستگی آزاد کردن (تسریح به احسان)…». امام(ع) فرمود: «أما الإمساک بالمعروف فکف الأذی وإجباء النفقه؛ وأما التسریح بإحسان فالطلاق علی ما نزل به الکتاب؛ «امساک به معروف» آن است که از آزار و اذیت زن خودداری ورزد و نفقه او را بپردازد و «تسریح به احسان» آن است که بر پایه دستور قرآنی او را طلاق دهد» (عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۱۷؛ عطاردی، مسند الامام الرضا (ع)، ج ۱، ص ۳۱۶، ح ۲۸).

۳-۱- بیان اجمال و فروعات فقهی آیات الاحکام

مجمل لفظی است که دلالت آن بر معنایش روشن و واضح نباشد. بنا به گزارش سیوطی در الاتقان تنها داود ظاهری منکر وجود لفظ مجمل در قرآن می باشد و دیگر دانشمندان اسلامی به وجود لفظ مجمل در قرآن اذعان دارند. اسباب و عوامل اجمال در آیه هرچه باشد،[۲] این پرسش مطرح است که آیا لفظ مجمل همچنان بر اجمال خویش باقی مانده است یا از آن رفع اجمال شده است یا با در نظر گرفتن قواعد و اصول صحیح تفسیر، اجمال در لفظ و آیات قرآن قابل رفع است؟ سیوطی در پاسخ به دو سؤال نخست، دیدگاه صحیح را آن دانسته که مکلفین به احکام قرآن در عمل به آیات مجمل معطّل نمانده اند و از این گونه آیات رفع اجمال شده است (سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص۶۴۱).

تبیین نیز عبارت از است بر طرف کردن اجمال از لفظ یا عبارت مجمل با الفاظی که اجمال را بر طرف کند. مبیَّن دو گونه است؛ متصل یعنی مبینی که بعد از لفظ مجمل در خود آیه آمده؛ منفصل یعنی مبیَّنی که جدا از متن آیه مجمل آمده است که ممکن است آیه ای دیگر از قرآن، حدیث پیامبر(ص) و طبق دیدگاه امامیه یا حدیث امامان معصوم (ع) باشد. برای نمونه، در آیه۳۳ سوره المائده حکم کسی که با خدا و رسول او محاربه کند، به گونه ای بیان شده است که به ظاهر اجمال دارد. بر همین اساس امام رضا (ع) به گاه پاسخ پرسشی در این باره، ابتدا بر همان که از آیه فهمیده می شود، اشاره نموده و سپس در پی پرسش تفصیلی پرسشگر، با بیان فروعات دیگر مسئله، اجمال در مسئله را بر طرف فرمودند. این شیوه امام(ع)نشان از این دارد که آیه به خودی خود اجمال ندارد، بلکه اجمال آن عارضی است. متن روایت و پاسخ تفصیلی امام چنین است: ابواسحاق مدائنی گوید: «نزد امام رضا (ع) بودم که فردی آمد و گفت: قربانت شوم! خداوند متعال می فرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْض فساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ…»[۳] معنی این سخن چیست؟ امام فرمود: خدا چنین فرموده است.

پرسیدم: قربانت گردم، در چه صورتی سزاوار یکی از این چهار کیفر است؟

امام فرمود: در چهار صورت که هر صورت حکم خاص خود را دارد:

اگر با خدا و رسولش از سر نبرد درآمد و در زمین فساد کرد و کسی را کشت، او را می کشند.

اگر کسی را کشت و اموال او را هم ربود، او را می کشند و بر دار می آویزند.

اگر اموال کسی را ربود ولی او را نکشت، دست و پایش را به خلاف همدیگر قطع می کنند.

اگر با خدا و رسول او جنگید و فساد پیشه کرد، ولی کسی را نکشت و مال کسی را نگرفت، او را تبعید می کنند.

پرسیدم: قربانت گردم! تبعیدش چگونه است؟ امام فرمود: او را از شهری که کارهای ناشایست را در آن انجام داده، به شهری دیگر می فرستند و به مردم آن دیار می نویسند که او تبعیدی است، با او همخور و همنوش و همسر نشوید. اگر از آن شهر به جایی دیگر رفت، برای آنان نیز چنین می نویسند، تا یک سال تا اینکه شرمسارانه توبه کند.

پرسیدم: قربانت گردم! اگر خواست از سرزمین اسلام بیرون رود و در دیار مشرکان زندگی کند، چه باید کرد؟ فرمود: اگر خواست به سرزمین شرک برود، گردنش را می زنند» (عیاشی، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص۳۱۷).

چنان که می بینیم، در این روایت، متن آیه نسبت به حکم محاربه با خدا و رسول او(ص) مبیَّن است و اجمالی ندارد، ولی نسبت به هریک از پرسش های فرعی پرسشگر که ناظر به فروعات فقهی مسئله است، اجمال دارد و امام(ع) به تفصیل به بیان حکم هر یک از فروعات پرداخته و رفع اجمال نموده است. روشن است که اینگونه بیان اجمال در آیه تنها از خاندانی برمی آید که به تصریح پیامبر اکرم(ص) در حدیث ثقلین همسنگ قرآن معرفی شده و سخن آنان فصل الخطاب مسائل و مشکلات علمی و دینی است.

شایان یادآوری است که در بعضی روایات دیگر چنین آمده: «ذلک الی الامام یفعل به ما یشاء» یعنی حکم این جزا متعلّق به امام است و امام به آنچه که بخواهد، حکم می کند و هر کدام را که بخواهد اختیار می کند. شیخ مفید همین تفسیر را پذیرفته است (لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۶۴۸-۶۴۹).

در کافی از جمیل بن دراج آمده که از امام جعفر(ع) از این سخن خداوند «إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یحارِبُونَ اللَّهَ» الی آخر آیه سؤال کردم: کدام یک از این حدود که خداوند نام برده است، بر آنها واجب می شود؟ قال: ذلک الی الامام ان شاء قطع و ان شاء نفی و ان شاء صلب و ان شاء قتل. قلت: النفی الی أین؟ قال: ینفی من مصر الی مصر، و قال: ان علیا(ع) نفی رجلین من الکوفه الی البصره؛ آنچه واجب است، در اختیار امام [حاکم اسلامی] اگر بخواهد قطع می کند و اگر بخواهد تبعید می کند و اگر بخواهد به دار می آویزد و اگر بخواهد به قتل می رساند. گفتم: تبعید به کجا؟ فرمود: تبعید از شهری به شهر دیگر و فرمود: زیرا علی(ع) دو مرد را از کوفه به بصره تبعید نمود (کلینی، الکافی، ج ۷، ص ۲۴۶، ح ۳).

۳-۲- بیان فلسفه احکام و تبیین علل الشرایع

از ویژگی های متمایز مکتب تفسیری امام رضا (ع) بیان فلسفه احکام و تبیین علل الشرایع است تا آنجا که شیخ صدوق کتابی گرانسنگ را با همین موضوع و عنوان از احادیث امامان معصوم(ع) فراهم آورده است. این کتاب پیوسته مورد توجه علما و فقهای شیعه قرار داشته و از معتبرترین منابع روایی شیعه می باشد و برای شناخت علت برخی از احکام اسلامی و فلسفه وجودی آنها و نیز آگاهی از دلیل برخی از مباحث عقیدتی از جمله علّت برتری پیامبران بر فرشتگان بسیار راهگشا است. امام رضا (ع) در موارد بسیاری به بیان فلسفه احکام پرداخته و بر آن نیز استدلال کرده و گاهی استناد خویش را نیز آورده است. برای نمونه ای، محمد بن سنان می گوید که امام ابو الحسن علی بن موسی الرضا (ع) در پاسخ پرسش هایش در باره حرمت خوردن مال یتیم چنین نوشته است:

«حرم أکل مال الیتیم ظلما لعلل کثیره من وجوه الفساد:

أول ذلک إذا اکل مال الیتیم ظلما فقد أعان علی قتله إذ الیتیم غیر مستغن ولا محتمل لنفسه، ولا قائم بشأنه، ولا له من یقوم علیه و یکفیه کقیام والدیه؛ فإذا أکل ماله فکأنه قد قتله وصیره إلی الفقر والفاقه مع ما خوف الله عز وجل من العقوبه فی قوله «ولیخش الذین لو ترکوا من خلفهم ذریه ضعافا خافوا علیهم فلیتقوا الله» (النساء/۹). ولقول أبی جعفر(ع): إن الله عز وجل وعد فی أکل مال الیتیم عقوبتین، عقوبه فی الدنیا، وعقوبه فی الاخره. ففی تحریم مال الیتیم استبقاء الیتیم واستقلاله نفسه، والسلامه للعقب أن یصیبه ما أصابهم لما وعد الله فیه من العقوبه مع ما فی ذلک من طلب الیتیم بثأره إذا أدرک ووقوع الشحناء والعداوه والبغضاء حتی یتفانوا» (شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۲، ص۴۸۰ باب ۲۳۲).

از این مکاتبه که امام رضا (ع) در بیان علّت های مختلف تحریم خوردن مال یتیم نگاشته اند، نکاتی از روش علمی امام رضا (ع) به دست می آید که بدین قرار است:

۱. بیان علل مختلف برای فلسفه احکام؛

۲. استدلال عقلی بر علت تحریم حکم مذکور؛

۳. استدلال و استناد به آیه در بیان فلسفه احکام؛

۴. استدلال و استناد به سخنان اجداد بزرگوارش در بیان فلسفه احکام؛

۵. نتیجه گیری و بیان مصلحت حکم؛

۶. بیان تأثیر مثبت عمل به حکم تحریم و نتیجه منفی ترک عمل به آن.

۳-۳- تعیین مصادیق آیات الاحکام و استشهاد به قرآن

تفسیر آیات الاحکام و چند و چون مصادیق اعمال عبادی همواره برای متشرعین از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. بر همین مبنا معصوم(ع) در مواردی مصادیق آیات را برشمرده و به تبیین آنها پرداخته است؛ برای نمونه، عباس بن هلال از امام رضا (ع) روایت کرده که ذیل آیه «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه» (النساء/۳۱) گناهان بزرگ را چنین برشمرده اند: بت پرستی، میگساری، آدم کشی، آزار دادن پدر و مادر، اتهام زدن به زنان پاکدامن، گریز از جنگ، و خوردن مال یتیم (عیاشی، تفسیرالعیاشی، ج ۱، ص ۲۳۸، ح ۱۰۷؛ بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲، ص ۶۹، ح ۲۳۲۷).

در روایتی دیگر امام جواد(ع) مصادیقی را برای گناهان کبیره بر می شمارد و برای بیان حکمت هر یک از احکام الهی به آیه یا آیاتی از قرآن و گاه به حدیث استشهاد می کند. در واقع روش امام(ع) در تفسیر آیه مذکور بدین گونه است که با کمک آیات دیگر قرآن (روش تفسیر قرآن به قرآن) و احادیث رسول اکرم(ص) (روش تفسیر به مأثور) مصادیق آیه را بر می شمارد (کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۸۵- ۲۸۷، ح ۲۴).

۴- امام رضا (ع) و روش تفسیر علمی

مقصود از علم در عنوان «تفسیر علمی» علوم تجربی است و این خود، به دو شاخه علوم طبیعی مانند فیزیک و شیمی و… و علوم انسانی مانند جامعه شناسی و… تقسیم می شود.

موافقان تفسیر علمی قرآن تعاریف مختلفی برای تفسیر علمی قرآن ارائه داده اند. بهترین تعریف برای روش تفسیر علمی قرآن آن است که قطعیات به اثبات رسیده علمی که مفید یقین است در روشن شدن معنا آیه و فهم درست از آن به کار گرفته شود نه اینکه با علوم غیرقطعی به سراغ قرآن برویم یا بخواهیم هر علومی را از قرآن استخراج کنیم یا هر نظریه ای را بر قرآن تحمیل کنیم؛ چون در این صورت در دام تفسیر به رأی گرفتار می شویم. افراط برخی در این روش از تفسیر قرآن باعث شده است که برخی تفسیر علمی قرآن را به کلی ممنوع بدانند و آن را از زمره تفسیر به رأی بدانند.

در حقیقت، پیشینه این روش تفسیری نیز به عصر نزول قرآن بر می گردد، به گونه ای که پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) به ویژه امام رضا (ع) از چنین روشی در تفسیر قرآن استفاده کرده اند ولی تفسیر علمی قرآن به طور گسترده و عمومی از قرن چهارم هجری شروع شد و در این راه و فراز و فرودهایی نیز داشته است. به نمونه ای از تفسیر علمی امام رضا (ع) از آیات قرآن کریم اشاره می کنیم.

حسین بن خالد از امام رضا (ع) نقل می کند که ایشان در تبیین واژه «حبک» در آیه «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُک» (الذاریات،۷) فرمود: یعنی آسمان دور زمین بافته شده است. در همین حال امام انگشتان خود را درهم فرو برد (و نشان داد). راوی گوید: از امام پرسیدم: آسمان چگونه دور زمین تنیده شده است در حالی که خداوند می فرماید: «رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها»Y (الرعد/۱۲؛ لقمان/۱۰)؟ امام فرمود: سبحان الله! آیا نمی فرماید: «بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا»؟ گفتم: آری. فرمود: پس آنجا ستون هایی است لکن تو نمی بینی (عروسی حویزی، نور الثقلین، ج ۵، ص ۱۲۱؛ بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۲۲۴، ح ۵۴۳۷؛ ج ۵، ص ۱۵۷، ح ۱۰۱۱۲؛ ص ۴۱۴، ح ۱۰۸۵۱).

در این روایت امام(ع) از بیان تصویری برای تبیین معنای آیه استفاده کرده و «عمد» را به ستون معهود تفسیر نموده اند. امروزه نیروی جاذبه، یکی از مصداقهای آن دانسته است که علوم جدید آن را کشف نموده است. این امر که از قطعیات علم امروز است (قسم سوم تفسیر علمی)، ما را در فهم معنای آیه بیشتر کمک می کند.

به طور کلّی در تفسیر علمی قرآن سه گونه برخورد وجود دارد:

الف) اینکه کوشش شود همه علوم از قرآن استخراج شود که این امر ناممکن است و به تفسیر به رأی منجر می شود.

ب) تطبیق و تحمیل نظریات علمی بر قرآن که این شیوه از تفسیر علمی در قرن اخیر رواج یافته است که این نیز به تفسیر به رأی می انجامد.

ج) استخدام علوم برای فهم و تبیین بهتر قرآن که این شیوه روشی صحیح برای تفسیر قرآن است و می تواند ما را در برداشت صحیح از قرآن یاری رساند و از طرفی هم اعجاز علمی قرآن را به اثبات می رساند (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (۲)، ص ۲۲۸-۲۳۱).

لکن برای تفسیر علمی صحیح از قرآن باید معیارهایی را رعایت کرد تا به تفسیر به رأی منجر نشود؛ معیارهایی از قبیل استفاده از علوم قطعی و به کارگیری آنها در فهم قرآن. در واقع، امام رضا (ع) به تفسیر علمی این آیه یعنی قسم سوم تفسیر علمی اشاره داشته و آن را آموزش داده اند.

۵- امام رضا (ع) و تفسیر اشاری قرآن کریم

در مجمع البحرین اشاره مترادف با «سخن گفتن در فهماندن معنا» دانسته شده است مانند جایی که از کسی در انجام دادن کاری اذن خواسته شود و او با دست یا سر به انجام آن یا عدم انجام آن اشاره کند (طریحی، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۳۵۵). در زبان فارسی نیز چنین گفته شده است: اشاره در لغت به نشان دادن کسی یا چیزی یا فهماندن مطلبی با حرکات سر و دست و مانند آنها بدون استفاده از لفظ و گفتار گویند یا سخنی که به اختصار یا پوشیده و با رمز گفته شود (انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج۱، ص۴۱۹، ذیل واژه). صاحب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، محقق معاصر، در معنای لغوی آن می گوید: «ریشه اصلی اشاره [یعنی شور] به معنای انتخاب چیزی از قول، نظر یا عمل است» (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص۱۴۹). واژه «اشارت» در قرآن نیز به کار رفته است؛ آنجا که حضرت مریم در پاسخ مردم به حضرت عیسی(ع) اشاره کرد تا مردم از او پرسش کنند: «فاشارت الیه» (مریم/ ۲۹).

اشاره در اصطلاح به معنای چیزی است که از کلام استفاده می شود، بدون اینکه کلامی برای آن وضع شده باشد؛ یعنی چنین استفاده ای از لوازم کلام است. تفسیر اشاری نیز به گونه ای بیان می شود که فقط افرادی که صلاحیت فهم آن را داشته باشند، بتوانند از آن استفاده کنند یا به گونه ای بیان می شود که هیچ دلالتی از کلام بر آن وجود ندارد. به هر حال، این پرسش مطرح است که مقصود از تفسیر اشاری چیست؟ برای پاسخ دقیق به این پرسش، توجه به تعریف آن، منظور از چنین تفسیری را نمایان می سازد. در تعریف تفسیر اشاری گفته اند: «تفسیراشاری به اشارات مخفی گفته می شود که در آیات قرآن کریم موجود است و بر اساس عبور از ظواهر قرآن و اخذ به باطن استوار است؛ یعنی از طریق دلالت اشاره و با توجه به باطن قرآن، مطلبی از آیه برداشت و نکته ای روشن شود که در ظاهر الفاظ آیه، بدان تصریح نشده است. به عبارت دیگر، اشارات آیه، لوازم کلام هستند که از نوع دلالت التزامی به شمار می آیند» (رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن (۲)، ص ۲۴۲ -۲۴۳).

با بررسی تفسیر آیات قرآن کریم که از پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت مطهرش (ع) در کتاب های تفسیر، به ویژه جوامع روایی آمده است، این واقعیت روشن می شود که ریشه این تفسیر در سخنان پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع) کاملاً مشهود است و اینکه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *