تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازکاوی تطبیقی جایگاه زن در اندیشه امام خمینی و مقام معظم رهبری :

مقدمه

دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی، با نگاهی همه جانبه به انسان و رعایت مصالح هر فرد، حقوق و تکالیفی برای او در نظر گرفته است. و در این میان فرقی بین مردان و زنان قائل نشده است و به هر دو با دید یکسان می نگرد. جز در یک مورد که خداوند بین آنها تمایز قائل شده و آن هم مسأل تقوا و خویشتن داری است.. با تأمل در زندگی معصومین (علیهم السلام) نیز می توان اهمیت و جایگاه واقعی که اسلام برای زنان قائل شده است را به روشنی دریافت. با این حال، اندیشه و نگرش برخی از افراد دربار نقش و جایگاه زنان در خانواده و اجتماع با دیدگاه اسلام سازگاری نداشت. چرا که در این اندیشه ها، زنان موجوداتی زبون و بی ارزش و کارگزار تلقی می شدند و با ظلم ها و ستم هایی که در حق زنان اعمال می شد؛ ایشان از از مقام و جایگاه اصلی خویشتن دور ساختند.

در این میان با توجه به اهمیت و جایگاه والای زن که در زندگی بشر دارد، رهبران دینی انقلاب اسلامی نیز به تأسی از قرآن و عترت به بیان این اندیشه پرداخته و شخصیت والای زنان را بازگو نموده اند. اندیشمندان بسیاری نیز به تالیف کتبی در این زمینه پرداختند: از جمله حقوق زن در اسلام شهید مطهری، زن در آینه جلال و جمال آیت الله جوادی آملی، حقوق زن از دیدگاه قرآن کریم محمدبیستونی، ناشنیده هایی دربار قدرت و شکوه زن در کلام امام و رهبری از علیرضا پناهیان و سایر آثار و تألیفاتی که در این باره نگاشته شده اند.

با توجه به اینکه در عصر حاضر، غرب گراها به بهان حقوق بشر، زنان را موجوداتی ضعیف می دانند که اسلام در حق آنها ستم روا داشته و آنها را حقوق اولیه خویش نیز محروم ساخته است، اندیشه ای به نام فمینیسم در دفاع از حقوق زنان شکل گرفته است و خواهان تشابه حقوق زنان با مردان شده است. به همین خاطر محقق به بیان دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی دربار جایگاه زنان پرداخته است تا بتواند دیدگاه متعادل و صحیح دربار زنان را بیان نموده و بر عقاید پوچ و واهی در این زمینه مهر بطلانی بزند.

حال سوال اساسی که در اینجا مطرح می شود این است که جایگاه زن در اندیش امام خمینی و مقام معظم رهبری چگونه است؟

تعاریف لغوی و اصطلاحی

زن

خداوند متعال در قرآن کریم، از دو واز زوج و امرأه نام برده و در بعضی از آیات این دو واژه به معنای همسر مرد آمده است. با این تفاوت که گاهی با واژ امرأه و گاهی با واژ زوج بیان شده است.

زوج در لغت به معنای مقارنه و نزدیکی است. و برای مرد و زن به کار می رود، ولی هنگامی که در کنار واز بعل یا یک ضمیر مذکر به کار رود تنها به معنای همسر مرد است: «وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْکنْ أَنتَ وَزَوْجک الْجنَّهَ[۱]»[۲] برای زوج معنای دیگری مانند صنف و جفت نیز بیان شده است.[۳]

جایگاه زن در اندیش جاهلیت

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در فرهنگ و جامعه ای به نبوت برگزیده شدند که انحطاط و جاهلیت بیداد می کرد، در چنین جامعه ای، زن از جایگاهی پست و بی ارزش برخوردار بود. جاهلیت، زن را در ردیف سایر انسان ها قلمداد نمی کردند، بلکه او را به عنوان انسان درجه دو محسوب می نمودند. گفتار عمر خلیف دوم در مورد وضعیت زنان در جاهلیت گواه خوبی است. او اعتراف می کند که زنان در جاهلیت هیچ به حساب نمی آمدند: «کنا فی الجاهلیه لانعد النساء شیاًء»[۴] عصر جاهلیت زن را مخلوقی می دانستند برزخ بین حیوان و انسان که فائد خلقت وی فقط تکثیر نسل و خدمت به مرد بود.[۵] بر اساس روایتی، اعراب زنان را همچون کالایی می شمردند که (اگر از خود پسری نداشت) پس از مرگ شوهر، در شمار دیگر اموال و ثروت شوهر، به پسر شوهر از زن های دیگر منتقل می شد.[۶]

یکی از رفتارهای زشت جاهلیت دربار دختران که به صراحت در قرآن به آن تصریح شده و مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته، مسأل زنده به گور کردن دختران به هنگام تولد انان می باشد. قران در این زمینه چنین بیان می نماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کظِیمٌ * یتَوَارَی مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیمْسِکهُ علَی هونٍ أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یحْکمُونَ:[۷] و هر گاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند چهره اش سیاه می گردد در حالی که خشم [و اندوه] خود را فرو می خورد* از بدی آنچه بدو بشارت داده شده از قبیله [خود] روی می پوشاند آیا او را با خواری نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند وه چه بد داوری می کنند»

علامه طباطبایی دراین باره چنین بیان می نمایند: «اینکه می فرماید خود را از شرمساری از مردم پنهان می کند، برای این است که ولادت دختر را برای پدر ننگ می دانستند، و منشا عمده این طرز تفکر این بود که مردان در چنین مواقعی تصور می کردند که این دختر به زودی بزرگ خواهد شد، و ملعبه و بازیچه جوانان قرار خواهد گرفت، و این خود نوعی غلبه مرد بر زن است، آن هم در یک امر جنسی که به زبان آوردن آن مستهجن و زشت است، در نتیجه ، ننگ زبان زد شدنش به ریش پدر و خاندان او می چسبد.

همین طرز تفکر، عرب جاهلیت را واداشت تا دختران بی گناه خود را زنده زنده دفن کنند.»[۸]

ایشان در جایی دیگر علت زنده به گور کردن دختران را چنین بیان می نمایند: «یکی از بدبختی ها که گریبانگیر اولاد عرب بوده، این بود که به دست پدر خود کشته می شد، زیرا بلاد عرب خراب و اراضی آن خشک و بایر بود، زراعتی نداشتند و بیشتر اوقات مردمش گرفتار قحطی و گرانی می شدند به این جهت پدران از ترس تهی دستی، فرزندان خود را می کشتند! و دختران را زنده به گور می کردند و بدترین خبر و وحشت زاترین بشارت این بود که به او بگویند همسرت دختر آورده است.»[۹]

علامه طبرسی نیز در این باره چنین بیان می نماید: «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کظِیمٌ: هنگامی که بیکی از آنها خبر می رسید که صاحب دختر شده است، رنگ صورتش به سیاهی می گرایید و بدینوسیله آثار خشم و نارضایی و اندوه، در سیمای آنها هویدا می شد و خشم و غم سراسر وجودشان را فرا می گرفت. جاهل، چنین مردمی که خود از داشتن دختر، چنین ناراحت بودند و در عین حال خداوند یکتا را صاحب دختر می پنداشتند! یتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ: کسی که صاحب دختر شده بود، به خاطر شرمساری و سرافکندگی در برابر خبری که به او داده شده بود، از مردم مخفی می شد. أَ یمْسِکهُ عَلی هُونٍ أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرابِ: پیش خود می اندیشید که با طفل مظلوم چه کند؟ آیا او را بخواری و مشقت، نگه دارد، یا زنده بگورش کند. عمل «واد» در میان جامعه عرب، عبارت بود از زنده بگور کردن دختران، از ترس اینکه مبادا دچار فقر شوند و بخواهند دختران را باشخاص غیر همشأن خود دهند. أَلا ساءَ ما یحْکمُونَ: بدانید که آنها بد قضاوت می کردند، زیرا برای خود چیزی قرار می دادند که پسند خاطرشان بود و برای خداوند چیزی قرار می دادند که مطلوب خودشان نبود. برخی گویند: بد قضاوت می کردند، زیرا دختران را زنده بگور می کردند، در حالی که آنها نیز همچون پسران حق حیات داشتند و شاید دختری بهتر از پسری بود».[۱۰]

به هر حال در تاریخ بشریت، عرب جاهلی برای نخستین بار به عمل ننگینی که از قساوت و سنگدلی خاصی حکایت می کند، دست زد و دختران خود را گاهی به بهان قحطی و ترس از ننگی (ننگ پنداری وخیالی) که مبادا از ناحی دختران به آنان برسد، زنده به گور می کردند و به چنین کار وحشیانه ای دست می زدند

جایگاه زن در اندیش اسلام

با نزول برنام جامع و مدون دین اسلام، نگرش ها نسبت به جایگاه زنان کم کم تغییر نمود. و از آن دیدگاه افراطی به سمت اعتدال پیش رفت؛ چرا که اسلام زنان را از آن جایگاه پست دوران جاهلیت خارج کرده و او را هم ردیف مردان قرار داد. در آیات مختلفی خداوند زنان را هم ردیف مردان قرار داده تا این حقیقت بیان شود که زنان نیز هم چون مردان دارای حقوق و جایگاه ارزشمند و مورد توجهی هستند. از جمله:

«إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمؤْمِنَاتِ وَالْقانِتِینَ وَالْقانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکرِین اللَّه کثِیرًا وَالذَّاکرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا:[۱۱] مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند خدا برای [همه] آنان آمرزشی و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.»

و در آیات دیگری که دلیل برتری افراد را نه در مرد بودن، بلکه داشتن تقوا معرفی کرده است: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمْ مِنْ ذَکرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّه أَتقَاکمْ إِن اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ:[۱۲] ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست بی تردید خداوند دانای آگاه است.»

آیت الله جوادی آملی در این زمینه چنین بیان می نمایند: «قرآن کریم اهتمام خاصی نسبت به شخصیت زن دارد، و علت ان این است که هر جا قرآن، در مورد چیزی خطری احساس کند، بیش از حد بر ان مسأله تکیه می کند و چون در ایام نزول قرآن، حرمت زن محفوظ نبود، بیش از توقع و انتظار به به مسأل حرمت زن تکیه می کند و در تمام شئون برای او سهمی قائل می شود، و به تساوی و مانند آن تصریح می کند.»[۱۳]

علامه طباطبایی نیز در این باره چنین بیان می نماید: «زن از برکت اسلام مستقل به نفس و متکی بر خویش گشت، اراده و عمل او که تا ظهور اسلام گره خورده به اراد مرد بود، از اراده و عمل مرد جدا شد، و از تحت ولایت و قیمومت مرد در آمد، و به مقامی رسید که دنیای قبل از اسلام با هم قدمت خود و در هم ادوارش، چنین مقامی به زن نداده بود، مقامی به زن داد که در هیچ گوشه از هیچ صفح تاریخ گذشت بشر چنین مقامی برای زن نخواهید یافت.»[۱۴]

خداوند متعال برای بالا بردن مقام زن و نشان دادن جایگاه شایست وی، به همین مقدار اکتفا ننمود بلکه زنانی هم چون آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران را به عنوان الگوهایی نیکو برای زنان و مردان شایسته معرفی نمود و این خود دلالت بر ارزش وجودی زنی را دارد که روزگارانی به عنوان موجود درج دوم محسوب می شد.

دقت و تأمل در زندگی معصومین (علیهم السلام) نیز گواه روشن دیگری بر این نگرش نسبت به زنان است. چرا که در زمانی که دختران را به بهانه های واهی، زنده به گور می کردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ارزش و جایگاه زن را با تولد یگانه بانوی عالم حضرت فاطم زهرا (سلام الله علیها) به همگان نشان دادند و خداوند نیز در تأیید این رفتار سوره ای را در شأن بی بدیل این بانوی بزرگوار نازل نمودند. سایر معصومین (علیهم السلام) نیز نهایت مهربانی و ارزشمندی را در رفتار با همسران خویش به کار برده اند و هیچ گونه رفتار تند و تحقیر آمیز از این بزرگواران علیه همسرانشان گزارش نشده است. از جمله امام حسن (علیه السلام) با اینکه توسط همسر خویش به شهادت رسیدند اما در واپسین لحظات عمر شریف خویش نهایت لطف و انصاف در حق او اظهار داشتند. و هم اینها مهر تأییدی بر جایگاه ارزشمند زن در دین اسلام دارد.

علاوه برسیر معصومین (علیهم السلام)، رهبران دینی جهان اسلام در قرن حاضر؛ امام خمینی (رحمه الله علیه) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) نیز دربار جایگاه زنان به وفور صحبت نموده و این جایگاه ارزشمند را بیان نموده اند؛ که در اینجا به بیان دیدگاه و اندیش هر یک از ایشان دربار جایگاه زن می پردازیم:

جایگاه زن در اندیش امام خمینی (رحمه الله علیه) و مقام معظم رهبری

امام خمینی (رحمه الله علیه) و مقام معظم رهبری نیز به تأسی از قرآن و معصومین (علیهم السلام) برای زن ارزش و جایگاه والایی قائل هستند. به همین خاطر به بیان اندیش گوهربار ایشان دربار برخی از جایگاه های زنان در جامع اسلامی می پردازیم:

۱- زن نمون یک الگوی والای انسانی

امام خمینی (رحمه الله علیه) زنانی هم چون فاطم زهرا، حضرت خدیجه، حضرت زینب و حضرت مریم (سلام الله علیهن) را در عین زن بودن، نمون کامل انسانی معرفی می نماید و سایر بانوان را به تأسی از این بزرگواران دعوت می نماید. ایشان در توصیف شخصیت والای حضرت زهرا (علیهاالسلام) یگانه بانوی دو عالم چنین بیان می نمایند: «تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا سلام الله علیها – جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخ انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است.. تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد – تمام – در این زن است. زنی که تمام خاصه های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای رسول الله بود. معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های مُلکی و ناسوتی – همه – در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان؛ زنی است به تمام معنا زن. از برای زن ابعاد مختلفه است؛ چنان چه برای مرد، و برای انسان. این صورت طبیعی نازلترین مرتبه انسان است و نازلترین مرتب زن است و نازلترین مرتب مرداست؛ لکن از همین مرتب نازل، حرکت به سوی کمال است. انسان، موجود متحرک است؛ از مرتب طبیعت تا مرتب غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیق طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبه طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – مراحل راطی کرده است تارسیده است به مرتبه ای که دست همه از اوکوتاه است.»[۱۵]

مقام معظم رهبری نیز در این باره چنین بیان می نمایند: «زن اسلامی عبارت است از آن موجودی که دارای ایمان است، دارای عفاف است، متصدی مهم ترین بخش تربیت انسان است؛ اثرگذار در اجتماع است. دارای رشد علمی و معنوی است. مدیر کانون بسیار مهم خانواده است، مای آرامش جنس مرد است. هم اینها در کنار خصوصیات زنانگیف مثل لطافت، مثل رقت قلب، مثل آمادگی دریافت انوار الهی، این الگوی زن مسلمان است؛ همین خصوصیاتی که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیانات متعدد به مناسبت تمجید از فاطم زهرا یا خدیجه کبری (سلام الله علیهما) یا به نحو کلی دربار زن بیان کرده است؛ این الگوی اسلامی است.»[۱۶]

ایشان در جایی دیگر چنین بیان می نمایند: «خدای متعال مرد را و زن را از جهاتی مثل هم قرار داده است؛ از لحاظ عروج به مقامات معنوی با هم تفاوتی ندارند، نمونه اش فاطم زهرا (سلام الله علیها)؛ از لحاظ قدرت رهبری با هم تفاوتی ندارند، نمونه اش فاطم زهرا (سلام الله علیها)؛ از لحاظ توانایی هدایت بشر تفاوتی ندارند، نمونه اش فاطم زهرا (سلام الله علیها)؛ اما از لحاظ وظایف ادار زندگی تفاوت دارند، باز نمونه اش فاطم زهرا (سلام الله علیها)»[۱۷]

۲- زن در اوج کرامت و شخصیت

امام خمینی (رحمه الله علیه) دربار مقام و کرامتی که اسلام به زنان بعد از دوران جاهلیت بخشیده است چنین بیان می نمایند: «اسلام زن ها را نجات داده است، از آن چیزهایی که در جاهلیت بود. آن قدری که اسلام به زن خدمت کرده، خدا می داند به مرد خدمت نکرده، آنقدر که به زن خدمت کرده. شما نمی دانید که در جاهلیت زن چه بوده و در اسلام چه شده. اسلام به زن خدمتی کرده است که در تاریخ همچو سابقه ای ندارد. اسلام زن را از توی لجنزارها برداشته آورده، شخصیت به او داده.[۱۸] اسلام زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحل جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات، بلکه پایین تر از او می شمردند. زن در جاهلیت مظلوم بود، اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید.[۱۹] ما می خواهیم زن، به مقام والای انسانیت خودش باشد نه مَلعَبه باشد؛ نه ملعبه در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد. زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.[۲۰] اسلام در وقتی ظهور کرد در جزیره العرب، بانوان حیثیت خودشان را پیش مردان از دست داده بودند، اسلام آنها را سربلند و سرافراز کردف اسلام آنها را با مردان مساوی کرد، عنایتی که اسلام به بانوان دارد بیشتر از عنایتی است که بر مردان دارد.»[۲۱]

مقام معظم رهبری نیز در این باره چنین بیان می نمایند: «تا آفتاب درخشان خدیج کبری (علیها السلام) و فاطم زهرا (علیهاالسلام)و زینب کبری (علیهاالسلام) می درخشد، طرحهای کهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید. و هزاران زن کربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم های ظاهری را در هم شکسته اند؛ بلکه ستم های مدرن به زن را نیز رسوا و بی آبرو کرده و نشان داده اند که حق کرامت الاهی زن، بالاترین حقوق زن است که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است.»[۲۲]

ایشان در جایی دیگر چنین بیان می نمایند: «اسلام به معنای واقعی زن را تکریم کرده است. اگر روی نقش مادر و حرمت مادر در درون خانواده تکیه می کند، یا روی نقش زن و تأثیر زن و حقوق زن و وظایف و محدودیت های زن در داخل خانواده تکیه می کند، به هیچ وجه به معنای این نیست که زن را از شرکت در مسائل اجتماعی و دخالت در مبارزات و فعالیت های عمومی مردم منع کند. عده ای بد و یا کج فهمیدند؛ یک عد مغرض هم از این کج فهمی استفاده کردند؛ کأنّه یا باید زن، مادر خوب و همسر خوبی باشد یا باید در تلاش ها و فعالیت های اجتماعی شرکت کند؛ قضیه این طوری نیست؛ هم باید مادرِ خوب و همسر خوبی باشد، هم در فعالیت اجتماعی شرکت کند. فاطم زهرا (سلام الله علیها) مظهر چنین جمعی است؛ جمع بین شئون مختلف. زینب کبری نمون دیگر است. زن های معروف صدر اسلام و زن های برجسته، نمونه های دیگرند؛ این ها در جامعه بودند و حضور داشتند. نفهمیدنِ مفهوم تکریم زن در اسلام، همراه شده است با بدآموزی های القاء شد به عنوان تکریم زن در تمدن غرب؛ این ها باهم آمیخته شده و یک جریان غلط ذهنی و فکری به وجود آورده. زن در داخل خانواده، عزیز و مکرّم و محور مدیریت درونی خانواده است؛ شمع جمع افراد خانواده است؛ مای انس و سکینه و آرامش است. کانون خانواده- که حوضچ آرامش زندگیِ پُرچالش و پُرتلاش هر انسانی است- به وجود زن آرام می گیرد و سکینه و اطمینان پیدا می کند. آن وقت نقش او به عنوان همسر، به عنوان مادر، به عنوان دختر خانواده، هرکدام یک فصل طولانی در تکریم دارد. بنابراین حقیقتاً باید در زمین ارزش و کرامت زن در نظر اسلام، بازنویسی و بازگویی و بازبینی کرد.»[۲۳]

۳- زن مبدأ سعادت و آرامش

امام خمینی (رحمه الله علیه) در این باره چنین بیان می نمایند: «نقش زنان در عالم از ویزگی های خاصی برخوردار است، صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد. زن، یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش های والای انسانی کشیده شوند و می تواند به عکس آن باشد.[۲۴] زن مربی جامعه است از دامن زن انسان ها پیدا می شوند؛ مرحل اولِ مرد و زن صحیح از دامن زن است، مربی انسانها زن است سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و با تربیت صحیح خودت کشور را آزاد می کند مبدأ هم سعادت ها از دامن زن بلند می شود زن مبدأ هم سعادت ها باید باشد.[۲۵] زن ها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ می کنند، قرآن کریم انسان ساز است و زن ها نیز انسان ساز؛ وظیف زنها انسان سازی است. اگر زن های انسان ساز از ملت ها گرفته بشود، ملت ها به شکست و انحطاط مبدل خواهند شد، شکست خواهند خورد، منحط خواهند شد.»[۲۶]

مقام معظم رهبری نیز در این باره چنین بیان می نمایند: «همه تحت تأثیر مادران هستند. آن که بهشتی می شود، پای بهشتی شدنش از مادر است.»[۲۷]

ایشان در جای دیگر چنین بیان می نمایند: «زن در خانه مای آرامش است؛ مای آرامش مرد، و مای آرامش فرزندان؛ دختر و پسر. اگر خود زن برخوردار از آرامش روانی و روحی نباشد، نمی تواند این آرامش را به خانواده بدهد. زنی که مورد تحقیر قرار بگیرد، مورد اهانت قرار بگیرد، مورد فشار کار قرار بگیرد، نمی تواند کدبانو باشد؛ نمی تواند مدیر خانواده باشد؛ درحالی که زن، مدیر خانواده است. این مسئل اصلی است. این یکی از آن اصلی ترین مسائل است، که خب در محیط زندگی ما – چه محیط های قدیمی ما، چه محیط های جدید ما – چندان مورد توجّه قرار نگرفته است و باید مورد توجّه قرار بگیرد.

تصوّر از زن در خانه، تصوّر یک موجود درج دویی [است] که موظّف به خدمتگزاری به دیگران است؛ این تصوّر بین خیلی ها هست – حالا بعضی ها به زبان می آورند، به رو می آورند، بعضی ها هم به رو نمی آورند، امّا در دلشان این است – این درست نقط مقابل آن چیزی است که اسلام بیان کرده است. من مکرّر عرض کرده ام این حدیث معروف را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *