تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت شامل 116 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت :

تفاوت ها

بی تردید میان دنیا و آخرت تفاوت هایی است؛ زیرا دو عالم، دو نشئه و دو نوع زندگی با قوانین متفاوت اند. برخی در بیان تفاوت وضع زندگی در این دو جهان، دنیا و آخرت را با مسامحه به عالم رَحِم و دنیا تشبیه کرده اند؛

زیرا طفل در رحم نوعی زندگی دارد و پس از تولد نوعی دیگر. طفل در هر دو نشئه تغذیه و تنفّس دارد، ولی نحوه آن متفاوت است؛ به گونه ای که برای طفل پس از تولّد، ادامه زندگی همانند گذشته برای چند لحظه نیز امکان ندارد.[۱]

متکلّمان آخرت را در آینده زمانی و در عرض دنیا می دانند[۲]؛ ولی فلاسفه برآن اند که آخرت در آینده زمانی نیست، بلکه باید آن را در مراتب عالی سلسله طولی وجود جست و جو کرد.[۳] آنان با استدلال به آیاتی- مانند: «إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ»[۴]؛ بی تردید جهنّم بر کافران احاطه دارد- معتقدند که آخرت بر دنیا احاطه دارد؛ چنان که روز بر ساعات آن احاطه دارد.[۵] برهمین اساس، حکمای اسلامی همه فایل پاورپوینت کامل تفاوت های دنیا و آخرت را در نحوه وجود آن دو دانسته اند[۶] و آنها را در چند تفاوت بنیادین خلاصه می کنند.[۷]

در قرآن به تفاوت های فراوانی میان دنیا و آخرت اشاره شده که بعضی از آنها بدین شرح است:

  1. در این جهان حرکت و تغییر هست، کودک، جوان و پیر می شود، سپس می میرد و چیزهای نو کهنه شده، از بین می روند[۸]؛ ولی آخرت از تغییر، فساد و فنا مصون است؛ چنان که مزه آب و شیری که در نهرهای بهشتی روان است، دگرگون نمی شود:

«فِیها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یتَغَیرْ طَعْمُهُ»[۹]؛ در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش ] برنگشته و جوی هایی از شیر که مزه اش دگرگون نشود.

بر این اساس، دنیا و پدیده های آن همگی اجل و مدّتی معین و محدود دارند[۱۰]:

«ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی»[۱۱]؛ خداوند آسمان ها و زمین و آن چه را که میان آن دو است، جز به حق و تا هنگامی معین، نیافریده است.

ولی آخرت جهان پایداری و بقا و جاودانگی است [۱۲]:

«إِنَّما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَهَ هِی دارُ الْقَرارِ»[۱۳]؛ همانا این زندگی دنیا تنها کالایی [ناچیز] است و در حقیقت، آن آخرت است که سرای پایدار است.

بهشتیان در آخرت جاودانه اند: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِک یوْمُ الْخُلُودِ»[۱۴]؛ هم چنان که جهنّمیان در آن ماندگارند: «خالِدِینَ فِیها أَبَداً».[۱۵] از همین رو دنیا را معبر و گذرگاه و آخرت را مقصد و سرانجام توصیف کرده اند: «الدنیا دار مجاز و الآخره دار قرار»[۱۶].

در آن جهان، توالد و تناسل و جوانی و پیری نبوده و به تعبیر علمی، اجسام خاصیت آنتروی و کهولت (اصل انحطاط و زوال تدریجی کیفیت ها و صورت ها) را از دست خواهند داد.[۱۷] در آخرت بهشتیان نمی میرند:

«لا یذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ»[۱۸] و حکم مرگ بر جهنّمیان جاری نمی شود:

«لا یقْضی عَلَیهِمْ فَیمُوتُوا. ..»[۱۹] و با این که مرگ از هر طرف به سوی جهنّمیان می آید، آنان نمی میرند: «وَ یأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیتٍ»[۲۰].

  1. در دنیا، آفرینش نظامی خاص دارد؛ آسمان ها به فرمان خدا همانند سقفی [۲۱] بدون ستون [۲۲] برافراشته شده [۲۳] و خورشید و ماه و ستارگان در مدار خود حرکت می کنند[۲۴] و زمین چون گاهواره ای رام در اختیار انسان است [۲۵]؛ ولی در آخرت از آن جا که چنین نظامی کارآیی لازم را ندارد و اجرای کامل عدالت و رسیدن هرکس به جزای اعمال خویش مستلزم وجود عالمی متفاوت با دنیاست، این نظام به هم می خورد؛ آسمان شکافته می شود: «إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ»[۲۶] دودی نمایان می آورد: «تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ»[۲۷] مانند مس، گداخته: «تَکونُ السَّماءُ کالْمُهْلِ»[۲۸] و چون طوماری درهم پیچیده می شود: «یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ»[۲۹]. خورشید به تاریکی می گراید: «إِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ»[۳۰]. ماه بی نور می شود: «وَ خَسَفَ الْقَمَرُ»[۳۱].

زمین به لرزه افتاده: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها»[۳۲] شکافته می شود: «یوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ»[۳۳] و در زمین تغییراتی اساسی ایجاد می شود: «یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ»[۳۴]؛ روزی که زمین به غیر این زمین و آسمان ها [به غیر این آسمان ها] مبدّل گردد.

در آخرت، کوه ها که در دنیا نقش میخ های زمین را دارند،[۳۵] از جا کنده شده: «وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ»[۳۶] به حرکت آمده و چون سرابی گشته:

«وَ سُیرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَراباً»[۳۷] به صورت پشم زده شده درمی آیند:

«وَ تَکونُ الْجِبالُ کالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ»[۳۸].

  1. در دنیا حوادث به صورت تدریجی واقع می شوند؛ اما در آخرت همه نعمت ها، عذاب ها و همه پدیده های دیگر به صورت دفعی و بدون نیاز به مقدّمات و اسباب واقع می شوند.[۳۹] این مطلب از آیاتی از قرآن برمی آید:

«وَ ما أَمْرُ السَّاعَهِ إِلَّا کلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ»[۴۰]؛ و کار قیامت جز مانند یک چشم برهم زدن یا نزدیک تر [از آن ] نیست.

«رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»[۴۱]؛ و عذاب را مشاهده کنند و رشته های پیوندشان بریده گردد.

«بَلْ تَأْتِیهِمْ بَغْتَهً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا یسْتَطِیعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[۴۲]؛ بلکه [مجازات الهی ] به طور ناگهانی به آنان می رسد و ایشان را بهت زده می کند [به گونه ای ] که نه می توانند آن را برگردانند و نه به آنان مهلت داده می شود.

«لَکمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکمْ وَ لَکمْ فِیها ما تَدَّعُونَ»[۴۳]؛ هرچه دل هایتان بخواهد در [بهشت ] برای شماست و هر چه خواستار باشید، در آن جا خواهید داشت.

  1. دنیا عرصه عمل، تکلیف و آزمایش است:

«إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زِینَهً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»[۴۴]؛ در حقیقت، ما آن چه را که بر زمین است، زیوری برای آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند.

آخرت، جهان نتیجه، جزا و پاداش است: «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[۴۵].

دنیا کشتزار آخرت: «الدنیا مزرعه الآخره»[۴۶] و برای کار است و آخرت، برای محاسبه است: «الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل»[۴۷]. اگر کسانی در آخرت عبادت می کنند، به عنوان وظیفه و تکلیف نیست بلکه از سنخ عبادت فرشتگان است. در آن جا عبادت وسیله تکامل نیست؛ زیرا عملی که موجب پیشرفت یا عقب ماندگی می شود در دنیاست، نه در آخرت.

بر همین اساس، مهلت ها در آن جهان به پایان می رسد[۴۸]: «وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[۴۹]* و معذرت و درخواست پوزش ستم کاران سودی ندارد:

«یوْمَ لا ینْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ»[۵۰]؛ [همان ] روزی که ستم گران را پوزش طلبی شان سود نمی دهد.

در آخرت، برای همه روشن می شود که آن جا جای تدارک نیست؛ از همین رو مجرمان نمی گویند: به ما مهلت دهید، تا در همین جا کار شایسته کنیم، بلکه می گویند: ما را به دنیا- که عالم اختیار است- برگردانید، تا گذشته تاریکمان را جبران کنیم: «رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً»[۵۱]؛ پروردگارا! دیدیم و شنیدیم؛ ما را باز گردان تا کار شایسته کنیم.

بنابراین در آخرت دیگر تغییر سرنوشت با تغییر مسیر حرکت و جهت عمل ممکن نخواهد بود.[۵۲]

شایان ذکر است هم چنان که در آخرت توبه و بازگشت معنا ندارد، هنگامی که انسان در چنگال مرگ گرفتار شده، و مرگ را با چشم می بیند و در حال احتضار و جان کندن است، توبه و بازگشت نیز معنایی ندارد: «حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکتُ کلَّا إِنَّها کلِمَهٌ هُوَ قائِلُها»[۵۳]؛ تا آن گاه که مرگ یکی از ایشان را فرا رسد، می گوید: پروردگارا!مرا باز گردانید، شاید من در آن چه وانهاده ام، کار نیکی انجام دهم. نه چنین است، این سخنی است که او گوینده آن است.

البته به این نکته باید توجه داشت که هرچند انسان در آخرت دستش از عمل کوتاه است و دفتر عمل وی بسته می شود، ولی از سه ناحیه ممکن است بهره ای شامل حال وی شود: یکی، صدقه ای که در دنیا از خود به یادگار گذاشته و دیگران از آن استفاده می کنند. دیگری، سنّت پسندیده ای که آن را بنا کرده و پس از مرگ وی به آن عمل می شود، سوم، فرزند صالح و باایمانی که برای او طلب مغفرت می کند.[۵۴]

  1. در دنیا، مرگ و زندگی به هم آمیخته است؛ ولی آخرت سراپا زندگی است.

در این جا جمادات و حیواناتی وجود دارند که هر کدام به دیگری تبدیل می شوند. جسمی که اکنون بدن ماست و حیات دارد، زمانی مرده و جماد بوده است و بار دیگر نیز حیات از آن جدا می گردد و به حالت جمادی برمی گردد:

«یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَ یخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی»[۵۵]؛ زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می آورد.

این آمیختگی زندگی و مرگ، در آخرت نیست. آن جا سراسر حیات، شعور، علم، نطق و بیان است [۵۶]:

«إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِی الْحَیوانُ»[۵۷]؛ و زندگی حقیقی همانا [در] سرای آخرت است.

آتش آن جا نیز درّاک و فعّال است.[۵۸] در این جهان، اعضا و اندام بدن شعور و ادراک ندارند؛ ولی در آخرت، پوست بدن و دست و پا فهم دارند و حتّی سخن می گویند. در قیامت بر دهان مهر زده می شود و هر عضوی خودش کارهایی را که انجام داده است بازگو می کند[۵۹]:

«الْیوْمَ نَخْتِمُ عَلی أَفْواهِهِمْ وَ تُکلِّمُنا أَیدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ»[۶۰]؛ امروز بر دهان های آنها مهر می نهیم، و دست های شان با ما سخن می گویند و پاهای شان بدان چه فراهم می ساختند گواهی می دهند.

در آخرت گوش، دیدگان و پوست دشمنان خدا علیه آنان گواهی می دهند و در پاسخ صاحبان شان که چرا علیه ما شهادت دادید؟ می گویند:

همان خدایی که هر چیزی را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است:

«شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ* وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کلَّ شَی ءٍ».[۶۱]

در آخرت، همه اجسام از حیات، شعور، ادراک، خلّاقیت و نیروزایی برخوردارند[۶۲]:

«وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها. ..* یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»[۶۳]؛ و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند. آن روز است که [زمین ] خبرهای خود را بازگوید.

«نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ»[۶۴]؛ آن روز که [ما] به دوزخ می گوییم: آیا پر شدی؟ و می گوید: آیا باز هم هست؟.

بنابراین در آن جا بر کمیت و کیفیت ادراک ها و احساس ها افزوده شده و هیچ پرده و حجابی نمانده و واقعیت ها عریان و آشکار می گردند[۶۵]:

«یوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»[۶۶]؛ آن روز که رازها [همه ] فاش شود.

  1. در آخرت، بر خلاف دنیا بدن ها تابع نفوس است؛ از همین رو، کوردلان از چشمان ظاهری نیز محروم خواهند بود. ..:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی . .. وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمی »[۶۷]؛ و هرکس از یاد من دل بگرداند. .. روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم.

مشتهیات نیز به تبع شهوات آفریده می شوند، نه آن که خود برانگیزاننده شهوات باشند[۶۸]:

«لَهُمْ ما یشاؤُنَ فِیها»[۶۹]؛ هرچه بخواهند در آن جا دارند.

«وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ»[۷۰]؛ و در آن جا آن چه دل ها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست ].

  1. در آخرت، روابط موقّت و بی بنیاد دنیایی- اعم از شفاعت ناحق، خویشاوندی و دوستی های غیر الهی و نیز اسباب و اموری که کمک کننده انسان در دنیاست- از بین می رود؛ این امور سرمایه زندگی دنیاست و در آخرت به کار نمی آیند؛ زیرا دنیا محدود است و آخرت نامحدود؛ دنیا محاط است و آخرت محیط؛ دنیا کوچک است و آخرت بزرگ؛ دنیا محل تصادم، تزاحم و اصطکاک است و آخرت وسیع و باز و ممکن نیست که سرمایه محدود برای نامحدود مفید باشد و ابزار و وسیله کوچک و محاط به کار چیزی بیاید که وسیع و بزرگ و محیط است.[۷۱]

در آخرت نه پدر به کارِ فرزند می آید و نه فرزند به کارِ پدر:

«وَ اخْشَوْا یوْماً لا یجْزِی والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیئاً»[۷۲].

هم چنین ارحام و فرزندان برای انسان سودمند نیستند: «لَنْ تَنْفَعَکمْ أَرْحامُکمْ وَ لا أَوْلادُکمْ»[۷۳] و هیچ گونه خویشاوندی کارساز نیست: «فَلا أَنْسابَ بَینَهُمْ»[۷۴]. در آن روز برخلاف دنیا دوستی ها به کار نمی آید و هیچ کسی به دوستش کمک نمی کند: «یوْمَ لا یغْنِی مَوْلًی عَنْ مَوْلًی شَیئاً»[۷۵].

در آن جهان، مال و ثروت نیز به کار نمی آید: «یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ»[۷۶] و اگر کافران برای نجات خود از عذاب آخرت، دو برابر تمام آن چه در روی زمین است فدیه دهند، از آنان پذیرفته نمی شود:

«إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ یوْمِ الْقِیامَهِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»[۷۷].

البته روابط تکوینی و واقعی برقرار می مانند[۷۸] و روابط معنوی که در این دنیا میان مردم برقرار است- مانند رابطه و پیوند رهبران هدایت یا ضلالت با پیروان شان- در آخرت صورت عینی و ملکوتی می یابد؛ برای مثال، هادی به صورت پیشوا و امام و هدایت یافته، به شکل مأموم ظاهر می گردد.

از همین روست که در آخرت هرکس را با پیشوایش محشور می کنند و هر گروهی را با رهبرش می خوانند: «یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»[۷۹].

قرآن کریم تجسّم پیشوایی فرعون درباره قومش را در آخرت چنین بیان می کند که او پیشاپیش پیروانش حرکت و آنها را وارد آتش می کند:

«یقْدُمُ قَوْمَهُ یوْمَ الْقِیامَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»[۸۰].

  1. در دنیا خستگی و ملال وجود دارد و انسان معمولی، چونان گم کرده ای روان در پی گم شده خویش، آن گاه که به برخی خواسته ها می رسد، می پندارد آن را یافته است و به آن دل خوش می کند؛ اما پس از مدتی احساس می کند که این یافته، خواسته او نیست؛ در این حال خسته و دل زده می گردد و به دنبال چیز دیگری می رود. بنابراین چنین انسانی در دنیا همیشه طالب چیزی است که ندارد و دل زده از چیزی است که دارد؛ اما در آخرت اهل نجات و بهشتیان از آن جا که به گم شده واقعی خود (حیات جاوید) در جوار ربّ العالمین رسیده اند، هرگز خستگی، ملال و دل زدگی بر آنان پیدا نمی شود:

«لا یمَسُّنا فِیها نَصَبٌ وَ لا یمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ»[۸۱]؛ در این جا رنجی به ما نمی رسد و در این جا درماندگی به ما دست نمی دهد.

آنان طالب دگرگونی و پدید آمدن وضع جدید نیستند- «لا یبْغُونَ عَنْها حِوَلًا»[۸۲]؛ و از آن جا درخواست انتقال نمی کنند- و با این که برای همیشه در بهشت به سر می برند، هرگز دل زده و سیر نمی گردند.[۸۳]

از سوی دیگر، در دنیا انسان در صورت برخورد با مشکلات پس از مدتی به آنها عادت کرده و تحمّل آنها برایش آسان تر می شود؛ اما در آخرت جهنّمیان به عذاب خو نمی گیرند:

«یرِیدُونَ أَنْ یخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها»[۸۴]؛ و می خواهند از آتش بیرون آیند، در حالی که بیرون آمدنی نیستند.

آنها هرگاه که می خواهند از آتش بیرون روند، بازگردانده می شوند:

«کلَّما أَرادُوا أَنْ یخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها»[۸۵].

  1. زندگی دنیا اجتماعی است؛ از این رو کارهای نیکوکاران و بدکاران در جامعه اثر می گذارد و آنان سرنوشت مشترک دارند[۸۶]؛ ولی در آخرت هر کسی سرنوشت و وضعیتی مخصوص به خود داشته و زندگی جمعی انسان ها موجب تأثیر و تأثّر متقابل و در نتیجه اشتراک در سرنوشت نمی شود؛ نه کسی از ثمره کار نیکی که خودش در آن سهمی نداشته است بهره مند می شود و نه کسی از کیفر گناهان دیگران معذّب می گردد:

«وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری »[۸۷]؛ و هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را برنمی دارد.

در آخرت هرکسی را کاری است که او را به خود مشغول می سازد:

«لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنِیهِ»[۸۸]؛ و معذّب بودن گروهی مانع از متنعّم بودن گروهی دیگر نیست:

«وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّهِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَینا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرِینَ»[۸۹]؛ و دوزخیان بهشتیان را آواز می کنند که: از آن آب یا از آن چه خدا روزی شما کرده است، بر ما فرو ریزید. می گویند: خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.

در آخرت روابط انسانی مثبت و منفی برقرار است [۹۰]: «إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ»؛ برادرانه بر تخت هایی روبه روی یک دیگر نشسته اند[۹۱].

«کلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَها»[۹۲]؛ و هر بار که امّتی [در آتش ] درآید، هم کیشان خود را لعنت کند.

  1. در آخرت مقیاس ها تغییر می کنند؛ چنان که یک روز آخرت گاه برابر هزار سال دنیاست:

«إِنَّ یوْماً عِنْدَ رَبِّک کأَلْفِ سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ»[۹۳]؛ و در حقیقت، یک روز [از قیامت ] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آن چه می شمرید.

و گاه برابر پنجاه هزار سال دانسته شده است:

«تَعْرُجُ الْمَلائِکهُ وَ الرُّوحُ إِلَیهِ فِی یوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ»[۹۴]؛ فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است

به سوی او بالا می روند.

شاید از همین روست که در نظر مجرمان، زندگی دنیا در قیاس با آخرت، ساعتی بیش نیست:

«یوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ یقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَیرَ ساعَهٍ[۹۵]؛ و روزی که رستاخیز برپا شود مجرمان سوگند یاد می کنند که جز ساعتی [بیش ] درنگ نکرده ایم.

هم چنین مقیاس مکان نیز در آخرت تغییر می کند:

«جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»[۹۶]؛ و بهشتی که پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است.

در آخرت، احساسات انسان ها نیز دگرگون می شود؛ چنان که برخی در حالتی میان مرگ و زندگی به سر می برند:

«لا یمُوتُ فِیها وَ لا یحْیی »[۹۷]*؛ در آن نه می میرد و نه زندگی می یابد.

  1. نعمت ها و عذاب های آخرت تفاوت بسیاری با دنیا دارند؛[۹۸] نعمت های آخرت، بسیار بزرگ و غیر قابل تصوّرند:

«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْینٍ. ..»[۹۹]؛ هیچ کس نمی داند چه چیز از آن چه روشنی دیدگا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *