تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژه ماه مبارک رمضان، ماه دعا و انابه :

العفو

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

فقیـر و درمانـده گدا و مسکینم

تمام هستم هست گناه سنگینم

به نامه ام غیـر از گنـه نمی بینم

فقط تو را فقط تو را العفو

الهنـا العفو الهنا العفو

****

دوبـاره برگشتـم دوبـاره راهم ده

خودت قبولم کن خودت پناهم ده

ثوابی از رحمت بـه هر گناهم ده

به درد من ذکرت بود دوا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفو

****

به عفوت از خجلت هماره آبم کن

دوباره عبـدت از کـرم خطابم کن

بگیـر امیـدم را سپس جوابـم کن

امید از این درگاه برم کجا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

****

هوای نفسم شد به هـر نفس قاتل

به روی غیـر تـو بسی گشودم دل

اگر چه من عمری شدم ز تو غافل

تو خود مرا از لطف بزن صدا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفــو

****

پس از هزاران بار که توبه بشکستم

ره نجـاتم را ز هــر طـرف بستم

هنـوز هـم یـارب امیــدوار استم

گفتم و می گویم به هر دعا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

****

چو نامـ جرمم سیـه شده رویم

به درگهت دائم علی علی گویم

مگر به نـام او رضـای تو جویم

شوی به مهر خود ز من رضا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

****

تن ضعیفم را نظـاره کن یارب

نام جرمم را تو پاره کن یارب

تمام دردم را تو چاره کن یارب

بسویم از رحمت دری گشا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

دست خالی

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

یـارب گرفتـارم

عبـد گنهکارم

این جرم بسیارم

تنها تو را دارم

یا نور یا قدوس

****

بنگر به آه من

کوه گنـاه من

روی سیاه من

ای رب غفّارم

یا نور یا قدوس

****

من دل به تو بستم

خالی بود دستم

تا بودم و هستـم

تنها تویی یارم

یا نور یا قدوس

****

سرتا قدم دردم

عمـری گنه کردم

این نال سردم

این چشم خونبارم

یا نور یا قدوس

****

این کوه عصیانم

این چشم گریانم

آلــوده دامــانم

سنگین شده بارم

یا نور یا قدوس

****

یا قاضی الحاجات

یا قابل التوبات

یا سامع الاصوات

معبود ستارم!

یا نور یا قدوس

****

تـو ربّ معبـودم

تو کل مقصودم

من عبد مردودم

تـو حـیّ دادارم

یا نور یا قدوس

خدای من خدای من

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بس که به روی شانه ام کوه گنه کشیده ام

شکسته ام شکسته ام خمیـده ام خمیده ام

نوید لطف و رحمت و عفو تو را شنیده ام

این من و این عطای تو

این تو و این خطای من

خدای من خدای من

****

الـه من! الـه من! الـه من! الـه من!

نگه مکن نگه مکن بـه نام سیاه من

دود گنه به سوی تو بسته ره نگاه من

دست عنایت تو گر

شود گره گشای من

خدای من خدای من

****

رفیق من تویی تویی حبیب من تویی تویی

قرار من تویی تویی شکیب من تویی تویی

دوای من تویی تویی طبیب من تویی تویی

ذکر خوشت بود دوا

به درد بی دوای من

خدای من خدای من

****

تو خالقی تو داوری تو اعظمی تو اکبری

تو از همـه کریم تـر تـو از همـه فراتری

گمان نمی کنم مرا به سوی دوزخت بری

مگر نه خلق کرده ای

بهشت را برای من

خدای من خدای من

****

به نـام تـو بـه ذکـر تـو همیشه ابتدا کنم

به هر نفس که می کشم خدا خدا خدا کنم

اگر بـری بـه دوزخـم باز تـو را صدا کنم

رود ز نـار قهر تو

به آسمان صدای من

خدای من خدای من

***

اگر به دام معصیت هماره مبتلا شدم

اگر چه با معایبم اسیـر صد بلا شدم

با همه روسیـاهی ام زائر کربلا شدم

تو خود بگو چه می شود

ثواب کربلای من

خدای من خدای من

****

چه می شود چه می شود مرا ز من جدا کنی

فراری ام فراری ام خـودت مـرا صدا کنی

مـرا بـه راه کربـلا بخـوانی و صدا کنی

بـه درگـه اجـابتت

همین بود دعای من

خدای من خدای من

یا مجیر

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

الهـی بـه خوبـان عالم قسم

به هفتاد و دو اسم اعظم قسم

به عالم به آدم به خاتم قسم

ز پا اوفتادم تو دستم بگیر

اجرنا من النار یا مجیر

****

دلم گشته بیمار و خواهم دوا

که جز تو کند حاجتم را روا؟

به زنجیر نفس و به بنـد هوا

اسیرم اسیرم اسیرم اسیر

اجرنا من النّار یا مجیر

****

به لطف و عطای تو خو کرده ام

رضــای تــو را آرزو کـرده ام

بـه درگاه عفـو تـو رو کرده ام

تو عفوم نما و تو عذرم پذیر

اجرنـا من النّار یا مجیر

****

منم نخل خشک و گنه، بار من

اجـل آیـد از بهـر دیـدار من

تو آگاهـی از جرم بسیـار من

تو هستی سمیع و تو هستی بصیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

****

اگر چـه گنهکـار و آلوده ام

بـه امید عفـو تـو آسوده ام

پر از مهر مولا علی بوده ام

از آن دم که مادر مرا داده شیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

****

الهـی! من اقـرار کـردم بدم

و لیکن تـو گفتـی بیا، آمدم

به خاک تو روی توسل زدم

شدم زار و شرمنده و سربه زیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

الهی العفو

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

خالق من! سیـد و مولای من!

بسته به زنجیـر گنه، پای من

نیست حضور تو دگر جای من

اگـر نبخشی تو مـرا وای من!

الهی العفو الهی العفو

****

لحظه بـه لحظه گنـه اندوختم

در شـرر آتـش خــود سـوختم

چشم به لطف و کرمت دوختم

نقش گنه مانده به سیمای من

الهی العفو الهی العفو

****

مرا به اخلاص پیمبـر ببخش

به اشک صدیق اطهر ببخش

به لیـله المبیت حیـدر ببخش

علی بـود رهبـر و مولای من

الهی العفو الهی العفو

****

غرق گناهم تـو ثـوابم بده

کرم کـن و باز جـوابم بده

شفا بر این قلب خرابم بده

داور من! خالق یکتای من!

الهی العفو الهی العفو

****

بار خدا! من کـه بـه تاب و تبم

نـام حسیـن تـو بـود بــر لبـم

گریـه کـن فاطمــه و زینبــم

کاین همه سوز است به آوای من

الهی العفو الهی العفو

****

به دسـت عبـاس دلاور ببخش

به زخم هـای علـی اکبر ببخش

به خون حلق علی اصغر ببخش

عفو تو و جرم و خطاهـای من

الهی العفو الهی العفو

اشک غـم و زمزمـه آورده ام

گرچه گنـه این همه آورده ام

محبــت فــاطمــه آورده ام

نیست جز این حاصل فردای من

الهی العفو الهی العفو

****

نیست بـه جز بـار گنه، توشه ام

اگر به کف نمانده یک خوشه ام

عـاشق آن مـزار شش گوشـه ام

از تـو همیـن است تمنـای من

الهی العفو الهی العفو

مناجات

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

یاالله یا رحمان یا حنّان یا منّان

یا غفـار یا غفار یا غفار یا غفار

تو بخشنـده و من بند گنهکار

برگشتم برگشتم بـا گناه بسیار

مسکین و مسکین مغلوب و پشیمان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

من فراری بودم تو زدی صـدایم

تو زدی صـدایم تو گفتـی بیـایم

هر که هستم تنها تو هستی خدایم

ایـن سیه نامـه را در آتـش سـوزان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

خدایا! خدایی به جز تـو نـدارم

آمـدم تـا اشک خجـالت بیارم

بر خاک درگهت پیشانی گذارم

از من، جرم و خطا از تو عفو و غفران

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

من کی ام خدایا! تا عذابم کنی

گرچه خارم، توانی گلابم کنی

بـاورم نیایـد تـو جوابـم کنی

روسیـاهم ولـی از مـن رو مگـردان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

من که سر تا به پا سوز و آه و دردم

من که هست و بودم گشته آه سردم

روزی تـو خـوردم گنـاه تو کردم

لحظـه ای جوابـم نکـردی ز احسان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

الهـی بـه قـرآن بـه احمد به حیدر

به یاسین به طاها به قدر و به کوثر

به سبطین و زینب به زهرای اطهر

گنـاهم ببخش ای خداونـد سبحـان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

****

تو ستـاری و ارحـم الـراحمینی

خداونـد عفـو و کـرم آخـرینی

تا با عبد مسکین خود هم نشینی

کریمـی رحیمـی رئوفـی و رحمـان

یا الله یا رحمان یا حنّان یا منّان

الغوث خلصنا من النار

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

عبدم ولـی عبـد گنه کار

هم روسیاهم هم گرفتار

معبود من ای حیّ دادار

من بنـد عاصی، تو غفار

الغوث خلّصنا من النّار

****

دستـم بگیــر از پا نشستم

یک عمر عهدم را شکستم

عفو تو باشد بـود و هستم

یارب تو آبرویم را نگهدار

الغوث خلّصنا من النّار

****

من خستــه از بـار گنـاهم

مویــم سفیـد و روسیـاهم

این عفو تو این اشک و آهم

بـاز آمـدم با جرم بسیار

الغوث خلّصنا من النّار

****

اگـرچـه مستحـق نـارم

روزم شده چون شام تارم

مولا علی را دوست دارم

بـر حـرمت حیـدر کرّار

الغوث خلّصنا من النّار

****

یا سیـدی تـا زنـده هستم

از عفو تـو شرمنـده هستم

شرمنده زین پرونده هستم

خواندم تو را با این دل زار

الغوث خلّصنا من النّار

****

از جرم بسیارم چه گویم؟!

حتـی نیاوردی بـه رویم

پیوستـه دادی آبــرویم

در بین خلق ای حیّ دادار

الغـوث خلّصنا من النّار

****

یـارب یـارب یـا الهـی

بر جرم سنگینم گواهی

من بی پناهم تـو پناهی

من معصیت کارم تو ستّار

الغوث خلّصنا من النّار

مناجات

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

لطف تو یارب! ازل است و ابد

این منم و این گنه بی عدد

روی سیه، بار خطا، فعل بد

نمی زنی به سینه ام دست رد

یا واحد یا احد یا صمد

****

تشنـه لبم آب حیاتم بده

غرق گنـاهم حسناتم بده

از کرم خویش نجاتم بده

اگر چه باشد گنهم بی عدد

یا واحد یا احد یا صمد

****

بنده ولی بنـد شرمنده ام

رو سیه و زار و سرافکنده ام

باز به سوی تو پناهنده ام

ای همه عفو تو فراتر ز حد

یا واحد یا احد یا صمد

****

آمده ام تا کـه قبولم کنی

وصل به اولاد رسولم کنی

سائل زهرای بتولم کنی

جز کرمت هیچ ندارم سند

یا واحد یا احد یا صمد

****

مرا به قرآن پیمبر ببخش

به اشک صدیق اطهر ببخش

به آخرین نماز حیدر ببخش

که بوده ذکرم همه حیدر مدد

یا واحد یا احد یا صمد

****

عبـد فراری ام که برگشته ام

غرق به خوناب جگر گشته ام

ببین به کار خویش سرگشته ام

آخر کارم به کجا می رسد؟

یا واحد یا احد یا صمد

****

من که گنه کارترم از همه

ز آخر کار خود کنم واهمه

به پهلوی شکست فاطمه

ببخش ورنـه آبرویم رود

یا واحد یا احد یا صمد

یا اله العالمین

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بارالهـا بـر درت اشـک و آه آورده ام

هم سرشک خجلت و هم گناه آورده ام

هـم گنـاه آورده ام هـم پنـاه آورده ام

دیده از جرمم بپوش اشک و آهم را ببین

یـا الـه العالمین یـا الـه العالمین

****

با همـه بـار گنـاه بـا همـه فعـل بدم

تو صدا کردی مرا من به سویت آمدم

دست دل بر دامن لطف و احسانت زدم

آسمانی کن مرا که چه خوردم بر زمین

یـا الـه العالمین یـا الـه العالمین

****

وای اگر این روسیاه رو به محشر آورد

نامـه ای از صـورت خـود سیه تر آورد

با گنـاه بی شمـار رو به ایـن در آورد

با گناهانم شوم روز محشر هم نشین

یـا الـه العالمین یـا الـه العالمین

****

سایه لطفت مرا در دو عالم بر سر است

از گنـاه بی حـدم عفـو تـو بالاتـر است

هر چه هستم سینه ام پر ز مهر حیدر است

خود گناهم را ببخش بر امیرالمؤمنین

یـا الـه العالمین یـا الـه العالمین

****

من که با تو دم به دم عهد خود بشکسته ام

از تـواَم شرمنــده و از گنـاهم خستـه ام

هم ز تو کردم فرار، هم به تو دل بسته ام

بسته راهم را گناه از یسار و از یمین

یا الـه العالمین یا الـه العالمین

****

من گنـه کردم ولی، آبرو دادی به من

از عنایت مرحمت گفت وگو دادی به من

باز خواندی بنده ام باز رو دادی به من

تو عطا کردی چنان من خطا کردم چنین

یا الـه العـالمین یـا الـه العـالمین

****

جـرم سنگیـن مــرا ای خـدای عـالمین

هم ببخشا بر حسن هم ببخشا بر حسین

دست خالی ریختم اشک خجلت از دوعین

هر که هستم ای خدا بر درت سودم جبین

یـا الـه العـالمین یـا الـه العالمین

اشک خجلت

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

عمری گنه کـردم، نیـاوردی به رویم

نگــذاشتی حتــی بـریــزد آبــرویم

چشمی بده کـز خجلت عفوت بگریم

اشکـی بـده تـا نامـ خـود را بشـویم

از بس که توبـه کردم و توبه شکستم

دارم خجـالت تـا که بـاز العفـو گویم

این اشک خجلت را که می ریزد ز چشمم

کـردم بهانـه تـا رضـایت را بجــویم

من از تو روگرداندم از غفلت، ولـی تو

در بـاز کـردی از ره رحمت بـه رویم

ای وای از آن روزی که عمرم بر سرآید

فریاد از آن دم کـه اجـل آید به سویم

با این همه جرم و گنه از تو عجب نیست

لطفی کنی تا مرگ را چون گل ببویم

لب بستم از خجلت ولی «العفو العفو»

پیـوسته برمی خیزد از هـر تـار مـویم

امشب به جای آنکـه روگردانی از من

بگشای چشمی از ره رحمت به سویم

تو در پی آنی کـه «میثم» را ببخشی

مـن آرزو دارم تــو بــاشی آرزویـم

بند من

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

چه بهتر است ببخشم به لطف و احسانم

چگونـه جسـم ضعیـف تو را بسـوزانم؟

اگـر تـو خالـق خـود را خـدا نمـی دانی

منم خـدا و تـو را عبـد خویش می دانم

شـرار قهـر مرا آب بحـر، کـافی نیست

مگـر ز اشک تـو آبی بـر آن بیفشـانم

تو غافلـی و مـرا لحظـه ای نمی خوانی

بیا منم که تو را سوی خویش می خوانم

هـزاربـار شـدم از تـو خشمگیـن امّـا

تـو کیستـی کـه ز تـو انتقـام بستانم؟

به عزتم قسم ار سـوی مـن بیـایی باز

تو را ز لطف در آغـوش خویش بنشانم

ز بس که اشک تو را دوست دارم، از رحمت

بلا دهم کـه تـو را لحظـه ای بگریانم

هـزاربـار گنـه کـرده ای بیـا یک بار

بگـو: الـه مـن العفـو مـن پشیمانم

ز سال ها گنهت بگذرم به یک العفو

ببخشم و به تو ثابت کنم که رحمانم

اگـرچـه از همه آلوده تر بوَد «میثم»

به ذات اقـدسم او را ز در نمـی رانم

خسته گناه

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

عبـد گنـاهکار مـن! بیــا تـو بنـد منی

من که صدات می زنم کجا فرار می کنی؟

هـزار بـار عفـو مـن هـزار بـار جـرم تو

قرار ما نبود این که عهد دوست بشکنـی

منـم همـان خدای تو منتظـر دعای تـو

مراست با تو گفت وگو، تو با که حرف می زنی؟

اشک تو را به قیمت رحمت خویش می خرم

منتظرم که قطره ای ز چشم خود بیفکنی

به سوی خود کشاندمت، ببین کجا رساندمت

کنـار گـل نشـاندمت هنـوز خـار گلشنی

هـزاربـار خوانــدمت، بیـا چـرا نیـامدی؟

هـزاربـار گفتمت، مــرو تــو بنـد منـی

به سوی من بیار رو، هر آنچه خواستی بگو

در آستـان مـا بشو ز اشک دیـده، دامنی

تو از گناه خستـه ای دگـر ز پـا نشستـه ای

چرا ز دوست رسته ای؟ چرا به خویش دشمنی؟

نـه بـا خـدات الفتـی نـه از گنـاه، وحشتی

چو عنکبوت، روز و شب به تار خویش می تنی

بترس «میثم!» از خطـا سـلاح تو بُوَد بُکا

بیـا ز عفـو کبریـا بـه تن بپـوش جوشنی

پیام آشتی

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

عطا کردی خطا کردم، خطا کردم عطا کردی

وفا کردی جفا کردم، جفا کـردم وفا کردی

تو بی شرمی ز من دیدی و بر رویم نیاوردی

ز عبد بی حیای خود حیا کـردی حیا کردی

مرا هر لحظه زنجیـر گناهـی بود بر گردن

تو خواندی و مـرا از آتش دوزخ رها کردی

من از تو قهـر کردم تـو پیـام آشتی دادی

کرم کردی دوباره این فراری را صدا کردی

من بیچاره از غفلت دویـدم جـانب شیطان

تو از رحمت مـرا بـا دوستـانت آشنا کردی

تو بخشیدی گناهم را؛ خریدی اشک و آهم را

تو زخمم را شفا دادی تو دردم را دوا کردی

من از فرمـان تـو کردم تمّـرد، بـارمعبودا!

تو حاجات مـرا بـر لب نیاورده روا کـردی

من از خود آبـرو بردم تو بر من آبرو دادی

من از غفلت چه ها کردم تو از رحمت چه ها کردی

اگر می خواستـی در آتـش قهرت بسوزانی

چرا این روسیه را زایر کـرب و بـلا کردی

گرفتی در بغـل تـا قبر ثـارالله را «میثم!»

به سوی حق فرار از آتش قهر خدا کردی

دست رحمت

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

نه اشک تـا کـه بریزم نه آه تا که بـرآرم

بـه حیرتـم کـه در خانـ خـدا چـه بیارم؟

سیـاه روی و سیه نـامه و سیـه شـده روزم

به غیر اشک خجالت به درگه تو چه دارم؟

تمــام روز قیــامت گــرم نگــاه بـداری

هنــوز هـم نتــوانم گنـاه خـود بشمـارم

همه مصیبتم این است در لحد که بگویی

به گوشـ کفنـم جـرم خـویش را بنگارم

به محضر تو گنه کرده باز رزق تو خوردم

قسم به ذات تـو بـا تو چنین نبـود قرارم

اگر کـه زیـر سرم دست رحمت تو نباشد

چگونه صورت خود را به خاک قبر گذارم؟

گمان نبود که عمری حضور چون تو خدایی

به معصیت گذرد صبح و شام و لیل و نهارم

چگونـه تاب بیارند عضوعضو وجـودم

اگر که قبر دهد با چنین گنـاه فشارم؟

به اولیـات قسـم از ارادتـم نشـود کم

هـزار بـار بسوزی اگر ز خشم به نارم

ببخش «میثم» آلـوده را به میثم مولا

مسلّم است که من طاقت عذاب ندارم

گناه مکرر

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بدم، مرا بـه پیمبـر ببخش یـا الله

به اشک دیـد حیدر ببخش یا الله

تمام دار و نـدارم محبت زهراست

مرا بـه سـور کوثـر ببخش یا الله

به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن

مرا بـه این دو بـرادر ببخش یا الله

بـه درگـه تــو گنـاه مکـرر آوردم

مرا به عفـو مکـرر ببخش یــا الله

ببر به کرب وبـلا زائر حسینـم کن

به آن ضریح مطهر ببخش یـا الله

به دست های علمدار کربلا سوگند

به حرمت علـی اکبر ببخش یـا الله

به بانگ العطش نازدانه های حسین

به خون حنجر اصغر ببخش یا الله

به سیدالشهـدا و به خـون حنجر او

که شد بریده ز خنجر ببخش یا الله

به لحظه ای که سر نیزه گشت با زینب

سـر حسین، بـرابـر، ببـخش یا الله

به خون میثم تمّار، جرم «میثم» را

به روی او تـو نیاور؛ ببـخش یا الله

بوی گل

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

رب خطاپـوش تویـی عبـد خطاکـار، منم

مستحق عفـو تویـی مستحـق نـار، منـم

لطف و کرم بین که دمد بوی گل از پیرهنم

گرچه تو خود باخبری خارتـر از خار، منم

گرچه سیه گشته رویم عفو تو داد آبرویم

آن که گناهش شـده با عفو تو تکرار، منم

آن که مرا دست تهی دید و پذیرفت تویی

آن که ز لطـف و کرمت آمده سرشار منم

آن که رها سازدم از دام خطا کیست؟ تویی

آن که به زنجیـر خطا گشتـه گرفتـار، منم

آن که کند جرم مرا از کـرمش عفو، تویی

آن که فقط خوانـده تــو را داور غفار، منم

گر به جحیمم فکنی یـا بـه بهشتم ببری

بنـد عشـق علـی و عتـرت اطهـار منم

«میثمم» و مهر علی حک شده بر لوح دلم

خـاک، ولــی خـاک در حیـدر کرار منم

چشم عفو

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

جاری ست چو باران عرق شرم به رویم

از عفـو تو یـا از گنـه خویش بگویم؟

تـرسم نگذارنـد بـه فــردای قیـامت

یک برگ گل از باغ وصال تو ببـویم

کوری به از آن کز کرمت چشم بپوشم

لالی بـه از آنـم کـه ثنـای تو نگویم

تو زود رضا می شوی از بنده ولی من

دیرآمده ام تـا که رضای تـو بجـویم

من رو به در غیـر تو بردم، تو ز رحمت

آغوش گشودی کـه بیـا باز به سویم

خواهم که حضور تو کنم سفر دل، باز

ترسـم کـه گناهـان بفشارنـد گلویم

صد سالـم اگـر در شـرر نـار بسوزی

از دوستی ات کم نشود یک سرِ مویم

بر خاک درت ریخته ام اشک خجالت

این اشک نکوتـر بود از آب وضـویم

پرونـد تـاریک مــرا اشک نشویـد

بگذار که در چشم عفو تـو بشویـم

صد بار خطا دیده ای از «میثم» و یک بار

نگذاشتـی از لطـف بیـارند بـه رویم

گناه آشکار

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

اگر عدل تـو باشـد اهـل نـارم

وگـر فضل تـو باشـد شرمسارم

سپه اشک و سلاحم هست گریه

مگر بخشی بـه چشم اشکبـارم

من از خود هم دگر مأیوسم امّا

به فضـل و رحمتـت امیـدوارم

مـرا امیــد عفــو تـوست امـا

تو حـق داری بسوزانـی به نارم

اگر پرسی چه داری؟ فاش گویم

نباشـد جـز گنـه در کوله بـارم

اگرچه من نکـردم شـرم از تو

تـو پوشانــدی گنـاه آشکـارم

من از کوی تو می بـودم فراری

تـو بـاز آوردی ای پـروردگارم

ز بس پروند جرمم سیاه است

سیـه گردیـده روز و روزگـارم

حضـور تـو بـه نافرمانی از تو

گذشتـه سالهــا لیـل و نهارم

اگـر در آتـش قهـرم بسـوزی

وگـر جـای نفس خیزد شرارم

زنـم فریــاد در دریـای آتـش

خدایا! من علی را دوست دارم

از آن بر خود نهادم نام «میثم»

که گردد «میثـم تمار»، یـارم

هم نشین

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بـه غفلـت رفـت عمـر نـازنینم

هـوای نفس، گشتـه هـم نشینم

به جای آنکهپـا برعرشکوبم

گنــه کوبیــد بـر خـاک زمینم

گناهـانم شــده ســـد نگاهـم

کـه حتـی پـیش پایـم را نبینم

همه از جرم خود شرمنده گشتند

مـن از عفـو الهــی شـرمگینم

گنــه روی گنــه در آستــانت

خطـا پشـت خطــا در آستینم

دو دست آلوده، دو چشمِ گنهکار

دو کاتـب در یسـار و در یمینم

همـاره تـو مـرا هشـدار دادی

همیشه بـود شیطان در کمینم

ببخشـی یا نبخشـی، شرمسـارم

بسـوزی یا نسـوزی، مـن همینم

از آن تـرسم کـه فـردای قیـامت

گناهــانم شــود نــقش جبینـم

به میثم بخش یارب «میثمت» را

کـه مــداح امیــرالمؤمنینم

صیام تا قیام

از صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بـر گـوش دل از پیک خداونـد، پیام است

هنـگام قیـام است قیـام است قیـام است

غافل شدن از دوست حرام است حرام است

شعبان اگـر از دست شده، ماه صیام است

ظلمت ز میان رفته؛ مه رحمت و نور است

عالم همه جا بر همگان وادی طور است

****

خیزیـد کـه این ماه خداوند تعالی ست

خیزیـد کـه انـوار الهــی متجـلاست

عالم همه جا بزم وصال است وصال است

در دست خـدا سـاغـر لبریـز تـولّاست

پیوستـه نـدا بـر همـ خلـق رساند

تا جرعه ای از آن به خلایق بچشاند

****

هرچند که خواب است در این ماه، عبادت

بیــدار بمانیـد پـی کسبِ سعــادت

تـا زنـده شـود در دلتان باز، ارادت

این مـاه الهی ست؛ نبی داده شهادت

از خواب، گریـزان شـده بیدار بمانید

در محضر محبوب، «ابوحمزه» بخوانید

****

آیـد ز خـداونـد تعــالی خبـر این ماه

کز چار طرف نور بوَد جلوه گر، این ماه

غفلت ز خداوند، حرام است در این ماه

گردیده به ما هدیه، دعای سحر این ماه

نوشید شراب از خم جوشان محبت

تا انس بگیریـد به قرآن و به عترت

****

دارنـد محبّـان خـدا انجمـن این ماه

با هر نفسش روح ببخشد به تن این ماه

تبریک بگویید به هر مرد و زن این ماه

پروانه شـده دور جمال حسن این ماه

خوانید همه سور فرقان و تبارک

گویید که میلاد حسن باد مبارک

****

از گلشن توحید، گل تازه بچینید

آیات خدا را بـه شب قدر ببینید

مانند علی بر سر سجاد طاعت

بیـدار بمانیـد کـه بیدار نشینید

ذکـر علی و آل، هـم آهنـگ بگیرید

از خون سر و روی علی رنگ بگیرید

****

رو سوی خدا کـرده ز شیطـان بگریزید

با نفس به هر خلوت و جلوت بستیزیـد

هرگاه که گردد ز عطش حنجرتان خشک

بـا یـاد حسین بـن علـی اشـک بریزیـد

آن کشته که خون گلویش خون خدا شد

سـر از بـدنش بـا دو لـب تشنه جدا شد

****

وقتـی کـه نشینید سـر سفـر افطـار

سوزیـد همـه در غم آن طفل عـزادار

آن طفل که جان داد به ویرانه گرسنه

آن طفل که در سلسله گردیـد گرفتار

آن طفل که قوتش همه شب خون جگر بود

بـر روی دو دستش سـر خـونین پـدر بـود

****

وقتی به دهان دانـ خرمـا بگذارید

بـر آل پیمبر همگـی اشک ببـارید

آریـد همـه روی بـه درواز کوفـه

از کوفی و ظلم و ستمش یاد بیارید

کوفی که ز سر تا به قدم بود تملق

خرما بـه عزیزان خـدا داد تصـدق

****

فریاد! که در کوفه و در شام چه کردند

با عترت پیغمبـر اسـلام چـه کردند

بـا عتـرت قـرآن و نـوامیس الهـی

یا فاطمـه! در گردش ایام چه کردند

باید کـه بسوزیـم و بسـوزد همـه عـالم

ریزد همه شب خون دل از دید «میثم»

یا رب العالمین

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

یا الله یا الله عبد شرمنده ام

آه از بگذشته ام وای از آینده ام

با این کوه گناه من چرا زنده ام

عفوم کن به جان امیرالمؤمنین

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

من گنهکار و تو غفار الذنوبی

من آلوده ام تو ستار العیوبی

با همه گفته ام من بدم تو خوبی

از اول تا آخر بوده حرفم همین

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

تو صدایم زدی آمدم آمدم

به امید لطف و کرمت در زدم

گفتم و می گویم تو خوبی من بدم

جرم ما را نبین عفو خود را ببین

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

این اشک خجالت این کوه گناهم

این موی سفیدم این روی سیاهم

چه شود از کرم کنی یک نگاهم

منم خائـف، تـو امـان الخائفین

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

آمدم تا مرا به حیدر ببخشی

به قرآن به آل پیمبر ببخشی

به اشک بتول مطهر ببخشی

به حسین و حسن به زین العابدین

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

یا غفار یا غفار خلصنا من النار

خلصنا من النار یا غفار یا غفار

در پیش تو کردم به گناهم اقرار

جوابی ندارم بر درت غیر از این

یا رب العالمین یا رب العالمین

****

به مولایم حسین به علی اکبرش

به خون گلوی علی اصغرش

به موی پریشان زینب، خواهرش

ببخشـا بـه آل خـاتم المرسلین

یا رب العالمین یا رب العالمین

یا من هو بمن رجاه کریم

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

یا حی یا صمد یا حکیم

خدای منان و غفور و رحیم

گناه من گشته بلایی عظیم

با رحمت تو ز عذابم چه بیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

****

اگرچه از گناه سرگشته ام

ز پای تا به سر شرر گشته

بار دگر سوی تو برگشته ام

خدای منان و رئوف و رحیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

****

بر در عفوت به پناه آمدم

زرد رخ و نامه سیاه آمدم

سوی تو با کوه گناه آمدم

ای کرم و لطف و عطایت قدیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

****

گرچه بسی توبه شکستم خدا

رفته ز دستم همه هستم خدا

تا صف محشر خجل استم خدا

وای از آن روز و گناه عظیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

****

پشت خم از بار گناهم ببین

نام از جرم، سیاهم ببین

اشک غم و ناله و آهم ببین

وای اگر مرا بری در جحیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

به دُرّ دندان پیمبر قسم

به خون پیشانی حیدر قسم

به اشک صدیق اطهر قسم

عطا نما مرا تو قلب سلیم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

****

منم گنهکار و تو رب جلیل

منم سیه رو تو خدای جمیل

منم منم عبد ضعیف و ذلیل

تویی تویی عزیز و رب و کریم

یامن هو بمن عصاه حلیم

یامن هو بمن رجاه کریم

الغوث

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

اگر بسوزی به قعر نارم

ز قلب آتش ندا برآرم

که من به جز تو کسی ندارم

خدای منان خدای غفار

الغوث خلصنا من النار ()

هزار کوه گنه به دوشم

به دیده اشکم به دل خروشم

ندای عفوت بود به گوشم

تویی کریم و من گنهکار

الغوث خلصنا من النار ()

تمام عمرم گناه کردم

که روز خود را سیاه کردم

ولی به عفوت نگاه کردم

به چنگ عصیان شدم گرفتار

الغوث خلصنا من النار ()

ز بار عصیان قدم خمیده

ز غصه جانم به لب رسیده

مگر ببخشی به اشک دیده

عبادتم کم گناه بسیار

الغوث خلصنا من النار ()

به دیده اشک و به دل شراره

نه تاب آتش نه راه چاره

تویی که خواندی مرا دوباره

کرم نمودی بر این گنهکار

الغوث خلصنا من النار ()

به خون عباس و عون و جعفر

به حلق خشک علی اصغر

به اشک لیلا به فرق اکبر

به اشک زینب در آن شب تار

الغوث خلصنا من النار ()

اگر رد استم اگر بد استم

نه راه زهرا به کوچه بستم

نه پهلوی فاطمه شکستم

به خون محسن به آل اطهار

الغوث خلصنا من النار ()

بند من بیا بیا

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

بند روسیاه من همیشه در پناه من

با هم گناه خود به من بگو اله من

من که صدا زدم تو را

بند من بیا بیا

رو، زبهشت من چرا به سوی نار می کنی؟

ز درگه خدای خود کجا فرار می کنی؟

تو دردی و منم دوا

بند من بیا بیا

ز گلشن بهشت من به سوی آتشم مرو

با هم بزرگی ام ناز تو می کشم؛ مرو

چرا جدا شدی ز ما

بند من بیا بیا

تو کرده ای بدی ولی من به تو بد نمی کنم

تو را به سوی درگهم خواندم و رد نمی کنم

چرا جدا شدی ز ما

بند من بیا بیا

از پدر و مادر تو من به تو مهربان ترم

قسم به ذات اقدست به دوزخت نمی برم

به مهر شاه اولیا

بند من بیا بیا

بیا بیا بگو بگو به ما ز درد خویشتن

تو با همه گناه خود حیا نمی کنی ز من

من از تو می کنم حیا

بند من بیا بیا

چه می شود اگر شبی خدا خدا خدا کنی

نهان ز چشم دیگران فقط مرا صدا کنی

من که تو را زدم صدا

بند من بیا بیا

ظلمت نفسی

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

ای ز ازل آشنای من

ذکر تو روح دعای من

این تو و لطف و عطای تو

این من وجرم وخطای من

ظلمت نفسی خدای من

ابر کرم بر سرم ببار

رفته ز جان و تنم قرار

دست گناهان بی شمار

سلسله بسته به پای من

ظلمت نفسی خدای من

روی سیاه مرا ببین

ناله و آه مرا ببین

درد گناه مرا ببین

عفو تو باشد دوای من

ظلمت نفسی خدای من

ای همه هستم عطای تو

ای همه ذکرم ثنای تو

ای ز کرم گشته جای تو

در دل دردآشنای من

ظلمت نفسی خدای من

عبد سرافکند تو ام

گرچه بدم بند توام

بند شرمند توام

گر نپذیری تو وای من

ظلمت نفسی خدای من

جرم و گناهم همه ببخش

به ساقی علقمه ببخش

به عصمت فاطمه ببخش

گرچه نباشد جزای من

ظلمت نفسی خدای من

تو خالق داور منی

در همه جا یاور منی

راه منی رهبر منی

بر کرمت اتکای منی

ظلمت نفسی خدای من

استغفرالله

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

خدای مهربان! اگر من بدم

تو خود مرا صدا زدی آمدم

نمی کنی ز درگه خود ردم

استغفرالله و اتوب الیه

مرا برای طاعت آفریدی

ولی به غیر معصیت ندیدی

خمیده از بار معاصی قدم

استغفرالله و اتوب الیه

تو خواندی از لطف و کرم بنده ام

من از عنایات تو شرمنده ام

این من و این گناه بیش از حدم

استغفرالله و اتوب الیه

ببین چه آورده گنه بر سرم

ببخش از لطف و عطا و کرم

به حیدر و فاطمه و احمدم

استغفرالله و اتوب الیه

گرچه گنهکارم و آلوده ام

بند لطف و کرمت بوده ام

لطف تو می خواند و می بخشدم

استغفرالله و اتوب الیه

دلم بود به عفو تو متکی

تو خود گواهی که من از کودکی

دست به دامان حسینت زدم

استغفرالله و اتوب الیه

منم گنهکارتر از هرکسی

فزون بود جرم و گناهم بسی

وای اگر کنی از این در ردم

استغفرالله و اتوب الیه

الهی العفو

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

نه دارم طاعت نه کردم کاری

نـه دارم جز تو به عالم یاری

اگر سوزانـی مـرا حق داری

ندارم جز تو پناهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

خداونـدا بـر امیـدم بنگر

تو خود بر موی سفیدم بنگر

ز بار عصیان خمیدم بنگر

ندارم غیـر از سیـاهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

اجل پشت سر، لحـد پیش رو

نه آتش در دل نه آبم بر رو

ببین ره بسته به من از هر سو

تو بر حالم کن نگاهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

به اشک خجلت به چشم گریان

تو را خواندم ای خدای سبحان

تو را هر ساعت هزاران احسان

مـرا هـر لحظـه گناهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

منم که روی سیـاه آوردم

امیــد آوردم پنــاه آوردم

دو دستم خالی گناه آوردم

تو کوهی بخشی به کاهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

بـه کـوه عفـو و یم غفرانت

به آن عفوی که بود در شانت

نگردد هرگز کم از احسانت

که کوهی بخشی به کاهی، العفو

الهی العفو الهی العفو

یارب

صیام تا قیام – غلامرضاسازگار

من بند روسیاهم

این کوه جرم و گناهم

این ناله و اشک و آهم

با تو سخن دارم امشب

یارب یارب یارب

با آن همه لطف و رحمت

از تو نکردم اطاعت

دارم به رخ اشک خجلت

ذکر توام بوده بر لب

یارب یارب یارب

ای خالق مهربانم

مسکینم و ناتوانم

بنگر که افتاده جانم

پیوسته در تاب و در تب

یارب یارب یارب

از تو عطا و کرامت

از من سرشک ندامت

از بیم قبر و قیامت

پیوسته هستم معذب

یارب یارب یارب

عزت ز تو ذلت از من

لطفی کن ای حی ذوالمن

این عبد آلوده دامن

گردد به کویت مقرب

یارب یارب یارب

ای رب مولی الموالی

بنگر که دارم چه حالی

تو خالق ذوالجلالی

من بند تیره کوکب

یارب یارب یارب

جرمم بود بی شماره

دادم ز کف راه چاره

بر حال من کن نظاره

به حق زهرا و زینب

یارب یارب یارب

حاصل فردا

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

بسته به زنجیر گنه پای من

وای من و وای من و وای من!

وای! به محشر اگر افشا کنند

جرم مرا یکسره اعضای من

آه ز بگذشته و آینده ام

وای به دنیا و به عقبای من

روی به سوی تو کنم با چه رو؟

غرق گناه است سراپای من

پشت من از بار گنه شد دوتا

عفو کن ای خالق یکتای من

خالق من! گر تو نبخشی مرا

نیست به جز قعر سقر جای من

وای به روزی که عیان می شود

جرم من از دیدن سیمای من

هرچه کنی دور مکن از درت

از تو همین است تمنای من

هستی من هست ولای علی

جرم مرا بخش به مولای من

«میثم» بی برگ و نوایم که هست

مهر علی حاصل فردای من

زبان معذرت خواهی

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

شبی پروند خود را گشودم

برآمد ناله از هر تار و پودم

سراپا آب گشتم از خجالت

که آخر دست خود را رو نمودم

الهی! سیدی! العفو! العفو!

بدم؛ صد بار خود را آزمودم

تو بر لطف و عنایاتت فزودی

من از غفلت گناهم را فزودم

دریغا ای دریغا ای دریغا

تو با من بودی و من بی تو بودم

خطاکارم ولیکن گاه گاهی

به خاک آستانت چهره سودم

نه از پرونده جرمی پاک کردم

نه از آیینه ام زنگی زدودم

چنان در آتش خجلت شدم آب

که خیزد با نفس از سینه دودم

تمام راه ها را بستم اما

زبان معذرت خواهی گشودم

الهی! «میثمم» العفو! العفو!

اگرچه لایق عفوت نبودم

گناه مجدد

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

عبد فراری ام به درت باز آمدم

اقرار می کنم که گنهکارم و بدم

اعلان صلح و آشتی از جانب تو بود

باور نمی کنم که بخوانی کنی ردم

سنگینی گناه ز پایم فکنده است

جز تو که دست گیرد و جز تو که بخشدم

ای وای من که چون به درت توبه می کنم

سرمی زند دوباره گناه مجددم

با آنکه عهد خویش شکستم هزار بار

این دفع هزار و یکم باز آمدم

خواهی ببر به دوزخ و خواهی ببر بهشت

من عاشق محمد و آل محمدم

معبود من! چگونه بسوزی در آتشش

دستی که من به دامن آل علی زدم؟

ره دور و لرزه بر قدم و قبر پیش رو

در زیر کوه های گنه خم شده قدم

سرمای گداست همان دست خالی اش

من آمدم گدایی و خالی بود یدم

«میثم» که نیست در خور بخشش گناه او

بخشی مگر به حیدر و زهرا و احمدم

پناه من

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

این موی سفید من این روی سیاه من

این نال العفو و این کوه گناه من

با آنکه همه عمرم هرلحظه گنه کردم

بر عفو تو می باشد پیوسته نگاه من

عمری ست که می بینم دارند به هم الفت

لطف تو و عفو تو اشک من و آه من

هم تیره شده روزم هم بسته شده چشمم

هم خم شده پشت من هم گم شده راه من

سرتابه قدم تشویش مرگ از پی و گور از پیش

ای خالق من رحمی بر حال تباه من

باشد که تو بگشایی راهی به سویم یارب

فریاد که از هرسو بسته شده راه من

من عبد گنهکارم من مستحق نارم

من سخت گرفتارم العفو! اله من!

از آتش خشم تو باکم نبود هرگز

وقتی که بود یارب! عفو تو پناه من

با خاک درت شویم زنگ گنه از صورت

تا مهر بگیرد نور از روی سیاه من

«میثم»! چه از این بهتر با دوستی حیدر

بگذشت شب و روز و سال من و ماه من

گناه آشکار

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

هزاران بار اگر سوزی به نارم

به عفوت همچنان امیدوارم

وجودم گشته همچون نخل بی بار

مگر بخشی به چشم اشکبارم

تو و غفران و عفو بی حسابت

من و جرم و گناه بی شمارم

تو ستارالعیوب استی ولی من

چه سازم با گناه آشکارم

ز بس العفو گفتم عفو کردی

ز العفو و ز عفوت شرمسارم

چی ام من تا تو بر من سخت گیری؟

کی ام من تا بسوزانی به نارم؟

اگرچه خود ز کاه استم سبک تر

ولی سنگین تر از کوه است بارم

تمام عمر بودم از تو غافل

گذشته با گنه لیل و نهارم

خدای مهربان! کی می گذاری

که پا در آتش دوزخ گذارم؟

منم «میثم» اگر خوبم اگر بد

امیرالمؤمنین را دوست دارم

یک مصرع

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

رخ، زرد و مو سفید و همه نامه ام سیاه

ره، دور و قد خمیده ز سنگینی گناه

اشکی نیامد از بصرم وای! وای! وای!

سوزی نمانده در جگرم آه! آه! آه!

بی اختیار، راه سپارم سوی جحیم

گر افکنم به نام اعمال خود نگاه

یک مصرع است روز جزا کل نامه ام

یک لحظه توبه کردم و یک عمر اشتباه

از بس گناه، پرده به چشمم کشیده است

تشخیص راه را ندهد دیده ام ز چاه

عمری گناه کرده ام و توبه می کنم

با این زبان که ذکر تو را گفته گاه گاه

هرچند نیست در خور بخشش گناه من

مولای من! به عفو تو آورده ام پناه

فریاد از آن زمان که گناهان من روند

در پیش دیده ام رژه مانند یک سپاه

فردا که مادر از پسر خود کند فرار

«میثم» به خاندان پیمبر برد پناه

در محضر تو

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

افسوس که اشتباه کردم

پروند خود سیاه کردم

در ملک تو روزی تو خوردم

در محضر تو گناه کردم

این عمر عزیز خویشتن را

در صرف گنه تباه کردم

تو از گنهم نگاه بستی

من بر کرمت نگاه کردم

پشتم ز گنه خمید اما

رو سوی تو گاه گاه کردم

با سوز درون خود نفس را

در سینه شرار آه کردم

یارب به کرامتت ببخشا!

بد کردم و اشتباه کردم

«میثم»! همه جا محیط نور است

من سر به درون چاه کردم

پرده پوشی

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

راه، دور و بار، سنگین و گناهم بی شمار

من که می دانم بدم دیگر تو بر رویم نیار

تا نیفتم تا نسوزم در شرار خشم تو

ابر رحمت بر سر این بند عاصی ببار

باورم هرگز نمی آید به ذات اقدست

مهربانی چون تو عبدش را بسوزاند به نار

کی به رویش در ببندی کی رهایش می کنی

بنده ای را که ندارد جز درت راه فرار؟

هم ز لطفت هم ز عفوت هم ز جرمم هم ز خویش

شرمسارم شرمسارم شرمسارم شرمسار

باورم هرگز نمی آید که مأیوسش کنی

بنده ای را که بود بر رحمتت امیدوار

از تو در عمرم نکردم لحظه ای قطع امید

گرچه دارم جرم در پروند خود بی شمار

گرچه می دانم مرا می بخشی از لطف و کرم

می سزد تا باز، گریم از خجالت زارزار

پرده پوشی کردی از جرمم به دست رحمتت

گرچه می کردم گناه خویشتن را آشکار

چشم «میثم» هم چنان باشد به عفو رحمتت

گر بری سوی بهشتش یا بسوزانی به نار

رب کریم

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

الهی الهی الهی الهی!

نگاهی نگاهی نگاهی نگاهی!

تو هستی پناه همه اهل عالم

مرا غیر عفو تو نبود پناهی

گناه و خطای همه اهل عالم

به دریای عفو تو نبود گناهی

ندارم به غیر تو رب کریمی

نداری چو من بند روسیاهی

نه رویی که بر درگهت آورم رو

نه کاهی که کوهی ببخشی به کاهی

نه تابی که در نار قهرت بسوزم

نه اشکی که جاری کنم گاه گاهی

گناهان بسیار از چار جانب

به من حمله آرند هم چون سپاهی

به تنگ آمد از درد بی دردی ام دل

نه دردی نه اشکی نه سوزی نه آهی

همه هست من هست بار گناهم

همه زندگانیم عمر تباهی

همه راه ها بسته بر روی «میثم»

ندارد به جز باب عفو تو راهی

تو صدایم زدی

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

سال ها از تو بی خبر گشتم

گام گام از تو دورتر گشتم

می دویدم به جانب دوزخ

تو صدایم زدی که برگشتم

غرق در رحمت تو بودم باز

پیش تیر بلا سپر گشتم

بس که در آتش گنه ماندم

پای تا سر همه شرر گشتم

برگ و بارم تمام ریخته بود

به عطای تو بارور گشتم

سفر از خویشتن نکرده هنوز

با سگ نفس، هم سفر گشتم

وای من! کعبه را رها کردم

دور شیطان خیره سر گشتم

دامن یار را رها کردم

که به هر سوی، دربه در گشتم تا ببخشی

دوباره «میثم» را دور آل پیامبر گشتم

ماه خدا

صیام تا قیام – غلامرضا سازگار

روزه داران! مه خدایم من

با شما یار آشنایم من

ماه تسبیح و ذکر و صوم و صلات

ماه توبه، مه دعایم من

ماه وصل خدای منانم

ماه وحی و نزول قرآنم

ماه پیدایش جمالم من

ماه دیدار ذوالجلالم من

ماه هر لحظه با خدا بودن

ماه فضل و مه کمالم من

من که فیض حضور آوردم

نـور در شهـر نــور آوردم

روزه داران! همه قیام کنید

تا به ماه خدا سلام کنید

ماه شب زنده داری آمده است

از مه روزه احترام کنید

عاشقانی که قدر من دانند

همـه مـاه مبـارکم خوانند

ماه نور است کسب نور کنید

نفس خود از گناه دور کنید

با خدنگ اطاعت و تقوا

چشم شیطانِ نفس، کور کنید

روح تقوا به تن مبارک تان

لیلهالقـدر مـن مبارک تان

من سراپا بهشت یارانم

بر شما خوشتر از بهارانم

نور چشم همه خداجویان

مژد وصل روزه دارانم

همچو گل ریخته ز دامن من

سحـر و افتتاح و جوشن من

من تجلای ذوالمنن دارم

از کتاب خدا سخن دارم

صلوات خدا نثارم باد

که به دامان خود حسن دارم

مـن کـه پـا تا سرم تمام حسن

هستی ام هست از امام حسن

سرخوش آنان که اهل ایمان اند

دوست را لحظه لحظه می خوانند

روزها روزه اند و شب همگان

قدر شب ها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *