تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی، محتوای خود را در قالب 41 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقلانیت سبب پیشرفت جامعه اسلامی :

وقتی به ما گفتند برای بیرون آمدن از تنهایی هر وقت خواستید حرف بزنید نماز بخوانید، چون «الصَّلَاهُ خَیرُ مَوْضُوعٍ» است: «فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَکثَر». هر وقت خواستید مخاطب باشید و حرف خوبی بشنوید قرآن بخوانید. این توفیق را ائمه(علیهم السلام) فراسوی ما نصب کردند و به ما دادند که اگر خواستیم حرف بزنیم با او حرف بزنیم و اگر خواستیم حرفی بشنویم حرف او را بشنویم. در قرائت قرآن گرچه ما حرف می زنیم، ولی گوینده اوست. او می گوید منتها به زبان ما. حرف، حرف اوست، ما خودمان انشا نمی کنیم. بنابراین اگر خواستیم متکلّم باشیم، نماز و اگر خواستیم مخاطب باشیم، قرآن.

یکی از مسائل مهمی که در قیامت مطرح است این است که بعضی ها با چهره شفاف و روشن می آیند، بعضی ها با چهره سیاه و تاریک. وقتی گفته می شود چهره، منظور صورت نیست؛ گاهی از تمام هویت انسان به صورت یاد می کنند، می گویند: وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ، این «وجوه»، نه یعنی صورت. گاهی از تمام هویت انسان با سَر یاد می کنند، می گویند سرشماری کردند. گاهی از تمام هویت انسان به گردن یاد می کنند می گویند «عتق رقبه» کردند. گاهی از تمام هویت انسان به چشم یاد می کنند، می گویند اینها جزء عیون جامعه هستند. این «وجه» به معنای صورت نیست، آن چشم به معنای این حدقه خاص نیست، آن سر در سرشماری به این بخش خاص بدن نیست، چه اینکه رقبه در عتق رقبه گردن نیست. وقتی فرمود: وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ إِلی رَبِّها ناظِرَهٌ، برخی ها هستند که صدر و ساقه هویت آنها خوشحال است، هیچ رنجی در جریان بدن و هویت آنها نیست.

در قرآن کریم فرمود: بعضی ها این چنین هستند. آنکه قرآن ناطق است به نام امام صادق(سلام الله علیه)، هم طبق نقل مرحوم کلینی در کافی، هم طبق نقل مرحوم ابن بابویه قمی در امالی، امام صادق(سلام الله علیه) که ایام شهادتش گذشت، از وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) نقل کرد، فرمود: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یبْلُغْهُ »؛ دعای پیغمبر یقیناً مستجاب است و این دعا مخصوص به مخاطبان آن حضرت در سرزمین خیف منا نبود. این سخنرانی را حضرت در منا ایراد کردند، اختصاصی به آن مخاطبین نداشت. فرمود: هر کسی این سه عنصر محوری را حفظ کند، إن شاءالله در قیامت با یک چهره، یعنی با تمام قامت بشّاش و شاداب و خوشحال محشور می شود. «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً»، این نشان می دهد که آنچه در قرآن آمده: وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَهٌ، منظور صورت نیست، بلکه منظور تمام هویت است؛ زیرا وجود مبارک حضرت در منا نفرمود: «نضّر الله وجه من کذا و کذا»؛ فرمود: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً»، آن مخاطب بفهم که قدر حرف را می داند، حرف فهم است، یک؛ در ضابطه فکرش تحلیل می کند، دو؛ عمل می کند، سه؛ به جامعه منتقل می کند، چهار. فرمود: یک چنین مخاطبی در قیامت بشّاش می آید؛ این دعای پیغمبر است: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یبْلُغْهُ».

این بیان نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) که در پایان نهج البلاغه آمده است و بخش قابل توجّهی هم در سخنان آن حضرت با کمیل مطرح است، این است که دل ظرف علم است. اگر با خیال شما این ظرف را پر کردی، به ظرف خود اهانت کردی. به قلبت اهانت کردی. می دانید حقیقت ما همان قلب ماست. وقتی به قلب خود خیانت بکنیم، به خودمان خیانت کردیم. این است که در اوایل سوره مبارکه «بقره» دارد: یخادِعُونَ اللّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ مَا یخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یشْعُرُونَ همین است. کسی خودش را فریب می دهد و نمی داند. فرمود: اگر کسی این سخنان را گوش بدهد و این را در ظرف دل جاسازی کند، آن قدر بفهمد که بتواند سخن بگوید یا بنویسد یا با بنان، یا با بیان، وقت را تلف نکند، آن عُرضه را داشته باشد که حرف فهمیده را به جامعه منتقل کند: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً» که این سه تا کار را بکند.

در منا مهم ترین مطالب عرضه می شود. آن مطالب چیست؟ فرمود: «ثَلَاثٌ لَا یغِلُّ» هم به «ثلاثی مزید» ضبط شد، هم به «ثلاثی مجرد» . «عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یبْلُغْهُ»، فرمود: خدا آن انسانی را که این حرف ها را بشنود و در عقلش جا بدهد و به دیگران منتقل کند، در قیامت بشّاش می آید. آن سه امر چیست؟ «إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ»؛ فرمود: هر کاری را که ما انجام می دهیم، دیگر نگوییم: خدا هست «ولی»! خدا هست «اما»! خدا دیگر «ولی و اما» قبول نمی کند. در بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف» دارد: وَ مَا یؤْمِنُ أَکثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکون؛ تنها غدّه بدخیم، ما آن شرک است. فرمود: خیلی ها مشرک هستند؛ منتها نمی دانند هر کار خیری که می کنند دلشان می خواهد یک نام از ایشان برده بشود یا نام ایشان اوّل باشد همین بازی هایی که هست. وَ مَا یؤْمِنُ أَکثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکون، وقتی از امام(علیه السلام) سؤال کردند که چگونه اکثر مؤمنین مشرک هستند؟ فرمود همین که می گویند: «لَولا فَلانٌ لَهَلَکْتُ»؛ اوّل خدا، دوم فلان! مگر خدای اوّلی است که دومی داشته باشد؟! اگر فلان کس نبود من تلف می شدم! اگر فلان کس نبود مشکل من حلّ نمی شد! عرض کرد پس چگونه بگوییم؟ فرمود: خدا را شکر که از فلان راه مشکل ما را حلّ کرد. همه مجاری قدرت او هستند. هر کسی در هر نشئه ای کاری انجام می دهد، به اذن خداست. ما بگوییم اوّل خدا دوم فلان شخص! یا خودم بودم؛ خود را در برابر خدا قرار دادم، یا دیگری را در برابر خدا قرار دادن، این بخش پایانی سوره مبارکه «یوسف» است: وَ مَا یؤْمِنُ أَکثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَ هُم مُشْرِکون. چرا گفتند اگر کسی یک «لا اله الا الله» در قیامت بگوید در بهشت به روی او باز است؛ اما کدام زبان است که بگوید. مگر هر کسی آن توفیق را دارد که هنگام مرگ بگوید «لا اله الا الله»؟! زمان حیاتمان، زمان زندگی مان توحید را باید قبول کنیم. فرمود آن سه اصل: یکی، «إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ»؛ دوم: «وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ». شاید در بعضی از سال های گذشته این: «وَ النَّصِیحَهُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ» معنا شد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *