تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه، محتوای خود را در قالب 35 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه :

۱- راه فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه و کاربرد آن (چون من دانش آموز هنرستان بودم) چیست؟

در مورد راه فایل پاورپوینت کامل یادگیری فلسفه، حقیقت مطلب این است که اوّلًا: خود جوان باید این معنا را احساس کند که استعداد آن را دارد، یا نه؟ در این مورد، حاکم، خودِ وجدان آن شخص است، به مصداق آیه؛ بَلِ الْإِنْسانُ عَلی نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ[۱] «بلکه انسان خودش از وضع خودش آگاه است». در این جا، وجدان و آگاهی انسان خیلی کمک می کند.

ثانیاً: خود را آزمایش کند، که آیا اگر مقداری خواند و اصطلاحاتی به دست آورد و سرمایه ای پیدا کرد و در جامعه آرام آرام به او گفتند که فلسفه می داند، یک دفعه ادّعای خدایی نکند! باید ظرفیت داشته باشد، وگرنه کم ظرفیتی چه ها که نمی کند! باید درون او را دید که آیا وقتی امتیازی به دست آورد، باز هم بنده خدا و بنده حقیقت خواهد بود؟ آیا احتمال خواهد داد که در این جا اشتباه کند؟

آیا احتمال خواهد داد که درباره یک فکر، بارها بیندیشد؟ مخصوصاً چون فلسفه است و اصطلاحات آن هم عمومی و کلی است.

من این مطلب را در یکی از سخنرانی ها- شاید دو سال قبل- چنین گفتم:

بیش تر ما از آن چه که می دانیم، استنباط و استخراج می کنیم که خودمان همان هستیم. برای مثال وقتی این شعر حافظ را می خوانیم:

بر آستان جانان گر سر توان نهادن

گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

آیا بر آستان جانان سر نهاده ایم یا نه؟ چون مضمون این شعر خیلی زیباست، خیال می کنیم ما همان شدیم. بلی، حافظ یک مطلب خیلی زیبا گفته است و بنده هم یاد گرفته ام، اما کم کم خود را همان می بینم و باور می کنم که همه چیز شده ام، یا:

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک

از فروغِ تو به خورشید رسد صد پرتو

از من و جناب عالی نه، من و شما فقط شعر را حفظ کرده ایم! [اگر فقط شعر را حفظ کنیم و مفهوم آن را درک نکنیم ] در این صورت انسان متوقّف می شود. کسی که به عشق فلسفه افتاده است، حواسش باید جمع باشد. مطالعه و درک فلسفه خیلی خوب است، اما یک بار می بینید که در همان پله های اول و با یادگرفتنِ سه یا چهار اصطلاح مثل وجود، ماهیت، رابطه، قانون و. . . راکد می مانید و یا درجا می زنید. اگر حال و هوا و علاقه به مطالعه فلسفه دارید و می توانید بفهمید، خیلی راه هست و مطالب زیاد است. اما آیا فردا این را برای خودتان دکان نخواهید کرد؟ زیرا فلسفه یک جنبه کلی دارد و اگر بگویند آقا فیلسوف است، انسان هم باور می کند. یا اگر بگویند آن شخص ریاضی دان است، مردم می گویند: بسیار خوب، خدا عمرش بدهد، در کدام کلاس تدریس می کند؟ می گویند: در فلان جا.

در صورتی که چه بسا فعالیت مغزی او خیلی بیش از این مقلد باشد، اما آن اعتبار که در کلمه فیلسوف خوابیده، ممکن است باعث غرور بیجای فرد شود. تازه، معنای فیلسوف هم این نیست. فیلاسوفیا کلمه یونانی است. فیلا یعنی دوستدار، سوفیا یعنی حکیم (حکمت). فیلاسوفیا یعنی دوستدار حکمت.

شاگردان فیثاغورث به او می گفتند: ای سوفیای عزیز (ای حکیم عزیز). گفت:

به من نگویید سوفیا، زیرا حکیم فقط خداست. به من بگویید فیلاسوفیا، یعنی دوستدار حکمت. حالا شما هم اگر واقعاً آمادگی دارید، بفرمایید در راه مطالعه فلسفه پیش بروید و از چون و چراها هم نترسید، به شرط این که اگر خدای ناخواسته، در اواسط کار، طواف به دور خود شروع شد، اقلًا دو رکعت نماز طواف هم بخوانید!

اگر احساس کردید که خدای ناخواسته در راه این طور خواهد شد، یا اساتید خوبی نخواهید داشت، حتماً از اول فکر کنید. و الّا خیلی خوب است و آخرش هم چنین است:

اوَّلُ الْعِلْمِ مَعْرِفَهُ الْجَبّار وَ آخَرُ الْعِلْمِ تَفْویضُ الْامْرِ الَیه.

«آغاز علم، شناخت خداست و پایانش واگذاری امور به او. »

«پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله»

آن چنان که دیده شده است- نمی خواهم بگویم بنده تمام افکار آقایان را مطالعه کرده ام- اما در مطالعاتم این عبارت را از اشخاص و فلاسفه ای که مورد وثوق من بودند، دیده ام که در آخر می گویند: خدایا! پروردگارا! علم ما محدود است.

در این مفهوم که «علم ما چیزی نیست که بر آن تکیه مطلق بکنیم»، عبارات فراوانی دارند، که نشان می دهد هرکس فیلسوف تر است، متواضع تر است.

هرکس دانشمندتر است، خردمندتر و محتاطتر است. به عبارات زیر دقت کنید:

«از زبان طبیعت، ای انسان، عالَم در مقابل تو تازه است. آری، در هر لحظه تازه دارد. نباید زیاد فریفته معلومات گذشته خود بوده باشی، بلکه باید هرچیز را از نو شروع کنی. »[۲] «امرسون»

«من چه قدر باید تکرار کنم که چیزی نمی دانم و چه قدر باید تکرار کنم که هیچ کس چیزی نمی داند، زیرا اگر کسی چیزی می دانست تاکنون دانستنی ها را به همه گفته بود و همه از اسرار جهان مطلع می شدند. بنابراین، آن چه ما درباره خلقت و اسرار جهان و پایان آن می گوییم، چیزهایی است که به فکر خودمان می رسد و بر طبق عقل خویش، نظریه هایی راجع به این مسائل ابراز می کنیم و بعد از یک روز، آن چه که گفته بودیم در نظرمان بدون ارزش و سست جلوه می کند. آن چه من در این خصوص گفته ام، چیزی است که به فکر و عقل من رسیده و ادعا نمی کنم که درست گفته ام، اگر کسی در این جهان هست که می تواند ادعا کند که درست می گوید، بیاید و بگوید تا ببینیم آیا در دعوای خود صادق است، یا نه؟»[۳] «موریس مترلینگ»

«جای بسی شگفتی است که علم فیزیک تا این اندازه کم و جزئی از جهانِ واقعی برای ما فاش کرده است. دانش ما نیز تنها به وسیله عوامل قراردادی مصلحتی، به وسیله خاصیت انتخاب کنندگی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *