تعداد بازدید
2 بازدید
ریال102.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره))؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) شامل 103 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برگ سبز (مروری بر زندگی و روش تفسیری آیت اللّه شهید سیّد مصطفی خمینی (ره)) :

«من ورّخ مؤمنا فکأنّما أحیاه… هرکس زندگینامه مؤمنی را بنگارد چنان است که او را زنده گردانیده است».[۱]

حاج آقا مصطفی خمینی، مؤمن پارسایی بود از تبار پاکان که سراسر زندگی اش در هجرت و جهاد، همراه با تعلیم و تعلّم سپری شد و برکات وجودش به جامعه اسلامی رسید؛ چنان که سوگ شهادت او بهان تجمّع مبارزان مسلمان در مساجد و آغاز انقلاب اسلامی ایران گردید.

ولادت تا بلوغ

سالنما، رقم ۱۳۰۹ ه. ش /۱۳۴۹. ق(ماه رجب)، را نشان می داد.

سراسر ایران، سوگوار مرگ انقلاب مشروط خود بود که با کودتا و سلط دیکتاتوری بیست سال دست پرورد بریتانیا«رضا خان میرپنج»، آخرین دم و بازدم های آن نیز کاملا بریده شده بود؛ و صاحبان و پدیدآورندگانش مسلوب الیه گردیده و در خیابانها و خانه های خود ترور شده و یا در زندان ها و بیمارستان نظمی رژیم کودتا با تزریق آمپول مرگ، جان سپرده؛ یا همچون آیت الله سید حسن مدرس در دورافتاده ترین و بد آب و هواترین نقط خاک به خون کشیده شد وطن(همچون«قلع خواف» و امثال آن)به زنجیر اسارت کشیده شده بودند.

و در آن ایام ترکتازان رژیم کودتا با حمایت پنهان و آشکار بریتانیا، به عنوان وارثان نظام دو هزار و پانصد ساله ستم شاهی، در ظاهر، مسلط بر اوضاع، بر اریک قدرت و حکمرانی تکیه داشتند.

در این میان، در شهر مذهبی و مقدس «قم»، در ماه آذر کودکی تولد یافت که به مناسبت نام جد(پدری) شهید و مقتولش، او را «مصطفی» نامیدند. پدر بزرگوار و حکیم و دانشمند این کودک، دانشمندی بنام و شناخته شده در حوزه علمیه آن روز قم بود، و در میان فضلا و روحانیون به عنوان«حاج آقا روح اللّه خمینی»، مشهور و مورد احترام بود.

آن روز جز خداوند، هیچ کس نمی دانست که سالها بعد، مرگ مظلومان وی، همچون آذرخشی سوزان و روشنگر، شکوفایی انقلابی بزرگ در جهان را باعث گردیده و در انقراض و سرنگونی رژیم از درون پوسید دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در ایران و جانشینی و استقرار نخستین حکومت اسلامی در عصر غیبت، نقشی اساسی خواهد داشت. شهادتش موجب بیداری و خشم و خروش ملت مسلمان ایران و از هم پاشیدن و پاره شدن تار و پود نظام فرسود ستم شاهی گردید که در وهم و خیال هیچ فردی نمی گنجید. همان طوری که تولدش در ماه آذر بود، مرگش نیز آذرخشی بر هستی سلاطین و ستمگران گردید.

سید مصطفی، دوران کودکی را پشت سر می گذاشت و در دامن مادری باتقوا و پدری دانشمند و فقیه، در محیطی آکنده از معنویت و عرفان، رشد می کرد. او هرچند که در بسیاری از رفتارهای فردی و اجتماعی خود مانند سایر کودکان شهر بود، لکن گاه به گاه، برخی حرکات و رفتارهای فردی و اجتماعی شگفت آور و نادر از او سر می زد که هر بیننده ای را به خود جلب می کرد، و چنان می نمود که نشانه هایی از«نبوغ» در این کودک دیده می شود. چرا که نوابغ، دارای نیروهای خاصی هستند که برای نشان دادن خود، دریچه ها و زمینه های گوناگونی را لازم دارند و در نتیجه در رفتار دارندگان آن بازتاب پیدا کرده و باعث بروز کنش و واکنش های فوق العاده می گردند، و همین رفتارهای فوق العاده هستند که موجب حیرت و شگفتی افراد ناظر می گردند.

بر مبنای گزارش ناظران، «سید مصطفی خمینی» در دوران کودکی خود دارای چنین وضعیتی و با جرأت، جسارت و شجاعت بود و این همه فوق العادگی او را نشان می داد.

او پس از مجاهدتهای علمی، اجتماعی و پیاپی گسترده-که در همین نوشتار به گوشه ای از آن اشاره خواهیم کرد -بالاخره در آبان ماه سال ۱۳۵۶ ش، احتمالا با تبانی و توطئه مشترک رژیمهای ایران و بعث عراق به گونه کاملا ناگهانی و مشکوک در سن ۴۷ سالگی چشم از جهان فروبست، و روحش به ملکوت اعلا پیوست. پدر بزرگوارشان، حضرت امام خمینی(ره) در سوگ فرزند دانشمند خود فرمود: «خداوند الطافی دارد خفی، الطاف خفیّه ای که ما به آن علم نداریم، و این [رحلت حاج آقا مصطفی در آن شرایط]از الطاف خفیه الهی بود».[۲]

از تلمذ تا اجتهاد

سید مصطفی خمینی، که کودکی لاغراندام و در عین حال پرتحرک و پر نشاط بود، علاق مفرطش به اسلام و جامعه روحانیت و راهنمایی های پدر بزرگوار و دوستان صالحش، سبب گردید که بعد از اتمام دور ابتدایی به جرگ طلاب حوز قم بپیوندد. یکی از دوستان و معاشرت کنندگانش در این باره می گوید:

«او، در سن پانزده سالگی به تحصیل علوم اسلامی پرداخت. و از ایشان شنیدم که در سن ۲۷ سالگی شایستگی و قو استنباط احکام پیدا کردند، یعنی به درج اجتهاد رسیدند.[۳]

او که اکنون به جرگه طلاب حوزه پیوسته بود و در راه فراگیری علوم اسلامی بی وقفه تلاش می کرد، نیرو و انرژی فوق العاده خود را، به گونه کامل برای کسب دانش وقف کرد و شبانه روز در تعقیب مقصد مقدس خود تلاش می کرد. از این رو در اندک مدتی از اقران خود پیشی گرفته و به رشد فرهنگی و علمی بالایی دست یافت. یکی دیگر از آشنایان و دوستان او در این باره چنین می گوید:

بر اثر نیروهای اضافی که هم نوابغ دارند، و این نیروها باید به گونه ای مصرف شود. مرحوم شهید مصطفی خمینی نیز در دوران اوایل بلوغ خود به سرگرمی هایی اشتیاق می ورزید، ولی از آنجا که خداوند خواسته بود او یک محقق متبحر و دانشمند باشد، بر اثر محیط و مصاحبت های سالم، مسیر ایشان عوض شده و صرفا معطوف کسب کمال و تحصیل دانش گردید. روی همین اصل بود که ایشان در طی دو سال و چند ماه کتاب های سیوطی، معالم، حاشیه ملا عبد الله، شمسیه، مجموع مطول و قسمتی از شرح لمعه را با درس خصوصی به پایان رسانید.[۴]

یعنی ایشان دروس مقدماتی و ادبیات عرب را که دیگران به طور معمول در چهار-پنج سال فرا گرفته و به پایان می رسانند، در عرض دو سال و اندی فرا گرفت و وارد دوره ای گردید که در اصطلاح حوزه، به آن «دور عالیه سطح» و یا به طور خلاصه«سطح» می گویند.

و دور سطح را، نزد اساتید مهمّی همچون حضرات آیات مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری، شهید صدوقی، سلطانی، حاج شیخ محمد جواد اصفهانی و… تلمذ کرده و در ۲۱ سالگی به حوز درس خارج فقه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی پیوست و خارج علم اصول را نیز در محضر پدر بزرگوار خود استفاده کرد.[۵]

آن بزرگوار، آموزش دور سطح را همراه با تدریس دروس پایین تر ادامه داد؛ و همین شیوه باعث کسب تبحّر بیشتر در علوم و فنون اسلامی گردید؛ به گونه ای که درباره اش چنین گفته اند:

او، چنان در فهم درس و پیمودن راه های کمال مستعد بود که بعد از آنکه منظوم حکمت [ملا هادی سبزواری و یکی از متون مهم و دشوار فلسفی و کتب درسی حوزه ها] را نزد استادی آموخت، بلافاصله به تدریس آن پرداخت.[۶]

وی، در سال ۱۳۴۰ ش، در مدرسه حجتیه، منظوم حکمت تدریس می کردند و در درس ایشان، شاگردان فاضل و دانشمند حاضر می شدند.[۷]

اکنون نام آقا مصطفی، برای طلاب و فضلای حوز علمیه قم آشنا و شناخته شده بود. او به طور فعال در درس های خارج فقه و اصول(یعنی عالی ترین دور تحصیلات حوزوی) اساتید و مراجع بزرگی همچون: آیت اللّه داماد، آیت اللّه العظمی بروجردی و والد مکرمشان شرکت می کرد. چنانکه مباحث فلسفه را نیز از قبیل: کتاب «اسفار» ملاّصدرا و غیره، در نزد اساتید و فیلسوفان نامداری همچون: علامه سید محمد حسین طباطبایی، آیت اللّه سید ابو الحسن رفیعی قزوینی و امثال آن به تلمذ پرداخته مراتب عالی علمی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت، و در سنین جوانی در محافل علمی آن روز حوزه، شناخته و نام آور گردید.

در اواخر اقامت حاج آقا مصطفی در قم، ورودش به صحن سیاست و مبارزه با طاغوت، چهر محققانه و علمی جوان او را، عظمت و ابهت دیگری بخشید و در ردیف رجال جوان و امیدهای آیند حوز علمیه قرار داد. در این مرحله، او دیگر به عنوان یک استاد مبارز و شجاع برای فرزندان حوزه مطرح بود و در دل های طلاب آگاه جای داشت. خواص، او را به عنوان «مجتهد مسلم» می شناختند و عموم نیز به او با دید بزرگی و عظمت می نگریستند. او آن چنان محبوبیت یافته بود که در مناسبت های خاص از طرف طلبه ها و مردم مورد استقبال قرار می گرفت؛ به گونه ای که بعد از تبعید امام خمینی به «ترکیه» وقتی که آیت اللّه حاج سید مصطفی خمینی بعد از ۵۷ روز، از زندان رژیم پهلوی آزاد، و بدون اطلاع قبلی وارد صحن حرم حضرت معصومه(ع) گردید، روحانیون، طلبه ها و مردم قم به محض اینکه آگاهی یافتند، دور او گرد آمده و در اوج اختناق از ایشان استقبال و تمجید بسیار باشکوهی به عمل آوردند. دوست قدیمی و هم مباحثه دوران طلبگی ایشان، حضرت آیت اللّه فاضل لنکرانی، در این باره چنین می فرمایند:

به لحاظ اینکه، ما همیشه با مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی نزدیک بودیم و از همان دوران دبستان و رشت روحانیت با ایشان بودیم، خاطرات زیادی دارم، و ایشان را از نزدیک، خوب می شناسم… از نظر فضیلت علمی، به نظر من، سالیان دراز بود که مرحوم حاج آقا مصطفی یک مجتهد مسلم، کامل و صاحب نظر در فقه، اصول، فلسفه، رجال، تفسیر و سایر علوم اسلامی بود….

خاطره ای از مرحوم حاج آقا مصطفی به یادم آمد بدین مضمون که، به دنبال تبعید امام به ترکیه، آقای حاج مصطفی بازداشت شده و حدود دو ماه در زندان بودند. البته تأثیراتی هم در این دو ماه روی افراد چپ گرا گذاشته بودند و آنان را نسبت به اسلام متمایل کرده بودند، بالاخره در زندان از طرف سازمان امنیت با ایشان صحبت شد که شما می توانید از زندان آزاد شوید مشروط به اینکه به همان ترکیه پیش پدرتان بروید. ایشان همه این شرط را می پذیرد، لکن اضافه می کند که پس من چند روزی به قم بروم و آن وقت به ترکیه می روم، او را آزاد کردند و ایشان به قم آمدند و با استقبال عجیب از مردم روبرو شدند، با اینکه ایشان بدون اطلاع در بدو ورود به حرم مطهر رفتند و به محض اینکه مردم از این واقع اطلاع پیدا کردند، جمعیت کم سابقه ای در همان صحن مطهر ایشان را استقبال کرد.[۸]

چنانکه ملاحظه می فرمایید آیت اللّه فاضل، ضمن نقل حادث استقبال مهم روحانیون و مردم از ایشان، مراتب علمی و اجتهاد مسلم آن مرحوم را مورد تأیید و تصدیق قرار داده اند. البته کتاب های اصولی و تفسیری به یادگار مانده از ایشان نیز، به خودی خود اسناد زنده ای از اجتهاد آن مرحوم به شمار می آیند.

بر کرسی تدریس

حاج آقا مصطفی، تا زمانی که از قم به ترکیه تبعید نشده بود، همچنان در کنار تحقیق به تدریس علوم حوزوی ادامه می داد و زمانی هم که از ترکیه به نجف اشرف منتقل و مجبور به اقامت اجباری در آنجا گردید، علاوه بر اینکه یار و مددکار امام خمینی در مبارزه بود، ادار دفتر و پاسخگویی به مراجعین مختلف و ایفای نقش«رابط» امام با برخی از مراجع بزرگ نجف، مانند: آیت اللّه سید محسن حکیم و دیگر کارهای لازم را نیز به عهده داشت، با این همه، به تحقیق و تألیف کتب و تدریس خارج اصول نیز اشتغال داشت، چنانکه در کتاب شهدای روحانیت نیز آمده: «ایشان هنوز به سی سالگی نرسیده بود که به مرتب اجتهاد برآمد و ده سال در نجف خارج اصول تدریس می کرد.[۹]

درس خارج اصول فقه حاج آقا مصطفی در نجف، غرور بی اساس برخی از ناآگاهان و یا مغرضان را شکست. آنان باور نمی کردند این درس ادامه پیدا کند و چنین می پنداشتند که چندی بیشتر به طول نمی انجامد. در این رابطه، آقای محتشمی یکی از شاگردان مرحوم حاج آقا مصطفی، اظهاراتی دارد که قابل توجه است:

در نجف، در حدود دوازده نفر بودند که از حاج آقا مصطفی تقاضای تدریس خارج اصول را کردند، ایشان قبول کردند، و آن زمان [بعضی در]نجف دارای غرور خاصی در خارج اصول بودند و به غیر از خودشان هیچ کس را قبول نداشتند، و به همین خاطر خیال می کردند که حاج آقا در کار تدریس این، می مانند. ولی همان طور که غرور آنان برای درس فقه، توسط امام شکسته شد، این بار هم بی اساسی نظرشان در مورد درس خارج اصول ثابت گردید.[۱۰]

آقای سید محمد سجّادی، یکی دیگر از شاگردان آن مرحوم که دور تفسیر ناتمام و نیز جلد اول از کتاب تحریرات فی الأصول حاج آقا مصطفی را نیز به چاپ رسانده است، راجع به حوز درسی آن مرحوم سخنی دارد که اجمال آن چنین است:

از مکتب و محفل درس استاد بزرگ، زنده کنند شریعت محمد صلّی اللّه علیه و اله و سلم، بت شکن قرن ما، امام خمینی(دامت برکاته)، گروهی از دانشمندان و فقهای بزرگ، فارغ التحصیل شدند که از جمل آنان استاد علاّم ما، شهید آیت اللّه حاج سید مصطفی خمینی(قدس سره) می باشد، که به راستی جسما و روحا فرزند پدرش بود….

او با دو بال علم و تقوا پرواز می کرد، در تبعیدگاه خود نجف اشرف حوز تحقیق و تدریس خود را دایر نمود، در محاضرات او پژوهش هایی که دربردارند نتیج تحقیقات بزرگان از سلف صالح ما، همراه با نقد و اصلاح و تبیین می باشد…[۱۱]

برگزاری درس خارج اصول ایشان در نجف و استمرار طولانی آن، غرور عالمان دروغین و مخالف انقلاب را شکست. برخی از شاگردان دور درس خارج ایشان، عبارتند از: آقایان حکمت -امام جمعه قبلی شهرستان گناباد-، محتشمی-وزیر اسبق کشور-، حلیمی کاشی، امامیان، سجادی و امثالهم که هر کدام در جایی مشغول به خدمت می باشند.

در صحن سیاست و مبارزه

در جریان انجمن های ایالتی و ولایتی که مبارزه«امام» با دستگاه وابسته «شاه» آغاز شد و وارد مرحل تازه ای گردید، مرحوم حاج آقا مصطفی نیز در پی گیری فعالیتهای سیاسی قبلی خود، به طور جدی تری وارد صحنه سیاست و مبارزه با رژیم طاغوت گردید. او در این مبارز دشوار و بلندمدت که سال ها به طول انجامید، همچنان نستوه و استوار در کنار پدر و مقتدای خود، امام خمینی، به انجام تکلیف مبارزه مشغول بود.

با توجه به سنّ و سال ایشان و جوّ ویژه حوزه های علمی آن روز، باید گفت، این دانشمند مبارز، از بینش و آگاهی ژرف سیاسی برخوردار بود، و در هماهنگ سازی مسایل ظریف مبارزه و هدایت آن در مسیر درست، یار و مددکار امام و رابط او با اقشار مبارز کشور، به ویژه مبارزین مقیم خارج بود و این مسؤلیت سنگین را به خوبی انجام داد.

در رابطه با حوادث سیاسی مختلف، مطالب فراوانی دربار کوشش و فعالیت های ایشان توسط اشخاصی گفته شده است که در مجموع روشنگر نقش مؤثر و حضور دایمی او در صحنه مبارزه با رژیم طاغوت و استکبار جهانی می باشد. لکن این نوشت مختصر گنجایش درج هم آنها را ندارد. از این رو، از باب نمونه، اظهارات یکی از دوستان و معاشران آن شهید مهاجر را در اینجا عینا نقل می کنیم:

به دنبال مبارزه ای که امام در سال ۴۱ و ۴۲ شروع کردند، ایشان با امام همراه و همگام بودند و نقش مفیدی در مبارزه و نهضت ایفا می کردند و رتق و فتق امور امام، به دست ایشان بود. وقتی هم که رژیم طاغوتی و ضداسلامی شاه، در مقام پرونده سازی برای امام در جریان فروردین ماه سال ۴۲ بود یک روز، مأموری از دادگاه قم می خواست احضاریه ای را به حضور امام بیاورد که مثلا امام را به دادگاه احضار کرده اند. مرحوم حاج سید مصطفی به مأمور گفتند که امام این احضاریه را نمی پذیرد، مأمور گفت: فقط این اعلامیه به رؤیت ایشان برسد کافی است. مرحوم حاجد سید مصطفی پاسخ داده بود که من نمی گذارم که این اعلامیه به رؤیت ایشان برسد و شما می توانید به مقامات مافوق خودت گزارش کنی که من از ابلاغ احضاریه جلوگیری کرده ام.[۱۲]

مرحوم شهید حاج سید مصطفی در جریان قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲، که امام دستگیر شدند، در حرکت درآوردن مردم مسلمان قم، نقش مهمّی ایفا کرد و اولین فرد بود که در صبح روز پانزده خرداد از منزل بیرون آمد و به چهارراه مریضخانه [شهداء] رفت و در آنجا مأمورین با بلندگو به ایشان اخطار کرده بودند که برگردید، امّا ایشان با دست خالی، دست به سنگ برده و به مأمورین حمله کرد و مأمورین متواری شدند. سپس ایشان به صحن مطهر حضرت معصومه(س) آمدند و نطقی ایراد کردند و مردم را به مقاومت و پایداری و ادامه نهضت فرا خواندند و از هرگونه تزلزل در ارکان نهضت جلوگیری کردند.

در مرداد ماه سال ۴۲، که س

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *